مرحله اول یه مصاحبه اسکایپی کمتر از یک ساعت بود، که بیشتر در مورد جاوا و کمی هم در مورد اسپرینگ و هایبرنیت سوال پرسیدن، بیشتر رویکرد حل مساله داشتن و خیلی ملالغتی سوالها رو نمیپرسید بعد این مرحله قرار شد یه تسک برام بفرستن که چهار روز وقت داشتم برای انجامش، بعضی ابزارهای مورد نیازش رو کار نکرده بودم ولی با سرچ و اینا کار رو کامل انجام دادم و براشون ارسال کردم، تسک یه پروژه نسبتا کوچیک بود که باید با جاوا و اسپرینگ بوت و اسپرینگ دیتا دولوپ میشد و من رو داکر بهشون تحویل دادم. بعد یکی دو هفته تماس گرفتن و جلسه دوم مصاحبه گذاشتن، یک ساعتش مصاحبه منابع انسانی بود و بعدش دو ساعت مجدد مصاحبه فنی داشتم. مصاحبه منابع انسانی نسبتا خوب بود و مودبانه و دوستانه یه سری سوال نسبتا معمولی پرسیدن. بعدش مصاحبه فنی دوم بود که قرار بود یه مساله رو با مصاحبه کننده پیش ببریم. با تاکید بر جزییات و حتی annotation ها و متدهایی که باید تو هر مرحله استفاده میکردیم. من چند تا از ابزارها رو این وسط کار نکرده بودم و البته تو رزومه ام هم نیاورده بودم ولی باز پرسیده میشد. یه سوال الگوریتم کوچیک هم آخرش پرسیدن که چیز خاصی نبود. حسم نسبت به جلسه آخر فنی این بود که فرد مصاحبه کننده فقط میخواست چیزی که تو ذهنش بود رو ازم بشنوه، رویکرد حل مساله کمتری داشت. تصورم قبل اون روز این بود که فرصت یاد گرفتن چیزهای جدید بهم داده میشه و با دادن تسک میخوان قدرت یادگیری و انجام درست کار رو در من بسنجن ولی خب هم مسئول منابع انسانی و هم مصاحبه کننده فنی بهم گفتن که ما کاندیدهای مختلف رو با هم مقایسه میکنیم و در صورتی که نیرویی بهتر از شما ببینیم اون فرد رو استخدام میکنیم و البته رزومه شما رو هم نگه میداریم برای بعد حدود یه هفته بعدش هم بهم ایمیل زدن و گفتن که ما کاندید بهتری داشتیم و متشکریم از شما و خداحافظ. فکر کنم اگه ادامه پیدا میکرد، یه احتمالی داشت که دوباره یه مصاحبه فنی داشته باشم، در غیر این صورت سه نفر از همکاران یا مدیران شرکت سابق رو باید بهشون معرفی میکردم که referral check انجام بدن کل فرآیند از وقتی زنگ زدن تا آخر فکر کنم یک و نیم ماه اینها طول میکشید، البته گویا خیلی متقاضی زیاد داشتن. راستی محل شرکت جردنه، همونجا که اسنپ هست، مرزداران نیستن دیگه گرچه در دوران کرونا کلا دورکارن ویژگیهایی که براشون مهم بود: تو جلسه اچ آر قدرت یاد دادن و انتقال دانشم رو میخواستن بسنجن و ازم خواست براش یه موضوع رو توضیح بدم بقیه چیزها رو خیلی نپرسیدن، فقط من محیط دوستانه و غیررسمی دوست داشتم اونها هم گفتن ما هم همینطوری هستیم
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
درخواست من برای این موقعیت بهمنظور پیدا کردن آیندهای که برایم مناسبتر باشد، با یک تماس سریع دنبال شد و ساعات کار هم از همان ابتدا انعطافپذیر در نظر گرفته شد. در نخستین مرحله از مصاحبه، مانند اکثر شرکتها، فرم مشخصات تکراری را پر کردم و اطلاعات غیرضروری چندانی درخواست نکردند؛ فقط سابقه کار، وضعیت نظام وظیفه و سلامتی را پرسیدند و از من خواستند درباره این موارد توضیح بدهم. در بخش اول، گفتوگو با یک نفر از تیم منابع انسانی داشتیم و عمده تمرکز روی انگیزه ترک شغل فعلی، روش برخورد من با مسائل و چگونگی مدیریت قطع و وصل بودن کار در موقعیت Oncall بود. بخش دوم مصاحبه با یکی از سرپرستان فنی زیرساخت بود و گفتگوی صمیمانهای شکل گرفت؛ سوالات فنی بهطور صریح مطرح شد و توضیحاتی درباره پروژهها و کارهایی که لازم بود انجام شود، بهوضوح بیان شد. فرصتی هم برای دریافت بازخورد و طرح پرسشها وجود داشت که از نظر من مفید بود. در نهایت، مصاحبه را بهصورت کلی خوب ارزیابی کردم. نکته مثبت کلیدی این ملاقات این بود که بهطور روشن توضیح دادند چگونه فرایند جذب نیرو را انجام میدهند و معیارهای تصمیمگیریشان برای استخدام چیست. همچنین تأکید کردند که باید به الزامات مندرج در شرح موقعیت شغلی قبل از شرکت در مصاحبه توجه شود.
