با آنها قرار ملاقاتی داشتم و مرحله اولیه تشکیل یک فرم طولانی از مشخصات فردی بود؛ در فرم اعلام کرده بودند که اگر پر نشود، به طور خودکار از فرآیند استخدام کنار گذاشته میشوم و من هم آن اطلاعات را فرستادم. اما روز مصاحبه هیچ تماسی از طرف شرکت نگرفتم و خبری هم در این باره دریافت نکردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت نرمافزاری داتیس آرین قشم را تجربه کردم و میخواهم از روند مصاحبه عبور کنم تا نکتهها را با شما در میان بگذارم. انتظارم از مصاحبهکننده اصلی هر شغلی معمولا چیز متفاوتی است، اما اینبار حضورش خیلی با سایر نقشها همسو نبود؛ از مدیر محصول و توسعهدهندگان گرفته تا کارشناس منابع انسانی. برخوردشان کاملا مناسب نبود و در حین پاسخدادن، به نظر میرسیدند که مشغول پرسیدن سریع سوالات و رفتن به سوال بعدی هستند و گاهی انگار در مصاحبه حضور ندارند. سوالاتشان ساختار مشخصی نداشتند و اصرار داشتند پاسخها مطابق میلشان باشد، با نگاه بالادستی نسبت به من. حتی سوالی درباره هوش هم مطرح شد که به نظر من تنها سطحی بود و بهدلیل سطحی بودنشان، ارزش سنجش مهارت یا تحلیل را کم داشت؛ معمولا چنین مواردی باید در محیط واقعی یا با پروژههای ملموس بررسی شوند. در کل، تیم منابع انسانی شرکت به نظر حرفهای نمیآمد و انتظار داشتن از دانش و اخلاق حرفهای در آنجا چندان ملموس نبود. به طور ریزتر، برگزارکنندگان مصاحبه آنلاین انتظار داشتند دوربین روشن باشد اما به جز یک نفر، باقی افراد خاموش بودند و در کل بیشتر به شنوندگان شبیهاند تا مصاحبهکنندگان فعال. این تجربه را به هیچوجه به عنوان یک گزینه مناسب برای کار در این شرکت توصیه نمیکنم، چرا که رفتار محترمانه با کارجو در آنجا به چشم نمیخورد.
شرکت نرمافزار داتیس آرین قشم را تجربه کردم. به صورت آنلاین سه مرحله مصاحبه داشتم که با مدیر مستقیم، واحد منابع انسانی و معاونت شرکت انجام شد. گفتند در صورت قبول نشدن حتما اطلاعرسانی میشود، اما پس از گذشت یک ماه و نیم هیچ خبری به من ندادند. به نظر من اگر به حرفهایشان پایبند میماندند و روی وعدهشان میماندند، اوضاع بهتر بود.
من تابحال دو بار رفتم تو شرکت داتین برای مصاحبه
من برام عجیب بود نظر دوستان را میخوندم. به خاطر کرونا اکثرا دور کار بودن و تمام مراحل گزینش، آنلاین انجام شد. من چون به صورت فریلنس کار میکردم و درآمد خوبی داشتم، خیلی برام قبولی مهم نبود. اول یک خانمی تماس گرفت و یک فرم خفن چندین صفحه ای فرستاد که پر کردنش خیلی زمان می برد. من در فرصت مقرر فرم را نفرستادم، ولی خیلی مودبانه دوباره تماس گرفتن و گفتن حتما بفرست. بعد از ارسال، یک نفر از بخش فنی تماس گرفت. چند سوال پرسید که خیلی سخت نبودن (شاید برای من). بعد یک تست دادن که اون را هم با تاخیر ارسال کردم. ولی پذیرفتن و مدیر بخش مربوطه و hr تماس گرفتن. برخوردشون خیلی خوب بود و این دفعه مدیر پروژه، سوالات پایه ای تری می پرسید، hr هم از روحیات و امکانات و مزایای داتین تعریف کرد. خلاصه اون هم اکی بود و رفتم برای تحویل مدارک. در کل همه چیز خوب بود و جز احترام و ادب، چیزی ندیدم. هیچ وقت هم انرژی منفی ای به من القا نشد. الان هم منتظر تکمیل و شروع کار هستم
