در محیط کاری فعلیم در حوزه فناوری اطلاعات فرصتهایی برای پیادهکردن ایدهها و خلاقیتم وجود دارد. فضای کار بسیار حمایتی و مثبت است و همین جو آرام و متمرکز باعث میشود بتوانم به راحتی روی پروژهها کار کنم. سطح استرس کمتر است و تعامل قوی تیمی انگیزه و کارایی من را به شکل محسوسی بالا میبرد. تجربهام باعث میشود هر روز امیدوارتر به پیشرفت حرفهای و تقویت مهارتهایم باشم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در طول یک سالی که با این شرکت همکاری دارم، تجربهام خوشایند بوده است. شرکت کوچک است اما پروژههای مناسبی دارد و جو کار سالمی حاکم است؛ رشد حرفهایام هم در این مدت خوب بوده است. در مورد گذشته شرکت اطلاعی ندارم، اما تا به امروز مشکل خاصی نداشتم. پیامهای اینجا گاهی تکراری به نظر میرسند و به نظر میرسد بعضی افراد بیش از یک نفر مسئول نوشتن همهی پیامها باشند. به طور کلی این شرکت را پیشنهاد میکنم.
ورودم به مجموعه ستاره طلایی سینا نقطهای بود که مسیر حرفهایام را به کلی تغییر داد. از همان ابتدای کار، نظم و ساختار مشخص و فضای حرفهای حاکم بر مجموعه، احساس امنیت شغلی و انگیزه برای رشد را در من القا کرد. یکی از جنبههای شاخص این مجموعه، احترام به سرمایه انسانی است. بهعنوان عضو مؤثر از یک سیستم هدفمند دیده شدم و بهجای صرفا یک نیرو، بهرهور و مشارکتگر بودم. آموزشهای اولیه دقیق، کاربردی و متناسب با مسئولیتهایم بود و این موضوع باعث شد بدون استرس وارد محیط کار شده و در کوتاهترین زمان به بهرهوری برسم. مدیران با شفافیت و احترام، مسیرهای رشد را به همکاران نشان میدادند. در جلسات دورهای به ایدهها و بازخوردها توجه میکردند و این رفتار حس تعلق عمیقی نسبت به مجموعه در من ایجاد میکرد. در طول دوره همکاری با چالشهایی مواجه شدم، اما مهمتر از همه رویکرد مجموعه به این موارد بود؛ همواره بر پایه حل مسئله، همکاری تیمی و توسعه فردی پیش میرفتند. امروز با افتخار میگویم کار در ستاره طلایی سینا برایم تنها یک شغل نبود، بلکه فرصتی برای یادگیری، رشد، ساختن شبکهای از روابط حرفهای و روشنتر ساختن آینده بود. اگر بخواهم دقیق بگویم، فاصله بین تأیید تا آغاز به کار من شش روز بود. در همان روزهای ابتدایی مصاحبهای مفصل با مدیرعامل داشتم. شرکت همچنان رو به رشد است و
هرچه میگویم باورنکردنی به نظر میرسد اما واقعا چنین تجربهای دارم. شرکت فرآزما از نظر من با بینظمی و نبود بنیانهای محکم و حسابشده روبهروست؛ اینها از نقاط ضعفی هستند که نمیشود آنها را نادیده گرفت. با وجود اینکه مدیرعامل تا اندازهای با اخلاق است، اما برنامهریزی شرکت فاقد پایه و پایهریزی درستی است و تدبیر کافی برای اداره امور ندارد، بنابراین برای کارمندان قابل اعتماد نیست. از طرفی منابع مالی شرکت آنقدر نیست تا پرداختی منظم را تضمین کند و در نتیجه کارمندها نمیتوانند انتظار دریافتهای مالی منظم داشته باشند.
تو اماف با یک تیم همدل رویرو شدم و خیلی بهم کمک شد تا بتونم تسک هام رو انجام بدم این حجم از صمیمیت و کمک برام جذاب بود و من هم هرکاری تونستم برای انجام تسک ها انجام دادم
من قبل از استخدام نظرات رو خوندم و با خودشون هم در میان گذاشتم و در نهایت تصمیم به همکاری گرفتم و خوشحالم از این بابت. تمام موضوعات و سوالات من رو با حوصله پاسخ دادند و در حین همکاری هم همیشه مدیر محصول در دسترس بود و مسائل رو با حوصله صحبت میکردیم این باعث میشد خیلی تیم همدل باشه و محیط خوب و همدلی بین تیم باشه
در آغاز فهمیدم که مشکلات داخلی هر تیم به ریشهای مدیریتی برمیگردد که آن مجموعه را اداره میکند. زمانی که فردی به این نتیجه برسد که رفتار هر کس در هر محیطی متاثر از فرهنگ و کنشهای همان محیط است، به مرز بلوغ فکری نزدیک میشود. وقتی اعضای یک تیم با یکدیگر درگیر میشوند و مدیران تنها تماشاگرند، این نشان میدهد که روند اعمال سیاستهای مدیریتی دقیقا مطابق میل مدیر گروه پیش میرود.
در گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما من تجربهای مالی داشتم که هنوز هم با خودم مرور میکنم. از همان آغاز از بابت اینکه یکی از همکاران قبلی اسم صندوق بازنشستگی را مطرح کرد، قدری تعجب کردم. قرار بود هر شش ماه بتوانیم به پولمان دسترسی داشته باشیم، اما گویا دیگر چنین امکانی وجود ندارد و بیش از یک سال هم گذشته است. این موضوع برای من و همکارانم عادی نیست و به اندازهای که برای دیگران شاید بیاهمیت باشد، برای ما ارزش و اهمیت دارد. طبق قراردادی که از سوی شرکت نوشته شده بود انتظار اجرای دقیق آن را دارم؛ اگر قویتر از این باشد، مطمئنا قدردان خواهند بود.
رفتم برای مصاحبه معلوم نبود من مصاحبه میکردم یا فرد مقابلم، حس خوبی نگرفتم، نمیدونم چرا اسرار داشتن برای ملحق شدنم، مصاحبه کننده اونقدر لاک ناخنهاشو میدید و توجه اش به ناخنهاش بود و با من حرف میزد که من معذب شدم بعنوان آقا، رفتار حرفه ای ندیدم، من از تهرانسر رفتم میدان آرژانتین برای هیچ!
من به عنوان بنیانگذار و مدیر شرکت دودکانی، از بازخوردهای دوستان و همراهانم خوشحال میشوم وقتی مجموعهمان با نگاه مثبتی روبهرو میشود. در عین حال وقتی برخی نظرات غیرواقعی و نادرست منتشر میشود، واقعا ناراحت میشوم که چرا چنین پیامهایی به وجود میآیند. من پذیرای نقد هستم و در صورت بروز مشکل در همکاری با افراد یا همراهان، عذرخواهی میکنم و سعی میکنم جبرانی ارائه کنم؛ اما انتشار مطالب کذب در فضای مجازی به قصد تخریب، کار درستی نیست. با این حال مطمئن باشید که مردم با خواندن چنین پیامهایی نسبت به مجموعه دودکانی اعتمادشان تغییر نمیکند و بالعکس، به قدرت ما افزوده میشود زیرا مجموعهای که همواره در حال پیشرفت است، در برابر حاشیهسازیها مقاوم است. افرادی که با شیوههای ناشناس و در فضای مجازی به دنبال تخریب هستند بهتر است بدانند دودکانی با افتخار ۱۵ سال خدمت در حوزه شرکتها و پروژههای نرمافزاری، با بیش از دو هزار قرارداد موفق، و همچنین در زمینه آموزشگاه با بیش از پنجاههزار دانشآموز، اکنون در سه شعبه پذیرای حدود هزار و دویست دانشآموز بزرگسال، کودکان و نوجوانان است؛ این تنها گوشهای از اعتماد مردم به دودکانی است. موفقیتهای ما همواره نتیجه تلاش جمعی و قدردانی از مردم عزیز است.
شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما را تجربه کردم و به شخصه احساس کردم فشار کاری بالا و بیپاسخ بودن به دغدغهها از ویژگیهای شاخص آن بود. مدیرعامل با ادعای زیادی ظاهر میشد اما توانایی اجرایی ملموسی از او ندیدم و به نظر میرسید بیشتر در پی تبلیغات و مجلسگردی است تا حل مسائل تیم. هر سال قبل از نمایشگاه تیم را تحت فشار میگذاشتند تا محصولی کمکیف ارائه شود و این روند به کیفیت کار لطمه میزد. دریافت حقوق هم در برخی مواقع ناکافی بود و بخشی از حقوق به صندوقی نامشخص و با نام بازنشستگی تخصیص میشد که دسترسی به آن محدود بود؛ این موضوع منجر به ناامیدی در رابطه با آینده مالی شد. در مجموع، تنها از جانب مدیران به نظر میرسید که حرفهای زیادی وجود دارد اما نتیجهای ملموس و قابل بازنگری دیده نمیشد.
خیلی شرکت خوبیه من ازش فقط تعریف شنیدم رفتار دوستانه کارمندا باهم و تیم قوی این شرکت فوق العادست و همچنین کارشون خیلی قویه و تمرکزشون روی پیشرفتشونه✨✨🤍 امیدوارم بتونن به درجات بالایی برسن وهمیشه موفق باشن
با توجه به بازه ی زمانی ای که در شرکت کاربین کار کرده ام تجربه ی خوبی به دست اورده ام. همکارهای خوبی پیدا کردم. چیزهای خوبی یاد گرفتم. با اقای قلی پور اشنا شدم. ایشان از شخصیت های خوب کاربین هستند. واقعا برای ایشان ارزوی موفقیت هم دارم.
