چند سال اخیر را روی پروژههای از پایه کار کردم و با پشتکار گروهی توانستیم به نتیجه برسیم. مسئولیت اصلی کارها با من بود و توانستم نیروهای تازهکار را راهنمایی کنم تا تیمی مستعد و منسجم بسازیم. اما محیط کار پر از فشارهای بیمنطق، مدیریت ناسالم و روابط فامیلیگونه بود. درست زمانی که انتظار داشتیم قدردانی یا حمایت دیده شود، ناگهان و با تصمیماتی ناعادلانه، همکاری من و چند نفر دیگر قطع شد. با وجود تلخی موضوع، برایم روشن شد که ارزش کار و تعهد تنها در جایی معنا دارد که انصاف، شفافیت و قدردانی وجود داشته باشد؛ از این به بعد به دنبال تیمهایی میگردم که رشد، عدالت و احترام به همکاران برایشان اهمیت دارد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
قراردادهای یکماهه عدم شفافیت در ارزیابی عملکرد، سیستم دستوری و سلسله مراتبی بالا به پایین، مدیران دمدمی بخصوص مدیران خانم، مدام جذبهای بیمورد و خروجها و تعدیل مبهم و غیرشفاف... اصلا توصیه نمیکنم.
کار در دیباج صنعت پاسارگاد برای من تجربهی واقعاً بدی بود؛ بدترین جایی که تا این لحظه در آن کار کردهام. مهمترین مشکل برای من، مدیریت غیرحرفهای و فضای ناسالم شرکت بود. در طول همکاری، مواردی از برخورد مدیران دیدم که از نظر من کاملاً غیرحرفهای بود. ادبیات نامناسب و بددهنی، بیاحترامی به کارکنان و برخوردهایی که بیشتر باعث ایجاد ترس و فشار میشد تا حل مسئله. بهطور کلی احساس میکردم احترام جایگاه چندانی در این مجموعه ندارد. از طرفی در مجموع حدود ۷ نفر نیرو در مجموعه حضور داشتند و عملاً هر فرد مسئولیتهای چند نفر را بر عهده داشت و چندین کار و وظیفه مختلف را همزمان انجام میداد. حجم مسئولیتها در مقایسه با تعداد نیروها بالا بود و این موضوع فشار کاری زیادی ایجاد میکرد. فضای شرکت را هم بهشدت سمی تجربه کردم. به نظرم سوگولیپروری و فضولیپروری در محیط وجود داشت و نحوه برخورد با افراد اصلاً یکسان نبود. این موضوع باعث میشد فضای کاری سالم و حرفهای شکل نگیرد. اما چیزی که در پایان همکاری بیشتر از همه برای من آزاردهنده بود، نحوه اعلام عدم تمدید قرارداد بود. دقیقاً در روزی که قراردادم به پایان رسید، از طریق پیامک به من اعلام کردند که قرارداد تمدید نمیشود و دیگر به شرکت نروم. تا قبل از آن، هیچ صحبتی درباره عدم تمدید قرارداد با من نشده بود. این در حالی بود که تا آخرین لحظه همچنان کار و مسئولیت به من سپرده میشد و حتی در روزهای پایانی، کارهای مختلفی برای جمعبندی و تحویل دادن داشتم؛ بدون اینکه بدانم قرار است همکاریام به پایان برسد. از طرفی، جنگ از ۹ اسفند شروع شده بود و شرایط کاملاً متفاوتی ایجاد کرده بود. اگر شرکت به دلیل شرایط موجود تصمیم به تعدیل یا عدم تمدید قرارداد من گرفته بود، میتوانست این موضوع را همان زمان یا حداقل با فاصله مناسبی اطلاع دهد تا من هم فرصت داشته باشم برای پیدا کردن کار جدید اقدام کنم. از طرف دیگر، حقوق آخر من هم پرداخت نشد و گفتند همراه با تسویه پرداخت میشود. این اتفاق در شرایط جنگی باعث شد در حالی که ناگهان بدون شغل مانده بودم، از نظر مالی هم تحت فشار قرار بگیرم. در مجموع، تجربه من از دیباج صنعت پاسارگاد محیطی بود که در آن احترام، رفتار حرفهای و سلامت فضای کاری جایگاه قابل قبولی نداشت. با توجه به اینکه تجربهی بسیار بدی از کار کردن با این شرکت داشتم، این نظر را ثبت میکنم تا سایر کارجویان بتوانند با دید بازتری درباره همکاری با این مجموعه تصمیم بگیرند.
