در این مجموعه، من به عنوان کارشناس فروش مشغول به کار بودم و فضای کاری آن را بسیار دوستانه و امن میدیدم. مدیریان جوان مجموعه را اداره میکنند و این رویکرد موجب شده حضور کارکنان حس تعلق و انگیزه بیشتری داشته باشند. یکی از نکات مثبت، پرداخت منظم حقوق بود؛ علاوه بر حقوق پایه، کارانه و پاداش نیز دریافت میکردیم که به بهبود انگیزه و رضایت شغلی کمک میکرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
متشکریم که تجربه تان را به اشتراک گذاشتید. در شرکت آرمان ما به بازخوردهای کارکنان، چه در دوره آزمایشی و چه پس از آن، اهمیت می دهیم و همواره تلاش میکنیم محیطی منصفانه و حرفه ای برای همه اعضای تیم فراهم کنیم.احترام به تفاوت های فردی و دوری از هرگونه تبعیض، بخشی از ارزش های اصلی ماست و ایجاد حس تبعیض یا تقسیم بندی «خودی و ناخودی» چیزی نیست که مورد تایید فرهنگ سازمانی ما باشد. اگر احساس کردید این ارزش ها در طول همکاری رعایت نشده، خوشحال میشویم جزئیات بیشتری از تجربه خود را بصورت مستقیم با واحد منابع انسانی در میان بگذارید تا بتوانیم اقدامات لازم را انجام دهیم. هدف ما فراهم کردن محیطی است که همه اعضای تیم در آن احساس احترام و ارزشمندی داشته باشند. به هرحال، انتخاب مسیر شغلی حق هر فرد است و امیدواریم در ادامه راه، تجربیات بهتری داشته باشد.
تمام نظرات مثبتی که اینجا نوشته میشه کار همون خانمه،حتی از طرف منابع انسانی نظر مینویسه،حتی اگه به تاریخ و ساعت نگاه کنید میبینید چقدر ناشیانه این کار را انجام میده متاسفانه دو ماه از زندگیمو حرام کسی کردم که اولین سابقه مدیریتی شه و از دو شرکت قبلیش هم اخراج شده و از همه بدتر مدیر عاملی با دو سال سابقه مدیریتی هست که شدیدا پشتیبان این دختره دلیلش بماند برای چه،فقط تو دو ماهی که من بودم پنج نفر از تیم این خانم استعفا دادند در کل سال آمارش بیاد خیلی جالب میشه،خانم ما محترم به جای اینکه بیای اینجا نظر مثبت راجع به خودت بدی بهتره رفتار بیمارگونه خودتو اصلاح کنی اوضاع به جوریه مدیرعامل با اسم منابع انسانی میاد اینجا نظر میده دیگه پی به عمق فاجعه ببرید،کارانه من که جزو حقوقم هست و ندادن
وقتی برای پارس دیتا تصمیم گرفتم کار کنم، فکر میکردم محیطی ساده و امن برای یادگیری هست اما به سرعت متوجه شدم شرایط خیلی متفاوت است. شرکت نسبتا کوچک بود و با بیست تا سی نفر کارمند در ابتدای کار به نظر میرسید؛ اما مشکلات زیادی توی اداره و روابط داخلی وجود داشت. در ابتدا فهمیدم که مدیریت سطح بالایی به نظر غیرشفاف میآمد و رفتارهای غیر حرفهای هم دیده میشد. جو کارگاهی به شدت نسبت به حضور زنان و مردان تفاوت داشت و به رغم وجود دو همکار آقا، باقی کارکنان اغلب با تغییرات مکرر و ترک واحد روبهرو میشدند. قراردادی که امضا میکردیم، اذعان میکرد که باید مدت مشخصی کار کنیم و اگر تصمیم به ترک بگیریم باید با پیامدهایی مانند از دست دادن بخش از حقوق یا مزایا مواجه شویم. با این حال، بسیاری از همکاران بدون پایبندی به قرارداد، شرکت را ترک میکردند. فضای کاری تا حد زیادی ناسالم و غیررایج بود و گفته میشد در بخش لابی، صحبتهای نامناسب و رفتارهای جنسی بین برخی افراد شنیده میشود. علاوه بر این، حقوق به طور