نزدیک دو سال کار تو بخش پیکاپ انبار کار کردم. رفتار پرسنل بشدت توهین آمیزه با مردا. یه مشت هول هوس باز، دخترا رو می ذارن رو سرشون، ازشون انتظار کار ندارن، بهشون گیر نمی دن، اما وای به حال یه مرد اگه سر سوزنی کم بذاره، یا اصلا نه، فقط جلو چشم شون باشه. این نشان از مدیریت افتضاح و ناتوان و ما کارآمده.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من پنج سال تجربه کار در این شرکت را دارم و به عنوان پشتیبان کار میکنم. پروژهها sometimes با نرمافزارهایی که گاه یا از خود شرکت نوشته شده یا از منابع دیگر خریداری شدهاند دچار مشکلات مختلفیاند؛ این مشکلات اغلب به دلیل عدم هماهنگی با شهرداریها و واحدهای مرتبط به وجود میآیند. تیمها اکثرا نیروهای تازهکار هستند و حقوق کم و شرایط کار نسبتا سختی دارند. به نظر من این شغل به عنوان کاری دائم چندان مناسب نیست چون استرس و تنش زیادی دارد.
در محیط کار میروریم پارکینگ مناسب وجود ندارد و نگهبانی بیارزش است. مدیریت عملکرد خوبی ندارد و حقوق به موقع برای متخصصان پرداخت نمیشود. پیشنهادها نیز به اندازه کافی ارائه نمیشود و در نهایت با وجود بیمه، پس از مدتی شایعاتی مبنی بر فروپاشی یا مشکل در کار به گوش میرسد.
برای مدت زمانی که در شرکت مانا انرژی کار میکردم، با بینظمی مدیریتی و رفتار نامناسب منابع انسانی روبهرو بودم و احساس میکردم بهعنوان انسان ارزش چندانی برایشان قائل نیستند. ای کاش کسانی که برای خودشان احترام قائلاند، شرکت بهتری را برای کار انتخاب کنند.
در محیطی دوستانه و متفاوت کار میکردم که فرصت رشد سریع فراهم میکرد؛ به طوری که در چند سال روندی چشمگیر از پیشرفت داشتم. حقوق در آغاز پایینتر بود، اما با گذر زمان و افزایش تجربه بهبود مییافت و مسیر رشدی مناسب وجود داشت. این مسیر عمدتا عمودی بود تا اینکه بعد از حدی امکان رشد محدود شد و بیشتر به سوی رشد افقی رفت. کار پروژهمحور باعث میشد حجم کار گاهی بالا باشد و در دورههای live ممکن بود تعطیلات و آخر هفتهها هم حضور داشته باشم تا کار را به موقع برسانم. زمان کار به طور کلی شناور بود؛ میشد صبح دیرتر بیاییم اما در عوض مجبور بودیم ساعات بیشتری بمانیم. با این وجود تجربه ارزشمندی برای پیشبرد حرفهای محسوب میکرد.
وقتی اینجا رو برای کار انتخاب کردم، فکر میکردم یادگیری SAP واقعا زمانبر خواهد بود. اما فضای دوستانه و فضای آموزشی که اینجا حاکم بود، مسیر یادگیری را خیلی سریعتر کرد. حقوق ابتدای کار من خیلی بالا نبود، اما با هر پروژه جدید هم تجربه و دانشام بیشتر میشد و هم دریافتیام افزایش مییافت. روزهای منتهی به راهاندازی پروژهها واقعا سخت و پرکارند، اما احساس پیروزی پس از اتمام کار ارزش تمام زحمات را دارد.
