اینجا دیونه خانه اس نیایین اینجا جایی است که اول وعده های خوب می دن اما بعدش زیرش می زنن الان یک ماه گذشته هنوز پرداختی های نیمسال اول رو ندادن پول ندارن البته برای کارمند ندارن برای خودشان دارن تمام انچه را که در مورد خانم و اقا نوشته شده راسته تو این سازمان هیچ کس بهتون اهمیت نمیده سرپرست های بی سواد و بدون دانش شدن مسئول که هر روز هر ثانیه با روح و روان شما بازی کنن اینجا ارزش هیچی رو نداره واقعا جای دکتر یزدی خالی است کجایی دکتر
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من حدود 3 سال (از آذر سال 1400 ) است که در این شرکت در سمت برنامه نویس بک اند کار می کنم. بصورت اتفاقی این سایت را دیدم. بیشتر نظر ها قدیمی است و مربوط به قبل از ورود من به شرکت عصر فناوری دانش است. چون اون موقع نبودم نمی تونم در خصوص درستی یا نادرستی مطالب نظر بدهم. در طی این مدت که من در واحد تولید نرم افزار یا به اصطلاح خودشون موتورخونه شرکت کار می کنم محیط برایم بسیار جذاب و یادگیرنده بوده است. برعکس بسیاری از نظرات دوستان قبلی، کار من از یک برنامه نویس جونیور شروع شد و الان طی مدت سه سال با چیزهای زیادی که از کار در این شرکت یاد گرفتم الان در سمت برنامه نویس ارشد بک اند کار می کنم. هر چند ابتدا تعداد نیروهای واحد برنامه نویسی کم بود ولی به خاطر پروژه هایی که شرکت گرفته و دو محصولی که داره چند تا تیم برنامه توسعه داره و از آخرین تکنولوژی های CI/CD هم استفاده می کنه. در خصوص ساعت کاری از زمانی که من اومدم یکساعت شناوری داشته و مشکلی هم نداشتم. پروژه ابرستان شرکت که یه Cloud Accounting است در به روز رسانی فناوری های شرکت نقش مهمی داشته است که می تونه برای کسایی که علاقمند به یادگیری فناوری های روز هستند جذاب باشه. مهمترین نکته این شرکت که تقریبا در تمامی نظرهای هم میشه اون را دید پرداخت به موقع حقوق است که همیشه منظم بوده.
در واقع برای من تجربهای ناخوشایند از شرکت هیواوب بود و احساس کردم باید با صداقتی که دارم بیانش کنم. در ابتدا در کلاسهای این مجموعه شرکت کردم و دریافتم که هزینههای کلاسها بسیار بالا است و بازده چندانی ندارد؛ پیشنهاد میکنم افراد دنبال کلاسهای معتبرتر بروند. پس از آن به سمت آموزش طراحی سایت و سئو رفتم، اما فاصلهای بین دانش من و مطالب ارائهشده وجود نداشت و چیزی به تجربهام اضافه نشد. در دوره کارآموزی از من خواسته شد که به شاگردان مدرس درس بدهم، در حالی که یکی از شاگردان پول داده بود تا با مدیر درس بخواند و به جای آن من برای تدریس در کلاس حضور پیدا میکردم؛ من نیز ناچار بودم وگرنه به بچههای کردههای مردم صدمه میزدم. به هر حال اگر بودجهتان محدود نیست، پیشنهاد میکنم در کلاسهای اینجا شرکت نکنید و به کارآموزی هم نروید.
من 9 ساله که در این شرکت مشغول به کار هستم. زمان مدیریت دکتر یز.. و آتش.. عالی بود همه چیز. گروهای شغلی مشخص و یکسان وجود داشت. اما الان شرکت پر شده از بیسوادهای رسمی بانک که همشون پست بالا و مدیریت گرفتن. دیگه قراردادها سلیقه ای شده. طبق نظر شخصی و نوع ارتباط با افراد تعیین میکنند هرکسی چقدر بگیره. کارمندهای رسمی بسیار مغرور و بی ادب هستند و هرکاری که بخوان میکنند. فقط شرکت در حال از دست دادن نیروی خوب و با سابقه است. شرکت و بانک مدیر ندارد و عملا شرکت رو رسمیها و بانک رو مدیران بیسواد مدیریت میکنند که اونم فامیلای خودشونو میارن با حقوق خیلی بالا. پر از حاشیه. سطح پایین بخش فنی. در کل نه اینجا حالت خوبه نه پیشرفتی خواهید داشت. فقط عمر هدر دادنه.
