عجیب اما واقعی : داستان واقعی شرکتی که بدجوری دنبال زیاد شدن پاخور بود!!!!!! این شرکت سمت شهرک غرب هست. وفتی از آسانسور پیاده شدم من رو به یه اتاق کنفرانس راهنمایی کردن که بالای پنجاه نفر اون تو فرم به دست نشسته بودن! واقعا آدم وحشت میکنه تو این شرایط کرونایی این همه تجمع برای چی؟ظاهرا هرکی براشون رزومه میفرسته بهش نه نمیگن و دعوت به مصاحبه میکنن. از اونجایی که به شدت نگران کرونا بودم ترجیح دادم داخل راهرو منتظرشم.اون طبقه فقط مختص مصاحبه بود توی اتاق های مختلف مصاحبه گر ها نشسته بودند و تند تند مصاحبه میکردن. بعد از کلی انتظار من رو به یکی از اتاقها هدایت کردن. اقایی که مصاحبه میکرد یه نگاهی به رزومه من انداخت و کفت ما کارشناس فروش تلفنی میخوایم بعید میدونم شما به درد ما بخورید.من اصلا نمیدونم این شرکت رزومه من رو از کجا پیدا کرده بود چون هرچی فکر میکنم می بینم من برای کلینیک کاشت مو رزومه نفرستادم.احتمال میدم این شرکت رزومه من رو از سایتهای کاریابی دانلود کرده باشه. دوستانی که تو سایت های کاریابی عضو میشن حوایشون باشه چون بعضی از این سایتها به کارفرماها دسترسی های زیادی میدن و کارفرماها میتونن به رزومه تمام اعضای سایت دسترسی داشته باشن.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این تجربه، احساس کردم که محیط کار دوستانه است اما بعضی رفتارها با باطن همخوانی ندارد و نگرشی که دیگران نسبت به من داشتند با آنچه در ذهنشان میپروراندند تفاوت داشت. وقتی برای موقعیتی که گفتند باز شده بودم پذیرفته میشدم و همکارانی خوب دستهجمعی پیدا کردم، اما گویی حقایق را درست بیان نمیکردند. از جمله این که روی همکاران گاه چنین بود که بعد از قبول شدنم دو ماه بعد گفتند قبول نشدی. فردی دیگر را هم آوردند و او کاری کرد که فرار کرد، دوباره با من تماس گرفتند که بیا، خیلی لازم داریم، اما وقتی رفتم من هم به نظر میرسید فراری میدادند. انتظار داشتند سطحی بالاتر از یک مدیر کاربلد را ارائه دهم در حالی که از من با همان رویه کارگر روزمزدی میخواستند هم کار کنم هم کراوات بزنم و اتوکشیده باشم؛ حقوق هم در حداقل بود و پاداشی هم اگر میدادند من آن را نگرفتم. به طور کلی محیط خوب و دوستانه است و اگر حرفهای و کاربلد باشید جذب میشوید، اما این جذب به میزان رقابتها، انگیزه و علاقهی شما هم بستگی دارد. فکر میکنم ظاهر و تیپ و رفتار هم برایشان خیلی اهمیت دارد.
قبل از مصاحبه رزومهام را فرستاده بودم و آنها هم بر اساس همان رزومه با من تماس گرفتند، اما وقتی رفتم مصاحبه، میگفتند که سابقه مدیریت و رئیس بودن و کارشناس مسئولی را داشتم پس چرا میخواهم کارشناس شوم و هیچ توضیحی که دادم را قبول نمیکردند. روابط عمومی یک شرکت تولید فرش، برخورد چندان حرفهای نبود و ادبیات فروش و خدمات پس از فروش را هم نمیشناختند؛ وقتی در مورد برندینگ، ایرادات کار و آینده حرفهای با ایشان صحبت کردم، خیلی ناراحت شدند، در حالی که خودشان میخواستند بحث کنند. یادم میآید مادرم هم در خانه فرش میبافت، اما این خانم ادعایی بیشتر داشت و به هر حال وقتی افراد برای مصاحبه میروند باید روند رشد خود را دنبال کنند تا سوء تفاهمی پیش نیاید. به هر کار که میخواهند بچینند، بستگی دارد قرار است کجا فعالیت کنم؛ ولی به خودم گفتم به همان حالتی که هستم، پرزنت کنم و با صدای آرام و قاطع حرف بزنم تا کسی فکر نکند نقشهای برای تصاحب جایگاه دارد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت: خوشصحبتی و روابط عمومی و در نهایت تعهد به مشتریمداری.
