در طول مدت حضورم در این شرکت، با مجموعهای از چالشها روبهرو شدم که بیشتر به شیوهی مدیریت در سطح سرپرستی مربوط بود. متأسفانه برخی رفتارهای غیرحرفهای مانند انتقال نادرست اطلاعات، نبود شفافیت در تصمیمگیریها و ایجاد فضایی کماعتماد میان اعضای تیم، باعث کاهش هماهنگی و تمرکز روی کار میشد. به مرور زمان این وضعیت باعث خستهکننده شدن محیط کار شد و هم انگیزه را کاهش داد و هم کیفیت انجام وظایف را تحت تأثیر قرار داد؛ بهطوری که ادامهی همکاری برای من میسر نبود.
استخدام، تجربه کاری و مصاحبه در فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش، صنعت خرده فروشی، عمده فروشی و فروشگاه های زنجیره ای، تهران: بر اساس ۴۷ نظر ثبتشده کارمندان، میانگین امتیاز ۱.۵ از ۵؛ ۴٪ از کاربران فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش را به دیگران توصیه میکنند. ۴۷ تجربه کاری و ۰ تجربه مصاحبه استخدام در دسترس است.
خلاصه تجربهها (هوش مصنوعی)
بر پایه تجربههای ثبتشده، تجربه کار در افق کوروش از منظر محیط کار و فرایندهای استخدامی با چالشهای جدی همراه بوده است. برخی کاربران از مدیریت سطح پایین بهخصوص در سرپرستی و فقدان شفافیت در تصمیمگیریها گلایه کردهاند که به بیاعتمادی، بینظمی در شیفتبندی و فشار کاری بالا منجر میشود. متوسط حقوق و مزایا و برنامه پاداش نیز از دید برخی افراد کمتناسب با حجم کار گزارش شده است و اضافهکاریهای غیرمتعارف و نبود استراحتهای کافی به مشکلات جسمی و روانی منجر شده است. از سوی دیگر، برخی تجربههای کارمندانی که با ثبات و حقوق بهموقع اشاره کردهاند، همواره اشاره کردهاند که فشار کاری و شیفتهای نامنظم و مسئولیتهای چندجانبه در انبارداری، صندوقداری و چیدمان کالا بار سنگینی ایجاد میکند. در بخش مصاحبهها، برخورد برخی منابع انسانی ناشی از عدم همخوانی با رزومه و انتظار حقوقی بههمراه مأموریتهای آموزشی طولانی و نبود وضوح مسیر استخدام دیده میشود. بنا بر تجربههای ثبتشده، بعضی از کارکنان بهطور کلی ریسکهای روانی و فیزیکی را گزارش کردهاند و بهندرت فرصتهای رشد طولانیمدت را مشاهده کردهاند. کلی رفتارها و فرایندها نشان میدهد که فرهنگ سازمانی و مدیریت منابع انسانی تأثیر عمیقی بر تجربه کار در این مجموعه دارد، و شرکتها برای بهبود تجربه کار در حوزه تجربه کار در و فرهنگ سازمانی باید به شفافیت، توازن حقوق و ساعات کاری و پشتیبانی مناسب از کارکنان توجه کنند. بعضی از کاربران نیز با بیان تجربههای مثبت یا نکات ارتقاء نهچندانکلی، بر این نکته تأکید میکنند که هر تجربه میتواند با توجه به موقعیت فروشگاه و نقش فرد متفاوت باشد. این مجموعه بازخوردها نشان میدهد که ضرورت پاسخگویی امن و منصفانه بهصورت مستمر و برقراری شیوههای بازخورد هدفمند در بهبود محیط کار و روند استخدام احساس میشود.
این خلاصه بهصورت خودکار از تجربههای منتشرشدهی کاربران ساخته شده و ممکن است با خود تجربهها تفاوتهای جزئی داشته باشد. برای جزییات، تجربههای زیر را بخوانید.
