در طول همکاری با شرکت توسعهگران نرمافزار آذربایجان همواره حس میکردم که پشتوانهای مطمئن کنارم بوده است. وقتی ابزارهای ضروری کار را فراهم میکردند و در شرایط بحرانی پشتیبانی میکردند، من احساس میکردم تنها نیستم. به یاد دارم در یکی از پروژههای حساس، با وجود فشار زمانی بالا، تیم مدیریتی به جای ایجاد استرس، تمام توان خود را برای حمایت از تیم فنی به کار بست و منابع لازم را در اختیارمان گذاشت. این حمایت باعث شد با انگیزه و تمرکز بیشتری پروژه را به موقع و با کیفیت بالا تحویل دهیم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در شرکت توسعهگران نرمافزار آذربایجان احساس میکردم جزء تیمی که به حرفهای همه۱ دلسوزانه گوش میدهد و به ایدههای کارکنان ارزش میدهد. مدیریتی انعطافپذیر و حمایتی که همیشه پاسخگوی نظرات همکاران بود، حس دیده شدن و ارزش داشتن را القا میکرد. علاوه بر این، مدیران سعی میکردند نیازهای شخصی و خانوادگی ما را در نظر بگیرند و این انعطافپذیری در برنامه کاری برای من بسیار باارزش بود. چنین رویکردی به من اجازه میداد تا تعادل خوبی بین کار و زندگی شخصیام برقرار کنم.
برای من کار روی پروژههای این شرکت تجربهای جذاب و آموزنده بود. هر پروژه ویژگیهای خودش را داشت و مدیران پروژه همواره سعی میکردند بهترین منابع و امکانات را در اختیار تیم بگذارند تا موفقیت پروژه تضمین شود. با مسائل و چالشهای هر پروژه روبهرو شدم که به تحلیل دقیقتر مشکلات و ارائه راهحلهای خلاقانه کمک کرد. این تجربهها نه تنها به رشد حرفهای من کمک کرد بلکه اعتماد به نفس زیادی به من داد تا در شرایط مختلف تصمیمهای درست بگیرم.
شرکت توسعه گران نرمافزار آذربایجان برای من با وجود چالشها، محیطی پر از فرصتهای رشد و توسعه فردی و حرفهای بود. مدیران این شرکت به ارتقای مهارتهای کارمندان اهمیت میدادند و با برگزاری کارگاهها و ارائه آموزشهای تخصصی، مسیر پیشرفت را هموار میکردند. فضای کاری صمیمانهای داشتم؛ همکاران نه فقط همکار بودند بلکه دوستانی واقعی که همواره از هم حمایت میکردیم. این روحیه همکاری و همدلی باعث میشد در روزهای سخت هم با انرژی مثبت به کار ادامه دهم و انگیزهام حفظ کنم.
دو سالی را در شرکتی که به توسعهگران نرمافزار آذربایجان معروف است گذراندم و آن دوره از بهترین تجربههای شغلیم بود. فضای کار بهطور کلی حرفهای بود و فرصتهای فراوانی برای یادگیری و پیشرفت به من میداد. یکی از نکات برجسته، همکاران باتجربه و مجرب و سطح علمی بالا بود که هر روز با اشتیاق بیشتری به محل کار میآمدم. پروژههایی که در این شرکت داشتم نهتنها جذاب و چالشبرانگیز بودند، بلکه امکان گسترش مهارتهایم در حوزههای تازه را هم فراهم میکردند. در مجموع، تجربه کار در این شرکت فوقالعاده بود و بهطور قطع تا همیشه در ذهنم باقی میماند.
در این شرکت، فرصتهای فراوانی برای یادگیری و رشد فراهم بود و همکاری با تیمهای با تجربه، باعث شد تا مهارتهایم بهبود یابد.
در شرکتی که نامش در برابر من تجربهای بینظیر از کار را رقم زد، حضور داشتم و از فضای دوستانه و حرفهای آن به شدت لذت میبردم. تجربهای مثبت و پرثمر بود که همواره شوق انجام وظایفم را بالا میبرد.
