دوست داشتم با حضور در شرکتی تازهوارد به بازار کار، تجربهای پر از یادگیری رو پشت سر بگذارم و این دوره کارآموزی برای من که تازه کار بودم، نکات زیادی داشت. مجموعه رو به رشدی بود و جای بهروزرسانی و روشهای مشخصی داشت، هرچند برخی روندها بهطور کامل شکل نگرفته بودند. با این وجود، فرصتهای یادگیری قابل توجهی پیدا کردم و برای من تجربهای ارزشمند به حساب میآیند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
حدود چهار سال در این مجموعه کار کردم و واقعاً از تجربهام رضایت دارم؛ تأثیر زیادی روی آیندهام گذاشت. به دلیل مسائل خانوادگی مجبور شدم از شهر خارج شوم وگرنه دوست داشتم ادامه بدهم. اگر دنبال تجربهای خوب و همکاری بلندمدت هستید، اینجا را پیشنهاد میکنم؛ احتمالاً نتیجه مطلوبی خواهید گرفت. سطح شرکت قابل قبول بود، حقوق و مزایا مناسب بود و مدیریت با من همکاری و مهربانی زیادی داشت. البته نواقری هم مثل هر جا وجود داشت، اما در کل راضی بودم و هنوز با چند نفر از همکاران در ارتباطم و به نظرشان اوضاع خوب است.
اول اینکه هیچ تابلو و نام نشانی حتی پلاک وجود نداشت ساختمان چند طبقه قدیمی با یه ورودی تنگ تاریک هیچ ساختار استانداری ندیدم مشخص بود یه روش قدیمی رو برای پیش بردن اهداف ادامه میده و اصلا در فضای رقابتی اقدامی بابت به روز شدن و رقابت نکردن البته شاید چون انحصار تولید گلاب دارن رقیبی نداشته باشن که بخوان خودشونو اپدیت کنن ولی برای کارکنان خوب نیست اکثرا فقط یه کار بیس بدون تخصص و یادگیری رو انجام میدادن که فقط حقوق بگیرن و توانایی هاشون پایین و از دانش شغل خودشون عقب میوفتن چون شرکت پلنی برای توانمند سازی نداشت مزایا هم که تو همون ۲۰ سال پیش مونده چیز خاصی نداشتن ۶ روز کاری در هفته در کل جای حرفه ای بنظر نمیومد همه چی تو ۵۰ سال پیش گیر کرده بود انگار دکور در دیوار طراحی دیزاین مسخره تر اینکه خانم مدیر فروش مصاحبه رو شروع کرد که هیچ ربطی به شغل من نداشتن و تجربه و دانش نداشتن حالا چه روابطی باعث شده بود که ایشون نظر بدن خدا داند مدیر عاملم که تو ی اتاق نشسته بود ریموت دستش باهاش در اتاق باز بست میکرد بازی میکرد وضعیت مسخره ای بود کلا
قراردادهای یکماهه عدم شفافیت در ارزیابی عملکرد، سیستم دستوری و سلسله مراتبی بالا به پایین، مدیران دمدمی بخصوص مدیران خانم، مدام جذبهای بیمورد و خروجها و تعدیل مبهم و غیرشفاف... اصلا توصیه نمیکنم.
