از روز اول فهمیدم که همگان به سمت یک هدف واحد حرکت میکنند. اینجا به حرفهای دیگران ارزش میگذارند و دیدگاههای مختلف را جدی میگیرند، به همین دلیل تیمها غالباً با هم هماهنگاند. نکتهٔ مثبت اینکه همواره با ایدههای تازه با احترام برخورد میشود، که به من انگیزه میدهد خلاقتر فکر کنم و با انرژی برای پیشرفت شرکت تلاش کنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من خیلی زود احساس کردم فضای اخلاقی شرکت مناسب نیست و هر روز با دیدن مشکلات تصمیم گرفتم ردّ کردنشون رو به فردا موکول کنم؛ اما در حدود دو و نیم سال که اونجا بودم چیزهایی دیدم و شنیدم که من رو از حالت قبلی بیرون برد. به همون قدری که در گذشته فکر میکردم افراد چند رو دارند، اینجا فهمیدم بعضیها چقدر نقش عوض میکنن و به دلیل مسائل روانیشون هیچ حد و مرزی برای آزار دیگران قائل نیستن. از حراست گرفته تا تیم فنی، همه کارها رو به عقب میاندازن و به جای اقدام سریع منتظر تغییر معاونت یا صدور حکم فردی میمونن و نتیجهاش این میشه که مسئولیتهای زیادی بیدین میمونه.
افتضاح ترین تجربه کاری بنده بودش. بی در و پیکر ترین مجموعه که شما حتی برای نیم ساعت برای مصاحبه واردش بشی عدم تعادل و نظم رو کاملا متوجه میشی. مدیریت افتضاح و غیر حرفه ای. همون اول ازت 20 تا امضا میگیرن که عیدی سنوات پرداخت نکنن(در صورتی که این مورد تو مصاحبه ذکر نمیشه)7 عدم همکاری من رو بدون اطلاع قبلی زدن. تا روز آخر بنده خبر نداشتم که قرار نیست از فرداش نرم شرکت! تمام دسترسی های بنده رو روز آخر قرارداد بعد از پایان تایم کاری بستن و حتی اطلاع ندادن که از دسترسی ها و اکانت های شخصیم از روی سیستم شرکت log Out کنم! همچنین تهدید کردن که حق حضور در شرکت رو ندارم. حقوق آخر رو هم با یکماه و نیم تاخیر پرداخت کردن. توصیه بنده این هست که از گرسنگی هم داشتین میمردین پاتونو تو این طویله نزارید.
بد نیست چون مزایا نداره و بیشتر پورسانته
سلام به دوستان عزیز چیزی که برای من خیلی عجیب بود، بحث حقوق و جایگاه آدمها بود. خیلی جاها تخصص، تجربه و مدرک اصلاً اون چیزی نبود که فکر میکنی باید ملاک باشه. حتی بعضی وقتها برعکسش رو میدیدی؛ انگار هرچی کمتر بلد باشی و رزومه ضعیفتری داشته باشی، شانس بیشتری برای حقوق و جایگاه بهتر داری. در مورد مدیرعامل هم تا جایی که من در این مجموعه بودم، خیلی از صحبتهایی که دوستان قبلی درباره نوع برخورد ایشون با خانمها گفتن، برای من هم قابل درک بود. مواردی میدیدم که به نظرم اصلاً در شأن یک محیط حرفهای نبود؛ از صدا کردنهای بیمورد کارشناسان خانم به اتاق گرفته تا نوع تعاملاتی که باعث معذب شدن بعضی همکاران میشد. چیزی که بیشتر از همه برای من سؤال بود اینه که چطور یک نفر نزدیک به ۶ سال در رأس یک شرکت میمونه و با وجود این حجم از نارضایتی و انتقاد، عملاً اتفاق خاصی براش نمیافته؟ تو همین صنعت، بعضی شرکتها تو این مدت چند بار مدیرعامل عوض کردن، ولی اینجا انگار نه انگار. از طرف دیگه، انتخاب بعضی مدیران و پرداخت حقوق هم واقعاً جای سؤال داشت. مثلاً درباره بعضی واحدها، چیزی که من میدیدم این بود که سطح تخصص و رزومه افراد اصلاً با جایگاه و دریافتیشون همخوانی نداشت و همین موضوع بین کارکنان هم زیاد مطرح میشد. در نهایت چیزی که برای من باقی موند اینه که ظاهراً رابطه و نزدیکی به مدیریت، در بعضی موارد از تخصص و عملکرد مهمتر بوده. شاید این تجربه فقط مربوط به دورهای باشه که من اونجا بودم، ولی به نظرم ارزش داره کسی که قصد همکاری با این مجموعه رو داره، قبل از تصمیمگیری این موارد رو هم در نظر بگیره
این شرکت با استفاده از بروکراسی اداری و همچنین محدودیت های شدید پرسنل رو کنترل میکنه. روابط خصوصی بین مدیران، ضعف ساختاری و میکرو منیجینگ شدید تو این شرکت بیداد میکنه. یه مدیر عامل دارن که فکر میکنه علامه دهره در مورد همه چی فکر میکنه درست ترین نظر رو میده و به هیچ کس اجازه انتقاد از سیستمش رو نمیده. البته تو برخورد اینطور نیست و خیلی میخواد خودشو کول نشون بده. در کل اگر سلامت روانتون رو دوست دارید از صد متری این شرکت هم رد نشید. حقوق به شدت پایین و توقعات بسیار زیاد. به هیچ وجه امکان پیشرفت تو این شرکت رو ندارید و هرچی بچه ساله رو آورده کرده مدیر.
وقتی وارد این شرکت شدم، قراردادی با بخش بیمهای و مزایای معینی داشتم و هر ماه مبلغی به صورت زیرپوستی واریز میکردند؛ اما وقتی نوبت محاسبه عیدی و سنوات میشد، آن مبلغ را محاسبه نمیکردند. تازه در زمان تسویهحساب مشخص میشود که چه اشتباهی رخ داده است. همچنین مزایایی مانند پرداختهای مناسب برای اعیاد و سایر امتیازات به طور کلی وجود نداشت.
در این مجموعه کار میکردم و هر روز با چالشهای زیادی روبهرو میشدم. ساعات کار از صبح حدوداً ۸:۳۰ شروع میشد و تا ۱۸ ادامه پیدا میکرد؛ پنجشنبهها هم تا ظهر بود و جوری نبود که تعطیلات شناور یا استقلالی وجود داشته باشد. اگر کار داشتی یا نداشت، معمولاً ازت میخواستند تا چراغها روشن بمانی و فضا را آماده نگه داری. قواعد شرکت عجیب و گاهی سختگیرانه بود؛ هر تاخیری اغلب برابر با کسری از کار محسوب میشد و اگر بیش از چهار ساعت مرخصی ساعتی میگرفتی، یک روز مرخصی از تو کسر میشد. قراردادها و برنامههای کاری معمولاً قبل از امضا داده میشد و باید با دقت امضا میشد، چون اصلاحات از طرف شرکت سخت بود؛ اما اگر خودت مشکلات را پیدا میکردی و مطرح میکردی، معمولاً بهبودها انجام میشد. امکانات رفاهی چندان قابل توجه نبودند؛ به عنوان مثال شاید هر دو ماه یکی دو بسته دستمال بدهند، اما نظافت دفتر و ضدعفونی میزها به اولویت شرکت نبود. کارکنان اغلب باید خودشان خرج امکانات را تامین میکردند و اولویت با شرکت بود. حقوق هم کم بود و به صورت بخشبندی پرداخت میشد، تاریخ مشخصی برای واریز وجود نداشت و پرداخت گاهی با تاخیر همراه بود. سنوات