مصاحبه برای من با مدیرعامل برگزار شد و فضایی آرام و پر از تجربه بود که حس خوبی به من منتقل شد. در برخی جاهای دیگر مصاحبهها را دیده بودم که سوالهای تخصصی بیربط با کارشون مطرح میکردند، اما اینبار بیشتر درباره مشکلات کار قبلیم و وضعیت کار جدید صحبت شد. به نظرم روند استخدام در این شرکت خیلی سریع انجام شد و احتمالا کمتر از یک هفته طول کشید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من تجربهای از شرکت یکتانت در فرایند مصاحبه بکاند دارم. در مرحله نخست، تعدادی سوال هوش مطرح شد و برای پاسخگویی به این سوالات حدود بیست دقیقه وقت داشتم؛ سوالاتشان جذاب بودند و مهارتهای مختلفی را میسنجادند، و نمونههای مشابهشان را میتوان در منابعی مثل کتابهای جیمز پیدا کرد. پس از آن با مدیرعامل جلسهای داشتم و سوالات مختلفی از من پرسیده شد. از اهداف شغلیم پرسیدند و بعد نیز درباره اطلاعات فنیام بررسی کردند. در نهایت پیشنهاد دادند به جای کار بکاند به عنوان اکانت منیجر با آنها همکاری کنم، اما با توجه به اهداف شغلیم گفتم این نقش برای من مناسب نیست. در ادامه از من پرسیدند که آیا سوالی دارم و من چند سوال آماده کرده بودم که پاسخ دادند. سپس جلسهای دیگر با یکی از بنیانگذاران شرکت داشتیم و با هم صحبت کردیم و سوالات متنوعی پرسیده شد. چیزی که مدتی بعد ایمیل کردند این بود که در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد و برای آینده آرزوی موفقیت کردند. برای آماده بودن در حوزه کسبوکار تبلیغات، توصیه کرده بودند که با آمادگی و پرسشهای از پیشتهیئهشده وارد شوند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند عبارت بودند از کنجکاوی، داشتن هدف و علاقهمندی به یادگیری.
در اولین برخورد با شرکت یکتانت، برگهای با ده سوال و بیست دقیقه زمان در اختیارم گذاشتن تا پاسخ بدم. سوالات نسبتا ساده بود و تعدادی محاسبه ساده داشت و دو تا از آنها مربوط به دیجیتال مارکتینگ بود. در پاسخهای مرحله اول گفتم که نقطه قوت و نقطه ضعفی دارم، و در مورد اینکه در صورت تاخیر در مهلت چه کار میکنم صحبت کردم. همچنین پرسیدم چگونه با حقوق کمتر از کار قبلی کنار میآیم و مهمترین مهارتی که در کارم یاد گرفتم چیست را بیان کردم. توضیح دادم کدام مهارت در شرکت ما میتواند برای کار مفید باشد و اینکه اگر به گذشته برگردم چه کاری را انجام نمیدادم یا چه کاری را انجام میدادم. پرسیدند چه شرکتهای دیگری برای من ایجاد علاقه کردهاند و از نظر من نقاط قوت یکتا نت چیست. سوال دیگری این بود که چه سوالی از آنها دارم و انتظارم از محیط کار چیست. درباره فرهنگ سازمانیشان هم پرسیدم که تا چه حد با آن آشنایی دارم و آیا تحقیق قبلی انجام دادهام. قبل از مصاحبه باور داشتم که درباره شرکت و فرهنگشان اطلاعات خوبی دارم و به همین دلیل فکر میکردم مطرح کردن نکات مربوط به فرهنگ و شرکت برایم مزیت است. تنها اشتباهی که در مصاحبه اول مرتکب شدم این بود که ساعت کاری را نپرسیدم؛ در مصاحبه دوم متوجه شدم پنجشنبهها هم روز کاری است که در نهایت من قبول نکردم آن روز بجای کار بروم.
