کار کردن با میزبان فا برای من تجربهای ناامیدکننده بود. پشتیبانی ضعیف و سرویس نامطلوبی دریافت کردم. وقتی اینترنت بینالملل وصل شد، تماس گرفتند و گفتند یکی از همکاران دست به کار شده تا هارد را از آلمان بیاورد ایران بدون اینکه به من اطلاع دهند و سرور خارجی را به طور ناگهانی خاموش کردند. بخشی از پیام ارسالی نشان میدهد که تصمیم گرفتهاند سرورهای خارج از کشور را موقتا خاموش کنند و در همان لحظه که این تیکت را میخوانم، سایت من روی سرور خارج از کشور خاموش است، با این توضیح که آخرین نسخه پشتیبان کامل از سایت تهیه شده و در حال انتقال است؛ پشتیبان از طریق هارد فیزیکی و با پرواز از برلین به تهران در حال جابهجایی است. با وجود این، هیچ اطلاعرسانی دقیقی به من نشده و حتی نگفتند که اگر قصد بکآپگیری وجود دارد باید قبل از خاموشی اقدام کرد. بیش از یک هفته گذشته و هنوز انتقال اطلاعات از سرور خارجی به ایران کامل نشده و تمام سرویسها در خارج قطعاند؛ فقط میگویند در صف انتقال هستید و زمان مشخصی اعلام نمیکنند. تماسها هم قطع است و میگویند نمیتوانند پاسخ دهند. اینترنت کشور سه هفته از دسترس خارج بود و حالا حداقل یک هفته است که همکاریهای میزبان فا قطع است. از این شرکت کیلومترها فاصله بگیرید تا متضرر نشوید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تو توسن بعضی از سرپرست ها رو خیییلی مواظب باشید، خیییلی سال موندن، سرپرستایی که بچه ها رو تو کار راه نمیدادن البته بچه های قوی روو کارهای ساده بهشون اساین میکردند و جلسه هم نمیبردنشون خدای نکرده یک چیزی یاد بگیرند!!! البته مدیرای بالاسری میشناختن و شانس می اورد مدیر بالاسری از لحاظ شخصیتی قوی بود و سازمان براش مهم بود، یا کاری میکرد سرپرست کوتوله میرفت یا گروه رو دو تیکه و سه تیکه میکرد یا تجربه داشتیم یکی از همین داغونها رو مشاور کردند که البته فقط مفت بخوره!!! از بس مونوپلی کرده بود. ولی اگه مدیر اقتدار نداشته باشه و خودش پایه خاله زنکی باشه دیگه فاتحه مدیریت و بچه ها رو باید خوند! که البته معاون این وسط دیدم حرکت زده و طرف هم رفته. ولی این وسط خیییییلی از بچه های خوب سر این سرپرست ها و مدیرای داغون تیکه پاره شدند و رفتند !! که جاشون رو هیچ کس نتونست بگیره. جدای از اینا گیر آدم خوب و گروه خوب بیوفتید توسن و کارش خوبه.
برای من این شرکت واقعا فرق میکند که دربارهی مدیران چه میشنوم؛ آنها با شخصیت و خوشمشرب بودن شناخته میشوند و در مسائل فنی هم هر زمان نیاز باشد بهصراحت نظر میدهند. وقتی با همکاران صحبت میکنم، شنیدههایم را با دقت میشنوند و کمک میکنند. در دو سال گذشته تنها چیزی که دیدهام تخصص و راستگویی بوده است و هیچ ادعای غیرواقعی دربارهی کارها ندیدهام. مدیرعامل جدید هم واقعا با شخصیت و همدردی است و برای تیم بیشتر از هرکس وقت و هزینه میگذارد. از همگیشان سپاسگزارم.
به نظراتی که از تجربهی من میگوید، شرکت میزبان فا را با مشکلاتی جدی روبهرو دیدم. اوایل تجربه با قطع اینترنت داخلی، سرعت سایتهای وردپرسی به شدت کاهش پیدا کرد؛ دلیلش این بود که برخی لینکها از خارج از ایران به هاست و قالب وصل بودند. کارفرما برای مشکلات، راهکارهایی ارائه داد که بهنظر من کارآمد نبودند و حتی توصیه کردند افزونهها فعال و غیر فعال شوند؛ همین موضوع باعث بههمریختگی بیشتر سایت شد. بحث اصلی برای من زمانی اهمیت پیدا کرد که فهمیدم باید از سیپنل با استفاده از جت بکاپ رستور کنم، کاری که معمولا توسط کاربر انجام میشود. دو مرتبه این کار را انجام دادم اما بار دوم دیدم که ریکاوری دیگر امکانپذیر نیست. از طرف تیم پشتیبانی پیام گرفتم و گفتند که آن کار را خودشان انجام میدهند و اختلالی وجود دارد، اما باز هم تأکید کردند افزونهها را فعال و غیر فعال کنم. این کار را انجام دادم و همچنان سایت بههم ریخت. بعد از اینکه دوباره گفتم باید رستور کنم و اکنون سیپنل در حال اختلال است، آنها گفتند که باز هم خودشان انجام میدهند؛ اکنون سه روز است که پشتیبانی پیگیر مشکل است اما هیچ ریکاوری انجام نشده است. خلاصه اینکه تجربه نشان میدهد با وعدههای تخفیف و پشتیبانی دروغین، مردم را فریب میدهند. در حال حاضر فقط بازدیدها به سمت سایت میرفتند و اعتبار شرکت خدشهدار شد. اگر دوره آموزشی یا چیز دیگری بود، احتمالا آسیب کمتر بود.