کار در دیباج صنعت پاسارگاد برای من تجربهی واقعاً بدی بود؛ بدترین جایی که تا این لحظه در آن کار کردهام. مهمترین مشکل برای من، مدیریت غیرحرفهای و فضای ناسالم شرکت بود. در طول همکاری، مواردی از برخورد مدیران دیدم که از نظر من کاملاً غیرحرفهای بود. ادبیات نامناسب و بددهنی، بیاحترامی به کارکنان و برخوردهایی که بیشتر باعث ایجاد ترس و فشار میشد تا حل مسئله. بهطور کلی احساس میکردم احترام جایگاه چندانی در این مجموعه ندارد. از طرفی در مجموع حدود ۷ نفر نیرو در مجموعه حضور داشتند و عملاً هر فرد مسئولیتهای چند نفر را بر عهده داشت و چندین کار و وظیفه مختلف را همزمان انجام میداد. حجم مسئولیتها در مقایسه با تعداد نیروها بالا بود و این موضوع فشار کاری زیادی ایجاد میکرد. فضای شرکت را هم بهشدت سمی تجربه کردم. به نظرم سوگولیپروری و فضولیپروری در محیط وجود داشت و نحوه برخورد با افراد اصلاً یکسان نبود. این موضوع باعث میشد فضای کاری سالم و حرفهای شکل نگیرد. اما چیزی که در پایان همکاری بیشتر از همه برای من آزاردهنده بود، نحوه اعلام عدم تمدید قرارداد بود. دقیقاً در روزی که قراردادم به پایان رسید، از طریق پیامک به من اعلام کردند که قرارداد تمدید نمیشود و دیگر به شرکت نروم. تا قبل از آن، هیچ صحبتی درباره عدم تمدید قرارداد با من نشده بود. این در حالی بود که تا آخرین لحظه همچنان کار و مسئولیت به من سپرده میشد و حتی در روزهای پایانی، کارهای مختلفی برای جمعبندی و تحویل دادن داشتم؛ بدون اینکه بدانم قرار است همکاریام به پایان برسد. از طرفی، جنگ از ۹ اسفند شروع شده بود و شرایط کاملاً متفاوتی ایجاد کرده بود. اگر شرکت به دلیل شرایط موجود تصمیم به تعدیل یا عدم تمدید قرارداد من گرفته بود، میتوانست این موضوع را همان زمان یا حداقل با فاصله مناسبی اطلاع دهد تا من هم فرصت داشته باشم برای پیدا کردن کار جدید اقدام کنم. از طرف دیگر، حقوق آخر من هم پرداخت نشد و گفتند همراه با تسویه پرداخت میشود. این اتفاق در شرایط جنگی باعث شد در حالی که ناگهان بدون شغل مانده بودم، از نظر مالی هم تحت فشار قرار بگیرم. در مجموع، تجربه من از دیباج صنعت پاسارگاد محیطی بود که در آن احترام، رفتار حرفهای و سلامت فضای کاری جایگاه قابل قبولی نداشت. با توجه به اینکه تجربهی بسیار بدی از کار کردن با این شرکت داشتم، این نظر را ثبت میکنم تا سایر کارجویان بتوانند با دید بازتری درباره همکاری با این مجموعه تصمیم بگیرند.
به هیچ وجه و هیچ جوری برای استقرار یا فروش یا هرچی سمت شرکتی که شخصی به اسم علی.امیدوار جزو مدیریتش باشه نرین فرار کنین فرارررررر بیچارتون میکنه با وعده و دروغ میارتتون و بعد زیر همه چی میزنه نه حق حقوق درست دادن نه قانون کار قبول دارن نه منابع انسانی درست درمون دارن که مشکلات پیگیری کنن خلاصه داغونن ۲۰ تا خانواده بخاطر بی مسئولیتی اینا شب عید موقع جنگ بیکار شدن بالا دستیا هیچکی نگفتن که اقا چرا ؟ دشمنان سیستم بیشتر مناسبه براشون اچ آر ککشونم نگزید فقط به فکر خودشونن خدا نگذره ازشون
جلسه با مصاحبه کننده به گونه ای بود که شخص مصاحبه کننده مهارت های تکنیکال نداشت. انتظار میرفت جلسه مصاحبه حرفه ای و درخور باشه اما حرفه ای نبود.
در وهله اول، شرکت بسیار مرتب و مناسبی به نظر میرسه. تیم مصاحبه رفتار خوبی داشتند. جو خوبی بود. اما مشکل بزرگ اونجاست که سفته با مبلغ بسیار بالایی رو به عنوان حسن نیت از شما درخواست میکنند و حقوق پیشنهادی شما اگر سابقه بیشتر از دو سال داشته باشید با نیروی صفر تفاوتی نمیکنه. حقوق پیشنهادی بسیار توی ذوق میزنه و از این شرکت انتظار نمیرفت. امیدوارم کارجویان توجه بیشتری داشته باشند.