برای شرکت یکتانت، تجربهی مصاحبهام با دو مرحله شروع شد و مرحله دوم شامل یک پروژه ساده بود که در چارچوب چهار ساعت باید انجامش میدادم. اگر از کار کردن با کارت و انجام کارهای ملموس لذت میبری، این محیط برایت مناسب است. عوامل کلیدیای که در ارزیابی اهمیت داشتند عبارت بودند از هوش و انگیزهی کاری.
اول از همه سوالات تست هوش دادن به مدت بیست دقیقه باید بهش پاسخ میدادم. بعد از اون مصاحبه اول با یکی از مسئولان منابع انسانی انجام شد و مصاحبه دوم رو چند روز بعد با مسئول واحد مربوطه انجام دادم. که مصاحبه خیلی عادی و خوب پیش رفت ولی بعدش فهمیدم که مصاحبه کننده دقیقا نمیدونسته چی از من کارجو میخواسته! مصاحبه و ورود خیلی خوب و ولکام همرام با احترام دارند ولی متاسفانه نباید به این دو مورد دل خوش کرد!! چون مصاحبه کننده ها مهارت درست در نحوه مصاحبه با کارجو را ندارند و بعد از مدت کوتاهی پس از شروع به کار اعلام عدم نیاز و خاتمه همکاری با شما رو میکنند! قبل از ورود به دوره ازمایشی مطمین بشید که از شما دقیقا چه انتظاری دارند و چقدر و چند ساعت در روز باید براشون کار کنید تا رضایتشون جلب بشه!!!
قبل از مصاحبه یه فرم تو مایه های تست هوش و سوالات جیمت دادن تکمیل کردم، ۲۰ دقیقه وقت داشت. بعد از اون هم حدودا یه ربع منتظر شدم تا مصاحبه کننده بیاد. یکی از کارشناسان منابع انسانیشون بودند. مصاحبه روتین و معمولی بود. یکتانت یک شرکت نوپاست که از ۹۵ تحت برند یکتانت شروع به کار کرده، قبل از اون هم بوده ولی خب با برند یکتانت نبوده. در واقع مثل استارتاپی هستن که در حال رشد هست و هنوز ساختار نهاییشون شکل نگرفته و تقریبا فشار و حجم کاری تو شرکتشون بالاست و دارند از نظر نیروی انسانی هم با سرعت بالایی رشد میکنند. گفتند که مثلا از نمایشگاه کار مهر ۹۷ تا بهمن ۹۷ که مصاحبه من بود حدودا دو برابر شدن.
یک روز بعد ارسال رزومه باهام تماس گرفتن و یه قرار مصاحبه با هم ست کردیم. موقع ست کردن قرار اصلا اجباری نداشتن که دقیقا همون تایمی که خودشون میگن بریم مصاحبه؛ خیلی به این توجه داشتن که منم بتونم و تایم با توافق طرفین ست شد. یه تست جیمت هم فرستادن که باید بهش جواب میدادم تا قبل مصاحبه؛ ۳۰ تا سوال بود که خیلی سخت نبودن به نظرم و اوکی بود. فقط ممکنه که وقت کم بیاد؛ ۲۰ دقیقه وقت داره. روز مصاحبه دو نفر از تیم hr باهام مصاحبه کردن؛ خیلی برخوردشون خوب بود و استرس اولیهم با برخورد خوبشون از بین رفت. مصاحبه خیلی خوب بود و سوال بیربط یا شخصیای ازم نپرسیدن و واقعا راضی بودم. بعد مصاحبه گفتن که تا یک هفته بعد جواب میدن و دقیقا یه هفته بعد در حالی که یه روز تعطیل بود زنگ زدن بهم و جواب دادن. سعی کنید سر زمان حاضر شید:) کلا آنتایم بودن باعث میشه که هر شرکت و فردی دید خوبی به شما داشته باشن. اگه انگیزه یادگیری و رشد دارید برای این شرکت اقدام کنید. خیلی براشون مهمه که شما توی شرکت از کارتون لذت ببرید؛ پس با انگیزه به مصاحبه برید و اگه علاقه ندارید به اون شغل براش رزومه نفرستید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: صداقت انگیزه یادگیری خلق ارزش رشد شخصی و سازمانی
در مورد آینده ازم پرسیدن و چه کاره میخام بشم. از کدهایی که زده بودم پرسیدن و تکنولوژی هایی که کار کردم . گفتن سطح شرکت ما بالا است و کدهای با کیفیت تر میخایم. کلا خیلی مغرور بود مصاحبه کننده :)) و زیاد حرف میزد .
