رویای رسیدن به شغل موردنظرم با یک مصاحبه فنی شروع شد، سپس به مصاحبه با مدیر و نهایتا جلسه کمیته جذب کشیده شد. مجموعا پروسه خوب و قابل قبول بود، با همان ریتمی که در خیلی از جاهای دیگر میبینم. جلسه کمیته جذب طولانیتر بود اما برخوردشان با من خیلی خوب بود. در کل مجموعه مصاحبهها را که مرور میکنم، میگویم آن بخش کمیته جذب از همه بهتر بود؛ افرادی که مصاحبه میکردند هم بهطور فنی حرفهای و هم با تجربه به نظر میرسیدند، دارای تعامل اجتماعی خوب و در عین حال صمیمی بودند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
وقتی وارد شرکت شدم، مصاحبه فنی با دو نفر آغاز شد و از طراحی مدل داده شروع شد تا اصول برنامهنویسی و مباحث دیگر جلو رفت. برایشان واضح بود که تجربه و توانایی برنامهنویسی برایشان اهمیت دارد. جلسه که قرار بود نیمساعت طول بکشد، به یک ساعت و بیست دقیقه کشید و در طول مصاحبه سعی میکردند با چالش کشیدن من بفهمند سطح من چقدر است. به نظر میرسید هدفشان این بود که نشان بدهند نمیتوانم به سوالات پاسخ بدهم، اما من هر سوالی را پاسخ میدادم و یکی از آنها مدام میگفت صبر کن، صبر کن و این هم به ذهنم رسید که بپرسم. نتیجه به من این حس را داد که جلسه طولانی شد و من همچنان توان پاسخ دادن به سوالات را داشتم.
برای من تجربهی مصاحبه با همکاران سیستم خیلی مثبت بود و احساس خوبی از فضای کار و رفتار مصاحبهکنندگان دارم. در یک آزمون آنلاین شرکت کردم و فردای آن روز هم برای مصاحبه حضوری دعوت شدم. در جلسهی حضوری اوضاع عالی بود؛ دو نفر حضور داشتند که از لحاظ اخلاقی فوقالعاده و از نظر فنی هم بینظیر بودند. رفتارشان بسیار تواضعآمیز و برخوردشان خوشفکرانه بود و هیچ پرسش عجیب یا دور از مسیر مطرح نشد. سوالاتشان بهطور منطقی و با روشنی مطرح میشد، در عین حال عمق داشتند. دربارهی سیشارپ، SQL، MVC و جاوااسکریپت پرسشهایی مطرح کردند و میشد واقعا حس کرد که تخصص بالایی دارند. بهطور کلی از همکاری با چنین تیمی خوشحال و امیدوارم کسانی که با آنها کار میکنند، شرایط خوبی داشته باشند.
در یک جلسه اسکایپی با دو نفر مصاحبه شدم که بیشتر به یک مراسم خانوادگی شبیه بود تا بررسی حرفهای برای فروش. سوالات آنها کاملا شخصی بود و هیچ ربطی به تخصص من نداشت؛ از میان آنها پرسشهایی درباره تعداد دوست پسرها، شغل و درآمد خانواده، و رابطه پدر و مادرم مطرح شد. همچنین از تعداد همکاران فعلیم و اشخاصی که در شرکت فعلی کار میکنند هم پرسیدند. به نظر میرسید مصاحبه بیشتر نقش جلسه خواستگاری برای خانوادههای سنتی را داشت تا فرآیند همکاری در یک سازمان خصوصی.
در یک تجربهی کاربری از مصاحبه برای پشتیبانی نرمافزار، در مرحله نخست با فردی که سرپرستی تیم پشتیبانی را بر عهده داشت صحبت کردم و پرسشهایی مرتبط با وظایف پشتیبانی مطرح شد. در مرحلهی بعدی با مدیرعامل شرکت ملاقات کردم. او رفتار نامناسبی داشت و پرسشهایی غیرمرتبط با کار مانند حال و هوای زندگی شخصی مطرح کرد که ارتباطی با شغل من نداشت. به عنوان نمونه، سوالی دربارهی وضعیت پدرم که بازنشسته است پرسیده شد و اینکه چگونه مخارج زندگی را تامین میکنم. همچنین سوالاتی در سطح هوش مطرح شد و به گونهای رفتار کرد که انگار احساس برتری نسبت به من وجود دارد. در همان جلسه توضیح دادند که پذیرششده نیستم. از آن به بعد تصمیم گرفتم هرگز برای این شرکت رزومه نفرستم، حتی اگر پیشرفت قابل توجهی داشته باشم و یا پیشنهاد با درآمد خوب دریافت کنم. در نهایت به نظر میرسید هدف آنها بیش از هر چیز آزمونهای هوش است و برای پشتیبانی تنها آشنایی با SQL و سطح هوش مطرح میشود.
