نیروهای خوبی داره حیف از لحاظ مدیریت ضعیف هست و نیروها همش برای خودشیرینی چاپلوسی مدیر رو میکنن
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
هیچ ارزشی برای وقت شما قائل نیستن سه مرحله مصاحبه وجود داره تو سه بازه زمانی متفاوت مصاحبه اول داخل لابی برگزار شد حتی تست و آزمون شخصیت هم همینطور مرحله اخر مصاحبه قرار شد طی ۲۴ تا ۴۸ ساعت نتیجه رو اعلام کنن اما بعد از یک هفته خودم پیگیر شدم در اخر گفتن اگر مثبت بود تماس میگرفتیم من که خداروشکر جای بهتری استخدام شدم(نیروموتور ) ولی خواهشا روالتونو درست کنین تو این مصیبت و گرما مردمو ده بار نکشونید اونجا آخرم هیچی به هیچی... به افراد مصاحبه کننده اختیار عمل بیشتری بدین نه اینکه طرف وایسه تا روز اخر مصاحبه ببینه مدیرعامل ازش خوشش میاد یا نه
برای مصاحبه رفتم و فضا برای بخش فنی خوب بود، اما بخش منابع انسانی تفاوت چندانی با انتظار من نداشت و تنها چند آزمون ساده گرفتند: یک تست شخصیتی و دو آزمون دیگر که نتیجههای MBTI آنها با تجربهها و تستهای قبلیم همسو نبود. اتفاقاً بیشترین فشار را از جانب مدیرعامل احساس کردم؛ انگار بهنوان یک بازجویی عمل میکردند و از هر جزئیات شرکتهای قبلی من سوال میکردند و در نهایت درباره تصمیمهای کاری و زندگیام نظر میدادند. گفتم که با چند خط در رزومه نمیشود تصمیمگیری درباره من گرفت و عوامل زیادی در تصمیمگیریها دخیل هستند. بحث اصلی هم سر حقوق موردنظر من بود و زمان زیادی را صرف کردند. دوست داشتم صریحتر بگویند که این مبلغ از توانشان خارج است تا اینکه با زیرسوال بردن سوابق و انتخابهایم بخواهند دلیل بیاورند. موفقیتها و مزایای خاصی هم ارائه نمیدادند و شیوه برخورد و استدلال مدیرعامل بهنظر من سطح پایینی داشت. اگر نمیتوانند حقوق را فراهم کنند یا از نظر اقتصادی برای شرکت توجیه ندارد، زیر سوال بردن شخصیت و زندگی کارجو لازم نبود؛ راههای محترمانهتر و حرفهایتری برای رد درخواست وجود دارد.
شرکت مایوان را دنبال میکردم و در مصاحبهی admin سیستم، توضیح داده بودند که داشتن چند مهارت برنامهنویسی اختیاری و کفایتِ LPIC سطح یک کافی است. اما در جلسهی مصاحبه، به نظر میرسید اولویتها تغییر کرده باشد؛ دائما از من درباره دیتابیس و سرویسهای سطح دو لینوکس سوال میپرسیدند و این همسو با آنچه در آگهی نوشته بود، پیش نمیرفت.
من برای شرکت بازرگانی لاستیک شریفی تجربه کار میکنم یا کردم به عنوان برنامهنویس Go. الان میخواهم با شفافیت بگم که از نظر سطح توسعه فنی این مجموعه خیلی جای کار داره و اگر دنبال محیطی با استانداردهای درست و دقیق هستی، اینجا معمولاً پاسخ نمیده. غالب پروژهها عملاً بسته میشن و به دلیل ترس از خرابکاری، کمتر کسی جرأت میکنه روی کد دست بزنه. ساختار مدیریتی هم به نظر میرسه بیجان و بیهدف؛ میگن که هولوکراسی وجود داره اما واقعاً چنین نیست. برخوردها دوگانه است و بسیاری از تصمیمات تیمی براساس سلیقهی افراد بالادستی اتخاذ میشود. در واقع نوعی دیکتاتوری حزبی در قالبِ دموکراسی نمایان است: یا وارد حلقهی بستهای میشوی یا با تبعیض و رفتارهای متفاوت مواجه میشی. مسئولیتهای منابع انسانی هم به شکل مطلوبی تخصصی نیست و همین امر باعث میشود نیروهای بااستعداد جا به جا شوند و انگیزهها کاهش یابد. خلاصه اینکه فریبِ شوآف و برندینگ در شبکهها را نباید بخوری— از نظر فنی حرفی برای گفتن ندارند و همچنین فرهنگ سازمانی آنها را نمیشود به عنوان نقطهی قوت مطرح کرد.