و عیدی هم معمولاً دیر پرداخت میشد و برای پیگیری لازم بود تا بالاخره روندِ پرداخت انجام شود. شفافیت مالی کمی داشت و مدیریت تمایل داشت کمتر در مورد حقوق صحبت کند؛ تبعیض، وعدههای بدون پشتوانه و برخی دروغهای کوچک هم بین کارکنان رایج بود. شرکت خانوادگی اداره میشد و برخوردها سنتی بود. برای گرفتن مرخصی باید دلیل میگفتی و یک جانشین هم مشخص میکردی تا درخواستت امضا شود. کارهای اداری به شکل کاغذی بود و گاهی باید چند طبقه بالا و پایین میرفتیم. ابزارهای مدیریت پروژه وجود داشتند اما بیشتر جنبه نمایش داشتند. مدیران معمولاً تقصیرها را به گردن کارمندها میانداختند و برای تاخیرهای پرداخت یا هر بهانهای دنبال بهانه میگشتند. روابط بین تیمی هم خیلی حساس بود؛ حتی معاشرت ساده بین واحدها هم تذکر داشت و احترام به حریم خصوصی با شدت پایینتری حفظ میشد. دوربینها به صورت تقریباً دقیق هر لحظه نظارت میشد و گاه به کمدها هم سرک میرفتند. رفتار مدیر بخش خیلی حرفهای نبود و تنشهای زیادی ایجاد میکرد؛ از پیامها و تماسهای غیرضروری و شبانه تا بحثهای مکرر. برخی افراد با ادعاهای کذب بد جلوه داده میشدند. اغلب قدردانی یا پاداش ملموسی نمیدیدم و فضای کاریِ مسموم باعث میشد نیروها خیلی زود ترک کنند. مدیر نیز برای حفظ نفرات معمولاً با احساس گناه یا وعدههای دوروبرش سعی میکرد آنها را نگه دارد. از نظر فنی هم اوضاع مطلوب نبود؛ برای تازهکارها رشد کم بود و برای حرفهایها هم افت رضایتبخش نبود. شرکت حدود سی نفر را در چند طبقه پخش کرده و پروژههای زیادی بدون برنامه مشخص داشتند؛ اما نتیچهای در زمینهی برنامهنویسی یا محصول قابل توجه وجود نداشت. به طور کل، اگر دنبال پیشرفت فنی یا محیط حرفهای مطلوبی هستی، اینجا گزینهی مناسبی نیست.
در گذشته این مجموعه با نامی معتبر شناخته میشد، اما اکنون به دلیل ضعف مدیریتی از ردههای بالا و تصمیمات نادرست مدیران ارشد، اوضاع چندان مناسب نیست. امیدوارم مدیرعامل به مشورت با افراد ماهرتر روی بیاورد تا راه حل موثری پیدا شود. حقوقها بهطور منظم پرداخت نمیشود و به کارکنان احترام کافی گذاشته نمیشود؛ شعارها تنها ظاهریاند و شفافیت داخل شرکت وجود ندارد. نیازهای اساسی پرسنل پاسخ داده نمیشود و حمایتی از نیروها از سوی مدیرعامل احساس نمیشود.
به نظرم شرکت گروه سیگما پر از کاغذبازی و قوانین دستوپاگیر است؛ مرخصیها و زمان ورود و خروج آنقدر سختگیرانه است که به اداراتی با فرمالیته شبیه میشود. حقوق نسبتاً پایین است و تقریبا نصف حقوق شرکتهای همقطار است. از من سفته میخواستند و دیدهام گاهی از آن بهعنوان ابزار فشار استفاده میکنند. روند جذب هم طولانی و کشدار است و از همان ابتدا ممکن است پشیمان شوی و حتی تا مراحل پایانی هم بروی اما مدیر میانی بهطور سلیقهای و بیدلیل ردت کند. شنیدهام برخی افراد را با عنوان تسک ارزیابی درگیر میکردند و عملاً از آنها سوءاستفاده میکردند.