قرار مصاحبه خیلی خوب و با انعطاف تنظیم شد. موقع ورود به شرکت و قبل از مصاحبه یه آزمون جیمت ازم گرفتن که مشکلی نداشت کلا. جلسهی مصاحبه هم خیلی منطقی پیش رفت. تمرکز روی رزومهی ارسالی و تجربههای کاری قبلیام بود. کلا مصاحبهی سخت ولی روونی بود.
من برای سمت کمپین منیجر این شرکت رزومه فرستادم که در شرح شغلش نوشته آشنایی با دیجیتال مارکتینگ و یادگیری در حین کار ، البته اشتباه خودم بود چون من ۶ سال کار کردم و سوابق حرفه ای داشتم اما خوب دوست داشتم در یکتانت تجربه ای داشته باشم . در ابتدا باهام تماس گرفتن و برخورد خوب بود خانم hr نمیدونم فامیلیشو با احترام صحبت می کرد مصاحبه اول رو که رفتم با یه خانمی بود که مسئول رضایت مشتری اینا بود که خیلی نگاه از بالا به پایینی داشت با اینکه سوابق درخشانی نداره و کلا همه میگن تو یکتانت رفقای مدیر عامل همه مدیر شدن . تک تک سوابق منو می برد زیر سوال و منو مجبور کرد که سرچ کنسول سایت رو بهش نشون بدم و ثابت کنم که به نظرم قشنگ نیست و بهتره بنا بر اعتماد باشه نه اینکه من برم ثابت کنم ضایع بشه . از اونجا حس کردم کمی داره با من کل کل می کنه ولی خوب برام تسک فرستادن . ۳ تا سوال هر کدوم سه تا چهار بخش : سوالها در این حد کلی که مثلا یه سایت زبان داریم چیکارش کنیم ؟ و من رو مجبور کرد که ۱۵ صفحه بنویسم و اینکه فونت کوچیک کردم که کم بشه تازه … به قدری کامل و دقیق نوشتم که هرکسی در هر جایی بگه میتونم براش بفرستم و جالبیش اینه که من بزرگترین وبسایت زبان کشور رو مدیریت کردم و با همین کارها اول ایران شدیم و کسی نمیتونه بگه چیزی که نوشتم غلطه .. اما رفتیم برای مصاحبه سوم بعد از چهار هفته انتظار از مصاحبه اول بهم گفتن که هم منابع انسانیه هم فنی اما فنی نیومد و منابع انسانی گفت من جای دوتاش می پرسم . کل تسک رو براش دوباره توضیح دادم انگار که اصلا نخونده ، خوب اگه نخوندی چرا نوشتم من اصلا! خودشم الکی میگفت آره من خوندم ولی بگو این سوال جوابش چیه ؟ خیلی حوصله هم نداشت . بعد رفت سراغ کار رو توضیح بده و آخراش سوالا جوری بود که فکر کردم دیگه آخراشه از اینکه مثلا شما این کار رو قراره بکنی و فلان بعد درباره حقوق گفت منم گفتم که مهم نیست برام فقط تناسب داشته باشه . یه ذره بحث کرد که بگو گفتم فرق نمیکنه همون قبلی یا حتی پایین تر اونم گفت که اوکی و اینکه شما مدیر بودی مشکلی نداری اینجا کارشناس باشی منم گفتم نه کاملا اوکی هستم و خواست خودمه . بعد یه روز گذشت ایمیل زدند که خیر ما شما رو نمیخوایم . حالا سوال من اینه که من سه بار مصاحبه شدم و آخر هر کدوم بهم گفتند که خیلی خوب بود و حتی بعد تسک ایمیل تایید تسک رو هم فرستادن از لحاظ فنی . منم زنگ زدم که اگر مشکل مالیه بهم بگین گفتند نه براتون فیدبک میفرستیم . منم منتظر فیدبکم بعد از دوهفته چون چهار هفته وقت منو گرفتن وتسک براشون انجام دادم ، فکر کنم لیاقت یه فیدبک رو داشته باشم و اینکه در جواب بهشون ثابت کنم که پروداکت خودشونو از خودشون بهتر میشناسم و اینا فقط فکر می کنند که دیجیتال مارکترن… کلا من قبلا هم از این شرکت بد شنیده بودم ولی بهم ثابت شد . یکتانت چون خواهان زیاد داره صرفا داره بد رفتار میکنه با کارجوهاش و خوب چی بهتر از نیروی دانشجوی مجانی که بیاد به جای حرفه ای ها براشون کار کنه . خلاصه که دوست داشتم اونجا باشم ولی از این مصاحبه به بعد از چشمم افتاد .