فشار کاری زیاده، حقیقتش پولم و نخوردن و تا آخر پرداخت کردن. اما این فشار کاری زیاد استرس میاره. البته باعث پیشرفتم هم شد. در مجموع همه شرکتای خصوصی این طورین فقط می خوان کار خودشون پیش بره
بهنظر من کار در انبار این شرکت هم میتونه تجربههای خوب و هم چالشهایی به همراه داشته باشه. وقتی همیشه زیر نظر رئیس و مدیران خشک و خشن بودم، اخلاقشون توی رفتارهاشون کاملا مشخص بود. ممکن بود جای دیگهای خوب باشه اما توی این واحد کار و بار خیلی زیاده و مدیرانش سطح برخوردشون به اندازهی کوچهبازاریه؛ برای پرسنل ارزش و جایگاه قائل نمیشن.
از تجربهای که در مکتب خونه داشتم میخواهم بنویسم: مدیر پروژه سایت متلب پروژه شدم و در کنار این نقش، به عنوان برنامهنویس متلب فعالیت میکنم. مکتب خونه یکی از معتبرترین مجاری آموزشی در ایران است و سایت متلب پروژه از ویدئوهای آموزشی مکتب خونه برای هدایت کاربران و ارتقای کیفیت تدریس استفاده میکند تا سطح علمی اساتید خود را بالا ببرد.
سلام دوستان.گروه صنعتی گلرنگ بسیار شرکت به درد نخوریه.اصلا وقت خودتون رو هدر ندین.اونجا پارتی بازی و فامیل بازی حرف اول رو میزنه.آدم های بله قربان گو و پاچه خوار در اولویت هستند.مزایای کارمندان رو نمیدن.با شما قرارداد کارگری می بندن بر مبنای پایه حقوق و کلا منابع انسانی شون بیشتر منابع کارفرماییه تا انسانی .در کل پیشنهاد نمیکنم.
من بعد از نزديك به يكسال از كار با توجه به شرايط خودم استعفا دادم شركت با تمام وجود با من همكاري كرد تسويه حسابم به موقع انجام و تمام حق و حقوقم رو دريافت كردم .بعد از سه ماه تماس گرفتم و سفته هام رو عودت دادن .داناپرداز محيط پويايي داره و مديران و سطح دانششون بالاست
مدیران بشدت بیتجربه که صرفا تو موقعیت مناسب جای مناسب حضور داشتن و مدیر شدن برای تخصص و تجربه هیچ ارزشی قائل نیستن و فقط میخوان مهره های خودشون رو بچینن منافع شخصی تو الویته براشون بشدت دنبال شو اف و بزرگ نمایی هستن در یک کلام برای ادم باتجربه و کاربلد حکم مستراح رو داره
مثل هرجای دیگه ای اینجا هم خوبیها و بدیهای خودش رو داره. قسمت خوبش اینه که خیلی به انتقال دانش اهمیت میدن و آدم رو دائم در مسیر یادگیری قرار میدن، حقوق رو به موقع پرداخت میکنن، بیمه تکمیلی خوبی دارن (طرح نامحدوده)، اونقدری که اهل پاداش دادن هستن اهل جریمه نیستن، جو بین بچه ها خیلی صمیمی و باحاله و صدای خنده زیاد شنیده میشه، فرهنگ سازمانی خوبی دارن، سیستم ارزیابی عملکرد شفافه و به خاطر اشتباه دیگر هم تیمیها شما آسیب نمیبینید. چون تو محیط دانشگاه هستن اونجا از فضای سبز و رستوران و اینجور چیزا میشه استفاده کرد. به بهانه های مختلف ناهار و شیرینی میدن میبرن گردش کلا این چیزاش خوبه یه سری بدیها هم دارن مثلا اینکه open office هستن و فضای پرایویت تمرکزی ندارن برای کسی مثل من که بیش فعاله کار گاهی سخت میشه آدم مجبور میشه یه سری کارارو تو دورکاری انجام بده و دورکاری هم آسون نمیدن نهایتا هفته ای یکی دو روز بدن، خیلی رو ساعت ورود و خروج حساسن و از همه مهمتر در گذشته با یکی دوتا از نیروها که حالا به هر دلیل یا پرفورمنس نداشتن یا بی اخلاقی داشتن زیبا خداحافظی نکردن.