من سعی کردم در کمال صداقت پاسخ بدم، مشتاق باشم و خوشرو فقط همین خوشبختانه فرآیند جذب به خوبی پیش رفت، خیلی رو سوالات تخصصی مانور داده نشد و تمایل من و سابقه کار مرتبط در شرکت های نرم افزاری نقطه ی مثبتی برای من بود
مرحله اول رفتم، در حالیکه رزومه رو ارسال کرده بودم، ولی دوباره اونجا چند تا فرم پر کردم که حدود ۴۰ دقیقه از وقتم رو گرفت، مرخصی ساعتی گرفته بودم که به این مصاحبه برسم. یه مکان خیلی نا مناسب توی منابع انسانی ، جلوی چشم کارمنداشون که داشتن با هم شوخی میکردن، خیلی حس بدی داشتم و معذب بودم. حدود ۴۰ دقیقه طول کشید تا فرم های متعدد پر کنم ، بعد راهنماییم کردن تو یه اتاق طبقه اول، حدود ۱۵ دقیقه اونجا معطل شدم. بعد سه نفر اومدن تو اتاق، سه تاشون هم از تیم فنی بودن و سوالای فنی و نیروی انسانی و روانشناسی و … رو قاطی و درهم پرسیدن ازم. بعد گفتن که چقدر اینکار استرس داره و اگر سرویس قطع بشه فلان مشکل پیش میاد و … خلاصه بعد از حدود دو ساعت و نیم که وقتم رو گرفتن و مرخصی ساعتی که گرفته بودم بیشتر از سه ساعت شد و مجبور شدم اونروز رو مرخصی روزانه رد کنم!
شرکت داتیس یکی از شرکت های هولدینگ فناپ که school داره برای کسایی که تجربه کاری مرتبط ندارن من برای school رزومه فرستادن اولین مصاحبه ی سری سوالاس پایه ای و فنی میپرسن که بیشتر مرتبط به بیس C# بعد اون ی مصاحبه داری که کد زدنتو میبینن به من ی پروژه api گفتن که چندان هم آسون نبود ولی به هر حال با گذاشتن ۶ ساعت وقت تکمیلش کردم و اون مصاحبه هم قبول شدم بعد از اون ی مصاحبه با منابع انسانیشون داشتم که ی سری سوالای معمول که هدفت برای ۳ سال اینده چیه چرا داتین و انتخاب کردی واینارو پرسیدن که اونم قبول شدم تماس گرفتن از کارگزینی برای بردن مدارک و ثبت قرارداد و مربی هم برام انتخاب کردن ولی مربی تو زمانی که قرار شد تماس بگیره تماس نگرفت و بهونه اورد که کار فورسی براش پیش اومده بعد hr تماس گرفت که مربی تون گفته گروه ما خانوم نمیخوان آقا میخوان و گفتن ی مصاحیه دیگه داری برای ی گروه دیگه مدیر بخش فنی تماس گرفت سوالای پایه ای C# پرسید بعدشم گفت بلد نیستی در حالی که مصاحبه برای school بود نه برای حرفه ای ها بعد از ۳ روز ایمیل زدن که امکان همکاری ندارن متاسفانه حدود یک ماه این پروسه طول کشید و من منتظر نتیجه بودم همه ی تلاش خودمو کرده بودم ولی به خاطر خانم بودن حذفم کردن:) خانم نباشید
من فقط با قسمت منابع انسانی صحبت کردم و گفتن برای شروع مصاحبه یه فرم ۷ ۸ صفحه ای پر کنید. کلی اطلاعات شناسنامه ای و اطلاعات شخصی مثل حقوقتون توی همه شرکتا که کار کردین و از هر شرکتی که کار کردین شماره تماس دو نفرو بگین از جمله چیزایی بود که توی فرم ها به چشم میخورد. من گفتم که این اطلاعات رو فقط وقتی در اختیارتون میزارم که روند مصاحبه رو به اتمام باشه نه وقتی که هنوز شروع نشده و از ادامه روند مصاحبه انصراف دادم
کلا قضیه شخصی بود سوال ها در مورد پیدایش کلاس و آبجکت و تفاوت این ها و … بود بجای تجربه کار با اونها . دقیقا همانند استاد دانشگاه ها همش در خصوص خوندن کتاب ها سوال میکردن که آیا فلان کتاب رو خودندین ؟
مصاحبه برای گرافیست بودن با دوستی و احترام متقابل آغاز شد و من با سوالهای نسبتا عمومی روبهرو شدم که بیشتر به شرایط کاری، فشار کار و کار پیک مربوط میشد. در این گفتوگو درباره پذیرش نقد و بحث درباره بازخوردها صحبت کردیم و من هم نظراتم را بیان کردم.