جلسه مصاحبه برای من با ۴ سال سابقه، با شخصی که سابقه کار نداشت به یک صورت انجام شد. امتحان عملی و تست عملکرد برای کسی که ۴ سال سابقه کار حرفه ای دارد توی ذوق زد. محیط کار تمیز نبود و رفتار منابع انسانی خارج از اصول حرفه ای مصاحبه بود. از تجربه مصاحبه با این شرکت بسیار ناراضی هستم و امیدوارم کارجویان عزیز در انتخاب خودشون دقت کنند.
برای مصاحبه حضوری تماس گرفتن، چندتا برگه فرم دادن تکمیل کردم بعد رفتم مدیر واحد و مدیر محصول مصاحبه کردن، اول اینکه خودشونو معرفی نکردن و خیلی مدیر محصول حق به جانب فقط میخواست بگه خودم بلدم و هیچکسی هیچی بلد نیست ، اول از همه فرم مصاحبه رو دید خندید گفت چرا پر کردی وقتی رشته ت خوبه گفتم چیکار کنم تو فرم پرسیدن جواب دادم گفت نه لیموجی خنده بزارید گفتم نهایت بی احترامیه و دید شما اینجوریه جاهای دیگه دیدشون با ایموجی نیست و بی احترامی میشه. سوال پرسیدن جواب دادم میگفتن نه این جواب نیست گفتم سرچ کردم خوندم جوابش اینه بعد سوال سخت تر پرسیدن گفتم کار نکردم مسخره م کردن و گفتم نه من بلدم و من قبلا کد زدم و فلان کارو کردم که خودشو پیش مدیر بالا ببره بالاخره با کلی تحقیر و پوزخنداشون مصاحبه تموم شد و بعد چند روز تماس گرفتن که شما قبول شدید و من که متعجب بودم پرسیدم واقعا؟ چون مدیر محصول خیلی گارد داشت و متعجب شدم گفتن نه ایشون اخلاقشون اینجوریه و بعد سریع اصلاح کردن نه دیگه مصاحبه ست اینجوری میشه و برای فرایند منابع انسانی حضوری بیاین، همون روز مصاحبه منابع انسانی برای اینکه یه موقع ساعت ۱۲:۳۰ گفتن همون شرکت باشم اسنپ گرفتم که برسیم مصاحبه تو اسنپ بودم که ۱۵ دقیقه به جلسه مصاحبه تماس گرفتن که ساعت ۱۲:۳۰ مصاحبه داشتید؟ گفتم بله گفتن تشریف نیارید اقایون رفتن جلسه گفتم یعنی چی من تو اسنپ هستم مصاحبه های دیگه رو رد کردم که بیام برای مصاحبه با اسنپ بیام که سریع برسم و بد قول نشم گفتن نه تغییر مسیر بدید و برید جای دیگه همون اول راه از اسنپ پیاده شدم ۲۰۰ تومن که تو این گرونی که هزینه الکی بود به اسنپ پرداخت کردم و تماس گرفتم و جدی گفتم یعنی جی دلیلتون چیه گفت به من گفتن تماس بگیرم کنسل کنم دروع که میگن جلسه دارن و نیستن بعدش با وجود این همه کار میگه تغییر مسیر بده مگه بیکارم که برم بگردم مصاحبه هامو کنسل کردم انقدر هزینه دادم گفتم کلا منصرف شدم فقط با غرور حرف زد و آخرش گفت بله حق با شماست همین... و حتی عذرخواهی هم نکردن و مشخص بود که منصرف شدن و نمیخواستن که برم، واقعا نهایت بی احترامیه فقط برنامه ریزی خودشون مهمه انگار کارجو مسخره ست اصلا رفتارشون محترمانه نبود
تجربه همکاری با رسا پیمنت من مدتیه که در بخش پرداخت رسا پیمنت مشغول به کار هستم و چیزی که از روزهای اول برای من جالب بود، فضای کاری و نحوه برخورد مدیریت با اعضای تیم بود. در بخش پرداخت، دقت و مسئولیتپذیری خیلی مهمه، چون کوچکترین اشتباه میتونه روی روند پرداخت یک مشتری تأثیر بذاره. خوشبختانه مدیریت مجموعه همیشه تأکید زیادی روی دقت، پیگیری و پاسخگویی داشته و در کنار اون، برای یادگیری و پیشرفت اعضای تیم هم وقت میذاره. یکی از چیزهایی که برای من ارزشمنده اینه که اگر در انجام یک پرونده یا پرداخت با مشکلی مواجه بشیم، مدیریت بهجای اینکه صرفاً دنبال مقصر باشه، اول سعی میکنه مشکل رو حل کنه و بعد دلیلش رو بررسی کنیم تا دوباره تکرار نشه. فضای کاری برای من باعث شده احساس کنم فقط یک کارمند نیستم و واقعاً بخشی از تیم هستم. مسئولیتهایی که به من سپرده شده باعث شده در زمینه پرداختهای بینالمللی تجربه بیشتری به دست بیارم و از نظر کاری هم رشد کنم. در مجموع، تجربه همکاری با رسا پیمنت برای من تجربه مثبتی بوده و امیدوارم در ادامه هم بتونم در رشد مجموعه نقش داشته باشم.
