تجربهای کارآمد از سایروسافت را به یاد میآورم که به صورت پارهوقت در حوزه هوش مصنوعی فعالیت میکردم. فضای شرکت دوستانه و دلنشین بود و مدیران با کارکنان رابطهای صمیمی داشتند. از نکتههای مثبت، تمرکز بالای کسانی که تجربهی کاری کمتری داشتند، روی رشد و یادگیری و فراهم آوردن فرصتهای توسعه برای آنها بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من بهترین تجربه کاری که تا حالا توی این مدت کار کردم، توی سایرو سافت رقم خورد. فضایی باصفا و صمیمی داشتمwhere که برخورد همکاران و مدیریت بهطور فوقالعادهای مهربان، با تجربه و کارآمد بود. محیط کار بهگونهای بود که حس میکردم واقعا در تیمی پشتیبان و همراه به جلو میروم.
ورود به هایمارت را تجربهای پر چالش میدانم؛ در ابتدا همه چیز خوب و عادی به نظر میرسید، اما با تغییرات مدیریتی اوضاع به هم ریخت. حضور در سیستم جدید را توصیه نمیکنم. دلیل اصلی این است که ورود به این شرکت به نظر میرسد با سهمیه و رانت همراه بوده و برای استخدام به مهارت واقعی توجه چندانی نمیشود. همچنین حقوق و مزایا به طرز قابل توجهی کاهش یافته و افزایشهایی که مدیریت سابق اعمال کرده بود، دیگر تسویه نمیشود و پرداختیها به درستی انجام نمیشود. این مسائل و نکات دیگر باعث شده تا اعتمادم نسبت به ادامه حضور در این شرکت کاهش پیدا کند.
در سایروسافت با عنوان کارشناس DevOps کار میکنم و فضای کار به شدت دوستانه است. علاوه بر اینکه همکارانی خوب پیدا کردهام، حتی دوستانم را هم به شرکت معرفی کردهام. تمام پروژهها تحت نظارت مدیرعامل است که دقیق بودنش را از نزدیک حس میکنم. ایشان بهطور مشترک با تیم برای رفع مشکلات همکاری میکنند و برای پیشبرد کار همه را حمایت میکنند. در کل، محیطی حمایتی برای یادگیری و توسعه کارها وجود دارد.
در این شرکت احساس میکنم آرامش و هماهنگی تمامی فرآیندها را درک میکنم و از فرصتهای همکاری با تیمی باانگیزه سود میبرم. فضای کاری دوستانه و روالهای منظم و برنامهریزیشده، کار را برای من آسان میکند و مدیریت بهطور اصولی و با دانشی بالا عمل میکند. به طور کلی از کار در این مجموعه کاملا رضایت دارم و خوشحالی خود را از این تجربه ابراز میکنم.
شرکت فناوری نوآوران الکترونیک یارا را تجربه کردم و فهمیدم فضای کاری چقدر میتواند روی انگیزه اثر بگذارد. در ابتدای کار جو همکارانهای حاکم بود و همگی با اشتیاق به کار میپرداختند، اما به مرور برخی افراد از این رویکرد دلخوشی برداشتند و باعث ترک همکاران با استعداد شدند. تصمیمگیریها بیهدف به نظر میرسید، از افرادی که به جای انجام کار فقط به حرف زدن بسنده میکردند، و جلساتی که صرفا وقت تیم را میگرفتند، همواره گلایه ایجاد میکرد. حقوق بر مبنای توانایی و خروجی کار به طور متعادل توزیع نمیشد و اعتماد به افراد غیر متخصص نیز دیده میشد، در حالی که ایدههای نو کمتر مورد توجه قرار میگرفتند. تعادل بین زندگی شخصی و کار هم به هم میخورد. به طور خلاصه، اگر دنبال تلاش و کار جمعی هستید، احتمالا این محیط برایتان مناسب نیست؛ اما اگر مهارت حرف زدن و حفظ ظاهر کار را بلد باشید و کار دیگری از شما انتظار نرود، شاید زمینهای برای پیشرفت ببینید و با شما برخورد خوبی بشود. هر چه بیشتر کار کنید، بار کاری بیشتر میشود و در نهایت به نام کسانی که صرفا حرف زدند تمام میشود.
شرکت ارتباطات هوشمند چکاوک را تجربه کردم و در نگاه من، مدیران آن ضعفهای جدی در رهبری نشان میدهند و ثبات اخلاقی در سطح مطلوبی وجود ندارد. با کارمندان به شکلی نسبتا خشک و بهرهبردارانه رفتار میشود و وقتی وظایفی را که به خوبی انجام میدهی ارائه میسازی، واکنش مناسبی نمیگیرند و از افراد طلب کار میشوند. کارهایی که به تو محول میشود، اغلب ربطی به تخصص واقعی تو که در آنجا استخدام شدی ندارد و اگر به اقتدار خودت متنبه نباشی، ممکن است با پروژههایی روبهرو شوی که ارزش واقعی ندارند و فضا تبدیل به چالش میشود.