منظم پرداخت نمیشد و مزایا هم وجود نداشت. وضعیت فنی و تخصصی تیم هم رضایتبخش نبود و به نظر میرسید که برخی از تکنسینها تخصص کافی یا مدرک فنی متناسب ندارند. به نظر میرسید که سایت شرکت از سالهای قبل بهروز نشده و این موضوع از طرف کاربران هم گزارش میشد. مدیریت فنی مجموعه به چشم من کمتر به عنوان یک تیم حرفهای IT دیده میشد و ارتباطات برقرار شده با سایر اعضا پرتنش بود. گاهی اختلاف نظرها با کاربران یا کارمندان در محیط کار به مشاجره میکشید و این موضوع کار را برای باقی افراد دشوار میکرد. شنیده میشد که شرکت با رفتن افراد، حقوقی را پرداخت نمیکند یا به تعویق میاندازد و برخی اوقات با قید و حمایت از ترک کار، افراد را تحت فشار قرار میدهد. در کل، وجود نیروی متخصص کافی به نظر نمیرسید و با توجه به پرداختها و فرصتهای یادگیری، به نظر میرسید بیشتر به سمت حفظ نیرو از طریق فشار روانی یا تهدید حرکت میکرد تا سرمایهگذاری واقعی روی توسعه حرفهای افراد. از نظر من، پیشنهاد کار در چنین محیطی برای کسی که به دنبال تجربه و یادگیری واقعی است، تصمیم بهموقع و دقیق میطلبد. به شخصه توصیه نمیکردم که دوباره به این شرکت بیایم، زیرا تجربهام نشان داد که فرصت یادگیری رایگان یا بدون تعهد وجود ندارد و مسائل حقوقی و اخلاقی متعددی در آنجا مطرح است.
وقتی تصمیم گرفتم از شرکت ماموت جدا شوم تا به سازمانی دیگر بپیوندم، متوجه شدم امنیت شغلی در اینجا وجود ندارد و با اینکه فرصت پیشرفت هست، شایستهسالاری به چشم نمیخورد. در این تیم بیاعتمادی و بیانصافی رایج است و ممکن است از هر چیزی بهانهای برای زیرسوال بردن دیگران پیدا شود. برای افرادی که فعلا بیکار هستند، ممکن است اخراج هم بشوند و در نهایت چیزی را از دست نخواهند داد.
بی جهت وبدون دلیل مستندجریمه میکندبدون اینکه پاسخگو باشند فکرمیکنم این هم راه درآمدجدیدی برای اسنپ شده. برخودشان غیرمنصافانه وبرده داری میباشد
به نظر من این شرکت با سیاستهای مدیریتی ضعیفی اداره میشود و مشکلات از همان جا آغاز میشود. مدیریتی که به شکل میکرومنیج عمل میکند، فضای کار را تبدیل به محیطی نگرانیآور کرده است. در اکثر بخشها دوربینهای مداربسته وجود دارد و مدیران دائما در حال رصد هستند تا هر رفتار کوچکی را زیر نظر بگیرند؛ و بارها هم شنیده شده که به کارمندها بازخواست یا حتی بهطور ناگهانی از آنها خواسته میشود فردا سر کار نباشند. تعریف «شناوری» برای اینجا به شکل کوتاه و بیثانیهای است، به طوری که موقع دادن حقوق، تصمیمگیری به حال و روز مدیر بستگی دارد و اگر او حالش خوب نباشد، حقوق واریز نمیشود و برای این رفتار توضیحی ارائه نمیشود. برخی کارکنان نیز به دلیل همین روحیه آشفته، حقوقشان با تاخیر پرداخت میشود تا به نوعی اذیت شوند. قراردادهای اجراییشان به شدت بیتعهد و بدقول است؛ استراحتی برای کارمندان درنظر گرفته نمیشود و باید دائما وضعیت کاری خود را به شکلی نامنی نمایش دهید. ما از اینجا فرار کردیم و به شما هم پیشنهاد میکنم به سلامت ذهن و اعصاب خود فکر کنید و اگر به دنبال محیطی آرام و قابل اعتماد هستید، اینجا جای مناسبی نیست. در اینجا فقط اعصابخوردی وجود دارد؛ از همان ابتدا خوب بهنظر میرسند، اما با گذشت یک ماه کار تمام میشود.
