جای پر از دروغ و زیر آب زنی متاسفانه فضا پر از آدمای بی ارزش جامعه و کم بین بدون شعور کاری و این که شما کلا اونجا عمرت هدر میدید برای کاری که نه پول خوب داره نه جلوه اجتماعی خوبی داره و نه اصلا ارزشی داره فقط انگار ی آدم ولگرد تو خیابون میگردی بری پیک موتوری شرافت داره
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای تجربهای که از داناپرداز دارم مینویسم، با وجود تمایلم به نشان دادن جنبههای خوب شرکت، در نهایت احساس کردم فضای کار آنجا برای من فشار زیادی داشت و خیلی چیزها از همان اول روشن نبود. مدیرعامل جوان شرکت با چالشهای زیادی روبهروست و درک میکنم که برخی از این مسائل برای همه روشن نیست. فشارهای ناشی از این موقعیت ممکن است روی رفتار ایشان تاثیر بگذارد و گاهی از کنترل خارج شود، هر چند باید قبول کرد که مدیر باید بتواند خودش را مدیریت کند. مشکل اصلی از نظر من کمبود مدیران باسواد و با تجربه است؛ مدیرعامل نیاز دارد بداند که توانایی ادارهی کامل یک شرکت را به تنهایی ندارد و باید از افراد متخصص در بخشهای مختلف استفاده کند تا هم او و هم شرکت بتوانند نفس بکشند. یکی از کارکنان با نقش عملیات که به نظر میرسد بیشتر برای نقد و زیر سوال بردن امور حضور دارد تا پیشبرد پروژهها، سبب شده فضای کار بیثبات به نظر برسد. فردی که به نظر بیتجربه میرسد و در رفتار مدیریتی هم ضعفهایی دارد، باعث میشود تیم از ادامه همکاری ترس و بیاعتمادی پیدا کند و برخی از همکاران از کار در چنین محیطی فرار کنند. من مطمئن نیستم که آیا شایستگی لازم برای این سمت وجود دارد یا نه، یا اینکه آیا ما از جنبههای پنهانیای باخبر نیستیم که در این باره وجود دارد. دوست داشتم داناپرداز جایی باشد که به رزومهام اعتبار بدهد، اما تجربهام بیشتر به عصبانیت و هدر رفتن زمان شبیه شد. هنوز هم فکر میکنم اگر حضور این خانم در تیم نباشد و مدیران با تجربه وارد کار شوند و مدیرعامل اختیار لازم را به تیم بدهد، با وجود نیروهای خوبی که آنجا هستند احتمال بهبود وجود دارد. شاید در چنین حالتی شرایط بهتر شود.
من داناپرداز را دوست داشتم اما مشکلاتی که در آنجا وجود داشت واقعا آزارم میداد. مدیرعامل باهوش و واقعا برای رشد کارش زحمت میکشد، اما فشار کار خیلی بالاست و هر چیزی رو از جزئیات فرایند تا روابط بین همکاران مدام زیر نظر دقیق قرار میگیرد و هر مسئله کوچک و بزرگی با شدت بررسی میشود؛ وقتی عصبانی میشود لب به سخن میگشاید و هر چی دلش بخواهد میگوید، هرچند بعدها معمولا پشیمان میشود و عذرخواهی میکند. رئیس مدیری که آنجا کار میکند کسی است که تقریبا هیچ کس دقیقا نمیداند چه نقشی دارد؛ رفتارها و دانشش هم از نظر رفتاری و هم فنی کم است. فقط چون وانمود میکند همراه مدیرعامل است سمتش حفظ میشود و حقیقتا میتوانم بگویم بیشترین مشکلات شرکت به دلیل حضور همین خانم است که بسیاری از نیروها هم به خاطر او ترک میکنند. چیزی که تا حالا فهمیدم این است که چرا مدیرعامل نمیخواهد این روند را تغییر دهد و از او دل بکند. گاهی انگار تذکری میدهد و برای مدتی ادای دوستانه بودن را در میآورد، اما واقعیت ماجرا کاملا مشهود است؛ چون این خانم بلد نیست وانمود کند و رفتار او ذاتا اینطور است. با اینکه از مزایا هم میگویم، فضای دوستانهای وجود دارد و اکثر همکاران حرفهایاند، اما افسوس که بسیاری از افراد حرفهای بهخاطر شرایط به سرعت خسته میشوند و از مجموعه میروند. اینکه حقوق بهموقع پرداخت میشود، در جامعه ما واقعا مزیت محسوب میشود. امکان رشد و ارتقا شغلی وجود دارد ( البته به شرطی که با آن خانم و رویههای دوستانهاش کنار بیایید و زیرآبتان را نزنند).