شرکت دورهاتو در تجربهای که از مصاحبه داشتم، فرایند به شکل سه مرحلهای برگزار شد و با فضایی صمیمی آغاز گردید. در نخستین مرحله، رییس واحد اداری با رویی گشاده و رفتار آرام و مؤدب، فضای مصاحبه را نسبتا عادی و بدون چالش خاصی نشان داد. در مقابل، مشاور مدیر عامل با رفتاری مقتدرانه حضور داشت و گندهنمایی یا تحکم خاصی دیده نمیشد، اما موضعی قدرتمندانه داشت. در نهایت، مدیر عامل حضور داشت و تمرکز اصلی بر این بود که فرصتی کوتاه برای گفتن خلاصهای از تجربههای قبلی فراهم شود و برخلاف روال معمول از سوالهای آماده استفاده نشد. این نوع مصاحبه به نظر من فرصت بیشتری برای شناخت طرز فکر افراد و توانمندیها و خلاقیتشان فراهم میکرد. به باور مدیر عامل، رهیافت مدیریتی بر پایه خرد جمعی استوار است.
پس از ورود به محیط شرکت دورهاتو، مصاحبهای با تیمهایی که در همان حوزه فعالیت میکردند داشتم و احساس کردم فضای کار نسبتا خوب است. برخلاف انتظار، طول زمان انتظار زیاد نبود و گفتگو هم حدود بیست دقیقه طول کشید، سپس کار به پایان رسید.
در مصاحبه برای کارشناس IT شرکت دورهاتو، هم پرسشهای فنی و تخصصی مطرح شد و هم جنبههای اخلاقی مورد بررسی قرار گرفت. در خصوص شرایط کاری هم توضیحاتی ارائه شد و روند مصاحبه به سرعت پیش رفت که مطلوب بود.
در مصاحبه کارشناس ارشد سئو با دورهاتو، فضای کاربری دوستانه و صمیمی بود و جو به شکلی گرم شکل گرفت. سوالها هم ترکیبی از جنبههای روانشناختی و فنی بودند و هیچ نکتهای اذیتکننده وجود نداشت. به نظرم اولین نکته مهم در یک مصاحبه، ایجاد حس صمیمیت و یک فضای گفتوگوی دوستانه است که از نظر من نقطهی قوت چنین تجربهای بود.
در نخستین برخورد باهاشون فهمیدم که تیمی صادق و بیتعارف دارن و هدفشون از همکاری مشخص بود. مهرماه سال هزار و سیصد نود و هفت، رزومهم رو فرستادم و پذیرفته شدم؛ بعد چند جلسه مصاحبه با دو مدیر مجموعه داشتم که واقعا باهوش و بیادعا به نظر میرسیدند. آنها دیدگاهها و حرفهام رو بهخوبی درک میکردند و همسو با من بودن. مذاکرات بیشتر به سمت آغاز به کار میرفت، اما همزمان دو شرکت دیگر هم پیشنهاد مالی و سازمانی جذابی ارائه کردند که، با کمی تردید، به نظر میرسید تفاوتهای زیادی با اینجا دارد. این مجموعه کوچک با چشمانداز رقابت با فروشگاههای اینترنتی معتبر آن موقع، هم از منظر اندازه سازمان و هم از نظر حقوق پیشنهادی، برای من رضایتبخش نبود و بهنظر میرسید تنها با تلاش یک فرد نمیتوان این پروژه سنگین را به انجام رساند. به همین دلیل تصمیم گرفتم به یکی از شرکتهای دیگر که پذیرفته شده بودم، تجارت مجازی اوکسین، بروم؛ هرچند آن تصمیم هم اشتباه بزرگی بود. مدیران دلیچی با دفعات مکرر تماس گرفتند و اصرار داشتند با آنها همکاری کنم و حتی پیشنهادهای بهتری هم ارائه کردند، اما من با احترام انصراف دادم. هدفم از نوشتن این تجربه، قدردانی و ادای دین به آنهاست.