وقتی من اونجا بودم، اوایل دوران شرکت بود و حقوق خوب و وعدههای غذاهای رایگان وجود داشت. با این حال جو سازمانی خیلی ناسالم بود و استرس بالا بود. از صبح تا حوالی چهار، بیشتر وقتها در حال کار بودی و گاهی با ورود پروژههای جدید، مجبور میشدی اضافه کار انجام بدهی. گاهی مدیرعامل وارد میشد و با نارضایتی از وضع کار صحبت میکرد و خودش را مقصر میدانست که چرا استخدامش کرده است. در ظاهر همه مودب بودند، اما روشن بود که مدیریت بهطور مستقیم در جریان امور است و اطرافیان سمی و منفی زیادی بودند و شاید حتی به لحاظ گزارشدهی هم در نظر گرفته میشدند. یکی از همکاران نسبت به کار بیانگیزه و پرتنش بود و رفتار نامناسبی داشت که تأثیر منفی روی تیم میگذاشت. با وجود اینکه جمع خیلیی از همکاران همزمان ترک کردند، آن فرد همچنان در شرکت حضور داشت. محیط کار صرفا پویا نبود و فضا برای پیشرفت یا آرامش کافی فراهم نبود. بعضی مواقع شنیده میشد که حقوق با تاخیر پرداخت میشود و امنیت شغلی بالایی وجود ندارد. به ما گفتند که فردا دیگر نیاییم و مسیر مشخصی برای توسعه شغلی وجود نداشت. امکان رشد شخصی یا فرصتهای پیشرفت هم بهخوبی فراهم نبود; در چنین محیطی اگر کسی دقت نداشت، ممکن بود اثر منفی روی روحیه و عملکردش بگذارد.
با سلام خدمت همگی حقیقت اینکه این شرکت خیلی بزرگه ساختمان های مختلفی داره و تو هر ساختمون این های متعددی هست.نکته ی اساسی ضعف شدید در لایه ی مدیریت میانی هست . بسیاری از این مدیران جوان بی تجربه سیستم رو به گروگان گرفته اند و اجازه ی هرگونه اصلاح رو هم نمیدم. چون می دانند در صورت اصلاح سیستم کاسه کوسه رو باید جمع کنند. بنظر من بدترین جای این سیستم core bankingهست.مدیران دیوانه بی سواد که یک تعداد زیاد از مدرسه ی داتین رو تو تیم هاشون پر کردند. خیلی دقت کن خمره ی طلاهم بهت دادن این دور و برا نیا. اینم که می گن می خوان coreرو میکرو سرویسش کنند شر و وری بیش نیست. مدیرای تیم های coreهم یه عادتی دارند اگه حس کنند یه ذره از لحاظ فنی از این ها جلوتری سریع به بهانه های مختلف حذفت می کنند. یا کاری می کنند خودت با پای خودت الفرار کنی تیم سپرده هم که با حضور استاد اسدی سر لوحه ی همه چیزه. دست به اخراجش خوبه و اما منابع انسانی.... بنظرم فرو پاشی سیستم از منابع انسانی شروع میشه . همه ی منابع انسانی با پارتی و رابطه و آشنا بازی اومدند (حالا شاید چند نفر این وسط استثنا باشند) وگرنه دلیل منطقی ندارد که کسی که بارها و بارها داره سوتی میده علاوه بر اینکه اخراج نمیشه ترفیع هم میگیره بخدا خیلی از این مدیرای میانی منابع انسانی و خیلی از مدیرای میانی و ارشد بهتر از همه می دانند اگه امروز از شرکت اخراج بشن بیرون باید کاسه ی چه کنم چه کنم دستشون بگیرند اگه یک شرکت استاندارد بود بعد از حادثه ی بانک سپه و پاسارگاد کل کادر مدیریتی باهم اخراج میشدند ولی در اوج حیرت با گرفتن این آزمون های مسخره عملا دارند تعدیل نیرو می کنند و انتقام این اتفاق رو از لایه ی کارشناسی میگیرند
دو سالی میشود که در واحد مارکتینگ آرتا ویژن آوا فعالیت میکنم و تجربهی واقعا خوبی برام رقم خورده. محیط شرکت جوان و پرانرژی است و نکتهای که برای من خیلی ارزشمند است این است که مدیران همواره روشنفکر و بهروز هستند و تجربه کافی در حوزه تخصصیشان دارند. آنها همواره سعی میکنند فضا برای یادگیری و پیشرفت فراهم باشد تا حس کنم در کنار کار، در حال رشد کردنم. در تیمها، سطح همکاری و صمیمیت بالاست و نظرات و انتقادات بهجا و با اهمیت بررسی میشود. برای من کار در این مجموعه یعنی هم یادگیری و هم تجربهکردن و هم بودن کنار آدمهایی که دغدغهی پیشرفت دارند.
