در این شرکت احساس میکنم جایگاهی برای تحصیلکردهها وجود ندارد و دلیلش را چند جنبه میدانم. نخست اینکه مالک شرکت به لحاظ علم و تحصیل آکادمیک برداشت مناسبی ندارد و با احترام به قشرهای مختلف، رفتار و درک نسبت به تحصیلکردگان را کمنظیر میبیند. باورنکردنی است اما مدیر کارخانه اغلب با افرادی که سواد کمتری دارند ارتباط بهتری برقرار میکند؛ در حالی که من تصور میکنم وضعیت برای فردی با دیپلم یا تحصیلکردهها متفاوت است و گاهی به دلیل جایگاه مدیریتی از سوی او فشار و برخورد نامناسب حس میشود. تا کنون تجربه کردهام که اغلب نیروهای تحصیلکرده بیش از دو سال در اینجا دوام نمیآورند. علاوه بر این، گاهی اختلافهای خانوادگی در سطح مدیران کارخانه به چشم میخورد؛ به عنوان مثال برادران مدیران در واحدهای تولیدی نقشهای مختلفی ایفا میکنند و برخی تصمیمگیریها بدون وضوح قرارداد یا ساعات کاری مشخص انجام میشود. به شخصا احساس میکنم در چنین فضایی که هر کس نقش مشخصی ندارد، کار برای کارکنان بیثبات و گاه بیاعتماد میشود. در مجموع، نگرش و رفتار برخی اعضای خانواده مدیریت و نبود ساختار روشن باعث ایجاد فضایی لبریز از ناهماهنگی میشود که برای من بهعنوان کارمند یا متقاضی کار، تجربهای دشوار ایجاد میکند.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مدت نزدیک به سه سال است که در گروه آریاداناک مشغول به کارم و تجربههای گوناگونی در این مدت کسب کردهام. محیط کار برایم هنوز جذاب است و هر روز با چیزهای جدیدی مواجه میشوم که به کسب تجربه کمک میکند.
من ۹ ماهی هست اومدم داخل این شرکت روز اول انقدر پوز میدادن و تعریف میکردن که حد نداشت. حقوقش که کمه بماند همین با تاخیر داره پرداخت میشه. نگاه از بالابه پایین که قشنگ مشخص داخل این شرکت. خودم دیدم افرادی بالای ۱۳ سال سابقه کار بخاطر حقوق بهشون گفتن دوست داری بمون نداری برو چیزی که هست نیرو کار و اصلأ براشون مهم نیست. کارانه که ما هنوز چشمون ندیده بعد از ۹ماه کار. هزینه های ایاب و ذهاب که افتضاح اصلا ارزش نداره از ماشین شخصی استفاده کنی. دست بگیرشون ازت خوبه اما دست بده ندارن بدجوری پول میدن. برا کار موقت خوبه تا بتونی یک کار بهتر گیر بیاری. بخوای بمونی و پیشرفت کنی اصلا جاش اینجا نیست.
به من زنگ زدن برا کارشناس هوش مصنوعی با بیش از ۳ سال سابقه تو شرکت های بزرگ و مطرح ازم معدل لیسانس و ارشد . رتبه کنکور لیسانس و ارشد. پروژه و پایان نامه ام و استادامو گرسید و رتبه ام تو ورودی های دانشگاه و جز چند درصد بودم پرسیدن. و بعدم پرسیدن رتبه کنکورت با سهمیه بوده یا بدون سهمیه . هیچ دید فنی و تکنیکال نداشت و گفت برا دو پوزیشن ریسرچ و ایمپلیمنتتتتت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (تا صبح علامت تعجب) نیرو میخوایم کدومشو میخوای کار کنی ؟ گفتم تو فیلد ما ریسرچ و دولوپ کنار هم ان . و درنهایت ام که گفتن حضوری بیا برا مرحله دوم خودم رد کردم. البته رنج حقوق مد نظرمو که نسبتا خوب بود ساپورت میکرد همین ولی خیلی بد مسیر و دوره
دوست عزیز با عنوام "توسعه دهنده | تمام وقت" که 6 شهریور نظرت را گذاشتی بله عزیزم خدمتت عرض کنم رفع و رجوع کردیم و میکنیم همینطور که الان این کار را انجام دادیم و نفر مورد نظر در حال جدایی از شرکت هست چرا چنین چیزی گفتم و میگم به خاطر اینکه آدم سمی را باید با چنین برخوردی باهاش قطع همکاری کرد چون من ترجیح میدم جایی که کار میکنم آدم سمی نباشه و اگر باشه واقعا سعیم را میکنم برای رفع و رجوعش شما نگران این اتفاق نباش حتما میتونیم که میگیم شما کارت را انجام بده نگران چنین اتفاقاتی نباش قابل توجه سایر دوستان همکار و سایر علاقمندان به کار در کاریزما ماهیت شرکت خیلی با شرکت های دیگر فرقی نداره فقط ضعف داریم اول توی جذب و دوم توی قطع همکاری با نفراتی که مخل کار تیم ها هستن من به شخصه مشکل اصلی را HR میبینم و PMها ، منابع انسانی سعی کرده محیطی درست کنه که بولدترین شاخصه اش راحتی و آزادیه، ولی وقتی ازش میخوایم نیرویی را هندل کنن به خاطر مشکل کاری یا اخلاقی توانش را نداره یه مدت روانشناس آوردن برای جذب نیروها که مشخصا خروجیش چنین نفرات و افراد سمی هستن، واقعا نتیجه اونهمه تست و تحلیل رفتاری و روانکاوی ها اگر این باشه وای به حال مراجعه کنندگان خانم روانشناس به هر حال امیدوارم مدیرعامل در خصوص HR و PM ها که هر دو مستقیم تحت مدیریت ایشون هستن و بیشترین ضعف و مشکلات از این دو واحد هست فکری بکنن تا حداقل این شائبه که خود ایشون دچار ضعف هستن که چنین شرایطی پیش اومده منتفی بشه
خوبی اینجا به اینکه ناخودآگاه ایرادت مجموعه میزنه بیرون! به یکی از تیم لیدها اشاره شده که دانش نداره و رذایل اخلاقیش مطرح شده، مشخصا همون شخص اومده بود تو هینجا یه متن شعر و ور نوشته بود که حذفش کردن کاملا مشخص بود ایشونه، تو گروه واتس اپ شرکت هم هر کسی مطلب علمی یا نکته ای رو مطرح کنه ایشون در قامت تیم لیدی شروع به مسخره کردن خوش مزه بازی درآوردن و از این اداها هستن، همه هم ایشون رو به یاوه گویی در تمام مسائل مرتبط و نامرتبط می شناسن، بارها شنیدم دلیل عدم اخراجشم اینکه یه پروژه مهم شرکت دستشه فعلا باید تحمل بشن. یه جا هم یک دوست به نسبت محترم اومده با ادبیات خودشون کارمند فعلی رو تهدید کرده که: هزاران مثل شما را تا به حال دیدیم و رفع و رجوع کردیم. جان؟ رفع و رجوع کردیم! کی تو یه سازمان همچین کاری میتونه بکنه؟ قضاوت با خودتون.
