من از تجربهای که با شرکت توسعه زیرساخت مانامهام داشتم میخواهم بگویم. در دی ماه سال ۱۴۰۲ برای کار لینوکس دعوت به مصاحبه شدم؛ حالا که اردیبهشت ۱۴۰۳ است، طبق آگهی به دنبال یک نیرو جونیور بودند. در مصاحبه دو نفر نشسته بودند: یکی فنی و دیگری منابع انسانی. بخش HR خیلی صریح و بیتعارف بود و برخی سوالاتی میپرسید که من نتوانستم به خوبی درک کنم. از طرف مقابل بخش فنی هم سوالاتی مطرح شد که بیشتر به سطح advanced و مهارتهای مشخص آگهی مربوط بود و گاهی بیش از آن چیزی بود که انتظار داشتم. در نهایت به نظر میرسید که وضعیت مقررشدن موقعیت شغلی مشخص نیست.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من تجربه هارو خوندم ولی بازم رفتم نباید میرفتم به این شرکت اول از مسیرش بخوام بگم بدترین مسیرو داره یعنی نه اتوبوس داره تا اونجا نه چیزی و کلی سربالایی باید پیاده روی کنید مهمم نیست از کجای تهران باشید با ماشین باشید قشنگ با مسیر پر ترافیکش دهنتون سرویسه قشنگ بدون ماشینم هروز کلی پیاده روی دارید اونم سربالایی به شدت زیاد که میایید دومین مورد اینه اینا دنبال این هستن از افراد تا میتونن حمالی بکشن و حقوق ناچیزی بدن به طور مثال من با 3 سابقه کاری گفتن برای پوزیشن جاوا (شرکت فعلی 30 میگرفتم) اینجا 18 تومن گفتن میتونیم بهتون بدیم واقعا مثه سگ پیشیمونم چرا اصلا اومدم مصاحبه و یه هزینه تراشی کردم من رشته دانشگاهیم جغرافیا هست مدیر این شرکت علنا تو مصاحبه گفت آخه اینم رشتس خوندی بدرد نمیخوره و میخواستم پاشم برم یهو و فقط میخواستم ببینم آخرش چی میشه و چیزی نگفتم یکیشون از اول تا آخر لال تشریف داشت و همش ساعتشو چک میکرد سریع تموم کنه مصاحبه رو و یکی دیگشون داشتم صحبت میکردم مثه گاو میخورد و گوش نمیداد چندتا سوال فنی پرسید و من تمام پاسخ هارو دادم وقتی حقوق پیشنهادی پرسید گفتم 30 و 35 میداد شرکت قبلیم طرف پوزخندی گفت چقد زیاد حقوق میدادن بهت حالا من نادیده گرفتم اینارو ولی خواستم بگم به شدت افراد بیشعوربی تربیت و همچنین بی اخلاقی داره حتی برای مصاحبه هم نرید وقتتونو تلف یه مشت تازه به دوران رسیده نکنید لینکدین ببنید خیلی ادا و اصول در میارن و اکلیلی هستن درحالی که بخدا همش نمایشه یه فضای open office هم داشت که بدرد خودشون میخورد آدما مثه مرغ توهم بودن ناهار هم نمیدن حقوق بالایی ندارن فقط یه بیمه تکمیلی که براتون رد میشه این از مصاحبه اش بود خدا برسه به اون روزی که با یه مشت آدم تازه به دوران رسیده بدرد نخور بخواد کار کنه چی میشه دیگه