مصاحبه برای نقش طراح گرافیک در دلیچی تجربهای نسبتا مثبت بود و در کل حس خوبی از روند کار داشتم. چیزی که بیش از همه حس آرامش میداد این بود که فضای مصاحبه دوستانه میشد و من ازش لذت بردم. سوالات به این ترتیب مطرح شدند که در شرکت قبلی دقیقا چه مسئولیتهایی داشتم و در یک روز کاری چه کارهایی را انجام میدادم. یکی از سوالهای غیرمنتظره این بود که اگر بخواهم تیزر تبلیغاتی در زمینه فشن را توصیف کنم، زاویه دوربین و جزئیات را چگونه میبینم. سپس پرسشهای شخصیتر شدند؛ مثلا آخرین فیلمی که دیدم را دوست داشتم یا نداشتم. اینها معمولا بهصورت شفاهی مطرح نمیشدند اما بهعنوان سوالات کتبی برای مصاحبه نبودند، بنابراین درصد تعجب من هم کمتر بود. در ادامه هم پرسشها درباره کارهای مورد علاقه کارگردان و اینکه چقدر خودم را باهوش میدانم مطرح شد. سوال پایانی این بود که چرا باید آنها من را استخدام کنند و در پایان هم من درباره روند کار شرکت و مسئولیتهای احتمالیام پرسیدم. به نظرم به هر کسی که میخواهد مصاحبه بدهد، توصیه میکنم صادق باشد و زیاد تلاش نکند تا مخاطب را تحت تاثیر قرار دهد. برای سوال آخر هم بهتر است بهطور کلی بگویند که در حد توان و ظرفیتشان بهترین نسخه از خودشان خواهند بود و برای ارتقاء تواناییها، یادگیری و پیشرفت تلاش میکنند و واقعا به آن عمل میکنند.
– برای انجام مصاحبه در ابتدا با خانم صحبت کردم … . ایشون بسیار محترم، بسیار با دانش و حس اولیه رو بسیار عالی در من ایجاد کردند. – در مرحله ی دوم، با چند نفر صحبت کردم، از من خواستند تا یک سیستم رو تحلیل کنم. چند روز مهلت دادند و من نتیجه رو براشون فرستادم. بعد تماس گرفتند و دوباره یک مصاحبه ی اسکایپی گذاشتند و یک مورد دیگه رو از من خواستند که براشون انجام بدم. – در حین اینکه در حال انجام کار دومی بودم یهویی به من تماس گرفتند و گفتند پذیرفته نشدم. اینکه قبل از دیدن نتیجه اونطور جواب دادند خیلی حس بدی در من ایجاد کرد و خواستم این تجربه رو با دیگران به اشتراک بگذارم که علیرغم برخورد اولی که با من داشتند، در ادامه کاملا برعکس شد و حرکت توهین آمیزی انجام دادند. در هر حال ناقض برخورد اولیه شون نبود.