من با این مجموعه کار کردم و حالا تجربهام را برای کسانی مینویسم که قصد دارند رزومه خود را به این شرکت ارسال کنند. فضای کار واقعا مشکل داشت، جو نسبت به همکاران خیلی ناسالم بود و برخوردها بیشتر شبیه روابط خاموش خانوادگی میماند تا یک محیط حرفهای. حقوقها به موقع پرداخت نمیشد و تسویهحسابها با تاخیر انجام میشد؛ به طوری که هنگام قطع همکاری باید ماهها پیگیر میشدید تا حسابتان تسویه شود و در نهایت با بحث و جدل این کار انجام میشد. اخیرا هم رفتارهای غیررسمی بین برخی افراد بروز کرده بود و شاهد بودم که روابطی خارج از چارچوب حرفهای شکل میگرفت. با توجه به تجربهام، سازمان به سه گروه تقسیم میشد: گروهی که دنبال فرصت بهتر برای خروج از مجموعهاند تا از آنجا جدا شوند، گروهی که به دلیل کمسوادی یا ناکافی بودن مهارتها در جای دیگر کار نمیکردند و همچنان آنجا مانده بودند، و گروه سوم مدیرانی که حقوق خوبی میگرفتند و اینجا برایشان مانند هتلی بود که هرچند حقوق به موقع نبود، اما از نظر اقتصادی برایشان به صرفه بود. در کل اگر هدف شما ورود به این سازمان است، باید آماده باشید که بیشتر جنبههای اعصابخردکن دارد و تجربهی من تنها به دنبال آن نتیجهای نبود که انتظار داشت. خوشبختانه از این مجموعه جدا شدم و در شرکت معتبر دیگری مشغول به کار شدم و اکنون با هیچیک از مشکلات قبل روبهرو نیستم. لطفا با احتیاط تصمیم بگیرید و اگر به دنبال محیطی سالم هستید، گزینههای دیگری را بررسی کنید.
شرکت دلینو را تجربه کردم و احساس کردم مدیرعامل شرکت به اندازه کافی تجربه ندارد و توان مدیریت لازم را ندارد. او بهتر میتواند با افرادی که از خودش پایینتر هستند ارتباط برقرار کند. منابع انسانی در حال حاضر ضعف زیادی دارد و هر کار مربوط به منابع انسانی مدتی طول میکشد تا به نتیجه برسد. فضای شرکت را مثل آرایشگاه میبیند و واقعا رفتار سازمانی ندارد. سلطه و جایگاهها در شرکت به درستی رعایت نمیشود و مدیریت بهطور کلی وجود ندارد.
سرپرست واحد منابع انسانی بی ادب و وحشیه رفتارش با هیچکس خوب نیست به همه توهین میکنه زیراب میزنه تو تمام واحدا زیراب میزنه فقط دنبال حاشیه میگرده تنها یه دوستم بیشتر نداره اونم چون اروم و ساکته باهاش دووم اورده خیلی رفتاراش غیرعادیه باهمه دعوا داره همرو تو واحدای مختلف میخواد اخراج کنه و مدیرشم این اجازرو بهش داده که باهرکس هرطور میخواد رفتار کنه خیلی از بالا به همه نگاه میکنه خواهش میکنم نسبت به این موضوع پیگیری کنید کل شرکت بخاطر این ادم پر از حاشیه شده همه واحدارو به هم میریزه بین واحدا اختلاف میندازه
شرکت بانک پاسارگاد را تجربه کردم، اما به روایت خودم میخواهم از تجربهام بگویم. در واقع دیدم که سرمایه انسانی در اینجا چقدر undervalued است و باور داشتند باید زندگی کاری را مقدم بر زندگی شخصی دید. باید از ساعت اول حضور بیایم و خداحافظی مشخصی هم ندارد؛ گاهی شبها تا خیلی دیر میماندیم و گاهی حتی تا پاسی از شب. ستادها هم برخی واحدها را خیلی ساده بهنظر میرسند، اما فقط کافی است اسم روابط عمومی را بیاوری تا بفهمی با شنیدن نامش چه اضطرابی در برخی مدیران و کارکنان ایجاد میشود. مدیری که روزی منشی مدیرعامل بوده و حالا با چه تخصصی در رأس کار است، برایم سؤال برانگیز بود. در کنار آن، زن مجردی که چهل و شش یا هفت ساله است و به همه کارمندان بیدلیل برمیخورد. اگر در بانک از واژه کارمند استفاده کنی، به چشم میآیند و خانوادهات را هم جلو چشم میآورند که اینجا کارمند نداریم و باید بگوییم همکار. مدام برای بانکرانیهای دفتر آگهی میزند و روابط عمومی هم با اخراجهای پیدرپی دفتر را بهروز نگاه میدارد؛ این آزار روانی به حدی است که گفتنش در هر واحدی قابل درک است. روابط عمومی به نظر میرسد که همیشه در فشار است و خود این وضع به شدت رنجآور است. با آمدن این شخص، بسیاری از کارکنان قدیمی و برجسته این بخش یا اخراج شدند یا با فشار سهم شدهاند تا ستون تازهای را تحمل کنند. حتی اگر شرایط سخت باشد، یا کنار بیایم یا رخ بدهی میکنم یا ترک کار میکنم. تجربههای مشابهی که درباره سهام یا خریدها از دیگران شنیده میشد، اینجا هم به واقعیت نزدیک بود. به طور کلی، به نظر میرسد بانک تنها به افراد دو سال اول استخدام توجه دارد و کسانی که مدام ترفیع میگیرند یا به پستهای مثل رییس شعبه میرسند، از مزایا برخوردار میشوند؛ بقیه به عبارتی کارگرند.