در تجربه من از کار با پارمیس، اضطراب و ناامیدی زیادی تجربه کردم و هرگز دوست ندارم دوباره چنین فضایی را تجربه کنم. اوایل کار، با بیاطمینانی و کمبود تجربه وارد این شرکت شدم و به مرور فهمیدم که همهجا زیر نظر هستند؛ صدای من و دوربینها روی هر حرکت من نظارت میشد. شنیدن حرفهای آزاردهنده و رفتارهای ناعادلانه خیلی سنگین بود و مدتی افسرده شدم، بهویژه وقتی مدیرعامل با عباراتی بسیار توهینآمیز به خانوادهام اشاره کرد و از شهرستانی بودنم استفاده کرد تا به من فشار بیاورد. این تجربه ظاهرا اولین کار من بود و سنم کم بود، شاید به همین دلیل دید و فهم درستی از کار نداشتم. کاهش آرامش همواره وجود داشت، چون بیشتر از هر چیزی رفتارهای کنترلگرانه و سوءاستفاده از فضای کاری را شاهد بودم. فهمیدم که برخی اوقات صداها و دوربینها به شکل پنهانی چک میشود و این رفتارها برای من خیلی عجیبی بود. سه ماه بود که بیمه نبودم و با بحث و جدل بیمهام را قطع کردند. اضافهکاری پنجشنبهها بدون حقوق و بدون توجه به زمان استراحت بود و آنها زمان ناهار را بهعنوان بخشی از ساعات کاری در نظر نمیگرفتند. در پایان هم حقوقم را پرداخت نکردند و گفتند جای آموزشی را برایم میگیرند و حتی برگهای جلوی چشمم گذاشتند تا نشان دهند تسویه انجام شده است. نرمافزارهای شرکت هم کارایی مطلوبی نداشتند و شرایط بهطرزی اغراقآمیز بهنظر میرسید که با هدف فروش اجباری و درگیریهای مداوم در محیط کاری روبهرو شدم. فضای شرکت از نظر من بهظاهر خانوادگی بود اما با رویکردی برده-وار به کارکنان رفتار میشد و کمترین احترام به من گذاشته نشد. در نهایت با اشک از تجربه مالی و فشارهای مربوط به سفته یا وثایق، این تجربه برای من خیلی سنگین بود و احساس کردم هر روز بیشتر از قبل به نوعی فشار و ناامیدی گرفتار شدهام.
برای من تجربهای بود که فهمیدم چه طور برخی محیطها با ارزشهای انسانی ناسازگارند و باید از آنها دوری کرد. آنها با رفتار برادرانه و دوستانه به ظاهر میخواهند اعتماد بسازند، اما در عمل هیچ نشانی از انسانیت و احترام به سرمایه انسانی نمیبینم. با وجود اینکه قصد داشتم صدایم را در این مجموعه به گوش دنیا برسانم، احساس میکردم که لازم است از این فضا جدا شوم تا به سلامت روحی و حرفهای خودم احترام بگذارم.