وقتی کارم را در مجموعه فناوری اطلاعات بشیر سبحان آغاز کردم، برداشت من این بود که محیط کار توهینآمیز و ساعات اضافهکاری گسترده وجود دارد و منابع انسانی هم به نوعی از نظر فرهنگی تفاوت زیادی دارد. اگر مخالفتی با روندها یا مشکلاتی داشتیم، به نظر میرسید که اثر قابل توجهی از اعتراضها گرفته نمیشود و اکثر موضوعات صرفاً روی کاغذ باقی میماند. حقوق هم بدون چارچوب مشخصی بود و معمولاً در گفتوگوهای قراردادی و هنگام چانهزنی روشن میشد.
دلیل رد شدن نظر من چیه؟نظرات خیلی بدتر از این توی سایتتون هست. یک سری از به اصطلاح مدیران صاحب شرکت را خیلی بدعادت کردند که توهم برداشته که بقیه نوکرش هستند و باید هر کاری میگه حتما و باید انجام بدهند مثل جابجایی میز و صندلی و اسباب کشی و خالی کردن اب اکواریوم و....کارکنان معمولی هر روز در معرض بی احترامی چند نفر از مدیران هستند و هر کاری که درست انجام میشه توسط این مدیران انجام میشه و هر خرابکاری به گردن بقیه میفتد.ساعات کاری شرکت زیاده و هر کسی بخواهد بعد از تایم شرکت برود را به بهانه ای اذیت میکنند.یک سری نیروهایی که حتی 1 درصد هم بازدهی ندارند، به سبب نسبت خانوادگی با نوچه مدیرعامل در سرکار هستند و بسیاری از حاشیه ها و دزدی ها توسط اینها انجام میشه که برای خراب کردن بقیه از هیچ اقدامی روگردان نیستند و با یک کلاغ چهل کلاغ و زیرگوش مدیرعامل خاله زنک شرکت بقیه را تخریب میکنند.چون نه سواد کافی دارند و نه اینکه جای دیگه ای به اینها کار میدهند برای همین از هیچ گونه خباثتی روی گردان نیستند .سعی کنید برای چندرغازی که با منت بهتون میدن اعصابتان را به فنا ندهید و جای درست حسابی استخدام بشین نه شرکتی که یکدفعه وسط کار بهت میگن وسایلت را جمع کن و برو.
کار در شرکت داده پرداز پارسیان اگر به طور خلاصه بخواد توصیف بشه، میشه با این عبارات توصیف اش کرد. حجم کار بالا، بی نظمی در پرداخت، عدم رفتار حرفه تیم مدیریت. به طور مفصل تجربه کاری در حامی ( داده پردازی پارسیان ) در موارد پایین توصیف میشه. ساعات کاری: شنبه تا چهارشنبه، از ساعت 9 تا 6 پنجشنبه ها از ساعت 9 تا 3 یا 4 یک الی دو روز در هفته، شیفت آنکال از ساعت 6 ب.ظ تا 11 شب. ( شیفت های آنکال علاوه بر ساعات کاری از ساعت 9 الی 6 هستند، یعنی عملا از ساعت 9 صبح تا 11 شب ) یک بار در ماه، شیفت آنکال پنجشنبه و جمعه از ساعت 10 صبح تا 11 شب. پس به طور خلاصه با زندگی شخصی خودتون خداحافظی کنید چون قراره تمام وقت و انرژی خودتون رو صرف شرکت حامی کنید. حقوق و مزایا: حقوق به صورت دو مرحله ای واریز میشه، بخش اولی حقوق بین یکم تا سوم و فقط حقوق پایه وزارت کار واریز میشه. بخش دوم حقوق از ششم تا دهم هر ماه واریز میشه. اما هیچ تعهدی به پرداخت به موقع حقوق ها نیست، گاها پیش اومده حقوق ها با فاصله های زمانی یک هفته ای واریز شدن. و قسمت تاسف آور تر، پاسخگو نبودن تیم مدیریت در قبال بد قولی در پرداختی هاست. مبلغ کلی حقوق هم ابدا با حجم کاری پشتیبانی همخوانی ندارد. به طور کلی حقوق دریافتی کاملا غیر منطبق با حجم کار و تقریبا همیشه با بدقولی و بی نظمی واریز شده. برای پرسنل