در این شرکت تقریبا یک سال است که مشغول به کارم و میتونم بگم مدیریت زمان همکاران بر عهده خودشونه و هیچوقت تداخلی با زندگی شخصیشون پیدا نمیکنه. با این حال، واقعیت اینه که حقوق به موقع پرداخت نمیشه و تنها در نهایت، پرداخت کامل انجام میشه.
سلام، تو فرست کوئست به عنوان فرانتاندوب کارم رو از حدود شش ماه پیش آغاز کردم و الان تجربهام از این شرکت رو با شما به اشتراک میگذارم. وقتی برای مصاحبه نهایی با مدیر شرکت رفتم، انتظار داشتم بخشهایی از حرفهاش دقیق نباشه، اما با ورود به کار فهمیدم جای درستی رو انتخاب کردم و بیشتر از چیزی که تصور میکردم رضایت داشتم. محیطی شاد و پرانرژی که انگار خانوادهای دوستداشتنی هستیم، چالشهایی که هر روز با انگیزه و اشتیاق در کنار هم میسازیم و حس اینکه در تیم جایگاهی برای همه وجود دارد، به من احساس امنیت میداد. همتیمیهایی که به راحتی میشود رویشان حساب کرد و ازشان یاد گرفت؛ بعضیها هم به دوستان صمیمی تبدیل شدند. یکی از نکات جالبی که در اینجا متوجه شدم این است که به دلیل ارتباط شرکت با شرکتها و افراد اروپایی، اخلاق و رفتار سازمان به گونهای است که یادآور مدیران سریالهای اروپایی میشود: خوشاخلاق، پرانرژی و با درک عمیق از کار و فلسفهی کار در آن سوی مرزها. نکتههای مثبت واضحی که تجربهام از کار در اینجا را شکل میدهند شامل تیم قوی و دوستانه، مدیریت باانگیزه، منظم و دارای برنامه، فرصتهای رشد و پیشرفت، تجربه حضور در پروژههای بینالمللی و حقوق و مزایا است. پروژههایی که هر کدامشان میتواند به تنهایی رزومهای قوی برای مسیر حرفهایام بسازد و محصولات خلاق و باکیفیت تولید میکنند. اما نکتهای که شاید در وهلهی اول اذیتکننده باشد، ددلاینهای فشرده است. با این حال اگر کمی از فشار عبور کنیم و به همکاری با این تیم و دیدن نتیجهی کار عادت کنیم، تلخی آن به تلخی شکلات تلخ تبدیل میشود و طعم شیرینی کار با تیم را میچشیم.
شرکت مارکت پلیس لیمو تجربهای ناگوار داشت که تا مدتها در ذهنم باقی مانده است. بعد از یک فرآیند چند هفتهای برای مصاحبه، بالاخره خبر پذیرفتهشدن را شنیدم و قرار عقد قرارداد گذاشته شد. اما هنگام امضای قرارداد دو بند را بهصورت شفاهی اضافه کردند که پیش از آن توضیحی دربارهشان داده نشده بود: 1) دوران آغازین قرارداد بهصورت آزمایشی است و اگر توافق طرفین وجود داشت، تبدیل به قرارداد بلندمدت میشود. 2) حقوق در دوره آزمایشی براساس مصوبات وزارت کار است و نه مطابق با توافقی که بینمن و کارفرما وجود داشت (تفاوت قابل توجهی در رقم وجود داشت). همچنین گرفتن سفته از کارجو بهعنوان قانونی اجباری بود و اگر با این شرط موافقت نمیشدید، استخدامی در کار نبود. با اطمینان به تواناییهایم و اینکه سطح من بالا است، فکر کردم این دوره آزمایشی فقط آزمون مهارتم است و مطمئن بودم پاسخ مناسبی میدهم. با وجود این، فهمیدم که این یک استراتژی کلی شرکت است: برای هر پوزیشن حداقل چهار نفر استخدام میشود و در پایان تنها کسی که بیشتر از همه تابع مدیر باشد، قرارداد بلندمدت میگیرد. بهعبارت دیگر، باید با “بله قربانگو” بودن کنار آمد. شرایط کاری آنقدر ناسازگار بود که حتی برای ناهار هم فرصتی نبود. یک نرمافزار چت سازمانی وجود داشت که حتی اگر خارج از محل کار هم بودی، باید به پیغامهایشان پاسخ میدادید. تاخیرها از حقوق کسر میشدند و اضافهکاری یا محاسبه نمیشد یا با ضریب کمتری در نظر میگرفتند. جلسات با گروههای مختلف بهطور مکرر برگزار میشدند و بعضی از آنها ارتباطی با وظایف ما نداشتند؛ شاید نیمی از زمان صرف این جلسات میشد که مدیرعامل معتقد بود برای پیشبرد کار ضروری است. مدیرعامل در تمام امور دخالت میکرد و حتی ممکن بود گفتگوی ما را هم مطالعه کند. در نهایت، به دلیل اینکه من از رویه “بله قربانگو” پیروی نکردم، در عرض دو هفته فهمیدند که فنی من کافی نیست و تصمیم به خداحافظی گرفتند. در زمان خداحافظی، یکاریزه استعفا بهطور اجباری جلوی من گذاشتند تا امضا کنم و گفتند اگر امضا نکنم سفته اجرا میشود. در نهایت حتی حقوق من را هم مطابق قانون کار پرداخت نکردند و با بهانههای گوناگون کسر کردند. اگرچه یکی از همکاران واحد منابع انسانی تمام تلاشش را کرد تا به نفع من عمل کند، اما اختیارات محدود بود. این کارمند به من Zنگ زد و با عذرخواهی گفت که شرکت به او دستور داده تمام دسترسیهای من را قطع کند و از تواناییها و تخصصم خجالت میکشید. تا جایی که میدانم، نهایتا او نیز به دلیل شرایط کار از شرکت خارج شد.