در این شرکت با حقوق نامنظم و بیثباتی روبهرو شدم؛ برخی ماهها حقوق بهطور عجیبی کم میشد و گاهی به تصمیم مدیر بستگی داشت، نه بر اساس عملکرد واقعی. به گونهای که یکی ۵۰۰ هزار تومان، یکی یک میلیون، یکی سه میلیون و حتی هیچ مبلغی به برخیها میرسید و چیزی که اهمیت داشت همراه بودن با یک نفر یا پارتی و رابطه بود تا اینکه واقعا چه کار میکنی یا چقدر تلاش میکنی. اگر مدیر راضی نباشد، هیچ تغییری در حقوق ایجاد نمیشود. برای رسیدن به حقوق بالا و ارتقاء، باید یا با یکی در ارتباط باشی یا از راههایی مانند پارتی یا رابطه استفاده کنی؛ در غیر اینصورت کنترل حقوقی بر عهده مدیر است. منابع انسانی هیچ توجهی به دیدگاه کارکنان ندارد. هر سال درباره تغییر ساعات کاری با منابع انسانی مشکل داریم. اضافهکاریهای اجباری وجود دارد، اما برای ساعاتی که باید کاهش یابد و ما ناچاریم حضور داشته باشیم، هیچ پرداختی صورت نمیگیرد. مدیران عامل عوض میشوند اما تغییری در سطح معاونتها و ادارات ایجاد نمیشود. روسا و مدیران اغلب از کارمندان بانک هستند و سواد فنی یا مدیریتی ندارند و تنها به دنبال تفرقهاندازی یا رقابت ناسالم میان نیروها هستند تا سود و قدرت طلبیشان را حفظ کنند. وضعیت مدیریت صفر است و وضعیت مالی شرکت افتضاح است؛ ناهار کارمندان خیلی بیکیفیت است و معمولا با هزینه خود کارمند تهیه میشود، هر چند که فرایند پاداشها هم بهبود قابل توجهی ندارد و هر شش ماه با حداقل تغییر پرداخت میشود. به حقوق کارمندان عادی کمتر توجه میکنند و حقوق مدیران و ردههای بالا با رشدی محدود و همواره افزایش کمتری همراه است. پرداختهای مربوط به اضافهکاری با وجود شرایط کاری دشوار، به شکل مناسبی انجام نمیشود. در دورههای بحرانهای آلودگی و سرمای شدید هم حضور ضروری بود و هیچگونه پرداخت اضافی یا پاداشی برای این ایام در نظر گرفته نمیشد تا نشان دهند گروه ما کار مهمی انجام میدهد. سایر کارها نیز به طور معمول پیش نمیرود و هر روز با یک مشکل بزرگ در سامانههای اصلی روبهرو میشدیم که بهطور عادی گشته بود. در نهایت، شرکت نسبت به سایر شرکتها از نظر حقوقی پایینتر است و هر روز شرایط سختتر میشود. وامها هم به صورت بلندمدت بعد از یکی تا سه سال قابل دریافت است، اما از این وام حتی یک دهم هم به حساب شخصی من نمیرفت. بودجهای که برای ورود افراد به شرکت از بانک میگیرند، نصیب کارمندها نمیشود و جایگزینهای بهتری وجود دارد که ارزش وقت و سرمایهگذاری را ندارند. امیدوارم همه همکاران دیدگاه خود را بیان کنند تا شرایط بهتر شود.
با وجود اینکه تجربه من از آسیاتک چندان دلگرمکننده نبود، اما میخواهم واقعیت را با بیانی تازه و روشن بیان کنم. طول دوره من یک سال بود و به عنوان کارشناس پشتیبانی فعالیت میکردم. از دیدگاه من، حقوق دریافتی خیلی پایین بود و فضای سازمانی از نظر فرهنگ معموال ضعیف بوده و مسائل مربوط به کرامت انسانی تحت الشعاع این نگاه بود. برای برخی کارها سخت بود حتی مجوز رفتن به سرویس بهداشتی هم باید از بالا گرفته میشد. به طور کلی این محیط برای من مناسب نبود و تنها برای کسانی که تازه کارند میتواند نقطهای شروع برای جمعآوری تجربه و رفتن به فرصتهای دیگر باشد. با وجود همه اینها، اوضاع آن زمان به گونهای بود که در واحد ما ماهیانه چند نفر استعفا میدادند و شرکت همواره در حال جذب نیرو بود.
شروع مصاحبه با شرکت آکاف را به خوبی به خاطر دارم: سه مرحله داشت که هر کدام فضای مختص به خود را داشتند. ابتدای کار یک مصاحبه کوتاه ده دقیقهای بود که سوالها一般 و کلی بودند. سپس به بخش فنی رفتیم؛ از من خواستند چند کوئری و چند سرویس وب را پیاده کنم. مرحله آخر نیز پیرامون قرارداد بود که تا الان خبر موثقی دربارش دریافت نکردم. در کل اوضاع رو به راه بود و همه چیز دقیق و سرزمان برگزار شد. گفتوگو با خانم مهندسی در دومین مرحله هم بسیار صبور و همراه بود.
در جریان انقلاب ۱۴۰۴، از همان روز ۱۶ دی به ما اعلام شد که شرکت تعطیل است و حتی نیازی به دورکاری هم نیست و تا اطلاع ثانوی کسی به شرکت مراجعه نکند. حتی به همکاران دورکار و بچههای شهرستان هم گفته شد که فعلا نیازی به انجام کار نیست. پروژهها نیز صرفا در حد پشتیبانی و با نیروهای مستقر در ترکیه ادامه پیدا کرد. واقعا تصمیم خوبی بود و خیلی به دل نشست؛ خواستم از همینجا هم تشکر کنم.
باور دارم دیدگاههای بعضی افراد نسبت به شماران سیستم خیلی مغرضانه و بعضا واقعیتساز نیست. من با افتخار چهار سال در این شرکت کار کردم و به خاطر مسافت و مسائل شخصی ناچار شدم از مجموعه جدا شوم. نظم و دیسیپلین در اولویت است و همین موضوع برای شرکتهای خصوصی که به هزینهها و بالاترین بازدهی اهمیت میدهند، طبیعی است. اگر خودمان جای صاحبان مجموعه بگذاریم، همان سختگیریها را هم میبینیم و در حقیقت چنین رویکردی را انتظار دارند. سیاست شرکت بر کمترین نفر با بیشترین کارایی است، از همین رو همیشه کارها و مسئولیتها زیاد است. اگر توانایی و ظرفیت برای پیشرفت را داشتی، فرصت رشد بهت داده میشد و مسیر پیشرفت خوبی وجود داشت. یکی از نظرات مطرح درباره نظافت شرکت بود که من باهاش موافق نیستم؛ نیروهای خدماتی و نظافت واقعا زحمت میکشند و شرکت همواره تمیز و مرتب بود. در مورد دوربینها هم برخی نوشتهها اغراقآمیز بود و واقعا این همه نظارت وجود ندارد؛ اگر نکته خاصی باشد، رسیدگی میشود و نه همیشه. من نمیگویم هیچ عیبی وجود ندارد یا اختلاف نظری نداشتم، اما اگر بخواهم بهطور منصفانه حرف بزنم، میتوان گفت هدف اصلی در این شرکت کار است و با کسی تعارف ندارند.