تجربهام از مصاحبه فروشندگیِ فروشگاه نشان داد که در جلسهٔ استخدام، حسِ امنیتیِ کارفرما خیلی مهم است. به این نتیجه رسیدم که نباید فکر کند جایگاهش را به من میدهم یا از او بالا میزنم؛ بهتر است مودب و کمگفتگو باشم و ارتباطم را با وقار نگه دارم، حتی اگر شغلِ روابط عمومی بالایی میطلبد. سوالات معمولاً ساده بودند: سوابق کاری، علل ترک شغلهای قبلی و آشنایی با وظایفِ این کار. نکتهای که برایم عجیب بود این بود که مصاحبه سهنفره بود و دو نفر کنارِ اتاق بهخوبی صحبت نمیکردند، اما من پاسخهایم را کامل دادم؛ بعد از پیگیریِ دوستی که آنجا استخدام شد فهمیدم هر دو نفر قبول شدند اما من قبول نشدم. نتیجه این تجربه این است که با آرامش و تواضع و لباسِ رسمیتری، مانند کارمندِ بانک، بهتر میشود ظاهر شد. مهمتر از همه اینکه اگر استخدام بشی، اغلب نگاه میشود که از مدیرانِ بالادستی تعریف و تمجید کنی، چه کار درست انجام بدهی یا نه؛ مثالی برای این وضعیت رفتارِ یکی از دوستانم است که اکنون حقوق خوبی دارد و حتی پرینت هم بلد نیست بگیرد.
من حدود چهار تا پنج ساله که توی این مجموعه کار میکنم. فضا واقعاً دوستانه و دلنشینه و همکارانم آدمهای خوشرفتار و باحالی هستن. هر سال با شیبی ملایم پیشرفت کردیم؛ هم کیفیت خدمات بالاتر رفته و هم تعداد مشتریها افزایش پیدا کرده، به طوری که کمکم از رقبامون جلو زدیم.
اولش بگم اونی که نوشته «خوبه» مطمئناً از خودِ مجموعهاس. اینجا فضای شدیدی جنسیتزدهست؛ منابع انسانی رو مثل ربات میبینن و حدود ۶۰٪ پرسنل HR بهخاطر فشار عصبی و رفتارای زننده فرار میکنن. بقیهم فقط برای یه پول ناقابل موندهن. هر چقدر هم حرفهای باشی، باز هم ازت راضی نمیشن و طوری باهات رفتار میکنن که انگار لطف کردن که جذب و نگهت داشتن. با خانمها برخوردشون وحشتناکه؛ از پوشش و حجاب گرفته تا هر نوع ارتباط کاری، همهجا زیر نظرند که نکنه یه سلام و علیک ساده هم دردسر بشه — واقعاً مثل پادگان اداره میکنن. بهت میگن رو صندلی درست بشین، چیزی روی میز نذار، راه نرو... یه جور دیوانهخونهست. معمولاً کارمندها رو با دستکاری سیستم میندازن وسط فشار مشتری و آخرش هم حقوق خیلی کم و با کلی منت میدن. امنیت شغلی صفره؛ کار کردن اینجا پر از استرسه چون حتی اگر خوب هم کار کنی ماهی چندبار بهت اخطار میدن و دائماً میگن جایگزینات زیاده. یه بخش به اسم تضمین کیفیت دارن که دائم روشهای خاصی برا حرفزدن با مشتری تحمیل میکنه؛ دایره واژگیتو محدود میکنن و اگر نمرهشون پایین بیاد حسابتو میرسونن. هیچ جا برای اعتراض وجود نداره؛ اگه انتقاد کنی دیگه کارتو تمومه. اختیار تصمیمگیری نداری، عدد و رقمایی رو بهعنوان عملکرد گذاشتن که یا باید خیلی بالاتر از انتظار باشی یا جریمه میشی. هر آموزشی که میزارن، باید امتحان هم بدی؛ یعنی انقدر سخت میگیرن که انگار دانشگاهه. رفتار با خانمها رو هم دیگه لازم نیست بگم؛ رنگ لباسی که میپوشی باید مشکی باشه، موهات نباید معلوم باشه، حتی سلام یه همکار آقا رو جواب ندی بهتره. ساختارِ جدا کردن طبقات مردها و زنها هم افتضاحه. در کنارش، آقایون تو ارتباط با بیرون خیلی راحتن و کلی هماهنگ میشن، داخل هم همکارای پاچهخوار و زیرآبزن زیاد داریم. خلاصه اینکه اگه آرامش و سلامت روان برات مهمه، مخصوصاً اگر زن هستی، وارد این سازمان نشو. از من نصیحت پذیرا باش یا نه، خودت بهتر میفهمی.