من تجربهای از همکاری با فابا انرژی دارم که همچنان با دیدگاهی متفاوت به آن نگاه میکنم. در مجموع، این شرکت چند نکته مثبت دارد؛ از جمله وجود مدیران داخلی پرتلاش و پرحوصله و پرسنلی که واقعا برای کار ارزش قائلند. مدیرعامل مداومت زیادی در پی یافتن منابع مالی، وام یا سرمایهگذار دارد تا خلأهای شرکت را پوشش بدهد و این نکته میتواند هم به دیدهی خوشبینانه هم به چشم نگرانی نگاه شود. منشی شرکت بسیار سختگیر است و روی نظم حساسیت بالایی دارد. از نظر فشار کاری، ممکن است تجربهی کار در فابا انرژی شما را خسته نکند و حقوقی که دریافت میکنید در سطح میانگین بازار است، اما تصویر کلی از جو شرکت چندان پویا و زنده به نظر نمیرسید؛ گویی شرکت همچنان به مسیر ثابتی عقبافتاده است. من در آن زمان احساس میکردم تجربهای که داشتم برای نقطهی آغاز کار جدید مناسب است، اما وضعیت شرکت از نظر من چندان قابل تداوم نبود.
به نظر میرسد شرکت سایتال ساخت در بازار نما فعالیت میکند و طی پنج سال گذشته پروژههای نیمهتمام زیادی را شاهد بودهام و از ریزش گسترده کارمندان نیز با خبر هستم. پیشنهاد میکنم کسانی که قصد بررسی این شرکت برای کار دارند، پژوهش قابلتوجهی درباره شهرت و سابقهاش در بازار انجام بدهند تا به دید بهتری برسند.
در شغل قبلیم با شرکت های مارت درگیر بودم و تجربیاتی داشت که الان قصد دارم توضیحش بدم. روند استخدام خیلی طاقتفرسا بود و برای ورود به تیم، یک چک ۱۰۰ میلیون تومانی بهعنوان ضمانت و دو ضامن هم میگرفتند که هر کدام شروط خاصی داشتند. حقوق پایین بود و اضافهکاری رعایت نمیشد. با وجود همه این مشکلات و تغییر مدیر فنی، تیم فنی خوب کار میکرد و با همفکری میتوانستیم کارها را به نتیجه برسانیم و در کنار آن فرصتهای یادگیری و مواجهه با چالشهای جدید هم وجود داشت. در اواخر مهر حقوق برخی از اعضای تیم افزایش یافت و قرار بود در آبان ماه عملی شود. متاسفانه در میانه آذر مدیران شرکت تغییر کردند و تیم جدید مجبور شد دوباره با همه پرسنل مصاحبه کند و حدود هفتاد درصد افراد را اخراج کردند. با این رفتارها، حتی بیشعورانی که ماندند هم خیلی انگیزهای برای ادامه کار نداشتند. جالب این بود که افزایش حقوقی که باید در آبان و آذر پرداخت میشد، لغو شد و به نوعی دو ماه حقوق کارکنان از بین رفت. به عبارتی حرکت مدیریتی جدید، زیان بزرگی بود. از نظر من، هزینه بیمه تکمیلی هم هر ماه از ما کم میشد و حالا اگر بخواهیم از خدمات استفاده کنیم، باید پیش از پایان کار کل هزینه را از جیب بپردازیم. در کل اگر برای کار با های مارت تبلیغ دیدید، توصیه میکنم سریع صفحه را ببندید و بهسرعت از آنجا بیرون بروید.
در طول زمانی که با این تیم همکاری میکردم، متوجه شدم آنها از اجرای تعهداتشان امتناع کردند و پرداختها را برای پروژهای که انجام شده بود، انجام ندادند. رفتار حرفهای پایین بود و کار به اظهارنامه و مسیرهای دیگر کشیده شد. این بدترین تجربه شغلی من در ده سال اخیر بود.
پارس پک برای من خانهای بود پر از همدلی و همکاری تیمی. در اینجا نقشها به گونهای تقسیم شده بود که نهایت تعادل و همسوئی را در مسیر رسیدن به موفقیت ایجاد کند. اینجا هیچ کار سختی غیرقابل انجام نبود. با ترکیبی از فناوری و نوآوری، مسائل پیچیده به شیوهای تازه و خلاقانه حل میشدند و چالشها را به فرصت تبدیل میکردند. در این خانواده دوستداشتنی، همواره باید بهروز میبود و با جسارت خلاقیت، مسیر پیشرفت را گشوده و به سوی موفقیت قدم برداشت.