امکانات آموزشی اینجا به هیچ وجه پاسخگوی انتظارها نبود؛ با وجود امیدهای اولیه، همه چیز ناامیدکننده از کار درآمد. کلاسها پر از مطالب تکراری بود و به نظر میرسید هیچ هدف مشخصی برای یادگیری وجود ندارد. مدرسان از زمان استفاده میکردند اما حس میشد که مهارتهای عملی به کار نمیآیند و نکتهای که واقعا به کار بیاید آموزش داده نمیشود. پشتیبانی هم در حد مطلوب نبود؛ به پیامها و نقدها پاسخ مناسب داده نمیشد و انگار پول دانشجویان فراموش میشد. تجربهای که به عنوان بدترین گزینه دیدم، برای سرمایهگذاری روی آموزش اصلا توصیه نمیشود و نسبت به کیفیت ارائه، ناامیدی زیادی ایجاد میکند. اگر دنبال آموزشی دقیق و باکیفیت هستید، بهتر است به این موسسه فکر نکنید، چون احتمال دارد وقت و اعصابتان را تلف کند. تجربهی جمعی دانشجوهای سابق گواهی از پشیمانی است.
مدتهاست با دیجی آلفا همکاری میکنم و تجربهام از این همکاری یکی از بهترینها بوده. این مجموعه همواره نظم کاری دارد، هم روی کار و مهارتهای تیم تمرکز میکند و هم از ابزارها و فناوریهای بهروز استفاده میکند. برای من اهمیت زیادی داشت که اینجا فقط خروجیها ملاک نیستند؛ تیم روی توسعهی خود برنامهنویسها سرمایهگذاری میکند، با ابزارهای جدید همراه میکند و فرصت یادگیری و بهروز ماندن میدهد. این نکته وقتی برایم پررنگ شد که با تجربههای قبلیم مقایسه کردم یا از دوستانم شنیدم جاهایی که تغییر نیروی انسانی زیاد است، پرداختها نامنظم است یا انتظارها با واقعیت همخوانی زیادی ندارد. با وجود تمام چالشهای موجود، بهخصوص مشکلات اینترنت و ناپایداریهای عمومی کشور، من شاهد بودم که همیشه تلاش میشود تعهدات بهموقع اجرا بشود. تا کنون نه مشتری ناراضی دیدم و نه همتیمیای که از حضور در این محیط راضی نباشد. میدانم گاهی نظرات منفی هم مطرح میشود، اما بهعنوان عضوی از تیم احساس کردم لازم است تجربهام را بیان کنم: چنین دیدگاههایی که میبینید، در تجربه من اصلا وجود نداشت. بیشک هیچ محیط کاری کامل نیست، اما تجربه من از دیجی آلفا حرفهای، سالم و کاملا مثبت بوده و با اطمینان کامل میتوانم همکاری با این مجموعه را پیشنهاد کنم.
افتضاحترین جایی که میتونید کار کنید اسنپفوده حقوقا بسیار پایین مدیران نالایقو میکرومنیجی که از ایرانسل همه اومدن اسنپفود هرکاری میکنی در نهایت میگن تو هیچ کاری نکردی هرچی زحمت میکشی و روز تعطیل کار میکنی باز میگن کمه سیاست برده داری که هنوز تو این شرکت هست به دشمن هم پیشنهاد نمیدم وارد این شرکت شه وقتی وارد این فضای سمی بشید تمام درامدتون بایدخرج روانپزشکی شه بعد از اون بقیه پولتونو باید خرج لباس و قر و فر کنید چون مدیران ایرانسلی توقع دارن همیشه لباسای جدید و باکلاس بپوشید ارایش کنید و به خودتون برسین با حقوق اندک توقع زیادی دارن انگار حق لباس و حق سالن زیبایی تو فیش حقوقی اضافه کردن همیشه از همه چیزت ایراد میگیرن ولی خودشون سر تا پا ایرادن همه هم اینو میگن ولی چون به کار احتیاج دارن صداشون در نمیاد، فقط کافیه نیم ساعت تو سلف بشینی از گوشه کنار میشنوی پشت سر خانم ی-ش چه چیزایی که نمیگن خداروشکر من راحت شدم
من از رفتار منابع انسانی این شرکت ناامید و ناراضی بودم؛ آنها هر روز تصمیمی میگرفتند که فشار روی پرسنل را افزایش دهد و این فشار هم مالی است هم روحی و روانی، تا جایی که به نظر میرسد در حال فراری دادن متخصصان و کارشناسان هستند. سرمایه انسانی برایشان اهمیت ندارد و تنها به دنبال منافع کوتاهمدت خودشان هستند. حقوق پایین و فشار کاری بالا، بیتوجهی به از خودگذشتگیها و دستاوردهای ارزشمند کارکنان و استثمار آنان از ویژگیهای بارز این شرکت است.
من از یک واحد فنی به حوزه فناوری اطلاعات منتقل شدم و با تمامی نکات و استانداردهای کار در این زمینه آشنا بودم. تعدادی از توسعهدهندگان نسبت به همدیگر ادعاهای زیادی داشتند و تا وقتی که فردی با رفتار نامناسب و بیادب مثل آقای م.ح.صا همراهی میکرد، امکان پیشبرد کار را سخت میدیدم. بیاحترامی و بیانضباطی در کار را تحمل نمیکنم و انتظار داشتم هر کسی وظیفهاش را بهدرستی انجام بدهد. متأسفانه مدیران IT هم از آن فرد پشتیبانی میکردند.
