من با شرکت شماران به دوصورت تمام وقت و پاره وقت همکاری داشتم .این شرکت با بیش از 35 سال فعالیت در حوزه نرم افزار یکی از قدیمی ترین شرکت های نرم افزاری ایران است . در این شرکت به افراد انگیزه و مسولیت داده می شود و بر اساس آموزش ها و صبوری های مداوم قصد به ساختن افراد برای زنده نگه داشتن آینده شرکت هستن . در هر شرکتی قوانینی برای بقای سازمان وجود دارد که پرسنل باهوش برای همرنگی با این قوانین و رعایت کردنشان می توانند روش های متعددی رو ایجاد کنند در هر صورت شرکت خصوصی بر پایه تصمیمات مدیران ارشد هدایت میشود و با توجه به نوسانات بازار انفورماتیک گاها این قوانین سخت گیرانه خواهد بود . در این سازمان کنترل ها به شدت انجام میشود حتی د ر تماسها و ....این مورد در تمامی شرکت های نرم افزار دنیا به دلیل ماهیت کسب و کار و ایجاد امنیت اطلاعتی و فرهنگی وجود دارد . در نهایت شماران بستری برای رشد و تکامل فردی و اجتماعی ایجاد کرده و امنیت شغلی 100% را تضمین می کند . در این شرکت افرادی با سابقه بیش از 25 سال در حال فعالیت هستن و در رده مدیران میانی سابقه زیر 5 سال وجود ندارد اما در هر سازمانی کمی ها و کاستی ها و در مقابل نقاط قوت وجود دارد که افرادی که به خود و آینده خود باور داشته باشند میتوانند این موارد را مدیریت کنند . همکاری با شماران برای بنده بسیار رضایت بخش و آموزنده بوده است با باور تمام فشار ها و قوانین که به دلیل ثبات سازمان است جایی برای پیشرفت شما ایجاد می کند .
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
ترجمیک تجربهای بود که از آن نوشتم؛ برخلاف بسیاری از کارفرمایان، اینجا از منطق طولانی فرمها خبری نبود و قبل از مصاحبه لازم نبود صفحهصفحه فرمی پر کنم. دوست ندارم فرمهایی را پر کنم که جزو رزومهام است و آنها را دوباره تکراری کنم؛ با این حال فضای شرکت هم شیک و هم صمیمی به نظر میرسید و دو نفر از تیم منابع انسانی—یک خانم و یک آقا—با من برخوردی کاملا محترمانه و دوستانه داشتند. این برخورد به من آرامش بخشید و استرسم را کاهش داد تا با آرامش بیشتری وارد فرایند مصاحبه شوم. نقطهی منفیای که تجربه کردم این بود که قرار بود برای مرحلهی دوم با من تماس بگیرند اما خبری نشد؛ برای کسی که به دنبال کار است، این موضوع میتواند ناامیدکننده باشد. به نظر من اگر شرکت تصمیم به رد داوطلبی گرفت، داشتن یک پیام کوتاه یا ایمیل اطلاعرسانی میتواند در بلندمدت فضای کاری کشور را بهبود دهد و از دلزدگی کاست. اگر از کارفرمایان عزیز تقاضا کنم، لطفا به هر داوطلب بهطور روشن پاسخ بدهند تا تجربهی بهتری رقم بخورد.
در شرکت تهران ملودی، محیط کار پر از روحیه هنری و صمیمی بود و مدیران با مهربانی و دوستی رفتار میکردند، هرچند ساعات کاری مناسبی وجود نداشت و تا ساعت شش شب ما را نگه میداشتند. حقوق بهموقع پرداخت میشد و به کارمندان وام بدون سود تعلق میگرفت و برای هر کدام تولدی اختصاصی برگزار میکردند. در نهایت به دلیل فاصله و طولانی بودن ساعات کاری، از شرکت کنار کشیدم، اما یادگار آن تجربه، خاطرات خوبی است که همچنان در ذهنم باقی میماند.
من مهر ۱۴۰۳ از این شرکت جدا شدم و حدود یک سال در ایران کیش کار میکردم. واقعا تجربهی فوقالعادهای بود؛ تیم پشتیبانی و پرسنل واقعا به همکاران توجه داشتند و با وجود فعالیتها و برنامههای مشخص، مسیر روشن و منطبق با هدف داشتند. با این حال به دلیل شرایط زندگی تصمیم به رفتن گرفتم.
