من از یک واحد فنی به حوزه فناوری اطلاعات منتقل شدم و با تمامی نکات و استانداردهای کار در این زمینه آشنا بودم. تعدادی از توسعهدهندگان نسبت به همدیگر ادعاهای زیادی داشتند و تا وقتی که فردی با رفتار نامناسب و بیادب مثل آقای م.ح.صا همراهی میکرد، امکان پیشبرد کار را سخت میدیدم. بیاحترامی و بیانضباطی در کار را تحمل نمیکنم و انتظار داشتم هر کسی وظیفهاش را بهدرستی انجام بدهد. متأسفانه مدیران IT هم از آن فرد پشتیبانی میکردند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اگه میخواهید خودتون رو بی ارزش کنید اسنپ باکس کار کنید بخدا صب تا شب دنده صد من یه غاز باید بدی با هزار نفرم تو خیابان بحث کنی با این کرایه های بشدت پایین اسنپ بعد پشتیبانی بهت زنگ میزنه خیلی راحت تهمت دزدی میزنن بعد حساب کاربری پیک بد بختو جریمه میکنن. ۲۰ درصد کمیسیون پول زوری که دارن میخورن براشون کافی نیست جریمه هم میکنن لعنت به مدیران بی لیاقت اسنپ
این شرکت اصلا تکلیفش با خودش معلوم نیست فقط جو میده که میخواد نیرو بگیره. آخه کثافتا واسه چی رزومه میگیری و یه مصاحبه .... که کاملا مشخصه هدفت نگرفتن نیرو هست!!!!! رزومه ندین به این شرکت آش.... یک ماه کامل به امید استخدام اون ماژول مزخرف انبار رو مطالعه کردم و به تمام سوالات مزخرف شون جواب دادم ولی رد شدم :)
من بهعنوان programmer که حدود هفت ساله با دیجی آلفا همکاری میکنم، تجربهام از این شرکت همواره مثبت، حرفهای و روشن بوده است. ساختار کار مشخص و انتظارات شفاف، همراه با تأکید جدی بر کیفیت فنی، باعث شده همکاریها با توجه به توان واقعی افراد شکل بگیرد. در هر تیم حرفهای ممکن است افراد برخی از مهارت یا آمادگی لازم را نداشته باشند که این موضوع به نبود تطابق سطح توانایی با استانداردهای کار برمیگردد و میتواند منجر به چالش یا نارضایتی شود. حقوق و پاداش و سایر تعهدات مالی همواره بهموقع پرداخت شده و حتی در شرایط دشوار و بحرانی مانند جنگ، دیجی آلفا با وجود محدودیتها همچنان به پرداخت حقوق کارکنان پایبند بود. این شرکت محیطی عادلانه و مبتنی بر شایستگی برای برنامهنویسان فراهم کرده و من این رویکرد را طی سالها بهصورت عملی لمس کردهام. تا جایی که میدانم، بیش از سه سال است که خروج نیروهای کلیدی از مجموعه کم است و اکثر همکاران، همکاریهای بلندمدت و پایدار دارند. بنابراین هر محتوایی که خلاف این واقعیتها است یا بهدلیل عدم تطابق مهارتی با سطح همکاری حرفهای مطرح شود، یا از سوی رقبا با قصد تخریب اخلاقی منتشر شود، قابل اعتماد نیست.
از کار در شرکتی با ظاهر حرفهای اما مدیریت ضعيف فراری بودم و تجربهی من در موننکو ایران همین را به من آموخت. زمانی که ده سال در این شرکت خدمت کردم، با رانتخواری و پاچهخواری در برخی مدیران پروژه و معاونت تولید روبهرو شدم که انگار ژن فاسدهای سازمان بودند و همچنان به پستها میرسیدند با نفوذی که داشتند. فضای کار خیلی سمی بود و دانش فنی کمتری نسبت به انتظار وجود داشت. دستمزدها هم خیلی پایین بود. با وجود ظاهر منظم و دیسیپلین، مدیریت داخلی را ضعیف دیدم.