شرکت سافور/سافتور موشن (سوژو) من سعی میکنم جنبههای کلی و نکات غیرمستقل از ظاهر ماجراها را هم بیان کنم. روند مصاحبه مثل آنچه دیگران گفتهاند استاندارد است، شامل مصاحبه منابع انسانی، آزمون کتبی باز و در نهایت آزمون تخصصی، اما هیچ زمانبندی مشخصی ندارد. حقوق پیشنهادی کمتر از توصیفی است که در آگهی آمده بود و این موضوع ناامیدکننده است، که با نکات بعدی جدیتر هم میشود. از همان اول حقوق به طور عمده محور صحبت است و به توصیف شرکت مبنی بر پرداخت با معادل یوان بسیار توجه میشود، اما واقعیت این است که مبلغ دریافتی به ریال است و تورم روی پول شما تاثیر میگذارد. شرکت در ایران بهعنوان کارفرما ثبت نشده، بنابراین آنچه به حساب میآید میتواند زیر قوانین جدید مالیات سرمایه هم بیفتد و از طرفی هیچ بیمهای پرداخت نمیشود. سهم کارفرما از بیمه نسبت به کارمند بالاست، اما این پول در بازنشستگی به فرد به صورت حقوق ماهانه تعلق میگیرد و اکنون با پرداخت نکردن این سهم، انتظار میرفت حقوق افزایش یابد اما این اتفاق نیافتاده است. عدم اقدام شرکت برای ثبت در ایران باعث کاهش امنیت شغلی میشود و ممکن است بدون اطلاع قبلی همکاری را قطع کند یا حقوق ماه جاری را پرداخت نکند؛ در چنین وضعیتی بیمه بیکاری و سایر حمایتها برای فرد وجود ندارد، البته اگر حقوقها بالاتر بود این نکته کمتر اهمیت داشت. از نظر فرصتهای پیشرفت شغلی داخل شرکت وجود دارد، اما با توجه به نبود رقبای همطبقه در ایران، تجربه کارتان در صورت خروج از شرکت بهطور مستقیم مورد نیاز نخواهد بود. این شرط به سمت پوزیشن شما بستگی دارد، اما به طور کلی اسم شرکت تأثیری خاصی روی رزومه چه در داخل کشور چه خارج از آن نخواهد داشت. همچنین چون بیمه وجود ندارد، هنگام مذاکرات حقوقی شرکتهای دیگر ممکن است سابقه کار شما را مدنظر قرار ندهند. سطح یادگیری و تجربه در طول کار پایین است، زیرا اغلب باید روی نتیجه کار افراد دیگر حساب کنید و آزادی عمل کم است؛ دورههای آموزشی هم وجود ندارد. با وجود رفتار خوب مدیران چینی، در مسائل فنی دید مدیران به صورت بالا به پایین است و در زمان بحثهای فنی چنین نگاهی حس میشود. در دورکاری تا حدودی آزادی زمانی وجود دارد، اما برای سوژو این آزادی کمتر است و ساعات کاری شناور ندارد. اضافهکاری و مزایای جانبی مانند بن وجود ندارد.
برای مصاحبه باید حدود چهل دقیقه منتظربودم و هیچ توضیحی داده نشد. فضا خیلی جدی و خشک بود و حس میکردم با وجود انتظار طولانی، خبری از روحیه و پویایی تیم نیست. مدیرشان فردی با نامی دکتر تقوی معرفی شده بود که از نظر مدیریتی ضعف زیادی دارد و به نظر نمیرسید دانش کافی در حوزهی دادهها داشته باشد؛ بهنظر میرسید به تجربههای خودش تکیه میکند و چندان به نظرات دیگران اهمیت نمیدهد. سن بالای ایشان هم میتواند نشان بدهد که رویکردی قدیمی یا مقاوم در برابر تغییر دارد. در برخی موارد با عباراتی خشک و جدی با همکاران صحبت میکرد و گاهی به صورت سلیقهای عمل میکرد. گاهی تختهاطلاعاتی که از آنجا دیدم، لیستی از تعدادی از افراد جریمهشده را نمایش میداد که این رفتار به محیط کار فشار میداد و حس آرامش را از بین میبرد. به نظر من رفتار حرفهای و رفتار مدیریتیشان با انتظارات من مطابقت نداشت.
