تنها نقطه مثبتش اینه که متوجه میشی هنوزم شرکت هایی ایرانی فقط ظاهر میسازن و نه چیز بیشتری عدم تخصص و صداقت در کار عدم صداقت با مشتری عدم رعایت حقوق کارمند و مشتری کارمند=برده (در شرایط هفته اول اوج کرونا مدیر بزرگوار کانون بدون ماسک تردد میکرد اولین نفری هم که کرونا گرفت خودشون بودن و 2 هفته نبودن) ......... کلام اخر؛ در اخرین تلاشم داشتم این موضوع که سئو جزوی از بازاریابی دیجیتال هست رو به مدیر دپارتمان دیجیتال مارکتینگ تفهیم میکردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بیشتر از هر چیز، فضای کار این شرکت را به شدت پایین میدانم و این نظر را به عنوان نقطهی ضعف اصلی تجربهام مطرح میکنم. از نظر من فرهنگ سازمانی آنچنان حرفهای وSupporting نیست و این موضوع به وضوح حس میشود. به علاوه، کارهای جانبی یا خارج از ساعات کاری به هیچ عنوان مورد توجه یا ارزشگذاری قرار نمیگیرد و این رفتار باعث کمرنگ شدن سهم شخصی و حرفهای ما میشود. در نهایت، برای حفظ شخصیت و کرامت خود حاضر نبودم با هر قیمتی از رویهای که به نظر من توهینآمیز بود گذشت کنم.
شرکت پاکران الکترونیک برای من تجربهای نسبتا دوستانه بود؛ جو شرکت همواره صمیمی است و جلسات صبحگاهی با طراوت و پرانرژی برگزار میشود که به ذهن آماده و انگیزه میدهد. سطح علمی و فنی پروژهها خیلی بالا بود و فضای یادگیری همچنان باز و فراخ به نظر میرسید. اما تأکید میکنم که اگر هدف کسی صرفا پیش رفتن در یک تخصص محدود و کارکردن فقط روی یک حوزه است، جای کار مناسبی در اینجا نیست؛ چون همواره باید در کارهای گوناگون مشارکت داشت و مدارک دانشگاهی تأثیر چندانی روی حقوق یا موقعیت شغلی ندارد. به طور کلی پرداخت حقوق در موعد مقرر گاهی بیثباتتر است، اما از تجربهی من چنین نیست که حقوق افراد نادیده گرفته شود یا شرکت پولی داشته باشد و بدهی را پرداخت نکند. تجربه من در کل بسیار خوب بود و اکثر همکاران اینجا باورهای مشابهی دارند؛ اگر از نظر دینی خیلی محافظهکار هستید، بهتر است به اینجا نیایید.
به باور من این شرکت بیشتر به روابط و ریشههای خانوادگی تکیه میکند تا شایستگی واقعی. اگر آدم باتجربهای هستی و به دنبال کار میگردی، شاید جای بهتری برای تو باشد کارهای دیگری رو ترجیح بده تا از ناعدالتیهای داخلی دقیقا سرخورده نشی. چنانچه ارتباطی با افراد مورد اعتماد یا اعضای خانواده یا همسر یکی از اعضای هیئت مدیره داری، احتمالا حقوق و مزایا به طور قابل توجهی فرق میکند و اعتبار شایستگی کمتر ملاک میشود. بهطور خلاصه هر چه فشار کار و استرس بیشتر باشد، اعصاب آدم بیشتر خورد میشود و توصیهام این است که اگر گزینه بهتری داری به سمتش بروی. در سالهای اخیر تعدادی از نیروهای با انگیزه و توانمند از شرکت رفتند و ظاهرا تجربهی زیادی برای پیشرفت نصیبت نمیشود. میانگین سن کارکنان بالا است و اکثر مدیران هم به روزرسانیهای علمی و عملی جدید را دنبال نمیکنند. از همراهی جابگا سپاسگزارم؛ با دیدن تجربههای زیادی که در این سایت منتشر میشود، معمولا تصمیم میگیرم به چه شرکتی بروم یا نرو.