هر روز که وارد شرکت پارس پک میشدم، درک میکردم که رشد فردی و تخصص تیم مرکز توجه است. برای من تفاوت پارس پک با سایر شرکتها در این بود که افراد همتراز با هم رشد میکنند و مدیران باور دارند موفقیت سازمان به توانمندیهای اعضای تیم وابسته است. حمایت و همدلی بین اعضا، حضور مدیران ماهر و فضایی بدون حاشیه از جمله عواملی بود که کمتر جایی تجربه میکردم. شرکت به هر کدام از ما جسارت پرواز میدهد و بهطور مداوم کنارمان میایستد تا سفر حرفهایمان را همراهی کند. اگر دنبال کار با روال تکراری و انجام وظایف از قبل تعیینشده هستید، پارس پک گزینه مناسبی برای شما نیست. اما اگر سطح دغدغهها و چشماندازهای شما بالاست و دوست دارید در محیطی با تخصصهای بالا کار کنید و از هر قدمتان برای رشد بهره ببرید، بدون تردید انتخاب هوشمندانهای میتواند پارس پک باشد.
شرکت پارس پک را تجربه کردم و باور دارم که تیم این مجموعه با انرژی بالا و انگیزهی بالا در کنار اشراف به مباحث فروش هاستینگ، در فضایی امن، گرم و دوستانه مشغول به کار است. فضای کاری همواره امن و راحت است و فرصت توسعه مهارتهای فروش و فهم فنی مرتبط به این حوزه به صورت مستمر فراهم میشود. همیشه دغدغههای تیم به چشم مدیران ارشد میخورد و آنها سعی میکنند با ارائه راهکارهای مفید، مسئلهها را سریعتر از قبل برطرف سازند.
شرکت فرست کوئست را تجربه کردم و میخواهم به صورت همدرد و بیطرفانه، با تمرکز بر نکات اصلی، بازنویسی کنم. در ابتدای کار با وجود ادعای شرکت مبنی بر حضور پروژههای سطح جهانی با تیمی حرفهای، به سرعت مشخص شد این ادعا تنها برای جذب نیروهای جدید بود و پروژهها به مرحله نهایی نرسیده بودند و از آنها بیشتر به عنوان انگیزهای برای استخدام استفاده میشد. یکی از بزرگترین ناامیدیهایم کیفیت پایین کدها و معماریهای بهکار رفته بود. روز نخست با پروژهای فنی بسیار ضعیف روبهرو شدم که قرار بود در مدت کوتاهی تحویل داده شود؛ به مرور فهمیدم این رویکرد صرفا ناشی از زمانبندی کوتاه نیست بلکه جهتگیری کلی شرکت به این سمت است که کارها در کمترین سطح فنی ممکن انجام شوند. به عنوان تنها نیروی Senior در بخش Front-End بارها نقدهایی درباره پیادهسازیها داشتم، اما به دلیل رویکرد معمول شرکت، توجهی به این بازخوردها نمیشد و اولویت اصلی به نیاز PM با هر قیمتی داده میشد. نتیجه آن میشود که محصولی با قابلیت توسعه کم و ضعف فنی شدید خواهید داشت. اگر قصد همکاری با این تیم را دارید، باید به طور کامل از پیشرفت فنی خودتان و کارتان صرف نظر کنید تا به سایر اولویتها زمان بدهید. در کنار موارد منفی، نکات مثبت هم وجود دارند؛ از جمله فرهنگ کاری مناسب، جو صمیمی و دوستانه تیم، پرداختهای بهموقع، بیمه، امکان استفاده برای سربازی، قرارداد دو نسخهای و مزایای افزایش حقوق تشویقی که میتواند به عنوان مزایای قابل توجه برای پیوستن به هر شرکتی محسوب شود.
برای من روشن بود که پارس پک جایگاهی است که ارزش تیمی بودن در آن بیش از هر چیز دیگری مطرح است. وقتی برای اولین بار وارد شرکت شدم، به تابلویی کنار اتاق مصاحبه نگاه کردم که روی دیوار نصب شده بود و جملهای روی آن نوشته شده بود: عظمت هر شرکت به افرادیست که در آن کار میکنند، نه تجهیزات آن. این مفهوم را در همان لحظه حس کردم. در سه سالی که افتخار همکاری با این تیم را داشتم، هر لحظه از رفتار مدیران برایم همان پیام را تکرار میکرد: سازمانی که بر پایه کار گروهی بنا شده، پیشرفت را برای همه اعضای تیم میخواهد، چون باور دارد که رشد افراد در نهایت به رشد شرکت میانجامد. مدیرانی با قلبی دلسوز که همیشه تلاش میکردند شرایطی فراهم باشد تا اعضای تیم با کمترین دغدغه بتوانند مسیر ترقی را طی کنند.
من چندماهی است که در پارس پک کار میکنم و از همان ابتدای حضورت آغاز دورکاری به خاطر کرونا موجب شده که برای من مزیتی باشد. در طول مدت کار فقط با احترام برخورد شده و حقوق هم به موقع و مطابق توافق پرداخت میشود. تمامی شرایط و توافقات نیز در روز مصاحبه نهایی گفته میشود.