در تمام مدتی که در شرکت موج پژوه البرز مشغول به کار هستم فقط به دانسته ها و دانشم اضافه شده و این مورد صرفا با پی گیری مستمر مدیر مربوطه انجام شده است . اگر بخواهیم در این شرکت راه خودمان را برویم حتما به چالش برمی خوریم و باید صرفا کاری که خواسته شده را انجام دهیم در اینجا هر کدام از همکاران که رویه شخصی خودشان را پیش می گیرند باچالش مواجه می شوند اما افرادی که به راهکار و دستورات مدیر مربوطه توجه دارند و کارهای خواسته شده را انجام می دهند نه تنها به مشکل نمی خورند بلکه پیشرفت هم خواهند داشت. این شرکت به دلیل تعداد زیاد پرسنل دارای قوانین خاص می باشد که فقط به منظور حفظ نظم و تعادل قوانین تظیم شده است و باید از مدیریت و منابع انسانی تشکر کنیم که به جهت آرامش و حفظ نظم شرکت و عدم ایجاد اختلال در روند کاری پرسنل این قوانین را ایجاد نموده اند. در این مدتی که در این شرکت هستم بابت کاری که انجام دادم حقوق گرفته ام و اگر رضایت مدیر واحد را در برداشته باشد پاداش هم برای من در نظر گرفته اند در کل اگر شخصی منظم و تابع قوانین هستید در این شرکت به خوبی کار می کنید و پیشرفت خواهید داشت اما اگر با قوانین مشکل دارید این شرکت و هیچ شرکتی را برای شما پیشنهاد نمیکنم
باسلام، تجربه من از شرکت در حالیکه همچنان در آن مشغول به کار هستم، محیط حرفه ای، منظم و با دیسیپلین هست که در صورتیکه کارت رو درست و به موقع انجام بدی نه تنها شرکت به قول هاش وفاداره بلکه بیش از اون رو در نظر میگیره اینکه تجربه افراد فقط از یک نگاه باشه و کم کاری، بی نظمی ، بی تعهدی خودمون رو در نظر نگیریم و تنها بازخورد این رفتار خودمون رو به عنوان تجربه بیان کنیم بسیار بی اخلاقی هست و بایستی بگیم که در جریان پروژه با بی مسئولیتی چه خساراتی به زحمات بقیه افراد تیم هم زدیم بعد با مظلوم نمایی خودمون رو قربانی نشون بدیم به نظرم تنها از ضعفه شخصیت خودمون ناشی میشه، تا وقتی از مواهب شرکت برخودار هستین، وام های کلان میگیریم، حقوق مناسب و پروژه هایی که به ما امکان میده بر لبه تکنولوژی کار کنیم و یاد بگیریم. امیدوارم دوستانی که قصد همکاری با هر مجموعه ای رو دارند به عقل خودشون روجوع کنن و از تجربه آدمهایی که پیش از ورود به شرکت نیاز به روانپزشک و روان شناس داشتن به عنوان ملاک ارزیابی استفاده نکنن، ضمنا پیشنهاد می کنم در صورت علاقه تجربه همچین افرادی رو در مورد سایر شرکت ها در این صنعت رو بخونید همه شرکت ها با چنین آدم هایی درگیر هستند. موفق باشید.
برای من که سالها در منشور سیمین کار میکردم، تجدید نظر در اشتراکگذاری احساساتم الزامی بود. آن روزها فهمیدم که با رفتن نوری، خیلی از مشکلات داخلی شرکت به ظاهر حل شد، اگرچه حقیقت این نیست که آن تغییرات، به طور کامل بیماریها را از بین برده باشد. قبل از جدا شدن او، او را به عنوان منشا بسیاری از زیرآبزنیها میدانستم و این موضوع در چند واحد شرکت به وضوح قابل مشاهده بود. وقتی از شرکت رفته، به نظر میرسید رفتار و شخصیت او در افراد دیگر پخش شده و هر کسی که در جایگاه او قرار میگرفت، آن رفتار را بهنوعی بهعنوان وظیفه عملکردی خود میدانست. گردانندگان شرکت همچنان به نظر میرسد کنار هم مانند گروهی از افراد کنجکاو در محلههای قدیمی تهران بمانند؛ لیدر این گروه، به نظر من، کسی است که توان مدیریت اجرایی را داشت. به نظر میرسد مسائل و مشکلات برای مدیرعامل شرکت اصلا اهمیت ندارد، زیرا منشور سیمین را فقط به عنوان پوششی برای پولشویی میبیند. اما شستن پول با خون، نه تنها پول را پاک نمیکند بلکه باعث آلودگی بیشتر میشود.
