با سلام دوستان کار این شرکت این هست که میره تو مناقصه ها قیمت پرت میده و مناقصه رو بنده میشه که بگه من جاهای بزرگ کار کردم این قیمت پرت دادن باعث میشه که حقوق کارمندا رو دیر میده خیلی رو گرفتن سفته حساس هستند و فقط یه رسید بهتون میدن و داخل قراردادتون بهش اشاره نمیکنند،و الان که بیشتر از چهار ماه هست قرارداد من تموم شده همچنان سفته رو بهم نمیدن بارها شده بود حقوق کم میریختن و باید کلی پیگیری میکردیم تا ما بقیش رو بریزن یا اینکه حقوقارو جابجا میریختن یا برای یکی که از شرکت رفته بود ریخته بودن...این مساله در مورد لیست بیمه هم تکرار می شد،مثلا تو یکی دیگه از پروژه هایی که برداشته بودن بعد از 9 ماه هنوز حقوق کارمندای اون پروژه رو نداده بودند
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت هیچ سرمایهگذاری وجود ندارد و تصمیمات به شکل بزرگنمایی و با رویکردهای بلندپروازانه گرفته میشود. پرداختهای بیمه الزامی بهموقع انجام نمیشود و حقوق هم خیلی بهوقت پرداخت نمیشود. مسیر رشد شغلی مشخصی وجود ندارد و در صورت لزوم، جایگزینی سریع جایگزین شما میشود. تجربه مدیریتی کافی نبود و ترجیحا توصیه میشود به یک شرکت بزرگ پیوسته یا کسبوکار خودتان را راهاندازی کنید.
شرکت گلرنگ سیستم یکی از بخشهای گروه صنعتی گلرنگ است و حدود پنجاه نفر از کارکنان را در خود جای میدهد؛ این مجموعه بهنوعی بزرگترین هلدینگ خصوصی ایران به شمار میرود و برای آگاهی از زمینههای کاری هلدینگ میتوانید به وبسایت آن مراجعه کنید. این شرکت برای مدیریت نیازهای نرمافزاری و سختافزاری هلدینگ شکل گرفته و فروش نرمافزار یا سرویس به خارج از مجموعه ندارد. امنیت شغلی بالا و نگاه بلندمدت از ویژگیهای آن است. حقوق بهطور معمول در سطح بازار است و به صورت معمولی پرداخت میشود. وعدهی ناهار رایگان است و در صورت نیاز تجهیزات، تأمین آن به عهده شرکت است و مشکلی از بابت تأمین مالی وجود ندارد. محل کار در طبقات دوم و سوم برج گلرنگ کنار پارک ساعی است و طراحی آن بسیار حرفهای و شیک است. یکی از بزرگترین معایبش نبود ساختار مشخص در سطح شرکتهای فناوری اطلاعات است که ممکن است در ابتدای کار شما را گیج کند؛ ممکن است در هر هفته چند جلسه برگزار شود. برای افراد با تجربه که میخواهند تجربههایشان را به دیگران منتقل کنند گزینهی نسبتا مناسبی است، اما برای افراد کمتجربه توصیه نمیکنم زیرا یافتن کار در شرکتهای دیگر ممکن است دشوار شود. اینجا الزاما با آخرین فناوریهای حوزه آیتی کار نمیکنند و صرفا به گزینههایی گرایش دارند که نیازشان را برطرف کند. بخشهای مختلف این مجموعه هر کدام با دیدگاهی متفاوت اداره میشوند و نمیتوان یک نظر واحد درباره کل شرکت داشت؛ قبل از تصمیمگیری حتما از طریق لینکدین با افرادی که در بخش مربوط به درخواست شما کار میکنند، مشورت کنید. در مجموع کار در هلدینگ گلرنگ بهعنوان شرکتی با آرزوها و اهداف بلند، تجربهای مثبت است، اما درباره حوزه آیتی باید از شرایط کاری همان بخش اطلاعات کامل دریافت کرد. کل هلدینگ زیر نظر مدیر کل دکتر مهدی فضلی اداره میشود که نسبت به پرسنل زیرمجموعه کمکهای مادی و معنوی زیادی انجام میدهد و کار کردن برای ایشان ارزشمند است.