واکنش مصاحبه به من خیلی مثبت بود و از نخستین تماس تا نتیجه نهایی تجربه مطلوبی داشتم. حدود یک هفته پس از ارسال رزومه، با من تماس گرفتند و مصاحبه نخست با فاصله سه روز کاری تنظیم شد. در آن جلسه دو نفر حضور داشتند: یکی برای ارزیابی مهارتهای پایه و دیگری برای بررسی تواناییهای تخصصی. طول مصاحبه حدود دو ساعت بود و رفتار مصاحبان کاملا دوستانه و محترمانه بود؛ سؤالات هم بهطور کامل در محدوده کار و فنی باقی ماند. مصاحبه دوم هفتهای بعد با مدیرعامل برگزار شد و درباره شرایط کار و حقوق صحبت شد؛ برخورد مدیرعامل نیز بسیار خوب بود. مصاحبه سوم که مربوط به کمیته جذب بود، دو روز بعد انجام شد و نتیجه نهایی تنها یک ساعت پس از آن اعلام شد.
فردای روزی که رزومه فرستادم به من ایمیل زدن و ازم خواستن در یک آزمون آنلاین که مربوط به سی شارپ بود شرکت کنم. اگر شرکت کننده در این آزمون حداقل نمره قبولی رو کسب کنه تماس میگیرن برای مصاحبه حضوری. آزمون آنلاین ۳۰ سوال داشت و ۳۰ دقیقه زمان. سوالات انگلیسی بود و سطح سوالات متوسط به بالا بود.
بعد ی هفته ارسال رزومه تو شهر ساری دعوت شدم مصاحبه اولین بار ی مصاحبه با مدیر عامل شرکت و مدبر فنی و یکی دیگر از اعضای بخش فنی مصاحبه دادم که خیلی خوب نبود گفتن برو فکراتو بکن ببین اصلا با شرایط کار اینجا میتونی کنار بیای یا نه! بعد ی هفته دوباره رفتم و مصاحبه داشتم با بخش فنی بیشتر از sql و cloud پرسیدن و خود همکاران سیستم! همون روز با مدیر فروش و مدیر عامل باز مصاحبه کردم خیلی بنظرم خوب بود مصاحبه اون روز هم فنی هم بقیه! گفتن ی روز زنگ میزنیم بیا با بچه ها کارکن که اشنا بشی! دوروز بعد زنگ زدن رفتم ی روز اونجا کارشون دیدم بازم آزمون گرفتن که طرف گفت خوب بودی! گفتن باید منتظر مصاحبه تهران باشی! الان دوماه شده هنوز تو سایت وضعیت من زده آماده بررسی در کمیته تخصصی! کسی میدونه جریان چیه؟
روند مصاحبه خیلی طولانی بود از زمانی که اولین مصاحبه انجام شد تا آخرین مصاحبه خیلی زمان گرفت. تو این روند تا آخرین مصاحبه به من گفته شد که ۹۹ درصد قبول هستین و امید کاذب داده شد که اصلا نپسندیدم. به این حرف ها گوش نکنید و اگر جای دیگ هم رزومه دادین از دستش ندید.سوالاتی که در مصاحبه اول و دوم از من پرسیده شد برای شناخت من کافی بود ولی این زیاد بودن تعداد مصاحبات حس خستگی به من داده بود چون تو هر مصاحبه کلی انرژی میذاشتم و در نهایت باز هم ادامه داشت.تا اینکه تو آخرین مصاحبه کمیته جذب با ۳ نفر مصاحبه کردم و دو نفر هم جز اونا حضور داشتن .احساس کردم یکی ازاون افراد که خیلی چهرشون هم عصبانی به نظر می رسید ، کلا به دنبال این بود که ایرادی از من پیدا کنه و اینکه زیادی وارد جزئیاتی می شدند که شاید اصلا به کار من ارتباط پیدا نمی کرد این رو در مقایسه با مصاحبه های دیگم میگم .سوالات بعضا اصلا با شغلی ک برای اون رزومه دادم هم خوانی نداشت.من در مصاحبه دوم به سوال هوشی که پرسیدند درست پاسخ دادم ولی از اونجایی که در نهایت متوجه شدم که فقط مصاحبه آخر اهمیت داره به نظرم اون دوتای قبلی بیهوده و وقت تلف کنی بود و جزء امار به حساب نمیومد.حل مسئله تو مصاحبه اهمیت داشت ولی در آخرین دقایق مصاحبه اون رو با این سوال سنجیدن که تعداد لامپ های تهران چن تا هست واقعا سوالات خیلی بهتری میشد پرسیده بشه و انتظار همچین چیزی نداشتم.
