دو نوع پشتیبان برای این شر کت تعریف شده بچه هایی که به مغازه ها برای مدیریت و سرکشی دستگاههای کارتخوان مراجعه میکنن که مثل برده ها باهاشون رفتار میکنن هر سه ماه در هر استان بیست تا سی تا نیرو میگیرن سر سه ماه ۷۰ درصدشون فرار را به قرار ترجیح میدن باز دوباره نیرو جذب میکنن و این سیکل معیوب همچنان ادامه داره چون مثل حیوان با بچه های مردم رفتار میکنن یک نوع دیگه پشتیبان سوخت هست که نه آرامش داری نه زندگی باید هر هفته به تعدادی پمپ بنزین در شهر خودت و شهرستانهای تابع استان با ماشین شخصی و با قیمت مفت براشون بری و از سیستمهای تعبیه شده در جایگاههای سوخت پشتیبانی کنی دائم خطر جاده و تصادف و خواب آلودگی در مسافتهای طولانی را با حقوق اداره کار باید به جون بخری شب هم آش و لاش ساعت ۷ و ۸ شب برسی خونه باز فردا روز از نو روزی از نو بنداز توی جاده مثل راننده های بین شهری فقط ازت بیگاری میکشن مدیرانش هم در دفتر تهران اکثرا بچه آقازاده هستن گه زیر باد کولر نشستن و دائم در جلسه تشریف دارن و ارد میدن
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
وب وان جو بی حاشیه ای داره من به خاطر مهاجرت به شهرستان نتونستم ادامه همکاری بدم من سابقه خاصی نداشتم که رفتم وب وان ولی با دو سال خیلی چیزا یاد گرفتم الان با شرکت های خارجی ریموت کار می کنم سابقه کارم توی وب وان خیلی تأثیر داشت که باهام همکاری کنن از مجموعه وب وان و مدیریت و دوستان خوبم ممنون
اگر دارید در مورد کار کردن تو این شرکت فکر و تحقیق میکنید حتما بخونید. تو مصاحبه ها تا حد کمی مشخصه که دنبال برده میگردن و میخوان خیلی سربه زیر باشی. هرچی هم در مورد ارتقای شفلی و امکان پیشرفت میگن بدونید دروغ محضه. فرض کنید مصاحبه هارو قبول شدید. کاراموز های برنامه نویسی میرن بخش آموزش: ۱. مدیر بخش آموزش و معلمهاشون دوست و رفیق اند. خاله زنک. پیش داوری زیاد. ۲. به قول خودشون میخوان سطح کاراموز رو بسنجن ولی کسایی رو که خوششون نمیاد یا حس کنن امکان شکوفا شدنشون هست تو آزمونهای قرون وسطی ایشون رد میکنن. ۳. معلم ها از بس یه سری سوال ها و جزوه چند صفحه ای خودشون رو چندین سال مرور کردن فکر میکنن حالا که همونا رو از حفظ میتونن توضیح بدن و چشم بسته جواب بدن ، خیلی بلدکار و متخصص اند. ولی بدونید که مثلا خارج از اون جزوه sql یه کوئری از یه دیتابیس فرضی دیگه بپرسید نمیتونه جواب بده. ۴.آموزش ناقصه، جزوه اطلاعات کافی نداره، نکته های مهم در مورد دیتا بیس یا فریموورکشون ذکر نمیشه. سوال ها دقیقا همون نکته هارو میخوان و چون تو ذهن خودشون وجود داره توقع دارن تو هم بدونی. ۵. مدیر آموزش و معلم هاشون دائما سعی میکنن با خوش رفتاری ظاهر رو حفظ کنن ولی به طور مشخصی از بالا بهت نگاه میکنن و بهت استرس میدن. مهم نیست عملکردتون چجوری باشه. ادم دقیق و مسئولیت پذیری باشید یا نه. دلبخواهی براتون تصمیم میگیرن. ۶. امکان پیشرفت زیر نیم درصد. فریموورک قدیمی و افتضاح. باعث میشه شما درجا بزنید. اگه دنبال یادگیری نیستید میتونید اونجا به مشغول کپی پیست و یادگیری اشتباه و غیر حرفه ای باشید و اسم خودتون رو بذارید برنامه نویس. ۷. از بدو ورود در مورد این شنیدم که بسیاری از نیروهای برنامه نویس به طور مداوم دارن سعی میکنن از شرکت خارج شن. به طوری که فقط مدیرای نالایقشون موندن و تعدادی که به زور سفته نگهشون داشتن. من اشتباهم این بود که اهمیت ندادم ولی این واقعا یه نشونه بزرگ بود برای سنجش شرکت. ۸. بعد از مدتی که تو آموزش بودم خانم مدیر آموزش به طور بیشرمانه ای گفت ما داریم هزینه میکنیم برای آموزش و تو نیروی کاری خوبی نیستی اگه بری جلوتر و تو تیم کار کنی اونجا گیر میکنی. (الان که فکر میکنم قطعا همینطور میبود لابد پیش بینی کرده بود من آدمی نیستم که با شرایط کند یادگیریم تاب بیارم و شاکی نشم) ایشون گفت اگه بری تیم پشتیبانی خیلی خوب با دیتابیس شرکت آشنا میشی و حرفه ای میشی بعد میتونی بیای تو تیم دولوپرها. که یهو گفت باید حداقل دویال تو پشتیبانی باشه!!!!!! دوسال از عمرم رو بذارم برای تلفن جواب دادن! منی که با افتخار دانشگاه دولتی تهران درس خوندم! از خدا ممنونم که اون لحظه شک به دلم نیافتاد برای خارج شدن از اون شرکت. از این گفت و گو ۱۰ ماه گذشته و من تو این مدت در شرکت دیگه ای زیر نظر یه انسان متخصص زبان دیگه ای رو شروع کردم و از نقطه صفر رسیدم به جایی که هم با فریموورک هم پیور چند تا اپ دولوپ کردم و دیپلوی و دواپس و CICD اصولی یاد گرفتم و بعد از استخدامم از حقوق ناچیز فناوران هم کلی بیشتر عایدم شد. و منی که تو این شرایط اموزش دیدم و پیشرفت کردم، قطعا وفادار خواهم موند. و شرکت نیاز نداره با گرو کشی منو به زور نگه داره. پسسسس هرجا برید خودتونو محک بزنید ولی فناوران نرید و نمونید. بزرگترین نشونه: برنامه نویس هاشون دائما شرکت رو طرد میکنند. به تجربه همشون اعتماد کنید.
بسیار محیط ارومی داره، مدیران و نیروها تعامل خیلی خوبی با هم دارن، طرز رفتار مدیریت با افراد به قدری خوب هست که حس میکنین دارین برای خودتون کار میکنین، به شخصه با جون و دل کار میکردم و پیشفرت شرکت برام خیلی مهم بود
در این شرکت، اوضاع به شدت سختگیرانه و فشارها زیاد بود و احساس میکردم محدودیتهای زیادی وجود دارد. کار با مدیرعامل، که تصور میکرد همهچیز فقط به خواستههای او بستگی دارد، برای من خیلی دشوار شده بود. به عنوان تازهکار، فضای کار برایم اصلا دلگرمکننده نبود و گاهی حس میکردم در شرایطی هستم که آزادی عمل واقعی ندارم. با وجود تمام چالشها، تجربهی کار میتواند درسهایی دربارهی مدیریت و فرآیندهای سازمانی بدهد، هرچند احتمال دارد برای برخی افراد انرژیبر باشد.