بی عدالتی و پارتی بازی توی این شرکت بیداد میکنه. فقط افراد بیسواد و بی لیاقت با پارتی میان بالا. از فساد مدیران که همه میدونن. حق کارکنان هم به شدت پایمال میشه. با این وضع تورم بعد سه چهار سال هم تسویه حساب نمیکنن. یه مشت دزد بی لیاقت
برای شروع کار و کسب تجربه اولیه چنین شرکتهایی مناسب به نظر میرسد؛ اما از نظر رشد سازمانی و حقوقی هیچ چشماندازی وجود ندارد و واحدها بهطور مشخص تصمیمگیری نمیکنند چون مدیریت کاربلد کافی ندارد. فضای کار چندان مناسب نیست و برای چهل و دو تا پنجاه و دو نفر پرسنل تنها یک سرویس بهداشتی در دسترس است. سیستم گرمایش و سرمایش در فصول مختلف سال به خوبی کار نمیکند و مدیران هم اهمیتی به راحتی کارمندان نمیدهند. حقوق به دو بخش تقسیم میشود و بخش قابل توجهی از دستمزد شهریه پایان ماههای بعدی پرداخت میشود و از مزایا و سنوات قانونی خبری نیست.
در فصل آغازین پاییز سال گذشته برای مسیر مصاحبه در نقش اسکرام مستر با یه جلسه آنلاین آشنا شدم. ارتباط اولیه با HR به خوبی پیش رفت. سپس به مصاحبه آنلاین با مدیر محصول نزدیک شدم. در آغاز از من خواستن خودم را معرفی کنم و دلیل جدایی را توضیح بدهم، بعد وارد بخش فنی شدم. یکی از بخشهای جالب و بهیادماندنی تجربهام این بود که به میزان زیادی سعی کردم آرام بمانم چون تندی پاسخهای ایشان را احساس میکردم. چند بار مکث کردم تا بفهمم رفتار و واکنشهایم برای او جذاب نیست. در یکی از سوالها پرسید: اگر ولواتی یک تیم فنی باشد و حتی یک CTO قهار وارد تیم شود، چه تغییری ایجاد میکند؟ من کل مفاهیم را توضیح دادم و گفتم که احتمالا شروع کار کم میشود، اما او با هیجان پاسخش را داد که قطعا اینگونه نیست. من هم گفتم که برداشت من همین است. اما هیچ واکنش مشخصی نگرفت و درباره نرمافزارها ازم پرسید؛ جیرا و ترلو و سایر موارد را گفتم. ناگهان پرسید که با ابزارهای Atlassian کار نکردی؟ برای من عجیب بود که نمیدانست توسعهدهنده جیرا Atlassian چیست. مصاحبه بسیار دشوار بود و تا پایان هر سؤالی که مطرح میشد، خودش چند ثانیه بعد پاسخ میداد. گاهی اینترنت قطع میشد (به دلیل شرایط اینترنتی آن زمان)، و او میگفت اگر قطع شدی باید دوباره جستوجو کنی. این جلسه آنقدر برایم غیرمعمول بود که تصور کردم ممکن است دوربین مخفی باشد. پس از پایان مصاحبه به سرعت در لینکدین نام ایشان را جستوجو کردم و فهمیدم که واقعا مدیر محصول هستند و تجربهام هم واقعی بوده است. عکس پروفایل لینکدین ایشان به همراه لباس غیررسمی کنار استخر بود که نشان میداد خبری از پوشش حرفهای در این فضا نیست. از نظر من، وضعیت پوشش ایشان بهخصوص برای یک مدیر ارشد در محیط حرفهای لینکدین، انتظار داشت که تصاویر بهگونهای حرفهایتر انتخاب شود. من یک هفته بعد در فرصت مناسبتری به یک شرکت خوب و مناسب پیوستم که هنوز هم در آنجا هستم. امیدوارم مدیران شرکتها به برند اینفلئونس و دیگر جنبههای حرفهای بیشتر توجه کنند تا برخوردهای اینچنینی به این سادگی اثر منفی نگذارند.