قبل از ورود به شرکت داتین ساختمان ناهید شرقی از شنیدههایی نسبت به غرور و خودمحوری کارکنان آنجا مطلع بودم، اما انتظار داشتم واحد پشتیبانی هم این فضا را نداشته باشد. با وجود همهی مزایا و بزرگی شرکت، در واحد پشتیبانی احساس حرفهای بودن کمتری دیدم و به نظر میرسید مشکلات مالی اثر مستقیمی روی وضعیت روحی و اعصاب تیم دارد. به نظر میرسد حقوق در قالب یک مذاکره و الگوهای مشخص تعیین نمیشود.
من در شرکت پردازش اطلاعات مالی پارت با عنوان توسعهدهنده iOS کار میکردم. یکی از نکات مثبت شرکت، سادگی ساختار و روان بودن کارهاست و فضای کاری آن فوقالعاده دوستانه است. علاوه بر این، از جدیدترین فناوریها استفاده میشود و تیم از افراد متخصص و همراهیگر با مدیران همدل برخوردار است.
در این شرکت پنج سال کار کردم و به دلیل تفکیک وظایف مدیرعامل از صاحب شرکت، تصمیمگیریها اغلب طولانی میشد. همچنین نکتهای که وجود داشت این بود که برخی از همکاران با سواد پایین و توانمندی کمتر، به دلیل چاپلوسی نسبت به صاحب شرکت، در جایگاههای کلیدی قرار میگرفتند و نقشهای متعددی را بر عهده میگرفتند.
در این شرکت فضای کار بهگونهای است که حقوق بالا انتظار نمیرود، اما محیط کار نسبتا مناسبی دارد و فشار روی پروژهها وجود ندارد. برای مطالعه فرصت کافی دارید و ساعات کار ثابت نیستند، با این حال در مورد مرخصی و انجام کارهای شخصی با شما کنار میآیند. برای افراد کارآموز و تازهکار، جای مناسبی به نظر میرسد.
شب تجربهای از طرف من بود که بهخاطر مشکلات داخلی شرکت احساس میکردم به هیچوجه فضای مناسبی برای کار نیست؛ در نگاه من، تمرکز اصلی شرکت تنها روی منافع خودشان است.
مدتهایی از بهترین روزهای عمرم در این شرکت گذشت اما واقعا به هدر رفت؛ نبود فرصت برای رشد و یادگیری چیزی جز یکنواختی نبود. حقوق کارکنان معمولی واقعا پایین است و تنها میانگین رو مدیران بالا میکشند. من همواره فکر میکردم اگر این سالها را در مسیر درست هزینه میکردم، اکنون به مراتب توانایی بهتری کسب میکردم. واقعا این مدت میتوانست با موفقیت همراه باشد.
در یک شرکت تازه تجربه کردم که مدیرش به نظر من بیتوجه و بیکفایت میآمد. او نحوه برخوردم با همکاران را نمیفهمید و برای برنامهنویسها ارزش قائل نبود. تصورش این بود که یک برنامهنویس مانند چیزی است که به راحتی میشود ریختنش دور، بدون در نظر گرفتن پشتکار و تلاش تیم.
در این شرکت تجربهی کاریام کنار گذاشته شد تا به من تعهد دهد که سه سال در هیچ شرکت گردشگری کار نکنم، اما پس از مدتی فشار آوردند و تعهد پنجساله امضا کردم. هیچ نقطهی رشد و پیشرفتی در اینجا وجود ندارد و تنها نکتهی مثبت، مدیر فنی است که فردی باتجربه و آشنا به فناوریهای روز است. حقوق پایین است و اضافهکاری و مزایا هم با حداقل دستمزد وزارت کار محاسبه میشود. برنامهی آموزشی یا تفریحی برای تیم برنامهنویسی وجود ندارد.
شرکت مو تن رو به عنوان یک محیط کار نسبتا خوب و تازهتأسیس به من برخورد کرد؛ فضای کار دوستانه و صمیمی بود و بودن در کنار تیمی خوب احساس امنیت میداد. برای نقشهای برنامهنویسی بکاند واقعا پیشنهاد میکنم تجربهاش را امتحان کنید، اما درباره سایر موقعیتها مطمئن نبودم.