تجربهای کارآمد از سایروسافت را به یاد میآورم که به صورت پارهوقت در حوزه هوش مصنوعی فعالیت میکردم. فضای شرکت دوستانه و دلنشین بود و مدیران با کارکنان رابطهای صمیمی داشتند. از نکتههای مثبت، تمرکز بالای کسانی که تجربهی کاری کمتری داشتند، روی رشد و یادگیری و فراهم آوردن فرصتهای توسعه برای آنها بود.
برای من بهترین تجربه کاری که تا حالا توی این مدت کار کردم، توی سایرو سافت رقم خورد. فضایی باصفا و صمیمی داشتمwhere که برخورد همکاران و مدیریت بهطور فوقالعادهای مهربان، با تجربه و کارآمد بود. محیط کار بهگونهای بود که حس میکردم واقعا در تیمی پشتیبان و همراه به جلو میروم.
ورود به هایمارت را تجربهای پر چالش میدانم؛ در ابتدا همه چیز خوب و عادی به نظر میرسید، اما با تغییرات مدیریتی اوضاع به هم ریخت. حضور در سیستم جدید را توصیه نمیکنم. دلیل اصلی این است که ورود به این شرکت به نظر میرسد با سهمیه و رانت همراه بوده و برای استخدام به مهارت واقعی توجه چندانی نمیشود. همچنین حقوق و مزایا به طرز قابل توجهی کاهش یافته و افزایشهایی که مدیریت سابق اعمال کرده بود، دیگر تسویه نمیشود و پرداختیها به درستی انجام نمیشود. این مسائل و نکات دیگر باعث شده تا اعتمادم نسبت به ادامه حضور در این شرکت کاهش پیدا کند.
در سایروسافت با عنوان کارشناس DevOps کار میکنم و فضای کار به شدت دوستانه است. علاوه بر اینکه همکارانی خوب پیدا کردهام، حتی دوستانم را هم به شرکت معرفی کردهام. تمام پروژهها تحت نظارت مدیرعامل است که دقیق بودنش را از نزدیک حس میکنم. ایشان بهطور مشترک با تیم برای رفع مشکلات همکاری میکنند و برای پیشبرد کار همه را حمایت میکنند. در کل، محیطی حمایتی برای یادگیری و توسعه کارها وجود دارد.
در این شرکت احساس میکنم آرامش و هماهنگی تمامی فرآیندها را درک میکنم و از فرصتهای همکاری با تیمی باانگیزه سود میبرم. فضای کاری دوستانه و روالهای منظم و برنامهریزیشده، کار را برای من آسان میکند و مدیریت بهطور اصولی و با دانشی بالا عمل میکند. به طور کلی از کار در این مجموعه کاملا رضایت دارم و خوشحالی خود را از این تجربه ابراز میکنم.
شرکت فناوری نوآوران الکترونیک یارا را تجربه کردم و فهمیدم فضای کاری چقدر میتواند روی انگیزه اثر بگذارد. در ابتدای کار جو همکارانهای حاکم بود و همگی با اشتیاق به کار میپرداختند، اما به مرور برخی افراد از این رویکرد دلخوشی برداشتند و باعث ترک همکاران با استعداد شدند. تصمیمگیریها بیهدف به نظر میرسید، از افرادی که به جای انجام کار فقط به حرف زدن بسنده میکردند، و جلساتی که صرفا وقت تیم را میگرفتند، همواره گلایه ایجاد میکرد. حقوق بر مبنای توانایی و خروجی کار به طور متعادل توزیع نمیشد و اعتماد به افراد غیر متخصص نیز دیده میشد، در حالی که ایدههای نو کمتر مورد توجه قرار میگرفتند. تعادل بین زندگی شخصی و کار هم به هم میخورد. به طور خلاصه، اگر دنبال تلاش و کار جمعی هستید، احتمالا این محیط برایتان مناسب نیست؛ اما اگر مهارت حرف زدن و حفظ ظاهر کار را بلد باشید و کار دیگری از شما انتظار نرود، شاید زمینهای برای پیشرفت ببینید و با شما برخورد خوبی بشود. هر چه بیشتر کار کنید، بار کاری بیشتر میشود و در نهایت به نام کسانی که صرفا حرف زدند تمام میشود.
شرکت ارتباطات هوشمند چکاوک را تجربه کردم و در نگاه من، مدیران آن ضعفهای جدی در رهبری نشان میدهند و ثبات اخلاقی در سطح مطلوبی وجود ندارد. با کارمندان به شکلی نسبتا خشک و بهرهبردارانه رفتار میشود و وقتی وظایفی را که به خوبی انجام میدهی ارائه میسازی، واکنش مناسبی نمیگیرند و از افراد طلب کار میشوند. کارهایی که به تو محول میشود، اغلب ربطی به تخصص واقعی تو که در آنجا استخدام شدی ندارد و اگر به اقتدار خودت متنبه نباشی، ممکن است با پروژههایی روبهرو شوی که ارزش واقعی ندارند و فضا تبدیل به چالش میشود.