قدرت کارفرما به من در این شرکت خیلی بالا بود و من از تجربهای پرتنش و پر از مشکلات خروجی گرفتم. در برخورد با حقوق و مزایا با رفتارهای شبهدوری روبهرو شدم؛ برخی مزایا که وعده داده میشدند واقعا صحت نداشتند و جزییات سود شرکت هم به صورت غیرشفاف ارائه میشد. گویی فقط بخشی از حقوق بهطور منظم پرداخت میشد و بقیه مسائل درباره سودها روشن نبود. فضای شرکت به شکلی بود که احساس میکردم محیطی پیچیده و خلاقانه است اما در عمل ارتباطات داخلی به شدت سخت و محدودکننده بود. دسترسی به بیرون از ساختمان به سختی انجام میشد و گاهی به نظر میرسید که کنترلها و محدودیتهای فیزیکی بیش از حد معمول است. به لحاظ رفتار مدیریتی، برخوردها نسبت به من و دیگر همکاران با لحن تند و ناسالم بود و به شدت ناسازگارانه دیده میشد. مدیریتی که بهعنوان هدایتکننده ظاهر میشد، در واقع رفتاری ناسالم داشت و برخوردهای توهینآمیز و دشنامگون در محیط کار وجود داشت. در نهایت، پرسشهایی درباره وجود درگیری فیزیکی مطرح شد که برای من هم قابل باور نبود و به نظر میرسید که چنین رخدادی در فضای کاری وجود داشته است. این تجربه نشان میدهد که اعتماد به فرایندهای پرداختی و مدیریت منابع انسانی در این مجموعه ضعفی جدی دارد و بهتر است افراد از ورود به چنین فضایی با آگاهی کامل و بررسی دقیقتر اجتناب کنند.
با وجود توافق اولیه، تصمیم گرفتم وارد شرکت بیمیتو نشوم؛ تجربهای که بعد از تصمیم خروج از آنجا هنوز مدتها ذهنم را مشغول کرد. به دوستانی که قصد دارند در این شرکت کاری را آغاز کنند، توصیه میکنم خود را گرفتار نکنند، زیرا ابهامات زیادی در جنبههای مختلف وجود داشت که پاسخ مناسبی برای آنها پیدا نمیشد.
شرکت که نیست اتاق فراره یه مشت رییس ****** داره حق و حقوق درست پرداخت نمیکنند سنوات باید بدویی دنبالش کار ۴ نفر از یه نفر میخوان من که از کار کردن تو این شرکت سلامت روانم از دست دادم اگر ذره ای برای خودتون و عمر جوونیتون ارزش قائل هستین قبل انتخاب این شرکت بیشتر تحقیق کنید.
در کمال ناباوری ، با تدبیر هوشمندانه مدیرعامل بانک مسکن و مشاورانش ، شب عید مدیر عامل جدید ناواکو انتصاب شد و مدیرعامل ( دلقک ) روانی ناواکو که تحت حمایت شدید حراست و یکی از اعضای هیات مدیره بانک مسکن بود ، شب عید برکنار شد و محیط پرتنش ناواکو که توهمات بچگانه و رفتارهای زننده مدیرعامل در دو سال اخیر باعث اخراج همکارای متخصص قدیمی و باسابقه ما بود ،بعد از عید به یک محیط آرام تبدیل شده که امیدواریم مدیران و کارکنان باسابقه ناواکو که اکثرا سال قبل رفتن ، دعوت به کار بشن . شرکت ناواکو با طرح هلدینگ و مدیرعامل منطقی با تجربه بالای شرکت های فناوری بانکی و مشاوران باسوادش ، کلیه کارکنانو به آینده امیدوار کرده
من حدود یک ساله که اینجا هستم، مثل همه شركت ها اينجا هم بي نقص نيست و مشكلاتي دارد، تقریبا بخاطر كارم من در تمام تیم های این شرکت کار کردم صادقانه بخوام بگم کامنت های منفی که در اینجا وجود دارد جزو ضعف های شرکت نیست و از سمت شخصی گذاشته میشه که خودش باعث بانی بیشتر مشکلات در این شرکت بود و اکثر قریب به اتفاق بچه ها در همکاری با ایشان چالش داشتند و علیه ایشان به منابع انسانی و مدیرهای مربوطه شون علي الخصوص مديرعامل شرکت شکلایت کردند و نامه کتبی نوشتند ولي ايشان علی رغم اصرار شدید به همکاری وقت دید شرکت باهاش قرارداد نمیبنده، شروع به بهم زدن جو شرکت و بدنام كردن نام افراد به هر شكل و طريقي کرد، پروژه ها و كارهاي خيلي حرفه ای و با سرعت بالا در حال انجام هست، به نظرم از سطح کامنت های غیر حرفه ای که توسط اين شخص نوشته تو این محیط هم میشه گویای همه چیز هست و به زودی از نظر حقوقی ایشان باید پاسخگوی این کامنت ها در فضای مجازی باشند😊
راست میگن، این ***** هیچی بلد نیست، فقط داره وقت همه رو پشت سرهم تلف میکنه، حتی کسایی که تو اتاقش هم هستن احساس نارضایتی دارند. امیدوارم کمی بتونه یاد بگیره
یه واقعیتی هست اینه که تو دیجیکالا به خانما بیشتر بها داده میشه.البته اگه براساس شایسته سالاری باشه عالیه.ولی اینجا صرفا ظاهریه.تو تست ،پشتیبانی ،پروداکت .اینم به خاطره اقایون هول اینجاست که هم مصاحبه کنندن هم کارشناسا.نمیدونیم چی کار کنیم واقعا.