سال اولی بود که در اونجا کار میکردم و خیلی زود فهمیدم که محیط کار همدلانه نبود و فضاش منفی و پر تنش بود. مدیران آنجا به اندازه کافی کارآمد نبودند و حقوق به موقع پرداخت نمیشد. حاشیههای غیرضروری زیادی وجود داشت و احساس میکردم وقتم در حال هدر رفتن است، بهخصوص در نقشهایی که نگرانی درباره کلاهبرداری و سوءاستفاده مطرح بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم از آن مجموعه بیرون بیایم.
برای مدت حدود یک سال نزد این شرکت کار کردم و تنها نکتهی مثبتش این بود که حقوق را سر وقت پرداخت میکرد. تعادل بین زندگی و کار به هیچوجه وجود ندارد و مدیریت هم از روی ددللاینهای بیمنطق پیروی میکند. پنجشنبهها به اصطلاح تعطیل است، اما اگر کاری برای انجام نداشته باشید و نروید، بعدا از شما شکایت میکنند که برای کارت و وقت کاری چه میکنید. اینجا را به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم جز برای کسی که فقط میخواهد برای مدتی به صورت منظم حقوق بگیرد.
نقطه ضعف و مهمترین واحدی که شرکت باید دست روش بزاره و اصلاحش کنه منابع انسانی هست داتین برند معرفی هست و شرکت استخوانداری به حساب میاد اما متاسفانه اچآر بسیااار بیکفایت هست جالبه تجربه 7 ساله من در داتین چه در نسل و مدیر قبلی اچآر چه در نسل و مدیر جدید اچآر اینه که هرچی سمت افراد بالاتر میره بیکفایتی بیشتر میشه افراد معمولی و کارمندهای منابع انسانی واقعا پاسخگو و دلسوز هستند اما مدیران میانی و مدیر اچآر یه موجودات عجیبی هست مدیر اداری - نوزری- که معلومالحال هست همه باهاش مشکل دارن HRBP- ماهینی- که وحشیه پاچه میگیره فقط اصلا یه موجود عجیبی هیچکسی سمت نمیره ترس دارن بپره گازت بگیره جواب تلفن و تماس که ماشالله اصلا نمیده فکر کنید مدیرمیانی منابع انسانی شروع میکنی زیرآبزنی بچهها کردن چپ میری، راست میری بهت وصله ناجور میچسبونه وااقعا نمیدونم آقای آموزگار چجوری این روانپریسها رو قبول کرده
در این شرکت، سابقهای خوب از نظر فضای کاری و همکاران را دارم. بهعنوان توسعهدهنده فرانتاند در یک سازمان ۱۰ ساله مشخص شده، کار میکنم و از محیطی با شرایط مطلوب برخوردارم. بیمه پایه و بیمه تکمیلی جزو مزایای منطبق با قوانین شرکت است و تعامل سازندهای با همتیمیها دارم. امکان دورکاری تا حدی وجود دارد، هرچند تصمیم نهایی با نظر مدیران در هر بازه زمانی تعیین میشود. حجم کار نسبتا بالا است و با وجود اینکه حقوق فوقالعاده نیست، اما پرداختها معمولا بهموقع انجام میشود.
از نظر من امنیت شغلی خوبه و محیط کار نسبت به خیلی از جاها ساده و بدون حاشیه است، هرچند برخی مشکلات شخصی بین بعضی مدیران هم وجود داره و من نمیتونم ادعا کنم همهی مدیرها بدون ایرادن. جو دوستانه و صمیمی بین تیم مشخصه و تقریبا همه از این موضوع راضین. امکان دورکاری و ساعات کار شناور وجود داره و این برای کارجویان خوبه. حقوق بهطور میانگین پایین تر است ولی به موقع پرداخت میشه؛ نسبت به سالهای قبل، پاداش به ارزیابی عملکرد هم بود اما دقیقا از امسال خبر ندارم. بار کاری متوسطه و از نظر رانت و امتیازهای غیرمنصفانه، شرکت تا حدی با رفتار صحیح جلو میره. بخشی از حقوق به شکل کارانه در قرارداد ذکر میشه و این مبلغ با توضیحی مبهم نوشته میشه. باید بهروزتر و علمیتر شویم تا در بازار رقابتی امروز دوام بیاریم. مدیران افراد بااخلاق و محترم هستند و مشکلات فردی و کارکنان را درک میکنند. محل شرکت ساده و دسترسیاش مستقیمه، که برای متقاضیان کار اهمیت زیادی داره. امیدوارم وضعیت مالی شرکت بهتر شود تا بتوانند رشد بیشتری تجربه کنند.