مدت تقریباً یک سال است که در این شرکت مشغول به کارم. فضای کاری نسبتاً خوب است؛ همکاران با ادب و حرفهایاند و سطح فنی تیم بالا است و درک مسائل به سختی عقب میافتد. تعادل بین کار و زندگی به خوبی رعایت میشود و این جا پنجمین محل کار من بوده و واقعاً از حضورم راضیام. تنها نکتهای که به آن اشاره میکنم، پایین بودن بازه حقوقی است که میتواند بهبود پیدا کند.
به نظرم بهتره اسم این شرکت یه چیز دیگه بشه، همین اسمش هم آبروریزیه. واقعاً از بدترین جاهایی بود که کار کردم؛ همهچی افتضاحه. مدیرها انگار دیوونهان و رفتاراشون غیرقابلتحمله. انحرافات جنسی هم اینجا حسابی دیده میشه. یه نفر هم تو بخش خدمات هست که کلاً دیوونهست و اوضاع رو بدتر کرده.
شب تجربهام رو با این جمله آغاز میکنم که شرکت مرکز تخصصی سمیرا، برای من هم فرصتهای مثبت هم چالشهایی داشته است. سالهای خوبی رو اینجا گذراندم و همواره حس کردم محیط کاری نسبتاً دوستانه و آرامی داریم. حقوقها معمولاً به موقع پرداخت میشد؛ تامین اجتماعی از همان ابتدا برایم فعال شد و در کنار آن در یک مقطع زمانی بیمه تکمیلی وجود نداشت اما حالا اگر بخواهی، خودت و افراد تحت مدیریت میتونه بیمه تکمیلی داشته باشن. با این وجود فاصله تا محل کار برام طولانی است و جای پارک هم واقعاً مناسب نیست.
با وجود اینکه این مجموعه پر است از افرادی با سطح کار حرفهای پایین، واقعاً این فقط اتفاقی نیست که من بتوانم چشمپوشی کنم. اگر مدیران واقعاً قصد بهبود داشتند، حداقل به نظرات منفی رسیدگی میکردند، اما هیچ کاری صورت نمیگیرد. صریحاً نمیتوانم به کسی پیشنهاد کنم برای مصاحبه بیاید؛ مشکلات عمیق است و هر روز اوضاع بدتر میشود.