کلاهبردارن .اینطوری که کار میکنی پولت رو نگه میدارن از برج یازده حساب داریم یه خیلی آدم الان ۵ ماهه که پولمونو ندادن.به بچه های قراردادیشون حقوق میدن چون دولت میچسبه بهشون ولی قراردادی ها برگه قرارداد ندارن همه لسانی هستن و به هیچکس برگه قرارداد نمیدن.که نتونی سر دیرکرد ازشون شکایت کنی.بیمه که بماند.قیمتشونم نصف قیمت کار بیرون صحبت میکنن .میگن کار زیاد داریم ولی دروغی بیش نیست .بخوایم شکایت کنی ازشون که راه به جایی نمیبری چون قراردادت لسانیه باید یه سال درگیر پرونده شی و پولت و نمیدن
دوستان من مدتی زیادی تو این شرکت کار کردم. الان ایران نیستم، خالصانه بخوام بگم چیزی برای یاد گرفتن در این شرکت وجود نداره تو حوزه نرم افزار. اقای محمودی مدیر عاملش ادم بسیار زرنگی هست به هیچ وجه خودشو بد نشان نمیده، حواسش به همچی هست و اگه چیزی باب میلش نباشه به شخص دیگری میگه که با شما تذکر جدی بده برای ما اون زمان اقای بابایی بود. پسر اقای محمودی بود آرمان محمودی که متاسفانه کپی برابر اصل پدرش بود با اینکه اون زمان سن کمی داشت. یادمه مدیریت وسواس بسیار زیادی داشت مانیتورا پشت به دیوار بود و مدام به بهنه های مختلف رد میشدن تا ببینن کارمندا چیکار میکنن. حقوق سر موقع پرداخت میشد، بیمه حداقل وزارت کار رد میشد. تو دو پارت حقوقارو میریختن که اگر شکایت کنی دست به جایی بند نباشه. یادمه عصرانم میدادن، بستنی یا بیسکویت. ادم حرفه تو حوزه نرم افزار اونجا نداره شاید تو بحث الکترونیک باشه. صادقانه بگم جزء سیاه ترین دوران های کاری زندگیم بود، روان شما بهم میریزه اونجا. نظرات قبل را خوندم دیدم یک عده از طرف خود شرکت یا خصومت شخصی چیزهایی نوشته بودن که اکثرا درست بود. من نکاتی گفتم که بدونید تو این شرکت کار کردم تو حوزه برنامه اندروید و قفل سخت افزاری. من اگه برگردم به عقب هیچوقت، وقتمو هدر نمیدادم تو شرکت منشور سیمین.
من به اندازهای که روال کار رو درست فهمیدم حس کردم که پروژهای با عنوان نیرویSenior Back-end Developer برای کار از راه دور و با تسلط به PHP و Laravel به من پیشنهاد شد. چند روز بعد شخصی از شرکت با من تماس گرفت و مصاحبه فنی را از طریق تلفن انجام داد. چند ساعت بعد قرار شد از روز بعد کار را آغاز کنم و به کانال تلگرامشان اضافه شدم. در ایران شرکت با نامهای مشابه معرفی میشد: ارتباطات هوشمند هویار یا شرکت گندم و در کانادا با نام مدیاتل. طبق روند اداری پرسیدم که گفتند قرارداد ندارند و حتی با نیروهای سطح بالا هم قرارداد نبستهاند. در طول همکاری متوجه شدم که روزانه افراد متعددی به دلایل مختلف از گروه حذف میشدند و وقتی دلیل را میگرفتم، میگفتند بدون اطلاع قبلی از گروه خارج شدند و تمام دسترسیهایشان قطع شده است. بارها توهین شنیدم و نگاه از بالا به پایین نسبت به عملکردمان داشتند و این رفتار فقط با عنوان نیروهای برنامهنویس نبود. ساعات کاری برایشان معنایی نداشت و یک بار در ساعت سه و سیدقیقه صبح با من تماس گرفتند. در پایان ماه درباره پرداختی پرسیدم و پاسخ گفتند مگه در این دوره زمانی کسی حقوق میگیرد؟ و در پاسخ گفتند شوخی کردهاند، اما روشن بود که جدی نبودند و تا به امروز با من تسویه نشده است. طی دو ماه دفعات زیادی پیگیری کردم و به بهانههای مختلف امروز و فردا کردند؛ آخرین دلیلشان NDA بود که میگفتند فقط در صورت عقد قرارداد رسمی معتبر اعمال میشود، اما این آقا بدون بستن قرارداد و واریز حقوق از نیرو کار میکشید. این شرکت با نامهای زیر و تبلیغات استخدامی در سایتهای مختلف فعالیت میکند: ارتباطات هوشمند هویار (ایران)، شرکت گندم (ایران)، ارتباطات هوشمند گندم، شرکت مدیاتل (کانادا). اگر به تبلیغات با این عناوین پاسخ دادید یا با شما تماس گرفتند، به هیچ عنوان همکاری نکنید چون ممکن است یک ماه کامل از شما کار کشیده و حقوقتان پرداخت نشود.
هر ادعایی باید با سند باشه تصویر قرارداد رو اینجا میذارم تو خودتون قضاوت کنید. وقتی یک نفر مینویسه "سفته میگیرن یا جریمه میکنن" باید با مدرک باشه سفته میگیرن، 3 ماه قبل از استعفا هم باید اطلاع بدید و گرنه جریمه میکنن به هیچ عنوان رضایتنامه شغلی نمیدن مدیر تمام تیمها از هیات مدیره هست و اگر شما مدیر تیمی بشید (که از محالات هست) قدرتی ندارید و تصمیم گیرنده نیستید فقط بار بیشتری روتون میذارن! سمی بودن محیط تولید رو تو یک ماه اول با چشم میبینید و با ویژگیهای خاص هیات موسس هم آشنا میشید! کاملا مشخصه نظرات مثبت از طرف شرکت هست. اگه درست بررسی کنید متوجه میشید که یا حرفهای بدون مدرک نوشته شده یا در مورد صبحانه نوشتن یا کلی گویی شده!!! به نظرات مثبت دقت کنید، فقط از هیات مدیره (در واقع همون هیات موسس) تمجید شده در هر صورت برای کارآموزی خوبه ولی اگه سابقه کار مناسبی دارید خودتون رو با اداره کار درگیر نکنید
برخورد در مصاحبههای مپنا برخلاف تصور اولیه راستیآزمایی میشود؛ مرحله ابتدایی با مدیران بخش معمولا خوب پیش میرود اما در روند دوم رفتار برخی مدیران گاه ناخوشایند است و حس میشود نگاه آنها خیلی بالا است و به بیاهمیت بودن مسیر و سابقهی فعالیتها توجه نمیکنن. من در مصاحبه دوم با سوالات غیرمرتبط فنی روبهرو شدم و حس کردم برای تأیید یا پذیرش نیاز به داشتن معرف یا پارتی است تا بتوان پذیرفته شد. بعد از این مرحله، بخش منابع انسانی و ارزیابی روانشناختی و تکمیل پرونده هم وجود دارد. بهطور کل، فضای شرکت از بیرون ظاهرا ساده است ولی مدیران بیشتری از دانشگاهی مشخص میآیند و تمرکزشان روی بودجه و تخصیص بودجه است تا کار واقعی. در گذشته مپنا بهعنوان نامی معتبر شناخته میشد، اما اکنون گاهی به نظر میرسد بیشتر به جنبههای اداری و اقتصادی وابسته است. تمام کارها بهصورت عمومی این است که نشان دهی در حال انجام کار هستی، خروجی مشخصی برای پروژهها وجود ندارد و در صورت استخدام ممکن است تعهدها و ارزیابیهای اضافی سختگیرانهای بر عهدهات بگذارند که در نهایت منجر به بازنگری یا تغییر موضع شود. این موارد از نقاط ضعفی هستند که گفته میشود، اما مزایا هم وجود دارد: سرویسدهی به کارکنان برای ناهار یا امکانات رفتوآمد در ساعات مشخص وجود دارد، و حقوق نسبتا بالاتری نسبت به برخی موقعیتها ارائه میشود. محیط اطراف نیروگاه و محلی که میشود سکونت داشت هم از نقاط مثبت است و کار با همکاران باکلاس نیز دیده میشود، هرچند گاهی افراد با رفتارهای ناخوشایند یافت میشوند. به نظر من برای کسانی که سطح بالایی از تخصص در الکترونیک ندارند، یا به دنبال مهاجرت نیستند، این فضا خیلی مناسب نیست و بهتر است به گزینههای دیگر فکر کنند. اما اگر واقعا در پی تجربهای کاری و فرصتهایی برای رشد هستید، ممکن است با وجود چالشها، مسیر دیگری برای پیشرفت وجود داشته باشد. در نهایت، افرادی که قصد دارند موفق باشند باید با دقت به شرایط و مسیرهای حرفهای فکر کنند و یا به دنبال فرصتهای مستقل باشند.