تو تجربهای که داشتم، حقوق بهطور مرتب و بهموقع از من دریغ میشد و این موضوع خیلی آزاردهنده بود. حقوق آخر سال را هم با تاخیر میدادند و معمولا نصف حقوق سالیانه در اختتام کار پرداخت میشد؛ چون مسئولان ترجیح میدادند حقوق را طبق روال عادی بدهند، عیدی و سنوات هم کامل پرداخت نمیشد و بخشی از آن تا سال بعد باقی میماند. در نتیجه احساس میکردم پول دقیقا به دستم نمیرسد. ارتقاء در اینجا به هیچ وجه میسر نبود؛ افرادی که تجربه و تخصص بیشتری داشتند هم در پستهای بالاتر جایگاهی نمیگرفتند و بنابراین فرصت پیشرفت برای من وجود نداشت. به دلیل سیستم موجود، درباره افزایش سطح کار و مسئولیتها هم هیچ گاه راه مشخصی وجود نداشت و گاهی فشارهای غیرمنطقی برای انجام کارهای بیشتری وارد میشد. اضافهکار و ماموریت اضافی به افراد داده نمیشد، در عین حال انتظار بالایی از انجام اضافهکاری داشتند. گاهی حتی در تعطیلات رسمی هم از افراد میخواستند بیایند و به این موضوع که آیا کار عقب مانده وجود دارد یا نه، توجه نمیکردند. در روزهایی که کشور به دلیل مشکلاتی مانند خاموشی یا آلودگی شدید تعطیل میشد، بانکها و سایر ارگانها هم تعطیل میشدند اما اینجا چنین تعطیلیای وجود نداشت و اگر میخواستم نباشم باید مرخصی میگرفتم. مدیران سعی میکردند با نشان دادن اینکه واحد ما شلوغ است و نیروهای بیشتری لازم داریم، خود را مهم و پرکار نشان دهند تا از این راه نیروهای بیشتری بگیرند و در نتیجه کارکنان کمتر کار مشکل پیدا کنند. برای من با ۸ سال سابقه کار در شرکتهای کوچکتر، این سازمان واقعا عجیب بود؛ هر دقیقه را به دنبال این بودند که پولی که میگیرم را با ترفندهایی غیرواقعی بهدستآورم. برای کسانی که به دنبال وقتکشی نیستند، این سازمان گزینه مناسبی نیست. حقوق بهلحاظ سطوح پژوهشی بالا نبود و ساختار قدرتی هم به سادگی امکان ترفیع را نمیداد؛ سازمان تا حد زیادی رابطهمحور بود تا سوادمحور و واحد مالی هم از نظر رسیدگی و اهمیت، کماهمیت بود. مزایا و سهمهای کارانه را میگفتند، اما در عمل بخش عمدهای از حقوق اولیهای که از اول درخواست کرده بودم را در قالب پورسانت منتقل میکردند و بعد میگفتند دریافتیام همان مقدار موردنظر است. واقعیت این بود که پورسانت هم همان حقوق درخواستی بود، تنها بهعنوان مزایای اضافی مطرح میشد که مبنا و روند تغییر آن نامشخص بود. علاوه بر این، در قالب بیمه تکمیلی هم نیروی زیادی از حقوق کم میشد و عملا بهعنوان مزایا محسوب نمیشد. در حال حاضر هم به قرارداد با شرکتهای معتبر برخوردی وجود ندارد.
من تصمیم گرفتم تجربهام در شرکت اتصال یکپارچه را با شما به اشتراک بگذارم. شاید برای برخی با نام ویديوکیک شناخته شود و تجربهام از آنجا برایم به یادماندنی است. مصاحبه و فرایند استخدام را از طریق پلتفرمهای کاریابی دنبال کردم. فرایند استخدام سه مرحله داشت: نخست مصاحبه تلفنی با مجموعه منابع انسانی، ثم مصاحبه حضوری بههمراه یک تست ساده، و در نهایت دعوت به انجام یک تسک یکروزه در محیط شرکت. بعد از قبولی در مرحله سوم، کار را به عنوان توسعهدهنده بکاند سطح متوسط آغاز کردم. در آغاز ارتباط با شرکت خوب بود، اما به مرور تغییراتی غیرمنتظره در تیم نیروها و شرایط کاری اتفاق افتاد. به طور کلی، جذب نفرات جدید سیر صعودی داشت و مدت زمان استخدام پایین بود؛ تیم بکاند اکثر اوقات زیر سه ماه تجربه حضوری داشت. وقتی مهلت مقرر فرارسید، سیاستها و استراتژی شرکت به شکل دیگری تغییر کرد. ساعات کاری از حدود صد و سی به صد و بیست و شش ساعت در ماه رسید و حضور در روزهای پنجشنبه اجباری شد. از طرفی، شرکت نهایتا حقوقی را که در مذاکرات اولیه با آن روبهرو شده بودم، پرداخت نکرد و به جای آن مبالغی بهعنوان پاداش و پایه از وزارت کار پیشنهاد داد که کاملا روشن نبود. در این شرایط ناگوار و نه تنها بهخاطر عدم پایبندی به تعهدات شرکت، بلکه به دلیل افزایش غیرمنتظره ساعات کاری و کاهش حقوق، تصمیم به ترک شرکت گرفتم. پس از آن تلاش کردم با شرکت به تفصیل این مسائل را مطرح کنم و مذاکراتی انجام دادم که به نتیجه قابل توجهی منجر نشد. این مذاکرات پس از تصمیم خروج من و جلسهای نسبتا طولانی با نتیجهای مبنی بر این که تکمیل تسکهای باقیمانده نیاز نیست و شرکت قرار بود با من تماس بگیرد تا تسویه انجام شود، ادامه یافت. اما یک ماه بعد هیچ خبری از شرکت نشد. وقتی پیگیری کردم، گفتند به دلیل عدم تکمیل تسکها برای من پرداختی در نظر گرفته نمیشود، در حالی که من آمادگی داشتم تسکها را به پایان برسانم اما با مخالفت مدیر فنی مواجه شدم. این اتفاق نه تنها اعتماد من به شرکت را زیر سوال برد، بلکه تجربهام را از این شرکت به یک تجربه ناامیدکننده و ناراحتکننده تبدیل کرد. تا زمانی که در آن شرکت حضور داشتم، تعهد و حرفهای بودن را سرلوحه کارم قرار داده بودم و تغییرات ناگهانی در شرایط کاری و عدم رعایت تعهدات شرکت به من نگرانی داد و در نهایت من را وادار به ترک کرد. این تجربه برایم بسیار ناراحتکننده بود.