در محیط کاری فعلیم در حوزه فناوری اطلاعات فرصتهایی برای پیادهکردن ایدهها و خلاقیتم وجود دارد. فضای کار بسیار حمایتی و مثبت است و همین جو آرام و متمرکز باعث میشود بتوانم به راحتی روی پروژهها کار کنم. سطح استرس کمتر است و تعامل قوی تیمی انگیزه و کارایی من را به شکل محسوسی بالا میبرد. تجربهام باعث میشود هر روز امیدوارتر به پیشرفت حرفهای و تقویت مهارتهایم باشم.
من در طول یک سالی که با این شرکت همکاری دارم، تجربهام خوشایند بوده است. شرکت کوچک است اما پروژههای مناسبی دارد و جو کار سالمی حاکم است؛ رشد حرفهایام هم در این مدت خوب بوده است. در مورد گذشته شرکت اطلاعی ندارم، اما تا به امروز مشکل خاصی نداشتم. پیامهای اینجا گاهی تکراری به نظر میرسند و به نظر میرسد بعضی افراد بیش از یک نفر مسئول نوشتن همهی پیامها باشند. به طور کلی این شرکت را پیشنهاد میکنم.
ورودم به مجموعه ستاره طلایی سینا نقطهای بود که مسیر حرفهایام را به کلی تغییر داد. از همان ابتدای کار، نظم و ساختار مشخص و فضای حرفهای حاکم بر مجموعه، احساس امنیت شغلی و انگیزه برای رشد را در من القا کرد. یکی از جنبههای شاخص این مجموعه، احترام به سرمایه انسانی است. بهعنوان عضو مؤثر از یک سیستم هدفمند دیده شدم و بهجای صرفا یک نیرو، بهرهور و مشارکتگر بودم. آموزشهای اولیه دقیق، کاربردی و متناسب با مسئولیتهایم بود و این موضوع باعث شد بدون استرس وارد محیط کار شده و در کوتاهترین زمان به بهرهوری برسم. مدیران با شفافیت و احترام، مسیرهای رشد را به همکاران نشان میدادند. در جلسات دورهای به ایدهها و بازخوردها توجه میکردند و این رفتار حس تعلق عمیقی نسبت به مجموعه در من ایجاد میکرد. در طول دوره همکاری با چالشهایی مواجه شدم، اما مهمتر از همه رویکرد مجموعه به این موارد بود؛ همواره بر پایه حل مسئله، همکاری تیمی و توسعه فردی پیش میرفتند. امروز با افتخار میگویم کار در ستاره طلایی سینا برایم تنها یک شغل نبود، بلکه فرصتی برای یادگیری، رشد، ساختن شبکهای از روابط حرفهای و روشنتر ساختن آینده بود. اگر بخواهم دقیق بگویم، فاصله بین تأیید تا آغاز به کار من شش روز بود. در همان روزهای ابتدایی مصاحبهای مفصل با مدیرعامل داشتم. شرکت همچنان رو به رشد است و
هرچه میگویم باورنکردنی به نظر میرسد اما واقعا چنین تجربهای دارم. شرکت فرآزما از نظر من با بینظمی و نبود بنیانهای محکم و حسابشده روبهروست؛ اینها از نقاط ضعفی هستند که نمیشود آنها را نادیده گرفت. با وجود اینکه مدیرعامل تا اندازهای با اخلاق است، اما برنامهریزی شرکت فاقد پایه و پایهریزی درستی است و تدبیر کافی برای اداره امور ندارد، بنابراین برای کارمندان قابل اعتماد نیست. از طرفی منابع مالی شرکت آنقدر نیست تا پرداختی منظم را تضمین کند و در نتیجه کارمندها نمیتوانند انتظار دریافتهای مالی منظم داشته باشند.
تو اماف با یک تیم همدل رویرو شدم و خیلی بهم کمک شد تا بتونم تسک هام رو انجام بدم این حجم از صمیمیت و کمک برام جذاب بود و من هم هرکاری تونستم برای انجام تسک ها انجام دادم
من قبل از استخدام نظرات رو خوندم و با خودشون هم در میان گذاشتم و در نهایت تصمیم به همکاری گرفتم و خوشحالم از این بابت. تمام موضوعات و سوالات من رو با حوصله پاسخ دادند و در حین همکاری هم همیشه مدیر محصول در دسترس بود و مسائل رو با حوصله صحبت میکردیم این باعث میشد خیلی تیم همدل باشه و محیط خوب و همدلی بین تیم باشه
در آغاز فهمیدم که مشکلات داخلی هر تیم به ریشهای مدیریتی برمیگردد که آن مجموعه را اداره میکند. زمانی که فردی به این نتیجه برسد که رفتار هر کس در هر محیطی متاثر از فرهنگ و کنشهای همان محیط است، به مرز بلوغ فکری نزدیک میشود. وقتی اعضای یک تیم با یکدیگر درگیر میشوند و مدیران تنها تماشاگرند، این نشان میدهد که روند اعمال سیاستهای مدیریتی دقیقا مطابق میل مدیر گروه پیش میرود.
در گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما من تجربهای مالی داشتم که هنوز هم با خودم مرور میکنم. از همان آغاز از بابت اینکه یکی از همکاران قبلی اسم صندوق بازنشستگی را مطرح کرد، قدری تعجب کردم. قرار بود هر شش ماه بتوانیم به پولمان دسترسی داشته باشیم، اما گویا دیگر چنین امکانی وجود ندارد و بیش از یک سال هم گذشته است. این موضوع برای من و همکارانم عادی نیست و به اندازهای که برای دیگران شاید بیاهمیت باشد، برای ما ارزش و اهمیت دارد. طبق قراردادی که از سوی شرکت نوشته شده بود انتظار اجرای دقیق آن را دارم؛ اگر قویتر از این باشد، مطمئنا قدردان خواهند بود.
رفتم برای مصاحبه معلوم نبود من مصاحبه میکردم یا فرد مقابلم، حس خوبی نگرفتم، نمیدونم چرا اسرار داشتن برای ملحق شدنم، مصاحبه کننده اونقدر لاک ناخنهاشو میدید و توجه اش به ناخنهاش بود و با من حرف میزد که من معذب شدم بعنوان آقا، رفتار حرفه ای ندیدم، من از تهرانسر رفتم میدان آرژانتین برای هیچ!
من به عنوان بنیانگذار و مدیر شرکت دودکانی، از بازخوردهای دوستان و همراهانم خوشحال میشوم وقتی مجموعهمان با نگاه مثبتی روبهرو میشود. در عین حال وقتی برخی نظرات غیرواقعی و نادرست منتشر میشود، واقعا ناراحت میشوم که چرا چنین پیامهایی به وجود میآیند. من پذیرای نقد هستم و در صورت بروز مشکل در همکاری با افراد یا همراهان، عذرخواهی میکنم و سعی میکنم جبرانی ارائه کنم؛ اما انتشار مطالب کذب در فضای مجازی به قصد تخریب، کار درستی نیست. با این حال مطمئن باشید که مردم با خواندن چنین پیامهایی نسبت به مجموعه دودکانی اعتمادشان تغییر نمیکند و بالعکس، به قدرت ما افزوده میشود زیرا مجموعهای که همواره در حال پیشرفت است، در برابر حاشیهسازیها مقاوم است. افرادی که با شیوههای ناشناس و در فضای مجازی به دنبال تخریب هستند بهتر است بدانند دودکانی با افتخار ۱۵ سال خدمت در حوزه شرکتها و پروژههای نرمافزاری، با بیش از دو هزار قرارداد موفق، و همچنین در زمینه آموزشگاه با بیش از پنجاههزار دانشآموز، اکنون در سه شعبه پذیرای حدود هزار و دویست دانشآموز بزرگسال، کودکان و نوجوانان است؛ این تنها گوشهای از اعتماد مردم به دودکانی است. موفقیتهای ما همواره نتیجه تلاش جمعی و قدردانی از مردم عزیز است.
شرکت گروه خدمات بازار سرمایه کاریزما را تجربه کردم و به شخصه احساس کردم فشار کاری بالا و بیپاسخ بودن به دغدغهها از ویژگیهای شاخص آن بود. مدیرعامل با ادعای زیادی ظاهر میشد اما توانایی اجرایی ملموسی از او ندیدم و به نظر میرسید بیشتر در پی تبلیغات و مجلسگردی است تا حل مسائل تیم. هر سال قبل از نمایشگاه تیم را تحت فشار میگذاشتند تا محصولی کمکیف ارائه شود و این روند به کیفیت کار لطمه میزد. دریافت حقوق هم در برخی مواقع ناکافی بود و بخشی از حقوق به صندوقی نامشخص و با نام بازنشستگی تخصیص میشد که دسترسی به آن محدود بود؛ این موضوع منجر به ناامیدی در رابطه با آینده مالی شد. در مجموع، تنها از جانب مدیران به نظر میرسید که حرفهای زیادی وجود دارد اما نتیجهای ملموس و قابل بازنگری دیده نمیشد.
خیلی شرکت خوبیه من ازش فقط تعریف شنیدم رفتار دوستانه کارمندا باهم و تیم قوی این شرکت فوق العادست و همچنین کارشون خیلی قویه و تمرکزشون روی پیشرفتشونه✨✨🤍 امیدوارم بتونن به درجات بالایی برسن وهمیشه موفق باشن
با توجه به بازه ی زمانی ای که در شرکت کاربین کار کرده ام تجربه ی خوبی به دست اورده ام. همکارهای خوبی پیدا کردم. چیزهای خوبی یاد گرفتم. با اقای قلی پور اشنا شدم. ایشان از شخصیت های خوب کاربین هستند. واقعا برای ایشان ارزوی موفقیت هم دارم.