عرض سلام و ادب خدمت همه دوستان راجب کامنتهای منفی که بعضی از دوستان گذاشتن باید بگم که کاملا از روی احساسات هستش و هیچ منطقی پشتش نیست طبیعتا هر کجای این دنیا که برید و در هر شرکتی که مشغول باشید،نقاط قوت و ضعف وجود داره و هیچ کجا نیستش که فقط نقاط قوت محض داشته باشه. راجب شرکت منشور سیمین باید بگم که با وجود سابقه کاری پنج ساله ای که از همکاری با شخص شخیص جناب مدیرعامل و آقازاده لایق و بااستعداد و متشخص و خوش فکرشون دارم،همه چیز روی مسیر پیشرفت داره به جلو میره و شرکت با اتکا به دانش فنی و اختراعاتی که جناب مدیرعامل و آقازادشون انجام میدن روی ریل ترقی هستش و نکات منفی که دوستان گفتن وجود نداره طبیعت هرچیزی حد و حدودی داره.چه صحبت با تلفن و چه سرویس رفتن و کارای شخصی دیگه. قرار نیست آدم هرکاری دلش میخواد بکنه و توقع داشته باشه بازخواست نشه. خلاصه که شرکت منشور سیمین،شرکت خوبی هستش به شرطی که به وظایف خودتون آگاه باشید و توقع بیجا نداشته باشید.چون هم آزادی وجود داره و هم صمیمیت بین اعضا.من که کاملا راضی هستم از این شرکت
شرکت توسن سها را تجربه کردم و تصمیم گرفتم از زاویهی خودم روایت mớiی بسازم. اوایل حضورم رفتار همکاران و فضای شرکت بهخصوص احترام و ادب حاکم در محیط برایم جالب بود؛ چون تجربهی قبلیم فضای ناسالمی داشت، حضور در اینجا نوید امیدی میداد و انگیزه میگفتم که سالها بمانم و پیشرفت کنم. با این حال خیلی زود تفاوت بارز رفتار مدیرم را نسبت به بقیه حس کردم؛ او ظاهرا بهظاهر باهوش بهنظر میرسید اما کمتر تمایل داشت بیزینس را واضح توضیح بدهد و بیان مسئلهاش بهخوبی نبود. پرسشهای من هم که عادت دارم توضیح بگیرم، منجر به عکسالعملی ناخوشایند میشد. اولین تسک من واقعا چالشبرانگیز بود و با وجود تمام تلاشم نتیجهی قابل قبولی نگرفتم. در ادامه گفت که تمایل دارد یک کار خاص را با من بنویسم و ادعا کرد قبلا هم چنین کاری را انجام داده است. من آماده بودم یاد بگیرم و با اشتیاق کار میکردم؛ شبهای طولانی را برای جستوجو و یادگیری میگذراندیم تا کدی بنویسم. در نهایت تنها بخش کوچکی از کار مطابق انتظار او شد و بقیه را به دلخواه من لازم نبود. او گفت این بخش کافی نیست و کدی که نوشتم را قبول نکرد. من هم گفتم که پروژهی نهایی نبوده و برای دریافت کمک به او مراجعه کردم، اما پاسخها به من میگفتند که شیوهی من اشتباه است و باید بهصورت دیگری عمل کنم. در نهایت فهمیدم که منابعی که ادعا میکردند وجود دارد یا در دسترس بوده، حالا نیست و دسترسیها کاهش یافتهاند. سال پایان کار، معاون مدیریتی بالاتر از او را در جریان گذاشتم و او هم اظهار کرد که تسک همچنان ناقص است. از این تجربه احساس ناامیدی و تلخی داشتم و احساس میکردم با فردی که بهطور جدی برایمان شفاف نبود، مواجه شدم. فضای تیمی هماکنون لایهای از سوءتفاهم و ناسازگاری را نشان میداد و بهغایت رفتارهای ناسالم در برخی رویکردها دیده میشد؛ مدیری که به نظر میرسید جنبهی بیاعتماد و تفاوت فاحشی با دیگران دارد. با وجود تمام این موارد، من همچنان در پی تجربهای سازنده بودم و سعی میکردم از این تجربه درس بگیرم.
دو جلسه برای کارشناس پشتیبانی نرمافزار در شرکت توسنتکنو شرکت کردم. افتتاحیه جلسه اول با حضور مدیر واحد بود؛ فضا بهظاهر عادی بود اما از همان لحظه تا پایان مصاحبه، رفتار مدیر واحد و فضایی که ایجاد شده بود را نمیشد نادیده گرفت. او در کنار توضیح شرایط کار، مدام از حال و هوای آنجا و از مدیر IT صحبت میکرد و به نظر میرسید قصد داشت جو جلسه را تیره کند. همچنین در همان جلسه، برای توضیح دادن سوالاتی که قرار بود در جلسه بعد پرسیده شود، با شدتی خاص به من پاسخها را میگفت؛ به گونهای که تصور میشد بخشی از قصد او خالی کردن انرژی من است. در جلسه دوم با چهار مصاحبهکننده روبهرو شدم. یکی یکی از دیگری شدیدتر و ناخوشایندتر بودند. همان خانمی که در جلسه اول با آن مواجه شده بودم، دائما سرش روی لپتاپ بود و با لبخند کمرنگی نگاه میکرد. یک خانم دیگر از واحد منابع انسانی هم سوالاتی بیربط میپرسید و فردی که تا حدی وضعیت طبیعیتری داشت، به طور فنی سوالات را مطرح میکرد و مدیر IT که نسبتا سختگیر و جدی بود، بهطور مداوم حواسش به پیامهای گوشی بود. در طول جلسه، او گاهی به گوشی و اینستاگرام نگاه میکرد، گاهی صدای پخش کلیپهایی که میدید بهطور ناگهانی پخش میشد و مرتبا از مصاحبهکنندگان جدا میشد تا دوباره برگردد و سوال پرسید. با سوالاتش سعی میکرد آرامشم را به هم بزند و برایم دلایلی میآورد که باعث میشد به اعتماد بهنفس خودم شک کنم و به گزینههای دیگر فکر کنم. در پایان گفتند نتیجه مصاحبه از طریق ایمیل اعلام میشود. به ساعات مقرر اعتقادی ندارند و در هر دو جلسه من سر تاریخ مشخصی حاضر شدم اما احساس میکردم همیشه باید منتظر اتفاقی باشم؛ در نهایت هم تنها تماشاگر دیوارهای اطراف بودم و زمان را از دست میدادم.