تست تپسی قبلا خوب بود.الان متاسفانه ترکیده . بهشته ادمای خاله زنک و. بی سواده تپسی.رانتی و رابطه ایه اینجا.مجیزگو باشی جاته اینجا.سواد داشته باشی باید حاتو عوض کنی .
از تجربیتم در شرکت پیشگامان توسعه ارتباطات چنین برمیآید که فشارکاری از طرف تیم کیفیت خیلی بالا است و در ابتدای کار به کوچکترین حرف هم ایراد میگیرند. راهنمایی شیفتها خوب ارائه میشود، اما پشتیبانی به نظر کماطلاع و نامناسب است و افراد درستی برای این کار انتخاب نشدهاند. رسیدگی به امور مشتریان با تاخیر انجام میشود و مشتریان گاه ناراضی هستند و این موضوع اعصاب را تحت فشار قرار میدهد. در فضای کاری مسابقهای و پارتیبازی هم دیده میشود. با کمی تلطیف صدا میشود متوجه تفاوت در درجات و اهمیت شد؛ به عبارتی به نظر میرسد سطح وظایف بسته به برخورد افراد تغییر میکند. حقوق همواره بهموقع پرداخت نمیشد و گاهی با تاخیر تا دو ماه انجام میگرفت. نظم داخلی کم است و ممکن است هر کس بخواهد برای شما موقعیت خوبی دست و پا کند. فضا تا حدی زیرابزنی دارد. احتمالا میتوانید در شرکت تعداد کمی از همکاران خوب و درستکار پیدا کنید. خودم بهطور شخصی این کار را توصیه نمیکنم چرا که به اعصاب و روان فشار وارد میکند؛ اگر توانایی بالایی در مدیریت فشار دارید، شاید بررسیش برای شما مقدور باشد.
با وجود محیط کار ناامن و ناسالم، مدتی را در واحد مالی شرکت گزراندن که اکنون تصمیم به ترک کار گرفتهام و میخواهم تجربهام را به اشتراک بگذارم. فضای کار به شدت توأم با تنش و فضایی غیر قابل تحمل بود. ریحان حسابداری با نام م.ک، رفتاری ناسالم و ناپسند از خود نشان میداد و به سوءاستفادههای احتمالی از همکاران فکر میکرد. این جو حاکم بر واحد، پر از حرفهای بیثبوت و رفتارهای نامناسب بود و حالتی شبیه به نمایشهای غیرواقعی را در محیط ایجاد میکرد. مدیر مالی با نام ا.ض، برخوردی بیادب و بیوجدان داشت و به جای پرداختن به وظایف حرفهای، بیش از هر چیز به مشکلات شخصی و حاشیهسازی میپرداخت. حضورش در برخی مواقع به شکل چالشبرانگیزی بود و تمرکز روی کار پایین بود. معاون مالی با نام ر.ع، رفتاری ریاکارانه، بیادبانه و بدون وجدان از خود نشان میداد که به تدریس و گفتوگو درباره مسائل مالی کماجتهادی میانجامید و به نظرم محیط را بحرانیتر میکرد. در برخی برخوردها، فردی با ظاهر متدین اما رفتارهایی غیرمسئولانه و سوء استفادهجویانه دیده میشد که در دفتر آن شخص رفتارهایی ناپسند رخ میداد. من حساس شده و ترسیده بودم و تصمیم گرفتم از ماجراها فاصله بگیرم و بیخیال شوم. در نهایت به این نتیجه رسیدم که مدیران این واحد، با مشکلات رفتاری و شخصیتی زیادی همراه بودند و این وضعیت اثر منفی عمیقی بر کار و فضای کاری گذاشته بود. تصمیم گرفتم جای کار را ترک کنم تا از محیطی چنین چالشبرانگیز دور شوم.