من اول برای پوزیشن دیتا ساینتیست درخواست دادم که یک هفته بعد زنگ زدن گفتن چون نرمافزار نخوندی اصلا مناسب نیستی و بهتره بیای برای پوزیشن پروداکت آنالیست. به شدت از این حرفشون تعجب کردم و گفتم خب شاید اون چیزایی که میخواین رو بلد باشم. دیگه گفتن نه نمیشه. منم به حساب تعریفهایی که شنیده بودم از اونجا گفتم مصاحبهی پروداکت آنالیست رو میام. یه جلسه واسه هفته بعد ست شد. روز قبل مصاحبه برام میل اومد که مصاحبهکنندهها و شرکت مصاحبه کلا عوض شده! یه ساعت بعدم یه نفر زنگ زد گفت یه تسک میفرستم تا آخر هفته جواب بده. خیلی خیلی از این ناهماهنگیا و این روند غیر منطقی مصاحبه حس بد گرفتم و شبش که میخواستم یه سری چیزارو مرور کنم اصلا بیخیال شدم. فردا یعنی روز مصاحبه سرپرست بخش فنی اومد و تا حدی باهام صمیمی بود و بعد شروع کرد سوالای ماشین لرنینگی پرسیدن! من واقعا متعجب بودم و اصلا آمادگی اون سوالارو نداشتم. در کل خیلی حس منفیای گرفتم چون حتی مصاحبهکننده زحمت نداده بود رزومهم رو پرینت کنه و داشت از رو گوشیش میخوند. مصاحبه در کل به من حس رو داد که خیلی نگاه از بالا به پایین به من دارند. مثلا بهم گفت که حقوقت قطعا از جایی که هستی پایین تره و بدون فشار کاری خیلی زیاده و من نباید بهت بگم چی کارا کنی و خودت باید همش پیگیری کنی. آخرشم یه سری سوال جیمت داد که من انقدر عصبی بودم که همه رو شانسی زدم بهش پس دادم. فردای مصاحبه هم میل زدم که من تمایلی ندارم اضافه شم به اونجا و حس منفی گرفتم از مصاحبه. ولی اون شخصی که باهام مصاحبه کرد بهم گفت که رو چه نقاط ضعفیم کار کنم واسه دیتاسایتس و یکم از حس بدم کم شد. واقعا نظم نداره. هیچ اتاق به خصوصی واسه جلسه مصاحبه و یا حتی روند کلی مراحل جلسه ندارند. ویژگیهایی که براشون مهم بود: پیگیری و نظم.