این شرکت در زمینه توسعهی نرمافزار فعالیت داره. یکی از تجربههای مثبت من در این شرکت، همکاری با همکارای متخصص و پرانرژی هست. درسته شرکت بزرگ نیست. ولی تیم خوبی داره و محیط صمیمی ای هم داره.
داناپرداز جایی که هیچ تاکید میکنم هیچ ارزشی برای نیروی انسانی قائل نیست و رفتار مدیران تنها چیزی که در شما ایجاد میکنه حس برده داریه. مدیران هیچ اعتقادی به تیم سازی ندارند و همگی گویی در رقابتن تا هر کدوم بیشتر به چشم مدیرعامل بیان حتی به قیمت زیرپا گذاشتن کارشناسان تحت مدیریتشون خبری از پیشرفت کاری در دانا نیست... خبری از پاداش عملکرد، بیمه تکمیلی مناسب نیست... تو مصاحبه ادعا میکنن به موقع حقوق میدن و به موقعشون در کار میشه ۶ تا ۱۰ ماه! خدا نکنه بخوای مرخصی بری، تا نمیری بهت مرخصی نمیدن... محیط فوق العاده سنگین و پر تنش! خلاصه کلام اگر کار اولی و بیسابقه هستید برای شروع، کسب تجربه دووم بیاری تا ۱ سال شاید بد نباشه، اونم به امید رهایی البته! راستی اینم بگم تا دلتون بخواد ورود و خروج نیرو دارن بدون اینکه این میزان نارضایتی براشون مهم باشه... داناپرداز شبیه کابوسه...
بعد از پنج سال همکاری با شرکت ادصاب، تجربه من از فضای کاری صمیمی و شرایط مساعدی که وجود دارد همیشه برایم دلنشین بوده و امیدوارم فضایی که برای آموزش پرسنل فراهم شده، گسترش پیدا کند تا همه احساس پیشرفت را تجربه کنند. واقعا پیشنهاد میکنم هرکس که به کار با این شرکت فکر میکند، یکبار بیاید و از نزدیک حال و هوای کار را ببیند. به نظر میرسد برخی از نظراتی که درباره ادصاب مطرح میشود، علاوه بر اینکه با دلایلی مختلف بیان میشود، گاهی همراه با توهین است و امیدوارم در آینده آرامش بیشتری حاکم شود.
برای من اتفاق افتاده که در تیم یار کار میکردم و اکنون میخواهم نتیجه را با زبان خودم بازگو کنم. تجربه من با شرکتهایی که مدیرعامل یا مالک اصلیشان ایران نیست و وظایف را به دیگران واگذار میکنند همسو بود. در نیمه دوم سال هزار و چهارب دو، فروش را بیش از شش ماه متوقف کردهاند تا شاید بازار خارج از کشور به کمک شود و پس از آن نیز تقریبا نیمی از کارکنان را تعدیل کردهاند؛ در عین حال سعی میکنند کارکنان ارزانتر را حفظ کنند. من فکر میکنم این محیط نمیتواند مکانی مناسب برای کار باشد. بعد از سیزده سال تجربه، چنین تغییراتی به نظر من قابل قبول نیست. این شرکت استارتآپ نیست که با تغییرات رادیکال بتوان آنها را توجیه کرد؛ ضمن این که بسیاری از راهحلهای خوب مسئولان بالادستی را نپذیرفتند و زیر بارش نرفتند تا به این نقطه برسد تیم یار. قضاوت با شماست.
من حدود 1 ماهه با این شرکت همکاری دارم. شنیدم که شرکت قبلا مشکلات زیادی داشته و من هم اول تردید داشتم که باهاشون همکاری کنم. ولی چون جایی پیدا نکردم باهاشون شروع به کار کردم. و الان خیلی راضی ام. شرکت خیلی بزرگ نیست و کوچیکه ولی تیم چابکی داره . محصولات جالبی هم داره. مشکلات پرداخت هم نداره و همه چی حداقل تا الان مرتب بوده
برای مصاحبه جای دوری انتخاب کردن باید پول زیادی بدی بری اونجا بعدشم تو یه اتاقی فیلم میذارن برات از شرایط کار اونجا فکر میکنی که اسونه بعدش میگن برای مصاحبه و آوردن مدارک،۱ روز میگن که برای آموزش بیای تقریبا همه قسمت هارو بهت یاد میدن درحالی که ما قسمت پیکاب بودیم بعدش میگن برو سر شیفتت بیا سرویسش خیلی بده هرروز یه راننده میومد تایم استراحت ندارن محل گذاشتن گوشی ندارن،غذا ندارن، گاهی اوقات یه موزی چیزی میدادن،برای دستشویی رفتن باید اثر انگشت بزنی به ما گفتن ۸ ساعتس کارش ولی ۱۲ ساعت نگهت میدارن،باید هر ۱ ساعت ۱۰۰ عدد جنس جمع کنی اگه نکنی اخطار و تو مخی بهت میدن،برای دخترا جای خوبی نیست همش براشون مزاحمت ایجاد میکردن و ازشون کار سنگین میکشیدن در کل من ۳ روز بیشتر کار نکردم اونجا موقع تسویه هم ۱۷۰ هزار بدهکارهم شدم
واقعا دم کسانی که این سایت رو زدن گرم که انسانی دیگه هم قبل از ورود به شرکت ها با اون آشنا بشن. اما تجربه خودم اول از همه دون می پاشن و شما رو سعی می کنن به هر نحوی شده جذب کنن بعد به شما می گن بصورت آزمایشی باید کار کنید. دوم اینکه از شما سفته و گواهی عدم سوء پیشینه می گیرن که بعدا بر زد شما بتونن استفاده کنن که علت هم داره اینها با جا های امنیتی قرارداد دارن! و اینکه دوربین و سیستم شما دائما توسط مدیر عامل کنترل میشه! فوق العاده محیط زیرآب زنی دارن و به شدت خاله زنک! جالب اینجاست که شما باید بشینی نرم افزار اونها رو یاد بگیرید و اگر یاد نگیرید به یک بهونه ای شما رو بیرون می کنن! مدیر عامل از خود راضی هم فوق العاده فکر می کنه هر جور دلش می خواد می تونه با شما رفتار کنه. کلا احمقی بیش نیست. نرم افزار هاشون هم کلی باگ داره که به درد خودشون می خوره نه مردم!