آقآ، اعزام های حضوری در محل مشتری بخشی از روند کاری هست، پرسنل با وسیله نقلیه شخصی یا عمومی باید خودشون رو به محل مشتری برسونن، با این وعده از سمت شرکت که هزینه رفت و آمد تخت عنوان تنخواه تماما پرداخت میشه. اما اگر در خصوص پرداخت حقوق بدقولی های چند روزه وجود داره، در خصوص پرداخت هزینه های تنخواه، این بدقولی ها گاها به چندین ماه می رسه. در نهایت یا باید به کل قید حق تنخواه خودتون رو بزنید یا با دعوا حق خودتون رو از مدیران بگیرید. فرهنگ کاری: ارتباط بین کارمندان بخش های مختلف در حداقلی ترین حالت ممکن قرار داره. از طرفی تیم مدیریتی شرکت عملا تعاملی با کارکنان شرکت علی الخصوص پرسنل پشتیبانی ندارن. تا حدی که حتی بعضی از پرسنل پشتیبانی رو به اسم هم نمی شناسن. محیط ساختمان و تجهیزات شرکت کاملا نامتناسب و قدیمی نسبت به جایگاه شغلی. با اینحال فارغ از مشکلات بالا، پرسنل بخش پشتیبانی با یک معضل بزرگتر دست به گریبان بودند. متاسفانه فردی که به عنوان مدیر بخش پشتیبانی انتخاب شده بود، هیچ صلاحیت فنی و مدیریتی برای این جایگاه نداشت. همین بی اطلاعی ایشان از روند کاری و فنی، باعث بروز مشکلات متعدد در پروسه انجام امور روزانه می شد. رفتار های غیرحرفه ای ایشان و برخورد های نامحترمانه در قبال پرسنل پشتیبانی. دروغ گویی مکرر. و از همه تاسف آور تر، بدگویی پشت سر کارمندانی که حضور ندارند. منظور حضور نداشتن استعفا یا ترک شغل نیست، حتی اگر یکی از پرسنل در اتاق پشتیبانی حضور نداشت یا مرخصی بود، این به اصطلاح مدیر پشتیبانی شروع به بدگویی و تخریب کارمند مورد نظر میکرد. جایگاه شغلی پشتیبان نرم افزار یک جایگاه شغلی پر فشار و فرسوده کننده است، و حضور این شخص در اتاق پشتیبانی نه تنها کمکی به پیشبرد بهتر کارها نمی کرد، بلکه باعث نارضایتی در بین همه پرسنل می شد. تا جایی که در روز های غیبت این شخص، حال تک تک پرسنل بهتر بود. شاهکار نهایی این شخص موقع تسویه حساب با شرکت بود، زمانی که مطمئن شد قصد تمدید قرارداد ندارم، نقاب ادب رو کنار گذاشت و در پیام های متنی شروع به عقده گشایی های بچگانه نسبت به دوران همکاری کرد. --- اگه این شخص مشغول خوندن پیامم باشه، تا الان باید فهمیده باشه من کیم! از همین جا برات دست تکون میدم! :)) --- اما سوال مهمتر این است که دلیل تیم مدیریت شرکت برای انتخاب چنین فردی که هیچگونه صلاحیتی برای جایگاه خود ندارند چیست؟! تنها تجربه مثبت کار در شرکت داده پردازی پارسیان، تیم استقرار و پشتیبانی شرکت هست. تمامی پرسنل بدون چشم داشت و با حداکقر توان خود در جهت پیشبرد پروژه ها، با هم همکاری داشتند، شاید تنها عاملی که باعث تحمل کاستی های فاحش شرکت می شد، همین تیم سازنده بخش پشتیبانی بود. تیمی که متاسفانه به خاطر حضور یک شخص بی کفایت در جایگاه مدیر پشتیبانی، روز به روز فرسوده تر و در انتها از تیم جدا می شوند. پس به طور خلاصه آیا کار در شرکت حامی را پیشنهاد میکنم؟ خیر، ابدا، هرگز! تا زمانی که یک تجدید نظر کلی در خصوص بهینه شدن شرایط کار، پرداختی ها و از همه مهمتر سرپرست بخش پشتیبانی نشده، از این شرکت در حال زوال فاصله بگیرید.