با وجود تازهکاری من، کار در یک موسسه حقوقی فرصت خوبی بود تا با فضای فعالیت حقوقی آشنا شوم و نکتههای عملی را لمس کنم. امکان پیشرفت تا حدی وجود دارد، هرچند حقوق، پاداش و مزایا و امنیت شغلی در سطح مناسبی نیستند.
با تشکر از فرصت حضور در ایران سایت، تجربهام همراه با تیم حرفهای این مجموعه شکل گرفت و از همکاری با آنها خرسندم. برایشان آرزوی پیشرفت روزافزون دارم.
مدت کوتاهی اینجا کار میکنم و تنها مزیتش رو به موقع پرداخت شدن حقوق میدونم. مدیران میانی و سرپرستان غالبا بیاخلاق و ناکارآمدن، و مدیرعامل و پسرانشون شخصا در مسائل مربوط به کارمندها ورود میکنن و بازخواست میکنن. اینجا به من یادآوری میشه که چون قدرتی نداری و فقط یک نفر یه کارمند محسوب میشوی، باید همیشه زیر سایه حصار حرفهای دیگران باشی و به حرفشان لبخند بزنی. واحد منابع انسانی همواره در رفتوآمد بین طبقات و واحدهای مختلف است و از هر فرصتی استفاده میکند تا با طرح محبت با تو صحبت کند یا از تو حرف بکشد و برای خود یا دیگران حاشیه درست کند. در این محیط نباید به لبخند افراد اعتماد کرد؛ هیچکدام از همکاران به هم اطمینان ندارند و همگی به دنبال فرصت هستند تا از یکدیگر استفاده کنند. همگی به نوعی برای بقا در شرکت رقابت میکنند.
به مدت بیش از پنج سال در این شرکت مشغول به کار بودم و اگر تصمیم به استعفا میگرفتم فقط برای رسیدن به گامهای بالاتر در مسیر شغلم است. مزایای خوبی داشت و عامل اصلی پیشبرد من خود فرد است؛ هر کاری نقاط ضعفی هم دارد. در سطح مدیر میانی جای نظرهای سلیقهای و شخصی به سختی جایگاهی پیدا میکند و استرس کار بیشترین فشار را میآورد. حقوق نسبتا مناسب بود، با رقمی که بالاتر از میانگین بازار بود، و با امتیازهایی مانند بیمه تکمیلی، سرویس رفتآمد، پاداش سالیانه و افزایش حقوق خارج از افزایش سنواتی، همچنین وعدههای ناهار و مدیریت نسبتا کارآمد.
برای حدود یک سال در اینجا کار کردم و تجربهام از کار کردن در این شرکت نسبتا رضایتبخش بود. مدیر داخلی با درک خوب حال پرسنل به صحبتهای آنها توجه میکرد و کنار آنان مینشست. پرداختها بهموقع انجام میشد و افزایش حقوق هم داشتیم. ناهار رایگان ارائه میشد و این مسئله برایم خوشایند بود. اما تنها نکته منفی این بود که مدیر مستقیم من شخصیتی خشک و بیروح داشت و با صمیمی شدن محیط، چندان همآهنگی حس نمیشد. مشکل دیگر اینکه پنجشنبهها انتظار میرفت یکی از برنامهنویسها تا پایان کار آنجا بماند تا در صورت بروز کاری اضافه بتوان پاسخگو بود، که برای من خوشایند نبود.
وقتی به یاد آن ایام میافتم، خوشحال میشوم که از آنجا جدا شدم و حالا شاهد آرامش بیشتری هستم. فضای کار در آن مجموعه بیثبات و پر از بیانضباطی بود؛ رابطهها کاملا آشوبناک و تجربهای بهظاهر غیرقابل تحمل بود تا حدی که هیچوقت به حتی دشمنم هم توصیه نمیکنم حضور در چنین ساختاری را.
شبکه حقوقی اینجا خیلی پایین است و در واقع هیچ حقوق و مزایایی انتظار ندارید. وعدههای زیاد شنیده میشود اما عمل نمیشود و فضای کار اغلب بیتحرک است. حقوقها به شدت پایین است و پیش از این تیمی با دانش بالا در اینجا حضور داشت، اما مدیرانی آمدهاند که به نظر میرسد مسیر شرکت را به دشواری کشاندهاند. اگر تازهکار هستید و به دنبال یادگیری هستید، این محیط بهویژه برای شروع کار توصیه میشود.
