من در حال حاضر در ‘فروش و بازاریابی’ شرکت حساب رایان پارس بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال مشغول به کار هستم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در ‘تیم دولوپ’ شرکت حامی سیستم شریف بصورت تمام وقت و به مدت ۱ تا ۳ سال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۸ بوده.
جلسه اول با منابع انسانی بود که یک خانم خوش برخورد باهام صحبت کردن و یکسری سوال درباره سوابقم پرسیدن. جلسه دوم با یکی از افراد شرکت بود که یسری سوالای اینترنتی پرسید منظورم اینه که مشخص بود تو گوگل سرچ کرده “سوالات مصاحبه ux”. اخرش گفتن خبر میدن. جلسه سوم با مدیر منابع انسانی و موارد مربوط به قرارداد بود که در کل همون توضیحاتی که شرکتهای دیگه میدن رو داد که من قبول کردم و رفتم من قبول شدم و حدود یک ماه اونجا بودم مشکلی که داشت این بود که ازم خواستن یه اندازه یک سال سفته بهشون بدم اونم سفید امضا!! نمیدونم دلیلش چی بود ولی من زیر بار نرفتم و اخرش گفتن نمیتونیم باهات همکاری کنیم مورد دیگه ۲ دفتره بودنشون بود و بیمه پایه رد میشد و تمام مزایا هم بر پایه همون پایه حقوق بود یعنی سنوات و غیره یه مورد دیگه هم دیدم به جالب بود اخر ماهی که توش بودم از بچه های تیم اپ یه نظرسنجی در مورد خودشون کردن و دو نفری که از همه نمره پایین تر داشتن رو اخراج کردن! کلا روحیه تیم داغون شد. نمیدونم چرا اینجوری تعدیل میکردن
چند سالی است که به طور تماموقت در گروه صنعتی گلرنگ مشغول به کارم و تجربهام بین یک تا سه سال طول کشیده است.
برای من تجربهای بود که با وجود موقعیت پارهوقت در گوتوتیآر، در نهایت سال ۱۳۹۹ پایان یافت. این دوره، با وجود فرصتهای یادگیرانه، تجربهای دشوار را رقم زد و بهعنوان آخرین سال همکاریام در آن موسسه محسوب میشود.
در مصاحبه با مدیر مارکتینگ فرنام رفتار محترمانهای دیدم، هرچند سابقهی کاری را به شوخی میگفتند و از آن به زبان بازگوکردنی گذرا عبور میکردند. سوالات مربوط به شخصیت یا زندگی شخصی زیاد نبود و درواقع روشی برای سنجش کیفیت کار مطرح نشده بود؛ اما بعد از آغاز همکاری حتی یک رفتار حرفهای هم به چشم نمیخورد. این شرکت را توصیه نمیکنم، زیرا به وعدهها عمل نمیکند، حقوق پرداخت نمیکند، مزایا را تعطیل میکند و بدون اجازه صدای افراد را ضبط میکند.
وقتی برای مصاحبه تماس گرفتند به دفترشان در میدان توحید رفتم و بعد از انتظار کوتاه در طبقه سوم، با مسئول منابع انسانی که یک خانم جوان بود روبهرو شدم. سوالات اولیه ساده بود و من درباره تجربههایم صحبت کردم، اما او از تفاوتهای این مجموعه با جاهای دیگر گفت و اینکه خیلی خاص هستند. در پایان گفتند با من تماس میگیرند. هفته بعد دوباره تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه بیایم. پرسیدم مگر چند مرحله مصاحبه است؟ گفتند تازه اول کار است؛ اگر میخواهی جذب شوی باید بیایی و بروی. مجددا هماهنگ کردم و این بار با مردی که به نظر مدیر بخش فروش بود صحبت کردم. گفتند برای ما تولید محتوا میسازی؛ دوباره تجربیاتم را گفتم و پایان جلسه گفتند تماس میگیرند. یک هفته بعد دوباره تماس گرفتند و گفتند بیا برای مصاحبه. گفتم آیا مدیرانشان را جمع نمیکنید که همه با هم مصاحبه کنم تا یکجا مشخص شود استخدام میشوم یا نه؟ اما بالاخره توافق شد که به محل بروم. ساعت ده، مصاحبه با بخش IT بود و نیم ساعت بعد آمدند. از من تست وردپرس، کار با سیپنل و DirectAdmin گرفتند. ساعتی مشغول بررسی بودیم و در نهایت گفتند که معطلتان نیست، بعد با شما تماس میگیرند. پس از کشوقوسهای فراوان، حدود یک ماه از نخستین مراجعه گذشت و گفتند پذیرفته شدهاید و برای استخدام بیایید. لیستی به من دادند و گفتند باید سفتهای به مبلغ پنجاه میلیون بدهی، تعهد محضری بدهی که سه سال بعد از شرکت با شرکتهای مرتبط همکاری نکنی و گواهی عدم اعتیاد هم بدهی. آمادهسازی این موارد تقریبا یک تا دو هفته طول میکشید و در این فاصله من بیکار بودم. وقتی گواهی عدم اعتیاد را گرفتند، دوباره تماس گرفتند برای تعهدات. خلاصه با وجود مدت بیکاری، ترجیح دادم در آن شرکت حضور پیدا کنم و تمامی شرایط را پذیرفتم و استخدام شدم. اما پس از چند ماه متوجه شدم شرکت ساختار منظم و منصفی ندارد و فضا بیشتر به فشارکاری و رفتارهای غیرمنصفانه شبیه است. همچنین با توجه به تواناییهایم، به عنوان کارشناس دیجیتال مارکتینگ استخدام شدم و حقوقی برابر دو میلیون و پنجصد هزار تومان درنظر گرفته شد، در حالی که با توجه به نیازها، جایگاه من تغییر کرده بود اما ردیف حقوقی آن تغییر نکرده بود. در نهایت به نظر میرسد فراگستر تجربه ناخوشایندی باشد چراکه در آن منابع انسانی ناپایدار بوده و مدیران بیمیلی و مستبد به همراه رفتارهای صرفا هزینهمحور وجود داشتند که به نظر میرسد هدف فقط کمکاری و زیرآبزدن است.
در شرکتی که با نام کسب و کار نوین فرابین میشناخته میشود، دوران کارم به صورت تماموقت و در بازهای کمتر از یک سال بود و سال آخر همکاریام در ۱۳۹۹ بود. تجربهام از محیط کار بیساختار و مدیریت غیرحرفهای حکایت دارد.
در ابتدای کار یک جلسه فنی با سرپرست تیم و مدیر فنی داشتیم و درباره مباحث پایهای برنامهنویسی اندروید، شیگرایی و معماریای که در پروژههایشان رایج بود سوالهای حرفهای پرسیدند تا از تسلی من به آنها مطمئن شوند. دو هفته بعد مدیر فنی با من تماس گرفت و گفت میتوانم شروع کنم؛ من هم پذیرفتم، هرچند که منابع انسانی هنوز تایید نکرده بود و من قرارداد یا امضایی نداشتم. حدود دو ماه با همین روال کار میکردم و مقرر شد در آینده حقوق این مدت به من پرداخت شود. در این دوره هیچ خبری از واحد منابع انسانی نشد و هیچوقت مطمئن نبودم که این واحد مطلع است یا خیر؛ به نظر میرسید تیم ما استقلالی عمل میکند و منابع انسانی نقش اجرایی قاطع نداشت. پس از تقریبی دو ماه، منابع انسانی با من تماس گرفت و من را برای مصاحبه انسانی دعوت کرد. در مصاحبه انسانی درباره رفتار و اخلاق در محیط کار، سابقه کاری و تحصیلی، و دلیل خروج از کارهای قبلی سوال شد. پس از مدتی دوباره با من تماس گرفتند و اعلام کردند که بهطور رسمی استخدام شدم و میتوانم فعالیت کنم، در حالی که حدود سه ماه بود که در آنجا مشغول به کار بودم. رعایت روال قانونی و صحیح فرایند مصاحبه و استخدام را حتما میدانید و از هرگونه کاری خارج از قرارداد پرهیز کنید. از نکتههایی که برایشان اهمیت داشت، میتوان به علاقهمندی به یادگیری و اعتماد به نفس کافی اشاره کرد.
در نخستین نگاه، از این شرکت تجربهی پرتنشی در زمینهی مصاحبه داشتم. مصاحبهها شامل دو ملاقات حضوری و یک جلسه اسکایپی بود. ابتدا یک جلسه فنی برگزار شد اما خیلی زود منتظر گذاشتنم؛ این انتظار طولانی برایم کمی آزاردهنده بود و بعدها فهمیدم این رفتار مربوط به مدیر آن مصاحبه بود. سپس با مدیر منابع انسانی جلسهای داشتم که خیلی روی کاهش حقوق تاکید میکرد و گویی نکات منفی را برجسته میکرد تا مبلغ دستمزد را کمتر جلوه دهد؛ گویی او به نوعی محاسبهی دقیق میکرد و این رفتار برایم نامناسب بود. مبلغی بهعنوان حقوق توافق شد و مقرر شد پس از سه ماه آموزشی، این مبلغ بیست و هشت تا سی درصد افزایش پیدا کند. اما پس از سه ماه با مدیر مستقیمم صحبت کردم و پاسخهایی شنیدم که در سطح یک کارشناس و مدیر نبود؛ او با رفتار تحقیرآمیز و لحن بالا به پایین سعی داشت جلوی افزایش حقوق را بگیرد و با جملاتی مانند اینکه حقوق شما نسبت به سطح کارتان زیاد است یا خوب کار نمیکنید، مخالفت کند.