برای بهمن ماه سال هزار و چهارصد و دو، رزومهام را به این شرکت ارسال کردم و حدود دو هفته بعد با من تماس گرفتند تا مصاحبه داشته باشم. اولین گفتوگو مربوط به واحدی نبود که رزومه را برایش فرستاده بودم و سوالاتی پرسیدند که آمادگیام برایشان کم بود و سبک سوالها برایم عجیب بود؛ با این حال از آنجا که رشتهام نرمافزار بود، احتمال دادم که سوالها جنبه توسعه نرمافزار هم دارد. پس از آن مصاحبه، با بالا بردن اطلاعاتم در حوزه پرداخت الکترونیک، دوباره برای مصاحبه تماس گرفتم. نکته جالب این بود که مدیر واحدی که قرار بود با من مصاحبه کند از مصاحبه قبلی من خبر نداشت و گفت که اصلا با مدیر بخش دیگری مرتبط نیست؛ پس از حدود دو ساعت، با مدیر مربوطه مصاحبه انجام شد و پس از دو هفته نخستین تأیید را دریافت کردم. مصاحبهها به تدریج پیش رفت و با توجه به پیگیریهای منابع انسانی گفتند حکم من تأیید شده؛ اما چون عید نزدیک بود، تصمیم بر این شد که کار از پس از عید آغاز شود. با گذشت چند ماه، هنوز حکم سال جدید تأیید نشده و زمانی هم مشخص نمیشود. این بیثباتی باعث شد فرصتهای خوب زیادی از دستم برود و حتی در اینجا هم وضع کار مشخص نباشد. هر بار پیگیری میکنم فقط عذرخواهی میکنند و میگویند تأیید دست مدیرعامل شما هم «حداقل تأیید» را گرفته است و جای نگرانی نیست. از بس طول کشید، در حال حاضر که سال جدید است، تازه گفتند که باید مراقب باشید فرصتهای شغلیتان از دست نرود اما منتظر تماس از طرفشان هم باشید. چنین بینظمی در شرکتی که بخشی از مجموعههای بانکی محسوب میشود، واقعا عجیب و ناامیدکننده بود. من دیدگاه خود را نوشتم تا دیگران اگر قصد ارسال رزومه دارند، قبل از هر چیز از بیبرنامگی کار این مجموعه مطلع شوند و منتظر پاسخ نکرده باشند.
مصاحبه کارشناس فروش و پشتیبانی نرم افزار| تجربه خوب از مصاحبه | مصاحبه معمولی | سابقه کار مرتبط: ۲ تا ۱۰ سال | نحوه درخواست: سایتهای کاریابی | دعوت به مصاحبه: یک تا دو هفته | برخورد مصاحبه کننده خوب بود شرایط کاریشون تعطیل کاری و شیفت غیرمنطقی دارند که با حقوقی که بهت میدند غیر منطقی هست.حقوقشون با شرایط کارشون همخوانی نداره.باهمین شرایط شرکتهای رقیب بیشترین حقوق و مزایا دریافت میکنید. و اینکه واقعا جای پیشرفت ندارند. محیطی اروم و مناسبی تو مجموعه دیده نمیشه،احساس میکنی بی نظمی تو کارشون دیده میشه.روحیه تیمی شادابی ندارند.
تجربه مصاحبه: در فروردین ماه برای مصاحبه وارد شرکت شدم برای مصاحبه فضای شرکت پر بود از عکسهای آقا بعد من رفتم داخل یک اتاق طبقه سوم یک آقایی اومد قد بلند برای مصاحبه خوب من تخصص ها و دانش های خودم رو گفتم وقتی شما حرفه ای باشید مسلما متوجه میشید که طرف مقابل میفهمه یا نه وسط مصاحبه احساس کردم چیزایی که گفتم رو نمیدونن بعدش یه چندتا سوال ابتدایی خیلی ساده مثلا متغیر در سی شارپ چگونه تعریف می شود از من پرسید و بعد رسیدیم به حقوق درخواستی که گفتن از ۲۰ملیون بیشتر نمیتونیم بدیم من هم کلا شستمش و گزاشتنش کنار.وقتی سواد و دانش ندارید بهتره کار مصاحبه رو حداقل بسپارید کسی که بلد هست در هر صورت من رفتم و الان در شرکت کوچیک خوب مشغول به کارم
برای مصاحبه رفتم و از همان ابتدای کار، توضیح دادند که پرداختیها به دو بخش و در زمانهای مشخص و بهطور منظم انجام میشود و تاخیری وجود ندارد. فرآیند مصاحبه شامل جلسهای یکساعته با واحد منابع انسانی و جلسهای دوساعته با مدیرعامل بود که تجربهای بسیار خوشایند بود؛ هرچند نتیجه نهایی مثبت نبود و این مسئله ناراحتم نکرد.
برای مصاحبهی استخدامی دعوت شده بودم و در آغاز جلسه آرامشی کمجان وجود داشت. سوالات با رضایت کم و گاهی با سوالهایی که به نظر میرسید به تخریب تجربه و دانش من متمرکز بود، مطرح میشد و گاهی بین صحبتهای من به طرح سوالات بیربط هم میپرداختند. از بدیهیترین جزئیات تجربههای قبلیم سوال میکردند، مانند اینکه بیزینس شرکتهای قبلی چطور رخ داده یا از چه تکنولوژیهایی استفاده شده بود، و نسبت به برخی پوزیشنها سوالاتی فراتر از وظایف اصلی مطرح میشد. اکثر سوالات فنی هم بیشتر بهزبان زیرساختی فریمورکها میپرداخت و سناریوهای عملی یا نحوهی فکر کردن به مشکلات نرمافزاری را در نظر نمیگرفتند. برخورد آنها به من طوری بود که به رغم پاسخهای درست، به نظر میرسید قصد داشتند پاسخ من را نباشند و با اصرار به اشتباه بودن، مسیر را منحرف کنند. با وجود سابقهی حدود شش سالهی کار در چهار شرکت و پروژههای مختلف، احساس میکردم پاسخهایم به شکل درست درک نمیشود. برخی پرسشها به توضیح دقیق و روشن نیاز داشتند و گاه به شیوهای پر از طنز و نکوهش مطرح میشدند که باعث کمترین حس خوب از روند مصاحبه میشد. کمیبعد از این ماجرا فهمیدم که رفتار غیرحرفهای مصاحبهکنندگان، که یکی از لیدرهای تیم نیز بودند، نشان میدهد حتی در صورت پذیرش هم تمایلی برای همکاری وجود ندارد. بهطور کلی این تجربه یکی از بدترین مصاحبههای شغلی در طول دوران کاریام بود.
سلام و درود خواستم تجربه قرارداد با کاربین رو در اینجا قرار بدم بعد از پرسش ها و تحقیقاتی که کردم به این موسسه اعتماد کردم(کاش اعتماد نمیکردم و خودم میرفتم توی سایت های کاریابی آلمانی و رزومه ارسال می کردم ) قرار شد با کاربین قرارداد ببندم(اصلا به شما میگن ما از وزارت کارمجوز داریم اهمیت ندین چون واقعا کاری براتون انجام نمیدن) موضوع قرارداد این بود که کاربین برای بنده در کشور آلمان کار پیدا کنه (حداکثر تعداد سه عدد کارفرمای آلمانی رو جهت مصاحبه با من قرار شد فیکس کنند حالا بماند که اگر در مصاحبه با اون سه نفر نتیجه گرفته نمیشد میبایست مبلغ اضافه ای بابت پیدا کردن کارفرما میدادید )قرار داد رو نوشتیم و من مبلغ صد ملیون از مبلغ کل قرارداد که سیصد ملیون بود رو پرداخت کردم بعد از پرداخت پول احساس کردم برخوردها تغییر کرد قبل از دریافت پول به شدت با احترام برخورد میکردند و خودشان را تبلیغ می کردند ولی بعد از پرداخت پول روال عوض شد حالا من باید هر روز زنگ میزدم تا پرونده را پیگیری کنم من هرچقدر راهنمایی میخاستم جهت نوشتن رزومه اصلا بلد نبودن و اون موردی هم که بلد بودن توی اینترنت سرچ کنید پیدا میکنید کلا یکسری مدارک ازم گرفتن و هیچ کار دیگه برام نکردن اونجا بود فهمیدم بدجوری توی دام اینا گرفتار شدم قرارداد رو خواندم دیدم کلا به نفع خودشون هست و اگر کنسل کنم بیست الی سی درصد رو بر می دارن درضمن ازم سفته هم گرفته بودن کلا گفتم خوب بیخیال ادامه میدم میرم جلو از اون طرف خواندن زبان آلمانی رو بردم جلو و قوی شدم بعد هشت ماه و با کلی پیگیری اینا گفتن یه مصاحبه برات اوکی کردیم رفتم مصاحبه کنم فهمیدم مصاحبه کننده از خودشون هستند و هماهنگ شده کلا دیگه ازشون متنفر شدم حتی از اون آدمهایی که اونجا کار میکنن و پول حروم در میارن بعدش شرایطم تغییر کرد و گفتم نمی خواهم ادامه بدم گفتن دلایل و مستندات باید بدی چرا نمی خواهی ادامه بدی دیگه مونده بودم چی بگم تا اینکه بعد دوسال هنوزم نتونستم پول رو بگیرم و میگن برو شکایت کن ممنون از تجربه کاری امیدوارم در دام این موسسه نیافتید یاحق
من در اواخر سال ۱۴۰۲ برای یکی از دپارتمانهای مهندسی شرکت رستافن اقدام جذب داشتم. فضای مصاحبه فنی نشان میداد که کارهای انجامشده عمق زیادی دارد و تیمی از افراد حرفهای دور هم جمع شدند. مصاحبه منابع انسانی برای من جذاب بود و در فضای نسبتا خوبی توضیح داده شد؛ سوالها دقیق بودند، هرچند به نظر میرسید که تا حدی سانسور وجود دارد. حقوق در مراحل نهایی اعلام نمیشد که این موضوع کمی ناهمگون با انتظار بود.