برای این تجربه، با وجود بد بودن رفتارهای برخی مصاحبهکنندهها، سعی کردم واقعیت را به شکل روشن و صادقانه بازگو کنم و با لحن نسبتا بیطرفانه و بدون نتیجهگیریهای شدید بنویسم. تجربهام را به سبک تازه و با ساختار منسجم ارائه میکنم. در طول فرایند مصاحبه برای مدیر ساختار و تشکیلات، رفتار برخی از اعضای تیم پایین بود و احساس کردم که توجه کافی به پرونده من نشده است. دو نفر از ارائهدهندگان مصاحبه، از نظر تسلط و تجربه تفاوت زیادی با سطح من داشتند و به نظر میرسید تجربههای کاریشان با من قابل مقایسه نبود. با کمال تأسف، رزومهام بهطور جدی مطالعه نشد و یکی از مصاحبهکنندهها بیشتر به گوشی خود مشغول بود و بدون توجه به رویداد مصاحبه میخندید. سوالات هم تکراری میبود و به گونهای مطرح میشد که انگار در دبیرستان هستم و سوالات صرفا تعریفی میپرسیدند. به طور کلی رفتارهایی دیدم که به شدت ناخوشایند بود و به نظر میرسید معیاری منصفانه برای ارزیابی نبود.
در دفتر تبریز شرکت کارت اعتباری ایران کیش به صورت تماموقت کار کردم و دورهی همکاریام بین یک تا سه سال بود؛ آخرین سال حضور من در این شرکت سال ۱۳۹۹ بود.
دو مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم. در نخستین مرحله آزمونی IQ داشتم که برای من جالب بود و پس از آن با مسئول آموزش جلسهای برگزار شد که پرسشهای عمیق و آموزشی مطرح شد. در مرحله دوم با مدیر فنی شرکت گفتوگویی صورت گرفت که سوالات مفهومی بیشتری داشت و این مصاحبه بیشترین تأثیر را روی من گذاشت. پس از ارزیابیها، دوره آموزشی خوبی برگزار شد که هم مفید بود و هم با کسب و کار شرکت آشنايي کامل به دست میداد.
برای ورود به شرکت فناوران اطلاعات خبره، ابتدا چند سند برای مطالعه فرستاده شد و بعد سه روز در مجموعه کارگاههایی درباره مفاهیم تجاری شرکت کردم. پس از این دوره، آزمونی از من گرفته شد و موفق شدم قبول شوم. تیم آموزشی هم واقعا باانصاف و همدل بودند.
برای مصاحبهی DBA کرونا باعث شد تا فرایند به شیوهی غیرحضوری انجام بشه و این نکته واقعا مثبت بود. خیلی از آموزشها هم به صورت غیرحضوری برگزار شد و از دید من نشان میده که مدیران شرکت واقعا به نیروهای خودشون اهمیت میدن.
