در نمایشگاه کار با مدیر منابع انسانی شرکت در رابطه با قسمت های مختلف سازمان سوالاتی پرسیدم. و از علاقه خودم برای کار در تیم توسعه تجاری گفتم. ازم خواست که رزومه ام را به ایمیلش ارسال کنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در کارنامه تجربهام با شرکت اسمارت آپ ونچرز، به گفتگویی درباره تولید محتوا برخوردم. در ابتدای فرایند، سؤالاتی درباره کلیات کار، انگیزه از ترک کار قبلی، انتظارم از محیط کار آینده، و اهدافم برای آینده مطرح شد. در گام بعدی، یک آزمون مکتوب برایم فرستاده شد که متنی به زبان انگلیسی درباره اینوست داشت و از من خواسته شد تا ترجمه و تحلیل سایت را انجام دهم و نکات دیگری هم توضیح بدهم. پس از آن با مدیر منابع انسانی جلسهای داشتم. مرحله پایانی قرار بود با مدیرعامل باشد که در نهایت از آن مصاحبه محروم شدم. آنجا افراد بسیار متخصصی حضور داشتند که میتوانند به رشد فردی کمک کنند.
در اولین برخورد، اضطراب داشتم اما با مرور آرامتر به مصاحبهکنندهها وصل شدم و گفتوگو شکل گرفت. درباره سوابق کاری و شغل قبلیم سوال شد و همچنین از فعالیت در فضای مجازی و نحوه کار با برنامه شیپور پرسیدند؛ درباره نقاط قوت و ضعف این برنامه و مهارتهای لازم برای آغاز کار هم گفتگو شد.
احساس من از ورود به شیپور سردرگمی بود؛ نمیدانستم دقیق کجا باید بروم و با پرسوجو از چند نفر راهم را پیدا کردم تا به صندلیای که منتظر بمانم برسد. بعد از مدت کوتاهی بالاخره یک نفر آمد و مرا هدایت کرد به طبقات بالاتر، و آنجا وارد اتاقی شدم و باز مدتی در انتظار بودم. مصاحبهکنندهها سوالات زیادی نپرسیدند و سوالاتشان نسبتا ساده بود؛ به نظر میرسید که خودشان به اندازهی کافی تخصص ندارند و برای فرایند مصاحبه و پرسشها هم برنامهای از قبل آماده نکرده بودند. پس از اولین مصاحبه، قرار شد برای من یک تست فرستاده شود تا انجام بدهم. چند روز بعد تست را ارسال کردند، و من به آن پاسخ دادم که نمیتوانم با آنها همکاری کنم. دلیل اصلی این تصمیم این بود که جلسهی مصاحبه چندان خوب نبود و رفتار مصاحبهکنندگان همواره مودبانه به نظر میرسید اما روشن بود که از حال شرکت توضیحی واقعی ارائه نمیدادند؛ برخی نکات دربارهی شرکت هم بیشتر از این که نقاط قوت را بگویند به مشکلات و وضعیت نامساعد اشاره میکرد. این تجربه باعث شد تا تصور قبلیام دربارهی شیپور تغییر کند و به این نتیجه برسم که ممکن است شرکت برای من مناسب نباشد. در کل، برداشت من این بود که فرایند استخدام بهخوبی ساختاربندی نشده و فاکتورهای مهمی مانند انتظار از کار زیاد و فشار کاری را به وضوح برجسته نمیکردند.