با وجود اینکه فرصت رشد در این مجموعه محدود بود و فضا کمی خشک بود، اما محیط کار از لحاظ تنش آرام بود و کارکردن در آن بدون فشار بود. با این حال، چالشهای قابل توجهی وجود نداشت و ریتم کار بهطور کل یکنواخت بود.
دو سالی بود که با این تیم کار میکردم و ارتباط خوبی با کل مجموعه داشتم. یسناتیم شرکتی است که از سالهای گذشته در مسیر توسعه حرکت کرده و مدیرانش انعطافپذیر هستند؛ بهعلاوه با مدیر فنی هم رابطه دوستانهای پیدا کردم. اینجا سیستم انگیزشی مشخصی وجود دارد و همهی کارکنان میتونن دیدگاه خودشون رو بیان کنن و تصمیمگیری نهایی از طریق رأیگیری انجام میشه. در تجربهام از یسناتیم، احترام زیادی بین مدیران و کارکنان مشاهده میشد و همواره روی کیفیت کار تأکید میشد تا استانداردها حفظ بشه. افرادی رو دیدم که با مشکلات روبهرو بودن؛ اکثرشون یا دانش فنی کافی نداشتن یا به لحاظ رفتاری و اخلاقی مشکلی داشتن که باعث جداییشون از تیم فنی میشد. هیچوقت بهصورت سلیقهای با کسی برخورد نشده و نه تنبیهای غیرمنصفانه دیدم و نه تشویقی سطحی. حقوق همواره منظم پرداخت میشد، حتی بعد از شیوع کرونا که با اونها همکاری کردم و حقوقم نسبتا منظمتر از برخیجاهای دیگه بود. بهنظر من یسناتیم برای آدمهایی که دنبال رشد و کار سالم هستند، محیط خیلی خوبی است. یکی از ویژگیهای خوبشون قابلیت «زمان دارک زون» بود؛ در این بازه تقریبا دو ساعت به موبایل دسترسی نبود و همدیگرو بالای سر کارمون نمیبردیم تا تمرکز کنیم. این رفتار، جای خالی امروزی این کار در کار فعلیم و اعتراض مدیران رو در پی داشت، اما به نظر من ارزش داشت. قطعا دلم برای این تیم تنگ میشود چون چیزهای زیادی یاد گرفتم و امیدوارم دوباره فرصت همکاری باهاشون پیش بیاد.
من دو ماه در این شرکت کار کردم ولی به دلایل مالی بعد از دوره آزمایشی بیرون اومدم. متاسفانه توافق مالی حاصل نشد. از نظر فنی میتونم بگم در حد متوسط بودن و تیم خیلی جوان بود و جز مدیر فنی و هدهای تیم سایرین در حد متوسط رو به پایین بودند. پروژه ها خیلی طول میکشه انجام بشه و یه شرکت خصولتی هست که خیلی هم نیاز به خروجی نیست! از نظر مدیریت همه چی خوب بود، هدیه تولد و جشن تولد و حتی لیگ پینتبال بودش و در اتاق مدیر همیشه به روی شما باز بود و حرفاتون رو میتونستید راحت بزنید. سیگار هم پشتبام آزاد بود، من ندیدم کسی رو با دوربین چک کنن که سایر دوستان میگن، ولی دوربین باید باشه که اگر اتفاقی افتاد، چه کارمند و چه شرکت بدونه چه اتفاقی افتاده. حساب کتاب مالیشون دقیق بود، البته بعد 8 ماه سنوات من رو دادن ولی عیدی رو همون اول اسفند دادن. دیگهههههه کلا ارتباط دختر و پسر هم خیلی رایج بود (البته حمایت نمیشد ولی اوکی بود)، از نظر امکانات و احترام هم واقعا خوب بود. برای من ناهار مهم نبود ولی ناهار نمیدادن. من به دلیل اینکه حقوقم کم بود اومد بیرون که برای خیلی از کارمندهای اونجا اون حقوق خوب هم بود، که بعدش رفتم شرکتی که 30% تقریبا حقوق بالاتری میگرفتم با توجه به تجربه کاریم. آهان راستی روز اول یه لپتاپ و مانیتور و... بهتون میدن و سرعت اینترنت روی 1mb محدود شده، از من سفته 7 میلیونی گرفتن که من گفتم باید روش بنویسم برای تجهیزات و حسن انجام کار که مدیریت بدون بحث پذیرفتن. در دوران اوایل کرونا هم دورکار شدیم و مشکلی نبود. تیم ها خیلی با هم صمیمی بودن و حمایت میکردن از همدیگه. در کل اگر در سطح متوسط میخواید جایی برید اینجا خیلی خوبه (تجربه من برای سال 98 هست). امیدوارم که تجربیاتم به کارتون بیاد.