من حدود شش سال به صورت تماموقت در این شرکت فعالیت داشتم و اگر بخواهم به صورت خلاصه بیان کنم، شرکت خیلی معمولی است. از بیرون به نظر یک ویترین میرسد و فکر میکنید که عضو گروه مپناست، پس خیلی باکیفیت است اما در واقع در پایینترین سطح قرار دارد. مدیرعامل وقت شعارش این بود که فقط از دانشگاههای سراسری جذب میکنیم تا برند باشیم، اما واقعیت نشان میدهد تیم مهندسی و تیم پروژه بسیار ضعیفاند، چه در حوزه نیروگاهی و چه در حوزه نفت که واقعا فاجعه بود. تیم مالی، پروژه و منابع انسانی بزرگترین رانتها را داشتند و میدیدم که با پایان ساعات کار، به مدیرعامل گزارش میدادند. به طور کلی هرکس که از موننکو رفت، پیشرفت کرد، اما افرادی که ماندند تنها به چاپلوسی کار خود را میگذراندند؛ چون بیرون شرکت جایگاهی برایشان نبود.
تنها وقتی به این شرکت فکر میکنم که واقعا بیکار موندم بهتر از کار کردن اونجا است چون وضع همش بینظم و ناامیدکننده است. فضای کار، میز و صندلیها، ساختمان و حتی نظافت همگی به شدت نیازمند بازنگری هستند و نظر کارکنان درباره طرز فکر و رویکرد مدیریتی هم منفی است. مدیر شرکت با همسرش که مسئول منابع انسانی است، مشخصا از نظر رفتاری در وضعیت مطلوبی نیستند. تعداد زیادی از کارمندهای قدیمی فقط کارهای مشخصی را بلدند و از یادگیری مهارتهای جدید سر باز میزنند. برخورد با همکاران یا زیردستان گاهی به شکل زیرآبزدن و بداخلاقی مشاهده میشود. درباره افرادی که با آنها کار کردم شاید قضاوتی درمورد سایرین نداشته باشم، اما تجربه من نشان میدهد که محیط به طرف همکاری سالم پیش نمیرود. روزی که تصمیم به استعفا گرفتم پس از یک ماه کارکردن، مدیر نامطلوب بهراحتی گفت استعفا نداریم و قرارداد دو سالهای که امضا شده بود فقط در شرایط اضطراری قابلاستفاده است. بهخصوص وقتی بیماری لاعلاج مطرح میشود، فشارها و تهدیدهایی برای ماندن وجود دارد. در نهایت بعد از شش ماه توانستم بیرون بیایم، اما با تهدیدی مبنی بر شکایت به وزارت کار و ثبت استعفا مواجه شدم. حقوق پرداختی از حد استاندارد پایین است و مواردی که توافق شفاهی میکنید، اغلب بهدرستی اجرایی نمیشود.
شرکت فناوران با توجه به مدیران کاربلدی که دارد همیشه در جهت پیشرفت شرکت چه به لحاظ تکنولوژی و چه به لحاظ امکانات رفاهی برای کارکنان گام برداشته است و همواره در راستای توسعه شرکت در حال جذب نیروهای مستعد و با انگیزه بوده است .مثلا در سال جاری کارشناسان زیادی در واحدهای مختلف جذب شدند و مراحل آموزش آنها طی شد. شرکت به لحاظ امنیت شغلی در درجه بالایی قرار دارد البته اگر همکار به لحاظ اخلاقی و رفتاری و کاری فرد نرمالی باشد، در غیر اینصورت با ایشان قطع همکاری می شود.محیط سالم کاری .افراد بر اساس توانمندیهای فنی و فردی، در سازمان پیشرفت می کنند واقعا در این شرایط سخت اقتصادی نگهداری شرکتی با حدود 500 نیرو بدون هیچ پشتوانه دولتی، کاری بسیار سخت و طاقت فرسا است که مدیران این شرکت از پس آن برآمده اند.امیدوارم شرکت همواره در مسیر رشد قرار داشته باشد و با قوت مسیر پیش رو را ادامه دهد.