در این شرکت تقریبا یک سال است که مشغول به کارم و میتونم بگم مدیریت زمان همکاران بر عهده خودشونه و هیچوقت تداخلی با زندگی شخصیشون پیدا نمیکنه. با این حال، واقعیت اینه که حقوق به موقع پرداخت نمیشه و تنها در نهایت، پرداخت کامل انجام میشه.
سلام، تو فرست کوئست به عنوان فرانتاندوب کارم رو از حدود شش ماه پیش آغاز کردم و الان تجربهام از این شرکت رو با شما به اشتراک میگذارم. وقتی برای مصاحبه نهایی با مدیر شرکت رفتم، انتظار داشتم بخشهایی از حرفهاش دقیق نباشه، اما با ورود به کار فهمیدم جای درستی رو انتخاب کردم و بیشتر از چیزی که تصور میکردم رضایت داشتم. محیطی شاد و پرانرژی که انگار خانوادهای دوستداشتنی هستیم، چالشهایی که هر روز با انگیزه و اشتیاق در کنار هم میسازیم و حس اینکه در تیم جایگاهی برای همه وجود دارد، به من احساس امنیت میداد. همتیمیهایی که به راحتی میشود رویشان حساب کرد و ازشان یاد گرفت؛ بعضیها هم به دوستان صمیمی تبدیل شدند. یکی از نکات جالبی که در اینجا متوجه شدم این است که به دلیل ارتباط شرکت با شرکتها و افراد اروپایی، اخلاق و رفتار سازمان به گونهای است که یادآور مدیران سریالهای اروپایی میشود: خوشاخلاق، پرانرژی و با درک عمیق از کار و فلسفهی کار در آن سوی مرزها. نکتههای مثبت واضحی که تجربهام از کار در اینجا را شکل میدهند شامل تیم قوی و دوستانه، مدیریت باانگیزه، منظم و دارای برنامه، فرصتهای رشد و پیشرفت، تجربه حضور در پروژههای بینالمللی و حقوق و مزایا است. پروژههایی که هر کدامشان میتواند به تنهایی رزومهای قوی برای مسیر حرفهایام بسازد و محصولات خلاق و باکیفیت تولید میکنند. اما نکتهای که شاید در وهلهی اول اذیتکننده باشد، ددلاینهای فشرده است. با این حال اگر کمی از فشار عبور کنیم و به همکاری با این تیم و دیدن نتیجهی کار عادت کنیم، تلخی آن به تلخی شکلات تلخ تبدیل میشود و طعم شیرینی کار با تیم را میچشیم.
شرکت مارکت پلیس لیمو تجربهای ناگوار داشت که تا مدتها در ذهنم باقی مانده است. بعد از یک فرآیند چند هفتهای برای مصاحبه، بالاخره خبر پذیرفتهشدن را شنیدم و قرار عقد قرارداد گذاشته شد. اما هنگام امضای قرارداد دو بند را بهصورت شفاهی اضافه کردند که پیش از آن توضیحی دربارهشان داده نشده بود: 1) دوران آغازین قرارداد بهصورت آزمایشی است و اگر توافق طرفین وجود داشت، تبدیل به قرارداد بلندمدت میشود. 2) حقوق در دوره آزمایشی براساس مصوبات وزارت کار است و نه مطابق با توافقی که بینمن و کارفرما وجود داشت (تفاوت قابل توجهی در رقم وجود داشت). همچنین گرفتن سفته از کارجو بهعنوان قانونی اجباری بود و اگر با این شرط موافقت نمیشدید، استخدامی در کار نبود. با اطمینان به تواناییهایم و اینکه سطح من بالا است، فکر کردم این دوره آزمایشی فقط آزمون مهارتم است و مطمئن بودم پاسخ مناسبی میدهم. با وجود این، فهمیدم که این یک استراتژی کلی شرکت است: برای هر پوزیشن حداقل چهار نفر استخدام میشود و در پایان تنها کسی که بیشتر از همه تابع مدیر باشد، قرارداد بلندمدت میگیرد. بهعبارت دیگر، باید با “بله قربانگو” بودن کنار آمد. شرایط کاری آنقدر ناسازگار بود که حتی برای ناهار هم فرصتی نبود. یک نرمافزار چت سازمانی وجود داشت که حتی اگر خارج از محل کار هم بودی، باید به پیغامهایشان پاسخ میدادید. تاخیرها از حقوق کسر میشدند و اضافهکاری یا محاسبه نمیشد یا با ضریب کمتری در نظر میگرفتند. جلسات با گروههای مختلف بهطور مکرر برگزار میشدند و بعضی از آنها ارتباطی با وظایف ما نداشتند؛ شاید نیمی از زمان صرف این جلسات میشد که مدیرعامل معتقد بود برای پیشبرد کار ضروری است. مدیرعامل در تمام امور دخالت میکرد و حتی ممکن بود گفتگوی ما را هم مطالعه کند. در نهایت، به دلیل اینکه من از رویه “بله قربانگو” پیروی نکردم، در عرض دو هفته فهمیدند که فنی من کافی نیست و تصمیم به خداحافظی گرفتند. در زمان خداحافظی، یکاریزه استعفا بهطور اجباری جلوی من گذاشتند تا امضا کنم و گفتند اگر امضا نکنم سفته اجرا میشود. در نهایت حتی حقوق من را هم مطابق قانون کار پرداخت نکردند و با بهانههای گوناگون کسر کردند. اگرچه یکی از همکاران واحد منابع انسانی تمام تلاشش را کرد تا به نفع من عمل کند، اما اختیارات محدود بود. این کارمند به من Zنگ زد و با عذرخواهی گفت که شرکت به او دستور داده تمام دسترسیهای من را قطع کند و از تواناییها و تخصصم خجالت میکشید. تا جایی که میدانم، نهایتا او نیز به دلیل شرایط کار از شرکت خارج شد.