شرکت فناوران اطلاعات خبره تجربهای بود که ازش چیزهای زیادی یاد گرفتم. در اولین گفتوگو، اول درباره دیتامدل سوال شد و بعد کوئرینویسی مطرح شد و در انتها با چالشی روبهرو شدم که از من خواستند تفکراتم را توضیح بدهم و در آن جلسه کوئری نوشتم. ملاقات دوم هم باز پرسشهای فنی داشت اما بخش دیگری از سوالات جنبههای منابع انسانی پیدا کرده بود و درباره آیندهام و برنامههای آیندهام سوال میکردند. وقتی به تیم ملحق شدم، در ابتدا چند روزی برای آشنایی با بیزنس بیمه صرف کردم و پس از آن حدود سه تا چهار هفته روی SQL کار کردم تا وارد وظیفه اصلی شوم. با توجه به این که شرکت بزرگی در حوزه نرمافزار است، فضای فرصتهای پیشرفت نسبت به شرکتهای صنعتی بیشتر است و کار تخصصیتر میشود. در کار قبلیم همه چیز را با توجه به مسائلی که برای پروژه پیش میآمد و درخواستهای کارفرما میخواست یاد بگیرم، اما اینجا برخی از همان موارد، در ابتدای کار باید آموزش داده شود که البته من قبلا خیلی از آنها را میدانستم.
شرکت فناوران اطلاعات خبره بود که تجربه را برای من به عنوان مصاحبهکننده مدیر محصول ثبت کرد. در ابتدا به دلیل شیوع کرونا، مصاحبه به صورت ویدئویی برگزار شد و مصاحبهگر خیلی سریع یک گوگل شیت در اختیارم گذاشت تا قدم به قدم دیتا مدل یک مسئله را برایش تکمیل کنم. انتظارم از مصاحبهگر مدیر محصول این نبود؛ او با چنین رویکردی آغاز کرده بود و من اول جا خوردم و سپس سعی کردم تمرکز خودم را حفظ کنم تا روند مصاحبه به جریان بیفتد. در پایان گفتند که این شرکت مدیر محصول را بهعنوان کسی میبیند که با تیمی از تحلیلگران نرمافزار و تعدادی برنامهنویس همکاری میکند و تسلط به مسائل تحلیل نرمافزار در اولویت است. همچنین درباره حقوق از من پرسیدند و گفتند که فیدبک مصاحبه در صورت تمایل به استخدام با حقوق درخواستی اعلام میشود. به نظر من برداشت از نقش مدیر محصول در این شرکت دقیق نبود. بر اساس گفته مصاحبهگر، بخشی از وظایف مدیر محصول در بیمه به مدیر پروژه محول شده و در نتیجه مدیر محصول باید با مدیر پروژه هماهنگی کرده و بکلاگ پروژه را مدیریت کند؛ این با چارچوب کاری اسکرام سازگار نیست. اگر انتظار دارید بر اساس روابط رایج در صنعت بیمه استخدام شوید، برای مدیر پروژه درخواست بدهید و نه مدیر محصول. اما اگر تازه فارغالتحصیل دانشگاه هستید و نگاه شما به مدیر محصول مانند آنچه شرکت تصور میکند یک تحلیلگر ارشد است، شاید امتحانش ارزشمند نباشد. از طرفی اگر هدفتان مدیر محصولی اسکرامیک با معنای واقعی کلمه است، در این شرکت برخی از وظایف به فرد دیگری سپرده شده و باید بتوانید با او همکاری کنید. برای من واقعا جذاب نبود. ویژگیهای مهمی که برایشان مطرح بود، را نتوانستم به درستی درک کنم.
در مصاحبهای با تیم توسعه، ابتدا روند مصاحبه از سمت منابع انسانی آغاز شد و برخوردشان مناسب و تقریبا بهموقع بود. بین مصاحبه منابع انسانی و مصاحبه فنی نیم ساعتی فاصله وجود داشت؛ به طوری که مصاحبهکننده فنی در آن جلسه حضور نداشت و همانجا رزومه و پرسشنامه من را بررسی کرد. بخش عمدهای از زمان مصاحبه فنی به پرسشهایی پرداخته شد که ارتباطی با موقعیت شغلی در نظر گرفتهشده نداشتند. سوالها منتقلشدن مفهوم را برای مصاحبهکننده دشوار میکرد و حدود شصت درصد از سوالها در ذهن او باقی میماند تا چیزی را که خودش آموخته بود بخواهد، بدون توجه به منابع و مراجع. از نگاه آنها، ویژگیای که بیش از همه اهمیت داشت، این بود که منابع انسانی با منطق و آرامش برخورد میکرد و از این رو برخورده شدن با فشار یا بیقراری برایشان اهمیت داشت.