من از طریق جاباینجا اگهی رو دیدم و بعد در سایت شرکت براشون رزومه فرستادم و بعد از اون برام پروژه تست فرستادند که به مدت ۷۲ ساعت وقت دارم پروژه رو انجام بدم .وقتی پروژه فرستادم دیگه خبری نشد و من حدود دوهفته بعد پیگیری کردم که گفتن خودشون اطلاع میدند. حدود دو سه هفته بعد برام ایمیل فرستادند و برای هفته بعد زمان ست کردند برم مصاحبه حضوری. وقتی که رفتم یه نفر از منابع انسانی بود و یک نفر نیروی فنی. سوالات منابع انسانی شبیه همه جا بود که چیکار کردی و هدفت چیه و چطور با ما اشنا شدی و برنامه ات چیه. اما نیروی فنی به لپ تاپ اشاره کرد و گفت مشکل داره و من نمیتونم پروژه تست ببینم :|| (شرکت به اون بزرگی نمیتونه یه لپ تاپ درست برای مصاحبه داشته باشه) بعد گفت خب خودم سوالات رایج میپرسم و یه سری سوال پرسید. یه تعداد از سوالا مربوط به مواردی بود که من کار نکرده بودم و نکته اش اینجا بود که چون کارنکرده بودم تو رزومه ام نیاورده بودم و اون ها هم جز موارد نیازمندی هاشون در آگهی استخدام نزده بودند حتی هنوز که بازم تو سایت هایی کاریابی استخدام میزنند هم جز موارد نیست.
برای من تجربهی کار در والمارکت به این شکل بود که در نگاه اول به نظر میرسید شرکت خوبی باشد و حرفی از نظم و برنامهریزی پایین ندارد. اما به محض ورود به مجموعه، دیدم که اوضاع خیلی منظم نیست و برنامهریزی مشخصی وجود ندارد. تنها یک روز در آنجا کار کردم و حس کردم شرایط مناسب نیست و برای کسانی که تجربهی کمی دارند، ممکن است تجربهای برای یادگیری باشد اما به طور کلی فرصت مطلوبی نبود.
روز اول به نظرم برخورد خوبی داشتم و سه مرحله مصاحبه برای مدیریت فروشگاه برگزار شد که سوالات تخصصی بود. شرکت از من خواست مدارک را ارسال کنم و آموزشهای مربوط را پیگیری کنم و از من پرسید چه زمانی میتوانم برای حضور در تهران آموزش حضور داشته باشم. من به دلیل مدیریت یک فروشگاه دیگر گفتم قراردادم باز است و تا یک هفته آینده میتوانم بیایم و آنها پذیرفتند که مشکلی نیست. بعد از چند روز با منابع انسانی شرکت تماس گرفتم و گفتم که به دلیل حضور در تهران و آموزش، ارتباط با فروشگاه قبلی قطع شد. نکته جالب این بود که خانمی که پیگیر کارهای مربوطه بود گفت از شرکت وال مارکت کار را ترک کرده و حالا در آنجا مشغول نیستم، و بعد از چند تماس و پیامک جز یک بار پاسخ مدیریتی داده نشد و قرار شد از طریق منابع انسانی فرایند استخدام پیگیری شود تا خبر بدهند؛ اما دیگر هیچ کس به تماس یا پیام من پاسخ نداد. اکنون به دلیل فرایند استخدام با فروشگاه قبلی قطع همکاری کردم و هیچ پاسخگویی نیست. احساس میکنم میتوانستند به وجهه شرکت و کسی که برای استخدام دعوت میشود، از نظر شان و احترام بیشتر توجه کنند، اما وضعیت چنین بود...
در ابتدای ورود به شرکت احساس کردم فضای کار جالب است و با توجه به استانداردهای بهداشتی که رعایت میشد، از این منظر مثبت بودم. اما فرایند مصاحبه خیلی سریع پیش نرفت و با اینکه حالا به عنوان نفر استخدامی موقتی انتظار داشتم که مصاحبه آغاز شود، نزدیک به نیم ساعت طول کشید تا مصاحبهگر از جلسه قبلی فارغ شود و سپس با من نشست و مصاحبه را آغاز کرد. نکتهای که بیش از همه به چشم میخورد این بود که قرار بود رزومهام را هم همراه بیاورم و قبل از مصاحبه بخوانند، اما ظاهرا مطالعه نشده بود و نیز همراه من نبود. در نتیجه مجبور شدم فایل PDF رزومه را از طریق گوشی نشانشان بدهم.