اگر میخوایین وقتتون رو هدر بدین تو این شرکت کار کنید اگر میخوایین رزومه تون رو خراب کنید تو این شرکت استخدام بشین اگر میخوایین با یه مدیر منابع انسانی ****** بلد نیست کار کنید حتما برین تایگر اگر میخوایین تو یک شرکت که همیشه مشکل دستشویی دارهه و شرکت ****** و داشته کار کنید حتما برید تایگر تمامی مواردی که دوستان نوشتن کاملا درسته اگر خدای ناکرده با این شرکت قرارداد ببندی اونم دوساله استعفا که نمیتونی بدی تهدید هم میکنن اصلا چیزی بنام استعفا وجود ندارهه باید یه دروغی سرهم کنی تا فرار کنی از اون خراب شده فقط میتونم بگم خیلی خیلی شرکت چیپی هست آهان راستی یه مدیر فروش دارن که ****** کار میکنه و اونم هیچی از فروش نمیدونه و فقط دارن سر شرکت ها و ارگان ها رو کلاه میذارن تا یک سال بشینم اینجا بنویسم حرف دارم از بی نظمی و مدیریت بی سواد و زورگو و محیط بد شرکت که ده نفر آدمو تو یه اتاق ۶ متری جا دادن و .....
ماورانت را در ذهن دارم به عنوان بزرگترین آژانس دیجیتال مارکتینگ و تبلیغات پزشکی در خاورمیانه و به نوعی نخستین و مطمئنا یکی از بزرگترین آژانسهای برندینگ با تمرکز روی تخصصهای درمانی در این منطقه میبینم.
وقتی میری مصاحبه 10مرحله و 3ماه زمان میبره ادهاشون ...رو پاره میکنه اما 3ماهه امتیاز دیجی گلاب ایراد داره و خیلی روند ساده ای داره ولی از رفع باگ عاجزند اپلیکیشن پره باگه.هرروز 100تا نوتیف بی معنی میده همه رو گزارش دادم ولی بعد 3ماه هنوز هست از ادعاتون کم و به سواد نداشتتون اضافه کنید
قبل از تمام شدن تاریخ قرارداد مجبور شدم کار را ترک کنم و گفتند باید دو ماه فرصت بدهند تا نیرو جایگزین کنند؛ از نظر من این پیشنهاد منطقی بود و تعهد حرفهای هم همین را میطلبید. سه هفته بعد تماس گرفتند و گفتند تسویهحساب کردهاند. dana-pardar محیطی دوستانه و خوب داشت و حقوق در زمان مقرر پرداخت میشد. هر شرکت با چالشهای خاص خودش روبهروست، اما به دلیل پرداخت هزینههای زندگیام ناچار شدم از شرکت خارج شوم و پروژهای را دنبال کنم. حقوق مناسب بود و فضای کار عالی بود.