اگه اتباع هستید به لحاظ سختی کار اوکی هست برای شما. البته درآمدتون یک سوم کارگری سر ساختمون هست. و اینم بگم همکارهایی که قبلا کارگر ساختمون بودند میگند کار در انبار دیجی کالا سخت تر هست. اما اکه ایرانی هستی، یک دویست سیصد میلیون بذارید کنار برای جراحی دیسک کمر. اگه زنده و سالم تونستین از شرکت بیاین بیرون و اینکه سفته هاتون پس دادند و باهاتون تسویه کردند یعنی خیلی خوش شانس هستید. چون ۹۰ درصد کارکنان سابق همچین شانسی نداشتند. حداکثر مدتی که بتونید اونجا کار کنید یکسال هست. بعدش جانباز ۹۰ درصد اعصاب و روان و ۵۰ درصد فیزیکی به حساب میاین. به من که حقوق و مزایای جانبازی تعلق نگرفت. امیدوارم به شما تعلق بگیره
به هر حال این یک حقیقته که ما انسانها برده هستیم. چند هزار ساله که برده هستیم از زمان پیدایش تمدنها و ادیان و.. و خوب با این پیشفرض اگه کار کنی کمتر بهت فشار میاد. حالا قدیمها ارباب بهت یه جای خواب و غذایی میداد. الان هم انقدری پول بهت میدن که سه وعده غذا در روز بتونی بخوری. به طور کلی هم بخوام بگم حجم کاری خیلی سنگین، مرخصی نمیدن، دستشویی هم نمی تونی بری، نیم ساعت بهت وقت غذا میدن، اونم باید تو صف سرویس و غذا گرم کردن و... باشی. دیگه بیشتر از این توضیح ندم. همون اول گفتم برده.
سیستم کاملا برده داریه. چون بهت قول میدم خودشون رو محق میدونن که هر کاری رو براشون انجام بدی بدون اینکه اون کار با میزان تحصیلات، تجربه و حتی شرح شغلیت سنخیت داشته باشه. یه آدم نو کیسه شده مدیرعامل که آب از دستش چکه نمیکنه. گول آگهیهای استخدامیشون رو نخوردید. پاداش خنده دار اونجا بستههای مناسبتی جوکه خلاصه که یه مدیرعامل بی اعصاب با چهارتا مدیر بی سواد دور هم جمع شدن و شرکت زدن از تعداد آدمهایی که مدام دارن جذب میکنن معلومه اونجا چه خبره یه جوری رفتار میکنن که انگار از اونجا بری بیرون دیگه کاری برات پیدا نمیشه و اینا صدقه سری بهت کار دادن. تا خارج نشی نمیدونی چه بهت گذشته اینجوری پیش برن همین یه نصفه اسم هم ازشون پیدا نمیشه
من موقع اومدن به شرکت تقریبا سوادم در حد دانشگاهی بود در این شرکت این امکان فراهم شد که بتونم زیر نظر مسئولم با تکنولوژی درخواستی شرکت اشنا بشم و بتونم هم کارهای پشتیبانی انجام بدم و هم کارهای طراحی - احترام متقابل بود -ماموریتها کلیه هزینه ها پرداخت میشد و علاوه براین این امکان فراهم شد که به صورت فول استک کار کنم . علاوه بر برنامه نویسی روی sql هم تونستم مهارت پیدا کنم . بیمه تکمیلی داشت - پرداختها در حداقل 10 -11 ماه ماه سر وقت بود و به اندازه تسکی که انجام میدادم میتونستم دریافتی داشته باشم محدودیتی در پرداخت و یا کار وجود نداره و در صورت بیماری یا بروز مشکل میتونستیم بنا به درخواست خودم در صورت فراهم بودن شرایط دور کاری کنم. شرکت این امکان رو فراهم کرده بود که در صورتی که میخواستیم از دوره ای استفاده کنیم بودجه مصوب داشت و میتونستیم از اونها استفاده کنیم.
به اعتقادم پرداخت حقوق با تأخیرهای طولانی عادی نیست و این شرکت معمولا برای پوشش هزینههای خودش تا ماهها حقوق را به تاخیر میاندازد. گاهی با وجود کار کامل، احساس میکنم قراردادی که امضا میکنم با واقعیت اجرا نمیشود و برای جلوگیری از مشکلات، شرکت از من میخواست مبلغی را که دریافت کردهام بازگردانم. بهطور مداوم انتظار دارند تمامی پروژهها و کارها را بدون احتمال تأخیر انجام دهم و هر اشتباهی هم که باشد، زمینهای برای کاهش حقوق یا اعمال جریمهها فراهم میشود. اگر مشکلی یافت نمیشد، داستانی جدید برای کتمان این مسائل ساخته میشد تا پول از دست رفتنی به نظر برسد. بهطور کلی فضای کاری غیرحرفهای است و احساس میکنم رفتارهای مالی شرکت نامناسب و مخدوش است. اگر به سلامت روانیتان اهمیت میدهید، در اینجا کار یا سرمایهگذاری نکنید و به شرکت اعتماد نکنید.