من در حال کارهستم و دیروز قراردادم رو هم تمدید کردم مشکل خاصی ندارم و از خوبی های کار در شرکت های بین المللی اینه که علاوه بر تعطیلات ایران که که رسما تعطیلیم تعطیلی های کانادا هم تعطیل هستیم. تیم خوب و صمیمی وجود داره و اکثرا برنامه نویس ها ریموت و خارج از ایران هستند که ممکنه فارسی یا انگلیسی با هم در ارتباط باشیم.
شرکت هیوا وب را تجربه کردم و احساس کردم با آدمی روبهرو بودم که دروغگو و حیلهگر است. اگر دنبال راهی برای پولدرآوردن از طریق ثبتنام در کلاسها بودید، با این فرد و تیمش روبهرو میشوید که به جای یادگیری واقعی، هر روز با برخوردهایی تحقیرآمیز مواجه میشوید و به عنوان کارآموز در شرکتش کار میکنید. علاوه بر این که چیزی یاد نمیگیرید، ماهها باید به یک نفر پررو و دروغگو که تنها شعار میدهد، چشم بدهید و حتی پاداش یا حقوقی دریافت نمیکنید. بهجای قدردانی از کارآموزان که کارهای زیادی از شرکت را انجام میدهند، او هر روز به آنها توهین میکند. خیلی اذیت شدم و توصیه میکنم به سمتش نرود؛ فقط بلد است برای تبلیغ پول بدهد، به اینستاگرام جذب مشتری کند.
بعد از یک سال حضور در پیوست، فهمیدم که نمیتونم ادامه بدم، چون فضای کار به دلیل مدیریت ضعیف و روابط غیرحرفهای واقعا ناسالمه و من خستهام. فضای سازمان به خاطر تصمیمگیریهای سلیقهای و کمتفاوتی با توانمندیها، حرفهای به نظر نمیرسه و شفافیت خیلی پایینست. من طی این دوره تلاش زیادی کردم اما فاکتورهای مدیریتی نامناسب و محیطی که بیش از هر چیز به روابط شخصی وابسته است، انرژی من رو خیلی کم کرده. همچنین مزایا زیاد نیست و حقوق هم پایین است.
داده پرداز پویای شریف بخوام کوتاه بگم هر شرکتی که تو اسمش شریف بود درجا فرار کنید دوستان :)))) شرکت داده پرداز پویای شریف همونطور که باقی دوستان هم اشاره کردن یه شرکت تولید کننده نرم افزار برای بیزنس های دیگه است و هیچ محصولی برای خودش نداره صرفا تولید کد های بی ارزش و یک بار مصرف برای شرکت های دیگه نه به ساختار کد اهمیتی داده میشه نه از معماری های روز برای تولید نرم افزار استفاده میشه نه همکاری درستی با بقیه افراد دارین که بخواین چیزی ازشون یاد بگیرین یا چیزی بهشون یاد بدین شرکت اولویتش روی افراد به شدت ضعیف و با اعتماد به نفس کم هست(اگه دقت کنید عمده افراد حاضر در شرکت هم یا سرباز بودن یا افرادی که اولین تجربه کاری رو تو زندگیشون داشتن) شرکت از این اهرم استفاده میکنه تا شما رو استخدام کنه