شرکتی هست که اگر سابقه کار ندارید تجربه کاری خوبی براتون محسوب میشه باتوجه به اینکه آموزش های خوبی ارایه میدن و اینکه به لحاظ حقوقی برای افراد تازه کار به نسبت شرکتهای دیگه درآمد بیشتری حاصل میشه ولی اگر دارای سابقه کار هستید ترجیحا وارد این شرکت نشین چون سابقه کاری قبلی تون در حقوق لحاظ نمیشه . ساعت کاری بالایی داره و اضافه کاری نداره و اینکه پنج شنبه ها و جمعه ها شم خیلی مواقع یا مشغول کار هستید یادر مرکز آموزش . اگر خواستید در این شرکت مشغول بشید فقط در شرکتهای پناه ورود کنید به هیچ عنوان وارد تحت لیسانس ها نشید چون مدیران تحت لیسانس از افراد قدیمی پناهها هستند و به لحاظ موضوعات Hr و مدیریتی افراد فاقد تجربه و الکی مدعی هستند که بعضا دیده شده بهترین نیروهای شرکتهای پناه با ورود به تحت لیسانس ها به دلیل سو مدیریت تجربه چندین ساله کار در همکاران سیستم را رها و از شرکت خارج شده اند . این شرکت اگر مسیر خوبی برای توسعه کاری براتون فراهم نشه بیشتر از سه سال کار کردن در آن اشتباه هست .
بنده برای موقعیت مدیر بازاریابی و فروش رزومه ارسال کرده بودم. برای مصاحبه اول به دفتر فروش مرکز که محل استقرار مدیر منابع انسانی هم هست دعوت شدم. مصاحبه ابتدایی به خوبی انجام شد، مدیر منابع انسانی گفتند که شما رزومه اتون overqualify هست و ما صلاح دیدیم که شما رو توی موقعیت شغلی بهتری در کنارمون داشته باشیم. پیشنهاد ایشون همکاری به عنوان مدیر Quality Check و Quality Assurance بود. جلسه دوم با مدیرعامل مجموعه در دفتر مرکزی انجام شد و ایشون گفتند با توجه به رزومه شما، من دوست دارم به عنوان دستیار اجرایی خودم مشغول بشید. اگر دوست داشتین برای شنبه صبح ساعت ۷:۳۰ تشریف بیارید که دو الی سه روز ابتدایی رو به عنوان شناخت بیشتر و آشنایی داشته باشیم. حتی قرار شد که برای دستمزد بعد این دوره صحبت بکنیم که به قول خودشون تصمیمگیری دقیقتری داشته باشیم. در همون جلسه اول حتی مدیر عامل مجموعه، با من تازه وارد، راجع به مدیران ارشد مجموعه خودشون با حالت تمسخر و تحقیر حرف زدند. من نمیخواستم برم اما چون تماس گرفتند حاضر شدم. در همون روز اول صورت مسئله عارضه یابی سازمان مطرح شد و وعدههای زیادی دادند که اگر بتونی سازمان ما رو که توی دوره کرونا از ۷۰۰ کارمند به ۱۶۰-۱۷۰ نفر رسیده، دوباره توسعه بدی، من شقالقمر میکنم و به شما مزایای زیادی خواهد رسید. از من خواستند که ساعت ۶ صبح برای کار حاضر باشم (که ابدا مسئلهای هم نداشتم) و تا ۶ عصر زمان بذارم تا سازمان رو ظرف مدت سه هفته متحول کنم و این کار رو با کلینیک کاشت شروع کنم. چالش جالبی به نظر میومد تا خیلی سریع متوجه شدم که سازمان نه تنها دارای فرهنگ سازمانی مثبتی نیست، بلکه حتی فرهنگ منفی توی اون تسلط داره. نه تنها بخش پذیرش کلینیک با فروش مجموعه در حال جنگ داخلی خودمختارانه