صبحی که از خواب بیدار میشوید و میخواهید کار را آغاز کنید، ایمیلی از واحد منابع انسانی این شرکت به دستتان میرسد که روشن میکند به دلیل محدودیت بودجه، ادامه همکاری با شما ممکن نیست. تنها با همین سادگی و بدون توضیح اضافی، وضعیت برای شما و حدود صد نفر دیگر چنین است. با احتیاط وارد شوید. در گذشته شرکت راجی میدانستم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اومدم تایید کنم نظرات منفی دوستان کاملا درسته. این شرکت تبدیل شده به شرکت خانوادگی. هر کسی فامیل و دوستان و اقوامشو دور خودش جمع کرده و حداکثر کارانه و پاداش ها و حقوق مال خودشونه و یا کسایی که غلام حلقه به گوششون میشن. موقع تحویل کار که میشه یه عده بدبخت دیگه کارها رو میکنند ولی دریغ از یک تشکر یا جبران مالی درست و حسابی. تازه بعضی وقتا بدهکارشونم میشی.فقط تو فهم یه چیز خیلی نادونند اونم اینه که وقتی نیروهای متخصصتون برن، کی قراره کارهاتونو بکنه!
شرکت کوبل دارو تجربهای ناخوشایند برای من رقم زد؛ روز اول مصاحبه با واحد منابع انسانی خیلی خوب بود اما بعدها اوضاع عجیبی پیش رفت. چند روز بعد برای دومین مصاحبه با مدیر مالی دعوت شدم و من زودتر از موعد حاضر بودم، اما پس از یک و نیم ساعت انتظار گفتن که مدیر شرکت حاضر نیست و جلسه به تعویق افتاد. از رفتار ضعیف تیم منابع انسانی و بیاهمیت بودن حضور مدیر واحد متوجه این موضوع شدم. هفته بعد دوباره تماس گرفتند تا برای مصاحبه با مدیر شرکت حاضر شوم و این بار مدیر بالادستی با نگاهی از بالا به پایین و لحن تمسخرآمیز با من برخورد کرد. سوالاتش عجیب بود؛ از من پرسیدند چند تا مصاحبه رفتی، آیا ماشین داری و ماشینت چیست. دوباره احساس کردم تمامی صحنهها بیاحترامی است. مصاحبه نهایی هم انجام شد و روز آغاز به کار به کارخانه رفتم. مدیر مالی مرا دوباره به اتاقش دعوت کرد و با همکاری یکی از مدیران میانی صحبت کردیم. از من پرسیدند رشتهام چیست؛ وقتی گفتم مدیریت، با لحن بیادبانهای بلند گفتند چرا این را گرفتی و چرا رشته حسابداری را نگرفته بودم؛ درحالی که در مصاحبه با همان مدیر، موضوع رشتهام مدیریتی مطرح شده بود. دوباره با همان لحن بیادبانه گفتند که باید فعالتر باشم و همیشه باید توانمندی بیشتری نشان دهم. این تجربه تلخترین بخش کار با شرکت کوبل دارو بود و به خاطر آن از روز بعد رفتن به منابع انسانی ام را کنار گذاشتم و رفتار بیادبانه مدیر را توضیح دادم.
اصلا تو دوره های کارآموزی اینجا شرکت نکنین. چون نتنها دوره رو کامل یاد نمیدن بلکه بدون برنامه ریزی هر موقع که دلشون بخواد به شما کار میدن(حتی ممکنه شب ساعت ۱۱ به شما واسه انجام پروژه زنگ بزنن) و بدون مشورت با شما برای یک یا دو ساعت دیگه وقت حضور در شرکت میزارن.