مصاحبه اول مدیر عامل شهرستان خودم بود حدودا نیم ساعت و مصاحبه دوم مدیر عامل و سرپرست حدودا ۲ ساعت مصاحبه سوم کمیته جذب و ۱ ساعت تمام مراحل مصاحبه آمادگی لازم برای مصاحبه بعدی رو ایجاد میکرد. کلیت موضوع مصاحبه ها از زندگی شخصی و خانوادگی و درسی و کاری بودش و در نهایت استعدادهای شخصی و …
-مرحله صفر: آزمون آنلاین لینک آزمون آنلاین برام فرستادن که طبق چیزی که گفتن درصورتی به مصاحبه دعوت میشی که نمره قابل قبول بیاری. سوالات راجب زبان سی شارپ، شی گرایی و بعضی مفاهیم پایه شی گرایی و همینطور سوالاتی از CLR
وقتی رفتم ی خانم بود مسئول تستشون، مصاحبه خوبی بود و معلوم بود کار بلد هستن. ولی از رفتارشون خوشم نیومد چون من یک اشتباه کوچیک جواب دادم گفت وای اگه اشتباه کنی چی ابروی من جلوی مدیر عامل میره، من خیلی بهم برخورد ولی گفت بیا با حقوق کم تر از پیشنهاد که حقوق خیلی کمی بود حقوق ۲ تومن پیشنهاد داد . بعد اونجا خانم ها به اقایون دست میدادن و روسری سر بعضی ها نبود که من چون دست نمیدادم احساس کردم معذبم اونجا، کلا برای کسایی که جو راحت از لحاظ پوشش و رفتاری میخوان خوبه و اینکه مدیر بخش تستشون رفتارهای خاص خودشونو داره.
چند مرحله مصاحبه بود، جلسه اول اسکایپی بود و جلسه دوم حضوری حس خوب از مصاحبه دارم و به نظرم افراد مصاحبه کننده از تجربه و دانش کافی برای انجام این کار برخوردار بودند و رفتار کاملا محترمانه ای داشتند و تجربه خیلی خوبی بود و یک سری چیز ها آموختم از این جلسه، در مرحله دوم قبل ورود به شرکت تست پزشکی کرونا تب و اکسیژن سنج توسط پزشک حاضر در شرکت گرفته میشود، سوالات شخصی هم پرسیدند باید در زمینه ای که درخواست استخدام دادید اطلاعات خیلی خیلی کاملی داشته باشید و با دانش کافی در سطح بالا برید مصاحبه در ضمن خلاقیت براشون مهم بود و اینکه بتونید سفر کاری برید و مشکلی با این قضیه نداشته باشید هم چنین با اضافه کار مشکل نداشته باشه
آگهی شرکت رو توی یکی از سایتای کاریابی دیدم و رزومه فرستادم و بعد یک هفته تماس گرفتن برای مصاحبه زمان ست کردن مصاحبه از سه بخش تشکیل شده بود: بخش اول مصاحبه فنی با دو تا از مدیران فنی ، بخش دوم مصاحبه با یکی از مدیران و بخش سوم مصاحبه با هیئت مدیره بود. توی مصاحبه اول کلا از پایه ای ترین مفاهیم تا پیشرفته ترین اون ها رو میپرسن و تا سطحی پیش میرن که دیگه شما نتونین جواب بدین و حد دانشتون مشخص بشه. OOP – SOLID – Design Pattern C# – Java سوالات مربوط به طراحی دیتابیس، نرمال فرم، کوئری ها، stored procedure و … دو تا سوال الگوریتمی هم پرسیدن که باید کدش رو توی گوگل داک میزدم. این مصاحبه حدود ۳ ساعت طول کشید و سخت بود واقعا :/ مصاحبه دوم ترکیبی از سوالای فنی و منابع انسانی بود و تو این قسمت در مورد حقوق به توافق میرسین مصاحبه سوم هم با هیئت جذب بود و سوالاتی میپرسیدن تا روحیات شخص و رفتارش رو توی شرایط مختلف و برخورد با مسائل مختلف چه از جنبه فنی و چه از جنبه اخلاقی و حل تعارضات با اشخاص، مشخص بشه. کلا توی این مرحله سعی دارن تا بفهمن با بقیه شرکت مچ هستین یا نه. بین هر کدوم از مصاحبه ها حدود یک هفته زمان بود و حدود ۱ ساعت بعد از مصاحبه آخر تماس گرفتن و گفتن که قبول شدم 🙂