به هیچ وجه و هیچ جوری برای استقرار یا فروش یا هرچی سمت شرکتی که شخصی به اسم علی.امیدوار جزو مدیریتش باشه نرین فرار کنین فرارررررر بیچارتون میکنه با وعده و دروغ میارتتون و بعد زیر همه چی میزنه نه حق حقوق درست دادن نه قانون کار قبول دارن نه منابع انسانی درست درمون دارن که مشکلات پیگیری کنن خلاصه داغونن ۲۰ تا خانواده بخاطر بی مسئولیتی اینا شب عید موقع جنگ بیکار شدن بالا دستیا هیچکی نگفتن که اقا چرا ؟ دشمنان سیستم بیشتر مناسبه براشون اچ آر ککشونم نگزید فقط به فکر خودشونن خدا نگذره ازشون
تجربه همکاری با رسا پیمنت من مدتیه که در بخش پرداخت رسا پیمنت مشغول به کار هستم و چیزی که از روزهای اول برای من جالب بود، فضای کاری و نحوه برخورد مدیریت با اعضای تیم بود. در بخش پرداخت، دقت و مسئولیتپذیری خیلی مهمه، چون کوچکترین اشتباه میتونه روی روند پرداخت یک مشتری تأثیر بذاره. خوشبختانه مدیریت مجموعه همیشه تأکید زیادی روی دقت، پیگیری و پاسخگویی داشته و در کنار اون، برای یادگیری و پیشرفت اعضای تیم هم وقت میذاره. یکی از چیزهایی که برای من ارزشمنده اینه که اگر در انجام یک پرونده یا پرداخت با مشکلی مواجه بشیم، مدیریت بهجای اینکه صرفاً دنبال مقصر باشه، اول سعی میکنه مشکل رو حل کنه و بعد دلیلش رو بررسی کنیم تا دوباره تکرار نشه. فضای کاری برای من باعث شده احساس کنم فقط یک کارمند نیستم و واقعاً بخشی از تیم هستم. مسئولیتهایی که به من سپرده شده باعث شده در زمینه پرداختهای بینالمللی تجربه بیشتری به دست بیارم و از نظر کاری هم رشد کنم. در مجموع، تجربه همکاری با رسا پیمنت برای من تجربه مثبتی بوده و امیدوارم در ادامه هم بتونم در رشد مجموعه نقش داشته باشم.