من به سختی 6 ماه تونستم باهاشون کار کنم. مدیرانش بسیار تازه به دوران رسیده و بی فرهنگ و بی ادب هستند مخصوصا خانم حسنی!در ابتدا موقع استخدام بسیار رفتار خوبی دارند ولی وقتی کارشون باهات تموم میشه انقدر بی ادبانه و بیشعور رفتار میکنند که خودت بری. افراد با تجربشون تو همین مدتی که توی اون شرکت بودم همه با دعوا و ناراحتی رفتند. هر روز با کارمند و یا مشتری دعوا بود توی شرکت. مدیرها میگفتند از صفر خودشون شروع به کار کردن و سال ها کارمند بودند و قشنگ عقده هاشون رو سر کارمنداشون خالی میکردن. هر روز اشک کارمندا در میومد فقط یه دختری توی شرکتشون هست که عزیز دردونشونه و باهاشون خوبن اونم چون خبرچینشونه و همش داره پاچه خواریشونو میکنه به قول مدیرش هرچی بهش میگن میگه چشم! شما فکر کنید سطح مدیر چقدر میتونه پایین باشه که با کارمنداش درباره کارمندای دیگه و مخصوصا همه مشتری ها غیبت و بدگویی کنه و به شدت اصرار به با فرهنگی داشتند و حس اینکه اونا خوبن همه بدن. حیف وقت و زحمتی که اونجا کشیدم و امیدوارم هیچوقت حتی فکر استخدام توی تورهاب، ویزاهاب رو نکنید.
از مدیرعامل لوزر و مفسدش که هزارتا مشکل اخلاقی داره که بگذریم، هیچ چیز اینا شبیه شرکت نیست. معلوم نیست کی چطور مونده، کیو روی چه حسابی میزارن بمونه. هر روز یه داستان سر هم می کنن که مبادا آدم یه روز حالش اونجا خوب باشه. هزارتا حاشیه و خاله زنکی در جریانه. این با اینه، فلانی با مدیره، فلانی دل مدیرو زده فردا اخراج شده، فلانی به مدیر نه گفته روز بعد با سر خورده زمین. نه کار مهمه، نه خروجی کاری مهمه، نه اخلاق کاریت برای کسی اهمیتی داره. اگه وضعیت روحی خوبی ندارین یا حوصله جار و جنجال و حاشیع ندارین نرین تو این خرابشده.