من برای بار دوم به مصاحبه دعوت شدم .دو سال قبل سه مرحله مصاحبه انجام دادم که کل فرایند آن دو ماه طول کشید که در نهایت بعد کمیته جذب اعلام کردن توی دوره های اموزشیشون شرکت کنم هزینه بدم بعد امتحان در صورت قبولی بیام.قبول نکردم شرکت دیگه ای مشغول شدم.برای بار دوم برای مصاحبه رفتم که مدیر عامل و مدیر پشتیبانی حضور داشتن.خیلی سوالات در همه زمینه های فنی پرسیدن.در خصوص علت استعفا از شرکت قبلیم خیلی سوال پیچم کردن.هر چی توضیحی می دادی که یه چیزی از توش در میآوردن.رفتار و صحبت هاشون طوری بود که خودت بگی پشیمونم اینجا اومدم برای کار.من هیچ شرکتی توی مصاحبه همچین موردی ندیدم. انگار بخوان برای گوگل یک سمت مهم استخدام کنن.چندین بار هم اعلام کردن حجم کاری خیلی بالا ساعت کاری غیر قابل پیش بینی هست.اخر مصاحبه اخرین حقوق دریافتیم پرسیدن که مدیر پشتیبانی گفت حقوق بالایی بود چرا اومدی بیرون.در حالیکه بیشتر وقت مصاحبه در خصوص دلایل استعفام باهام بحث کرده بودن. حدود ۲ساعت مصاحبه ام طول کشید در نهایت من باتوجه به تجربه قبلیم گفتم نتیجه رو تا دو روز آینده اعلام کنید. ایمیل زدن گفتن پذیرفته نشدم.
من برای برنامه نویس دات نت و بیشتر بک اند رزومه فرستاده بودم. در ابتدا بعد از سلام و احوال پرسی و خوش و بش اولیه و یکم سوال در مورد شرکت های قبلی که کار کردم و اینکه چرا همکاران رو انتخاب کردم بعدش مصاحبه کننده گفت که فرض کن یه عده دانشجو اومدن برای بازدید از شرکت در حد یک ربع از هرچی که از دانت نت و سی شارپ و بقیه چیزا میدونی براشون صحبت کن در ضمن مصاحبه کننده یک نفر بود ولی گفتن که اکثر موقع ها دو نفره مصاحبه میکنن و برای چند لحظه گوشیشون رو چک کردن و سریعا هم عذر خواهی کردن و گفتن که میخوان ببینن آیا همکارشون میرسه به مصاحبه یا نه که از شانس همکارشون نتونستن بیان و من فقط با یک نفر مصاحبه کردم. بعدش رسیدیم به مباحث فنی و از هرچی که در رزومه ام زده بودم بلد ام به صورت تخصصی سوال پرسیدن مثلا ازشی گرایی و اصول معماری نرم افزار و یک سری سوالات فنی دیگه و بیشتر میخواستن ببینن که چقدر به قضایا مسلط هستم مثلا دونوع داده خیلی شبیه به هم دیگ رو میپرسیدن و میگفتن که خب فرقشون چیه ؟ آیا میشه به جای همدیگه استتفاده کرد یانه و اگر میشه پس اصلا پرا اینا دوتا شدن و اینجور سوال ها که نمیشه گفت سخت ولی باید حتما به مباحث مسلط باشید تا بتونید جواب بدید هرچیزی که در رزومه در تخصص هاتون نوشتید رو باید کامل مسلط باشید یه در حدی که گفتید باشید. مصاحبه کننده بسیار باهوش و با دانش فنی بالایی هستش. درمورد موارد مربوط به OOP به صورت دقیق مطالعه داشته باشید و علاوه بر مطالعه چندیدن بار عملی اون کار رو انجام بدید تا ملکه ذهنتون بشه مثلا چندیدن کلاس بسازید و ارث بری و چند ریختی رو با کلاس های abstract و …. به قدری تمرین کنید که هر سوالی در این زمینه باشه بتونید جواب بدید ویژگیهایی که براشون مهم بود: رفتار و شخصییت براشون مهمه و اینکه به گفته خودشون به صورت بلند مدت به افراد نگاه میکنند و برای همین هستش که یک جلسه مصاحبه هم با مدیرعامل میذارن و گفتن که براشون خیلی مهمه که فردی که میاد شرکت با این دیدگاه باشه که برای بلند مدت جذب شرکت بشه نه حتی ۳ یا ۴ سال در مورد مسائل عقیدتی بحث خاصی نشد
قبل از ورود به مصاحبه، با چند آزمون هوش و روانشناسی روبهرو شدم که از جملهشان میشد تست هوش ریون، GMAT و معانی شخصیتشناسی را نام برد. روند مصاحبه نسبتا عادی بود و بیشتر سوالها درباره آشنایی من با شرکت و فعالیتهای آن و همچنین وظایف مربوط به این سمت بود. در مورد حقوق هم محدودیتهایی وجود داشت.