تجربهها
سالها میگذشت و من فهمیدم که کار در این مجموعه تجربهای بیثمر است؛ فضای کار ناسالم و ارزش گذاشتن روی زمان و انرژی آدمها کم است. احساس میکردم هیچوقت برای خودم اعتبار یا رضایت به دست نمیآورم و ترجیح میدادم از اینجا دور بمانم تا بتوانم وقت و عمرم را صرف کاری کنم که واقعا معنایی داشته باشد.
برای مصاحبه به من قول دادن که زمانش رو مشخص کنن و همین طور انتظار داشتم که دقیقا همون روز به کار پوشه برم. وقتی رسیدم، سه نفر رو بهعنوان حضور اولیه دیدم که نشسته بودن. از من خواستن فرم پر کنم؛ فرم روی میز پخش شده بود و پرش کردم و منتظر شدم تا نوبتم بشه. بعد که وارد مرحله مصاحبه شدم، سوالها رو پاسخ دادم و صدای آرامی از مصاحبهکننده شنیده میشد. به نظر میرسید که رضایت دارن و احتمالا فردا میتونم کار رو آغاز کنم. گفتن که تشریف بیارم و فردا تماس خواهند گرفت. چند روز بعد خودم تماس گرفتم و گفتن فعلا استخدام نیروی ندارند.
شرکت افق کوروش، فروشگاههای زنجیرهای در تجربهی کار من برای مصاحبه سرپرستی انبار، با مدیران منطقهای اصفهان و سرپرست این منطقه دیدار داشتم و مرحلهای هم با رئیس انبارهای اصفهان برگزار شد. آزمون بهصورت سوالهای چندگزینهای بود که با رایانه انجام شد.
فکر میکنم نباید با نخستین برخورد غیر حرفهای شرکت به تصمیمی سریع برسیم، اما این تجربه را با زبان خودم بازنویسی میکنم تا جوهرش حفظ شود اما ساختارش نو شود. مصاحبهای را برای موقعیت برنامهریزی از طریق بخش منابع انسانیشان سپری کردم که رفتارشان با من خیلی تأسفبار بود و لحنشان کاملا نامناسب بود. نمیدانم آیا ایشان کارشناس جذب بودند یا کارشناس منابع انسانی، اما برخوردشان به شدت بیادبانه بود و حتی اگر لازم نبود نامشان را هم مینوشتم تا تجربهام ثبت شود. اولین سؤالشان این بود که آیا حقوقی که در رزومه درخواست داشتم واقعا همین مقدار است؟ پاسخ دادم که واقعا چنین نیست و قصد دارم آن را اغراقآمیز ننویسم. گفتند شرکت چنین حقوقی را نمیدهد و اگر میخواهید مصاحبه را تمام کنیم. در آن لحظه آرزو کردم که ایکاش پشت تلفن از من میپرسیدند آیا روز پنجشنبه میتواند بیایم یا نه تا مرا به پارک وی نمیکشاندند. واقعا پشیمانم که چرا آن روز به مدیر منابع انسانیشان نگفتم؛ چون این برخورد ناخوشایند همچنان در ذهنم میماند و تا مدتی ذهنم را درگیر میکرد. به هیچ وجه آنجا را توصیه نمیکنم و به نظر من ویژگیهای یک شرکت از رفتار منابع انسانیش مشخص میشود. من دیگر هرگز تمایلی به بازگشت به آنجا ندارم.