دو نوع پشتیبان برای این شر کت تعریف شده بچه هایی که به مغازه ها برای مدیریت و سرکشی دستگاههای کارتخوان مراجعه میکنن که مثل برده ها باهاشون رفتار میکنن هر سه ماه در هر استان بیست تا سی تا نیرو میگیرن سر سه ماه ۷۰ درصدشون فرار را به قرار ترجیح میدن باز دوباره نیرو جذب میکنن و این سیکل معیوب همچنان ادامه داره چون مثل حیوان با بچه های مردم رفتار میکنن یک نوع دیگه پشتیبان سوخت هست که نه آرامش داری نه زندگی باید هر هفته به تعدادی پمپ بنزین در شهر خودت و شهرستانهای تابع استان با ماشین شخصی و با قیمت مفت براشون بری و از سیستمهای تعبیه شده در جایگاههای سوخت پشتیبانی کنی دائم خطر جاده و تصادف و خواب آلودگی در مسافتهای طولانی را با حقوق اداره کار باید به جون بخری شب هم آش و لاش ساعت ۷ و ۸ شب برسی خونه باز فردا روز از نو روزی از نو بنداز توی جاده مثل راننده های بین شهری فقط ازت بیگاری میکشن مدیرانش هم در دفتر تهران اکثرا بچه آقازاده هستن گه زیر باد کولر نشستن و دائم در جلسه تشریف دارن و ارد میدن
وب وان جو بی حاشیه ای داره من به خاطر مهاجرت به شهرستان نتونستم ادامه همکاری بدم من سابقه خاصی نداشتم که رفتم وب وان ولی با دو سال خیلی چیزا یاد گرفتم الان با شرکت های خارجی ریموت کار می کنم سابقه کارم توی وب وان خیلی تأثیر داشت که باهام همکاری کنن از مجموعه وب وان و مدیریت و دوستان خوبم ممنون
اگر دارید در مورد کار کردن تو این شرکت فکر و تحقیق میکنید حتما بخونید. تو مصاحبه ها تا حد کمی مشخصه که دنبال برده میگردن و میخوان خیلی سربه زیر باشی. هرچی هم در مورد ارتقای شفلی و امکان پیشرفت میگن بدونید دروغ محضه. فرض کنید مصاحبه هارو قبول شدید. کاراموز های برنامه نویسی میرن بخش آموزش: ۱. مدیر بخش آموزش و معلمهاشون دوست و رفیق اند. خاله زنک. پیش داوری زیاد. ۲. به قول خودشون میخوان سطح کاراموز رو بسنجن ولی کسایی رو که خوششون نمیاد یا حس کنن امکان شکوفا شدنشون هست تو آزمونهای قرون وسطی ایشون رد میکنن. ۳. معلم ها از بس یه سری سوال ها و جزوه چند صفحه ای خودشون رو چندین سال مرور کردن فکر میکنن حالا که همونا رو از حفظ میتونن توضیح بدن و چشم بسته جواب بدن ، خیلی بلدکار و متخصص اند. ولی بدونید که مثلا خارج از اون جزوه sql یه کوئری از یه دیتابیس فرضی دیگه بپرسید نمیتونه جواب بده. ۴.آموزش ناقصه، جزوه اطلاعات کافی نداره، نکته های مهم در مورد دیتا بیس یا فریموورکشون ذکر نمیشه. سوال ها دقیقا همون نکته هارو میخوان و چون تو ذهن خودشون وجود داره توقع دارن تو هم بدونی. ۵. مدیر آموزش و معلم هاشون دائما سعی میکنن با خوش رفتاری ظاهر رو حفظ کنن ولی به طور مشخصی از بالا بهت نگاه میکنن و بهت استرس میدن. مهم نیست عملکردتون چجوری باشه. ادم دقیق و مسئولیت پذیری باشید یا نه. دلبخواهی براتون تصمیم میگیرن. ۶. امکان پیشرفت زیر نیم درصد. فریموورک قدیمی و افتضاح. باعث میشه شما درجا بزنید. اگه دنبال یادگیری نیستید میتونید اونجا به مشغول کپی پیست و یادگیری اشتباه و غیر حرفه ای باشید و اسم خودتون رو بذارید برنامه نویس. ۷. از بدو ورود در مورد این شنیدم که بسیاری از نیروهای برنامه نویس به طور مداوم دارن سعی میکنن از شرکت خارج شن. به طوری که فقط مدیرای نالایقشون موندن و تعدادی که به زور سفته نگهشون داشتن. من اشتباهم این بود که اهمیت ندادم ولی این واقعا یه نشونه بزرگ بود برای سنجش شرکت. ۸. بعد از مدتی که تو آموزش بودم خانم مدیر آموزش به طور بیشرمانه ای گفت ما داریم هزینه میکنیم برای آموزش و تو نیروی کاری خوبی نیستی اگه بری جلوتر و تو تیم کار کنی اونجا گیر میکنی. (الان که فکر میکنم قطعا همینطور میبود لابد پیش بینی کرده بود من آدمی نیستم که با شرایط کند یادگیریم تاب بیارم و شاکی نشم) ایشون گفت اگه بری تیم پشتیبانی خیلی خوب با دیتابیس شرکت آشنا میشی و حرفه ای میشی بعد میتونی بیای تو تیم دولوپرها. که یهو گفت باید حداقل دویال تو پشتیبانی باشه!!!!!! دوسال از عمرم رو بذارم برای تلفن جواب دادن! منی که با افتخار دانشگاه دولتی تهران درس خوندم! از خدا ممنونم که اون لحظه شک به دلم نیافتاد برای خارج شدن از اون شرکت. از این گفت و گو ۱۰ ماه گذشته و من تو این مدت در شرکت دیگه ای زیر نظر یه انسان متخصص زبان دیگه ای رو شروع کردم و از نقطه صفر رسیدم به جایی که هم با فریموورک هم پیور چند تا اپ دولوپ کردم و دیپلوی و دواپس و CICD اصولی یاد گرفتم و بعد از استخدامم از حقوق ناچیز فناوران هم کلی بیشتر عایدم شد. و منی که تو این شرایط اموزش دیدم و پیشرفت کردم، قطعا وفادار خواهم موند. و شرکت نیاز نداره با گرو کشی منو به زور نگه داره. پسسسس هرجا برید خودتونو محک بزنید ولی فناوران نرید و نمونید. بزرگترین نشونه: برنامه نویس هاشون دائما شرکت رو طرد میکنند. به تجربه همشون اعتماد کنید.
بسیار محیط ارومی داره، مدیران و نیروها تعامل خیلی خوبی با هم دارن، طرز رفتار مدیریت با افراد به قدری خوب هست که حس میکنین دارین برای خودتون کار میکنین، به شخصه با جون و دل کار میکردم و پیشفرت شرکت برام خیلی مهم بود
در این شرکت، اوضاع به شدت سختگیرانه و فشارها زیاد بود و احساس میکردم محدودیتهای زیادی وجود دارد. کار با مدیرعامل، که تصور میکرد همهچیز فقط به خواستههای او بستگی دارد، برای من خیلی دشوار شده بود. به عنوان تازهکار، فضای کار برایم اصلا دلگرمکننده نبود و گاهی حس میکردم در شرایطی هستم که آزادی عمل واقعی ندارم. با وجود تمام چالشها، تجربهی کار میتواند درسهایی دربارهی مدیریت و فرآیندهای سازمانی بدهد، هرچند احتمال دارد برای برخی افراد انرژیبر باشد.