مدیریت منابع انسانی فردی مهربان و باهوش هستن
مدیریت مجموعه با نگرش باز و تخصیص زمان لازم برای معرفی مجموعه و اهداف مورد نظر به صورت شفاف ، امکان انتخاب و مقایسه مورد نیاز رو به من داد تا بتونم تو اتمسفر و شرایط ثابت نسبت به معرفی خودم و توانایی های خودم اقدام کنم به نظرم در صورت تداوم این سیاست های کاری محیط مناسبی برای رشد و رضایت شغلی وجود داره ...
سلام خیلی خوبه که آدم قبل از شروع به کارش در یک شرکت بزرگ، تحقیقات جامع و زیادی داشته باشه و بعد بره سر کار کروز یه شرکتی هست که اگر بخوای به تبلیغاتی که خودش توی رسانه ها میکنه اکتفا کنی، قشنگ بعد یه هفته میفهمی که چه بلایی سر خودت آوردی از دور همیشه خودشون رو بهترین شرکت میدونن توی نمایشگاه های کاریابی همیشه میگن ما بهترینیم سالن ورزشی داریم با فول امکانات دندون پزشکی داریم هر وقت میخوای بیا برو دندوتو درست کن حقوق ما بالاترین حقوق تو کل ایرانه جای پیشرفت اینجا از همه شرکتا بیشتره به کل نقاط تهران و کرج سرویس داریم اما وقتی میری داخل: میبینی ساعت کاری از 7 صبح تا 7 شب (اضافه کار اجباری، یعنی بخوای 5 هم بری که خودش باز اضافه کاری حساب میشه چون ساعت کار تا 4 هست، چنان با غضب منت بهت اجازه میدن که انگار میخوای سهم پدرشون رو ازشون بگیری) حقوقش رو بخوای همه مزایا و پاداش و اضافه کار اجباری شو با هم جمع بزنی حدود 70 درصد حقوق شرکتای بزرگ هر حوزه ای (خودرویی و سایر حوزه ها میشه) مزایای رفاهی شونم به درد همشیره پدرشون میخوره ( یه وام میدن که هر ماه از حقوقت پول کم میکنن بعد سه سال اگر نوبتت برسه همون جمع پولو بهت وام میدن!، یه سری بن تخفیف مسخره از شهر لوازم خانگی و اینا دارن که خود اون فروشگاه ها به مردم عادی هم همون تخفیف رو میدن) باشگاه بدنسازی شم نگم براتون قشنگه و تر و تمیز ولی میری توش انگار 7 صبح سوار مترو کرج تهران شدی جا نیست راه بری چه برسه تمرین کردن دندون پزشکی شم تا دو ماه وقت نمیده یعنی اگر دندونت درد بگیره ایشالا بعد 2 ماه میتونی دندون مصنوعی تو بدی برات بذارن سرویساشم بسیار محدوده، یه مشت اتوبوس قراضه از اونور تا میدون صادقیه میبرن، از اونورم یدونه سرویسه میبره کرج و شما باید هر روز 300-400 تومن پول بی زبون رو هزینه رفت آمدت کنی با اسنپ (چون محبت کردن برای کارشناس تولید شناوری نذاشتن که خدایی نکرده تولید نخوابه و باید حتما راس 7 شرکت باشی و شروع به کار کنی) خلاصه که میگن آواز دهل از دور خوش است پادگان یا بهتره بگم تبعید گاه کروز هیچوقت نمیتونه اون شرکت ایدهآل شما برای کار کردن باشه
برای من، محیط کار در این واحد به شدت ناسالم بود؛ هم در دفتر و هم در کارگاه از شایعهها و بحثهای بیحاصل پر بود و اصول انصاف و شایستهسالاری رعایت نمیشد. رفتار مدیران و سرپرستان هم خیلی بیاحترمانه بود و هیچکس به درستی جایگاهش را نمیدانست. فضای سازمانی بههمریخته و ناراضی بود و اوضاع به دردنخور اداره میشد. پرداختیها اغلب با تاخیر انجام میشد یا با فرمولهای نامشخص و دخیل در تصمیمهای سلیقهای محاسبه میشد؛ علاوه بر این از من سفته و ضامن میگرفتند و دائما تحت نظر با دوربین بودم.