هلدینگ بسیار ضعیف با پوسته بیرونی و ظاهری بسیار شیک و از درون مثل میوه ای خراب و پلاسیده.حقوق ها دیر امنیت شغلی صفر مدیریت افتضاح فورس کاری همیشه تعادل بین زندگی و کاری منفی 100.جزو بدترین تجربه های کاریم بود.از لحاظ تخصصی هر چقدر بی سواد تر باشید بیشتر به چشم میاید.به شدت خاله زنک بازی و زیرآب زنی.انقدر افتضاحه که در جنگ 12 روزه زبان زد شد تو اینستا بابت حقوق ندادن و اخراج یکماهه بدون حقوق کارمندان. اگر واقعا اعصاب و روانتون رو دوست دارید چنین جایی کار نکنید.آدمهای با تخصص بالا رو اخراج میکنن و آدمهایی که چاپلوس هستن رو نگه میدارن با کمترین تخصص.مزایای خاصی نداره نه بسته معیشتی نه هدایا یدونه پزشک سازمانی دارن یدونه روانشناس حقوقتون هم از برج 6 که میشه 4 قسطه میدن هر ماه هیچ برنامه ای رو زندگیتون نخواهید داشت بنده بعنوان شخصی که 4 سال اونجا کار کردم میگم
خیلی دروغ میگن و آدمو سر کار میذارن. مخصوصا بخش مالی خیلی آدمو دست به دست میکنه تا جایی که ببینن میشه پولتو نمیدن. پول خیلی از کارگرای بی زبونشون رو هم ندادن کارگرایی که پیگیر باشن هم بخش مالی میپیچونه
تجربه خوبی از مصاحبه با تیم جذب نداشتم مدیر خودش تازه وارد بود و بنظر میومد توانایی کشف استعداد رو ندارن که باعث کوتوله ماندن سازمان میشه و انکار فقط جزوه های منابع انسانی رو خوندن و تجربه عملی مختصری داشتند حوزه فین تک و استارت آپ امنیت شغلی پایینی داره پیشنهاد نمی کنم انم شرکت تازه کار و وابسته ای مثل ازکی وام
مستقما نقد جدی دارم به آقای ن . ا یک آدمی از لحاظ روحی اصلا تعادل ندارن ، سواد یک جمله بندی ساده رو ندارن چه برسه به موارد تخصصی یا زبان خارجی - اکسل میزارن جلوی این آدم با ماشین حساب اعدادشو جمع میزنه - روابط غیر کاری حرفه ای هم دارن که جز نقاط ضعف عجیبه ایشونه-به نظرم تو هر تیمی خواستید برید اما از اینجا دوری کنید - یا اگر با تو سری تو محیط کاری مشکلی ندارید برید اصلا
با تشکر از مدیریت محترم مجموعه در ابتدا که به نظرم تو حوزه خودشون تلاششون رو برای یک محیط کاری هم برای کارمند هم برای مشتری فراهم کردن - اما به نظرم نکته های منفی مجموعه قابل توجه هست : روال کاری و سیستمی اصلا ندارن و خیلی سنتی کار میکنن همین باعث میشه میزان کار به درستی اندازه گیری نشه مدیر های اصلی دید کاملی به پروموت شدن ها استخدام ها و حفظ نیروهای متخصص ندارن . مدیر های میانی اصلا تخصص لازم رو ندارن کلا سلیقه ای هست کاراشون از پروسه جذب بگیرید تا ارتقا یا حفظ و نگهداشت نیرو - شرکت عملا چیزی به اسم نیروی انسانی نداره و روال پرداختیه اضافه کاری شبکاری تعطیل کاری اصلا رعایت نمیشه . تیمکشی و یاربندی به صورت کاملا مشهودی دیده میشه و به نظرم تلخ ترین جاش اینه وقتی همکاران به هر دلیلی قطع همکاری میکردن جو شروع میکرد بد گویی از نیرو و در مورد عدم کفایتش که این حرفا پشت سر من هم بود ، خوب این باعث میشه که شما همیشه دید بدی داشته باشید و بی اعتمادی موج بزنه در کل به نظر بها دادن به یکسری مدیران یا سرپرست های میانی تو شرکت های کوچیک همیشه باعث آسیب های جدی به مجموعه و نیرو هست نظر های تعریف تمجیدی فیک نمیزارم اما در راس کار مثل اول جمله ام باز هم مدیران ارشد و بنیان گذاران مجموعه تشکر میکنم چون به نظرم آدم حسابی و خیلی محترم هستن در کل خلاصه بخوام بگم اگر کار اولی هستید و تجربه اول کاریتون هست میتونید روی اینجا برای یک مدت خیلی کوتاه حساب کنید نه خیلی