من تجربهای ناخوشایند از مرکز ادصاب دارم. با وجود تلاشهایی که برای کار روی پروژههای بکاند داشتم، فرایندها و رفتار شرکت به هیچ وجه حرفهای نبود و از نظر من سوءاستفادهها و سوء-management زیادی وجود داشت. به نظر من باید برای رسیدگی به این وضع، یک شکایت جامع علیه شرکت و مدیرانش مطرح کرد و از رفتارهای نامناسب آنها صحبت نمود. شرمآور است که چنین الگوهایی از برخورد را دیدم. ادصاب از دید من به شدت غیرقابلقبول است.
فضا در این شرکت به شدت غیر حرفهای است و ارزش افراد بیدلیل پایین میآید. ارتقاءها هم به شکل غیر حرفهای و بدون مسیر روشن انجام میشود و با وجود ظاهر منظم، واقعا پیشرفت معقولی وجود ندارد.
لعنت به اسنپ که برده داری نوین هست با حقوق 16 تومن و ی هزینه اسنپ500 تومن ده برابر از شما کار میکشن اشناهاشونو اون دخترای که بهشون حال میدنو گذاشتن شیفت صبح و خوب اونای که حرف گوش نکنن میندازن شب نصف شب مسافر فحشت بده حق اعتراض نداری راننده فحش بده باید خفه شی نامه بهت نمیدن اینقدر اذیتت میکنن خودت خارج شی
من تجربهای ناخوشایند از کار در یک شرکت ارائه میدهم که به نظر میرسد با ملاحظات قانونی و رفتاری نامطلوبی روبهرو بوده است. در این مجموعه، از من سفتهای گرفته شد و بدون رضایتمندی اجرا شد و حتی ده میلیون تومان به زور از من دریافت کردند. برای پیگیریها و مشاوره حقوقی، با وکیل مریم ترابی تماس گرفتم. شرکت، به نظر من، از مدیرانی کمالگرای بیپروای خانوادگی تشکیل شده بود و این رفتارها من را نگران کرد.
از وقتی وارد نبض افزار شدم، احساس کردم تبعیض شدیدی بین کارکنان وجود دارد. برای انجام حتی کار سادهای هم، باید صورتجلسات و نامههای بیارزش نوشته شود. مدیریتی که با سواد نیست و به نظر سفارشی میآیند، فضای کار را به شدت ناسالم کردهاند. این شرکت ارزش واقعی برای کار من قائل نمیشود و حضور در آن به هیچ وجه دانش یا تجربهای به من اضافه نمیکند؛ فقط کارهای فرسایشی تکراری انجام میدهم.
در دورهی همکاریام با این شرکت، فضایی سالم، حرفهای و باکیفیت را تجربه کردم و ارزش زیادی برایم داشت. از نقاط قوتش میتوان به رعایت استانداردهای کاری، نظم تیمی و محیط دوستانه اشاره کرد. کار با تیم فراخود تجربهای آموزنده و گرانقدر بود.