در پاسخ به دوستی که با عنوان "مالک محصول | تمام وقت" تجربه خودشون را گذاشته بودند. بله بنده هم معتقدم شرایط و فضای شرکت کاریزما مملو از خاله زنک بازی و روابط صمیمانه و سهل انگاری و باقی موارد است اما دوست عزیز مواردی را از قلم انداختین. اینگونه که شما به همکار هم ****** تاختید، سزاوار است در خصوص خودتون ****** هم مواردی را بیان کنیم. شرکتی که به یک نفر چنین اجازه ای بدهد که در هر شرایطی و هر جلسه ای و با هر مخاطبی با ادبیات فحاشی و طلب کارانه حرف بزنه در حالی که این فرد هیچ خروجی به عنوان مالک محصول نداشته و ندارد و تمام نفرات تیم های مربوط به خودش را داره با اخلاقش فراری میده و PM بی عرضه مربوطه هم به دلیل اشراف نداشتن روی بیزینس تیم جرات برکناری ایشون را نداره، معلومه چنین شرکتی نه فرهنگ درست کاری داره نه HR درست. می دونم ممکنه در مقام پاسخگویی بخوای هرزه گویی کنی ولی حنای آدمی شبیه به شما پیش کسی با سابقه 20 ساله رنگی نداره، هزاران مثل شما را تا به حال دیدیم و رفع و رجوع کردیم. من بحثی ندارم در خصوص مواردی که گفتی و دوستانی که نام بردی که اتفاقا خیلی از این موارد هم درست بود ولی نه به شدتی که به خاطر حس بدی که در خودت وجود داره در خصوصشون اغراق کردی. جناب مالک محصول عزیز... شما عضوی از تیم اجایلی ، همون تیم اجایل مسخره.. اگه نمیتونی با هم تیمی هات تعامل درست داشته باشی بیشتر به درد وردست مالک محصول میخوری تا یه مدت کار کنی و اخلاق کاری یاد بگیری. اینو از منی بشنو که سالها کار فنی و مدیریت و اجایل کردم و طبق تجربه میتونم قاطعانه بگم هر جا یکی اینجوری شلوغ کرد و یا کارهاش را با شلوغ کاری و دعوا پیش برد ، حتما این رفتار در جهت پوشاندن ضعف و کم کاری خودشه. ****** مراقب روش کاری که پیش گرفتی باش.
من جزو مجموعه کاریزما نبوده و نیستم میخواستم تغییر جا بدم که این صفحه رو خوندم دیدم یکسری ها شاکی هستند یکسری ها مدافع چیزی که برام خیلی جالب هستش شخصی به پست سازمان دهنده اومده یکسری مواردی و بیان کرده که به نظرم اگر این پست رو جدی بگیریم باید فاتحه اون شرکت رو با این مدیران بخونیم آقا یا خانم سازمان دهنده فرمولی که برای نگهداشت نیرو ارائه کردی بسیار مبتدیانه و ابله هانه هستش نمونه بارز کارمند سالاری رو داری توی شرکت رواج میدی که بعداْ بدجوری گریبان خودت رو خواهد گرفت معنی حرف شما این هستش که اگر شرکت به کارمندی وابسته باشه اون کارمند اخراج نمیشه چونکه با رفتنش میتونه ضربه به شرکت وارد بشه حالا اون کارمند هرچقدر که نافرمانی بکنه یا مشکلات به وجود بیاره البته هستند از این شرکتها که بعدا ضربه های خیلی زیادی خوردند در ادامه گفتی ممکنه بعضی ها حقشون نبوده که جدا بشوند ولی جدا شدند. این دیگه خیلی توهین آمیز هستش و منی که بیرون از سازمان هستم این حس رو میگیرم که حاشیه امنیت شغلی پایین داره این شرکت و هر کسی که با مدیر مربوطه خودش به چالش کشیده بشه باید وسایلشو جمع بکنه و بره شما میگید اونایی که اسم میارن رو به وجدان خودشون میسپاری "با اینکه خودم اسم اوردن رو تایید نمیکنم" یک لحظه بی تعصب کامنت ها رو بخون افرادی بودن که در اون مجموعه زحمت کشیدن اومدن بیرون و انتقاد کردن از کسانی که درون سازمان هستند "اون هاییکه احتمالاْ اسمشون آورده شده" اومدن دارن زبون درازی میکنند مسخره اشون میکنند و بهشون القاب سمی بودن و بیکار بودن و حرف زیاد زدن و... رو میگن انصاف داشته باش خودت باشی ناراحت نمیشی؟ از پس انتقام بر نمیای؟ یک چیزی که در سایت تجربه داره اتفاق می افته اینکه یکسری ها میان از شرکت شروع میکنند تعریف کردن اونهایی که تعریف میکنند باید اسم خودشون رو بیارن و گرنه این کامنت شون هیچ ارزشی نداره چرا که شخص انتقاد کننده ممکنه براشون گرون تموم بشه ولی شخصی که داره تعریف و تمجید میکنه که خطری تهدیدش نمیکنه
-اگر کم سابقه، بی سابقه یا دانشجو هستید، این شرکت جای خوبی برای شماست، و به راحتی هم نیرو جذب میکنه -می تونید با کار در این شرکت، سابقه کسب کنید و بعد از دوسه سال برید شرکت های خوب -فشار کاری معمولی است، چون نظارت دقیقی نیست -به راحتی می تونید کنار کار، درس بخونید، پایان نامه انجام بدید، پروژه کسری و ... -پارکینگ نداره و برای جای پارک با توجه به موقعیت شرکت که در جردن است، باید نهایتا تا 6:30 پارک کنید -پرداخت حقوق نامنظم و با تاخیر دو ماهه -رد نشدن بیمه بصورت کامل -کمبود امکانات حداقلی مانند دستمال، قهوه، آبسرد کن، مایکروویو و ... -ندادن صبحانه و میان وعده -دخالت مدیرعامل در همه زمینه ها -پرداختی حداقل عیدی -ندادن پاداش، بن کارت و کارانه -حقوق پایین -پس از ترک شرکت، آخرین حقوق شما و سنوات 9 ماه بلوکه میشه و نمیدن -گرفتن سفته برای شروع کار -سنوات با حقوق واقعی شما پرداخت نمیشه و پایه محاسبه میشه -بی برنامگی -مدیران ارشد در بیشتر واحد ها در زمینه اون واحد و رشته تخصص و دانشی ندارند
من ۲ ماه تو این شرکت بودم حتی جمعه ها هم مجبورم میکردن که برم انقدر مزخرف بود که حتی خود داروخونه هم شکایت داشت الا هی باید زنگ بزنم پیگیر مدارک و حقوقم بشم کسی هم پاسخگو نیس به هیچ عنوان حقوق طبق قانون کار بقول خودشون نصف قانون کارم نیس فقط بلدن پول خرج مدیرا کنن که لباس شیک بپوشن کروات بزنن
در این مجموعه هیچ نظمی دیده نمیشد و کارها به شکل نامنظم پیش میرفت. از بینظمی در ردههای مدیریتی تا بینظمی در واحد منابع انسانی و همچنین تداوم بیانضباطی در پرداختها، اوضاع آرام نبود. در جلسات مصاحبه وعدهها به شکل عملی اجرا نمیشد و تعهدات مطرحشده به سهولت زیرپا میشد. برای قراردادهای بالای ششصد میلیون تا یک میلیارد، انتظار میرفت که سفته دریافت کنند. مدیرعامل و تیم منابع انسانی برای من تصویری از یک بهشت ساخته بودند، اما واقعیت کار کاملا با این تصویر تفاوت داشت و از نظر من سازمانی با مشکلات عمیقتر از توقعات معمول بود.