وقتی از این شرکت خارج شدم فهمیدم چه تجربهی ناخوشایندی داشتم و ترجیح میدم اسمش رو روی رزومه نبینم چون همه میفهمن چطور جاییه. مدیر باهامون میگفت حقوق میگیریم و در ازای کارتون هم باید هر وقت گفتن حتما کار کنید؛ هیچ احترام یا چارچوبی برای زمان کار وجود نداره و حتی اگر لازم باشه از ساعاتی مثل چهار صبح هم میتونن تماس بگیرن یا کسی نباشه باید دیگران جایگزینش رو تقبل کنن. کارمندها به چشم یک ابزار نگاه میکنن و انتظار دارن مطیع باشن و اگر جایی کوتاهی کنن باهاش برخورد میشه، انگار خودشون هم گوسفندها هستند و مدعیاند چوپوناند. همیشه روی مشتریها کلاه میذارن و از مدیر شرکت به کارمندهاشون میگن به مشتری دروغ بگین. برای مثال میگن سرورشون سوخته و در واقعیت دیتاسنتر مشکل داره و به اشتباه دادههای مشتری رو پاک میکنن، چون نیروهای با تجربهشون رفتن و حالا همگیشون کارآموز زیر بیست سال هستند. دلیل اصلی این رفتارها اینه که مدیر حقوق کافی پرداخت نمیکنه و حتی نسبت به کارآموزها هم فکری ندارن. وقتی کسی خرید کرده، میبینن سرور مجازیها کنده و روی یک سرور با ۶۴ گیگ رم به اندازه یک ترابایت میفروشند؛ سرور دوم هم پر نیست و مشتری با وجود اظهار مشکل، پاسخ داده میشود که پولت را نمیدهم و سرعت real واقعی هم پایین است. حتی با وجود داشتن پورت ۱۰ گیگ، وقتی مشتری میپرسد چرا سرعت به اندازه ۵۰۰ مگ هم نیست، میگویند در ایران چنین سرعتی نیست و همهجا همینطور است، در حالی که به نظر میرسد شبکهی خودشون مشکل داره و دنبال سود هستند، مانند افرادی که خدمات VPN ارائه میدهند. امیدوارم هرگز گرفتار چنین شرکتی نشوید.
باتلاق این سازمان اداره عملیاته. وقتی بی سوادترین شخص تو اداره میشه ***** و بعدم با زیراب زنی و دروغ میشه رییس اداره، توقع پیشرفت و کارآمدی نداشته باشید. جز اینکه به چند نفر مثل خودش پر و بال بده و با کمک هم برن به سمت نابودی. به دوستانی که میخوان وارد این اداره بشن توصیه میکنم عمرتونو تلف نکنید و برید جایی که با آدمای سالم سر و کار داشته باشید و رشد کنید. اینجا عادت دارن واسه ی اینکه کم نیارن، خودشونو بالا نمیکشن، بلکه شمارو پایین میکشن تا فضا واسشون بازتر بشه.
شرکت اونطور ها که میگن خدایی بد نیست . نظرات برخی بشدت مغرضانه در اینجا دیده می شود . هر چی باشه از بخش خصوصی که ازت بیگاری میکشن خوبه و در حد خودش مزایا داره
من چندوقتی در این شرکت کار میکردم اول اینکه حقوق و مزایا سروقت پرداخت میشد این شرکت اسم شرکت خدمات رو یدک میکشید اما حدود ۳۰درصد از همه نظر پایینتر از شرکت خدمات بود. بشدت ازتون کار میکشن و انواع گزارش کار میخوان اما حقوقش بسیار کم بود نود درصد مدیران این مجموعه متاسفانه رابطهای و فک و فامیل و دوست آشنا بیرونی بودند بشدت نسبت به استفاده از تکنولوژی جدید مقاومت داشتند و فقط به صورت سنتی جاوا اوراکل کار میکردند بی نظمی کاری به حدی بود که یک کار چندبار گاها انجام میشد تا نتیجه به صمع مشتری برسه حقوق و مزایا سر وقت پرداخت می شد اما دست این شرکت در جیب بانک مرکزی بود تا بتونه رووی پاش وایسه به نسبت شرکتهای بانکی حدود ۳۰ درصد ضعیفتر هست در مدیریت و تکنولوژی و محصولات متاسفانه افراد تاپ و قوی در این شرکت وجود ندارند و قبلا از این شرکت جدا شدند و عملا چیزی از کسی یاد نمیگیرید. بیشتر بدرد کارآموزی میخوره و ۲۵درصد جمعیت شرکت کارآموز بودند که اغلب می رفتند از نظر دسیپلین و محیط کاری خیلی شیک و تر و تمیز بود و ناهار و صبحانه هم میدادند که از حقوق کم میکردند مثل تمام شرکتهای خصولتی این شرکت هم حیاط خلوت اقوام آقایون بالا بود امیدوارم در انتخابتون نهایت دقت رو داشته باشین