در مدت سه سالی که به طور تماموقت در شرکت مهندسی صنعتی فهامه مشغول بودم، آخرین سال همکاریام به سال ۱۳۹۸ میرسید. وظیفه اصلی من به عنوان کارشناس اداری بود.
در این شرکت معمولا روند جذب و پایان همکاری به شکل اتوبوسی انجام میشود و برای همین مسئولان استخدام به خود زحمت نمیدهند و به سادگی جذب میکنند. منابع انسانی وجود ندارد یا اگر باشد، شایستهترین فرایندها فراهم نیست و سوالات هم معمولا ساده و ابتداییاند. برای نمونه هیچکس نیست که بتواند سوالات تخصصی مناسب از حوزه بازاریابی را مطرح کند. کار در این مجموعه اغلب به نابودی رزومه منجر میشود؛ میانگین مدت حضور کارکنان نزدیک به شش ماه است و به طور معمول هر نیمسال همه نیروها تغییر میکنند. اضافهکاری عادی نیست و به ازای هر دقیقه تاخیر از حقوق کم میشود. شفافیت مالی وجود ندارد و حتی امکان دریافت فیش حقوقی هم نیست. برای گرفتن مرخصی باید تقاضا کنم و ممکن است پس از بازگشت از مرخصی متوجه اخراج خود بشوم. باید بیوقفه در دسترس باشم و احتمال دارد اگر یکبار پاسخ درست ندهم، خیلی سریع اخراج بشوم.
در طول سه سال اخیر به صورت تماموقت در شرکت اکسون ویژن مشغول به کار بودم و آخرین سال حضور من سال ۱۳۹۹ بود.
در شرکت مهندسی انرژی اشتعال مدت سه سال به صورت تماموقت مشغول بودم و آخرین سال همکاریام سال ۱۳۹۸ بود. موقعیت من ترکیبی از حقوق نسبتا پایین و سطح ادعای بالای مدیریتی بود که تاثیر قابل توجهی بر تجربه کاریم داشت.
برای مصاحبه به شرکت ایسام رفتم و با مدیر بخش پشتیبانی حین گفتوگو بودم؛ او توضیحی مختصر درباره مجموعه کار داد و گفت از شنبه بیای آموزش را شروع کن، هرچند سابقهای در حوزه پشتیبانی نداشتم. فرایند آموزشی اما خیلی کند پیش میرفت و صرفا بیان میشد که مطالعه سایت را انجام بدهم، کاری که میشد قبل از حضور هم انجام بدهند. پس از اتمام دوره آموزشی، به مرور وارد کار شدیم، اما طی چند روز بعد از آغاز کار، شرایط تغییر کرد و گفتند سرعت کار پایین است. همزمان فرد دیگری برای آموزش آمد و مشخص شد کارهایی که در جلسه قبلی بهعنوان مهم معرفی شده بود، برای او لازم نیست و گفتند انجام نده تا زمان لازم نیست هدر رفتن وقت. پس از حدود ده روز از شرکت جدا شدم زیرا فضای روابط و رفتارهای همکاران بیش از حد غیرحرفهای بود و به باور من حرفهای نبود. همچنین با وجود اینکه گفتم تیپ و پوشش معمولی دارم یا حجاب دارم، بهنظر میرسید فضای شرکت برای مصاحبه افراد با پوشش خاص مناسب نیست و به طور کلی فضای کاری از نظر ظاهر خیلی فشن شده است و خانمها در داخل شرکت حجاب ندارند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت: اینکه با همه بهراحتی کنار بیایی.