در اون تجربه کاریم با اشترن ایکس تکنولوژی، گفتن کلمههای نامطلوب نسبت به تیم کاربری خیلی ناراحتم کرد و احساس کردم هیچکس از اعضا حضور نداشتند. مصاحبهای آنلاین برای هماهنگی انجام شد اما شرکتکنندگان از مجموعه حضور پیدا نکردند و ایمیلهایم بیپاسخ ماندند. واقعا ناامید شدم و این رفتار را غیراجتماعی و غیرحرفهای دیدم.
به نظرم محیط این شرکت خیلی غیررسمی بود و اول کار احساس کردم بیش از حد با یک اداره سروکار دارم تا یه تیم توسعه. قبل از هر چیز فرمهایی که پر میکردن تا محل تولد پدر و مادر را هم میپرسیدند، این موضوع برای من عجیب بود؛ من مقاومت کردم و آن فرم را پر نکردم. بعد با مدیر فنی شرکت گفتوگو کردم؛ اون فرد بسیار خوشبرخورد بود اما جریان مصاحبه منظم نبود و بیشتر به شکل رفتوآمدی از طرف واحدها انجام میشد تا یک فرایند دقیق. در مرحله بعد یک تسک فنی ارائه شد اما هیچکس برای پاسخگویی به ابهامات معرفی نشده بود و وقتی مشکلی پیش میآمد، هیچ نقطه تماس مشخصی وجود نداشت. به نظر میرسید تیم منابع انسانی خیلی روی این موضوع حساسیت نشان نمیدهد. پس از یک جلسه نهایی با مدیر فنی، آفر را دریافت کردم اما مقدار حقوق خیلی پایین بود. با توجه به ماهیت کار، انتظار میرفت حضور پنجشنبهها هم ضروری باشد، تقریبا ماهی یک بار، که با آن شرایط و حقوق کمتر از نصف حقوق شرکتهای سطح بالا برای من مناسب نبود. برای یک توسعهدهنده با سابقه که تجربه کار در شرکتهای پیشرفتهتر را دارد، اینجا واقعا جای مناسبی بهنظر نمیرسید.
من بیشتر از 20 تا شرکت تا حالا عوض کردم و کاریزما بهترین شرکتیه که باهاشون همکاری داشتم. فوق العاده شرکت دوست داشتنی ایه و امیدوارم همیشه موفق باشه.. بسیار به نیروهاشون اهمیت میدن و تیم منابع انسانی دوست داشتنی ش هم همیشه برای رفاه کارکنان همه کار کردند... بسیار منظم و ساختاریافته پروژه ها جلو میره و هنیشه اگرم ایراد کوچیکی ووجود داشته سریع برطرف و ترمیم شده...
تجربه من نشان میدهد که پرداخت حقوق با تاخیرهای مکرر رخ میداد و زمان کاری بدون نتیجه صرف میشد. این موضوع تنها به یک یا دو نفر محدود نبود و با هر دورهی بعدی، تکرار میشد؛ مدیر جدید هم محمد دستاندکار بود.
بدون شک محیط کار نسبتا مطلوبی بود؛ جو سالم و خوشایند حاکم بود و برخورد دوستانه و محترمانه مدیران و همکاران را تجربه کردم و به رشد فردی اهمیت داده میشد. مدیر فنی شرکت، CTO، یکی از بهترین، دقیقترین و با احترامترین مدیرانی بود که تاکنون در طول دوران کارم باهاشان همکاری کردم.
تجربه من در این شرکت خیلی زود برایم روشن شد: شرکت بیثبات و بدون سوددهی بود و مدیرعاملی با گرایشهای مذهبی سعی داشت خود را روشنفکر نشان دهد. رفتارهایشان در چند مورد به پوشش و ظاهر تیم مربوط میشد و این فضا بیش از هر چیز، فشار و ناامیدی ایجاد میکرد. مدیر فنی کاملا بیسواد و بیادعا بود و هیچ تجربه یا دانش مدیریتی از خود نشان نمیداد و همچنان که همبنیانگذار هم بود، باز هم به این سمت و سو گرایش داشت. برخی از مدیران با نگرشهای مذهبی تند، جو خشک و سختی به وجود میآوردند و از سوی دیگر تیم مدیریتی با کمبود تجربه در زمینه مدیریت روبهرو بود. با این شرایط، من توصیه نمیکنم به کار در چنین شرکتی فکر کنید.
سلام خسته نباشید بچه ها. قرار نیست هیچکس از شرکت دفاع بکنه لطفا کامنتی برای دفاع از شرکت نزارید. یک فرمول خیلی ساده در مورد نگهداری نیرو ها هست و اون اینه که نیرویی که شرکت بهش وابسته باشه و بتونه وابستگی ایجاد کنه تلاش بر اینه که نگه داشته بشه اما خوب بعضی وقت ها به هر دلیلی این اتفاق نمیفته. من از تمام نیروهایی که از شرکت رفتند و ناراضیند عذرخواهی میکنم. این امکان وجود داره که نیرویی که حقش نبوده رفته باشه یا اون که حقش نبوده مونده باشه اما همونطور که عرض کردم بعضی اوقات عوامل دیگه ای مثل همین وابستگی باعث میشه نیرویی بره یا بمونه. خواهش می کنم از دوستانی که داخل شرکت هستند کامنتی در دفاع از شرکت نگذارند و دوستانی که به هر شکل جانب انصاف رو رعایت نمیکنند و اسم بچه ها رو میارند رو هم با وجدانشون تنها میزارم. موفق باشید. والسلام.