به باور من بررسیهای اولیه با یک تماس تلفنی آغاز شد و در کنار آن داکیومنتی را به اشتراک گذاشتم تا سوالهای تحلیل محور نمایش داده شود. بعد به جلسهای حضوری با مدیر فنی رسیدم که در آن سوالاتی درباره حوزههای فنی، تحلیل و شخصیت من مطرح شد و از طرف مقابل خواسته شد تا تجربههای کاریام را توضیح بدهم. در ادامه با مدیر عامل شرکت و رئیس هیئت مدیره هم گفتوگو کردم و از اینکه وقت و دقت زیادی برای ارزیابی من صرف شد، بسیار خوشحال شدم.
شرکت فناوران اطلاعات خبره را تجربه کردم و به جای سوالهای نظری صرف درباره شیگرایی، اینجا تمرکز روی توانایی واقعی و درک درست از برنامهنویسی بود. طی یک دوره سهماهه، مهارتهای فردی و قابلیتهای دیگر هم سنجیده میشود تا تجربهی کاملتری از توانایای افراد به دست آید.
مصاحبه شغلیم با فناوران اطلاعات خبره دو مرحله داشت؛ در نخستین گام به عنوان مسئول فنی شرکت، حدود یک ساعت صحبت کردیم و دو یا سه روز بعد هم دوباره با مدیر پروژه و بهعنوان مسئول فنی وارد جلسه شدم. سوالات مطرحشده بیشتر درباره مباحث عمومی برنامهنویسی بود و کمی هم به حوزه تخصصی میپرداخت. در نهایت فهمیدم که هدف از مصاحبه این بود که بدانند آیا واقعا علاقهمند به برنامهنویسی هستم یا نه.
شرکت فناوران اطلاعات خبره بود که تجربه مصاحبه من به عنوان تحلیلگر ارشد سیستم را در قالبی دوستانه و محترمانه رقم زد. مصاحبهکنندهها با روی گشاده و رفتاری صمیمانه برخورد کردند و با این که در جای قبلیم مدیر تیم بودم، پرسشها به طور کوتاه و در دامنههای گوناگون مطرح شد. به آنها گفتم علاقهای به مدیریت تیم ندارم و تصمیم دارم در حوزه فنی هم سطح کارشناس را دنبال کنم. از من پرسیدند ترجیح میدهم تحلیلگر ارشد سیستم باشم یا تحلیلگر بیزینس و پاسخ دادم تحلیلگر ارشد سیستم را ترجیح میدهم. در روز دوم مصاحبه هنوز خسته بودم اما آنها به صورت صمیمی پیشنهاد کردند استراحت کنم، که حس کردم شاید از ادامه منصرف شدم، اما یکی دو روز بعد خبر پذیرش را اعلام کردند و این درک لحظهای آنها از وضعیت من برایم ارزشمند بود. این شرکت را به دوستانم توصیه میکنم چون تقریبا همه فاکتورهای لازم برای محیط کاری مطلوب را دارد و از همه مهمتر به کارکنانشان توجه ویژهای قائلند.