باورکنید محیط کار آنقدر گرم و صمیمی است که احساس میکنم کنار خانوادهام هستم، مخصوصا با آقای کاوه و خانم کیمیا قلم. آنها فردیهای فوقالعاده دلنشین هستند و فضای کار را به شکلی میسازند که هرکس بتواند به راحتی با آن ارتباط بگیرد. کار کمی سنگین است، اما همیشه پشتیبان و مراقب وضعیت همکاران هستند. خانوادهی خوبی هستند و حمایتمان میکنند.
من دوسال پیش مدتی در این شرکت کار کردم. مدیر جوان و نالایقی داشت. متاسفانه خودش دروغ می گفت و به ما توصیه میکرد که به مشتریان نیز دروغ بگوییم. واقعا شرایط غیر قابل تحملی داشت. مدیر در جلسه رسمی و در اتاق کنفرانس قلیان میکشید. اولین بار که دیدم از تعجب خشکم زد. بعد از صرف قلیان هم شدیدا پرخاشگر و بی نزاکت می شد و به راحتی به افراد دیگر حتی بزرگتر تو هین و بد دهنی میکرد. و به همین ترتیب به سایر پرسنل هم سرایت کرده بود و همه به هم پرخاش میکردند مورد عجیب دیگر اینکه با ید هر کاری که کارمند میکرد در واتساپ اعلام کند یعنی مثلا بگوید: الان به فلانی زنگ زدم اشغال بود - الان دارم میرم نهار بخورم - الان وارد شرکت شدم - الان دارم گزارش فلان را مینویسم و .... در شرکتی که اداعای شرکت نرم افزاری دارند خبری از سیستم و اینترنت نیست باید از وسایل شخصی خود استفاده کنید. آخر هم دو ماه حقوقو عیدی و سنوات من را ندادن و به روی خودشون هم نیاوردن. کلاهبرداری در روز روشن!
این ماجرا که دارم مینویسم برای 3-2 سال پیشه و اسم مدیرش یادم نمیاد. من بعد از 14 سال سابقه کاری رفتم مصاحبه در این شرکت. مصاحبه قبول شدم و گفتن 3 ماه بیا آزمایشی. بعد از اینکه شرایط مثل بیمه و حقوق و قرار داد را باهم بستیم از شرکت قبلی اومدم بیرون و رفتم حامی سیستم مشغول شدم. سه روز اول هرچی میگفتم که کار من چیه میگفتن فعلا با محیط شرکت آشنا بشید تا بعد. مدیر عامل اصلا توضیح نمیداد که شرح وظایف و مسئولیتت چیه! به نظرم اصلا چیزی از نیروی انسانی بلد نبود. ولی خیلی مغرور بود و دست بالا صحبت میکرد. یه چیز دیگه این بود که یه دوربین بزرگ رو سقف نصب بود و بعدا متوجه شدم که همه کارهای پرسنل را چک میکنه حتی صفحه مانیتورشون را هم در تصویر میبینه. واقعا حس بدی داشت. تنها چیز جالبی که اونجا دیدم این بود که اسم پرسنل را با کاغذ پشت صندلی هاشون چسبونده بودن! در نهایت بعد از 20 روز کار بدون اینکه مسئولیتی بدن و خروجی از کار بگیرن گفتن نیا. قشنگ احساس کردم که کارمند نمی خوان فقط دنبال برده هستن. یعنی وقت و زمانی که براشون میزاری هیچ ارزشی نداره. یعنی نگاه میکنن اگه از قیافت خوششون نیومد میگن نیا به کار کاری ندارن. یک ریال هم حقوق ندادن و بالا کشیدن و یه آب هم روش خوردن. کلاهبرداری تو روز روشن.