در این شرکت احساس میکنم جایگاهی برای تحصیلکردهها وجود ندارد و دلیلش را چند جنبه میدانم. نخست اینکه مالک شرکت به لحاظ علم و تحصیل آکادمیک برداشت مناسبی ندارد و با احترام به قشرهای مختلف، رفتار و درک نسبت به تحصیلکردگان را کمنظیر میبیند. باورنکردنی است اما مدیر کارخانه اغلب با افرادی که سواد کمتری دارند ارتباط بهتری برقرار میکند؛ در حالی که من تصور میکنم وضعیت برای فردی با دیپلم یا تحصیلکردهها متفاوت است و گاهی به دلیل جایگاه مدیریتی از سوی او فشار و برخورد نامناسب حس میشود. تا کنون تجربه کردهام که اغلب نیروهای تحصیلکرده بیش از دو سال در اینجا دوام نمیآورند. علاوه بر این، گاهی اختلافهای خانوادگی در سطح مدیران کارخانه به چشم میخورد؛ به عنوان مثال برادران مدیران در واحدهای تولیدی نقشهای مختلفی ایفا میکنند و برخی تصمیمگیریها بدون وضوح قرارداد یا ساعات کاری مشخص انجام میشود. به شخصا احساس میکنم در چنین فضایی که هر کس نقش مشخصی ندارد، کار برای کارکنان بیثبات و گاه بیاعتماد میشود. در مجموع، نگرش و رفتار برخی اعضای خانواده مدیریت و نبود ساختار روشن باعث ایجاد فضایی لبریز از ناهماهنگی میشود که برای من بهعنوان کارمند یا متقاضی کار، تجربهای دشوار ایجاد میکند.
مدت نزدیک به سه سال است که در گروه آریاداناک مشغول به کارم و تجربههای گوناگونی در این مدت کسب کردهام. محیط کار برایم هنوز جذاب است و هر روز با چیزهای جدیدی مواجه میشوم که به کسب تجربه کمک میکند.
من ۹ ماهی هست اومدم داخل این شرکت روز اول انقدر پوز میدادن و تعریف میکردن که حد نداشت. حقوقش که کمه بماند همین با تاخیر داره پرداخت میشه. نگاه از بالابه پایین که قشنگ مشخص داخل این شرکت. خودم دیدم افرادی بالای ۱۳ سال سابقه کار بخاطر حقوق بهشون گفتن دوست داری بمون نداری برو چیزی که هست نیرو کار و اصلأ براشون مهم نیست. کارانه که ما هنوز چشمون ندیده بعد از ۹ماه کار. هزینه های ایاب و ذهاب که افتضاح اصلا ارزش نداره از ماشین شخصی استفاده کنی. دست بگیرشون ازت خوبه اما دست بده ندارن بدجوری پول میدن. برا کار موقت خوبه تا بتونی یک کار بهتر گیر بیاری. بخوای بمونی و پیشرفت کنی اصلا جاش اینجا نیست.
به من زنگ زدن برا کارشناس هوش مصنوعی با بیش از ۳ سال سابقه تو شرکت های بزرگ و مطرح ازم معدل لیسانس و ارشد . رتبه کنکور لیسانس و ارشد. پروژه و پایان نامه ام و استادامو گرسید و رتبه ام تو ورودی های دانشگاه و جز چند درصد بودم پرسیدن. و بعدم پرسیدن رتبه کنکورت با سهمیه بوده یا بدون سهمیه . هیچ دید فنی و تکنیکال نداشت و گفت برا دو پوزیشن ریسرچ و ایمپلیمنتتتتت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! (تا صبح علامت تعجب) نیرو میخوایم کدومشو میخوای کار کنی ؟ گفتم تو فیلد ما ریسرچ و دولوپ کنار هم ان . و درنهایت ام که گفتن حضوری بیا برا مرحله دوم خودم رد کردم. البته رنج حقوق مد نظرمو که نسبتا خوب بود ساپورت میکرد همین ولی خیلی بد مسیر و دوره
دوست عزیز با عنوام "توسعه دهنده | تمام وقت" که 6 شهریور نظرت را گذاشتی بله عزیزم خدمتت عرض کنم رفع و رجوع کردیم و میکنیم همینطور که الان این کار را انجام دادیم و نفر مورد نظر در حال جدایی از شرکت هست چرا چنین چیزی گفتم و میگم به خاطر اینکه آدم سمی را باید با چنین برخوردی باهاش قطع همکاری کرد چون من ترجیح میدم جایی که کار میکنم آدم سمی نباشه و اگر باشه واقعا سعیم را میکنم برای رفع و رجوعش شما نگران این اتفاق نباش حتما میتونیم که میگیم شما کارت را انجام بده نگران چنین اتفاقاتی نباش قابل توجه سایر دوستان همکار و سایر علاقمندان به کار در کاریزما ماهیت شرکت خیلی با شرکت های دیگر فرقی نداره فقط ضعف داریم اول توی جذب و دوم توی قطع همکاری با نفراتی که مخل کار تیم ها هستن من به شخصه مشکل اصلی را HR میبینم و PMها ، منابع انسانی سعی کرده محیطی درست کنه که بولدترین شاخصه اش راحتی و آزادیه، ولی وقتی ازش میخوایم نیرویی را هندل کنن به خاطر مشکل کاری یا اخلاقی توانش را نداره یه مدت روانشناس آوردن برای جذب نیروها که مشخصا خروجیش چنین نفرات و افراد سمی هستن، واقعا نتیجه اونهمه تست و تحلیل رفتاری و روانکاوی ها اگر این باشه وای به حال مراجعه کنندگان خانم روانشناس به هر حال امیدوارم مدیرعامل در خصوص HR و PM ها که هر دو مستقیم تحت مدیریت ایشون هستن و بیشترین ضعف و مشکلات از این دو واحد هست فکری بکنن تا حداقل این شائبه که خود ایشون دچار ضعف هستن که چنین شرایطی پیش اومده منتفی بشه
خوبی اینجا به اینکه ناخودآگاه ایرادت مجموعه میزنه بیرون! به یکی از تیم لیدها اشاره شده که دانش نداره و رذایل اخلاقیش مطرح شده، مشخصا همون شخص اومده بود تو هینجا یه متن شعر و ور نوشته بود که حذفش کردن کاملا مشخص بود ایشونه، تو گروه واتس اپ شرکت هم هر کسی مطلب علمی یا نکته ای رو مطرح کنه ایشون در قامت تیم لیدی شروع به مسخره کردن خوش مزه بازی درآوردن و از این اداها هستن، همه هم ایشون رو به یاوه گویی در تمام مسائل مرتبط و نامرتبط می شناسن، بارها شنیدم دلیل عدم اخراجشم اینکه یه پروژه مهم شرکت دستشه فعلا باید تحمل بشن. یه جا هم یک دوست به نسبت محترم اومده با ادبیات خودشون کارمند فعلی رو تهدید کرده که: هزاران مثل شما را تا به حال دیدیم و رفع و رجوع کردیم. جان؟ رفع و رجوع کردیم! کی تو یه سازمان همچین کاری میتونه بکنه؟ قضاوت با خودتون.