در محیط کاری شرکت اتاقک احساس تضاد و فضای سرد حاکم بود؛ گروه پشتیبانی وضعیت خوبی نداشتند و مدیری به کار گرفته شده بود که با رفتارهای زیرآبی و حرفهای بیاعتبار برای جلب اعتماد همکاران رسیدن به جایگاهی که دارد. تجربهی من از آنجا چیزی جز کارکردن با ماسک دوختن در دوران کرونا نبود و به هیچوجه توصیه نمیکنم.
روی تاخیر ورود/خروج خیلی حساس هستن. حقوق خوبی داده میشه. اگر با افراد تعامل داشته باشی نکات خوبی یاد میگیری. محیط کاری و جای قدم زدن خوبی داره. بخش اداری کمی خشک برخورد میکنن تیم توسعه اکثرا افراد جوان و خوش برخورد هستن ولی تیم اداری بیشتر از بازنشستهها استفاده میشه دوستانی که برای چند سال در شرکت ماندن خیلی سریع رشد میکنن نکته جذاب برای من تنوع شغلی در حوزه نرمافزار و سخت افزار بودش در ۱-۲ سال اخیر من یادم نمییاد که حقوق را با تاخیر داده باشن برای ارتباط گرفتن برای حوزه های کاری دیگه به نظرم خیلی مناسبه ابزارهای استاندارد توسعه هم به نظرم جالب بود
ایرادات و محاسن مختلفی دارد. حجم کاری زیاد، تنوع یادگیری، حقوق منظم، بیمه تکمیلی، جلسات وقتگیر، محیط کاری مناسب، گاها موعدهای سنگین زمان کاری قبلا شناور نبوده است ولی اخیرا شناوری را تا حدی قبول میکنند. بیمه تکمیلی واقعا خوبی دارد. به نظرم امکان بهتر از تیم واقعا وجود دارد.
بنده بالای ۴۵ سال سن و حدود ۲۰ سال سابقه فعالیت دارم که بعد از ۶ سال کار در این شرکت در سمت کارشناس و کارشناس ارشد نظر خود را برای اطلاع رسانی و آگاهی بیشتر افراد متقاضی ثبت میکنم. در این شرکت فساد مالی بیداد میکند. رئیس هیئت مدیره فردی بسیار بی ادب، بد اخلاق و بی سواد است که بواسطه سابقه ایثارگری در بانک استخدام و به این مقام رسیده. به دلیل بی سواد بودن زیر سلطه رییس اداره نرم افزار است و غلام حقله بگوش زنی که مشکل روانی دارد. اینگروه در همه ادارت نفرات خود را به زور وارد کردن تا بتوانند اخبار و اطلاعات جمع کنند و هر صدای شکایتی را خفه کنند. سطح حقوق در این شرکت برای کسانی که پارتی دارند خوب و برای سایر نفرات متوسط رو به پایین است. بطور مثال همین خانم رییس نرم افزار شخصی را که از شرکت استعفا داده و رفته را بعد از ۳ماه مجددا استخدام کرده با حقوق ۲ برابر اونم برای سمتی در اداره منابع انسانی که اینسمت تا این تاریخ اصلا وجود نداشته جالبه که این حقوق از حقوق معاونین ادارات فنی و کارشناسان ارشد فنی این شرکت بالاتر می باشد. این استخدام جز این است که فرد مستخدم آشنای صمیمی خانم بیمار است؟! شرکتم که در حال حاضر مدیر عامل ندارد و سرپرست موقت شرکت هم که از بانک معرفی شده در تیم همین ۲ نفر است. ای کاش مسئولین کشوری و مخصوصا بانک کشاورزی یه فکری در خصوص مدیران ارشد این شرکت میکردند. هرچند میشه گفت سگ زرد برادر شغاله. محیط کاری شرکت گذشته از این تبعیض ها خوب و سالمه. پوشش پرسنل، آداب معاشرت و سطح فرهنگ پرسنل شرکت شکر خدا خوبه و پرداختی ها سر وقت انجاممیشه ولی باند بازی به همون دلیلی که اول گفتم وجود داره. در کل اگر تو سیستم بانک کشاورزی وصل باشی و پارتی داشته باشی این شرکت گلستانه وگرنه مجبوری مثل خیلیا که بعد ۳ یا ۴ ماه از شرکت میرن بری دنبال ارزوهات.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.