می خوساتم واقعا گله کنم ا تیم اسنپ باکس/ خب شما که نمی خواهید نیرو بگیرید، چرا الکی وقت ادم و میگیرید و مصاحبه و انجام تسک و ... بعدش حتی شما تسک و کلون هم نکردید. که بدونید چه خبره اون تو. بعدش یک ایمیل اتوماتیک میدید و ادم رد میکنید. یکم احترام قائل باشید برای کسایی که مصاحبه میشند. واقعا شرم بهتون.
در دیجی پی تجربهای در نقش Backend داشتم که فرایند مصاحبه و زمانبندی آن خوب بود، اما لید تیم فکر میکرد از دادن پاسخهای مناسب در سطح من عاجز است و به همین دلیل احساس کرد جایگاهش زیر سوال میرود. این موضوع را در جلسهی گفتگو به وضوح حس کردم و پس از آن ایمیلی مبنی بر عدم تطابق شغلی دریافت کردم.
زمستون سال ۱۴۰۰ بعد از ارسال رزومه، و مصاحبه فنی که اوکی شد، و هر مرحله هم بینش دو سه هعته طول میکشید که زنگ بزنند و آدم بلاتکلیف بود تو این مدت، جلسه با معاونت بود تو ساختمون میدان مادر یادم نیست طبقه ۷ یا ۱۰، وفتی رفتم پیش منشی انگار نفر قبلی مصاحبه داشت و منشی به من یک فرم داد که مشخصات خودم و جاهایی که قبلا کار کردم و حقوق های قبلی و حقوق درخواستی رو بزنم. فرم رو پر کردم و به منشی دادم و باز منتظر موندم. دیدم منشی فرم منو برداشته و داره برگ میزنه و کامل داره میبینه و واکنشش هم صدای فیس فیس با لب و دندوناشه، کلی بدم اومد از رفتارش، همونجا میخواستم واکنش نشون بدم، یا رفتم تو اتاق جلسه به مدیر و معاون بگم تو سازمانتون، حد و حدود وظایف منشی رو شما مشخص نکردید؟؟ واقعا متاسفم .. میخواستم شمارشو همینجا بذارم که دفعه دیگه اینکارو نکنه .. دلم سوخت واسش .. اینم بگم که حقوق رو به صورت کارانه و بن و اینا داده میشه یک مبلغیش و من ترجیحم کامل یک جا سر ماه هست.
با من قرار مصاحبه ست شد و من رفتم سر جلسه و بعد دو ساعت هیچ خبری ازشون نشد. بعد که پیگیر شدم گفتن یه قرار دیگه برات ست میکنیم . چون بی تجربه بودم کوتاه اومدم و یه قرار دیگه ست کردیم باهم. همون جلسه رو هم با نیم ساعت تاخیر اومدن. 2 3 روز بعدترش یه تسک فرستادن برام از طریق ایمیل و گفتن یه هفته وقت داری واسه انجامش و وقتی انجامش دادی بهمون خبر بده تا تایم دفاع از تسکت رو واست ست کنیم. من تسک رو انجام دادم و بهشون ایمیل فرستادم که من اوکیم واسه دفاع از تسکم و هیچ خبری دیگه ازشون نشد. 3 4 باری هم مستقیم به منابع انسانی شون زنگ زدم و گفتن میپرسیم اطلاع میدیم.ولی هیچ خبری نشد که نشد. البته الان واقعا راضیم که اوکی نشد
به نظر میرسد فرآیند مصاحبه کمی با شوخی و چاشنی طنز همراه بود و در آخر مشخص شد که رد شدهام. در جلسه مصاحبه، با یکی از دوستان دعوت شدیم و تا مرحله آخر رفتیم؛ همه چیز تا آن زمان خوب بود اما در پایان، برخوردها طعنهآمیز شد و به نظر میآمد هدف امتحان صبر است. به من گفتند آیا زیر پیراهن چیزی پنهان نکردهای و چون شکم دارم، به عنوان توضیح اضافه گفتند چشمهایم رنگی به نظر میرسد، که البته من در آن دوران مریض سرما بودم و دوست متوجه شددم که آب دماغم را بالا میگرفتهام. در نهایت پس از یک