مدیریت منابع انسانی فردی مهربان و باهوش هستن
سلام خیلی خوبه که آدم قبل از شروع به کارش در یک شرکت بزرگ، تحقیقات جامع و زیادی داشته باشه و بعد بره سر کار کروز یه شرکتی هست که اگر بخوای به تبلیغاتی که خودش توی رسانه ها میکنه اکتفا کنی، قشنگ بعد یه هفته میفهمی که چه بلایی سر خودت آوردی از دور همیشه خودشون رو بهترین شرکت میدونن توی نمایشگاه های کاریابی همیشه میگن ما بهترینیم سالن ورزشی داریم با فول امکانات دندون پزشکی داریم هر وقت میخوای بیا برو دندوتو درست کن حقوق ما بالاترین حقوق تو کل ایرانه جای پیشرفت اینجا از همه شرکتا بیشتره به کل نقاط تهران و کرج سرویس داریم اما وقتی میری داخل: میبینی ساعت کاری از 7 صبح تا 7 شب (اضافه کار اجباری، یعنی بخوای 5 هم بری که خودش باز اضافه کاری حساب میشه چون ساعت کار تا 4 هست، چنان با غضب منت بهت اجازه میدن که انگار میخوای سهم پدرشون رو ازشون بگیری) حقوقش رو بخوای همه مزایا و پاداش و اضافه کار اجباری شو با هم جمع بزنی حدود 70 درصد حقوق شرکتای بزرگ هر حوزه ای (خودرویی و سایر حوزه ها میشه) مزایای رفاهی شونم به درد همشیره پدرشون میخوره ( یه وام میدن که هر ماه از حقوقت پول کم میکنن بعد سه سال اگر نوبتت برسه همون جمع پولو بهت وام میدن!، یه سری بن تخفیف مسخره از شهر لوازم خانگی و اینا دارن که خود اون فروشگاه ها به مردم عادی هم همون تخفیف رو میدن) باشگاه بدنسازی شم نگم براتون قشنگه و تر و تمیز ولی میری توش انگار 7 صبح سوار مترو کرج تهران شدی جا نیست راه بری چه برسه تمرین کردن دندون پزشکی شم تا دو ماه وقت نمیده یعنی اگر دندونت درد بگیره ایشالا بعد 2 ماه میتونی دندون مصنوعی تو بدی برات بذارن سرویساشم بسیار محدوده، یه مشت اتوبوس قراضه از اونور تا میدون صادقیه میبرن، از اونورم یدونه سرویسه میبره کرج و شما باید هر روز 300-400 تومن پول بی زبون رو هزینه رفت آمدت کنی با اسنپ (چون محبت کردن برای کارشناس تولید شناوری نذاشتن که خدایی نکرده تولید نخوابه و باید حتما راس 7 شرکت باشی و شروع به کار کنی) خلاصه که میگن آواز دهل از دور خوش است پادگان یا بهتره بگم تبعید گاه کروز هیچوقت نمیتونه اون شرکت ایدهآل شما برای کار کردن باشه
تجربهای که دارم به من یاد میدهد رفتار شرکت به کارمندان بیتفاوت است و آمدن و رفتن افراد با بیدلیل خیلی رایج است. در یکی از بخشها، در طول یک سال هفت بار نیرو تغییر کردهاند و پرداخت حقوق هم فقط هر سه ماه انجام میشود. بارها دیدهام که مدیرعامل بهجای پرداخت حقوق، پول را در پروژههای دیگر سرمایهگذاری میکند. بینظمی زیادی وجود دارد و توجهی هم به نظافت محیط کار نمیشود.
تجربه من با این شرکت به طور کلی رضایتبخش نبود، هرچند در آغاز برخوردها حرفهای و منظم به نظر میرسید. با گذشت زمان اما متوجه شدم که تصمیمها و اولویتها بیشتر بر پایه منافع شخصی شکل میگرفت و رفتارها کمکم غیرحرفهای میشد.
به عنوان کارشناس فروش یه جوون مدیران مجموعه رو اداره میکنن و من فضای کار رو خیلی خودمونی و امن میبینم، کارکنان هم با آرامش بیشتری کار میکنن. از مزایا هم برخوردارم؛ بهطور منظم حقوقم رو پرداخت میکنن و علاوه بر حقوق پایه، کارانه و پاداش هم دارم.
شرکت هاناسپند مزه افرین را در تجربهام بهعنوان کارگر تولید بهطور صریح چنین دیدم: فضا و رفتارها بیشتر به سمت منافع مالی و جابجایی نیروها سوق داشت و جو غیر حرفهای حاکم بود. همکاران افغان بدون مدرک بهجای ایرانیها مشغول کار شدند و حقوق پایین بود. عیدی هم در پایان سال با تردید و به شکل محدود پرداخت میشد. افرادی که زودتر میرسیدند احساس برتری میکردند و ایمنی و نظارت کافی وجود نداشت. مرخصی دشوار بود چون سرویس حملونقل هم بهخوبی ارائه نمیشد؛ اگر سرویس تاخیر داشت یا دیر میرسیدیم، چهار ساعت کسر میشد یا یک روز از مرخصی کم میکردند و حتی اگر کار تعطیل میشد، باز هم اثرِ کسر روی مرخصی باقی بود. اضافهکاری و جمعهکاری بههیچوجه محاسبه نمیشدند. در هنگام استخدام شناسنامه و سفته میگرفتند و بازگرداندن آنها با دشواری و شروطی همراه بود. وعدههای مربوط به پارکینگ سردرگمی بود و هر روز ماشینها جریمه میشدند. غذای شرکت تکراری و کیفیتش پایین بود و مزایای وعده دادهشده در آغاز کار واقعا عملی نبودند. تجهیزات فرسوده و محیط کار پر از استرس از حضور مدیران و کارکنان نا آرام بود.
دو سال در این مجموعه کار کردم و همیشه وعدههای آرامبخشی میشنیدم که اوضاع بهبود پیدا میکند، اما هر بار شرایط بدتر میشد. از پرداخت بهموقع حقوق صحبت میشد تا رشد چندبرابری شرکت، اما همهی این حرفها با واگذاری شرکت به یک مجموعه دیگر بیثمر شد. واقعاً قبل از ورود آن مجموعه و سرمایهگذار، وضع شرکت بهتر بود.
حدود سه ماه در این شرکت کار کردم و حقوق دریافت نکردم؛ در عوض چکی به من دادند که موعد پرداختش چهار ماه بعد بود. دائما با تأخیرهای مکرر و بیتعهدی مواجه بودم و با تعدادی از مشتریان اختلاف داشتیم که شکایتهای زیادی بالا گرفت. فضای کار خیلی نامناسب بود. مدیر شرکت رفتاری مغرور و بیاخلاق داشت و همسرش هم کنار او کار میکرد؛ هر دو هم با مشتریها بدرفتاری میکردند و هم با پرسنل. واقعاً نمیفهمم چگونه با این همه نارضایتی توانستند به کارشان ادامه بدهند.
دوست داشتم تجربه کاریم در این شرکت رو با حس مشابهی بیان کنم، اما به خاطر برخی مشکلات خانوادگی مجبور شدم کنار بکشم وگرنه از محیط و کار اونجا خیلی راضی بودم؛ از نظر من اگر فرصتی دوباره پیش بیاد، بازهم دوست دارم به اونجا برگردم.
دنبال تجربهای بودم که با وجود استارتاپ بودن، پشتش مجموعهای بزرگتر از قبل میپیچید. من مسئول تولید محتوای وبسایت یکی از این شرکتها بودم که نرمافزارهایشان واقعاً کاربردی و کاربرپسند بودند و امکانات خوبی داشتند. تیم مدیریتی را نسبتاً منظم و خوب میدیدم و جو کار همکاریمحور بود. تجربهام مثبت بود و برایشان بهترینها را آرزو میکنم.
برای من، محیط کار در این واحد به شدت ناسالم بود؛ هم در دفتر و هم در کارگاه از شایعهها و بحثهای بیحاصل پر بود و اصول انصاف و شایستهسالاری رعایت نمیشد. رفتار مدیران و سرپرستان هم خیلی بیاحترمانه بود و هیچکس به درستی جایگاهش را نمیدانست. فضای سازمانی بههمریخته و ناراضی بود و اوضاع به دردنخور اداره میشد. پرداختیها اغلب با تاخیر انجام میشد یا با فرمولهای نامشخص و دخیل در تصمیمهای سلیقهای محاسبه میشد؛ علاوه بر این از من سفته و ضامن میگرفتند و دائما تحت نظر با دوربین بودم.