برای من تجربهای بود که با وجود انرژی مثبت در برخورد اول، در نهایت حس ناامیدی از روند پیگیری ایجاد کرد. خیلی زود پس از فرستادن رزومه با من تماس گرفتند و با توجه به مقایسهای که با شرکتهای معتبر دیگر داشتم، سرعت غربال رزومهها و تأیید نهاییشان را بهعنوان نکتهای مثبت میشناختم. پس از هماهنگی برای مصاحبه اسکایپی، خانمی که مصاحبه را انجام میداد با رفتار آرام، خونسرد و محترمانهشان حس خوب و دلگرمی به من داد. نکتهی مثبت دوم اما این بود که رفتارشان در حوزه جذب کمیاب است و نسبت به سایر کارشناسان جذب، توجه بیشتری به تفاوتهای فردی داشتند. با این حال برخی پرسشها در فرایند مصاحبه برای من تازگی داشتند؛ بهجای بررسی عمیقتر دانش و تجربهام، فقط به یک سوال تئوری درباره آشنایی با روش مصاحبه استار بسنده شد و آخرین مقالهای که خواندهام هم از من پرسیده شد. در پایان مصاحبه گفتند که احتمالا برای مرحلهی دوم فردا تماس میگیرند، اما با وجود پیگیریهای من پاسخ درستی نگرفتم و نهایتا ایمیل تعیین وضعیت دریافت نکردم. وقتی خودم بازخوردم را درباره نکاتی که میتواند فرایند مصاحبه را بهبود دهد مطرح کردم، یک ایراد بلاتکلیف مانده از سوی متقاضی باقی ماند. از آنجا که باید از شهرستان برای ادامهی مراحل به تهران میرفتم و با چند شرکت دیگر هم در مذاکره بودم، دوست داشتم وضعیتم سریعتر مشخص شود. بهطور کلی تجربهی مصاحبه و پس از آن برای من کمی منفی و آزاردهنده بود و امیدوارم با بهبود روند، تجربهای یکدست و مثبت از آغاز تا پایان ایمیل به متقاضیان داده شود. واقعا نمیدانم دلیل این رفتار چه بود و برای همین در پاسخ به درخواست فیدبک پاسخی نگرفتم. به همین خاطر نمیتوانم توصیهی مشخصی به دیگران بکنم. اما به نظر من حفظ آرامش و اعتمادبهنفس در طول مصاحبه مهم است، چراکه برخورد مصاحبهگر بسیار صمیمانه و دلنشین بود. ویژگیای که برایشان اهمیت داشت این بود که ظرفیت یادگیری فرد چقدر است و آیا میتواند بهسرعت روشهای کاری را یاد بگیرد و به اجرا درآورد یا نه.
در مصاحبه با شیپور، بیشتر به فناوریهایی پرداخته شد که در این شرکت به کار میرود و سوالها عمدتا مفهومی و کلی بودند، بدون تمرکز روی جزئیات غیر ضروری. فضای مصاحبه به گونهای فراهم شده بود که من بدون استرس و با انگیزه بالا به سوالها پاسخ دهم.
اولین نکتهای که از مصاحبه به ذهنم رسید، این بود که پرسشها بیشتر حول نظم و انضباط میگشت و چند سوال مرتبط با تخصص مطرح شد. درباره نرمافزارهای نمونهکار و ابزارهای کاربری شرکت توضیحی داده نشد و هیچ آشناییای ارائه نشد.
برای مصاحبه فروش شیپور، مصاحبه نخست با مدیر فروش بود که از طریق واحد منابع انسانی تنظیم شده بود و فضای گفتگو کاملا دوستانه بود. درباره جایگاه فعلیم در موقعیت مشابه و کارهایی که تا کنون انجام دادهام صحبت کردیم. روند مصاحبه از نظر من قابل تامل بود؛ prior به این شرکتها سه شرکت مطرح را تجربه کرده بودم و برخورد روز مصاحبه حرفهای، دوستانه و عالی بود. در نهایت مصاحبه آخر با واحد منابع انسانی بود که از ابتدا در جریان فرایند با ایشان در ارتباط بودم و برخوردی دوستانه و خوب داشتند و درباره مسائلی مانند حقوق و سایر مسائل مربوطه صحبت شد.
شیپور برای من تجربهای متفاوت از مصاحبه بود؛ روند استخدام در نهایت با سرعتی غیرمنتظره انجام شد و کمتر از پنج روز کامل طول کشید. پرسشهای فنی نسبتا عادی بودند اما همانها کنار هم تمرکز زیادی روی سنجش soft skills و شخصیت من داشتند. اگر هدف دارم در شیپور استخدام شوم، باید به ارزشهای سازمانی بیش از هر چیز دیگری توجه کنم.
به بخش مصاحبه دیجیتال مارکتینگ شیپور ورود کردم و با توجه به اینکه سابقه کار تماموقت نداشتم، از من خواستند گزارش مختصری از روند تحصیلم، کارهای پارهوقت و پروژههایی که انجام دادهام ارائه دهم و سپس درباره اهداف حرفهای آیندهام پرسش شد. پس از این دو بخش، پرسشهای مصاحبه بیشتر به جنبههای فنی پرداختند و درباره توانایی انجام شغلی که برایش برنامهریزی کرده بودم سؤالاتی مثل طراحی کمپین و کار با آنالیتیکس مطرح شد. در ادامه توضیحاتی درباره روش انجام کار و نیازمندیهای شرکت ارائه شد. در پایان گفتند که منابع انسانی برای ادامه مصاحبه با من تماس خواهند گرفت و پس از دو سه روز ایمیلی دریافت کردم مبنی بر این که کاندیدای دیگری که به نیازمندیهای شغلی نزدیکتر بود، گزینش شده است. به نظرم با آمادگی علمی کافی باید وارد مصاحبه شد و این موقعیت شغلی پتانسیل بالایی دارد تا بتوان تواناییها را به خوبی نشان داد. ویژگیای که برایشان اهمیت داشت، بهنظر من بیشتر جنبهی رفتار دوستانه و صمیمی است تا تشریفات رسمی.