محیط شدیدا خشک بدون هیچ همکاری مفید ویادگیری اگر برای خودتون ارزش قایل هستید در این شرکت کار نکنید چیزی که داده پرداز به من یاد داد این بود اگه حتی گیر خدمت رفتن هم هستی منت هیچ احدی رو نکش و بدون که ارزشش رو هم نداره اینم یادتون باشه این شرکت همون شرکتیه که تو پروژه کلاهبرداری کریپتولند نقش اصلی رو داشت قطعا هیچکس دلش نمیخواد رزومشو تو همچین شرکتی خراب کنه
در این مجموعه حقوق نسبتا پایین است و پس از بیست سال از تأسیس هنوز پرداختها بهطور منظم انجام نمیشود. به همین دلیل، مدیران این ناهمتوازن روحیهی ناخوشایند را در میان کارکنان تقویت میکنند. افراد کمتجربه جذب میشوند، کار با دستمزد پایین بهطور مداوم از آنها کار میکشند و وقتی انتظار معقولی مطرح میشود، ماندن در شرکت غیرممکن میشود. مدیران، اغلب افراد فامیل و از نظر مدیریتی کنترلگر هستند و تمرکز صرفا روی ظاهر و نمایش قدرت است تا رشد و انگیزه برای کار. به هیچ عنوان از زمان استراحت یا ناهار خبری نیست و نرخ ترک کار بالا است؛ اینجا بیشتر شبیه یک مجموعه خانوادگی با توهم سازمانی است. به نظر میرسد شمار زیادی از بازخوردهای مثبت اغراقآمیز داخلی هستند و توسط اعضای همان مجموعه تولید میشوند.
برای حفظ احترام و ایجاد فضایی آرامتر، از رفتارها و کفشهای شما بهطور جدی گلایه دارم و از شما درخواست میکنم در محیط کار کفشهای مناسب و بیصدا بپوشید تا رفتارتان کمتر آزاردهنده به نظر برسد.
تجربه همکاری با شرکت در تهران رو داشتم و روی یک پروژه که مربوط که گیم بود بصورت فول استک کار میکردم . چیزی که بود یک تیم ۱۴ نفره این پروژه رو تولید کرده بودند و تحویل شده بود و زیر بار بود . که از من خواستند اضافه بشم برای مرتب کردن کد و داکیومنت کردن و تجربه همکاری خیلی خوبی بود که شروع شد همکاریمون و همچنین روی پروژه دیگری برای فروش نان هم به عنوان بک ا ند همکاری داشتم . تیم خوبی و صمیمی بود مشکلی نداشتم
برای کارآموزی به این شرکت رفتم و فهمیدم که آموزش از صفر برگزار میشد و هزینه داشت. ثبت نام در دورهها را انجام دادم و تفاوت خیلی زیادی با انتظارم داشت؛ واقعا روال کارشان برای رسیدن به خروجی انجام میشد و خودشان هم ۱۰۰ درصد درگیر میشدند. به دلیل فاصله و لوکیشن دور، بعد از اتمام آموزش نتوانستم با آنان همکاری کنم، اما هماکنون در اسلامشهر در شرکت دیگری به عنوان طراح وب مشغولم و از شیوههای آموزشیشان قدردانی میکنم که تا اینجا هم خوب یاد دادند.