مدیریت بسیار ضعیف و خاله زنک، عفت کلام ندارن، پرداختی ها خوبه ولی از لحاظ روانی بسیار تو چالش هستی و در نهایت بعنوان نیروی بی لیاقت و به درد نخور باهات برخورد میکنن، بنظرم هدر دادم عمر و زندگیه اونجا کار کردن،، اولش متوجه نیستی ولی به مرور میفهمی و اینکه جای پیشرفت نداره چون مدیران خودشونو خییلی بالاتر از همه میدونن
تجربه کاری من در این مجموعه چیزی نبود که انتظار داشتم. من حدود چند ماهی میشه که این مجموعه رو ترک کردم اما چیزی که برای من بسیار آزاردهنده بود، نوع برخورد و رفتار مدیرعامل (م.م.م) با خانمها، بود. در طول مدتی که در این مجموعه بودم، مواردی دیدم که از نظر من کاملاً خارج از چارچوب حرفهای یک محیط کاری بود. صدا زدنهای غیرضروری، ایجاد موقعیتهایی برای تعامل بدون دلیل کاری، نگاههای معذبکننده در زمان صحبت کردن، و مطرح کردن سؤالهایی درباره مسائل شخصی مثل ظاهر و تغییرات فردی که هیچ ارتباطی با وظایف کاری نداشت، باعث ایجاد حس ناراحتی و ناامنی میشد. موضوع فقط تجربه شخصی من نبود؛ در صحبتهایی که با خانمهای مجموعه نیز داشتم، متوجه شدم آنها هم تجربهها و احساسات مشابهی درباره نوع برخورد و رفتارهای خارج از چارچوب حرفهای مطرح میکنند چیزی که برای بنده عجیب است این بود که با وجود واحد حراست و کلی قوانین و آییننامههای رنگارنگ، هیچکس انگار حاضر نیس درباره رفتارهای مدیرعامل به اصطلاح محترم حرفی بزنه. این در حالیست که همه معاونین و مدیران کاملا به این موضوع آگاهی دارن و در موردش حرف میزنن و میخندن، اما کسی حاضر نیس مسئولیتی قبول کنه و گزارشی دراین خصوص بده البته کسی جرات نداره و هرکسی ام جرات داشته الان اونجا نیس و با مجموعه خداحافظی کرده. حتی این آقا در این صنعت نیز با نام های مختلف و مرتبط با این موضوع لقب گرفته. چند بار هم بین کارکنان زمزمه شده بود که قبلاً هم اعتراضهایی مطرح شده، اما نتیجهای نداشته است. انگار تا وقتی اتفاقی خیلی جدی و غیرقابل انکار نیفتد، هیچکس قرار نیست واکنشی نشان بدهد. همین سکوت، از خود رفتارها ترسناکتر بود؛ چون به همه این پیام را میداد که اگر اعتراضی هم داشته باشی، احتمالاً کسی صدایت را نخواهد شنید. حدود دو سه سال پیش نیز در همین سایت تجربه ای من باب این موضوع ثبت شد که متاسفانه به ناحق حذف گردید البته همون زمان هم مدیرعامل با اجبار کردن مدیران ارشد خانم نسبت به ارائه کامنت های مثبت سعی در حذف و پنهان کردن این موضوع را داشت که خوب چون اون بندگان خدا چاره ای نداشتند مجبور به ارائه کامنت شدن. الان هم احتمالا بعد این کامنت مجدد همین کار رو انجام بده تناقض تلخ ماجرا این است که این اقا با نمایش چهرهای مذهبی و اخلاقمدار هر عمل ناشایستی رو که میخواد انجام میده. امیدوارم ویکی تجربه این تجربه رو مثل تجربه سایر دوستان در امیدپی حذف نکنه
من چند سال در این شرکت کار کردم، اولین چیزی که بعد از یه مدت به چشم میاد در شرکت عدم امنیت شغلی است،قرارداد ها یکماهه و راحت بدون دلیل خاصی قطع همکاری میکنن، مورد بعدی تایم کاری طولانی از ساعت ۸صبح تا ۶ بعد از ظهر ، امکان گرفتن مرخصی ساعتی نیست و هر زمان خواستی خروج از شرکت برا حتی یک ساعت داشته باشی باید تیکت جابجایی ساعت کاری ثبت کنی و هم زمان خارج از شرکت حالا هر چند ساعت شد رو جبران کنی و در شرکت بمونی و یا از تایم استراحت یک ساعته طی روزت استفاده کنی، مدیریت به شدت ضعیف و آماتور ، محیط کار در ظاهر دوستانه ولی در واقعیت کوچکترین کارت رو و حرفت رو در محیط شرکت منتقل میکنن به مدیریت ، مزایا هیچی جز حقوقت،دائما با دوربین چک میشی، دوره آموزشی خسته کننده و طولانی قبل از شروع کار، دائما عملکرد کاری ات چک میشه و بابت اشتباه جریمه میشی
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.