است، بلکه حتی بخش فروش مجموعه به سه گروه تقسیم شده که هیچ مدیری هم ندارد و دائم با هم توی چالش هستند. سه روز حضور من هر روز صبح توی سالن پذیرش کلینیک دعوا و داد و بیداد بود چون به معنی واقعی کلمه برای مشتریان هم ارزش قائل نیستند. محیط کاری کاملا فاقد آرامش و پر از تنش و استرس هست که من سعی داشتم این مسائل رو براشون حل کنم تا اونجا که فهمیدم مسببش افراد اصلی سازمان هستند. آنقدر سازمان بی در و پیکر و بی ساختاری هستند که تقریبا افراد ناشایسته سرتاسر سازمانشون رو در دست گرفتند و هر طور مایل هستند برخورد میکنند. آنقدر این پروسه جذب رو انجام دادند و افراد رو بعد دو سه روز فراری دادند که کارمند های سازمان با تمسخر با مدیران تازه وارد صحبت میکنند و مدیران ارشد هم هیچ ارزشی برای افرادی که از فرهنگ مثبت میان قائل نیستند. جناب مدیر عامل حتی ارزش قائل نشدند (یا خودشون خجالت میکشیدند که این پیشنهاد رو بیان کنند) که منشیاشون رو فرستادند به بنده عدد ۲۵ تومن ماهانه رو برای ۱۲ ساعت کار روزانه، ۶ روز در هفته پیشنهاد کنند. :)) نصف مجموعه نهایتا ۵۰ـ۶۰ نفرهاشون دو سه ماه هست که حقوق نگرفتهاند و مجموعه در قبال افراد هیچ احساس مسئولیتی نمیکنه. اگر تصمیم به همکاری گرفتید، حتما آماده برخورد خام و به دور از ادب تمامی افراد سازمان، از کارمندهای پایین تا مدیر عامل، رو داشته باشید. تجربه افتضاح که اصلا با سابقه و ادعای سازمان هماهنگی نداره. اعصاب و رزومه خودتون رو با این تیم خراب نکنید.
دو سال پیش برای مصاحبه دعوت شدم دو مرحله داشت مرحله اول از ریز و درشت زندگیم و رشته ام پرسیدن درست مثل بازجویی و یه نگاه از بالا به پایینی داشتن که من تا چند مدت اعتماد بنفس این رو نداشتم که برم مصاحبه ی دیگه ای و اینکه خیلی کار خودشونو بزرگ و پیچیده جلوه میدن درکل از رفتن به مصاحبه اش ناراحتم که اینطور به روحیه ام ضربه زدن
اینجا دیونه خانه اس نیایین اینجا جایی است که اول وعده های خوب می دن اما بعدش زیرش می زنن الان یک ماه گذشته هنوز پرداختی های نیمسال اول رو ندادن پول ندارن البته برای کارمند ندارن برای خودشان دارن تمام انچه را که در مورد خانم و اقا نوشته شده راسته تو این سازمان هیچ کس بهتون اهمیت نمیده سرپرست های بی سواد و بدون دانش شدن مسئول که هر روز هر ثانیه با روح و روان شما بازی کنن اینجا ارزش هیچی رو نداره واقعا جای دکتر یزدی خالی است کجایی دکتر
در مصاحبه فنی آنلاین تا حد زیادی موفق بودم، اما وقتی در جلسه حضوری تایید شد که سطح کیفیت شرکت پایین است، اوضاع فرق کرد. فرایندهای منابع انسانی و شیوه برگزاری مصاحبه به شکل حداقلی بود و پیشنهاد حقوق هم از بازار پایینتر و غیرقابل رقابتی به نظر میرسید. مدیر محصول که مصاحبهکننده بود، توانایی و سطح فنی لازم را نداشت و مشخص نیست چه مسیری باعث رسیدن به چنین نقطهای شده است.