من تجربهای از همکاری با فابا انرژی دارم که همچنان با دیدگاهی متفاوت به آن نگاه میکنم. در مجموع، این شرکت چند نکته مثبت دارد؛ از جمله وجود مدیران داخلی پرتلاش و پرحوصله و پرسنلی که واقعا برای کار ارزش قائلند. مدیرعامل مداومت زیادی در پی یافتن منابع مالی، وام یا سرمایهگذار دارد تا خلأهای شرکت را پوشش بدهد و این نکته میتواند هم به دیدهی خوشبینانه هم به چشم نگرانی نگاه شود. منشی شرکت بسیار سختگیر است و روی نظم حساسیت بالایی دارد. از نظر فشار کاری، ممکن است تجربهی کار در فابا انرژی شما را خسته نکند و حقوقی که دریافت میکنید در سطح میانگین بازار است، اما تصویر کلی از جو شرکت چندان پویا و زنده به نظر نمیرسید؛ گویی شرکت همچنان به مسیر ثابتی عقبافتاده است. من در آن زمان احساس میکردم تجربهای که داشتم برای نقطهی آغاز کار جدید مناسب است، اما وضعیت شرکت از نظر من چندان قابل تداوم نبود.
به نظر میرسد شرکت سایتال ساخت در بازار نما فعالیت میکند و طی پنج سال گذشته پروژههای نیمهتمام زیادی را شاهد بودهام و از ریزش گسترده کارمندان نیز با خبر هستم. پیشنهاد میکنم کسانی که قصد بررسی این شرکت برای کار دارند، پژوهش قابلتوجهی درباره شهرت و سابقهاش در بازار انجام بدهند تا به دید بهتری برسند.
در شغل قبلیم با شرکت های مارت درگیر بودم و تجربیاتی داشت که الان قصد دارم توضیحش بدم. روند استخدام خیلی طاقتفرسا بود و برای ورود به تیم، یک چک ۱۰۰ میلیون تومانی بهعنوان ضمانت و دو ضامن هم میگرفتند که هر کدام شروط خاصی داشتند. حقوق پایین بود و اضافهکاری رعایت نمیشد. با وجود همه این مشکلات و تغییر مدیر فنی، تیم فنی خوب کار میکرد و با همفکری میتوانستیم کارها را به نتیجه برسانیم و در کنار آن فرصتهای یادگیری و مواجهه با چالشهای جدید هم وجود داشت. در اواخر مهر حقوق برخی از اعضای تیم افزایش یافت و قرار بود در آبان ماه عملی شود. متاسفانه در میانه آذر مدیران شرکت تغییر کردند و تیم جدید مجبور شد دوباره با همه پرسنل مصاحبه کند و حدود هفتاد درصد افراد را اخراج کردند. با این رفتارها، حتی بیشعورانی که ماندند هم خیلی انگیزهای برای ادامه کار نداشتند. جالب این بود که افزایش حقوقی که باید در آبان و آذر پرداخت میشد، لغو شد و به نوعی دو ماه حقوق کارکنان از بین رفت. به عبارتی حرکت مدیریتی جدید، زیان بزرگی بود. از نظر من، هزینه بیمه تکمیلی هم هر ماه از ما کم میشد و حالا اگر بخواهیم از خدمات استفاده کنیم، باید پیش از پایان کار کل هزینه را از جیب بپردازیم. در کل اگر برای کار با های مارت تبلیغ دیدید، توصیه میکنم سریع صفحه را ببندید و بهسرعت از آنجا بیرون بروید.
در طول زمانی که با این تیم همکاری میکردم، متوجه شدم آنها از اجرای تعهداتشان امتناع کردند و پرداختها را برای پروژهای که انجام شده بود، انجام ندادند. رفتار حرفهای پایین بود و کار به اظهارنامه و مسیرهای دیگر کشیده شد. این بدترین تجربه شغلی من در ده سال اخیر بود.
پارس پک برای من خانهای بود پر از همدلی و همکاری تیمی. در اینجا نقشها به گونهای تقسیم شده بود که نهایت تعادل و همسوئی را در مسیر رسیدن به موفقیت ایجاد کند. اینجا هیچ کار سختی غیرقابل انجام نبود. با ترکیبی از فناوری و نوآوری، مسائل پیچیده به شیوهای تازه و خلاقانه حل میشدند و چالشها را به فرصت تبدیل میکردند. در این خانواده دوستداشتنی، همواره باید بهروز میبود و با جسارت خلاقیت، مسیر پیشرفت را گشوده و به سوی موفقیت قدم برداشت.