به من گفتن که برای مدیر فروشگاه در نظر دارم، هرچند که انگار از کارهای مرتبط با این نقش خیلی مطلع نبودند. مصاحبه اول را با یکی از اعضای تیم انجام دادم و در پایان گفت که میتوانم برای مدیر فروشگاه مناسب باشم. چند روز بعد با مدیر مالی و بخش منابع انسانی صحبت کردم که آنها هم موافق بودن، اما در نهایت پیشنهاد من به عنوان سرپرستی یک بخش بود و این پیشنهاد را نمیپذیرفتم. دیگر تماسی از آنها نگرفتم. در کل به نظر میرسید که روند انتخاب و برنامهریزی برای مصاحبهها کامل نبوده است.
در ابتدای کار، با سه نفر مصاحبه شدم و بعد به دفتر مرکزی مراجعه کردم. رضایت شغلی را خواستند و من هم ارائه دادم. تیجه اینکه سفتهای به ارزش دویست میلیون، بدون تاریخ و بدون توضیح ضمانت حسن انجام کار، به من دادند و تعهدنامهای هم گرفتند. در قبال این موارد هیچ قرارداد یا حتی کپی سفته به من داده نشد و هیچ کدام از این جزئیات از همان جلسه اول یا تا پایان فرآیند مصاحبه توضیح داده نشد تا به جایگاه عملی برسیم و هزینهای بیهوده متحمل شویم.
مصاحبه برای کار در دفتر مرکزی واقع در سعادت آباد برام تجربهای منحصربهفرد بود؛ ساختمانی با طراحی شیک و تیمی منظم همراه با حراستی که روند حضور مهمانها را دقیق اجرا میکرد. در ورودی کارت ملی گرفتم و کارت مهمان دادند، و مشخص بود که نگاه حرفهای خاصی در شرکت حاکم است. فضایی اختصاصی برای مصاحبه داشت و من در مقابل چهار نفر مصاحبه شدم؛ فرآیند تقریبا دو ساعت طول کشید و سوالهای تخصصی بیشتر جنبه کتبی داشتند. تا جایی که امکان داشت پاسخ دادم و برخورد تیم، به نظرم مثبت بود. حتی با مدیر حراست هم صحبت کردم و گفتند که در آینده با من تماس میگیرند تا برای پیوستن به تیم بیایم. به این فکر کنید که با شرکتی قانونمند و با هدف مشخصی کار خواهید کرد، گرچه در نظر من ممکن است برخی مسائل استخدامی همراه با بندهای مالی همچنان وجود داشته باشد.
من با ویتانا وارد فرایند مصاحبه شدم و دو مرحله تجربه کردم. در مرحله نخست، مصاحبه تخصصی بود و پذیرفتند، اما حدود یک هفته بعد تماس گرفتند و گفتند برای مصاحبه دوم بیام. مرحله دوم جنبه اداری داشت و دقیقا سمتهای مورد بررسی را نفهمیدم؛ سه ساعتی پس از اعلام زمان آمدنم، به اتاق راهنمایی شدم. چند نفر دور میز نشسته بودند و فضای جلسه به گونهای بود که گویی کمیسیون معافیت تشکیل شده است. برخورد آنها مناسب نبود. در نهایت پس از چند هفته انتظار خبری نشد.
در مصاحبهای که داشتم، به علت بینظمی و نبود پروتکلهای بهداشتی در محیط، احساس ناامیدی زیادی پیدا کردم. فضای کار بههمریخته و کارکنان کنار هم نشسته بودند و حتی در شرایط کرونا ماسک هم نبود. اگر صورتساده و راحت نبود، مینشستم و اعتراض میکردم، اما تصمیم گرفتم ادامه ندهم. مصاحبه تا حدی معمولی بود و سوالاتی در ارتباط با کارهای قبلیم و مسائل تخصصی مطرح شد که پاسخشان را دادم؛ هنوز نتیجهای به من اعلام نشده است، و اگر نتیجه مثبت هم باشد، به دلیل شرایط بهداشتی نامناسب و بینظمی، فرصت همکاری برایم قابل بررسی نیست.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.