شرکت جامبد تجربهای پرنویز از شرایط کاری را رقم میزند که از نگاه من به عنوان کارمند تازهوارد و با نگاه صرفا شخصی روایت میکنم. فضای کار در دانشگاهی همه همکاران را به خانوادهای صمیمی تبدیل میکند و این بخش از تجربه برایم مثبت و دلنشین بود، چون همکاران و تیم همواره به عنوان افراد مهربان و همراه دیده شدند. با وجود این، اداره منابع انسانی را از نگاه من تنها به حاشیههای ناراحتکننده و فشارهای غیرمنصفانه میشناسم؛ بهجای تمرکز روی حفظ سرمایه انسانی، بیشتر فضایی برای اذیت و ایجاد سردرگمی ایجاد میشود تا جایی که استعفا به نظر گزینهای راحتتر مینماید. درگیریهای مربوط به قرارداد و حقوق در ابتدای کار، بهخصوص درباره سفته و مبالغ عجیب، تجربهای آزارنده بود. مقایسههای بیپایان با شرکتهای دیگری مثل اسنپ از طرف تیم مقابل، باعث میشد از منظر من محیطی غیرمنصفانه دیده شود. اگر در محیطی با رفتار حرفهایتر و حقوق و مزایای روشن و عادلانه بود، میشد مقایسه را منطقیتر دانست. امنیت شغلی به دلیل نبود قرارداد مشخص چندان وجود ندارد؛ هر زمان که تصمیم بگویند، میتوانند بگویند خداحافظ. قبل از بحران کرونا، حقوق با تاخیر پرداخت میشد و حتی گاهی تا بیست روز عقب میافتاد. اضافهکاری به عنوان عملی پذیرفته میشود اما به واقع حساب نمیشود. هر ماه با کسری حقوق و اشتباههای حسابی اعصاب خردکن همراه است و تلاش برای کم کردن ساعات کاری همواره وجود داشت. سیستم زمانسنجی کاملا انعطافپذیر نیست؛ برای نمونه ورود به صبح زود و خروج به زمانهای دیگر به ازای هر دقیقه کسر کار میخورد، حتی وقتی که منشی مدیرعامل بالای دستگاه قرار دارد و با سرعت کار میکند. در چنین شرایطی، تغییر کوچک زمان خروج به اتفاقی ساده تبدیل به مسئلهای بزرگ میشود. فرهنگ کاری کمی عجیب به نظر میرسد؛ یکی از همکاران برای منشی مدیریت تازهکاری، آزمایشی میگیرند که نشان دهد چگونه مدیریت کار دارد و پذیرش کارمند یا هرکس دیگر بسته به تولید فرضهای خاصی است. هزینههای شرکت نیز به وضوح نشان میدهد که در برخی موارد خساست وجود دارد؛ مثلا استفاده از لوازم سادهای مانند دستمال کاغذی از سوی شرکت به طور مستقیم تامین نمیشود. حقوق و مزایا خارج از چارچوب حقوقی و مزایای مشخصی نیست و پس از بحران کرونا هم پرداخت حقوق اسفند با تاخیر انجام میشد. از پایان سال تا اواسط سال جدید، به نظر میرسید که تنها بخشی از حقوق هر ماه پرداخت میشود و مابقی به تعویق میافتاد. در نهایت، اگرچه فضای انسانی و همدلی در تیم قابل ستایش است، اما مسائل ساختاری و فرایندهای غیرشفاف حقوق و امنیت شغلی را به شدت تحتتاثیر قرار میدهد.
بیشتر از هر چیز، محیط کار ایران تلنت پر از هیجانهای منفی بود و به طور مداوم بیثباتی حاکم بود. از زمانی که شرکت از sister company به gulf talent پیوست، اوضاع به شدت دگرگون شد و فضای کار به شکل جهادی و بیثبات پیش رفت. ارتباط با خارج از شرکت عمدتا از طریق لینکدین انجام میشود و رویکرد روابط عمومی تنها با این کانالها شکل میگیرد. جو شرکت پر از حاشیه بود و خیلی زود با تبدیل سابقهی کاری افراد، آنان را اخراج میکردند تا اطلاعات داخلی محفوظ بماند؛ در طول سالها تنها یک نفر با سابقهی طولانی در مجموعه باقی مانده است. حقوق بالاست اما برخی از سمتها به افراد بیتجربه و چاپلوس واگذار میشد تا نیازهای داخلی را سریعتر پوشش دهند. برخورد مدیران و همکاران تمایل به خودشیفته بودن و استفاده از شوخیهای بیمورد داشت و بیشتر وقتها علاقهی شدیدی به مصاحبههای پیوسته وجود داشت. جلسات طولانی همواره به تعریف و تمجید از مدیرعامل و همدستانش اختصاص داده میشد.