داناپرداز بی در و پیکرترین ترین شرکتی که تو عمر کاریم تجربه کردم. یه تعداد آدم بیسواد کم دانش از مدیر عامل هیستریک تا اون خانوم بی اخلاق اعصاب تعطیل همه کاره و هیچ کاره دور هم جمع شدن و مثلا شرکت دانش بنیان تاسیس کردن و دوست دارن بشن دیدار و همکاران سیستم. آخه اگه شما کار بلد بودید که تو این ۲۰ سال باید می شناختنتون، بابا دست بردارید تعطیل کنید برید هم خودتونو خلاص کنید هم اون بچههایی که از سر اجبار سربازی دارن باهاتون کار میکنن و به محض خشک شدن مهر پایان خدمتشون فرار میکنن و پشت سرشونم نگاه نمیکنن. فرهنگ تو داناپرداز بی معنی، کامل مدل رفتار اون خانم نشون دهنده شیوه تمام و کمال شرکته، ۱۲ ساله جا خوش کرده بدون هیچ دانشی فقط چون تا کمر دولا میشه برای کار و کار و کار عین یه رباط بدون هیچ حسی نه مزایا دارن نه رفاهیات نه حق نداری بمیری باید بیای سرکار مرخصی براشون جوکه همه تو حلق هم نشستن دارم با سیستمهای داغون ۲۰ سال پیش کار میکنن بعد یه جوری با منت سر امکانات شرکت حرف میزنن که انگار اونجا گوگله فکر کنم این جور پیش برن بعید نباشه پول چایی رو هم از بچهها بگیرن مزخرف ترین جایی که میشد کار کرد با آدمهای مریض روان پریش عمرتون رو هدر ندید بعدش درگیر تروماهایی میشد که باید تا مدتها برای حال خوب دوبارتون هزینه کنید
با سلام به همگی من به عنوان مترجمیار/فرمزن به صورت دورکار تو این شرکت مشغول به کار هستم. باید عرض کنم که از مزایای تجربه کاری من تو این شرکت امکان دورکاری و پشتیبانی مهربان و پرداخت حقوق به موقع و آزادی کار و پلتفرم خوبشون هستش؛ اما از نظر معایب که بزرگترین عیب این شرکت هستش میزان درآمدشه که به شدت کم هست و بابت ترجمه سفارشهای فوری هزینه بیشتری برای مترجمبار تعیین نمیکنن و بقیه هزينه اضافی که مشتری پرداخت میکنه برای مدیر میره، علاوه بر این میزان جریمه آنها انقدر زیاد هست که پولی از ترجمه برای مترجمیار باقی نمیمونه! خلاصه بگم که کار کردن تو این شرکت برای کسی خوبه که دغدغه مالی نداره و فقط میخواد مشغول شه، چون به هیچ عنوان نمیشه بش اتکا کرد. با تشکر
به خاطر این که به صورت دورکاری هر روز فقط یک ساعت برای یک CTO کار میخواهم، یک آگهی در جابایجا دیدم و چون مدتزمان حضوریام پارهوقت بود، تصمیم گرفتم روزانه یک ساعت دورکاری انجام بدهم. وقتی رفتم دفتر، با شخصی به نام یکتا مواجه شدم و رفتار او خیلی تند بود؛ فکر کردم شاید به خاطر این باشد که من پارهوقت هستم و جای دیگری هم رزومهام را فرستادهام، بهنظر میرسید دعوایی بین ما رخ میدهد اگر همانجا بحث کنیم. صبح آن روز پس از ورود به شرکت متوجه شدم جو کارگاه تغییر کرده و به نظر میرسید کارفرما هم با پیامکی خبر از حضور من داده باشد؛ انگار رزومهام را دیدهاند و تصمیم گرفته بودند اگر برخورد بدی نکنم، شاید کارمان به نتیجه برسد.
تجربهام از برق و کنترل مپنا را اینگونه بهخاطر میسپارم که فرصتهای رشد برای خانمها وجود دارد به شرط این که باهوش باشند، چون مدیران خیلی عجول و بیدرنگاند و گاهی میزان توجه به شایستگی کم است. با این حال، از نظر من شایستگی بهطور واقعی در سازمان تقویت نمیشود. وقتی معاون منابع انسانی خودش به همراه زیرمجموعهاش رفتارهای پرخطر نشان میدهد، پیامدش این است که سایر واحدها هم با تبعاتی روبهرو میشوند و احساس ثبات در تیم به همه منتقل نمیشود.
ممنون از خدمات خوبتون. من تجربه خوبی از همکاری با تیم پیام آوا داشتم. پروژههای اکسچنچ و سرمایه گذاری حرفه ای اونجا انجام دادیم. پایدار باشید. موفق باشید
در این شرکت بودن تجربهای باور نکردنی بود و تنها چندی به من فرصت رشد کامل داد. همکارانم افراد بااستعداد و حرفهای بودن که ازشان چیزهای زیادی یاد گرفتم و به مرور، مهارتهایم به شکل چشمگیری تکامل پیدا کرد. کاش حقوق هم به اندازهی تجربه و تلاش من بالاتر میرفت تا میتونستم مدت طولانیتری اینجا بمانم.