در این تجربه دیدم که شرکت بازاریابی شبکهای مروارید پنبهریز به شدت پر از حاشیه و منفی است. چاپلوسی و باندبازی در آن به خوبی رخ میدهد و فساد هم وجود دارد. تعرض به همچنان آسانی برای افراد دختر اتفاق میافتد و مدیر منابع انسانی بسیار خودخواه و بیوجدان است؛ هر موقع ما چیزی را با او در میان میگذاشتم، وضعیت بهطور قابل توجهی بدتر میشد و به افراد متعرض هم پشت میکرد.
من ده سال را در این شرکت پشت سر گذاشتم و به عنوان کارشناس واحد تحقیق و توسعه مشغول به کار بودم، با تمام انرژی و تخصصم وقت میگذاشتم. اما متأسفانه اینجا تبدیل به جایی شد که گروههای سفارش شدهای با نفوذ حکومتی تمام کارها را در دست گرفتند و مدیران مستقیمی که داشتم، زنی بود که ظاهرا بااقتدار به نظر میرسید ولی رفتارهایی عقدهای داشت. پس از ده سال کار صادقانه، در یکی از پایان سالها نامه عدم نیاز من را صادر کردند. جالب است بدانید روز اول استخدام اعلام کردند که از مزایا و بهرهوری شرکت صحبت میشود، اما واقعا مزایا و کارانهای وجود ندارد و هر تصمیمی به سلیقه مدیر بالادستی بستگی دارد؛ اگر فقط به او بگویی بالای چشم مدیر ابرو هست، به سرعت همه چیز را صفر میکنند. به دفعات نامههای رسمی و اداری به مدیریت، واحد اداری و رئیس شرکت ارسال کردم، اما پاسخی نگرفتم. بعد از چنین مدت زمان و خدمات، شرکت تصمیم گرفت تا سنوات و باقیمانده مرخصی را پرداخت نکند و مجبور شدم از طریق شکایت و وکیل پیگیری کنم. در اینجا همه کارها در اختیار یک زن قرار دارد و او نقش ملکه و حاکم بر شرکت را ایفا میکند؛ اکثر مدیران و معاونان حتی حاضر نیستند به خاطر نیرو با او مذاکره کنند. من از این محیط خارج شدم و در یک شرکت دیگر مشغول به کار شدم. فضای شرکت فرادیس تا حدی ناسالم است که این خانم حتی اجازه میدهد شما در جای دیگر مشغول به کار هم نشوید و با پیگیری و مزاحمت مانع اشتغال مجددتان میشود، انگار که همه بندهوار در اختیار او باشند. در نهایت به دوستانم میگویم اگر واقعا میتوانید تحمل کنید با وجود ساعات کار سخت و وضعیت نامساعد، در شرکتی با امنیت شغلی پایین پیش نروید. محیط اینجا را به عنوان مکانی که به خاطر امنیت شغلی کم است، ساده نگیرید و وقت خود را در این شرکت تلف نکنید. در کل توصیه میکنم اگر پارتی و نفوذ ندارید، به هیچ عنوان وارد چنین محیطی نشوید؛ سرمایه عمرتان با کارکردن در اینجا خیلی سریع از بین میرود. همچنین باید گفت که اگر سنتان بالا رفت، احتمال اخراج بدون امنیت شغلی نیز وجود دارد و نمیتوانید به راحتی جای امنی پیدا کنید.
یعنی واقعاااا حیف عمر ادم ک تو این مجموعه باشه اینا میخوان کلا مثل یه ربات براشون کار کنی بدون هیج اعتراضی حتی پول تک به تک اوانسانییی ک بهتونبدن رو هم میگیرن الکی باورشون نکنین چون همه حرفاشون دروغه برخورد پرنسل و مدیر هم ک صفر واقعاااا باعث هدررفته عمره کار کردن براشون حتیکادو مناسبتی هم داشتن ولیبه ما چیزی داشته نشد حتی توی شب یلدا به همه دادن به جز نیروهای جدید عجیبه واقعا
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.