دوست داشتم تجربهام را با صدای صریحتری بیان کنم چون پیش آمدهایش برایم روشن بود. قرار بود رأس ساعت ده صبح برای مصاحبه به مرکز تماس این سوپرمارکت آنلاین بیایم و وقتی رسیدم، گروهی از کارکنان واحد منابع انسانی آنجا حضور داشتند. به من گفتند هماکنون بنشینم و فرمهای استخدام را که روی میز پخش پخش بود پر کنم؛ من هم تا حدودی پر کردم و منتظر شدم. حدودا چهل دقیقه طول کشید تا نوبتم بالا بیاید، و در نهایت متوجه شدم همراه من فرد دیگری نیز وارد اتاق مصاحبه شد چون زمان اجرای مصاحبه محدود بود و مراجعان بسیار بودند. هیچیک از موارد مطرحشده در رزومهام را دقیق بررسی نکردند. نه برای من و نه برای آن همراستای من سوالی درباره سابقه کار یا تحصیل مطرح نشد. به جای آن با توضیحاتی کلی آغاز کردند و گفتند اگر تمایل داشته باشم دو ساعت بهصورت تستی در مرکز تماس کار کنم و در صورت تأیید برای تکمیل مدارک با من تماس میگیرند. ساعات کاری هم بهطور کامل فولتایم بود و از صبح تا شب، بهصورت یک روز در میان. نتیجه این فرایند را باید ساده و صریح گفت: تجربهای تا حد زیادی غیرحرفهای بود.
من در ‘نیروی انبار’ شرکت افق کوروش بصورت کارآموز و به مدت کمتر از یکسال کار کردم و آخرین سال همکاری من ۱۳۹۹ بوده.
وقتی به این تجربه فکر میکنم، باور دارم که هرکسی میتواند با تلاش و پشتکار در هر کاری به جایگاه بالایی برسد و در اوج بدرخشد، هرچند که شرایط نخستین زندگی مانند منطقه یا نژاد یا ظاهر اختیاری نیستند. وقتی بزرگ شدم فهمیدم انتخاب من برای موفقیت در دست خودم است؛ میشود با کار و همت سریعتر پیش رفت یا با بیتحرکی منتظر شرایط باشم و نتیجه بگیرم. من حتی میتوانم تا ظهر بخوابم و رویاهای موفقیت را ببینم یا با برنامهریزی درست و تلاش واقعی به موفقیت برسم. تفاوتی ندارد چه نوع کار یا منطقه یا زبان وجود دارد؛ این عوامل تأثیری در موفقیت من ندارند. زندگی بسیاری از افراد موفق هم همین را ثابت میکند؛ من هم از آنها الگوبرداری میکنم، به هر حال من اهل توصیف خودم نیستم، تجربههای زیادی دارم ولی خودم همیشه موفق نبودهام. همسن و سالانم یا فوت کردهاند یا کارتنخواباند یا زندان رفتهاند؛ این نتیجهگیریها از محیط و موقعیتشان آمده است. من به عنوان فردی ۵۴ ساله که تجربه زیادی در کارهای رایج دارم، نظر شخصیام را با احترام به پاکبانان شریف میگویم: وقتی شهرداریها با مدرک لیسانس کار میگیرند و من با دیپلم ناقص همان کارها را تصور میکنم، انتظار مدیر بودن از همان روز اول به ذهنم میرسد، در حالی که شروع هر کاری نیازمند تلاش برای توسعه و ارتقاء است. نه تنها در کار آزاد که با سرمایه خودم انجام میدهم همواره آموزش و بهروز بودن را فراموش نکردم تا پیشرفت کنم؛ اگر این روند را کنار بگذارم یا از دانش جدید بیخبر باشم، قطعا یا در رکود میمانم یا باید به تماشای موفقیت دیگران بنشینم. اگر دوستانی که نظر منفی دادهاند فرزندان مسئولان باشند یا آدمهای بهرهمند، من نسبت به ایرادهایشان کمترین اعتراضی ندارم. اما اگر شهروندی عادی و شریف باشی که پدرش سرمایه ندارد و تلاش میکند تا چهرهاش را با زحمت نشان دهد، واقعا انتظار اعتراض زیاد منطقی نیست. در