برای مصاحبهنویسی بهتازگی از تجربهی مصاحبهی من با شرکت اسنپ باکس مینویسم. یک جلسه با مدیر عملیات و جلسهای دیگر با مدیر فنی داشتم. مشکل اصلی این بود که در آزمون مهارتهای برنامهنویسی یک تسک به من دادن و من همان روز تسک را انجام دادم؛ مدیر فنی هم کاملا راضی بود و گفت از هفته بعد میتوانم آغاز به کار کنم و دقیقا با من تماس میگیرند تا هماهنگ بشود. اما هیچ کس با من تماس نگرفت و پیگیری هم پاسخ مشخصی نداد. به نظرم این رفتار خیلی غیر حرفهای بود.
در اولین برخورد فهمیدم که رویکردشون بیشتر گفتوگو محور بود تا آزمون مستقیم. دو نفر از تیم فنی در یک گفتوگوی فنی هماوقات با من نشستند، و بحثها بیشتر روی درک مسئله و ارائه راهحل با توجه به توانایی و دانش من متمرکز بود. به صراحت میگفتند که هدفشان یک مکالمه است و قرار نیست به سوالات تئوری پاسخ بدهید یا دیزاین پترنها و ماکرو سرویسها را به صورت فهرستوار نام ببرید؛ بلکه از شما انتظار داشتند تا مسئلهای مشخص را توضیح بدهید و مطابق با توان و دانش خود یک راه حل ارائه بدهید. بعد از جلسه اول، سه یا دو روز بعد برای مصاحبه نهایی تماس گرفتند. انتظار من این بود که با تیم منابع انسانی مصاحبه کنم، اما باز هم مصاحبه به صورت فنی ادامه یافت. همان رویکرد گفتوگو را حفظ کردند و تأکید داشتند که مصاحبه برای بررسی درک عمیق و استفاده عملی از دانستههاست نه فقط بلد بودن تئوری. به عبارتی از من میخواستند بدانم در عمل موقعیت را چگونه مدیریت میکنم، نه اینکه دقیقا بلد باشم چه کار باید کرد. این مصاحبه تقریبا دو ساعت طول کشید و باز هم فرصت برای پاسخ به همه سوالات کم بود. سطح سوالات بالا بود و چالشبرانگیز به نظر میرسید. پیشنهادشان این بود که آرامش خود را حفظ کنم و واقعا آن چه را که بلد هستم و عمیقا درکش میکنم، بدون رودربایستی بیان کنم. نکتهای که برایشان اهمیت داشت، داشتن تصویر روشن از چیزهایی بود که در ذهنشان مهم است؛ اما من بهطور کامل متوجه نمیشدم که دقیقا چه چیزهایی برایشان ارزش دارد.
مصاحبه برای تحلیلگر هوش تجاری در اسنپ باکس دو بخش داشت و من در ابتدای جلسه با پرسشهای تحلیلی روبهرو شدم که هدفشان ارزیابی توان ذهنی، حل مسئله و تفکر نقادانه بود. در بخش دوم از اهداف فردی و ویژگیهای شخصیام پرسیده شد و درباره مهارتهای فنی و نرمافزارهایی که بلد هستم هم صحبت کردند و کمی هم به مسیر پیشرفت این شغل اشاره کردند. درباره ساعات کار و حقوق هم گفتگو کردند. سعی کردم آرامش حضور داشته باشم و طبیعی خودم باشم، و فهمیدم آنجا دنبال فردی با پشتکار هستند.