برای من تجربه مصاحبه کارشناس پشتیبانی در شیپور چنین بود که با دیدن آگهی در لینکدین، رزومهام را به ایمیل اعلامشده فرستادم و پس از چند روز تماس گرفته شد و تعیین وقت مصاحبه شد. با وجود اینکه احساس میکردم دیر رسیدم و کمی استرس داشتم، موفق شدم به موقع در محل حاضر شوم؛ اما به دلایل کاملا روشن و موجه، شرکت حدودا چهل و پنج دقیقه با تاخیر با من مصاحبه کرد. به خاطر شیوهنامه کرونا، تصمیم گرفتند دو مرحله مصاحبه را یکی کنند؛ هم مصاحبه با منابع انسانی و هم مرحله تخصصی در یک جلسه، که به نظر من ایده خوبی بود و وقت کافی برای هر دو بخش اختصاص داده شد، و رفتار همهشان بسیار محترمانه بود. با وجود استرس اخیر، در پایان مصاحبه از سوالی درباره فرآیند کار، شیفت یا حقوق و این موارد نپرسیدم و فکر میکنم این موضوع احتمالا باعث شده استحضار من از انگیزهام نسبت به همکاری با شرکت کم به نظر برسد.
من برای شرکت شیپور، تجربهای از مصاحبه کارشناس فروش تلفنی دارم که دو مرحله داشت. در نخستین مرحله با تیم منابع انسانی صحبت کردم؛ این گفتوگو تقریبا یک ساعت و نیم طول کشید و بیشتر به تجربههای قبلیم، کارهای مفیدی که برای شرکتهای قبلی انجام دادهام و نحوه برخورد من با مشکلات پرداخته شد. در ادامه، اطلاعاتی درباره نحوه کار در شرکت، خطوط قرمز و هدفهای سازمان هم مطرح شد. در پایان گفتند برای مصاحبه اول پذیرفته شدهام و جلسه دوم را برای مصاحبه فنی با من هماهنگ میکنند. در جلسه دوم با مدیر فروش و مدیر توسعه کسبوکار بخش مربوطه حضور داشتم که پرسشهای فنی بیشتری مطرح شد و در نهایت یک آزمون جالب برگزار شد که به ظاهر شبیه مشتریبودن و من را بهعنوان یک فروشنده تلفنی ارزیابی کرد. دو روز بعد با من تماس گرفتند و اعلام کردند که پذیرفته شدهام و پیشنهاد آفر ارائه شد. به نظرم خود من باید بدون استرس و با صدای آرام درباره تجربههای کاریام صحبت کنم. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند، احترام و فروتنی بود.
از خصوصیات اخلاقی در چالش های کاری رزومه کاری و چشم انداز شغلی مکان مصاحبه شلوغ بود و طبیعی هست هرکسی در برخورد اول برای مصاحبه دچار استرس باشه و این حالت عدم تمرکز رو به همراه داره برای شخص مورد نظر
مرحله اول مصاحبه فنی و آشنایی با من و دانش و مهارتم و سوابق تحصیلی و کاریم بود. سوالات فنی هم پرسیده شد که بیشتر در قالب طرح مسیله بود و اینکه من چطور با اون شرایط مواجه میشم و مسیله ارو حل میکنم. تعدادی هم سوال های مفهومی در رابطه با تخصصم ازم پرسیده شد.
این مصاحبه یکی از تجربه های بسیار خوب و جذاب برای من بوده تاکنون، از ابتدای مصاحبه اگه بخوام شروع کنم با اینکه متاسفانه کمی دیر رسیدم با روی باز پذیرفته شدم و در تمام طول مصاحبه برخورد صمیمی و راحت شخص مصاحبه کننده حس خوبی رو به من منتقل کرد که باعث شد در صحبت کردن و معرفی خودم خیلی راحت تر باشم .در کل دو موردی که برای من بیشتر از همه جذاب بود یکی دقت، پیگیری و توجه بالای واحد منابع انسانی شرکت بود که به محض ارسال درخواست از سوی من و حدود نیم ساعت بعد با من تماس گرفته شد و برای سه روز بعد دعوت به مصاحبه شدم، و این برای من معرف اهمیت و ارزشی بود که برای افراد قائل هستند؛ دومین مورد هم این بود که همون روز مصاحبه نظرشون رو اعلام کردند و حدود یک هفته بعد هم تایم دقیق شروع به کار به من اطلاع داده شد.و مجموعه این دلایل برای من باعث جذابیت و گرفتن حس خوب ازین تجربه مصاحبه شد. دانش و اطلاعات کافی در زمینه ای که برای اون درخواست دادین از هر چیز دیگه مثل مثلا مدرک تحصیلی مهم تر هستش. اینکه دانشتون به روز باشه و هرچقدر مشتاق به یادگیری مطالب جدید و کسب تجربه های بیشتر و همچنین به اشتراک گذاری مطالبی که بلد هستید باشید، قطعا خیلی تاثیر گذار خواهد بود.