راستش این واحد پر حاشیه و فوق العاده بی تربیتن، مدتی که من اونجا بودم خیلی اذیت شدم و واقعا دیگه کلاهم بیافته، بر نمیگردم. داغون به معنای واقعی بی ادب و بی تربیت در اوج و مخصوصا اون خانومه
من حدود ۲ ساله اینجا هستم، مثل خیلی جاها اینجا بی نقص نیست و در کل هم بدی و هم خوبی های خودشو داره، در کل تواین مدتی اینجا بودم از همه چیز راضیم نسبتا
من حدود ۲ ساله اینجا هستم، مثل خیلی جاها اینجا بی نقص نیست و در کل هم بدی و هم خوبی های خودشو داره، در کل تواین مدتی اینجا بودم از همه چیز راضیم نسبتا
در شرکت فراداده رایانه سورنا تجربهای ارزشمند را کسب کردم. محیط حرفهای و تیم فعال، فرصتهای رشد شخصی و حرفهای و وجود امنیت و دوستی در محل کار، کمکهای قابل توجهی به پیشبرد مسیر کاری من کرد.
در محیطی روبهرو میشدم که مدیران با قلبی مهربان از حقوق و مزایا و حتی سهام شرکت دفاع میکردند و از نظر من همهچیز بهخوبی جبران میشد. فضای کار دوستانهای داشت و واقعا دوست داشتم زمانم را آنجا بگذرانم.
در این شرکت توانستم رشد قابل توجهی را تجربه کنم، چرا که از علاقهام به کارم نیرو گرفتم و با حمایتهای مدیریتی مسیر پیشرفتم هموار شد.
نزدیک دو سال کار تو بخش پیکاپ انبار کار کردم. رفتار پرسنل بشدت توهین آمیزه با مردا. یه مشت هول هوس باز، دخترا رو می ذارن رو سرشون، ازشون انتظار کار ندارن، بهشون گیر نمی دن، اما وای به حال یه مرد اگه سر سوزنی کم بذاره، یا اصلا نه، فقط جلو چشم شون باشه. این نشان از مدیریت افتضاح و ناتوان و ما کارآمده.
من پنج سال تجربه کار در این شرکت را دارم و به عنوان پشتیبان کار میکنم. پروژهها sometimes با نرمافزارهایی که گاه یا از خود شرکت نوشته شده یا از منابع دیگر خریداری شدهاند دچار مشکلات مختلفیاند؛ این مشکلات اغلب به دلیل عدم هماهنگی با شهرداریها و واحدهای مرتبط به وجود میآیند. تیمها اکثرا نیروهای تازهکار هستند و حقوق کم و شرایط کار نسبتا سختی دارند. به نظر من این شغل به عنوان کاری دائم چندان مناسب نیست چون استرس و تنش زیادی دارد.
در محیط کار میروریم پارکینگ مناسب وجود ندارد و نگهبانی بیارزش است. مدیریت عملکرد خوبی ندارد و حقوق به موقع برای متخصصان پرداخت نمیشود. پیشنهادها نیز به اندازه کافی ارائه نمیشود و در نهایت با وجود بیمه، پس از مدتی شایعاتی مبنی بر فروپاشی یا مشکل در کار به گوش میرسد.
برای مدت زمانی که در شرکت مانا انرژی کار میکردم، با بینظمی مدیریتی و رفتار نامناسب منابع انسانی روبهرو بودم و احساس میکردم بهعنوان انسان ارزش چندانی برایشان قائل نیستند. ای کاش کسانی که برای خودشان احترام قائلاند، شرکت بهتری را برای کار انتخاب کنند.