اگه میخواهید خودتون رو بی ارزش کنید اسنپ باکس کار کنید بخدا صب تا شب دنده صد من یه غاز باید بدی با هزار نفرم تو خیابان بحث کنی با این کرایه های بشدت پایین اسنپ بعد پشتیبانی بهت زنگ میزنه خیلی راحت تهمت دزدی میزنن بعد حساب کاربری پیک بد بختو جریمه میکنن. ۲۰ درصد کمیسیون پول زوری که دارن میخورن براشون کافی نیست جریمه هم میکنن لعنت به مدیران بی لیاقت اسنپ
این شرکت اصلا تکلیفش با خودش معلوم نیست فقط جو میده که میخواد نیرو بگیره. آخه کثافتا واسه چی رزومه میگیری و یه مصاحبه .... که کاملا مشخصه هدفت نگرفتن نیرو هست!!!!! رزومه ندین به این شرکت آش.... یک ماه کامل به امید استخدام اون ماژول مزخرف انبار رو مطالعه کردم و به تمام سوالات مزخرف شون جواب دادم ولی رد شدم :)
من بهعنوان programmer که حدود هفت ساله با دیجی آلفا همکاری میکنم، تجربهام از این شرکت همواره مثبت، حرفهای و روشن بوده است. ساختار کار مشخص و انتظارات شفاف، همراه با تأکید جدی بر کیفیت فنی، باعث شده همکاریها با توجه به توان واقعی افراد شکل بگیرد. در هر تیم حرفهای ممکن است افراد برخی از مهارت یا آمادگی لازم را نداشته باشند که این موضوع به نبود تطابق سطح توانایی با استانداردهای کار برمیگردد و میتواند منجر به چالش یا نارضایتی شود. حقوق و پاداش و سایر تعهدات مالی همواره بهموقع پرداخت شده و حتی در شرایط دشوار و بحرانی مانند جنگ، دیجی آلفا با وجود محدودیتها همچنان به پرداخت حقوق کارکنان پایبند بود. این شرکت محیطی عادلانه و مبتنی بر شایستگی برای برنامهنویسان فراهم کرده و من این رویکرد را طی سالها بهصورت عملی لمس کردهام. تا جایی که میدانم، بیش از سه سال است که خروج نیروهای کلیدی از مجموعه کم است و اکثر همکاران، همکاریهای بلندمدت و پایدار دارند. بنابراین هر محتوایی که خلاف این واقعیتها است یا بهدلیل عدم تطابق مهارتی با سطح همکاری حرفهای مطرح شود، یا از سوی رقبا با قصد تخریب اخلاقی منتشر شود، قابل اعتماد نیست.
از کار در شرکتی با ظاهر حرفهای اما مدیریت ضعيف فراری بودم و تجربهی من در موننکو ایران همین را به من آموخت. زمانی که ده سال در این شرکت خدمت کردم، با رانتخواری و پاچهخواری در برخی مدیران پروژه و معاونت تولید روبهرو شدم که انگار ژن فاسدهای سازمان بودند و همچنان به پستها میرسیدند با نفوذی که داشتند. فضای کار خیلی سمی بود و دانش فنی کمتری نسبت به انتظار وجود داشت. دستمزدها هم خیلی پایین بود. با وجود ظاهر منظم و دیسیپلین، مدیریت داخلی را ضعیف دیدم.
من حدود شش سال به صورت تماموقت در این شرکت فعالیت داشتم و اگر بخواهم به صورت خلاصه بیان کنم، شرکت خیلی معمولی است. از بیرون به نظر یک ویترین میرسد و فکر میکنید که عضو گروه مپناست، پس خیلی باکیفیت است اما در واقع در پایینترین سطح قرار دارد. مدیرعامل وقت شعارش این بود که فقط از دانشگاههای سراسری جذب میکنیم تا برند باشیم، اما واقعیت نشان میدهد تیم مهندسی و تیم پروژه بسیار ضعیفاند، چه در حوزه نیروگاهی و چه در حوزه نفت که واقعا فاجعه بود. تیم مالی، پروژه و منابع انسانی بزرگترین رانتها را داشتند و میدیدم که با پایان ساعات کار، به مدیرعامل گزارش میدادند. به طور کلی هرکس که از موننکو رفت، پیشرفت کرد، اما افرادی که ماندند تنها به چاپلوسی کار خود را میگذراندند؛ چون بیرون شرکت جایگاهی برایشان نبود.
تنها وقتی به این شرکت فکر میکنم که واقعا بیکار موندم بهتر از کار کردن اونجا است چون وضع همش بینظم و ناامیدکننده است. فضای کار، میز و صندلیها، ساختمان و حتی نظافت همگی به شدت نیازمند بازنگری هستند و نظر کارکنان درباره طرز فکر و رویکرد مدیریتی هم منفی است. مدیر شرکت با همسرش که مسئول منابع انسانی است، مشخصا از نظر رفتاری در وضعیت مطلوبی نیستند. تعداد زیادی از کارمندهای قدیمی فقط کارهای مشخصی را بلدند و از یادگیری مهارتهای جدید سر باز میزنند. برخورد با همکاران یا زیردستان گاهی به شکل زیرآبزدن و بداخلاقی مشاهده میشود. درباره افرادی که با آنها کار کردم شاید قضاوتی درمورد سایرین نداشته باشم، اما تجربه من نشان میدهد که محیط به طرف همکاری سالم پیش نمیرود. روزی که تصمیم به استعفا گرفتم پس از یک ماه کارکردن، مدیر نامطلوب بهراحتی گفت استعفا نداریم و قرارداد دو سالهای که امضا شده بود فقط در شرایط اضطراری قابلاستفاده است. بهخصوص وقتی بیماری لاعلاج مطرح میشود، فشارها و تهدیدهایی برای ماندن وجود دارد. در نهایت بعد از شش ماه توانستم بیرون بیایم، اما با تهدیدی مبنی بر شکایت به وزارت کار و ثبت استعفا مواجه شدم. حقوق پرداختی از حد استاندارد پایین است و مواردی که توافق شفاهی میکنید، اغلب بهدرستی اجرایی نمیشود.