بعد از مصاحبه با ۸ شرکت مختلف (که در ۶ تای اونها پذیرفته شدم) فناوران خبره اولین شرکتی بود که نحوه مصاحبه اون باعث شد که من این شرکت رو انتخاب کنم از نوع سوالات مصاحبه مشخص بود که شرکت به دنبال یک برنامه نویس واقعی میگرده، فناوران جز معدود شرکت هایی هست که تو مصاحبه ابتدا از ارزیابی فرد روی مفاهیم و دانش پایه ای برنامه نویسی شروع کرد با توجه به تجربه های گذشته اکثر شرکت ها به دنبال این بودند که فرد چقدر ابزارها و تکنولوژی های حوزه برنامه نویسی رو میشناسه این نشون دهنده اینه که اغلب داخل این شرکت ها محصولات پایدار و مطمئنی تولید نمیشه و اغلب برنامه نویس های که با تجربه پایین وارد این نوع شرکت ها میشن هم صرفا مونتاژکار خوبی از آب در میان نه یک برنامه نویس واقعی
وقتی واسه شرکت رزومه فرستادم حدود یک هفته تا دوهفته من رو دعوت به مصاحبه کردن وقتی به شرکت مراجعه کردم یک ازمون تست هوش گرفته شد که حدود ۲۰ تا ۳۰ دقیقه طول کشید و تست های هوش منطقی، ریاضی و … وجود داشت. بعد از تست هوش مصاحبه حضوری انجام شد. زمانبدی خیلی خوب بود و من خیلی معطل نشدم. درباره سابقه کارم پرسیدن و تحصیلاتم. Data model مهم بود واسشون که آشنا باشم باهاش. تو همون جلسه اول معلوم شد که جلسه دوم هم برای من تشکیل میشه و حدود یک هفته بعد جلسه دوم مصاحب برگزار شد و نفر بعد بیشتر data model ازم پرسیدن و رسم سیستم مورد نظرشون رو ازم خواستن. در هر دو مصاحبه افرادی که بودن خوش برخورد بودن و رفتار بدی ازشون ندیدم. یکی دو روز بعد از مصاحبه مشخص شد که من پذیرفته شدم. شرکت با توجه به سمت آموزش های خیلی خوبی داره که شاید به طور آزاد هزینه های زیادی باید صرفش کرد. مثل data modael, sql,user story و … تا الان که هنوز توی شرکت هستم همه چی خوب بوده و حس میکنم جای پیشرفت خوبی واسه افراد وجود داره. ویژگیهایی که براشون مهم بود: روابط عمومی خوب پر انرژی بودن در طول دوره مصاحبه و آموزش به کوچکترین رفتارهایی که انجام داده میشه توجه میشه.
سلام من برای پشتیبانی نرم افزار رزومه ارسال کردم و پس از مصاحبه با مسئول جذب قبول شدم اما برای توافق حقوق به نتیجه نرسیدم، با توجه به اینکه دوره های ادمین هم گذرانده بودم و تجربه نسبی هم داشتم و شرایط پرداخت برای ادمین کمی بهتر بود ، در نهایت با مصاحبه مدیر تیم ادمین و مدیرعامل پذیرفته و مشغول بکار شدم. رفتار تمام مدیران و همکاران بسیار حرفه ای و صمیمانه است.
مصاحبه در دو مرحله فنی و مدیریتی انجام شد. در مرحله فنی سوالات کاملا مرتبط با موضوع کار و سمت پیشنهادی بود. یک ساعت زمان برای مصاحبه در نظر گرفته شده بود که به نظرم خیلی خوب بود. مصاحبه کننده با کمترین و در عین حال موثرترین نوع سوالات، صلاحیت فرد رو بررسی میکردند. در مرحله مدیریتی هم فقط مطالب مرتبط با مدیریت پروژه و نظم و روال کاری مورد سوال قرار گرفت. این مصاحبه هم یک ساعت زمان داشت.
روند مصاحبه کمی با شرکت های هم رده مشابه است. سوالات بسیار ساده بودند. قادر به پرداخت حقوق نیستند ولی مایل بودند مزایای اندکی که شرکت در قبال حقوق کم پرداخت میکند بسیار بزرگ و پر اهمیت دیده شود. جو شرکت بسیار بد بینانه به نظرم رسید. برنامه نویسها با دوربین کاملا تحت نظر هستند. معماری و چارچوب قدیمی و بدی برای کارهاشون وجود دارد چون بنده از زیر و روی کارشون پرسیدم و اون ها هم کاملا صبورانه به سوالاتم پاسخ دادند. حتی چهارچوب مناسبی برای CI/CD نداشتند و کار در اینطور شرکتها خیلی ملالت بار خواهد بود. به همین خاطر با اینکه قاطعانه در آزمون ورودی شرکت پذیرفته شدم از رفتن به شرکت امتناع کردم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.