برای مستندسازی تجربهام از مصاحبه مدیر محصول در اسنپ، با آغاز کار از این نتیجه گیری میکنم که تماس با من خیلی دیر گرفته شد و حدود سه ماه پس از ارسال رزومه خبر دادند که عذرخواهی هم کردند. در مرحله نخست وارد شرکت شدیم و فرم نسبتا مفصلی پر کردم که شامل سوابق کاری،_positions قبلی و افراد شناختهشده در آن موقعیتها و شمارههای تماسشان بود. مصاحبه فنی اولین مرحله بود که دو نفر از تیم محصول با من گفتگو کردند؛ درباره ویژگیهای مثبت و منفی اپلیکیشن اسنپ صحبت کردم و باگهای خاصی را بهشدت توضیح دادم که آنها را شگفتزده کرد و باورشان نمیشد. آنها از کلیات مدیریت محصول پرسیدند و به من فرصت دادند پاسخها را ارائه دهم؛ من هم توضیح دادم و اظهار کردند که پاسخها درست بوده و تقریبا هیچ سوالی بیپاسخ باقی نماند. پس از این مرحله گفتند برای مصاحبهی بعدی HR خبر میدهند. دو ماه بعد دوباره برای مصاحبه دعوت شدم؛ وارد اتاق شدم و دو نفر دیگر از تیم محصول سوالاتی نسبتا تکراری پرسیدند. در میانه مصاحبه گفتم که قبلا فنی مصاحبه دادهام که همکاران تعجب کردند؛ یکی از آنان اتاق را ترک کرد و دوباره برگشت تا مصاحبه را پایان بدهد، اما دیگر خبری نشد. حدود یک ماه پس ایمیلی عمومی با موضوع رد شدن از مصاحبه دریافت کردم، بدون بیان دلیل. قبل از رفتن به شرکت بهتر است با ویژگیهای شغل درخواستی در منابع انگلیسی آشنا شوید؛ خیلی کمک میکند. به دلیل تعداد بالای متقاضیان، احتمال استخدام کم است و وقت کافی به شما تخصیص داده نمیشود و انتظار برخورد کاملا حرفهای هم نباید داشته باشید چون آنها بسیار درگیر هستند. سعی کنید از قبل فهرستی از مواردی که لازم است در مصاحبه مطرح شود تهیه کنید و توضیح دهید؛ ممکن است به ذهنشان نرسد که درباره برخی موارد صحبت کنید.
حدود یک ماه پس از درخواست کاری با شرکت تماس گرفتند تا زمان مصاحبه آنلاین از طریق اسکایپ را تایید کنم. مصاحبه با تاخیر حدود بیست دقیقه آغاز شد و کارشناس مصاحبه مدیر دپارتمان فنی محصولات بود. در نخستین بخش، درباره روند فرایند توضیح داد که پس از این مصاحبه کوتاه، واحد منابع انسانی برای مصاحبه HR هماهنگی میکند و سپس همراه ایشان و تیمشان یک مصاحبه فنی خواهیم داشت. تنها سوال اصلی آنها این بود که با وجود سابقه طولانی در برنامهنویسی و اینکه در این نقش کار برنامهنویسی به من محول نمیشود، آیا مشکلی دارم یا نه؟ من گفتم مشکلی ندارم و از مصاحبهگر پرسیدم چرا با اینکه شرکت از زبان جاوا استفاده نمیکند، سابقه من در این زبان برایشان مشکل ساز است یا نه که ایشان گفتند چنین نیست. کمی درباره سوابق و محصولاتی که مدیریت کردهام هم پرسیدند و مصاحبه به پایان رسید و قرار شد ظرف کمتر از یک هفته نتیجه را اعلام کنند. اما پاسخی دریافت نکردم تا اینکه خودم از واحد منابع انسانی اسنپ پیگیری کردم و نتیجه، نامهای مبهم و کلی مبنی بر ریجکت بود که بدون ذکر علت برایم ارسال شد. یکی از نکات درباره شرکتهای محبوب و پرتقاضا مثل اسنپ این است که چون تعداد متقاضیان کار بالا است، قانع کردن آنها مبنی بر اینکه ما گزینه مناسبی برای کیفیت شغلی مد نظر هستیم سخت میشود. بر اساس استانداردهای جذب نیرو، معمولا مجموعهای از توانمندیها را در مصاحبه ارزیابی میکند و با طرح مجموعهای از معیارها، فردی را که کمترین حقوق را درخواست میکند، انتخاب میکند و طبیعی است که برای آنها مناسبتر باشد. بنابراین اگر حقوق بالایی مطرح میکنید، باید برای مصاحبه کاملا آماده باشید تا بتوانید با غلبه بر مصاحبهکننده، دانش خودتان را به نمایش بگذارید. من با سوابق طولانی در برنامهنویسی به آنجا رفتم و با وجود اینکه نتیجه ریجکت و درخواست قبلی برای سمت مدیر محصول در اردیبهشت ۹۸ نشان میدهد که سابقه فنی بالاتر اهمیت دارد، انتظار داشتم این بار بتوانم نظر مصاحبهکننده را به اندازه کافی جلب کنم، اما چنین نشد. در نهایت، چیزی که برایشان مهم بود را لمس نکردم و درباره رفتار یا دیدگاههای اخلاقی خاصی از جانب آنها احساس نداشتم.