موارد رو شرح میدم ، خودتون تصمیم بگیرید خوبه یا بد : 1-اکثر مدیران ارشد یا به عبارتی سرپرستهای گروه ها واقعا افرادی بی سواد و غیر حرفه ای هستند ؛ مثلا سرپرست یه گروهی که 20 سال سابقه فعالیت داشته از شرکت رفته و بعد از مدتی بی صاحبی گروه ، یه فردی که مثلا فول استک بوده و در طی 5 سال سابقش توی این شرکت کلا 2 تا پروژه بهش داده بودن و هر دو تا پروژه هاش Fail شدند (لازمه که بگم یکی از پروؤه ها فقط Research بوده ) رو سرپرست یه گروه نا مرتبط باهاش میکنن که راه به راه گاف میده و بعد از یک سال هنوز به پروژه و بیزینس پروژه تسلط کافی نداره واز نظرشخصیتی بسیار زیرآب زن و خود شیفته هست و الان که توی جایگاه سرپرست یه گروه هست خودشو جای معاونت میبینه :)) ، اصلا نمیشه بهش انتقاد کرد و اشتباهاتش رو بهش گفت یا مثلا فرآیند رو براش توضیح داد ، وازونجایی که خودش رو بالاتر از شما میدونه ، اصلا مهم نیست که شما چی میگی و چقد برای پروژه دل میسوزونی پس هرچی بگی باهات مخالفت خواهد کرد و توجیه میکنه که تو داری اشتباه میکنی.خلاصه که اکثر مدیران میانی مشکل شخصیتیه زیادی دارند و فکر میکنن کارشناس آدمشونه. 2-اکثر معاونین و رئیس های ادارات افراد رسمی بانکی هستند که فنی نیستند و فقط تا حدی بیزینس بلدند و در حالیکه اصلا از خودشون هیچ قدرت تصمیم گیری ندارند و ترسو هستند و محافظه کار بسیار خود رأی هستند. 3-رئیس ادارت کارشناس هارو توی اتاقشون راه نمیدن و حتما تاکید دارند که با سرپرستشون برن دارخل :)) یعنی حتی اگر شما مشکل شخصی دارید که لازمه خصوصی صحبت کنید باید با سرپرستتون برید پیش رئیس ادارتون :)) این در حالیه که هر کسی که براشون بیشتر خودشیرینی کنه رو به خودشون وابسته میدونن و فکر میکنن اداره داره روی دست اونا میچرخه. و فقط اونهارو قبول دارند و اگر اون آدمها روی سر کارشناس کار خرابی کنند باید یگیم کار خوبی کردین ، بیا اینورترم هنوز تمییزه اونم خراب کن. 4-مدیران اصلا به اسکرام و اجایل اعتقادی ندارند و بسیار سلسله مراتبی هستند (چون مدیران دولتی دارند) یعنی اعتقاد دارند جیرا اصلا چه معنی میده ، حتما باید نامه یا ایمیل باشه و همه در رونوشت باشند. 5-پرداخت حقوق به موقع انجام میشه 6-پایه حقوق ها بسیار کمه و در این مورد بسیییییااااااارررررر سلیقهه ای عمل میشه . مثلا یه کارشناس مسئول بیکار و بی سواد که فقط تو سالن قدم میزنه و ادعا میکنه که از استرسه کاریشه و فقط زیرآب میزنه و توی کار گاف میده تا 60 میلیون حقوق میگیره و یه کارشناس که داره تمام کارای پروژه رو انجام میده یا حتی بخشی از اون رو و گاف های کارشناس مسئول رو میپوشونه خیلی بگیره با منت 25 میلیون. 7-پاداش ها و حداکثر 20 ساعت اضافه کاری های مدیریتی بسیییییااااااارررررر سلیقهه هستش و هرکی دیرتر بیاد و بیکار تر باشه و فقط ارتباطش بهتر باشه قطعا بیشتر ازهمه میگیره. 8-قبلا محدودیتی توی اضافه کار نبود اما حدود 3 ماهه از بس که همکاران بانکی پنج شنبه ها که کاری برای انجام نداشتند و حتی جمعه ها اومدند مثلا از 8 صبح تا 8 شب روز جمعه اومده و اضافه کار دبل گرفته درحالیکه کاری نداشته و فقط داشته فیلم میدیده ، روی اضافه کاری ها محدودیت گذاشتند و هر چهارشنبه میان آمارمیگیرن که کی چرا جمعه ها قراره بیاد ، البته که این مسئله برای کارشناسای بیچاره هست نه مدیران. 