در محیطی دوستانه و متفاوت کار میکردم که فرصت رشد سریع فراهم میکرد؛ به طوری که در چند سال روندی چشمگیر از پیشرفت داشتم. حقوق در آغاز پایینتر بود، اما با گذر زمان و افزایش تجربه بهبود مییافت و مسیر رشدی مناسب وجود داشت. این مسیر عمدتا عمودی بود تا اینکه بعد از حدی امکان رشد محدود شد و بیشتر به سوی رشد افقی رفت. کار پروژهمحور باعث میشد حجم کار گاهی بالا باشد و در دورههای live ممکن بود تعطیلات و آخر هفتهها هم حضور داشته باشم تا کار را به موقع برسانم. زمان کار به طور کلی شناور بود؛ میشد صبح دیرتر بیاییم اما در عوض مجبور بودیم ساعات بیشتری بمانیم. با این وجود تجربه ارزشمندی برای پیشبرد حرفهای محسوب میکرد.
وقتی اینجا رو برای کار انتخاب کردم، فکر میکردم یادگیری SAP واقعا زمانبر خواهد بود. اما فضای دوستانه و فضای آموزشی که اینجا حاکم بود، مسیر یادگیری را خیلی سریعتر کرد. حقوق ابتدای کار من خیلی بالا نبود، اما با هر پروژه جدید هم تجربه و دانشام بیشتر میشد و هم دریافتیام افزایش مییافت. روزهای منتهی به راهاندازی پروژهها واقعا سخت و پرکارند، اما احساس پیروزی پس از اتمام کار ارزش تمام زحمات را دارد.
وقتی من اونجا بودم، اوایل دوران شرکت بود و حقوق خوب و وعدههای غذاهای رایگان وجود داشت. با این حال جو سازمانی خیلی ناسالم بود و استرس بالا بود. از صبح تا حوالی چهار، بیشتر وقتها در حال کار بودی و گاهی با ورود پروژههای جدید، مجبور میشدی اضافه کار انجام بدهی. گاهی مدیرعامل وارد میشد و با نارضایتی از وضع کار صحبت میکرد و خودش را مقصر میدانست که چرا استخدامش کرده است. در ظاهر همه مودب بودند، اما روشن بود که مدیریت بهطور مستقیم در جریان امور است و اطرافیان سمی و منفی زیادی بودند و شاید حتی به لحاظ گزارشدهی هم در نظر گرفته میشدند. یکی از همکاران نسبت به کار بیانگیزه و پرتنش بود و رفتار نامناسبی داشت که تأثیر منفی روی تیم میگذاشت. با وجود اینکه جمع خیلیی از همکاران همزمان ترک کردند، آن فرد همچنان در شرکت حضور داشت. محیط کار صرفا پویا نبود و فضا برای پیشرفت یا آرامش کافی فراهم نبود. بعضی مواقع شنیده میشد که حقوق با تاخیر پرداخت میشود و امنیت شغلی بالایی وجود ندارد. به ما گفتند که فردا دیگر نیاییم و مسیر مشخصی برای توسعه شغلی وجود نداشت. امکان رشد شخصی یا فرصتهای پیشرفت هم بهخوبی فراهم نبود; در چنین محیطی اگر کسی دقت نداشت، ممکن بود اثر منفی روی روحیه و عملکردش بگذارد.