مصاحبه به شدت بد با مدیر توسعه سازمانی! با رفتار بد و نامرتبط از سمت مدیر توسعه سازمانی تو تیم منابع انسانی مواجه شدم بدا خلاق و پرسیدن سوالات شخصی به شدت بی سواد و دادن اطلاعات اشتباه در مصاحبه
من به مدت دو سال و نیم به صورت مستمر در این شرکت کار کردم و همچنان بهصورت پروژهای با آنها همکاری دارم. تجربهای بسیار مثبت ثبت شده برای من بود؛ ابتدا به عنوان کارآموز جذب شدم و پس از چهار ماه با شرکت قرارداد بستم، از همان روز اول بیمه برای من درج شد و حقوقم با تاخیر معمولا سه تا چهار روز پرداخت میشد. جو کار تیمی و صمیمی بین اعضا بسیار عالی بود و هیچ وقت احساس خستگی یا خستگی کار نکردم.
به خاطر شیوع کرونا، فرآیند مصاحبه بهصورت آنلاین برگزار شد و سوالات ابتدایی خیلی ساده بودند. بعد از آن، منابع انسانی قرارداد سهماههای را برای من امضا کردند. پروژه، یک برنامه ویندوزی قدیمی بود که قرار بود به جاوا تبدیل شود. در تیم، مدیران غیر فنی و یکی دو نفر با سابقه تحصیلی پایین حضور داشتند؛ یکی از معاونان اداره نیز دارای مدرک فوقدیپلم جغرافیا بود. برای پاسخگویی به سوالات فنی، کسی نبود که به اندازه کافی تسلط داشته باشد؛ معمولا من باید پاسخها را بهطور مکرر به زبانی که یکی از مدیران آشنا بود توضیح میدادم. به نظر میرسید که کار برای افراد اهمیت زیادی ندارد و تقریبا نیمی از انرژی تیم صرف سفارش و واسطهگری فامیلی میشد.
شرکت بدی بود تجربه کاری خوبی نداشتم حقوقمو به موقع پرداختن نمی کردن بعضا بین چند ماه تاخیر می افتاد تا حقوقمو بدن موقع خروج هم اذیتم کردن سر تسویه حساب و آزادسازی سفته هایی که داده بودم جو خوبی داشت اما اگه به موقع حقوق می دادن من میموندم
اینجا به درد تازه کارها میخوره بیان یه چیزایی تجربه کنن و برن. ارزش افزوده دیگه ای نداره. متاسفانه تعداد مدیران بی سواد و نا لایق اصلا کم نیستن. یه فریم ورک داخلی با تکنولوژی قدیمی و پر اشکال داره و یه عده توی شرکت هستن که هر روز تولید باگ در این فریم ورک میکنن. الان حدود 4 سال هست که طرح های بزرگ شرکت عملا شکست خورده. فقط به یک دلیل هنوز هستن . چون رقیب ندارن. تعداد خروجی های نیروهای قدیمی زیاد و تعداد ورودی های نیروهای جدید هم زیاد.
شرکت بهار سامانه شرق تجربه من در قالب کار Back End بود. اینجا کارهای کوچک میگیرن، بعد چند برنامهنویس خوب جمع میکنن و مدام میگن پروژه دیر میافته و باید سریع تحویل بشه. قرارداد هم که به صورت یک نسخهای تنظیم میکنن و ازم امضا میگیرن تا خیال خودشون راحت بشه. وعدههای فراوان میدن و ظاهرا قولهای زیادی میدن، اما وقتی موعد میرسه، شروع میفروشند و در نهایت پاسخگو نیستن و حقوق و مزایا رو هم پرداخت نمیکنن. خیلی هم ادای دوستیه درمیآورند تا منو به اعتماد دعوت کنند، اما در واقع تنها با وعدهها و دروغ همراهاند.