به عنوان کارمند این شرکت، فضا برای انتقاد آزاد نیست و همین دلیلم باعث میشود که این حرفها را اینجا بنویسم. شرکت میتواند جای بهتری باشد اگر به ویژه مدیران منابع انسانی با کارمندان مهربانتر رفتار کنند و متوجه باشند که مقابله و انتقام فقط وضع را بدتر میکند. همیشه بهتر است در شرایطی که عموم مردم با فشار روبهرو هستند، تلاش کنیم تا شرایط به نفع همه باشد و یکدیگر را بفهمیم. یک بار برای همیشه تکلیفمان را روشن کنیم که خصوصی هستیم یا دولتی؟ وقتی کارمندان درخواستی برای حقوق و مزایا دارند، میگویند بانک اجازه نمیدهد و آییننامه فلان است. وقتی در تعطیلات مهم که خیلیها دوست دارند سفر کنند، مجبور به کشیک هستند و در شرایط بحرانی حضور مییارند، میگویند ما جزیی از بانک هستیم و باید حضور داشته باشیم. وقتی نیمهشبها به خاطر تغییرات در شرکت حضور داریم، میگویند اینجا بانک است. وقتی درباره پوشش خانمها که اصلا مشکلی ندارد تذکر میدهید و میگویید اینجا بانک است و نباید اینگونه لباس پوشید، چه پاسخی دارم؟ اما وقتی دولت به دلیل محدودیت انرژی یا آلودگی هوا، تمام سازمانها و حتی بانکها را تعطیل میکند، ما باید در شرکت باشیم و خبری از پرداختی متناسب تعطیلات نیست؛ میگویند خصوصی هستیم. وقتی دولت ساعت کاری را کاهش میدهد، میگویند خصوصی هستیم و ساعت کاری تغییر نمیکند. خلاصه اینکه وقتی خصوصی به نفع شرکت است، خصوصی میشویم و وقتی دولتی به نفع شرکت است، دولتی میشویم. الان که روی خصوصی بودن تاکید دارید، لطفا اگر دوباره بحرانی پیش آمد، به جان پرسنل بخش خصوصی آسیب نزنید. و برای عید نوروز که کمتر از سه ماه مانده، از کارمندان شرکت خصوصیتان دست برندارید تا بتوانند سال نو را کنار خانوادهشان باشند، نه صرفا به عنوان نگهبانان شرکت خصوصی شما. از درد گفتن و از درد شنیدن با مردمی که بیدرد هستند، نمیشود دانست که چه دردی دارند
در این شرکت حس میکنم که فرصتها برای کار واقعی وجود ندارد و تجربه کاری بیشتر به خاطر مشکلات داخلی و ناامنی است. فضای کار به هیچ وجه انگیزهبخش نیست و به نظر میرسد تمرکز اصلی روی کلاهبرداری از منابع پیکهای موتوری است؛ بهطور مرتب برداشتهایی از حساب پیکها انجام میشود و این موضوع کاملا واضح است. در نتیجه، ارزش کار کردن در اینجا برای من زیر سوال رفت و حتی زمانی که پاداشی برای تکمیل سفرها در نظر گرفته بودم، نهایتا به من تعلق نگرفت. هرچه هم tiket ثبت کردم فایدهای مشاهده نکردم، زیرا با این باور که از همان ابتدا اینها دزد هستند، وارد ماجرا شدم و به نظر میرسد که دزدی از پیکها تنها چیزی است که بلدند انجام بدهند.
سلام دوست عزیز که مطالب را از سمت خود نوشتی چون معدبانه بود جواب شما را میدهیم همان طور که میبینی کامنتهای که از لج و عصبانیت و بی ادبانه بوده هیچ جوابی دریافت نکرده اند چون برای همگان این نوع رفتار مشخص است اولا که شما کار اولی بودی و طبیعی است که از شرایط ترس داشته باشید ولی لطفا واقع بینانه نگاه نمایید شما به عنوان یک کار آموز وارد مجوعه شدید و افرادی مثل شما بودن که بعد از به دست آوردن تجربه به یکدفعه مجموعه را ترک نمودند و شرکت متضرر گردید بعضی افراد هم بعد از این که مطمعن از بستن قرارداد شدند دیگر سبک کار کردنشان عوض شد در این شرکت حدود ۱۰۰ نفر کار میکنند که هرکدام از ۲ تا ۱۶ سال در سازمان