کار کردن با میزبان فا برای من تجربهای ناامیدکننده بود. پشتیبانی ضعیف و سرویس نامطلوبی دریافت کردم. وقتی اینترنت بینالملل وصل شد، تماس گرفتند و گفتند یکی از همکاران دست به کار شده تا هارد را از آلمان بیاورد ایران بدون اینکه به من اطلاع دهند و سرور خارجی را به طور ناگهانی خاموش کردند. بخشی از پیام ارسالی نشان میدهد که تصمیم گرفتهاند سرورهای خارج از کشور را موقتا خاموش کنند و در همان لحظه که این تیکت را میخوانم، سایت من روی سرور خارج از کشور خاموش است، با این توضیح که آخرین نسخه پشتیبان کامل از سایت تهیه شده و در حال انتقال است؛ پشتیبان از طریق هارد فیزیکی و با پرواز از برلین به تهران در حال جابهجایی است. با وجود این، هیچ اطلاعرسانی دقیقی به من نشده و حتی نگفتند که اگر قصد بکآپگیری وجود دارد باید قبل از خاموشی اقدام کرد. بیش از یک هفته گذشته و هنوز انتقال اطلاعات از سرور خارجی به ایران کامل نشده و تمام سرویسها در خارج قطعاند؛ فقط میگویند در صف انتقال هستید و زمان مشخصی اعلام نمیکنند. تماسها هم قطع است و میگویند نمیتوانند پاسخ دهند. اینترنت کشور سه هفته از دسترس خارج بود و حالا حداقل یک هفته است که همکاریهای میزبان فا قطع است. از این شرکت کیلومترها فاصله بگیرید تا متضرر نشوید.
تو توسن بعضی از سرپرست ها رو خیییلی مواظب باشید، خیییلی سال موندن، سرپرستایی که بچه ها رو تو کار راه نمیدادن البته بچه های قوی روو کارهای ساده بهشون اساین میکردند و جلسه هم نمیبردنشون خدای نکرده یک چیزی یاد بگیرند!!! البته مدیرای بالاسری میشناختن و شانس می اورد مدیر بالاسری از لحاظ شخصیتی قوی بود و سازمان براش مهم بود، یا کاری میکرد سرپرست کوتوله میرفت یا گروه رو دو تیکه و سه تیکه میکرد یا تجربه داشتیم یکی از همین داغونها رو مشاور کردند که البته فقط مفت بخوره!!! از بس مونوپلی کرده بود. ولی اگه مدیر اقتدار نداشته باشه و خودش پایه خاله زنکی باشه دیگه فاتحه مدیریت و بچه ها رو باید خوند! که البته معاون این وسط دیدم حرکت زده و طرف هم رفته. ولی این وسط خیییییلی از بچه های خوب سر این سرپرست ها و مدیرای داغون تیکه پاره شدند و رفتند !! که جاشون رو هیچ کس نتونست بگیره. جدای از اینا گیر آدم خوب و گروه خوب بیوفتید توسن و کارش خوبه.
برای من این شرکت واقعا فرق میکند که دربارهی مدیران چه میشنوم؛ آنها با شخصیت و خوشمشرب بودن شناخته میشوند و در مسائل فنی هم هر زمان نیاز باشد بهصراحت نظر میدهند. وقتی با همکاران صحبت میکنم، شنیدههایم را با دقت میشنوند و کمک میکنند. در دو سال گذشته تنها چیزی که دیدهام تخصص و راستگویی بوده است و هیچ ادعای غیرواقعی دربارهی کارها ندیدهام. مدیرعامل جدید هم واقعا با شخصیت و همدردی است و برای تیم بیشتر از هرکس وقت و هزینه میگذارد. از همگیشان سپاسگزارم.
به نظراتی که از تجربهی من میگوید، شرکت میزبان فا را با مشکلاتی جدی روبهرو دیدم. اوایل تجربه با قطع اینترنت داخلی، سرعت سایتهای وردپرسی به شدت کاهش پیدا کرد؛ دلیلش این بود که برخی لینکها از خارج از ایران به هاست و قالب وصل بودند. کارفرما برای مشکلات، راهکارهایی ارائه داد که بهنظر من کارآمد نبودند و حتی توصیه کردند افزونهها فعال و غیر فعال شوند؛ همین موضوع باعث بههمریختگی بیشتر سایت شد. بحث اصلی برای من زمانی اهمیت پیدا کرد که فهمیدم باید از سیپنل با استفاده از جت بکاپ رستور کنم، کاری که معمولا توسط کاربر انجام میشود. دو مرتبه این کار را انجام دادم اما بار دوم دیدم که ریکاوری دیگر امکانپذیر نیست. از طرف تیم پشتیبانی پیام گرفتم و گفتند که آن کار را خودشان انجام میدهند و اختلالی وجود دارد، اما باز هم تأکید کردند افزونهها را فعال و غیر فعال کنم. این کار را انجام دادم و همچنان سایت بههم ریخت. بعد از اینکه دوباره گفتم باید رستور کنم و اکنون سیپنل در حال اختلال است، آنها گفتند که باز هم خودشان انجام میدهند؛ اکنون سه روز است که پشتیبانی پیگیر مشکل است اما هیچ ریکاوری انجام نشده است. خلاصه اینکه تجربه نشان میدهد با وعدههای تخفیف و پشتیبانی دروغین، مردم را فریب میدهند. در حال حاضر فقط بازدیدها به سمت سایت میرفتند و اعتبار شرکت خدشهدار شد. اگر دوره آموزشی یا چیز دیگری بود، احتمالا آسیب کمتر بود.