من حدود 3 سال (از آذر سال 1400 ) است که در این شرکت در سمت برنامه نویس بک اند کار می کنم. بصورت اتفاقی این سایت را دیدم. بیشتر نظر ها قدیمی است و مربوط به قبل از ورود من به شرکت عصر فناوری دانش است. چون اون موقع نبودم نمی تونم در خصوص درستی یا نادرستی مطالب نظر بدهم. در طی این مدت که من در واحد تولید نرم افزار یا به اصطلاح خودشون موتورخونه شرکت کار می کنم محیط برایم بسیار جذاب و یادگیرنده بوده است. برعکس بسیاری از نظرات دوستان قبلی، کار من از یک برنامه نویس جونیور شروع شد و الان طی مدت سه سال با چیزهای زیادی که از کار در این شرکت یاد گرفتم الان در سمت برنامه نویس ارشد بک اند کار می کنم. هر چند ابتدا تعداد نیروهای واحد برنامه نویسی کم بود ولی به خاطر پروژه هایی که شرکت گرفته و دو محصولی که داره چند تا تیم برنامه توسعه داره و از آخرین تکنولوژی های CI/CD هم استفاده می کنه. در خصوص ساعت کاری از زمانی که من اومدم یکساعت شناوری داشته و مشکلی هم نداشتم. پروژه ابرستان شرکت که یه Cloud Accounting است در به روز رسانی فناوری های شرکت نقش مهمی داشته است که می تونه برای کسایی که علاقمند به یادگیری فناوری های روز هستند جذاب باشه. مهمترین نکته این شرکت که تقریبا در تمامی نظرهای هم میشه اون را دید پرداخت به موقع حقوق است که همیشه منظم بوده.
در واقع برای من تجربهای ناخوشایند از شرکت هیواوب بود و احساس کردم باید با صداقتی که دارم بیانش کنم. در ابتدا در کلاسهای این مجموعه شرکت کردم و دریافتم که هزینههای کلاسها بسیار بالا است و بازده چندانی ندارد؛ پیشنهاد میکنم افراد دنبال کلاسهای معتبرتر بروند. پس از آن به سمت آموزش طراحی سایت و سئو رفتم، اما فاصلهای بین دانش من و مطالب ارائهشده وجود نداشت و چیزی به تجربهام اضافه نشد. در دوره کارآموزی از من خواسته شد که به شاگردان مدرس درس بدهم، در حالی که یکی از شاگردان پول داده بود تا با مدیر درس بخواند و به جای آن من برای تدریس در کلاس حضور پیدا میکردم؛ من نیز ناچار بودم وگرنه به بچههای کردههای مردم صدمه میزدم. به هر حال اگر بودجهتان محدود نیست، پیشنهاد میکنم در کلاسهای اینجا شرکت نکنید و به کارآموزی هم نروید.
من 9 ساله که در این شرکت مشغول به کار هستم. زمان مدیریت دکتر یز.. و آتش.. عالی بود همه چیز. گروهای شغلی مشخص و یکسان وجود داشت. اما الان شرکت پر شده از بیسوادهای رسمی بانک که همشون پست بالا و مدیریت گرفتن. دیگه قراردادها سلیقه ای شده. طبق نظر شخصی و نوع ارتباط با افراد تعیین میکنند هرکسی چقدر بگیره. کارمندهای رسمی بسیار مغرور و بی ادب هستند و هرکاری که بخوان میکنند. فقط شرکت در حال از دست دادن نیروی خوب و با سابقه است. شرکت و بانک مدیر ندارد و عملا شرکت رو رسمیها و بانک رو مدیران بیسواد مدیریت میکنند که اونم فامیلای خودشونو میارن با حقوق خیلی بالا. پر از حاشیه. سطح پایین بخش فنی. در کل نه اینجا حالت خوبه نه پیشرفتی خواهید داشت. فقط عمر هدر دادنه.