در ابتدای فرایند مصاحبه فرم پر کردن داده شد که شامل اطلاعات شخصی، سوابق و مهارتهای من بود. ثم برای ارزیابی، خانمی به جلسه آمد و درباره سوابق و مهارتها پرسشهایی کرد و توضیحاتی درباره زمانهای مختلف کاری داد و اینکه بطور کلی پشتیبان چه کارهایی را انجام میدهد. در ادامه درباره حقوق، مزایا و بیمه صحبت شد و توضیح دادند با اضافهکاری و تشویقها ممکن است حقوق به شکل قابل توجهی افزایش پیدا کند. در پایان گفتند منتظر اطلاع میشوم و روز بعد اعلام کردند قبول شدهام و میتوانم برای آموزش حضور یابم. من یک هفته آموزشی را با دقت گذراندم و واقعا هر بخش را به طور کامل و چندین بار یاد گرفتند، سپس یک تا دو هفته پشت سیستم نشستم؛ اما به دلیل مسائل شخصی و تداخل زمانی مجبور شدم از کار بیرون بیایم. حقوق من برای مدت زمان کارکرد به صورت ساعتی محاسبه شد. برای آینده پیشنهاد میکنم با انرژی بالا و نگاه مثبت به مصاحبه بروید، با تسلط کامل درباره خواستهها و مهارتهایتان صحبت کنید و از پذیرش کار نترسید، حتی اگر تجربه پشتیبانی دارید یا ندارید. چون فرایند آموزشی بهطور کامل طی میشود و با گذشت زمان در سیستم پشتیبانی تسلط پیدا میکنید. ویژگیهایی که برای آنها اهمیت داشت عبارت بود از: ادب، متانت، زمانمداری، انرژی بالا، روحیه مثبت، ظاهر مرتب و آراسته، بازه سنی ۲۰ تا ۲۸ سال.
در اولین روز کار حس کردم تصمیمم درست نبوده است. پذیرش گرفتم و رفتم سمت کار، اما به مرور پشیمانی همراهم بود. ظاهرا شرکت به دنبال نیرویی است که فقط گوش بدهد و به ازای آن مقدار ناچیزی حقوق بدهد. با وجود این که بازار کار این حوزه وضعیتی ناخوشایند دارد، برخوردها مناسب نبود و به ویژه مدیر منابع انسانی با رفتاری کاملا پایینبهبال دیده میشد. جو شرکت بیشتر به محیطی نظامی شبیه بود تا فضایی یک شرکت نرمافزاری.
در ابتدای کار، به من گفتند که به دلیل عجلهی شرکت برای همکاری، فرایند استخدام را چند بار تکرار میکنیم تا مطمئن شویم گزینهی مناسبی پیدا میکنیم. با وجود تأکید شدید روی همکاری، تصمیم گرفتم وارد پروژه شوم و تیم را همراهی کنم. جلسات روزانه تنها به احوالپرسی میگذشت و هیچ نشانی از پیشرفت قابلتوجهی در کار دیده نمیشد. پس از یک ماه و تحویل بخش اصلی کار، ناگهان با من تماس گرفتند و اعلام کردند که نمیخواهند به همکاری ادامه دهند. به نظر میرسد روال معمول این شرکت این باشد که هر فرد مسئول یک بخش مشخص از کار باشد و به محض پایان کار، قرارداد قطع میشود.
در تیم پشتیبانی IT شرکت دانش پارسیان فعالیت میکردم و به صورت تماموقت مشغول بودم، اما حقوق پایین و نگاه تحقیرآمیز نسبت به کارمند از نقاط قابلتوجه تجربهام بود. مدت همکاری من کمتر از یک سال بود و آخرین سال حضورم سال ۱۳۹۶ بود.
روز اول فرستادن رزومه با یکی از دوستانم بود که مسیر مصاحبه آغاز شد و پس از سه هفته به مصاحبه رفتم. در جلسه با مدیری صحبت کردم که به نظر نمیرسید خیلی آگاه باشد. سوالاتی درباره کارهای پیشین مطرح شد و پس از گذشت یک هفته کارم را آغاز کردم؛ اما در دو هفته اول وضعیت مشخصی از روند کار دیده نشد. نسبت به آنچه در فرآی استخدام گفته شده بود، تغییراتی میدیدم که چندان هم با انتظارها همخوانی نداشت. حقوقی که به صورت دلار به عنوان مزیت مطرح شده بود هرگز به آن شکل نبود و مقررات حقوقی هم برای دیرکردها، مرخصیهای کوتاه مدت یا بیماریها به نفع سازمان نبود و به شدت کنترل میشد. از جمله موضوعاتی که به نظر میرسید اهمیت زیادی دارند، سطح سیاستهای کاری بود و اینکه تا چه اندازه از خودگذشتگی لازم است، بدون این که انتظار مشخصی از مدیر واحد یا حقوق وجود داشته باشد و تا چه اندازه انجام رفتارهایی که ممکن است غیرقانونی تلقی شود، به چشم میآمد. اگر قصد دارید وقتتان را هدر بدهید و در روزمرگی و حواشی بیپایان غرق شوید، این کار مناسب است. ویژگیهایی که برایشان اهمیت قائل بودند، شامل این بود که تا چه حد به سیاستهای کاری پایبندید، تا چه اندازه از خودگذشتگی دارید و انتظار مشخصی از مدیر واحد یا حقوق ندارید، و اینکه بتوانید به رفتارهای غیرقانونی چشم پوشی کنید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.