همواره به این نتیجه میرسم که هر شرکتی هم مزایا دارد و هم محدودیتها. با توجه به تفاوتهای شخصیتی، برداشتها از این شرکت میتواند گوناگون باشد. از نظر من نباید انتظار داشت که سازمانی کاملا بالغ و بینقص در همه زمینهها باشد. در کل، جنبههای مثبت و منفی شرکت را با هم میسنجم و نتیجهگیری نهایی من مثبت است. کسانی که تمایل به رشد دارند، فرصت پیشرفت هم برای خودشان و هم برای شرکت فراهم میکنند.
شرکت خدمات انفورماتیک را تجربه کردم با گرهای بزرگ از بیتجربگی در مدیریت فناوری اطلاعات. مدتی است که از کمکاری مدیر فناوری اطلاعات رنج میبریم؛ به خاطر نبود دانش لازم در زمینه فناوری اطلاعات و صرفا آشنایی با کابلکشی و Ping، وظیفه مدیریت IT به فردی سپرده شده که سابقهای در این حوزه ندارد. او به همراه چند همکار بیدقت خود را مسئول گروه کرده و در نتیجه تعداد زیادی از همکاران با تجربه و توانمند از شرکت جدا میشوند. اکنون بسیاری از سامانهها و سرورهای داخلی از دسترس خارج شدهاند و به دلیل عدم فاصلهگیری مناسب از سوی مدیر جدید، اطلاعرسانی لازم به ذینفعان انجام نمیشود. رفتارها و روالهای رسیدگی به رخدادها و طرحهای بازیابی فاجعه برای او کاملا آشنا نیست و چنین مدیریتی در چنین شرکت بزرگی قابل قبول نیست.
در این شرکت بودن تجربهای بود که نشان میداد فضای کار به شدت پویا و پرتنش است و رفتارها تفاوت زیادی با انتظارها دارد. منابع انسانی را بیاحترام و همدست میبینم که به همکاران فشار میآورند و پشتسر هم نظر میگذارند. عقدههای مدیریتی به وضوح در برخورد با کارشناسان دیده میشود و محیط کار به هیچ وجه آرام و مساعد نیست.
به نظر من شرکت داده گستر امن برنا با رویکردهای ضابطهمحور و ارتباطات گسترده مدیرعامل به دنبال سودآوری است، اما این مسیر به هزینههای مالی و حقوقی برای کارکنان منجر میشود. به باور من، منافع شرکت بیشتر از طریق استقراض منابع از دسترنج کارکنان تأمین میشود و تعدادی مشتری یا فرد ذینفع از این روند بهره میبرند. متأسفانه به نظر میرسد حسابداري و تسویهها به صورت مطلوب انجام نمیشود و در مواردی شکایات کارگری زیادی در اداره کار ثبت شده است. از دید من، پرداختها و تسویهها بدون وجود شکایت یا تهدید به شکایت ممکن نیست و برای کارمندان عادی امنیت شغلی وجود ندارد. به تازگی، بهکارگیری نیروهای دورکار به شکل پروژهای مطرح شده تا از جریانات بدهیها و مسائل مربوطه بیخبر باشند و پرداختها به راحتی صورت گیرد. برای ارزیابی صحت این صحبتها، میتوان خروجی کار شرکت را بررسی کرد و منبع درآمدهای آن را مشخص کرد. ارتباط با کارمندان قدیمی شرکت در لینکدین میتواند دید بهتری بدهد و اطلاعات بیشتری ارائه دهد.