در اولین ملاقات با تیم منابع انسانی، یک گفتگوی آشنایی بود و قرار شد سه صفحه پرسش SQL ارائه شود تا پاسخ بدهم. در مرحله دوم، با دو نفر از تیم فنی صحبت کردم و جلسه بهشدت تخصصی بود. اگر در مصاحبه دوم موفق میشدم، کار به مصاحبه نهایی با مدیر دادهها میکشید. فناوریهای SQL Server، Data warehouse، ETL و داشبوردها را به خوبی میشناختم.
در اولین گام، مصاحبه به صورت اسکایپ برگزار شد و بیشتر سوالها حول محور زبان SQL بود. در پایان گفتند که برای مراحل بعدی به من خبر میدهند و من منتظرم تا اطلاع رسانی شود. تعدادی از سوالات را پاسخ ندادم چون تصور میکردم برای سطح جونیور مناسبتر است و احتمالا سریعتر هم یاد میگیرم. در مرحله بعد بیان کردند که با مدیر تیم از کشور هند که به انگلیسی مسلط است، مصاحبه انجام میشود و باید خونسرد باشم. نکتهی اصلی که آنها بر آن تأکید داشتند، وجود داشت اما به طور دقیق بیان نشده بود.
دفتری که در جردن گرفتم، اولین گفتگوی من با نماینده شرکت بود که حدود چهل تا پنجاه دقیقه طول کشید و درباره تجربههایم در کارهای گذشته پرسش شد، به ویژه نحوه رسیدگی به مشتریان عصبانی و اطالعاتی که از آن خاطرات به ذهنم میرسید. همانجا برای مرحله بعدی زمان ملاقات تعیین شد و قرار شد در دفتر گاندی حضور پیدا کنم تا مصاحبه بعدی انجام شود. در روز مقرر رفتم و با رئیس بخش صحبت کردم؛ او از یک تست برای ارزیابی مهارتم استفاده کرد و پاسخهایم را یادداشت کرد. سه روز بعد با من تماس گرفتند و گفتند دوره آموزشی سه روزه برای من برگزار میشود. پایان این دوره، سه روز بعد ایمیلی دریافت کردم و از قبولی من و امکان آغاز کار خبر داده شد. کار در اینجا بسیار دشوار است و اگر روحیهای خشک و سرسخت داشته باشید، با آن بهتر کنار میآیید.