هر روز که وارد شرکت پارس پک میشدم، درک میکردم که رشد فردی و تخصص تیم مرکز توجه است. برای من تفاوت پارس پک با سایر شرکتها در این بود که افراد همتراز با هم رشد میکنند و مدیران باور دارند موفقیت سازمان به توانمندیهای اعضای تیم وابسته است. حمایت و همدلی بین اعضا، حضور مدیران ماهر و فضایی بدون حاشیه از جمله عواملی بود که کمتر جایی تجربه میکردم. شرکت به هر کدام از ما جسارت پرواز میدهد و بهطور مداوم کنارمان میایستد تا سفر حرفهایمان را همراهی کند. اگر دنبال کار با روال تکراری و انجام وظایف از قبل تعیینشده هستید، پارس پک گزینه مناسبی برای شما نیست. اما اگر سطح دغدغهها و چشماندازهای شما بالاست و دوست دارید در محیطی با تخصصهای بالا کار کنید و از هر قدمتان برای رشد بهره ببرید، بدون تردید انتخاب هوشمندانهای میتواند پارس پک باشد.
شرکت پارس پک را تجربه کردم و باور دارم که تیم این مجموعه با انرژی بالا و انگیزهی بالا در کنار اشراف به مباحث فروش هاستینگ، در فضایی امن، گرم و دوستانه مشغول به کار است. فضای کاری همواره امن و راحت است و فرصت توسعه مهارتهای فروش و فهم فنی مرتبط به این حوزه به صورت مستمر فراهم میشود. همیشه دغدغههای تیم به چشم مدیران ارشد میخورد و آنها سعی میکنند با ارائه راهکارهای مفید، مسئلهها را سریعتر از قبل برطرف سازند.
شرکت فرست کوئست را تجربه کردم و میخواهم به صورت همدرد و بیطرفانه، با تمرکز بر نکات اصلی، بازنویسی کنم. در ابتدای کار با وجود ادعای شرکت مبنی بر حضور پروژههای سطح جهانی با تیمی حرفهای، به سرعت مشخص شد این ادعا تنها برای جذب نیروهای جدید بود و پروژهها به مرحله نهایی نرسیده بودند و از آنها بیشتر به عنوان انگیزهای برای استخدام استفاده میشد. یکی از بزرگترین ناامیدیهایم کیفیت پایین کدها و معماریهای بهکار رفته بود. روز نخست با پروژهای فنی بسیار ضعیف روبهرو شدم که قرار بود در مدت کوتاهی تحویل داده شود؛ به مرور فهمیدم این رویکرد صرفا ناشی از زمانبندی کوتاه نیست بلکه جهتگیری کلی شرکت به این سمت است که کارها در کمترین سطح فنی ممکن انجام شوند. به عنوان تنها نیروی Senior در بخش Front-End بارها نقدهایی درباره پیادهسازیها داشتم، اما به دلیل رویکرد معمول شرکت، توجهی به این بازخوردها نمیشد و اولویت اصلی به نیاز PM با هر قیمتی داده میشد. نتیجه آن میشود که محصولی با قابلیت توسعه کم و ضعف فنی شدید خواهید داشت. اگر قصد همکاری با این تیم را دارید، باید به طور کامل از پیشرفت فنی خودتان و کارتان صرف نظر کنید تا به سایر اولویتها زمان بدهید. در کنار موارد منفی، نکات مثبت هم وجود دارند؛ از جمله فرهنگ کاری مناسب، جو صمیمی و دوستانه تیم، پرداختهای بهموقع، بیمه، امکان استفاده برای سربازی، قرارداد دو نسخهای و مزایای افزایش حقوق تشویقی که میتواند به عنوان مزایای قابل توجه برای پیوستن به هر شرکتی محسوب شود.
برای من روشن بود که پارس پک جایگاهی است که ارزش تیمی بودن در آن بیش از هر چیز دیگری مطرح است. وقتی برای اولین بار وارد شرکت شدم، به تابلویی کنار اتاق مصاحبه نگاه کردم که روی دیوار نصب شده بود و جملهای روی آن نوشته شده بود: عظمت هر شرکت به افرادیست که در آن کار میکنند، نه تجهیزات آن. این مفهوم را در همان لحظه حس کردم. در سه سالی که افتخار همکاری با این تیم را داشتم، هر لحظه از رفتار مدیران برایم همان پیام را تکرار میکرد: سازمانی که بر پایه کار گروهی بنا شده، پیشرفت را برای همه اعضای تیم میخواهد، چون باور دارد که رشد افراد در نهایت به رشد شرکت میانجامد. مدیرانی با قلبی دلسوز که همیشه تلاش میکردند شرایطی فراهم باشد تا اعضای تیم با کمترین دغدغه بتوانند مسیر ترقی را طی کنند.
من چندماهی است که در پارس پک کار میکنم و از همان ابتدای حضورت آغاز دورکاری به خاطر کرونا موجب شده که برای من مزیتی باشد. در طول مدت کار فقط با احترام برخورد شده و حقوق هم به موقع و مطابق توافق پرداخت میشود. تمامی شرایط و توافقات نیز در روز مصاحبه نهایی گفته میشود.