اصلا به نظرات مثبت نگاه نکنین چون خودشون مینویسن. آدما بیادب، بیاحترام و بسیار بسیار نمکنشناس. شما هررررچقدرم تلاش کنی وقت بذاری تهش همه میر**نن بهت. حقوق ادما براساس عملکرد نیست و بر اساس علاقه آقای مدیره. جو به شدت سمی و ناسالمه. همه پشت هم حرف میزنن و همو مسخره میکنن و زیرآب همو میزنن. سلامت روانتونو از دست میدین مدیرا هرساعت شبانه روز طلبکارانه بهتون پیام میدن، جریمه نقدی میکنن، اضافه نگهتون میدارن و در مقابل هیچ کار مثبتی نمیکنن که هیچ چه بسا اون آقای مدیر چیزای دیگه هم ازتون میخواد
DFFEWD ERFERFERFFSDFSDFSDFFSDF
چند سال اخیر را روی پروژههای از پایه کار کردم و با پشتکار گروهی توانستیم به نتیجه برسیم. مسئولیت اصلی کارها با من بود و توانستم نیروهای تازهکار را راهنمایی کنم تا تیمی مستعد و منسجم بسازیم. اما محیط کار پر از فشارهای بیمنطق، مدیریت ناسالم و روابط فامیلیگونه بود. درست زمانی که انتظار داشتیم قدردانی یا حمایت دیده شود، ناگهان و با تصمیماتی ناعادلانه، همکاری من و چند نفر دیگر قطع شد. با وجود تلخی موضوع، برایم روشن شد که ارزش کار و تعهد تنها در جایی معنا دارد که انصاف، شفافیت و قدردانی وجود داشته باشد؛ از این به بعد به دنبال تیمهایی میگردم که رشد، عدالت و احترام به همکاران برایشان اهمیت دارد.
دوست داشتم با حضور در شرکتی تازهوارد به بازار کار، تجربهای پر از یادگیری رو پشت سر بگذارم و این دوره کارآموزی برای من که تازه کار بودم، نکات زیادی داشت. مجموعه رو به رشدی بود و جای بهروزرسانی و روشهای مشخصی داشت، هرچند برخی روندها بهطور کامل شکل نگرفته بودند. با این وجود، فرصتهای یادگیری قابل توجهی پیدا کردم و برای من تجربهای ارزشمند به حساب میآیند.
برای شش ماه به عنوان نیرو تست در پیشرو تجارت بارمان کار کردم و تجربهام خیلی ناخوشایند بود. کارکنان آنها ارزش زمان تست و نظرات مربوط به برنامهریزی را نمیپذیرفتند و به نظر میرسید که مدیران و گروه قدیمی اجرایی دخالت زیادی در کار تست دارند. گاهی توهینی هم اتفاق میافتاد و انتظار میرفت تستر فقط سکوت کند و بیدریغ کار کند. سرپرست قدیمی تیم تست هم بهظاهر با من همصحبت میشد اما در حضور دیگران از دفاع از موقعیت من خودداری میکرد و در جلسات حاضر نمیشد. به نظر میرسید از احتمال بیثباتی موقعیتش واهمه دارد. در کل شرکت را اینطور دیدم: مدیریت بیثبات، بدون منطق و با سواد فنی کم؛ رفتارها با تغییرات پیوسته کنار میآید و افرادی که مدام از مدیر درخواست اطاعت میکنند، ارزش میشوند. از فناوریهای قدیمی استفاده میکنند و سطح کدنویسیهای تیم پایین است و به بازبینی دقیق نیاز دارد. قراردادها تقریبی است و بسیاری از پرداختها مانند اضافهکار و سنوات یا با مبالغ ناچیز محاسبه میشود یا بر مبنای حداقل حقوق لحاظ میشود. تجهیزات ارائهشده یا کهنه یا خراباند و درخواستها نتیجه نمیدهد. صبحانهای که داده میشد قابل قبول نبود و خودم مجبور شدم برای رفع این مشکل چیزی تهیه کنم. تولدها هم تبعیضآمیز بود و کیک مراسم تنها برای چند نفر خریداری میشد و سایرین تبریک رسمی هم نمیشنیدند. زمان و زحمت کارکنان برایشان اهمیت نداشت. از تیم خاصی هم بههیچوجه نباید وارد شد؛ افرادی که در آنجا دوام میآورند انگشتشمارند و باید طوری رفتار کنی که مسئول تست از تو خوشنود باشد تا مدیر پروژه دیر یا زود وارد عمل نشود و جای تو را مشخص کند. در مصاحبهها هم وعدههای زیادی میدادند که هیچکدام عملی نمیشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.