در این شرکت با حقوق نامنظم و بیثباتی روبهرو شدم؛ برخی ماهها حقوق بهطور عجیبی کم میشد و گاهی به تصمیم مدیر بستگی داشت، نه بر اساس عملکرد واقعی. به گونهای که یکی ۵۰۰ هزار تومان، یکی یک میلیون، یکی سه میلیون و حتی هیچ مبلغی به برخیها میرسید و چیزی که اهمیت داشت همراه بودن با یک نفر یا پارتی و رابطه بود تا اینکه واقعا چه کار میکنی یا چقدر تلاش میکنی. اگر مدیر راضی نباشد، هیچ تغییری در حقوق ایجاد نمیشود. برای رسیدن به حقوق بالا و ارتقاء، باید یا با یکی در ارتباط باشی یا از راههایی مانند پارتی یا رابطه استفاده کنی؛ در غیر اینصورت کنترل حقوقی بر عهده مدیر است. منابع انسانی هیچ توجهی به دیدگاه کارکنان ندارد. هر سال درباره تغییر ساعات کاری با منابع انسانی مشکل داریم. اضافهکاریهای اجباری وجود دارد، اما برای ساعاتی که باید کاهش یابد و ما ناچاریم حضور داشته باشیم، هیچ پرداختی صورت نمیگیرد. مدیران عامل عوض میشوند اما تغییری در سطح معاونتها و ادارات ایجاد نمیشود. روسا و مدیران اغلب از کارمندان بانک هستند و سواد فنی یا مدیریتی ندارند و تنها به دنبال تفرقهاندازی یا رقابت ناسالم میان نیروها هستند تا سود و قدرت طلبیشان را حفظ کنند. وضعیت مدیریت صفر است و وضعیت مالی شرکت افتضاح است؛ ناهار کارمندان خیلی بیکیفیت است و معمولا با هزینه خود کارمند تهیه میشود، هر چند که فرایند پاداشها هم بهبود قابل توجهی ندارد و هر شش ماه با حداقل تغییر پرداخت میشود. به حقوق کارمندان عادی کمتر توجه میکنند و حقوق مدیران و ردههای بالا با رشدی محدود و همواره افزایش کمتری همراه است. پرداختهای مربوط به اضافهکاری با وجود شرایط کاری دشوار، به شکل مناسبی انجام نمیشود. در دورههای بحرانهای آلودگی و سرمای شدید هم حضور ضروری بود و هیچگونه پرداخت اضافی یا پاداشی برای این ایام در نظر گرفته نمیشد تا نشان دهند گروه ما کار مهمی انجام میدهد. سایر کارها نیز به طور معمول پیش نمیرود و هر روز با یک مشکل بزرگ در سامانههای اصلی روبهرو میشدیم که بهطور عادی گشته بود. در نهایت، شرکت نسبت به سایر شرکتها از نظر حقوقی پایینتر است و هر روز شرایط سختتر میشود. وامها هم به صورت بلندمدت بعد از یکی تا سه سال قابل دریافت است، اما از این وام حتی یک دهم هم به حساب شخصی من نمیرفت. بودجهای که برای ورود افراد به شرکت از بانک میگیرند، نصیب کارمندها نمیشود و جایگزینهای بهتری وجود دارد که ارزش وقت و سرمایهگذاری را ندارند. امیدوارم همه همکاران دیدگاه خود را بیان کنند تا شرایط بهتر شود.
با وجود اینکه تجربه من از آسیاتک چندان دلگرمکننده نبود، اما میخواهم واقعیت را با بیانی تازه و روشن بیان کنم. طول دوره من یک سال بود و به عنوان کارشناس پشتیبانی فعالیت میکردم. از دیدگاه من، حقوق دریافتی خیلی پایین بود و فضای سازمانی از نظر فرهنگ معموال ضعیف بوده و مسائل مربوط به کرامت انسانی تحت الشعاع این نگاه بود. برای برخی کارها سخت بود حتی مجوز رفتن به سرویس بهداشتی هم باید از بالا گرفته میشد. به طور کلی این محیط برای من مناسب نبود و تنها برای کسانی که تازه کارند میتواند نقطهای شروع برای جمعآوری تجربه و رفتن به فرصتهای دیگر باشد. با وجود همه اینها، اوضاع آن زمان به گونهای بود که در واحد ما ماهیانه چند نفر استعفا میدادند و شرکت همواره در حال جذب نیرو بود.
شروع مصاحبه با شرکت آکاف را به خوبی به خاطر دارم: سه مرحله داشت که هر کدام فضای مختص به خود را داشتند. ابتدای کار یک مصاحبه کوتاه ده دقیقهای بود که سوالها一般 و کلی بودند. سپس به بخش فنی رفتیم؛ از من خواستند چند کوئری و چند سرویس وب را پیاده کنم. مرحله آخر نیز پیرامون قرارداد بود که تا الان خبر موثقی دربارش دریافت نکردم. در کل اوضاع رو به راه بود و همه چیز دقیق و سرزمان برگزار شد. گفتوگو با خانم مهندسی در دومین مرحله هم بسیار صبور و همراه بود.
در جریان انقلاب ۱۴۰۴، از همان روز ۱۶ دی به ما اعلام شد که شرکت تعطیل است و حتی نیازی به دورکاری هم نیست و تا اطلاع ثانوی کسی به شرکت مراجعه نکند. حتی به همکاران دورکار و بچههای شهرستان هم گفته شد که فعلا نیازی به انجام کار نیست. پروژهها نیز صرفا در حد پشتیبانی و با نیروهای مستقر در ترکیه ادامه پیدا کرد. واقعا تصمیم خوبی بود و خیلی به دل نشست؛ خواستم از همینجا هم تشکر کنم.
باور دارم دیدگاههای بعضی افراد نسبت به شماران سیستم خیلی مغرضانه و بعضا واقعیتساز نیست. من با افتخار چهار سال در این شرکت کار کردم و به خاطر مسافت و مسائل شخصی ناچار شدم از مجموعه جدا شوم. نظم و دیسیپلین در اولویت است و همین موضوع برای شرکتهای خصوصی که به هزینهها و بالاترین بازدهی اهمیت میدهند، طبیعی است. اگر خودمان جای صاحبان مجموعه بگذاریم، همان سختگیریها را هم میبینیم و در حقیقت چنین رویکردی را انتظار دارند. سیاست شرکت بر کمترین نفر با بیشترین کارایی است، از همین رو همیشه کارها و مسئولیتها زیاد است. اگر توانایی و ظرفیت برای پیشرفت را داشتی، فرصت رشد بهت داده میشد و مسیر پیشرفت خوبی وجود داشت. یکی از نظرات مطرح درباره نظافت شرکت بود که من باهاش موافق نیستم؛ نیروهای خدماتی و نظافت واقعا زحمت میکشند و شرکت همواره تمیز و مرتب بود. در مورد دوربینها هم برخی نوشتهها اغراقآمیز بود و واقعا این همه نظارت وجود ندارد؛ اگر نکته خاصی باشد، رسیدگی میشود و نه همیشه. من نمیگویم هیچ عیبی وجود ندارد یا اختلاف نظری نداشتم، اما اگر بخواهم بهطور منصفانه حرف بزنم، میتوان گفت هدف اصلی در این شرکت کار است و با کسی تعارف ندارند.