کشور ما کارها به اختیار و علاقه من و تو نیست، بلکه تحت فشار است؛ اگر از صفر شروع کنیم و به شایستهسالاری که آن هم چندان قوی نیست، برسیم، باز هم با تلاشی که داریم به موفقیت میرسیم. به خاطر بسپار که اکنون بسیاری از کارمندان ادارات و معلمها با مدرک لیسانس و سالها تجربه، کمتر از بیست میلیون تومان حقوق میگیرند. من از سالهای ابتدایی کار کردهام: دستفروشی، شاگردی، مسافرکشی، فروشندگی، کار در فروشگاههای زنجیرهای، کارمند بودن و حتی مالکیت مغازه؛ اما هیچوقت به معنای واقعی موفقیت را لمس نکردم. چرا را میدانید؟ زیرا غرور و نداشتن یادگیری صحیح، در کنار نبود آمادگی برای بهروز بودن، مرا عقب نگه داشتند. یادگیری در همان آغاز کار و ادامه آموزش در حین کار برای بهروز بودن ضروری است. زندگی به سرعت در حال پیشرفت است؛ سرعت رشد، فناوری، تورم و ترقی احساس میشود و اگر به آن بیتفاوت باشیم، عقب خواهیم ماند. با یادگیری و استفاده از تجربیات دیگران میشود در کار فروشگاهی به موفقیت رسید و حتی تا مدیرعامل را هم تجربه کرد. خواستن، توانستن است؛ اما اگر با روحیهای ضعیف و گوش دادن به نظرات منفی به کار ادامه بدهیم، خیلی زود خسته میشویم و تمایلی به حضور دوباره در محل کار نداریم. قصد توهین ندار
برای من تجربهی کار در این شرکت به شدت ناخوشایند بود؛ با وجود اینکه همواره سعی میکردم بهرهوری بالایی داشته باشم، محیط کار همواره سمی بود و احساس میکردم ارزشگذاری بر اساس رفتارهای منفی است. حقوق نسبت به ساعات کار واقعی پایین بود؛ اگر میگفتن هشت ساعت در روز کار میکنم، در عمل پنج تا شش ساعت اضافهکاری هم انجام میکردم و سپس اضافهکاری ثبتشده در سیستم به مرور کم میشد. این تجربه از همه جهت نامطلوب بود و توصیه میکنم به دقت دربارهی واقعیتهای کار با این مجموعه تحقیق کنید و فریب شعارهای اولیه را نخورید.
برای تسویه بعد از چند سال کار کردن رفتم گفتن ۴۵ملیون باید بدی گفتم چرا گفتن انبار گردانی بوده هیچی دیگه کلیه هم بفروشم برم بدم به اینا حروم زاده زنا زاده بیشرف هرچی بگیم کمه
و با اون بنده خدایی که گفتن روزی صد بار نفرین میکنم که چرا این شغل ناپاک نصیبم شد کاملا موافقم و اینا رو با گوشت و پوست و استخونم حس کردم. من موندم و یه عالمه حسرت و خود سرزنشی که چرا من اصلا وارد این شرکت شدم.امیدوارم هیچ وقت هیچکی این احساسات رو تجربه نکنه. کلی خاطره تلخ واسم مونده.من روزی صد بار خودم و لحظه ای که اومدم قرارداد امضا کردم رو نفرین میکنم و تمام اعتماد به نفسم از بین رفته. ولی حیف که نمیشه زمان رو برگردوند، حیف عمر رفته...
بسیار افتضاح، از منی که تا سمت سوپروایزری رفتم بشنوید و هرگز وارد همچین شرکت کثیفی نشید که هر چی کار بکنید همه دو قورت و نیمشون باقیه، حالا چه حضرات ستادی چه سایر حیوانات داخل فروشگاهی.روزی یه اعصاب خردی دارید.حتی بعد از جدایی از شرکت هم دست از سرتون برنمیدارن و روزی واسه هر چیزی صداتون میکنن برید ستاد. دلتون به حقوق سر وقتشون هم خوش نباشه چون بعد چند برابرش رو موقع تسویه ازتون میگیرن.و اگه چیزی هم تهش واستون بمونه باید خرج مریضیایی مثل پادرد کمردردو... که اینجا گرفتید بکنید.