من تجربه همکاری بلندمدتی رو در چارگون داشتم نظرات دیگه رو که خوندم دلم گرفت قبول میکنم که مثل هر شرکتی بدیهای خودش رو داره ولی انقدر هم سیاه و تاریک نیست و خوبیهاش هم کم نیستن. توی چارگون فضا بسیار صمیمی و دوستانه است و در اصل همکاران و تیمت به خانواده دومت تبدیل میشن. فضایی هست که اگر به دنبال رشد باشی، شاید نه خیلی راحت ولی اگر تلاش کنی میتونی فضای رشد خودت رو پیدا کنی و حمایت هم از همکاران و مدیرانت داشته باشی. رنج حقوقی به نسبت سایر شرکتهای هم صنف پایین هست اما مزایای خودش رو هم داره، مثل امنیت شغلی، مثل فضای رشد، مثل مزایای رفاهی، فضای دوستانه، ساعت کار شناور متناسب با شغلها مختلف. تعاونی کارکنان و وامهای مختلفی که میشه دریافت کرد. اونجا کار خیلی زیاده و تمومی نداره، گاهی تعادل کار و زندگی به اجبار با توجه به شرایط به هم میریزه، اما اینکه این شرایط همیشگی و دائم نباشه تا حد زیادیش دست خود افراد هست و میتونن توش تغییر ایجاد کنن. به رشد و آموزش و دانش کارشناسان حوزههای مختلف بها داده میشه، شاید برای برخی مشاغل کافی نباشه، ولی قطعا بیشتر از خیلی از شرکتهای دیگه هست. در حال تغییر تکنولوژی و به سمت استفاده از تکنولوژیهای روز دنیا رفتن داره قدم برمیداره، با توجه به بزرگی شرکت، تیمها و نرمافزارها پیچیدگیهای خودش رو داره و زمان میبره، برای مثال همسو کردن مشتریان از نظر شرایط سختافزاری و نرمافزاری، همسو کردن دانش کارشناسانی که باید این تغییر و محقق کنن، و ... اما در کل داره قدمهای محکمی رو در این سمت برمیداره. نکته دیگه هم اینکه شرکت دانشبنیان هست و آقایونی که سربازی نرفتن میتونن از این مزیت برای امریه گرفتن یا پروژههای بنیاد ملی نخبگان استفاده کنن. در کل در کنار تمام نقاط ضعف و قوتی که داره با توجه به شرایط شما میتونه انتخاب خوبی برای شما باشه یا نباشه، بستگی داره به دنبال شغل بلندمدت و رشد هستین، یا دارین به درآمد مقطعی فکر میکنید، فضا و محیط کاری چقدر براتون اهمیت داره و ... مثل هر شرکت دیگهای میتونه برای خیلیها فصای مناسبی باشه و برای خیلیهای دیگه نه، مثل هر جامعه بزرگ دیگری افراد خوب و بد توش وجود دارن و ممکنه همکاران فوقالعاده خوبی رو در کنارتون داشته باشید، یا همکارانی که شما باهاشون مشکلاتی رو تجربه کنید. هیچ چیز سیاه و سفید نیست. پ.ن: سال تاسیس شرکت ذکر نشده بود که سال تاسیس ۱۳۷۷ هست.
با تأیید همه تجربههای بد که دوستان اشاره کردن، شرکت چارگون اول که میری مصاحبه و حقوق درخواستی اعلام میکنی، یکم چونه میزنن بعد دیگه چیزی نمیگن فکر میکنی حقوق الان حل شده. مرحله بعد دعوت میکنن چند روز بری تست بدی که سطح سواد و تشخیص بدن ، مرحله بعد کلی با مدیران مختلف و درنهایت مدیرعامل جلسه میذارن و همه که دونه دونه تایید کردن و حدود ۳ هفته وقتت و گرفتن، درنهایت مدیر منابع انسانی تماس میگیره و حقوق خیلی کمتر و پیشنهاد میده و میگه اگر موافقید یک جلسه دیگم بیاید با من . فضای کاری شرکت اکثرا شاده و بچهها میگن بلند بلند میخندن و تمرکز رو از دست میدی. اکثر مدیراشونم به یه عده پاچهخار خیلی بها میدن و عملا فقط اونا رو میبینن و حرف همونا رو قبول دارن. در کل هیچ بار علمی به کسی اضافه نمیشه و یه مشت کار پوچ تو شرکت انجام میشه با تکنولوژی و سیستم کاری قدیمی.