شرکت هاناسپند مزه افرین را در تجربهام بهعنوان کارگر تولید بهطور صریح چنین دیدم: فضا و رفتارها بیشتر به سمت منافع مالی و جابجایی نیروها سوق داشت و جو غیر حرفهای حاکم بود. همکاران افغان بدون مدرک بهجای ایرانیها مشغول کار شدند و حقوق پایین بود. عیدی هم در پایان سال با تردید و به شکل محدود پرداخت میشد. افرادی که زودتر میرسیدند احساس برتری میکردند و ایمنی و نظارت کافی وجود نداشت. مرخصی دشوار بود چون سرویس حملونقل هم بهخوبی ارائه نمیشد؛ اگر سرویس تاخیر داشت یا دیر میرسیدیم، چهار ساعت کسر میشد یا یک روز از مرخصی کم میکردند و حتی اگر کار تعطیل میشد، باز هم اثرِ کسر روی مرخصی باقی بود. اضافهکاری و جمعهکاری بههیچوجه محاسبه نمیشدند. در هنگام استخدام شناسنامه و سفته میگرفتند و بازگرداندن آنها با دشواری و شروطی همراه بود. وعدههای مربوط به پارکینگ سردرگمی بود و هر روز ماشینها جریمه میشدند. غذای شرکت تکراری و کیفیتش پایین بود و مزایای وعده دادهشده در آغاز کار واقعا عملی نبودند. تجهیزات فرسوده و محیط کار پر از استرس از حضور مدیران و کارکنان نا آرام بود.
دنبال تجربهای بودم که با وجود استارتاپ بودن، پشتش مجموعهای بزرگتر از قبل میپیچید. من مسئول تولید محتوای وبسایت یکی از این شرکتها بودم که نرمافزارهایشان واقعاً کاربردی و کاربرپسند بودند و امکانات خوبی داشتند. تیم مدیریتی را نسبتاً منظم و خوب میدیدم و جو کار همکاریمحور بود. تجربهام مثبت بود و برایشان بهترینها را آرزو میکنم.
دوست داشتم تجربه کاریم در این شرکت رو با حس مشابهی بیان کنم، اما به خاطر برخی مشکلات خانوادگی مجبور شدم کنار بکشم وگرنه از محیط و کار اونجا خیلی راضی بودم؛ از نظر من اگر فرصتی دوباره پیش بیاد، بازهم دوست دارم به اونجا برگردم.
تجربه من با این شرکت به طور کلی رضایتبخش نبود، هرچند در آغاز برخوردها حرفهای و منظم به نظر میرسید. با گذشت زمان اما متوجه شدم که تصمیمها و اولویتها بیشتر بر پایه منافع شخصی شکل میگرفت و رفتارها کمکم غیرحرفهای میشد.
دو سال در این مجموعه کار کردم و همیشه وعدههای آرامبخشی میشنیدم که اوضاع بهبود پیدا میکند، اما هر بار شرایط بدتر میشد. از پرداخت بهموقع حقوق صحبت میشد تا رشد چندبرابری شرکت، اما همهی این حرفها با واگذاری شرکت به یک مجموعه دیگر بیثمر شد. واقعاً قبل از ورود آن مجموعه و سرمایهگذار، وضع شرکت بهتر بود.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.