از ساعت 7 صبح تا ساعت 12 شب توی روز اول ساعت کاری داشت و بهش میگفتن آموزشی در حالیکه حمالی خالصه چندین تن بار را توی یک روز جابه جا کردیم واقعا کارش سخت بود و محیط بدی داشت جدا از اون کسایی که از قدیم اونجا کار میکردن هم ساعت کاریشون همینقدر بود و همون قدر واستادن نه تایم ناهاری داشت نه استراحتی یعنی خونوادتو هفتگی شاید میدیدی چون شب ها که بری خونه بیهوش میشی سمتشم نرید که جز بیماری چیزی نداره.
به نام خدا بدترین شغل دنیا جان عزیزتون از این کار بزنید بیرون اگه ادم سالمی هستید چون دیوانه و انواع مرض های روحی و روانی و افسردگی میگیرید موها و کمر و روان من سر این شغل از بین رفت سرپرست و مدیر منطقه و افراد ستادی و اداری فروشگاه باهاتون عین حیوان رفتار میکنن پول کم و پاداش ها رو نمیدن و سنوات اخرش نمیدن بدهکارت هم میکنن من ارزوهام تو کوروش باختم مرگ جلوی چشام دیدم زتدگیم نابود شد زنم رفت بچم میگفت کاش قاتل و دزد بودی ولی کوروشی نه و روم نمیشه شعل پدرم به هم کلاسیام بگم صبح تا شب سرکار اخرش هم پول خیلی کم میدن اصافه کار ساعتی زیر ۵۰ تومنه من اگه کارگر افغانی بودم وضعم بهتر بود چون هم کار بدنی دارم هم ذهنی هم روانی و شغل بد هروز به خودم میگم چه گناهی کردم این شعل نا پاک نصیبم شد
بسیار بسیار شغل بد بدترین جایی بود که کار کردم از جونتون و ذهنتون روانتون سیر شدید اونجا کار کنید حقوقش خیلی کمه و حداقل ۱۰ روز اول مفتی باید کار کنی ماه اول بهت حقوق کم میدن سرپرست و سومر وایزر دهنتو صاف میکنن انگار اربابتن صندوق یکم شلوغ شه مشتریا فوش میدن بهت مثل اسب باید بار خالی کنی شیفات صبح باشه انبار سرد و بار اصلی که ۶ صبح کامیون میاد ۲۰ تن با پالت باید خالی کنی شبشم لبنیات بسیار کار بد غدا هم که نمیدن میخوای یک ناهار بخوری طبق قوانین وازرت کار میگن اینجا کوروشه با وزارت کار و جاهای دیگه کاری نداره اخرشم که بخوای بری میان حساب کتاب میکنن به خاطر کسری انبار گردانی سنوات بهت نمیدن و کلی هم بدهکارت میکنن به عنوان مثال شما ۶ ماه بمونی اخر باید پول ۴ ماه حقوقتو و بهشون پس بدی و تهمت دزدی و اینا و فوش هم میخوری و بعد میگن بسلامت تدی هم از سفتت و ظامنت کم میکنن روزی هزار بار کوروش لعنت میفرستم اصلا از اسم کوروش به خاطر این فروشگاه لجن بدم اومده همکاراتون هم همه عوصین و زیراب زن و خیلیا به خاطر اینکه سربازی نرفتن میان سراغ این کهر برید خدمت لب مرز سیستان بلوچستان به خدا از این کار بهتره
با سلام به همه همکاران عزیز بنده صندوقدار یکی از فرانچایز های این شرکت هستم دوستان عزیز اگه فروش شما زیر سی چهل میلیون روزانه هست ادامه بدین خوبه ولی اگه بیشتره (ما بالای صدو پنجاه میلیون روزانه) خب بهتره برین از این فروشگاه با عمرتون و روانتون بازی نکنید من منتظر فرصت شغلی هستم که آينده داشته باشه افق کوروش تا به خودت بیای میبینی پیرت کرده شمارو جان عزیزتون به بقیه هم بگین چه وضع بدی هست و توصیه کنین نره کسی سمت این شرکتایی که فقط ته تهش بهت پا درد کمر درد میدن و پیرت میکنن با فقط ده دوازده تومان پول سرت شیره میمالن به مولا بعد جالبه موش خوردگی ، دزدی های مردم ، از حقوق ما کم میشه تازه یه سری راز هست بالاسریا میدنن جریان انبار دار هاست که کاردکس نگیری یا کم بگیری بدبختی چون بارها کارتن کارتن کردن تو پاچه ما این خوره کفره این خوده نظامبندی فراکمونیستیه این تهش بدبختیه منه هرچقد بمونم اگه تا الان نرفتم هم چون جنوبم هوا گرمه فعلا موندم خنک بشه کار مناسبی یاد بگیرم شما هم لطف کنید به خودتون ارزش بدین و هر چه زودتر افق کوروش رو ترک کنید تا پیشرفت کنید. امیدوارم همه همدیگه رو آگاه کنیم قضاوت با شماست.