با سلام خدمت همگی حقیقت اینکه این شرکت خیلی بزرگه ساختمان های مختلفی داره و تو هر ساختمون این های متعددی هست.نکته ی اساسی ضعف شدید در لایه ی مدیریت میانی هست . بسیاری از این مدیران جوان بی تجربه سیستم رو به گروگان گرفته اند و اجازه ی هرگونه اصلاح رو هم نمیدم. چون می دانند در صورت اصلاح سیستم کاسه کوسه رو باید جمع کنند. بنظر من بدترین جای این سیستم core bankingهست.مدیران دیوانه بی سواد که یک تعداد زیاد از مدرسه ی داتین رو تو تیم هاشون پر کردند. خیلی دقت کن خمره ی طلاهم بهت دادن این دور و برا نیا. اینم که می گن می خوان coreرو میکرو سرویسش کنند شر و وری بیش نیست. مدیرای تیم های coreهم یه عادتی دارند اگه حس کنند یه ذره از لحاظ فنی از این ها جلوتری سریع به بهانه های مختلف حذفت می کنند. یا کاری می کنند خودت با پای خودت الفرار کنی تیم سپرده هم که با حضور استاد اسدی سر لوحه ی همه چیزه. دست به اخراجش خوبه و اما منابع انسانی.... بنظرم فرو پاشی سیستم از منابع انسانی شروع میشه . همه ی منابع انسانی با پارتی و رابطه و آشنا بازی اومدند (حالا شاید چند نفر این وسط استثنا باشند) وگرنه دلیل منطقی ندارد که کسی که بارها و بارها داره سوتی میده علاوه بر اینکه اخراج نمیشه ترفیع هم میگیره بخدا خیلی از این مدیرای میانی منابع انسانی و خیلی از مدیرای میانی و ارشد بهتر از همه می دانند اگه امروز از شرکت اخراج بشن بیرون باید کاسه ی چه کنم چه کنم دستشون بگیرند اگه یک شرکت استاندارد بود بعد از حادثه ی بانک سپه و پاسارگاد کل کادر مدیریتی باهم اخراج میشدند ولی در اوج حیرت با گرفتن این آزمون های مسخره عملا دارند تعدیل نیرو می کنند و انتقام این اتفاق رو از لایه ی کارشناسی میگیرند
دو سالی میشود که در واحد مارکتینگ آرتا ویژن آوا فعالیت میکنم و تجربهی واقعا خوبی برام رقم خورده. محیط شرکت جوان و پرانرژی است و نکتهای که برای من خیلی ارزشمند است این است که مدیران همواره روشنفکر و بهروز هستند و تجربه کافی در حوزه تخصصیشان دارند. آنها همواره سعی میکنند فضا برای یادگیری و پیشرفت فراهم باشد تا حس کنم در کنار کار، در حال رشد کردنم. در تیمها، سطح همکاری و صمیمیت بالاست و نظرات و انتقادات بهجا و با اهمیت بررسی میشود. برای من کار در این مجموعه یعنی هم یادگیری و هم تجربهکردن و هم بودن کنار آدمهایی که دغدغهی پیشرفت دارند.
سال اولی بود که در اونجا کار میکردم و خیلی زود فهمیدم که محیط کار همدلانه نبود و فضاش منفی و پر تنش بود. مدیران آنجا به اندازه کافی کارآمد نبودند و حقوق به موقع پرداخت نمیشد. حاشیههای غیرضروری زیادی وجود داشت و احساس میکردم وقتم در حال هدر رفتن است، بهخصوص در نقشهایی که نگرانی درباره کلاهبرداری و سوءاستفاده مطرح بود. به همین دلیل تصمیم گرفتم از آن مجموعه بیرون بیایم.
برای مدت حدود یک سال نزد این شرکت کار کردم و تنها نکتهی مثبتش این بود که حقوق را سر وقت پرداخت میکرد. تعادل بین زندگی و کار به هیچوجه وجود ندارد و مدیریت هم از روی ددللاینهای بیمنطق پیروی میکند. پنجشنبهها به اصطلاح تعطیل است، اما اگر کاری برای انجام نداشته باشید و نروید، بعدا از شما شکایت میکنند که برای کارت و وقت کاری چه میکنید. اینجا را به هیچ عنوان پیشنهاد نمیکنم جز برای کسی که فقط میخواهد برای مدتی به صورت منظم حقوق بگیرد.