تو تجربهای که داشتم، حقوق بهطور مرتب و بهموقع از من دریغ میشد و این موضوع خیلی آزاردهنده بود. حقوق آخر سال را هم با تاخیر میدادند و معمولا نصف حقوق سالیانه در اختتام کار پرداخت میشد؛ چون مسئولان ترجیح میدادند حقوق را طبق روال عادی بدهند، عیدی و سنوات هم کامل پرداخت نمیشد و بخشی از آن تا سال بعد باقی میماند. در نتیجه احساس میکردم پول دقیقا به دستم نمیرسد. ارتقاء در اینجا به هیچ وجه میسر نبود؛ افرادی که تجربه و تخصص بیشتری داشتند هم در پستهای بالاتر جایگاهی نمیگرفتند و بنابراین فرصت پیشرفت برای من وجود نداشت. به دلیل سیستم موجود، درباره افزایش سطح کار و مسئولیتها هم هیچ گاه راه مشخصی وجود نداشت و گاهی فشارهای غیرمنطقی برای انجام کارهای بیشتری وارد میشد. اضافهکار و ماموریت اضافی به افراد داده نمیشد، در عین حال انتظار بالایی از انجام اضافهکاری داشتند. گاهی حتی در تعطیلات رسمی هم از افراد میخواستند بیایند و به این موضوع که آیا کار عقب مانده وجود دارد یا نه، توجه نمیکردند. در روزهایی که کشور به دلیل مشکلاتی مانند خاموشی یا آلودگی شدید تعطیل میشد، بانکها و سایر ارگانها هم تعطیل میشدند اما اینجا چنین تعطیلیای وجود نداشت و اگر میخواستم نباشم باید مرخصی میگرفتم. مدیران سعی میکردند با نشان دادن اینکه واحد ما شلوغ است و نیروهای بیشتری لازم داریم، خود را مهم و پرکار نشان دهند تا از این راه نیروهای بیشتری بگیرند و در نتیجه کارکنان کمتر کار مشکل پیدا کنند. برای من با ۸ سال سابقه کار در شرکتهای کوچکتر، این سازمان واقعا عجیب بود؛ هر دقیقه را به دنبال این بودند که پولی که میگیرم را با ترفندهایی غیرواقعی بهدستآورم. برای کسانی که به دنبال وقتکشی نیستند، این سازمان گزینه مناسبی نیست. حقوق بهلحاظ سطوح پژوهشی بالا نبود و ساختار قدرتی هم به سادگی امکان ترفیع را نمیداد؛ سازمان تا حد زیادی رابطهمحور بود تا سوادمحور و واحد مالی هم از نظر رسیدگی و اهمیت، کماهمیت بود. مزایا و سهمهای کارانه را میگفتند، اما در عمل بخش عمدهای از حقوق اولیهای که از اول درخواست کرده بودم را در قالب پورسانت منتقل میکردند و بعد میگفتند دریافتیام همان مقدار موردنظر است. واقعیت این بود که پورسانت هم همان حقوق درخواستی بود، تنها بهعنوان مزایای اضافی مطرح میشد که مبنا و روند تغییر آن نامشخص بود. علاوه بر این، در قالب بیمه تکمیلی هم نیروی زیادی از حقوق کم میشد و عملا بهعنوان مزایا محسوب نمیشد. در حال حاضر هم به قرارداد با شرکتهای معتبر برخوردی وجود ندارد.
من تصمیم گرفتم تجربهام در شرکت اتصال یکپارچه را با شما به اشتراک بگذارم. شاید برای برخی با نام ویديوکیک شناخته شود و تجربهام از آنجا برایم به یادماندنی است. مصاحبه و فرایند استخدام را از طریق پلتفرمهای کاریابی دنبال کردم. فرایند استخدام سه مرحله داشت: نخست مصاحبه تلفنی با مجموعه منابع انسانی، ثم مصاحبه حضوری بههمراه یک تست ساده، و در نهایت دعوت به انجام یک تسک یکروزه در محیط شرکت. بعد از قبولی در مرحله سوم، کار را به عنوان توسعهدهنده بکاند سطح متوسط آغاز کردم. در آغاز ارتباط با شرکت خوب بود، اما به مرور تغییراتی غیرمنتظره در تیم نیروها و شرایط کاری اتفاق افتاد. به طور کلی، جذب نفرات جدید سیر صعودی داشت و مدت زمان استخدام پایین بود؛ تیم بکاند اکثر اوقات زیر سه ماه تجربه حضوری داشت. وقتی مهلت مقرر فرارسید، سیاستها و استراتژی شرکت به شکل دیگری تغییر کرد. ساعات کاری از حدود صد و سی به صد و بیست و شش ساعت در ماه رسید و حضور در روزهای پنجشنبه اجباری شد. از طرفی، شرکت نهایتا حقوقی را که در مذاکرات اولیه با آن روبهرو شده بودم، پرداخت نکرد و به جای آن مبالغی بهعنوان پاداش و پایه از وزارت کار پیشنهاد داد که کاملا روشن نبود. در این شرایط ناگوار و نه تنها بهخاطر عدم پایبندی به تعهدات شرکت، بلکه به دلیل افزایش غیرمنتظره ساعات کاری و کاهش حقوق، تصمیم به ترک شرکت گرفتم. پس از آن تلاش کردم با شرکت به تفصیل این مسائل را مطرح کنم و مذاکراتی انجام دادم که به نتیجه قابل توجهی منجر نشد. این مذاکرات پس از تصمیم خروج من و جلسهای نسبتا طولانی با نتیجهای مبنی بر این که تکمیل تسکهای باقیمانده نیاز نیست و شرکت قرار بود با من تماس بگیرد تا تسویه انجام شود، ادامه یافت. اما یک ماه بعد هیچ خبری از شرکت نشد. وقتی پیگیری کردم، گفتند به دلیل عدم تکمیل تسکها برای من پرداختی در نظر گرفته نمیشود، در حالی که من آمادگی داشتم تسکها را به پایان برسانم اما با مخالفت مدیر فنی مواجه شدم. این اتفاق نه تنها اعتماد من به شرکت را زیر سوال برد، بلکه تجربهام را از این شرکت به یک تجربه ناامیدکننده و ناراحتکننده تبدیل کرد. تا زمانی که در آن شرکت حضور داشتم، تعهد و حرفهای بودن را سرلوحه کارم قرار داده بودم و تغییرات ناگهانی در شرایط کاری و عدم رعایت تعهدات شرکت به من نگرانی داد و در نهایت من را وادار به ترک کرد. این تجربه برایم بسیار ناراحتکننده بود.