باور دارم که شرکت اسنپ به دنبال تیمی پرانرژی و فعال است و من هم میخواهم چنین کاراکتری را به نمایش بگذارم. در مصاحبهای درباره پیادهسازی مدیریت پروژه گفتم که ابتدا نبض پروژهها را میگیرم تا بفهمم کجاها مشکل وجود دارد، شاخص میگذارم و داده جمع میکنم یا با افراد صحبت میکنم تا دید درستی پیدا کنم. پاسخ شنیدم که مشکلی نیست و همه چیز از قبل برای همه مشکلات راهحل دارد. من گفتم هدف پروژهها را شفاف میکنم، ذینفعان و الزامات را روشن میکنم، اما آنها میگفتند هدفشان سوددهی به سازمان است و ذینفعان و تیمشان هم مشخص است. به پرسش اینکه اگر روی پنجاه پروژه مختلف هزاران تسک برای افراد تعریف میشد چه؟ آیا از نرمافزار مانند MSP استفاده میکنیم؟ من تأکید کردم که وقتی هزاران کار وجود دارد، باید تمرکز را روی اولویتها گذاشت و از ابزارهای مناسب برای مدیریت تسکها بهره برد. بارها شنیدم که گفته میشد کارها تئوری است و جواب نمیدهد، انگار میخواست بگوید من همه کارهایی که میشد انجام دادم و از من بخواهید کار دلخواهش را انجام بدهم. با حسی از عصبانیت پاسخ دادم که برای رسیدن به نتیجه و بهبود شاخصها، آمادهام حقوق بگیرم؛ اما او میخواست بداند آیا میخواهم شاخصهای خودخواسته را بهبود بدهم یا نه؟ گفتم نه، صرفا میخواهم تحویلزمانی که شما میخواهید را بهبود بدهم؛ گفت نصفش را من خودم کم کردهام و یک قرون هم برایش ندادهاند. نتیجه کلی این تجربه برایم خوب نبود. جلسه نیم ساعته دیر رسید و سه نفر دیگر هم همزمان برای مصاحبه آمده بودند. ظرف کمتر از بیست دقیقه جمعبندی شد. برداشت من این بود که اسنپ و اسنپمارکت را بهعنوان یک آزمون و خطاست تا اگر جواب بدهد، سرمایهگذاری کنند اما تا کنون خیلی هزینهای نکردهاند. همچنین به این نتیجه رسیدم که بچهها از حجم بالای کار، شاید روزانه بیش از میلیونها سفارش، تحت فشارند و به دنبال راهحلهای فوری هستند تا بهطور معجزهآسا این فشار را کم کنند. این حالت طبیعی است برای استارتآپهایی که مسیر رشد را بهتدریج طی نمیکنند و با سرعت رشد بالاتر از توان نتیجه میگیرند. برای کسانی که حرفهای هستند و قصد همکاری با ما را دارند، بهتر است در ارزیابی اسنپمارکت احتیاط کنند و از تئوریهای سنگین یا مدلهای خیلی تخصصی دوری کنند، مگر اینکه از زبان همان تیم استفاده شود و با اصطلاحاتی مانند KPI آشنا باشند. تمرکزتان روی راهکارهایی با حجم بالا باشد، مثل ابزارهای پردازش دادهها و غیره. خود را فعال و پرجنب و جوش نشان بدهید و تأیید کنید که شرایط و مشکلاتی که مطرح میکنند واقعا سختاند و شما هم تمام تلاش خود را به کار میبندید و از تجربیات مشاورانشان بهره میبرید. پرانرژی بودن و نشان دادن خود بهعنوان فردی فعال از معیارهای مهم آنها بود.
در جلسه مصاحبه با بخش منابع انسانی، جو جوانی داشتم که برخوردش بسیار دوستانه بود و اصلا فرایند را حس یک مصاحبه خشک نمیکرد؛ بیشتر به صورت یک گفتوگوی صمیمانه بود تا ارزیابی جدی. روز بعد از مصاحبه با دفتر کرمان تماس گرفتند و برخوردشان خوب بود، اما حقوقی که پیشنهاد کردند نصف مقدار انتظار من بود و نتوانستم آن را بپذیرم. به طور کلی تیم تهران نسبت به تیم کرمان عملکرد بهتری داشتند؛ چون متوجه شدم هماهنگی کمتری بین تیمها وجود دارد و مشخص نبود آیا رزومه بهروز من را درخواست میکنند یا خیر. من از پارسال رزومه فرستادهام و قطعا از آن زمان تا الان تغییرات زیادی داشته است.