نقطه ضعف و مهمترین واحدی که شرکت باید دست روش بزاره و اصلاحش کنه منابع انسانی هست داتین برند معرفی هست و شرکت استخوانداری به حساب میاد اما متاسفانه اچآر بسیااار بیکفایت هست جالبه تجربه 7 ساله من در داتین چه در نسل و مدیر قبلی اچآر چه در نسل و مدیر جدید اچآر اینه که هرچی سمت افراد بالاتر میره بیکفایتی بیشتر میشه افراد معمولی و کارمندهای منابع انسانی واقعا پاسخگو و دلسوز هستند اما مدیران میانی و مدیر اچآر یه موجودات عجیبی هست مدیر اداری - نوزری- که معلومالحال هست همه باهاش مشکل دارن HRBP- ماهینی- که وحشیه پاچه میگیره فقط اصلا یه موجود عجیبی هیچکسی سمت نمیره ترس دارن بپره گازت بگیره جواب تلفن و تماس که ماشالله اصلا نمیده فکر کنید مدیرمیانی منابع انسانی شروع میکنی زیرآبزنی بچهها کردن چپ میری، راست میری بهت وصله ناجور میچسبونه وااقعا نمیدونم آقای آموزگار چجوری این روانپریسها رو قبول کرده
در این شرکت، سابقهای خوب از نظر فضای کاری و همکاران را دارم. بهعنوان توسعهدهنده فرانتاند در یک سازمان ۱۰ ساله مشخص شده، کار میکنم و از محیطی با شرایط مطلوب برخوردارم. بیمه پایه و بیمه تکمیلی جزو مزایای منطبق با قوانین شرکت است و تعامل سازندهای با همتیمیها دارم. امکان دورکاری تا حدی وجود دارد، هرچند تصمیم نهایی با نظر مدیران در هر بازه زمانی تعیین میشود. حجم کار نسبتا بالا است و با وجود اینکه حقوق فوقالعاده نیست، اما پرداختها معمولا بهموقع انجام میشود.
از نظر من امنیت شغلی خوبه و محیط کار نسبت به خیلی از جاها ساده و بدون حاشیه است، هرچند برخی مشکلات شخصی بین بعضی مدیران هم وجود داره و من نمیتونم ادعا کنم همهی مدیرها بدون ایرادن. جو دوستانه و صمیمی بین تیم مشخصه و تقریبا همه از این موضوع راضین. امکان دورکاری و ساعات کار شناور وجود داره و این برای کارجویان خوبه. حقوق بهطور میانگین پایین تر است ولی به موقع پرداخت میشه؛ نسبت به سالهای قبل، پاداش به ارزیابی عملکرد هم بود اما دقیقا از امسال خبر ندارم. بار کاری متوسطه و از نظر رانت و امتیازهای غیرمنصفانه، شرکت تا حدی با رفتار صحیح جلو میره. بخشی از حقوق به شکل کارانه در قرارداد ذکر میشه و این مبلغ با توضیحی مبهم نوشته میشه. باید بهروزتر و علمیتر شویم تا در بازار رقابتی امروز دوام بیاریم. مدیران افراد بااخلاق و محترم هستند و مشکلات فردی و کارکنان را درک میکنند. محل شرکت ساده و دسترسیاش مستقیمه، که برای متقاضیان کار اهمیت زیادی داره. امیدوارم وضعیت مالی شرکت بهتر شود تا بتوانند رشد بیشتری تجربه کنند.
راستش این واحد پر حاشیه و فوق العاده بی تربیتن، مدتی که من اونجا بودم خیلی اذیت شدم و واقعا دیگه کلاهم بیافته، بر نمیگردم. داغون به معنای واقعی بی ادب و بی تربیت در اوج و مخصوصا اون خانومه
من حدود ۲ ساله اینجا هستم، مثل خیلی جاها اینجا بی نقص نیست و در کل هم بدی و هم خوبی های خودشو داره، در کل تواین مدتی اینجا بودم از همه چیز راضیم نسبتا
من حدود ۲ ساله اینجا هستم، مثل خیلی جاها اینجا بی نقص نیست و در کل هم بدی و هم خوبی های خودشو داره، در کل تواین مدتی اینجا بودم از همه چیز راضیم نسبتا
در شرکت فراداده رایانه سورنا تجربهای ارزشمند را کسب کردم. محیط حرفهای و تیم فعال، فرصتهای رشد شخصی و حرفهای و وجود امنیت و دوستی در محل کار، کمکهای قابل توجهی به پیشبرد مسیر کاری من کرد.
در محیطی روبهرو میشدم که مدیران با قلبی مهربان از حقوق و مزایا و حتی سهام شرکت دفاع میکردند و از نظر من همهچیز بهخوبی جبران میشد. فضای کار دوستانهای داشت و واقعا دوست داشتم زمانم را آنجا بگذرانم.
در این شرکت توانستم رشد قابل توجهی را تجربه کنم، چرا که از علاقهام به کارم نیرو گرفتم و با حمایتهای مدیریتی مسیر پیشرفتم هموار شد.