کلاهبردارن .اینطوری که کار میکنی پولت رو نگه میدارن از برج یازده حساب داریم یه خیلی آدم الان ۵ ماهه که پولمونو ندادن.به بچه های قراردادیشون حقوق میدن چون دولت میچسبه بهشون ولی قراردادی ها برگه قرارداد ندارن همه لسانی هستن و به هیچکس برگه قرارداد نمیدن.که نتونی سر دیرکرد ازشون شکایت کنی.بیمه که بماند.قیمتشونم نصف قیمت کار بیرون صحبت میکنن .میگن کار زیاد داریم ولی دروغی بیش نیست .بخوایم شکایت کنی ازشون که راه به جایی نمیبری چون قراردادت لسانیه باید یه سال درگیر پرونده شی و پولت و نمیدن
دوستان من مدتی زیادی تو این شرکت کار کردم. الان ایران نیستم، خالصانه بخوام بگم چیزی برای یاد گرفتن در این شرکت وجود نداره تو حوزه نرم افزار. اقای محمودی مدیر عاملش ادم بسیار زرنگی هست به هیچ وجه خودشو بد نشان نمیده، حواسش به همچی هست و اگه چیزی باب میلش نباشه به شخص دیگری میگه که با شما تذکر جدی بده برای ما اون زمان اقای بابایی بود. پسر اقای محمودی بود آرمان محمودی که متاسفانه کپی برابر اصل پدرش بود با اینکه اون زمان سن کمی داشت. یادمه مدیریت وسواس بسیار زیادی داشت مانیتورا پشت به دیوار بود و مدام به بهنه های مختلف رد میشدن تا ببینن کارمندا چیکار میکنن. حقوق سر موقع پرداخت میشد، بیمه حداقل وزارت کار رد میشد. تو دو پارت حقوقارو میریختن که اگر شکایت کنی دست به جایی بند نباشه. یادمه عصرانم میدادن، بستنی یا بیسکویت. ادم حرفه تو حوزه نرم افزار اونجا نداره شاید تو بحث الکترونیک باشه. صادقانه بگم جزء سیاه ترین دوران های کاری زندگیم بود، روان شما بهم میریزه اونجا. نظرات قبل را خوندم دیدم یک عده از طرف خود شرکت یا خصومت شخصی چیزهایی نوشته بودن که اکثرا درست بود. من نکاتی گفتم که بدونید تو این شرکت کار کردم تو حوزه برنامه اندروید و قفل سخت افزاری. من اگه برگردم به عقب هیچوقت، وقتمو هدر نمیدادم تو شرکت منشور سیمین.
من به اندازهای که روال کار رو درست فهمیدم حس کردم که پروژهای با عنوان نیرویSenior Back-end Developer برای کار از راه دور و با تسلط به PHP و Laravel به من پیشنهاد شد. چند روز بعد شخصی از شرکت با من تماس گرفت و مصاحبه فنی را از طریق تلفن انجام داد. چند ساعت بعد قرار شد از روز بعد کار را آغاز کنم و به کانال تلگرامشان اضافه شدم. در ایران شرکت با نامهای مشابه معرفی میشد: ارتباطات هوشمند هویار یا شرکت گندم و در کانادا با نام مدیاتل. طبق روند اداری پرسیدم که گفتند قرارداد ندارند و حتی با نیروهای سطح بالا هم قرارداد نبستهاند. در طول همکاری متوجه شدم که روزانه افراد متعددی به دلایل مختلف از گروه حذف میشدند و وقتی دلیل را میگرفتم، میگفتند بدون اطلاع قبلی از گروه خارج شدند و تمام دسترسیهایشان قطع شده است. بارها توهین شنیدم و نگاه از بالا به پایین نسبت به عملکردمان داشتند و این رفتار فقط با عنوان نیروهای برنامهنویس نبود. ساعات کاری برایشان معنایی نداشت و یک بار در ساعت سه و سیدقیقه صبح با من تماس گرفتند. در پایان ماه درباره پرداختی پرسیدم و پاسخ گفتند مگه در این دوره زمانی کسی حقوق میگیرد؟ و در پاسخ گفتند شوخی کردهاند، اما روشن بود که جدی نبودند و تا به امروز با من تسویه نشده است. طی دو ماه دفعات زیادی پیگیری کردم و به بهانههای مختلف امروز و فردا کردند؛ آخرین دلیلشان NDA بود که میگفتند فقط در صورت عقد قرارداد رسمی معتبر اعمال میشود، اما این آقا بدون بستن قرارداد و واریز حقوق از نیرو کار میکشید. این شرکت با نامهای زیر و تبلیغات استخدامی در سایتهای مختلف فعالیت میکند: ارتباطات هوشمند هویار (ایران)، شرکت گندم (ایران)، ارتباطات هوشمند گندم، شرکت مدیاتل (کانادا). اگر به تبلیغات با این عناوین پاسخ دادید یا با شما تماس گرفتند، به هیچ عنوان همکاری نکنید چون ممکن است یک ماه کامل از شما کار کشیده و حقوقتان پرداخت نشود.
هر ادعایی باید با سند باشه تصویر قرارداد رو اینجا میذارم تو خودتون قضاوت کنید. وقتی یک نفر مینویسه "سفته میگیرن یا جریمه میکنن" باید با مدرک باشه سفته میگیرن، 3 ماه قبل از استعفا هم باید اطلاع بدید و گرنه جریمه میکنن به هیچ عنوان رضایتنامه شغلی نمیدن مدیر تمام تیمها از هیات مدیره هست و اگر شما مدیر تیمی بشید (که از محالات هست) قدرتی ندارید و تصمیم گیرنده نیستید فقط بار بیشتری روتون میذارن! سمی بودن محیط تولید رو تو یک ماه اول با چشم میبینید و با ویژگیهای خاص هیات موسس هم آشنا میشید! کاملا مشخصه نظرات مثبت از طرف شرکت هست. اگه درست بررسی کنید متوجه میشید که یا حرفهای بدون مدرک نوشته شده یا در مورد صبحانه نوشتن یا کلی گویی شده!!! به نظرات مثبت دقت کنید، فقط از هیات مدیره (در واقع همون هیات موسس) تمجید شده در هر صورت برای کارآموزی خوبه ولی اگه سابقه کار مناسبی دارید خودتون رو با اداره کار درگیر نکنید
برخورد در مصاحبههای مپنا برخلاف تصور اولیه راستیآزمایی میشود؛ مرحله ابتدایی با مدیران بخش معمولا خوب پیش میرود اما در روند دوم رفتار برخی مدیران گاه ناخوشایند است و حس میشود نگاه آنها خیلی بالا است و به بیاهمیت بودن مسیر و سابقهی فعالیتها توجه نمیکنن. من در مصاحبه دوم با سوالات غیرمرتبط فنی روبهرو شدم و حس کردم برای تأیید یا پذیرش نیاز به داشتن معرف یا پارتی است تا بتوان پذیرفته شد. بعد از این مرحله، بخش منابع انسانی و ارزیابی روانشناختی و تکمیل پرونده هم وجود دارد. بهطور کل، فضای شرکت از بیرون ظاهرا ساده است ولی مدیران بیشتری از دانشگاهی مشخص میآیند و تمرکزشان روی بودجه و تخصیص بودجه است تا کار واقعی. در گذشته مپنا بهعنوان نامی معتبر شناخته میشد، اما اکنون گاهی به نظر میرسد بیشتر به جنبههای اداری و اقتصادی وابسته است. تمام کارها بهصورت عمومی این است که نشان دهی در حال انجام کار هستی، خروجی مشخصی برای پروژهها وجود ندارد و در صورت استخدام ممکن است تعهدها و ارزیابیهای اضافی سختگیرانهای بر عهدهات بگذارند که در نهایت منجر به بازنگری یا تغییر موضع شود. این موارد از نقاط ضعفی هستند که گفته میشود، اما مزایا هم وجود دارد: سرویسدهی به کارکنان برای ناهار یا امکانات رفتوآمد در ساعات مشخص وجود دارد، و حقوق نسبتا بالاتری نسبت به برخی موقعیتها ارائه میشود. محیط اطراف نیروگاه و محلی که میشود سکونت داشت هم از نقاط مثبت است و کار با همکاران باکلاس نیز دیده میشود، هرچند گاهی افراد با رفتارهای ناخوشایند یافت میشوند. به نظر من برای کسانی که سطح بالایی از تخصص در الکترونیک ندارند، یا به دنبال مهاجرت نیستند، این فضا خیلی مناسب نیست و بهتر است به گزینههای دیگر فکر کنند. اما اگر واقعا در پی تجربهای کاری و فرصتهایی برای رشد هستید، ممکن است با وجود چالشها، مسیر دیگری برای پیشرفت وجود داشته باشد. در نهایت، افرادی که قصد دارند موفق باشند باید با دقت به شرایط و مسیرهای حرفهای فکر کنند و یا به دنبال فرصتهای مستقل باشند.