من با این مجموعه کار کردم و حالا تجربهام را برای کسانی مینویسم که قصد دارند رزومه خود را به این شرکت ارسال کنند. فضای کار واقعا مشکل داشت، جو نسبت به همکاران خیلی ناسالم بود و برخوردها بیشتر شبیه روابط خاموش خانوادگی میماند تا یک محیط حرفهای. حقوقها به موقع پرداخت نمیشد و تسویهحسابها با تاخیر انجام میشد؛ به طوری که هنگام قطع همکاری باید ماهها پیگیر میشدید تا حسابتان تسویه شود و در نهایت با بحث و جدل این کار انجام میشد. اخیرا هم رفتارهای غیررسمی بین برخی افراد بروز کرده بود و شاهد بودم که روابطی خارج از چارچوب حرفهای شکل میگرفت. با توجه به تجربهام، سازمان به سه گروه تقسیم میشد: گروهی که دنبال فرصت بهتر برای خروج از مجموعهاند تا از آنجا جدا شوند، گروهی که به دلیل کمسوادی یا ناکافی بودن مهارتها در جای دیگر کار نمیکردند و همچنان آنجا مانده بودند، و گروه سوم مدیرانی که حقوق خوبی میگرفتند و اینجا برایشان مانند هتلی بود که هرچند حقوق به موقع نبود، اما از نظر اقتصادی برایشان به صرفه بود. در کل اگر هدف شما ورود به این سازمان است، باید آماده باشید که بیشتر جنبههای اعصابخردکن دارد و تجربهی من تنها به دنبال آن نتیجهای نبود که انتظار داشت. خوشبختانه از این مجموعه جدا شدم و در شرکت معتبر دیگری مشغول به کار شدم و اکنون با هیچیک از مشکلات قبل روبهرو نیستم. لطفا با احتیاط تصمیم بگیرید و اگر به دنبال محیطی سالم هستید، گزینههای دیگری را بررسی کنید.
شرکت دلینو را تجربه کردم و احساس کردم مدیرعامل شرکت به اندازه کافی تجربه ندارد و توان مدیریت لازم را ندارد. او بهتر میتواند با افرادی که از خودش پایینتر هستند ارتباط برقرار کند. منابع انسانی در حال حاضر ضعف زیادی دارد و هر کار مربوط به منابع انسانی مدتی طول میکشد تا به نتیجه برسد. فضای شرکت را مثل آرایشگاه میبیند و واقعا رفتار سازمانی ندارد. سلطه و جایگاهها در شرکت به درستی رعایت نمیشود و مدیریت بهطور کلی وجود ندارد.
سرپرست واحد منابع انسانی بی ادب و وحشیه رفتارش با هیچکس خوب نیست به همه توهین میکنه زیراب میزنه تو تمام واحدا زیراب میزنه فقط دنبال حاشیه میگرده تنها یه دوستم بیشتر نداره اونم چون اروم و ساکته باهاش دووم اورده خیلی رفتاراش غیرعادیه باهمه دعوا داره همرو تو واحدای مختلف میخواد اخراج کنه و مدیرشم این اجازرو بهش داده که باهرکس هرطور میخواد رفتار کنه خیلی از بالا به همه نگاه میکنه خواهش میکنم نسبت به این موضوع پیگیری کنید کل شرکت بخاطر این ادم پر از حاشیه شده همه واحدارو به هم میریزه بین واحدا اختلاف میندازه
شرکت بانک پاسارگاد را تجربه کردم، اما به روایت خودم میخواهم از تجربهام بگویم. در واقع دیدم که سرمایه انسانی در اینجا چقدر undervalued است و باور داشتند باید زندگی کاری را مقدم بر زندگی شخصی دید. باید از ساعت اول حضور بیایم و خداحافظی مشخصی هم ندارد؛ گاهی شبها تا خیلی دیر میماندیم و گاهی حتی تا پاسی از شب. ستادها هم برخی واحدها را خیلی ساده بهنظر میرسند، اما فقط کافی است اسم روابط عمومی را بیاوری تا بفهمی با شنیدن نامش چه اضطرابی در برخی مدیران و کارکنان ایجاد میشود. مدیری که روزی منشی مدیرعامل بوده و حالا با چه تخصصی در رأس کار است، برایم سؤال برانگیز بود. در کنار آن، زن مجردی که چهل و شش یا هفت ساله است و به همه کارمندان بیدلیل برمیخورد. اگر در بانک از واژه کارمند استفاده کنی، به چشم میآیند و خانوادهات را هم جلو چشم میآورند که اینجا کارمند نداریم و باید بگوییم همکار. مدام برای بانکرانیهای دفتر آگهی میزند و روابط عمومی هم با اخراجهای پیدرپی دفتر را بهروز نگاه میدارد؛ این آزار روانی به حدی است که گفتنش در هر واحدی قابل درک است. روابط عمومی به نظر میرسد که همیشه در فشار است و خود این وضع به شدت رنجآور است. با آمدن این شخص، بسیاری از کارکنان قدیمی و برجسته این بخش یا اخراج شدند یا با فشار سهم شدهاند تا ستون تازهای را تحمل کنند. حتی اگر شرایط سخت باشد، یا کنار بیایم یا رخ بدهی میکنم یا ترک کار میکنم. تجربههای مشابهی که درباره سهام یا خریدها از دیگران شنیده میشد، اینجا هم به واقعیت نزدیک بود. به طور کلی، به نظر میرسد بانک تنها به افراد دو سال اول استخدام توجه دارد و کسانی که مدام ترفیع میگیرند یا به پستهای مثل رییس شعبه میرسند، از مزایا برخوردار میشوند؛ بقیه به عبارتی کارگرند.