9-طبق قرارداد شما هر ساعتی از صبح دیر بیای باید عصر بمونی و کسری کارت رو جبران کنی و البته که باید به اداره اطلاع بدی که دیر میای ، ولی هر صبح از دفتر رویس اداره میان آمار میگیرن (بعد از ساعت 8)کیا دیر اومدن و این دیر اومدن ها در مبلغ 20 ساعت اضافه کار مدیریتی و پاداش فصلی تاثیر داره. 10-ساعت کار از ساعت 7 هست تا 4 که شما صبحا فقط 10 دقیقه شناوری دارید و فقط یه چیزی از ساعت شناوری شنیدند. و بعد از ظهرم میتونی 15 دقیقه زودتر بری که اونم شناوریه ظهره. 11-اگر بخواهید صبح روزی اداره نرید باید به 3 نفر زنگ بزنید و اطلاع بدید ، به عبارتی اجازه بگیرید اول به سرپرست گروه که اگر با صلاحدیدش اجازه داد بعد به معاون اطلاع بدین و بعد به دفتر رئیس اداره. یعنی تنها اطلاع به دفتر اداره کافی نیست و باید از صخره های مختلف برای یک روز غیبتت حالا چه استحقاقی و چه استعلاجی بگذری. حالا داستان اصلی اینجاست که روز بعد که میای برگه مرخصی پر کنی، باید برگه مرخصی را دوباره به همین 3 نفر بدید ، و شاید بدون اینکه تو مخت برند امضا کردند. (مثلا پریود که میشی ، فرداش که استعلاجی میبری ، ازت میپرسن مشکلت چی بود و چرا هماهنگ نکردی از روز قبل و یهو اون روز تصمیم گرفتی که نیای ؛ حالا اگر بهشون بگی پریود بودم میگن واه واه چه بی حیا یا مورد داشتیم گفته من از کجا بدونم واقعا پریود بودی؛ اگر هم نگی دفعه دیگه که باز استعلاجی ببری امضا نمیزنن). 12-در خصوص پرداختی ها باید بگم فقط حقوق به موقع هستش ، باقی چیزارو جدیدا یا خیییییلیییییی دیر میدن یا اصلا نمیدن. 13- بیمه های تکمیلی که دارن اصلا خوب نیست و به عبارتی اصلا هیچ چیز خاصی رو پوشش نمیده. خیلی دیر هم جبران خسارت شماره رو پرداخت میکنه. 14-شما در سال میتونی 29 روز مرخصی استحقاقی بری که میتونی 9 روزش رو نری و برات ذخیره میشه (به عبارتی 2.5 روز در هر ماه) و فکر میکنم حدودا هر ماه 3 روز استعلاجی دارید (مطمئن نیستم) اما مطمئنم بطور کلی میتونید 15 روز در سال رو استعلاجی برید. 3 روز مرخصی مازاد بر استحقاقی دارید برای ازدواج یا فوت همسر ، وخوانواده درجه 1 (پدر و مادر و...) مرخصی های ساعتی در روزتون اگر بیشتر از 7 ساعت و 20 دقیقه باشه ، به عنوان یک روز مرخصی استحقاقی کاملحساب میشه. 15-نهار میدن اما کیفیت غذاش واقعا بده و بسیار چربه. قبلا هزینه نهار رو شرکت تقبل میکرد اما الان حدود 20% رو از کارمند میگیرن. قبلا همراه وعده اصلی نهار دوغ ، نوشابه ، کوکا، دلستر ، یا پپسی و ماست یا پرورده میدادن، الان فقط یه روز نوشیدندی دوغ یا نوشابه و یروزم ماست یا پرورده میدن. 16-سیستم حضور و غیابشون به طرز عجیبی باگ داره و هرماه باید چکش کنید مثلا روزهایی که حضور دارید و ساعت ورود و خروج دارید ممکنه وضعیت ترددتون غیبت بخوره و یهو به خودتون بیاید و ببینید مثلا 10 روز غیبت دارین. حالا قصه اونجا قشنگه که وقتی این مورد رو اطلاع میدی ، میگن به ما چه ، باید هرماه چک میکردی و ما نمیتونیم برات کاری بکنیم جز اینکه این روزهای غیبتت رو مرخصی بدون حقوق رد کنیم. 17-حالا پرداختی هایی که دارند لیست میکنم : مایحتاج عیدفطر : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن مایحتاج نوروز : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن مجمع : یکو