امکانات آموزشی اینجا به هیچ وجه پاسخگوی انتظارها نبود؛ با وجود امیدهای اولیه، همه چیز ناامیدکننده از کار درآمد. کلاسها پر از مطالب تکراری بود و به نظر میرسید هیچ هدف مشخصی برای یادگیری وجود ندارد. مدرسان از زمان استفاده میکردند اما حس میشد که مهارتهای عملی به کار نمیآیند و نکتهای که واقعا به کار بیاید آموزش داده نمیشود. پشتیبانی هم در حد مطلوب نبود؛ به پیامها و نقدها پاسخ مناسب داده نمیشد و انگار پول دانشجویان فراموش میشد. تجربهای که به عنوان بدترین گزینه دیدم، برای سرمایهگذاری روی آموزش اصلا توصیه نمیشود و نسبت به کیفیت ارائه، ناامیدی زیادی ایجاد میکند. اگر دنبال آموزشی دقیق و باکیفیت هستید، بهتر است به این موسسه فکر نکنید، چون احتمال دارد وقت و اعصابتان را تلف کند. تجربهی جمعی دانشجوهای سابق گواهی از پشیمانی است.
مدتهاست با دیجی آلفا همکاری میکنم و تجربهام از این همکاری یکی از بهترینها بوده. این مجموعه همواره نظم کاری دارد، هم روی کار و مهارتهای تیم تمرکز میکند و هم از ابزارها و فناوریهای بهروز استفاده میکند. برای من اهمیت زیادی داشت که اینجا فقط خروجیها ملاک نیستند؛ تیم روی توسعهی خود برنامهنویسها سرمایهگذاری میکند، با ابزارهای جدید همراه میکند و فرصت یادگیری و بهروز ماندن میدهد. این نکته وقتی برایم پررنگ شد که با تجربههای قبلیم مقایسه کردم یا از دوستانم شنیدم جاهایی که تغییر نیروی انسانی زیاد است، پرداختها نامنظم است یا انتظارها با واقعیت همخوانی زیادی ندارد. با وجود تمام چالشهای موجود، بهخصوص مشکلات اینترنت و ناپایداریهای عمومی کشور، من شاهد بودم که همیشه تلاش میشود تعهدات بهموقع اجرا بشود. تا کنون نه مشتری ناراضی دیدم و نه همتیمیای که از حضور در این محیط راضی نباشد. میدانم گاهی نظرات منفی هم مطرح میشود، اما بهعنوان عضوی از تیم احساس کردم لازم است تجربهام را بیان کنم: چنین دیدگاههایی که میبینید، در تجربه من اصلا وجود نداشت. بیشک هیچ محیط کاری کامل نیست، اما تجربه من از دیجی آلفا حرفهای، سالم و کاملا مثبت بوده و با اطمینان کامل میتوانم همکاری با این مجموعه را پیشنهاد کنم.
افتضاحترین جایی که میتونید کار کنید اسنپفوده حقوقا بسیار پایین مدیران نالایقو میکرومنیجی که از ایرانسل همه اومدن اسنپفود هرکاری میکنی در نهایت میگن تو هیچ کاری نکردی هرچی زحمت میکشی و روز تعطیل کار میکنی باز میگن کمه سیاست برده داری که هنوز تو این شرکت هست به دشمن هم پیشنهاد نمیدم وارد این شرکت شه وقتی وارد این فضای سمی بشید تمام درامدتون بایدخرج روانپزشکی شه بعد از اون بقیه پولتونو باید خرج لباس و قر و فر کنید چون مدیران ایرانسلی توقع دارن همیشه لباسای جدید و باکلاس بپوشید ارایش کنید و به خودتون برسین با حقوق اندک توقع زیادی دارن انگار حق لباس و حق سالن زیبایی تو فیش حقوقی اضافه کردن همیشه از همه چیزت ایراد میگیرن ولی خودشون سر تا پا ایرادن همه هم اینو میگن ولی چون به کار احتیاج دارن صداشون در نمیاد، فقط کافیه نیم ساعت تو سلف بشینی از گوشه کنار میشنوی پشت سر خانم ی-ش چه چیزایی که نمیگن خداروشکر من راحت شدم
من از رفتار منابع انسانی این شرکت ناامید و ناراضی بودم؛ آنها هر روز تصمیمی میگرفتند که فشار روی پرسنل را افزایش دهد و این فشار هم مالی است هم روحی و روانی، تا جایی که به نظر میرسد در حال فراری دادن متخصصان و کارشناسان هستند. سرمایه انسانی برایشان اهمیت ندارد و تنها به دنبال منافع کوتاهمدت خودشان هستند. حقوق پایین و فشار کاری بالا، بیتوجهی به از خودگذشتگیها و دستاوردهای ارزشمند کارکنان و استثمار آنان از ویژگیهای بارز این شرکت است.
من از یک واحد فنی به حوزه فناوری اطلاعات منتقل شدم و با تمامی نکات و استانداردهای کار در این زمینه آشنا بودم. تعدادی از توسعهدهندگان نسبت به همدیگر ادعاهای زیادی داشتند و تا وقتی که فردی با رفتار نامناسب و بیادب مثل آقای م.ح.صا همراهی میکرد، امکان پیشبرد کار را سخت میدیدم. بیاحترامی و بیانضباطی در کار را تحمل نمیکنم و انتظار داشتم هر کسی وظیفهاش را بهدرستی انجام بدهد. متأسفانه مدیران IT هم از آن فرد پشتیبانی میکردند.