در یک مصاحبه برای مدیر منابع انسانی شرکت دایور رفتم؛ همان دفتر پارس دیتا بود که به من گفتند همکاری میکنیم و نیرو میخواهیم. خانمی با ادب ابتدا با من مصاحبه کرد و چند روز بعد برای ملاقات با مدیران دعوت شدم؛ دو نفر دیگر هم برای همان سمت حضور داشتند و گفتند به شدت به تیمشان نیاز دارند. مدیر مربوطه به نظر از خودشیفتگی زیادی برخوردار بود و فضای اتاق پر از حرفهای اغراقآمیز بود؛ با سابقهی کارم دیدم سخنانش عجیب میآید. به اصرار آنها که مرا باور داشتند و تصور میکردند میتوانم به تیمشان کمک کنم، تصمیم به پذیرش دعوت همکاری گرفتم، اما پیشنهاد یک دورهی آزمایشی دو هفتهای ارائه شد که من بهخاطر تردیدهایم موافقت کردم تا هر دوطرف احساس امنیت بیشتری داشته باشند. به من گفتند ۸۰ درصد کار پیش رفته و مابقی تنها ۲۰ درصد مانده، اما وقتی کار آغاز شد فهمیدم فقط چهار نفر وجود دارند و حتی ۲۰ درصد هم از کار باقیمانده انجام نشده است. دروغهایی که بیان میکردند همچنان ادامه داشت و از من هم میخواستند همان دروغها را تکرار کنم. با توجه به اینکه سمت من در استخدام بود و باید این مسائل را مطرح میکردم، نتوانستم ادامه بدهم و در همان هفتهی اول از کار کنار کشیدم. اکنون بیش از یک سال از آن تجربه میگذرد و پروژه-launch نشده است؛ در حالی که به من گفته بودند تا اردیبهشت راهاندازی میشود. از شما خواهش دارم نظرم را منتشر کنید تا دیگران این اشتباه را تکرار نکنند، زیرا با وجود موقعیت خوبم در شغل قبلی و اصرار و تبلیغهای در باغ سبز، فرصتهایم از دست رفت. اینجا احساس کردم که لازم است تجربهام را به اشتراک بگذارم تا دیگران کمتر به این نوع وعدهها اعتماد کنند.
باورم نمیشد که تا این حد تیم منابع انسانی برای یک فرد ناشناس وقت بگذارد و توضیح بده چگونه روند استخدام ممکن است پیش برود. پاییز سال قبل برای سمتی اداری تماس گرفتند، در حالی که من هیچ درخواستی ارائه نکرده بودم و به خوبی توضیح دادند که چه وظایفی دارم و فرآیند مصاحبه چگونه پیش میرود. وقتی گفتند میتوانند یکماه تا آغاز کار زمان لازم باشد، من که در حال حاضر قرارداد دارم کمی تعجب کردم و گفتم امکان شروع کار از این زمان وجود ندارد. اما آن فرد توضیح داد که پروسه طول میکشد و هدفشان این است که من اطلاعات لازم را داشته باشم؛ این رویکرد برای من جالب بود و توی ذهنم ماند. برخورد آن شخص، با وجود اینکه من هنوز با افراد مربوطه صحبت نکرده بودم، نشان داد که شرکت به دنبال بهترین گزینه است و میخواهد افراد مناسبی را در تیم استخدام جذب کند. در نهایت بدون اینکه به دنبال کار باشم، تصمیم گرفتم در یک مصاحبه شرکت کنم و تا سه مرحله پیش رفتم، اما در نهایت پذیرفته نشدم. ادامه کار شامل مصاحبه اسکایپی با دو نفر بود، سپس یک تست نامهنگاری و اکسل فرستاده شد و دوباره مصاحبه اسکایپی انجام شد. سوالات حول تجربه کاری گذشته، اشتباهات و بازخوردها، کار گروهی، مکاتبات و علاقه به یادگیری بود. نکتهای که درک کردم این بود که رفتار مصاحبهکنندگان با تلفن خیلی تفاوت داشت با آن چیزی که در جلسه اول تلفنی ساخته بودم. همچنین فهمیدم که روند مصاحبه در شرکت به لحاظ حضور منابع انسانی شاید به شکل دیگری باشد. پیشنهاد من به دیوار این است که حتما از تیم منابع انسانی در پروسه مصاحبه استفاده شود تا احتمال قبول شدن من بیشتر شود؛ من مطمئنم که اگر آنها نقش پررنگتری داشتند، میتوانستم موفق شوم. توصیههای من برای دیگران این است که درباره شرح شغل سوالات کلیدی را مرور کنند و برای هر سوال مثالی از تجربههای قبلی ارائه دهند. برخی سوالات عمومی هم پرسیده میشود، بنابراین برای پاسخها آماده باشید؛ مثلا آخرین اشتباه شما چه بود؟ اگر رد شدید، دلیل آن را بپرسید تا به تکرار نشدن در مواقع بعدی کمک کند. هر سوالی داشتید با منابع انسانی مطرح کنید تا راهنماییشان را دریافت کنید. تمرین مکاتبه به زبانهای انگلیسی و فارسی هم مفید است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.