میاره ی محیط صمیمی با همکارای بسیار خوبه ، تقریبا تمام مدت کاریم با حال خوب اومدم سرکار مثل تمام شرکت های استارتاپی تغییراتش زیاد ، پس روی چیزی نمیشه حساب کرد بسیار پر استرس ، چالش برانگیز و پر از یادگیری
دیدید گاهی تو بازیهای کامپیوتری به باگ میخوری، مثلا تو آسمون یا قعر اقیانوس معلقی، ماشینت گاز میخوره ولی حرکت نمیکنه، نمیتونی پیاده شی، بعد همه دکمهها رو میزنی و اگه احیانا یه باگ دوم رو تجربه کنی، دیگه اون هم تو پاچهته؟ همینه تا باتری لپتاپت تموم شه. به ناواکو خوش اومدی دوست من :) ناواکو لپتاپ نیست و کیسه؛ به UPS بانک مسکن وصله و خاموش نمیشه. یه کشتی شکستهست که با پول تمومنشدنی یه بانک دولتی جون بینهایت داره و تا الان محو نشده. افراد معدودی میدونن چه شدید تو پاچهشونه و تا گیرن ناراحتن، و عمده سایرین به همزیستی رسیدن. زمان کارها (حتی امور ساده اداری) نامعلومه. یعنی اگه در حالت تعادل یه حقوق نسبتا منظمی برات بیاد و راضی باشی، لزومی هم نداره کار خاصی بکنی (اساسا چون شرکت فشله و هیچ پیچ و مهرهای با هم درست کار نمیکنن که بتونن بندازنت بیرون. مثلا قهوهخونه قنبر که سازمانی عریض و طویل نیست، کارها توش درست و سریع انجام میشه؛ اما فناوری اطلاعات ناواکو چون «سازمان» بزرگیه و بوروکراسی داره، در کنار گشادی و بینظمی و حق داشتن نسبی کارمند برای اینکه کاری نکنه، نه اندازه قهوهخونه قنبر خروجی داره، نه اندازه اوس قنبر توانایی اجرایی داره). حالا ممکنه فکر کنی چه بهشتی. اما تا اینجا عذاب جنیفر لوپز بود! نوبت تو هم میرسه. اینکه وسط ماه یه بامبول مالی یا حقوقی دربیاد، یا بر مبنای جنبش مولکولی یهو یه مدیریت کن فیکون بشه، یا یه چوب شکسته کشتی بره تو پهلوت، دیگه رفته! حالا نامهنگاری و پیگیری کن که دربیاد. یه خط قرمز هر شرکتی هم اینه که برای عدم پرداخت حقوق/سنوات/تسویه ازش شکایت شده باشه. خط قهوهای اینه که عادت داشته باشه پول رو نده و ازش شکایت بشه و سر شده باشه. خط سیاه اینه که شرکت دولتی باشه و تو صنعت بانک و پرداخت باشه و این محاسن رو هم داشته باشه. از آبدارچی و برنامهنویس و نیروی اداری، تا مدیر فنی و مدیرعامل، باید احمق باشی که فکر کنی میتونی تغییر معناداری (به جز تخریب جسم و روان خودت؛ میگم جسم چون پرسنل خدماتی جانباز هم میدن) بدی. چرخه طبیعت ناواکو هضمت میکنه. اگه دیدی کسی میگه نمیدونم بشه یا نشه، راست میگه؛ اگه دیدی مطمئن حرف میزنه که ال میکنم و بل میکنم، یا دروغگو و شارلاتانه، یا خیلی احمقه و به فنات میده. اگه نرفتی، نرو. اگه میخوای تو یه تنبلخونه دولتی شانستو امتحان کنی، ورود بهش رو امتحان کن. ورودت ممکنه از یک تا چهار پنج ماه طول بکشه. تعریف اثر انگشتت و تخصیص یوزر پسورد دامین بهت ممکنه از یک روز تا یکی دو ماه طول بکشه. تو این مدت یهقل دوقلهاتو بازی کن و سیرک رو تماشا کن و به کارهای دیگهت برس. بلند حرف نزن؛ علت داره که افراد درونیاتشون رو بروز نمیدن. بعد نهایتا اگه تثبیت شدی، ببین کجای کشتی افتادی؛ اگه ستونی چیزی توت نیست و فعلا از حقوقت راضیای و تا آخر سال هم اگه با بامبولهای مختلف درصدهایی ازش بزنن، خیلی برات بد نمیشه، فعلا بمون. ولی در نظر داشته باش هر قدر میمونی و سنوات و ... که طلبکاری رو داری سرمایه آخرتت میکنی و معلوم نیست کی نقد بشه. در آخر اینکه کار نکن؛ گاهی یکم ادای کار کردن دربیار.