بیان تجربه من این است که حقوقها همچنان نامنظم و پایین هستند و بیشتر به نظر میرسد تحت نظر وزارت کار باشد. پرداختها به طور مکرر با تاخیر روبهروست و وعدههای دادهشده مبنی بر پرداخت در همان روز یا حداکثر تا چهار تا پنج ماه، اغلب تحقق نمییابد و ممکن است یک ماه طول بکشد تا واریز انجام شود. خیلی از همکاران یا از شرکت رفتند یا تغییر وضعیت یافتهاند و گاهی از جابهجاییها بیثباتی مشاهده میشود. احترام به نیروهای باکیفیت وجود ندارد و بینظمی در کار جاری است. من این شرکت را توصیه نمیکنم زیرا به وقت و زمان من آسیب زده است.
باورم نمیشود که کار با این مجموعه را آغاز کردم؛ حقوق آخرین ماه را با من پرداخت نکردند و من مجبور شدم از طریق مراجع پیگیری کنم. دادگاه کار رای داد که باید حقوقم را بپردازند، اما همچنان پولی وصول نشده و باید به مراحل قانونی بعدی بیارایم. این شرکت برایم تجربهای منفی بود و پیشنهاد نمیکنم تجربه کنید. رفتار حرفهای در حد صفر بود و اگر حقوق من بهطور قانونی پرداخت میشد، وضع الان اینطور نبود.
کار کردن در گروه جی اس ام را بهسان تجربهای پرتنش و ناهمگون به خاطر میآورم. اوضاع رابطهای بین کارکنان بهطور گستردهای نامتوازن بود؛ افراد جذاب یا با دوستیهای بیشتر، اغلب بهعنوان معیار باقیماندن انتخاب میشدند. حقوق هم بهطور منظم و مطابق برنامه نبود؛ اغلب چهار تا پنج ماه میگذشت و تنها دو ماه از آنها پرداخت میشد و همواره میبایست از شرکت مطالبه میکردی تا مابهالتفاوت را بگیری. گاهی تسویه چکها هم به تعویق میافتاد و تنها برای چهار ماه آینده پرداخت میشد. گزارش میکنم که برخی مدیران با سطح دانش پایین بهخاطر مسیر و روابطشان به پستیها رسیده بودند و این موضوع از نظر من قابل قبول نبود. زمینه کاری شرکت مشخص نبود و پروژهها هر طور که پیدا میکردند قبول میشد و از من انتظار میرفت در هر موقعیت شغلی همکاری کنم. اضافهکارها هم بهطور مناسب پرداخت نمیشد. وضعیت بهخصوص زمانی بحرانی شد که برخی از کارکنان برای شرکت غذا داشتند و برخی دیگر نه؛ تفاوت در رفتار با منابع انسانی دیده میشد و انصاف بهطور یکسان رعایت نمیشد. مدرک دانشگاهیام تحت پوشش بیمه قرار داشت و بهدلیل نگرانیهای اداری برای مدت نزدیک به سه ماه در گرو نگه داشتند.
شرکت ویستا سامانه آسا را تجربه کردم و به واقع از این محیط کار تجربهای ناگوار داشتم. مدت قراردادها به وضوح با واقعیت تفاوت داشت و به محض شروع کار بدون قرارداد نگهداشته میشدم تا اینکه در نهایت قراردادها به ماه سوم میرسیدند و نسخهی دقیق آن به من ارائه نمیشد. وظایفم به وضوح توضیح داده نمیشد و هیچ حمایتی از طرف همکاران یا مسئولین ندارید. افراد قدیمیتر احساس مالکیت میکنند و گمان میکنند تازهواردها بیسواد یا تحت نظر آنها هستند. ارتباط با مدیران هم برقرار نیست و تنها با واحد منابع انسانی روبهرو میشوید که حرفهایشان پر از ابهام است و به نظر میرسد برای فرار از پاسخگویی تلاش میکنند. یکی از مدیران منابع انسانی که ادعا میکند روانشناس است، با تجربهای که داشت از تحلیل شخصیت افراد ناتوان بود و عملکردی ابتدایی داشت. اضافهکار بر اساس معیار مشخصی حساب نمیشود و ساعتهای کاری همواره بهدرستی در نظر گرفته نمیشود، با وجود اینکه در واقعیت ساعات کاری برایتان دروغ گفته میشود. سابقهی بیمه هم بهدرستی مدیریت نمیشود و ناگاه از شما انتظار استعفا میرود تا نامهی استعفایشان را بنویسید. امکان پیشرفت شغلی وجود ندارد و این تجربه برای من یکی از بدترینهاست. در عین حال حقوق بهموقع پرداخت میشود، شرکت وعدههای غذایی شامل ناهار و صبحانه را فراهم میکند و میانوعده هم میدهد و در مواقع نیاز نیز مرخصی داده میشود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.