نیم پایه حقوق ، پرداختی در دو مرحله حدود برج 2 و 9 مایحتاج قربان و غدیر : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن پاداش بهره وری سه ماهه : سلیقه ای بستگی به رضایت مدیر از شما داره و تردد و ارتباطت با مدیران و ... ، پایان هر فصل پرداخت میشه (مثلا برای دو تاکارشناس در یک رده با کار یکسان ممکنه یکی 20تومن بگیره یکی 6 تومن یا 10 تومن) حداکثر 20 ساعت اضافه کاری مدیریتی : ماهانه روی حقوق پرداخت میشه حداقل ساعتی 100 تومن هزینه ی خرید برنج : معمولا برج 6 و هر سال متغیر ، 1402حدود 7میلیون تومن جبران زحمات هفته بانکداری : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن پاداش هفته وحدت : هر سال متغیر ، 1402حدود 3 میلیون تومن کمک هزینه غیر نقدی خرید لباس : هر سال متغیر ، 1402حدود 1.5 میلیون تومن روز زن : هر سال متغیر ، 1402حدود 2 میلیون تومن پاداش جبران زحمات میلاد حضرت علی : هر سال متغیر ، 1402حدود 1.700.000 تومن پاداش جبران زحمات مبعث رسول اکرم : هر سال متغیر ، 1402حدود 1.700.000 تومن پاداش جبران زحمات دهه فجر : هر سال متغیر ، 1402حدود 5 میلیون تومن پاداش جبران زحمات میلاد حضرت مهدی : هر سال متغیر ، 1402حدود 2 میلیون تومن عیدی سال : هر سال متغیر ، متناسب با یک پایه حقوق هزینه سفر : هر سال متغیر ، 1402حدود 1.500.000 تومن پاداش جبران عملکرد سال : هر سال متغیر ، متناسب با رضایت مدیر از شما و از 2 تومن شروع میشه. مساعده ده قسطی : مثل وام بدون ضامن بدون سود ؛ دو پایه حقوق تا سقف 30 میلیون ، اسفند ماه میدن و از برج 2 سال بعدش از روی حقوقتون طی 10 قسط کم میشه. و دلخواهیه ، میتونید نگیرید. وام ضروری : 100 میلیون تومن ، بعد از 3 ماه میدن وام صندوق ذخیره کارکنان : تا 100 تومن که بعد از 6 ماه میدن تولد : فکر کنم 800 تومن و یک شاخه گل روز دختر: شاخه گل و شکلات یلدا : فکر میکنم هر سال متغیر ، 1402حدود 1 میلیون تومن قبلا مایحتاج رمضان میدادن الان فکر کنم دیگه نمیدن قبلا یه یکونیم در هزار کارشناسی میدادن الان دیگه نمیدن قبلا هزینه ایاب و ذهاب جدا میدادن الان دیگه نمیدن. در کل میتونم بگم از نظر عملکرد مدیریتی و سواد مدیریتی خیلی خیلی ضعیفه پرداختی هاش دیگه به موقع نیست و حقوقش نسبت به شرکت های هم رده خیلی پایینه و اصلا به فکر رفاه نیرو ها نیستند ، به عبارتی اداره رفاهش توی بیکاری مطلق سپری میکنه. و در هر چیزی خیلی سلیقه ای و سلسله مراتبی دولتی عمل میکنن که باعث رنجش و از دست دادن نیروهای خوب میشه. اما برای تازه کار ها میتونه رزومه خوبی باشه ، چون تا شما بیای و راه بیوفتی خیلی مدت زمان بیکاری زیادی رو تجربه میکنی و میتونی توی اون حداقل 3 ماه کلی R&D داشته باشی که به دردت بخوره.البته اگر بعد از 2 هفته بهت سیستم بدن و خیلی زود شروع کنی. :))
این شرکت با نامی که این روزها به خاطر نظرات منفی گسترده تغییر دادهاند، همان تایگر است و تجربههای منفی مربوط به تایگر واقعا درست هستند و مگر اینکه قرارداد با این شرکت بسته شود، به نظر من اشتباه است چون هر روز کار کردن اینجا از جهنم هم بدتر است. با این حال، تغییر مدیریت عامل تنها راه رسیدن به بهبود میافتد. اگر فکر میکنید میخواهید به این شرکت پیوسته و استخدام بشوید، بهتر است نظرات و تجربیات مربوط به تایگر را بخوانید.