مصاحبه اول با تیم فنی بود که به صورت اسکایپی برگزار شد و بسیار خوب پیش رفت و حدودا ۱ ساعت طول کشید، اول در مورد تیم و پروژه ها توضیح دادن که خیلی خوب بود و از همون اول همه چیز روشن و شفاف بود و بعدش در مورد تجربیات کاری که داشتم ازم سوال پرسیدن، که سوال ها بسیار هوشمندانه بود و کلا خیلی دوستانه برخورد کردند. بعدش یه پروژه تستی فرستادن که من بعد از چندروز براشون ارسال کردم و روز بعد باهم تماس گرفتن و برای مصاحبه نهایی هماهنگ کردن. سرعت پاسخگویی و پیگیری و حس خوبی که توی تمام مراحل مصاحبه داشتم من رو بیشتر مشتاق به همکاری با این شرکت میکرد. به نظر من ، علاوه بر تجربه، اخلاق و صادق بودن براشون خیلی مهمه و کاملا مشخص بود که هیچ نگاه بالا به پایینی وجود نداره و تنها هدفشون کار خوب در کنار تیم خوب هست. مصاحبه اخر هم بیشتر برای شناخت بیشتر و دریافتی و … بود که خیلی دوستانه و بدون هیچ استرسی پیش رفت.
مصاحبه اول با هد پروداکت بود که از طریق واحد منابع انسانی شیپور زمانبندی شده بود و مصاحبه در قالب گفتگوی دوستانه پیش رفت .درباره موقعیت فعلی من در پوزیشن مشابه صحبت کردیم و اینکه چه کارایی انجام دادم . مصاحبه دوم با آقای اربابیان مدیر عامل مجموعه بود، که بسیار برخورد خوبی داشتن و باعث شد من بدون استرس باهاشون صحبت کنم . ایشون هم درباره مسئولیت موفقیت و شکست محصول و اینکه تجزیه تحلیل دیتا ها رو چطور پیش میبرم سوال پرسیدن و البته من ازشون فیدبک هم خواستم که به خوبی بهم جواب دادن و در نهایت مصاحبه آخر با واحد منابع انسانی بود که از ابتدای پروسه با ایشون در تماس بودم و بسیار رفتار دوستانه و خوبی رو داشتن و درباره مسائلی مثل حقوق و غیره صحبت داشتیم
حدود ۱ ساعت منتظر. بودم که بعد پاس کاری هایی که میکردن یه خانوم اومد برای اینکه مصاحبه کنه برخوردش بیشتر شبیه گشت ارشاد. بود که تا یکسال آینده قصد ازدواج داری یا کسی توی زندگیت هست یا نه.هیچ سوالی درباره مهارت ها تخصصی ازم نپرسیدن حتی سابقه کار ی هم نپرسیدن اخرش گفتن ساعت کاریت انتخاب کن و از فردا بیا برای اموزش بیشتر از مهارت افراد براشون این مهمه که از قیافت و اخلاقت خوششون بیاد یا نه انتخاباشون کاملا با نظر شخصیشونه
سوالات تخصصی نبود عمومی بود.مثلا میتونستن بپرسن راه حل شما در مورد بروز مشکلات چیه. از طریق اسکایپ مصاحبه شدم. مثلا از من پرسیدن که چون الان پوزیشن سرپرست کال سنتر داری برات سخت نیست که کارمند معمولی باشی و این سوال به نظرم جالب نبود چون همه سعی میکنن پیشرفت کنن
روند مصاحبه خوب بود – مشکلی که وجود داشت عدم هماهنگی مواردی بود که من توی اون ها تخصص داشتم و مواردی که در سایت آنها به کار رفته بود – یکی از نکات مثبتی که در مصاحبه بود فیدبک دادنشون بود – استرس وارد نمیکنن برای مصاحبه
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.