ببین اگر امیدی به بهبود نیست چرا اینجایی؟ بابا تو نخبه ای همه جا دنبالتن چرا نمیری؟ سنگ پای قزوین پیش تو روش سفید شده شرکت نسبت به دو سال پیش مزایایش از ۱۶ میلیون ۸۰ میلیون شده بعد تو نخبه اومدی تخریب میکنی هرکی دوست نداره پاشه بره جا خالی شه آدمها بی انگیزه و سم پاش هیچ نقشی در این شرکت نداره
سال جدید مدیریتی باعث شد فضای شرکت تغییرات قابل توجهی بکند و من به عنوان کارشناس فروش با این تغییرات احساس آرامش بیشتری کنم. مدیری که سالها در بخشهای مختلف تجربه داشت، توانست انسجام بین واحدها ایجاد کند و حتی کسانی که قبلا با ایشان آشنا نبودند هم کم کم به این تغییرات اعتماد کردند. در دوران سخت سال دوهزار و چهار، وقتی جنگ و کمبود ارز پررنگ بود، شرکت حقوق هیچکدام از کارکنان را عقب نینداخت؛ حتی فرصت جبران تا مدتی طولانی برای همگان فراهم شد. هماهنگی بین تیم فروش، تولید و پژوهش و توسعه هم بهبود یافت و قبلا با همصحبت شدن با سایر واحدها مشکل داشتیم. شناخت دقیق از مشتریان و بازار فضای تصمیمگیریها را هدفمندتر کرده است و رویکرد حمایتی مدیریت جدید با نتیجهمحوری همراه شده تا انگیزه تیم فروش به شکل قابل توجهی بالا رود. تیم فروش همدل و همآهنگ است و تبادل تجربه در آن به شدت جریان دارد. فرآیند فروش ساختار مشخصی پیدا کرده از مدیریت سرنخها تا پیگیری مشتریان و گزارشدهی منظم. آشنایی با محصولات و خدمات متنوع شرکت امکان ارائه پیشنهادهای ترکیبی را فراهم کرده و زمینه افزایش فروش را شکل داده است. فرصت یادگیری عملی در مذاکرات، ارائه محصول و ارتباط با مشتریان کلیدی هم وجود دارد و واحد فنی و پشتیبانی با ارائه پشتیبانی مناسب، کمک میکند راهکارهای فروش برای مشتریان قابل اعتماد و دقیق باشند. نقاط قابل بهبود در برخی دورهها حجم درخواستهای مشتریان روی تیم فروش فشار میآورد. فرایند تأیید برخی خروجیهای مشتریان میتواند سریعتر و سادهتر انجام شود. برای برخی محصولات جدید به آموزش بالاتر کارشناسان فروش و معرفی دقیقتر آنها به بازار نیاز داریم. همچنین سیستم پاداش و پورسانت میتواند شفافتر و ساختاریافتهتر ارائه شود تا انگیزه بیشتری ایجاد کند. جمعبندی کلی این تجربه برای من بهعنوان کارشناس فروش ارزشمند بود؛ وجود مدیریتی با سابقه و اثرگذار نقش بسزایی در هماهنگی بین واحدها، بهبود فرآیندهای فروش و افزایش انگیزه تیم داشت. این شرکت برای کسانی که به دنبال رشد، یادگیری و کار در محیطی حرفهای هستند، گزینهای مناسب به نظر میرسد.
در حال حاضر سالهاست در بخش فناوری اطلاعات این شرکت مشغول به کارم و اغلب وقتم صرف پشتیبانی فنی، توسعه ابزارهای داخلی و نگهداری سیستمها میشود. هرچه مرتبط با IT است، معمولا به دستم میخورد و از رفع مشکلات روزمره همکارها تا بهروزرسانی سرویسها و مشارکت در پروژههای نرمافزاری همه را در کنار هم تجربه میکنم. میتوان گفت که در مواقع بروز مشکل یا گیر کردن کارها، سریعترین راهحل را پیدا میکنم و این را اصولا به عملکرد تیمی خوب و همکاری مؤثر با همتیمیها نسبت میدهم. محیط کار برای من آرامش و فضای مطمئنی برای همکاری ایجاد میکند و از هر روز چیزهای تازهای میگیرم و از این حوزه واقعا رضایت دارم. در حال حاضر روی چند پروژه داخلی کار میکنم که هدفشان بهبود فرایندها و افزایش سرعت سرویسهاست. احساس میکنم حضورم در تیم واقعا مؤثر است و همین موضوع باعث میشود انگیزه بیشتری برای رشد و یادگیری داشته باشم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.