در تجربهام از شرکت هیوا وب، به خاطر بیمسئولیتی مدیریتی بیدرنگ کنار گذاشته شدم و از این جهت ناامید شدم؛ با وجود انتظار برای پاسخ، حتی وقتی نوشتم پیام، پاسخ مشخصی نگرفتم و احساس کردم از ابزارهایی چون چت جیپیتی برای تولید پاسخ استفاده شده است. این فضا را بسیار بیکیفیت دیدم و معتقدم کارمندانی که فرزندشان را برای یادگیری برنامهنویسی میفرستند، ارزش تدریس معلمانشان را در نظر بگیرند تا بتوانند واقعا نتیجهای مفید بگیرند. همچنان از این تجربه پرسش داشتم که حقیقت ماجرا چه بوده و چه کسی راست میگوید.
دو سالی است که در این شرکت هستم و محیط کار دوستانه و صمیمی است، حقوق کارکنان بهشدت برای مدیران اهمیت دارد. زمینهای برای رشد و یادگیری فراهم شده و مدیران نسبت به پرسنل و زندگی شخصیشان درک خوبی دارند.
شرکتی که تجربهام را از آن دربر میگیرد، پژوهش نوین رایانه بود. آنجا بیشترین آشکارساختگی و بیرحمی را از برخی همکاران دیدم، تا حدی که با قاطعیت میتوان گفت رفتار برخی افراد با سربازان و کمکیها به شیوهای ناعادلانه و ظاهرا نامتناسب بود. بهعنوان نمونه، فشار ناعادلانه برای چند نفر از کارآموزان سرباز ایجاد میشد تا به اذیت آنها منجر شود، از جمله فرستادن یکی از آنها به پادگان. همچنین در عید نوروز، حضور اجباری سربازان برای نگهبانی برقرار میشد. وضعیت کادر زمانی که وظیفهشان را انجام میدهند خوب است، اما هرگاه کار تمام میشود انگار با میل به دوری از شرکت، به دشمنی بدل میشوند. تقلید از رفتار همتایان و همدلی کمتری احساس میشد و فضا به گونهای بود که بهنظر میرسید باید با همسطح بودن با گروه پیش بروند تا آرامش حفظ شود. بهطور کلی تفکری رایج بود که با سربازان برخوردی محکم و بیرحمانه انجام میدادند تا جایی که از دید برخی افراد بهعنوان لازم برای جلوگیری از پررویی مطرح میشد، هرچند جلوی سربازان صراحت کمتری بهکار گرفته میشد. این توضیحات را نوشتم تا بدانید جای کار کجاهاست و چگونه رفتارها در چنین محیطی شکل میگیرد. از مزایای شرکت هم میتوان به وعدههای رفتاری نسبتا منظم، صبحانه و ناهار باکیفیت، بیمه تکمیلی و حقوق غالبا بهموقع اشاره کرد. اما حقوق هم مانند سایر جنبهها نسبتا معقول و قابلقبول بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.