من مصاحبه انجام دادم و مورد مهم اینکه با خوندن نظرات دوستان در اینحا میخواستم منصرف بشم اما چیزی که اتفاق افتاد واقعا لذت بخش بود چه تو مصاحبه فنی چه در مصاحبه روانشناسی که واقعا تجربه خوبی بود در بین شرکت هایی که رفتم تو سازمان های بزرگ اینچنینی ممکن هست آدم هایی هم پیدا بشوند که سمی باشند و رفتارهاشون اذیت کننده باشه ولی نمیتونید این موارد به خصوص رو به کل سازمان بسط بدید . خالی از لطف نیستش که این نکته رو هم اضافه کنم که با بعضی از دوستان که اونجا در حال کار میباشند در لینکدین که صحبت کردم که نظرات مثبت این دوستان من رو از انصراف برای مصاحبه منصرف کرد جاداره از ****** بابت مصاحبه فنی و ****** و ***** در تیم روانشناسی و ****** از قسمت منابع انسانی بابت هماهنکی حرفه ای جلسات جذب تشکر ویژه کنم و امیدوارم به زودی زود بتونیم با هم همکاری داشته باشیم
برای من هیچوقت محیط کاری با این شکل تمایل نداشت؛ در پایان دیدم که نمیتونم اونجا دوام بیارم. مدیرعامل اغلب در کارها دخالت میکنه و فکر میکنه از همه باهوشتر و صالحتر است. اطرافش هم افرادی با رویکردهای متفاوت حضور دارند که هر کدام به نوعی فشار روانی به همکاران وارد میکنند. هیچکس مدت طولانی در آنجا نمیماند، چون واقعا همه میدانند چه وضعیتی درست شده است. در روزهای اول، مدیرعامل سعی میکرد خود را فردی شاد و دوستانه معرفی کند، اما به مرور حقیقت آشکار شد. مراقب باشید.
مپنا از هر نظر بی نظیره . محیط کار ارام .حقوق عالی - مزایا زیاد -پیشنهاد میکنم . مراحل جذب سخت هست . واقعا سخت . برای همین هست که اسمش مپنا هست
شرکت فالنیک ایران اچ پی تجربهای پر از نکتههای آموزشی بود که با وجود فرصتهای یادگیری، راحتی اخلاقی و سیستم مدیریتی سنتی در آن احساس میشد. در این محیط به نظر میرسید که روابط خانوادگی در رأس کارها قرار دارد و هر بخش مدیر یا مسئول خاصی از همان گروه افراد فامیل است، به گونهای که انتظار میرفت امکان بیان نقد یا اعتراض کمتر شود. حقوق پایه در مقایسه با انتظارها ناچیز بود و زمان زیادی صرف جلسات میشد بدون این که نتیجه قابل توجهی حاصل شود. از نظر منابع انسانی هم بهبود قابل توجهی دیده نمیشد و کارفرمایی سفته یا تضمین با مبلغ بالا برای آغاز همکاری را ارائه میکرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.