در تمام مدتی که در شرکت موج پژوه البرز مشغول به کار هستم فقط به دانسته ها و دانشم اضافه شده و این مورد صرفا با پی گیری مستمر مدیر مربوطه انجام شده است . اگر بخواهیم در این شرکت راه خودمان را برویم حتما به چالش برمی خوریم و باید صرفا کاری که خواسته شده را انجام دهیم در اینجا هر کدام از همکاران که رویه شخصی خودشان را پیش می گیرند باچالش مواجه می شوند اما افرادی که به راهکار و دستورات مدیر مربوطه توجه دارند و کارهای خواسته شده را انجام می دهند نه تنها به مشکل نمی خورند بلکه پیشرفت هم خواهند داشت. این شرکت به دلیل تعداد زیاد پرسنل دارای قوانین خاص می باشد که فقط به منظور حفظ نظم و تعادل قوانین تظیم شده است و باید از مدیریت و منابع انسانی تشکر کنیم که به جهت آرامش و حفظ نظم شرکت و عدم ایجاد اختلال در روند کاری پرسنل این قوانین را ایجاد نموده اند. در این مدتی که در این شرکت هستم بابت کاری که انجام دادم حقوق گرفته ام و اگر رضایت مدیر واحد را در برداشته باشد پاداش هم برای من در نظر گرفته اند در کل اگر شخصی منظم و تابع قوانین هستید در این شرکت به خوبی کار می کنید و پیشرفت خواهید داشت اما اگر با قوانین مشکل دارید این شرکت و هیچ شرکتی را برای شما پیشنهاد نمیکنم
باسلام، تجربه من از شرکت در حالیکه همچنان در آن مشغول به کار هستم، محیط حرفه ای، منظم و با دیسیپلین هست که در صورتیکه کارت رو درست و به موقع انجام بدی نه تنها شرکت به قول هاش وفاداره بلکه بیش از اون رو در نظر میگیره اینکه تجربه افراد فقط از یک نگاه باشه و کم کاری، بی نظمی ، بی تعهدی خودمون رو در نظر نگیریم و تنها بازخورد این رفتار خودمون رو به عنوان تجربه بیان کنیم بسیار بی اخلاقی هست و بایستی بگیم که در جریان پروژه با بی مسئولیتی چه خساراتی به زحمات بقیه افراد تیم هم زدیم بعد با مظلوم نمایی خودمون رو قربانی نشون بدیم به نظرم تنها از ضعفه شخصیت خودمون ناشی میشه، تا وقتی از مواهب شرکت برخودار هستین، وام های کلان میگیریم، حقوق مناسب و پروژه هایی که به ما امکان میده بر لبه تکنولوژی کار کنیم و یاد بگیریم. امیدوارم دوستانی که قصد همکاری با هر مجموعه ای رو دارند به عقل خودشون روجوع کنن و از تجربه آدمهایی که پیش از ورود به شرکت نیاز به روانپزشک و روان شناس داشتن به عنوان ملاک ارزیابی استفاده نکنن، ضمنا پیشنهاد می کنم در صورت علاقه تجربه همچین افرادی رو در مورد سایر شرکت ها در این صنعت رو بخونید همه شرکت ها با چنین آدم هایی درگیر هستند. موفق باشید.
برای من که سالها در منشور سیمین کار میکردم، تجدید نظر در اشتراکگذاری احساساتم الزامی بود. آن روزها فهمیدم که با رفتن نوری، خیلی از مشکلات داخلی شرکت به ظاهر حل شد، اگرچه حقیقت این نیست که آن تغییرات، به طور کامل بیماریها را از بین برده باشد. قبل از جدا شدن او، او را به عنوان منشا بسیاری از زیرآبزنیها میدانستم و این موضوع در چند واحد شرکت به وضوح قابل مشاهده بود. وقتی از شرکت رفته، به نظر میرسید رفتار و شخصیت او در افراد دیگر پخش شده و هر کسی که در جایگاه او قرار میگرفت، آن رفتار را بهنوعی بهعنوان وظیفه عملکردی خود میدانست. گردانندگان شرکت همچنان به نظر میرسد کنار هم مانند گروهی از افراد کنجکاو در محلههای قدیمی تهران بمانند؛ لیدر این گروه، به نظر من، کسی است که توان مدیریت اجرایی را داشت. به نظر میرسد مسائل و مشکلات برای مدیرعامل شرکت اصلا اهمیت ندارد، زیرا منشور سیمین را فقط به عنوان پوششی برای پولشویی میبیند. اما شستن پول با خون، نه تنها پول را پاک نمیکند بلکه باعث آلودگی بیشتر میشود.