تقریبا یک ماه بعد از ارسال رزومه با من تماس گرفتند و تایم مصاحبه حضوری ست کردند. با توجه به اینکه سابقه کاری مرتبط نداشتم ولی راجع به این شغل مطالعه کردم که با آمادگی به مصاحبه برم. ۳ مرحله مصاحبه داشت که اولین مصاحبه با یکی از کارشناسان جذب و استخدام بود و یکسری سوال در رابطه با فعالیت های دانشگاهیم و پروژه هام ازم پرسید. مصاحبه مرحله دوم چند روز بعد از مرحله اول بود که با سوپروایزر تیم جذب و استخدام بود که خیلی مصاحبه ی حرفه ای بود و با اینکه سوالات تخصصی می پرسیدن و من دانش زیادی نداشتم ولی با راهنمایی هایی که میکردن، من تونستم خیلی خوب عمل کنم. مصاحبه مرحله سوم هم با مدیر ارشد منابع انسانی اسنپ بودند که یه سری سوالات کلی و شخصیتی میپرسیدن. در کل همه مصاحبه ها سطح خوب و بالایی داشتند و برخورد مصاحبه کننده ها طوری بود که احساس راحتی میکردی و استرست کم میشد. برای هر شغلی که اپلای میکنید حتی اگر سابقه کار ندارید، حتما با مطالعه برید. این خیلی مهمه که بفهمن برای کاری که قرار هست استخدام بشید وقت گذاشتید و رفتید دنبالش. ویژگیهایی که براشون مهم بود: Communication Teamwork Multitasking
مصاحبه اول رو به صورت اسکایپ انجام دادن. و دو نفر از برنامه نویسهای شرکت مصاحبه رو شروع کردند. سوالات فنی بسیار ساده و سطحی پرسیدن و هیچ سوالی در حد یک برنامه نویس فرانتاند معمولی هم پرسیده نشد! سوالاتی که پرسیدند فقط و فقط مربوط به html میشد :))) و بعد از اون یک سوال در رابطه با CORS پرسیدن که این سختترین سوالی بود که پرسیده شد در اون مصاحبه. من فکر نمیکنم که حتی به رزومه من نگاه کرده باشن و هیچ سوالی در رابطه با سوابق کاری پرسیده نشد. و مرحله بعدی مصاحبه یک هفته بعدش باز هم از طریق اسکایپ بود که خیلی محترمانه بهشون گفتم که من مصاحبه رو انجام نمیدم چون مصاحبه اول واقعا مسخره بود! نمیدونم تمامی مصاحبههاشون بدین صورت بود یا نه. اما حتی یک اینترنت خوب هم نداشتن و تماس اسکایپ به صورت مداوم از سمت اونا قطع میشد. و یکی از مصاحبه کنندهها هم توی لینکدین پروفایلش رو چک کردم، شاید دو سال میشد که داشت فرانتاند کار میکرد. به هرحال این تجربه من بود، شاید برای شما خوب باشه. اما خیلی تجربه عجیبی بود و اصلا توقع نداشتم از شرکت اسنپ.
اولا که خیلی شلوغ و بی نظم بود همه چی. بعد هم که فرم دادن بهم پر کردم یه آقایی اومدن با من مصاحبه کردن که من متوجه نشدم سمتشون چیه !! کلی سوالای هوش از من پرسیدن که به نظرم لازم نبود! سوالای فنی هم که پرسیدن خیلی سطحی و کم بود در حد ۲-۳ تا !! آخر مصاحبه هم سر حقوق به توافق رسیدیم تقریبا آخرم معلوم نشد چی شد همین الانم که ۲ ماه گذشته هیچ خبری ندادن!! حدسم اینه که حقوق پایین بگه. اگه خیلی دوست داره توی این شرکت کار کنه البته!
اولش یه یک ساعتی منابع انسانی سوال و معما طرح میکرد و همه رو جواب دادم بعد مصاحبه تکنیکال ده دقه هم نشد و مضاحبه کننده کلن حواسش نیود چون اناق مصاحبه شیشه ای هست. اولش رفته بود او یه اتاق دیگه فرد اشتباه رو مصاحبه کرد بعد که منو پیدا کرد شاکی که چرا شبیه عکست نیسی! و بعدشم نمیتونست جلو خنده شو بگیره و حواسش به اتفاق های بیرون بود. بعد هم فکر کنم خبر دادن تولده که سریع رفت من یه رب تنها یودم برگشت گفت مرسی خدافز اچ آر باتون تماس میگیره!!! توصیه به کسی که میخواد بره مصاحبه، وقتشو تلف نکنه چون کلن یه سری بچه جغله پر مدعا قراره انتخابت کنن که خودشون سابقه کار خاصی ندارن ویژگیهایی که براشون مهم بود: کار تیمی
مصاحبه ی اول با ricruiter شرکت شروع شد و سوالهایی مثل این پرسیده شد: ۱. خودت رو معرفی کن، در محیط فعلی چه تسک هایی داری؟ در صورت بروز مشکل با همکاران چه کاری انجام میدی؟ ۲. چرا به دنبال کار جدید هستی و محل کارت را ترک میکنی؟ ۳. چرا اسنپ را انتخاب کردی؟ در همون روز یک مصاحبه ی فنی انجام شد. در این مصاحبه یک سری سوالاتی که فردیکه در این موقعیت شغلی قرار میگیره باید بتونه تحلیل کنه و به جواب برسه، پرسیده شد و به صورت تشریحی در موردش صحبت کردیم. بعد یک دیتابیس کوچیک همراه با یه سری سوال روی اون دیتابیس به من داده شد که باید از SQL یا python یا … برای جواب سوال ها استفاده می شد.