بسیار بسیار بد 17 روز رفتم هرجور توهینی فکر میکنی بهم شد فکر کن 5 ساعت دست تنها توی این فروشگاه به این بزرگی تنهات میزاشتن و خب طبیعتا از پشت صندوق نمیتونستی تکون بخوری بعد هرچی دزدی میشد از حقوق خودت کم میشد خب من چجور هم صندوق بزنم هم حواسم به مشتری باشهه نصف وعده وعید هاشون الکی بود خداروشکر زود بیرون اومدم هرچی بگی دیدم از لاس زدن مدیر با بقیه تا توهین و نفرین کردن من تازه خیلی وقتا کارتو کوچیک میشمرن میگن چیکار کردی مگه هیچ کار هم لیبیل زدم هم بار خالی کردم هم تمیزکاری کردم هم صندوق داری کردم هم چیدمان کردم اما تهش معتقد بودند نه تو کاری نکردی،😂 پولتم بیشتر از حقت دادیم پولمو که تا قرون آخر از حلقومشون کشیدم بیرون تهش هم طرف برای دادن حق و حقوق خودم بهم گفت خرج دوا دکترت بشهه ودفف جدی نمیدونم مدیریت هاشون رو از کدوم جوب پیدا میکنن😂🤣 ولی واقعا نه دیگه از کار کردن تو کوروش خوشم میاد نه خرید ازشون
اگه میخای بی عرضه ترین و عقده ای ترین آدما رو ببینی یه سر بزن به دفتر افق کوروش مرکز استانت.کل حجم کار از سر و کله زدن با مشتری و بهداشت و تعزیرات،بار خالی کردن،فروش ویژه،چیدمان و نظافت و... روی دوش نیروی فروشگاهه ولی تشویقی و پاداشش واسه بالادستی ها.ملاک پیشرفت فقط و فقط چاپلوسیه. شیفت بندی ها نامنظمه،مجبورت میکنن گوشت و مرغ زیاد سفارش بدی اگه بمونه و تاریخش بگذره پولشو از خودت میگیرن،حجم کارش خیلی زیاده ولی واسه اضافه کاری(ساعتی پنجاه هزار تومن!!!!) که مجبور شدی بمونی فروشگاه هم توبیخ میشی داخل هر فروشگاه هم یه نیرو از جنس خودشون هست که به وقتش زیرآبتو بزنه و واست پاپوش درست کنه. اگه دنبال جنگ اعصاب و تحقیر شدن هستید افق کوروش بهترین گزینه برای شماست
بنده حدود دو هفته در یکی از فروشگاه های افق مشغول به کار بودم. اول از همه به دلیل شرایط سخت اقتصادی واقعا به حقوق پایه وزارت کار هم احتیاج جدی داشتم و دارم. اما مسئله اینجاست که نسبت به کار و ساعات کاری که به شما محول میشود، شما باید حداقل دو برابر حقوق پایه دریافتی داشته باشید. شیفت ها صبح یا بعد از ظهر بودنشان مشخص نیست و عملا شما تمام زندگی تان و برنامه هایتان را باید بگذارید کنار تا سرپرست فروشگاه شیفت فرداتون را صبح یا بعد از ظهر تعیین کند :( تازه به اینجا هم ختم نمیشود؛ ممکن است فردا بهتون خبر بده که "زودتر بیا که بار داریم" - "زودتر بیا که مغازه را قراره بشوریم" - "زودتر بیا که قراره برق بره" و.... خب اوکی من زود میام ولی آیا جنابعالی برای من اضافه کاری مینویسی یا همان مبلغ پایه حقوق را قراره بهم بدی؟! که