ماه فهمیدم که رد شدهام. در مورد دوست من، با این فرض که داییشان در بخش وایرینگ خودروهای برقی حضور داشت و بهعنوان معرف وارد شد، داستان تفاوت داشت. ظاهرا دوست من در دانشگاه فرهنگیان بوده و ظاهرا با معرفی به شخصی به نام ***** که مسئول آنجا بوده، وارد شرکت شد. طبق صحبتها، حقوق ورودی برای فرد با مدرک مشخص بین ۱۵ تا ۱۷ میلیون تومان بوده و به این شرکت دولتی که آشناها و پارتی در آن نقش دارند اشاره شده است. شانس پذیرش تا حد زیادی به روابط و روابط آشناها وابسته بوده است، هرچند معیارهای دیگری هم تاثیرگذار است. از نظر حجم کار، کارها نسبتا کم است، اما انتظار میرود سطح کار حفظ شود و برای کار غذا و سرویس رفت و برگشت به تهران فراهم است.
سیستمی که این شرکت داره بیشتر بر پایه رفاقت و پاچه خواری هست تا مهارت های فنی، واحدی به نام داده کاوی داره که بیشتر شبیه واحد بایگانی داده هست تا داده کاوی. در مصاحبه برای پوزیشن تحلیگر داده فقط SQL براشون مهم هست و مشخص بود زبان پایتون یا آر رو بلد نیستن و اعتقادی هم به این زبانها ندارن و کلا فقط دستورات SQL رو بلد هستن. در اولین مصاحبه همون لحظه ای که برای مدیر قسمت داده کاویشون از ایده ها و کارهای جدید فنی صحبت کردم فهمیدم که دنبال استخدام کارمند دولتی هستن نه یک مهندس صاحب فکر و ایده.
وقتی برای یکی از فرصتهای شغلی رزومه فرستادم، فرآیند طولانی آغاز شد و حدود چهل روز درگیر مصاحبه تخصصی، انجام تسک و نهایتا مصاحبه منابع انسانی شدم تا اعلام نتیجهها را ببینم. حقیقتش انتظار جدی برای قبول شدن در مصاحبه منابع انسانی داشتم، اما حس کردم برخورد از بالا به پایین است و گاه نگاه بعضا نسبت به من ناعادلانه به نظر میرسید. با وجود اینکه بخش تخصصی با موفقیت پشت سر گذاشته شده بود و از نظر تخصصی مشکلی نبود، به این نتیجه رسیدم که یکسری سوالها یا نگاههای غیرمرتبط باعث زیر سوال رفتن تمام تلاش و انگیزهام شده است. این شرایط در نهایت منجر به احساس خستگی و ناامیدی زیادی از این سردرگمی و اتلاف انرژی شد.
برای مصاحبه رفتم و چهار نفر را بهطور همزمان دیدم؛ زمانبندی مصاحبه هم بهطور دقیق مشخص شده بود و فقط معرفی کلی از خودمان گیر کار بود. حس خوبی نسبت به روند از طرف مقابل نگرفتم و در نهایت نتوانستم ارتباط خوبی با تیم برقرار کنم.
بسیار بسیار شرکت تخ***می نیایید که بدبخت میشید. بزرگترین مشکل این شرکت از نظر بنده، ضعف مدیریت و مدیریت منفعل این شرکت است. اولا که خیلی شلوغ و بی نظم بود همه چی. بعد هم که فرم دادن بهم پر کردم یه آقایی اومدن با من مصاحبه کردن که من متوجه نشدم سمتشون چیه !! کلی سوالای هوش از من پرسیدن که به نظرم لازم نبود! سوالای فنی هم که پرسیدن خیلی سطحی و کم بود در حد ۲-۳ تا !! آخر مصاحبه هم سر حقوق به توافق رسیدیم تقریبا آخرم معلوم نشد چی شد همین الانم که ۲ ماه گذشته هیچ خبری ندادن!! حدسم اینه که حقوق پایین بگه. اگه خیلی دوست داره توی این شرکت کار کنه البته!
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.