عرض سلام و ادب خدمت همه دوستان راجب کامنتهای منفی که بعضی از دوستان گذاشتن باید بگم که کاملا از روی احساسات هستش و هیچ منطقی پشتش نیست طبیعتا هر کجای این دنیا که برید و در هر شرکتی که مشغول باشید،نقاط قوت و ضعف وجود داره و هیچ کجا نیستش که فقط نقاط قوت محض داشته باشه. راجب شرکت منشور سیمین باید بگم که با وجود سابقه کاری پنج ساله ای که از همکاری با شخص شخیص جناب مدیرعامل و آقازاده لایق و بااستعداد و متشخص و خوش فکرشون دارم،همه چیز روی مسیر پیشرفت داره به جلو میره و شرکت با اتکا به دانش فنی و اختراعاتی که جناب مدیرعامل و آقازادشون انجام میدن روی ریل ترقی هستش و نکات منفی که دوستان گفتن وجود نداره طبیعت هرچیزی حد و حدودی داره.چه صحبت با تلفن و چه سرویس رفتن و کارای شخصی دیگه. قرار نیست آدم هرکاری دلش میخواد بکنه و توقع داشته باشه بازخواست نشه. خلاصه که شرکت منشور سیمین،شرکت خوبی هستش به شرطی که به وظایف خودتون آگاه باشید و توقع بیجا نداشته باشید.چون هم آزادی وجود داره و هم صمیمیت بین اعضا.من که کاملا راضی هستم از این شرکت
شرکت توسن سها را تجربه کردم و تصمیم گرفتم از زاویهی خودم روایت mớiی بسازم. اوایل حضورم رفتار همکاران و فضای شرکت بهخصوص احترام و ادب حاکم در محیط برایم جالب بود؛ چون تجربهی قبلیم فضای ناسالمی داشت، حضور در اینجا نوید امیدی میداد و انگیزه میگفتم که سالها بمانم و پیشرفت کنم. با این حال خیلی زود تفاوت بارز رفتار مدیرم را نسبت به بقیه حس کردم؛ او ظاهرا بهظاهر باهوش بهنظر میرسید اما کمتر تمایل داشت بیزینس را واضح توضیح بدهد و بیان مسئلهاش بهخوبی نبود. پرسشهای من هم که عادت دارم توضیح بگیرم، منجر به عکسالعملی ناخوشایند میشد. اولین تسک من واقعا چالشبرانگیز بود و با وجود تمام تلاشم نتیجهی قابل قبولی نگرفتم. در ادامه گفت که تمایل دارد یک کار خاص را با من بنویسم و ادعا کرد قبلا هم چنین کاری را انجام داده است. من آماده بودم یاد بگیرم و با اشتیاق کار میکردم؛ شبهای طولانی را برای جستوجو و یادگیری میگذراندیم تا کدی بنویسم. در نهایت تنها بخش کوچکی از کار مطابق انتظار او شد و بقیه را به دلخواه من لازم نبود. او گفت این بخش کافی نیست و کدی که نوشتم را قبول نکرد. من هم گفتم که پروژهی نهایی نبوده و برای دریافت کمک به او مراجعه کردم، اما پاسخها به من میگفتند که شیوهی من اشتباه است و باید بهصورت دیگری عمل کنم. در نهایت فهمیدم که منابعی که ادعا میکردند وجود دارد یا در دسترس بوده، حالا نیست و دسترسیها کاهش یافتهاند. سال پایان کار، معاون مدیریتی بالاتر از او را در جریان گذاشتم و او هم اظهار کرد که تسک همچنان ناقص است. از این تجربه احساس ناامیدی و تلخی داشتم و احساس میکردم با فردی که بهطور جدی برایمان شفاف نبود، مواجه شدم. فضای تیمی هماکنون لایهای از سوءتفاهم و ناسازگاری را نشان میداد و بهغایت رفتارهای ناسالم در برخی رویکردها دیده میشد؛ مدیری که به نظر میرسید جنبهی بیاعتماد و تفاوت فاحشی با دیگران دارد. با وجود تمام این موارد، من همچنان در پی تجربهای سازنده بودم و سعی میکردم از این تجربه درس بگیرم.
دو جلسه برای کارشناس پشتیبانی نرمافزار در شرکت توسنتکنو شرکت کردم. افتتاحیه جلسه اول با حضور مدیر واحد بود؛ فضا بهظاهر عادی بود اما از همان لحظه تا پایان مصاحبه، رفتار مدیر واحد و فضایی که ایجاد شده بود را نمیشد نادیده گرفت. او در کنار توضیح شرایط کار، مدام از حال و هوای آنجا و از مدیر IT صحبت میکرد و به نظر میرسید قصد داشت جو جلسه را تیره کند. همچنین در همان جلسه، برای توضیح دادن سوالاتی که قرار بود در جلسه بعد پرسیده شود، با شدتی خاص به من پاسخها را میگفت؛ به گونهای که تصور میشد بخشی از قصد او خالی کردن انرژی من است. در جلسه دوم با چهار مصاحبهکننده روبهرو شدم. یکی یکی از دیگری شدیدتر و ناخوشایندتر بودند. همان خانمی که در جلسه اول با آن مواجه شده بودم، دائما سرش روی لپتاپ بود و با لبخند کمرنگی نگاه میکرد. یک خانم دیگر از واحد منابع انسانی هم سوالاتی بیربط میپرسید و فردی که تا حدی وضعیت طبیعیتری داشت، به طور فنی سوالات را مطرح میکرد و مدیر IT که نسبتا سختگیر و جدی بود، بهطور مداوم حواسش به پیامهای گوشی بود. در طول جلسه، او گاهی به گوشی و اینستاگرام نگاه میکرد، گاهی صدای پخش کلیپهایی که میدید بهطور ناگهانی پخش میشد و مرتبا از مصاحبهکنندگان جدا میشد تا دوباره برگردد و سوال پرسید. با سوالاتش سعی میکرد آرامشم را به هم بزند و برایم دلایلی میآورد که باعث میشد به اعتماد بهنفس خودم شک کنم و به گزینههای دیگر فکر کنم. در پایان گفتند نتیجه مصاحبه از طریق ایمیل اعلام میشود. به ساعات مقرر اعتقادی ندارند و در هر دو جلسه من سر تاریخ مشخصی حاضر شدم اما احساس میکردم همیشه باید منتظر اتفاقی باشم؛ در نهایت هم تنها تماشاگر دیوارهای اطراف بودم و زمان را از دست میدادم.