اگه میخواهید خودتون رو بی ارزش کنید اسنپ باکس کار کنید بخدا صب تا شب دنده صد من یه غاز باید بدی با هزار نفرم تو خیابان بحث کنی با این کرایه های بشدت پایین اسنپ بعد پشتیبانی بهت زنگ میزنه خیلی راحت تهمت دزدی میزنن بعد حساب کاربری پیک بد بختو جریمه میکنن. ۲۰ درصد کمیسیون پول زوری که دارن میخورن براشون کافی نیست جریمه هم میکنن لعنت به مدیران بی لیاقت اسنپ
این شرکت اصلا تکلیفش با خودش معلوم نیست فقط جو میده که میخواد نیرو بگیره. آخه کثافتا واسه چی رزومه میگیری و یه مصاحبه .... که کاملا مشخصه هدفت نگرفتن نیرو هست!!!!! رزومه ندین به این شرکت آش.... یک ماه کامل به امید استخدام اون ماژول مزخرف انبار رو مطالعه کردم و به تمام سوالات مزخرف شون جواب دادم ولی رد شدم :)
من بهعنوان programmer که حدود هفت ساله با دیجی آلفا همکاری میکنم، تجربهام از این شرکت همواره مثبت، حرفهای و روشن بوده است. ساختار کار مشخص و انتظارات شفاف، همراه با تأکید جدی بر کیفیت فنی، باعث شده همکاریها با توجه به توان واقعی افراد شکل بگیرد. در هر تیم حرفهای ممکن است افراد برخی از مهارت یا آمادگی لازم را نداشته باشند که این موضوع به نبود تطابق سطح توانایی با استانداردهای کار برمیگردد و میتواند منجر به چالش یا نارضایتی شود. حقوق و پاداش و سایر تعهدات مالی همواره بهموقع پرداخت شده و حتی در شرایط دشوار و بحرانی مانند جنگ، دیجی آلفا با وجود محدودیتها همچنان به پرداخت حقوق کارکنان پایبند بود. این شرکت محیطی عادلانه و مبتنی بر شایستگی برای برنامهنویسان فراهم کرده و من این رویکرد را طی سالها بهصورت عملی لمس کردهام. تا جایی که میدانم، بیش از سه سال است که خروج نیروهای کلیدی از مجموعه کم است و اکثر همکاران، همکاریهای بلندمدت و پایدار دارند. بنابراین هر محتوایی که خلاف این واقعیتها است یا بهدلیل عدم تطابق مهارتی با سطح همکاری حرفهای مطرح شود، یا از سوی رقبا با قصد تخریب اخلاقی منتشر شود، قابل اعتماد نیست.
از کار در شرکتی با ظاهر حرفهای اما مدیریت ضعيف فراری بودم و تجربهی من در موننکو ایران همین را به من آموخت. زمانی که ده سال در این شرکت خدمت کردم، با رانتخواری و پاچهخواری در برخی مدیران پروژه و معاونت تولید روبهرو شدم که انگار ژن فاسدهای سازمان بودند و همچنان به پستها میرسیدند با نفوذی که داشتند. فضای کار خیلی سمی بود و دانش فنی کمتری نسبت به انتظار وجود داشت. دستمزدها هم خیلی پایین بود. با وجود ظاهر منظم و دیسیپلین، مدیریت داخلی را ضعیف دیدم.
من حدود شش سال به صورت تماموقت در این شرکت فعالیت داشتم و اگر بخواهم به صورت خلاصه بیان کنم، شرکت خیلی معمولی است. از بیرون به نظر یک ویترین میرسد و فکر میکنید که عضو گروه مپناست، پس خیلی باکیفیت است اما در واقع در پایینترین سطح قرار دارد. مدیرعامل وقت شعارش این بود که فقط از دانشگاههای سراسری جذب میکنیم تا برند باشیم، اما واقعیت نشان میدهد تیم مهندسی و تیم پروژه بسیار ضعیفاند، چه در حوزه نیروگاهی و چه در حوزه نفت که واقعا فاجعه بود. تیم مالی، پروژه و منابع انسانی بزرگترین رانتها را داشتند و میدیدم که با پایان ساعات کار، به مدیرعامل گزارش میدادند. به طور کلی هرکس که از موننکو رفت، پیشرفت کرد، اما افرادی که ماندند تنها به چاپلوسی کار خود را میگذراندند؛ چون بیرون شرکت جایگاهی برایشان نبود.
تنها وقتی به این شرکت فکر میکنم که واقعا بیکار موندم بهتر از کار کردن اونجا است چون وضع همش بینظم و ناامیدکننده است. فضای کار، میز و صندلیها، ساختمان و حتی نظافت همگی به شدت نیازمند بازنگری هستند و نظر کارکنان درباره طرز فکر و رویکرد مدیریتی هم منفی است. مدیر شرکت با همسرش که مسئول منابع انسانی است، مشخصا از نظر رفتاری در وضعیت مطلوبی نیستند. تعداد زیادی از کارمندهای قدیمی فقط کارهای مشخصی را بلدند و از یادگیری مهارتهای جدید سر باز میزنند. برخورد با همکاران یا زیردستان گاهی به شکل زیرآبزدن و بداخلاقی مشاهده میشود. درباره افرادی که با آنها کار کردم شاید قضاوتی درمورد سایرین نداشته باشم، اما تجربه من نشان میدهد که محیط به طرف همکاری سالم پیش نمیرود. روزی که تصمیم به استعفا گرفتم پس از یک ماه کارکردن، مدیر نامطلوب بهراحتی گفت استعفا نداریم و قرارداد دو سالهای که امضا شده بود فقط در شرایط اضطراری قابلاستفاده است. بهخصوص وقتی بیماری لاعلاج مطرح میشود، فشارها و تهدیدهایی برای ماندن وجود دارد. در نهایت بعد از شش ماه توانستم بیرون بیایم، اما با تهدیدی مبنی بر شکایت به وزارت کار و ثبت استعفا مواجه شدم. حقوق پرداختی از حد استاندارد پایین است و مواردی که توافق شفاهی میکنید، اغلب بهدرستی اجرایی نمیشود.