اگر میخوایید بفهمید یک خانواده چقدر ا*مق و دهاتی میتونن باشن پیشنهاد میکنم در این فروشگاه شروع به کار کنید هیچ یک از افراد مجموعه سواد و فرهنگ نداشته و فقط باعث سرکوب و ناراحتی شما میشوند
مدیر و سرپرستان دهن بین - درظاهر هکار در باطن بسیار بسیار خاله زنک با همه صحبت می کنند حتی با خدمات ولی با خود نیرو صحبت نمی کنند _همه سرپرستا دنبال سو استفاده و گرفتن پاداش های بیشتر هستند اما ذره ای برای نیرو ها تلاش نمی کنند. شرکتیه که مدیر زیاد داره بعضی واحد ها مدیر تک نفره وجود داره. اگر خیال داری بری واحد شبکه تبریک میگم این فرصت رو مدیون صفات بارز و چشمگیر مدیر بسیار بسیار بد دهن ( فحش ناموسی دادن روتینش هست ) بی سواد و چاله میدونی بسیار خاله زنک هستی که حرف همه تیم هارو بین بقیه تیم ها می برد اصلا دنبال پیشرفت فنی نیست و دنبال خدمات رسانی سلیقه ای هست. کلا آزمایشگاه خوبیه برای استفاده آزمایشگاهی از زیر ساخت ها بسیار گران قیمتی که برای ایجاد کارهای بی منطق مدیر ها استفاده می شود. همگی بسیار پر ادعا هستند و تقریبا هیچ تلاشی برای یادگیری کسی نمیکنه چون مراتب استخدام آشنا محور هست. بار ها شنیدم که سرپرستی با مشتری صحبت می کرد و تماس رو روی تلفن شخصی می برد و می گفت چی به من میرسه این کار و بکنم. هیچ ارزشیابی کیفی از نیرو ها و سرپرست ها انجام نمی شود و با شرکتی بدون مدیر فنی و جزیره های بسیار زیاد سهم خواه طرف هستید. نه تنها در انجام پروژه ها دوره ای اسمی از نیرو ها و کارشناسان اورده نمی شود بلکه پاداش های چند برابری و ظاهر سازی و حتی تخریب نیرو ها و اعلام تاخیر انجام عملیات ها با ظاهر سازی های عمدی به دوش کارشناس انداخته میشود. در کل فرصت و سابقه حرفه ای خودتون رو داخل این شرکت حروم نکنید.
بدترین جایی که در 20 سال سابقه کار تجربه کردم. این شرکت که متعلق به علی.الف هست را به هیچ کس پیشنهاد نمیکنم. مخصوصا به خانم ها مدیر شرکت خودش را بسیار مودب و تحصیل کرده نشان می دهد و همه به ایشان آقای دکتر می گویند در صورتی که هیچ مدرک دکترایی ندارد. فقط به دنبال سواستفاده جنسی از خانم هاست. هیچ کارمند خانمی در این شرکت ماندگار نیست همچنین استاد عدم پرداخت حقوق هستند! هر جوری که بتوانند پول شما رو میخورند و دیگر جواب تلفن نمی دهند! فرقی نمیکند کارگر باشید یا مدیر! من بعد از کار در این شرکت مدت ها تراپی میرفتم!
توصیه دوستانه: هیچ وقت برای شرکتی که کلا چند ده تا کارمند داره ولی همیشه خدا آگهی باز داره رزومه نفرستین. نشون دهنده گردش نیروی بسیار بالا و مشکلات اساسی اون سازمانه مدیران بی تجربه و پسیو اگرسیو، ساعت کاری بالا (حتی در زمان مرخصی باید آنکال باشید و عملا مرخصی معنایی نداره)، میکرومنیجمنت، محیط خشک و سرد و... فقط بخشی از مشکلات این سازمانه تنها نقطه قوت: پرداخت به موقع حقوق
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.