در جواب باید بگم نهایتش بابت تمام زحمات بهتون یک تومن اضافه بده خیلیه! :( یعنی این شیفت 8 ساعته شما ممکنه بشه 9 ساعت، 10 ساعت و حتی در عین ناباوری 11 ساعت 👀 کار فروشگاه گردانی هم که مشخصه؛ تحویل بار، چیدمان در انبار، چیدمان در فروشگاه و به اصطلاح فیس دادن به اجناس، کنترل لیبل اجناس و مغایرت گیری، چاپ لیبل برای اجناس، دقت به تاریخ انقضا، دقت به جت پرینت، صندوقداری، نظافت فروشگاه، نظافت سرویس بهداشتی و بعضا حمل خرید مشتری تا درب ماشین یا در صورت لزوم تا درب خانه. سرپرست مغازه چون از کار بنده راضی بود، همان روز دوم برای تکمیل مدارک و استخدام با بیمه، از من کارت بهداشت خواست. این کارت بهداشت گرفتن خودش حدود 450 تومن هزینه داشت ( شامل هزینه دفتر پیشخوان، ویزیت دکتر و آزمایشات) که از جیب کارگر که بنده باشم پرداخت شد. بعد از یک هفته که از شروع کار کردن بنده گذشت به مصاحبه با بخش منابع انسانی شرکت افق دعوت شدم؛ حدود 5 دقیقه طول کشید و چند سوال ساده مطرح شد که هر کسی توان پاسخگویی به آنها را دارد. در پایان گفتند که "برای تکمیل دوره کارآموزی باید یک هفته در فروشگاه های ستادی ما مشغول کار باشید". از فردای آن روز من برای کار هم به فروشگاه خودم میرفتم و هم به فروشگاه ستادی. فروشگاه ستادی از من یک شیفت کامل کار می خواست (8 ساعت) فروشگاه خودم هم که میگفت باید بیایی چند ساعت کمک ما کنی!! این شد که ساعت کاری من رفت روی 11 ساعت. و شما نمیدونید که نقریبا 11 ساعت سر پا ایستادن چه پدری از من درآورد. این شد که وسط دوره کارآموزی، من کلا کار را رها کردم و با وجودی که به شدت نیاز به حقوق و شغل دارم، عطای این کار کذایی را به لقایش بخشیدم. این هم اضافه کنم که در صورت این که دوره کارآموزی یک هفته ای و آزمون آنلاین بعد از اون رو با موفقیت پشت سر گذاشتید، شرکت شما را بیمه تامین اجتماعی میکند و ماهانه بسته به فروش فروشگاهتون، پورسانتی حدود 2-3 تومن یا بیشتر همراه با حقوق تون دریافت خواهید کرد. در همان فروشگاه ستادی که برای دوره کارآموزی بودم، یکی از همکاران گفت "من متاسفانه 4 سال هستش که مشغول به کار در افق کوروش هستم. روزانه دست کم 6-7 ساعت سر پا هستم، ماهانه هم دو برابر حقوق پایه دریافتی دارم، کوپن و بن خرید و پورسانت فروش هم بهش تعلق میگیره. با این وجود اصلا این کاری نیست که شخصی بتونه برای دراز مدت رویش حساب باز کنه چون از نظر فیزیکی و روانی به شدت مخرب هستش. توصیه ام اینه که با این حقوق پایین اگر میخواهی فقط برای یک مدت کوتاه مشغول باش و بعدش کاری درخور برای خودت پیدا کن!"