در پاسخ به دوستی که با عنوان "مالک محصول | تمام وقت" تجربه خودشون را گذاشته بودند. بله بنده هم معتقدم شرایط و فضای شرکت کاریزما مملو از خاله زنک بازی و روابط صمیمانه و سهل انگاری و باقی موارد است اما دوست عزیز مواردی را از قلم انداختین. اینگونه که شما به همکار هم ****** تاختید، سزاوار است در خصوص خودتون ****** هم مواردی را بیان کنیم. شرکتی که به یک نفر چنین اجازه ای بدهد که در هر شرایطی و هر جلسه ای و با هر مخاطبی با ادبیات فحاشی و طلب کارانه حرف بزنه در حالی که این فرد هیچ خروجی به عنوان مالک محصول نداشته و ندارد و تمام نفرات تیم های مربوط به خودش را داره با اخلاقش فراری میده و PM بی عرضه مربوطه هم به دلیل اشراف نداشتن روی بیزینس تیم جرات برکناری ایشون را نداره، معلومه چنین شرکتی نه فرهنگ درست کاری داره نه HR درست. می دونم ممکنه در مقام پاسخگویی بخوای هرزه گویی کنی ولی حنای آدمی شبیه به شما پیش کسی با سابقه 20 ساله رنگی نداره، هزاران مثل شما را تا به حال دیدیم و رفع و رجوع کردیم. من بحثی ندارم در خصوص مواردی که گفتی و دوستانی که نام بردی که اتفاقا خیلی از این موارد هم درست بود ولی نه به شدتی که به خاطر حس بدی که در خودت وجود داره در خصوصشون اغراق کردی. جناب مالک محصول عزیز... شما عضوی از تیم اجایلی ، همون تیم اجایل مسخره.. اگه نمیتونی با هم تیمی هات تعامل درست داشته باشی بیشتر به درد وردست مالک محصول میخوری تا یه مدت کار کنی و اخلاق کاری یاد بگیری. اینو از منی بشنو که سالها کار فنی و مدیریت و اجایل کردم و طبق تجربه میتونم قاطعانه بگم هر جا یکی اینجوری شلوغ کرد و یا کارهاش را با شلوغ کاری و دعوا پیش برد ، حتما این رفتار در جهت پوشاندن ضعف و کم کاری خودشه. ****** مراقب روش کاری که پیش گرفتی باش.
من جزو مجموعه کاریزما نبوده و نیستم میخواستم تغییر جا بدم که این صفحه رو خوندم دیدم یکسری ها شاکی هستند یکسری ها مدافع چیزی که برام خیلی جالب هستش شخصی به پست سازمان دهنده اومده یکسری مواردی و بیان کرده که به نظرم اگر این پست رو جدی بگیریم باید فاتحه اون شرکت رو با این مدیران بخونیم آقا یا خانم سازمان دهنده فرمولی که برای نگهداشت نیرو ارائه کردی بسیار مبتدیانه و ابله هانه هستش نمونه بارز کارمند سالاری رو داری توی شرکت رواج میدی که بعداْ بدجوری گریبان خودت رو خواهد گرفت معنی حرف شما این هستش که اگر شرکت به کارمندی وابسته باشه اون کارمند اخراج نمیشه چونکه با رفتنش میتونه ضربه به شرکت وارد بشه حالا اون کارمند هرچقدر که نافرمانی بکنه یا مشکلات به وجود بیاره البته هستند از این شرکتها که بعدا ضربه های خیلی زیادی خوردند در ادامه گفتی ممکنه بعضی ها حقشون نبوده که جدا بشوند ولی جدا شدند. این دیگه خیلی توهین آمیز هستش و منی که بیرون از سازمان هستم این حس رو میگیرم که حاشیه امنیت شغلی پایین داره این شرکت و هر کسی که با مدیر مربوطه خودش به چالش کشیده بشه باید وسایلشو جمع بکنه و بره شما میگید اونایی که اسم میارن رو به وجدان خودشون میسپاری "با اینکه خودم اسم اوردن رو تایید نمیکنم" یک لحظه بی تعصب کامنت ها رو بخون افرادی بودن که در اون مجموعه زحمت کشیدن اومدن بیرون و انتقاد کردن از کسانی که درون سازمان هستند "اون هاییکه احتمالاْ اسمشون آورده شده" اومدن دارن زبون درازی میکنند مسخره اشون میکنند و بهشون القاب سمی بودن و بیکار بودن و حرف زیاد زدن و... رو میگن انصاف داشته باش خودت باشی ناراحت نمیشی؟ از پس انتقام بر نمیای؟ یک چیزی که در سایت تجربه داره اتفاق می افته اینکه یکسری ها میان از شرکت شروع میکنند تعریف کردن اونهایی که تعریف میکنند باید اسم خودشون رو بیارن و گرنه این کامنت شون هیچ ارزشی نداره چرا که شخص انتقاد کننده ممکنه براشون گرون تموم بشه ولی شخصی که داره تعریف و تمجید میکنه که خطری تهدیدش نمیکنه
-اگر کم سابقه، بی سابقه یا دانشجو هستید، این شرکت جای خوبی برای شماست، و به راحتی هم نیرو جذب میکنه -می تونید با کار در این شرکت، سابقه کسب کنید و بعد از دوسه سال برید شرکت های خوب -فشار کاری معمولی است، چون نظارت دقیقی نیست -به راحتی می تونید کنار کار، درس بخونید، پایان نامه انجام بدید، پروژه کسری و ... -پارکینگ نداره و برای جای پارک با توجه به موقعیت شرکت که در جردن است، باید نهایتا تا 6:30 پارک کنید -پرداخت حقوق نامنظم و با تاخیر دو ماهه -رد نشدن بیمه بصورت کامل -کمبود امکانات حداقلی مانند دستمال، قهوه، آبسرد کن، مایکروویو و ... -ندادن صبحانه و میان وعده -دخالت مدیرعامل در همه زمینه ها -پرداختی حداقل عیدی -ندادن پاداش، بن کارت و کارانه -حقوق پایین -پس از ترک شرکت، آخرین حقوق شما و سنوات 9 ماه بلوکه میشه و نمیدن -گرفتن سفته برای شروع کار -سنوات با حقوق واقعی شما پرداخت نمیشه و پایه محاسبه میشه -بی برنامگی -مدیران ارشد در بیشتر واحد ها در زمینه اون واحد و رشته تخصص و دانشی ندارند
من ۲ ماه تو این شرکت بودم حتی جمعه ها هم مجبورم میکردن که برم انقدر مزخرف بود که حتی خود داروخونه هم شکایت داشت الا هی باید زنگ بزنم پیگیر مدارک و حقوقم بشم کسی هم پاسخگو نیس به هیچ عنوان حقوق طبق قانون کار بقول خودشون نصف قانون کارم نیس فقط بلدن پول خرج مدیرا کنن که لباس شیک بپوشن کروات بزنن
در این مجموعه هیچ نظمی دیده نمیشد و کارها به شکل نامنظم پیش میرفت. از بینظمی در ردههای مدیریتی تا بینظمی در واحد منابع انسانی و همچنین تداوم بیانضباطی در پرداختها، اوضاع آرام نبود. در جلسات مصاحبه وعدهها به شکل عملی اجرا نمیشد و تعهدات مطرحشده به سهولت زیرپا میشد. برای قراردادهای بالای ششصد میلیون تا یک میلیارد، انتظار میرفت که سفته دریافت کنند. مدیرعامل و تیم منابع انسانی برای من تصویری از یک بهشت ساخته بودند، اما واقعیت کار کاملا با این تصویر تفاوت داشت و از نظر من سازمانی با مشکلات عمیقتر از توقعات معمول بود.
در اون تجربه کاریم با اشترن ایکس تکنولوژی، گفتن کلمههای نامطلوب نسبت به تیم کاربری خیلی ناراحتم کرد و احساس کردم هیچکس از اعضا حضور نداشتند. مصاحبهای آنلاین برای هماهنگی انجام شد اما شرکتکنندگان از مجموعه حضور پیدا نکردند و ایمیلهایم بیپاسخ ماندند. واقعا ناامید شدم و این رفتار را غیراجتماعی و غیرحرفهای دیدم.
به نظرم محیط این شرکت خیلی غیررسمی بود و اول کار احساس کردم بیش از حد با یک اداره سروکار دارم تا یه تیم توسعه. قبل از هر چیز فرمهایی که پر میکردن تا محل تولد پدر و مادر را هم میپرسیدند، این موضوع برای من عجیب بود؛ من مقاومت کردم و آن فرم را پر نکردم. بعد با مدیر فنی شرکت گفتوگو کردم؛ اون فرد بسیار خوشبرخورد بود اما جریان مصاحبه منظم نبود و بیشتر به شکل رفتوآمدی از طرف واحدها انجام میشد تا یک فرایند دقیق. در مرحله بعد یک تسک فنی ارائه شد اما هیچکس برای پاسخگویی به ابهامات معرفی نشده بود و وقتی مشکلی پیش میآمد، هیچ نقطه تماس مشخصی وجود نداشت. به نظر میرسید تیم منابع انسانی خیلی روی این موضوع حساسیت نشان نمیدهد. پس از یک جلسه نهایی با مدیر فنی، آفر را دریافت کردم اما مقدار حقوق خیلی پایین بود. با توجه به ماهیت کار، انتظار میرفت حضور پنجشنبهها هم ضروری باشد، تقریبا ماهی یک بار، که با آن شرایط و حقوق کمتر از نصف حقوق شرکتهای سطح بالا برای من مناسب نبود. برای یک توسعهدهنده با سابقه که تجربه کار در شرکتهای پیشرفتهتر را دارد، اینجا واقعا جای مناسبی بهنظر نمیرسید.
من بیشتر از 20 تا شرکت تا حالا عوض کردم و کاریزما بهترین شرکتیه که باهاشون همکاری داشتم. فوق العاده شرکت دوست داشتنی ایه و امیدوارم همیشه موفق باشه.. بسیار به نیروهاشون اهمیت میدن و تیم منابع انسانی دوست داشتنی ش هم همیشه برای رفاه کارکنان همه کار کردند... بسیار منظم و ساختاریافته پروژه ها جلو میره و هنیشه اگرم ایراد کوچیکی ووجود داشته سریع برطرف و ترمیم شده...
تجربه من نشان میدهد که پرداخت حقوق با تاخیرهای مکرر رخ میداد و زمان کاری بدون نتیجه صرف میشد. این موضوع تنها به یک یا دو نفر محدود نبود و با هر دورهی بعدی، تکرار میشد؛ مدیر جدید هم محمد دستاندکار بود.
بدون شک محیط کار نسبتا مطلوبی بود؛ جو سالم و خوشایند حاکم بود و برخورد دوستانه و محترمانه مدیران و همکاران را تجربه کردم و به رشد فردی اهمیت داده میشد. مدیر فنی شرکت، CTO، یکی از بهترین، دقیقترین و با احترامترین مدیرانی بود که تاکنون در طول دوران کارم باهاشان همکاری کردم.
تجربه من در این شرکت خیلی زود برایم روشن شد: شرکت بیثبات و بدون سوددهی بود و مدیرعاملی با گرایشهای مذهبی سعی داشت خود را روشنفکر نشان دهد. رفتارهایشان در چند مورد به پوشش و ظاهر تیم مربوط میشد و این فضا بیش از هر چیز، فشار و ناامیدی ایجاد میکرد. مدیر فنی کاملا بیسواد و بیادعا بود و هیچ تجربه یا دانش مدیریتی از خود نشان نمیداد و همچنان که همبنیانگذار هم بود، باز هم به این سمت و سو گرایش داشت. برخی از مدیران با نگرشهای مذهبی تند، جو خشک و سختی به وجود میآوردند و از سوی دیگر تیم مدیریتی با کمبود تجربه در زمینه مدیریت روبهرو بود. با این شرایط، من توصیه نمیکنم به کار در چنین شرکتی فکر کنید.
سلام خسته نباشید بچه ها. قرار نیست هیچکس از شرکت دفاع بکنه لطفا کامنتی برای دفاع از شرکت نزارید. یک فرمول خیلی ساده در مورد نگهداری نیرو ها هست و اون اینه که نیرویی که شرکت بهش وابسته باشه و بتونه وابستگی ایجاد کنه تلاش بر اینه که نگه داشته بشه اما خوب بعضی وقت ها به هر دلیلی این اتفاق نمیفته. من از تمام نیروهایی که از شرکت رفتند و ناراضیند عذرخواهی میکنم. این امکان وجود داره که نیرویی که حقش نبوده رفته باشه یا اون که حقش نبوده مونده باشه اما همونطور که عرض کردم بعضی اوقات عوامل دیگه ای مثل همین وابستگی باعث میشه نیرویی بره یا بمونه. خواهش می کنم از دوستانی که داخل شرکت هستند کامنتی در دفاع از شرکت نگذارند و دوستانی که به هر شکل جانب انصاف رو رعایت نمیکنند و اسم بچه ها رو میارند رو هم با وجدانشون تنها میزارم. موفق باشید. والسلام.