این شرکت در زمینه توسعهی نرمافزار فعالیت داره. یکی از تجربههای مثبت من در این شرکت، همکاری با همکارای متخصص و پرانرژی هست. درسته شرکت بزرگ نیست. ولی تیم خوبی داره و محیط صمیمی ای هم داره.
داناپرداز جایی که هیچ تاکید میکنم هیچ ارزشی برای نیروی انسانی قائل نیست و رفتار مدیران تنها چیزی که در شما ایجاد میکنه حس برده داریه. مدیران هیچ اعتقادی به تیم سازی ندارند و همگی گویی در رقابتن تا هر کدوم بیشتر به چشم مدیرعامل بیان حتی به قیمت زیرپا گذاشتن کارشناسان تحت مدیریتشون خبری از پیشرفت کاری در دانا نیست... خبری از پاداش عملکرد، بیمه تکمیلی مناسب نیست... تو مصاحبه ادعا میکنن به موقع حقوق میدن و به موقعشون در کار میشه ۶ تا ۱۰ ماه! خدا نکنه بخوای مرخصی بری، تا نمیری بهت مرخصی نمیدن... محیط فوق العاده سنگین و پر تنش! خلاصه کلام اگر کار اولی و بیسابقه هستید برای شروع، کسب تجربه دووم بیاری تا ۱ سال شاید بد نباشه، اونم به امید رهایی البته! راستی اینم بگم تا دلتون بخواد ورود و خروج نیرو دارن بدون اینکه این میزان نارضایتی براشون مهم باشه... داناپرداز شبیه کابوسه...
بعد از پنج سال همکاری با شرکت ادصاب، تجربه من از فضای کاری صمیمی و شرایط مساعدی که وجود دارد همیشه برایم دلنشین بوده و امیدوارم فضایی که برای آموزش پرسنل فراهم شده، گسترش پیدا کند تا همه احساس پیشرفت را تجربه کنند. واقعا پیشنهاد میکنم هرکس که به کار با این شرکت فکر میکند، یکبار بیاید و از نزدیک حال و هوای کار را ببیند. به نظر میرسد برخی از نظراتی که درباره ادصاب مطرح میشود، علاوه بر اینکه با دلایلی مختلف بیان میشود، گاهی همراه با توهین است و امیدوارم در آینده آرامش بیشتری حاکم شود.
برای من اتفاق افتاده که در تیم یار کار میکردم و اکنون میخواهم نتیجه را با زبان خودم بازگو کنم. تجربه من با شرکتهایی که مدیرعامل یا مالک اصلیشان ایران نیست و وظایف را به دیگران واگذار میکنند همسو بود. در نیمه دوم سال هزار و چهارب دو، فروش را بیش از شش ماه متوقف کردهاند تا شاید بازار خارج از کشور به کمک شود و پس از آن نیز تقریبا نیمی از کارکنان را تعدیل کردهاند؛ در عین حال سعی میکنند کارکنان ارزانتر را حفظ کنند. من فکر میکنم این محیط نمیتواند مکانی مناسب برای کار باشد. بعد از سیزده سال تجربه، چنین تغییراتی به نظر من قابل قبول نیست. این شرکت استارتآپ نیست که با تغییرات رادیکال بتوان آنها را توجیه کرد؛ ضمن این که بسیاری از راهحلهای خوب مسئولان بالادستی را نپذیرفتند و زیر بارش نرفتند تا به این نقطه برسد تیم یار. قضاوت با شماست.
من حدود 1 ماهه با این شرکت همکاری دارم. شنیدم که شرکت قبلا مشکلات زیادی داشته و من هم اول تردید داشتم که باهاشون همکاری کنم. ولی چون جایی پیدا نکردم باهاشون شروع به کار کردم. و الان خیلی راضی ام. شرکت خیلی بزرگ نیست و کوچیکه ولی تیم چابکی داره . محصولات جالبی هم داره. مشکلات پرداخت هم نداره و همه چی حداقل تا الان مرتب بوده
برای مصاحبه جای دوری انتخاب کردن باید پول زیادی بدی بری اونجا بعدشم تو یه اتاقی فیلم میذارن برات از شرایط کار اونجا فکر میکنی که اسونه بعدش میگن برای مصاحبه و آوردن مدارک،۱ روز میگن که برای آموزش بیای تقریبا همه قسمت هارو بهت یاد میدن درحالی که ما قسمت پیکاب بودیم بعدش میگن برو سر شیفتت بیا سرویسش خیلی بده هرروز یه راننده میومد تایم استراحت ندارن محل گذاشتن گوشی ندارن،غذا ندارن، گاهی اوقات یه موزی چیزی میدادن،برای دستشویی رفتن باید اثر انگشت بزنی به ما گفتن ۸ ساعتس کارش ولی ۱۲ ساعت نگهت میدارن،باید هر ۱ ساعت ۱۰۰ عدد جنس جمع کنی اگه نکنی اخطار و تو مخی بهت میدن،برای دخترا جای خوبی نیست همش براشون مزاحمت ایجاد میکردن و ازشون کار سنگین میکشیدن در کل من ۳ روز بیشتر کار نکردم اونجا موقع تسویه هم ۱۷۰ هزار بدهکارهم شدم
واقعا دم کسانی که این سایت رو زدن گرم که انسانی دیگه هم قبل از ورود به شرکت ها با اون آشنا بشن. اما تجربه خودم اول از همه دون می پاشن و شما رو سعی می کنن به هر نحوی شده جذب کنن بعد به شما می گن بصورت آزمایشی باید کار کنید. دوم اینکه از شما سفته و گواهی عدم سوء پیشینه می گیرن که بعدا بر زد شما بتونن استفاده کنن که علت هم داره اینها با جا های امنیتی قرارداد دارن! و اینکه دوربین و سیستم شما دائما توسط مدیر عامل کنترل میشه! فوق العاده محیط زیرآب زنی دارن و به شدت خاله زنک! جالب اینجاست که شما باید بشینی نرم افزار اونها رو یاد بگیرید و اگر یاد نگیرید به یک بهونه ای شما رو بیرون می کنن! مدیر عامل از خود راضی هم فوق العاده فکر می کنه هر جور دلش می خواد می تونه با شما رفتار کنه. کلا احمقی بیش نیست. نرم افزار هاشون هم کلی باگ داره که به درد خودشون می خوره نه مردم!