سابقه دارند این افراد هم همان شرایطی را دارند که شما در سازمان خواهید داشت مجموعه جهت انجام پروژها اینقدر دغدغه داره که کسی سرش درد نمیکنه شما را از لحاظ قراردادی به چالش بندازند هر چند هم که منابع انسانی به شما گفت که اگر نظری داری و تغیری در قرارداد مدنظر شما هست شما هم میتوانی بیان کنید که شما اینکار را نکردید از لحاظ مالی هم گفتند که اگر کارت خوب باشه و مورد تایید مسولت، سریع تر حقوق شما افزایش پیدا خواهد کرد هر چند که شما کار آموز بودید اینکه هر وقت خواستیم دکمه شما را بزنیم این خاسته ما نیست بلکه نوع کار و رفتار شما در سازمان است که باعث بالارفتن یا پایین اومدن level شما در سازمان میشود در رابطه با دوربین منافاتی با کار کردن ندارد و همه مجموعه ها دارای دوربین هستند که باعث بالارفتن امنیت در سازمان می شود البته سازمان هیچ مشکلی با استفاع ندارد به شرطی که کار به نفر جدید به درستی تحویل گردد تا در کار شرکت اختلالی به وجود نیاید که در قرارداد موجود است در رابطه با ضمانت بالاخره ما کسانی که وارد سازمان میشوند را نمیشناسیم و نسبت به استخدام پرسنل جدید نسبت به افراد حاضر در مجموعه مسعول هستیم حالا شما جوان هستید و تازه کار و قرادادی که خدمتتون ارائه شد قالب اکثر مجموعه ها است که متاسفانه با مشکلات زیادی با منابع انسانی روبرو هستند بعضی افراد خطاهای را انجام میدهند که متاسفانه نتایج آن گریبانگیر نفرات جدید میشود ولی اگر شما وافع بین باشید جایگاه و سابقه شرکت ،واحد های مختلف زیاد و همکاران کنارتان متوجه میشوید که میتوان به یک مجموعه اعتماد کرد یا نه. هر چند بالاخره هیچ مجموعه ای ۱۰۰ نیست ولی برای بهتر بودن تمام تلاشمان را میکنیم فکر نمیکنم این سایتی که هیچ در پیکری ندارد هر کسی از روی عصبانیت می آید و اینجا خودش را خالی میکند بتواند مرجع خوبی برای انتخاب یک سازمان باشد در آخر دوست عزیز امیدوارم که شما هم در آینده بتوانی یک کسب کار راه اندازی کنی تا دغدغه های سازمان را در این شرایط سختی که بین نیروی انسانی و تعهدات به کارفرمایان با این شرایط اقتصادی گیر افتاده اند را متوجه شوید امیدواریم شما هم موفق و حواس جمع باشید
میخواهم از تجربهام در شرکت میاره با شما صحبت کنم. وقتی وارد کار شدم، احساس کردم اوضاع به هیچ وجه رضایتبخش نیست: پشتیبانی بیکیفیت، قیمتهای ناپایدار و مسیرهای غیرمنظم که به نظر میرسید با هم همخوانی ندارند. کار در میاره به نظر من وقت و هزینهام را بیهوده میگرفت؛ هر چه از این مجموعه گفتم، باز هم کم بود. بعضی از سفارشها تا مناطق دورافتاده میرفتند و این موضوع نه تنها برای من بلکه برای پیکها هم مشکلساز شد. با وجود اینها، مشاهده کردم که موقعیتهای مختلف به یکدیگر ربطی ندارند و ترتیب و منطق مشخصی در مسیرها وجود ندارد. به عنوان کسی که برای کار آمده بودم، در نگاه نخست دیدم که بعضی جنبهها به نسبت دیگران بهتر نبودند، اما تجربه به من آموخت که قبل از تصمیمگیری نهایی حتما جوانب کار را بسنجید. در نهایت، تصمیم گرفتم از ادامه کار پشیمان نیستم اما توصیه میکنم کسانی که قصد کار در این شرکت دارند، با در نظر گرفتن بیثباتی قیمتها و پشتیبانی غیرمنسجم، دقیق بررسی کنند و انتظار واقعبینانهای از وضعیت کار داشته باشند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.