در سالما به عنوان دانشمند داده به فعالیت مشغول بودم. با چالشهای متعددی روبهرو میشدیم و سعی میکردیم آنها را از طریق راهحلهای مبتنی بر هوش مصنوعی رفع کنیم. فضای کار گرم و صمیمی بود و اگرچه در ابتدا کمی خجالتی بودم، به مرور با همکارانم راحت شدم و دوستان جدیدی پیدا کردم. در سالما به میانبرها یا روشهای یکسان برای حل مسئله اکتفا نمیکردیم و در جلسات درباره روشهایی که شاید صددرصد مطمئن نبودند هم بحث و بررسی میشد؛ در صورت داشتن احتمال مناسب چندان هم به اجرای آنها میپرداختیم و این رویکرد را بسیار دوست داشتم چون تفکر خارج از چارچوب را تشویق میکرد و بازخورد خوبی داشت. نکته مثبت دیگر برای من ساعات کاری شناور بود که برای من که دانشجو بودم خیلی مناسب بود. نهایتا با توجه به اینکه در دوران ارشد تحصیل میکردم و درسهایم سنگین بود، متوجه شدم نمیتوانم همزمان هر دو کار را ادامه دهم؛ بنابراین تصمیم گرفتم به حالت تماموقت کار نمانم و فقط یک روز در هفته برای بررسی عملکرد کدها و لاگها به شرکت مراجعه کنم.
سالما را تجربه کردم و حدود هشت ماه در نقش کارشناس تولید محتوا فعالیت داشتم و نهایتا برای ادامه تحصیل از شرکت جدا شدم. شرکت تازه بنیانگذاری بود، اما مدیرانش فردی حرفهای بودند که به منابع انسانی و رضایت آنها اهمیت ویژهای میدادند؛ نکتهای که در شرکتهای دیگر کمتر دیده بودم. به نظر میرسد سبک مدیریتیشان هنوز همانطور است. از جنبهای دیگر، مدیر این استارتاپ خانم بود که به نظرم باعث شده بود فضایی صمیمی و در عین حال سالم وجود داشته باشد؛ همان حس خوبی که در مجموعه میدیدم، حفظ شد. حقوق و مزایا همواره به موقع پرداخت میشد و وقتی برای پذیرش دانشگاه قبول شدم و تصمیم به استعفا گرفتم، برخورد و حمایت سازمان از من بسیار مطلوب بود. در کل تجربه کاریم در این شرکت مطلوب و خوب بود.
از تجربه استخدام براتون بگم تا اینکه رسیدم به قرار داد یک ساله. پروسه استخدام و اعلام نتیجه کلاً کمتر از یک هفته طول کشید. همچنین آدم هایی که برای مصاحبه با بنده تماس گرفتن، آدم های مسلطی بودن و بجای اینکه سوالات بیجایی از پایه بپرسن مستقیم رفتن سر اصل مطلب که نیازهاشون رو مطرح کردن و من هم توانایی هامو گفتم بهشون. آخرش بعد بررسی هایی که دو طرف داشتیم نتیجه به همکاری بلند مدت منتهی شد. اما در مورد محیط کار و شرایط کاری شرکت. شرایط کاری شرکت واقعاً حداقل استانداردها رو برای بخصوص برنامه نویسان رعایت کرده بودن و تمام تلاششون اینه که کار با کیفیت و در عین حال با رضایت خاطر کارمند و مشتری انجام بشود. یعنی نه مشتری ناراحت بشه و نه کارمند از زیاد بودن وظایف کاری. این مورد برای بنده بسیار جالب و حائز اهمیت است. منابع انسانی این شرکت احترام ویژه برای کارمندا دارن که به نوبه ی خودم ازشون تشکر میکنم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.