جلسه مصاحبه به صورت اسکایپی برگزار شد و مسئول بخش مربوطه در ابتدا کمی از سوابق گذشته کاری پرسید و شروع به پرسیدن سوالات فنی کرد. سوالات را از طراحی دیتابیس، کوئری نویسی، performance، admin، Ssis، ssas و power bi پرسید. در اخر فیدبک دادند که در کدام قسمت قوی و کدام قسمت ضعیف بودیم. برای مصاحبه بعدی گفتن که یه زبان برنامه نویسی بلد باشید. برای مصاحبه اعتماد به نفس خوبی داشته باشید و به چیزهایی که بلدید اعتماد کنید.
یک مرحله مصاحبه تلفنی و چهار مرحله مصاحبه حضوری داشت (یک مصاحبه با منابع انسانی و ۳ مصاحبه تخصصی). مصاحبه تلفنی منابع انسانی چندان چالش برانگیز نبود؛ ولی مصاحبههای تخصصی چالش برانگیز و در عین حال جالب بودند. عمده زمان مصاحبه های تخصصی، به مطرح کردن کیس های تحقیقات بازار بود و هدف شون این بود که طرز فکر و نحوه تحلیل مصاحبه شونده رو بفهمند. خوشبختانه خبری از سوالات عجیب و غریب نبود. بلد بودن زبان انگلیسی هم براشون مهم بود. توی مکالمه به زبان انگلیسی خوب باشه. چون مصاحبه مرحله آخر به زبان انگلیسی ست. مهارت حل مساله و تفکر تلحیلی هم براشون مهمه و اینکه در کار کردن با عدد و رقم خوب باشید. نقطه منفی مصاحبه ها، تعداد زیادشون و طول کشیدن فرآیند مصاحبه هاست.
اگر تجربه مصاحبه کردن و داشته باشید (که چون دارید برای پوزیشن HR میرید قطعا دارید) چیز متفاوتی نخواهید دید. بیشتر سوالاتCOMPETENCY BASED طرح میشن، از دوستان دیگری هم که رفته بودن سوال کردم، تقریبا بین مصاحبه گرا روال یکسانی از نظر سوالات برای این پوزیشن وجود نداره، که برای همچین سازمانی یکم عجیب به نظر میرسه. در کل نمیتونید پیش بینی کنید که چطور پیش خواهد رفت مصاحبه تون.تاحدودی بستگی داره با کی مصاحبه کنید. برخورد مصاحبه کنندگان و به خصوص منشی بسیار خوب بود که تاحدودی میشه فرهنگ همراه با احترام سازمان و ازش برداشت کرد(حداقل در ظاهر امر). سعی کنید برای مصاحبه خیلی رسمی نپوشید و تعادل بین کژوال و رسمی و حفظ کنید. صرفا سعی میکنم چنتا پیشنهاد برای دوستانی که برای این پوزیشن میرن داشته باشم. اگه رشته تحصیلیتون مدیریت منابع انسانی و از دانشگاه خوبی هست مطمئن باشید ، از نظر علمی از دوستانی که اونجا هستند باسوادترین پس اصلا نگران نباشید. نکته اصلی اینه که تمایل زیادی به تایید شدن تو مصاحبه گر وجود داره پس سعی کنید این میل و ارضا کنید و گرنه به راحتی رد خواهید شد.در واقع محیط کاری، مخالفت شما رو برنمیتابه حتی اگر صحیح باشد پس با این قضیه از الان کنار بیاید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.