برای من یک فرصت رشد همیشگی میسازن؛ با این نگاه بود که چهار مرحله مصاحبه را پشت سر گذاشتم و با مدیر منابع انسانی، رئیس بازاریابی، مدیرکل بازاریابی و در نهایت مدیرعامل گفتوگو کردم. با توجه به سابقه طولانی تیم در این شرکت، در صحبتهای اولیه واضح میشد که فضای کار و محتوای فعالیتها برای من مناسبه یا خیر. یکی از ویژگیهای برجستهشون اینه که وقتی اشتیاق و استعدادتو بهخوبی تشخیص میکنن، فرصتهای رشد رو برای تو فراهم میکنن؛ از برگزاری کلاسهای آموزشی تا اختصاص زمان برای ارتقای مهارتها. مصاحبهها خیلی تخصصی نبودن و بیشتر حول سابقه کاری، مهارتهایی که بلدی و سازگاریات با شرایط شرکت میچرخید. نتیجه کار من این بود که از فرایند استخدام رضایت کامل دارم. در نهایت، رفتارشون صریح، با اعتمادبهنفس و مشتاق بود و به نظرم ابزارهای ارزیابیشون احتمال موفقیت رو بالا میبره.
برای مصاحبه دیتا آنالیست با شرکت ستاره طلایی سینا یه دفترچه ثبتنام مثل فرم رو پر کردم و بدون معطلی، دقیقا سر وقت به دیدن مدیر واحد رفتم. اون جلسه به صورت آرام و بدون تنش پیش رفت، و من فرصت پیدا کردم همه توضیحاتم رو کامل ارائه بدم. سوالها از سابقه کار و مفاهیم آماری و همچنین نرمافزارها و پروژههایی که داشتم بود و من پاسخها رو با دقت توضیح دادم. در مصاحبه دوم سه روز بعد تماس گرفتند و حسابی طولانی از من درباره شخصیتم تست گرفتند و از کارفرمایی که داشتم نمونه دیتا هم گرفتن تا من گزارشی کوتاه از اون روش رو آماده کنم. فضای کار دفتر خیلی منظم و مرتب دیده میشد و برخورد کارکنان هم حرفهای و دوستانه بود.
در نخستین تماس، از راه فرمی که برایم ایمیل کردند استفاده شد و من پاسخ دادم؛ برخلاف فرمهایی که حضور در محل را میطلبند، این نسخه را ترجیح دادم. سپس برای مصاحبه حضوری تماس دوباره گرفتم و در جلسه، به من دفترچهای دادند و یک آزمون هوش هیجانی و MBTI از من گرفتند، و پس از آن تست دیگری هم انجام شد. بعد با واحد منابع انسانی صحبت کردم و سپس با مدیر مستقیم، و در نهایت تقریبا دو هفته طول کشید تا نتیجه را بشنوم و پذیرفته شدم؛ تنها سوال چالشی هم داشت که سخت بود. معیارهای اصلی شرکت برای من حس تعلق خانوادگی و اینکه احساس کنم عضوی از خانواده شرکت میشوم بود، چرا که مالکیت شرکت را درک کنم برایشان مهم بود و اینکه من هم به همراه سایر اعضا بخشی از این خانواده باشم اهمیت داشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.