فشار کاری زیاده، حقیقتش پولم و نخوردن و تا آخر پرداخت کردن. اما این فشار کاری زیاد استرس میاره. البته باعث پیشرفتم هم شد. در مجموع همه شرکتای خصوصی این طورین فقط می خوان کار خودشون پیش بره
در آستانه عید بود که برای مصاحبه با شرکت رویال پرداز تیام با من تماس گرفتند. هنگام حضور، با مدیر فنی به صحبت نشستم و به توافق رسیدیم؛ از من پرسیدند از چه زمانی میتوانم آغاز به کار کنم و من گفتم دو هفته بعد میتوانم بیایم. فردای همان روز منابع انسانی با من تماس گرفتند و تقاضای مدارک مختلفی کردند، از جمله کپی کارت ملی، عدم سوء پیشینه و سایر موارد. تقریبا هر دو تا سه روز دوباره تماس میگرفتند تا حضورم را تأیید کنند و من به آنها گفتم با آقای مدیر فنی صحبت کردهام و دو هفته بعد میآیم. این تماسهای منابع انسانی که رئیسشان هم با من در ارتباط بود، اصرار داشتند قبل از ورود به شرکت خط موبایلم دائمی شود و من پذیرفتم. دو ساعت بعد دوباره تماس گرفتند و گفتند خط را دائمی کردهام؛ من گفتم خیر و با سماجت گفتند که انجام شود و یکی از مزایای شرکت، تخفیفها و بستههای اینترنتی بود، که من این کار را انجام دادم. دو هفته بعد اعلام کردم میآیم اما گفتند باید با همراه اول هم یک مصاحبه انجام دهیم تا پذیرش فنی نباشد و صرفا گفتوگوی دوستانه است. با تعجب گفتم چرا زودتر نگفته بودید و آنها توضیح دادند که این مصاحبه با همراه اول است و نتیجهاش فنی نیست. من پس از سه روز رفتم و با آنها صحبت شد و یک هفته طول کشید تا پاسخ بدهند و نهایتا گفتند همراه اول با جذب من موافقت نکرده است. ناراحتی من از این بود که وقتی به توافق رسیدیم، همان روز پست OpenToWork را در لینکدین پاک کردم و به فرصتهای دیگر فکر نکردم؛ اما به من گفته نشد که مصاحبه دیگری هم خواهد بود که حدود ۲۸ روز من را در حالت معطلی نگه داشتند. در این مدت من هم ۲۸ روز معطل شدم، خط موبایلم را دائمی کردم و جاهای دیگر را کنسل کردم، که در نهایت با بیاحترامی روبهرو شدم.
بهنظر من کار در انبار این شرکت هم میتونه تجربههای خوب و هم چالشهایی به همراه داشته باشه. وقتی همیشه زیر نظر رئیس و مدیران خشک و خشن بودم، اخلاقشون توی رفتارهاشون کاملا مشخص بود. ممکن بود جای دیگهای خوب باشه اما توی این واحد کار و بار خیلی زیاده و مدیرانش سطح برخوردشون به اندازهی کوچهبازاریه؛ برای پرسنل ارزش و جایگاه قائل نمیشن.
از تجربهای که در مکتب خونه داشتم میخواهم بنویسم: مدیر پروژه سایت متلب پروژه شدم و در کنار این نقش، به عنوان برنامهنویس متلب فعالیت میکنم. مکتب خونه یکی از معتبرترین مجاری آموزشی در ایران است و سایت متلب پروژه از ویدئوهای آموزشی مکتب خونه برای هدایت کاربران و ارتقای کیفیت تدریس استفاده میکند تا سطح علمی اساتید خود را بالا ببرد.
سلام دوستان.گروه صنعتی گلرنگ بسیار شرکت به درد نخوریه.اصلا وقت خودتون رو هدر ندین.اونجا پارتی بازی و فامیل بازی حرف اول رو میزنه.آدم های بله قربان گو و پاچه خوار در اولویت هستند.مزایای کارمندان رو نمیدن.با شما قرارداد کارگری می بندن بر مبنای پایه حقوق و کلا منابع انسانی شون بیشتر منابع کارفرماییه تا انسانی .در کل پیشنهاد نمیکنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.