دوست عزیزی که داری نظرات این سایت رو میخونی، تا حالا فکر کردی میشه به محتوای اینجا که نه ممیزی داره و نه اعتبارسنجی، اعتماد کرد؟! قبل از هر قضاوتی، یه لحظه خودتو بذار جای این شرکتها. تو این شرایط سخت بازار و مشکلات درآمدزایی، اگه جای اونا بودی چیکار میکردی؟ فکر نمیکنی بیشتر نظراتی که اینجا نوشته شده، ناشی از دلخوریهای شخصی یا تجربههای فردیه؟ واقعیت اینه که تو هر کسبوکاری، منابع انسانی مثل سرمایهاش میمونه. پس منطقیه که یه شرکت از کارمنداش حمایت کنه. بیشتر اختلافاتی که مطرح میشن، معمولا حالت شخصی دارن، نه لزوما نشونه بد بودن کل اون مجموعه. راستش، محتوای این سایت بیشتر از اینکه کمکی کنه، باعث ترس، تردید و از دست دادن فرصتها میشه. اگه فکر میکنی این سایت چون اجازه میده هر نظری منتشر بشه، جای خوبیه، باید بگم سخت در اشتباهی! چون هیچ نوع نظارت یا بررسیای روی مطالب نداره و هر چیزی همون لحظه منتشر میشه. یکم منطقیتر نگاه کنیم... من خودم اوایل تحت تأثیر نظرات این سایت بودم اما تجربهم از این تحت تأثیر قرار گرفتن، جز ضرر چیزی نشد. بیاییم عاقلانهتر تصمیم بگیریم.
استخدام در فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش
از مجموع ۴۷ تجربه ثبتشده کارمندان فعلی و پیشین در ویکیتجربه، ۴۷ مورد تجربه کاری و ۰ مورد تجربه مصاحبه استخدام است. امتیاز چندمعیاره بهصورت شفاف نمایش داده میشود. ۴٪ از کاربران فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش را به دیگران توصیه میکنند.
- تجربههای کاری ثبتشده: ۴۷
- تجربههای مصاحبه استخدام ثبتشده: ۰
- میانگین امتیاز حقوق و مزایا: ۱.۵ از ۵
- میانگین امتیاز فرصت رشد شغلی: ۱.۵ از ۵
- میانگین امتیاز تعادل کار-زندگی: ۱.۵ از ۵
- برای دیدن آخرین فرصتهای شغلی به وبسایت رسمی فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش مراجعه کنید.
سؤالات متداول درباره فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش
آیا فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش در حال استخدام است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش ثبت نشده است. اولین نفر باشید که تجربه استخدام را به اشتراک میگذارد.
تجربه کاری در فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش چگونه است؟
بر اساس ۴۷ نظر کارمندان فعلی و پیشین، میانگین امتیاز ۱.۵ از ۵ است؛ ۴٪ از کاربران شرکت را به دیگران توصیه میکنند. برای جزئیات بیشتر، تجربههای کاری بالا را بخوانید.
حقوق و مزایا در فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش چقدر است؟
میانگین امتیاز حقوق و مزایا در فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش از نگاه ۴۷ کارمند: ۱.۵ از ۵. این عدد بر مبنای نظر مستقیم کارمندان فعلی و پیشین محاسبه شده است.
مصاحبه استخدام در فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش چطور است؟
هنوز تجربه مصاحبهای از فروشگاه های زنجیره ای افق کوروش ثبت نشده.
شفافسازی
تمام تجربهها پس از بررسی توسط ادمین منتشر میشوند و قابل گزارش هستند. اطلاعات هویتی نویسندهها هرگز نمایش داده نمیشود مگر کاربر صراحتا انتخاب کرده باشد.
- سیاست انتشار: قبل از انتشار، ادمین بررسی میکند. تجربههای گزارششده در صف بررسی مینشینند.
- سیاست ویرایش: پیشنهاد ویرایش اطلاعات شرکت توسط هر کاربر تأییدشده قابل ارسال است.
- آخرین بهروزرسانی: