به نظر من فضایی که کار میکردم پر از هیاهو و فشار بود؛ اما من با هر ماموریتی که از روز اول مقرر شد، آماده بودم. اولین برداشت من این بود که مدیر عامل بهعنوان نقش غالب در تمام واحدها حضور داشت و از انجام کارها برنمیآمد. حقوق کارکنان ماهی یکبار پرداخت میشد و هیچکس از روند کار مدیرعامل مطمئن نبود. در سه ماه نخست واقعا فشار زیادی را تحمل کردم؛ استرسی که از نحوه مدیریت ایجاد میشد، بهخصوص وقتی عملكرد تیم به چشم مدیرعامل میآمد و فضا پر از استرس بود. در شرکت، مدیر عامل خانم نفوذ قابلتوجهی در امور واحدها داشت و تصمیمات بهطور مستقیم از ایشان میآمد. گروهی از همکاران آقا هم برای انجام کارها کنار هم بودند و معمولا وقتی ناهار میخوردند، من هیچوقت همراهشان نبودم. فضای کار پر از سروصدا از واحد تولید و واحد فروش بود و صدای خندهی مدیر عامل به گوش میرسید. همیشه بحث حضور و نحوه برخورد با کارها حواشی زیادی داشت و بهخصوص تهدید میشد که اگر راضی نباشم قرارداد را با من نمیبندند. قراردادها سهماهه بود و سفته میگرفتند؛ اما پس از مدتها، امضای سفته را پس میدادند. چند ماهی بعد از این موضوع، صحبت از شیفت انکال شد؛ یعنی هر شب از ساعت شش و نیم تا دوازده شب خط کارشناس بهصورت شیفتی تغییر میکرد. حتی روزهای تعطیل هم برای انجام ماموریتها برنامهریزی میکردند و برای انبارگردانی داروخانهها و چیدمان داروها در داروخانههای VIP، کارشناس باید همانند خدمتکار عمل میکرد و در روز تعطیل هم کار میکرد. در زمان حضورم، مدیر پشتیبانی با نامی خاص بود و پاسخگوی سوالات کارشناسان نبود؛ مشتریان بهشدت از نحوه کار پیش میبردند و پشتیبانی پاسخگو نبود و میگفتند باید خودمان پیگیری کنیم. بهعلاوه، تیمسازی و تشتت بین اعضا بهطور ملموسی دیده میشد، حقوق بر اساس سلیقه پرداخت میشد و برخی موارد مرتبط با بیمه تکمیلی و قوانین مربوطه به چند نفر بهشیوهای خاص آموزش داده میشد و به دیگران نه. با این حال رئیس شرکت حضور فیزیکی کمتردید و رفتاری قابلتقدیر داشتند و از نظر من فردی با شخصیت بالا بود. حالا میشنوم که مدیرعامل قبلی برکنار شده و مدیرعامل جدید، همان مدیر سابق فروش بوده است؛ و مدیر پشتیبانی نیز در واحد جدید به تحلیل، تست و پشتیبان منتقل شده است. نزدیک تولدها، هدیهای از طرف شرکت برای تیم بهطور عمومی مطرح نمیشد و بهجای این کار، برای تحقق کمهزینهتر، همهی پرسنل باید هدیه را برای دیگران فراهم میکردند تا در نهایت مبلغ کوچکی به تولد تعلق بگیرد. از نظر من، این تجربه نشان میدهد که محیط کار پر از حاشیه و ناسازگاریهای داخلی بود و تفاوتهای زیادی در سیاستها و رفتارها وجود داشت.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در این شرکت بود که مدت زمانی با وظیفه برنامهنویسی کار میکردم و تجربهی نسبتا طولانیای داشتم. یکی از نکات مثبت اینجا حضور غذای رایگان در ناهار بود. اگر وارد یک بخش میشدی و کار را آغاز میکردی، معمولا سالها در همان کار باقی میماندی و تغییر شغل زیادی اتفاق نمیافتاد؛ حقوقی نسبتا ثابت داشتیم و هیچ گردش بیرونی خاصی احساس نمیشد. به دلیل اجرای پروژههای دولتی، ذهنیت شرکت تا حدودی به چهرهی کارمندی دولتی نزدیک بود؛ مثل رفتوآمد منظم به دفتر و بازنشانی حقوق به همان صورت معمول. برای کسانی که دنبال یک زندگی نسبتا یکنواخت هستند و میخواهند در جاهای مختلف کار کنند، اینجا میتواند گزینه مناسبی باشد. فشار کار بخش فنی معمولا زیاد است چون پروژهها باید بهموقع تحویل داده شوند؛ هرچند سایر بخشها ممکن است کمکاری کنند و تامین مواد یا سفارشات با تاخیر روبهرو شود، اما وظیفهی تیم فنی این است که کار را به موقع انجام دهد و در نتیجه در مواقعی استرس و فشار بالایی احساس میکردم. سایر بخشها اغلب آرام هستند و در زمان مناسب میتوانند کار را انجام دهند. حقوق من که مشابه شرکتهای دولتی بود، بهطور معمول به همان شکل پرداخت میشد و با محیطی که حقوق متوسطی داشت و سال آخر مزایایی مانند وام یا خرید لباس بهار ارائه میشد، همراه بود. بهطور کلی، تجربهی خوبی بود و برای به دست آوردن تجربه و مطالعه و گذران عمر، شرکت مناسبی به نظر میرسید.
سلام به کامنت های مثبت توجه نکنید اونارو مدیر شرکت می نویسه هیچ مزایایی نداره همش معایبه نه پول درست حسابی میده همش تو مغزت راه میره از زندگی سیر شدی واسه این شخص کار کن
اگر عنوان کردن کلمه ظلم را توهین لحاظ نکنند. بسیار اففضاح میباشد. اسنپ تنها راهی که برای جذب مشتری داره قیمت پایینه (اصطلاحا زیر قیمت زنی) این شیوه امرا معاش نه به نفع مشتری هست و نه به نفع راننده و نه به نفع اسنپ. win win پیش کش . همه باختن اصلی ترین رکن رضایت مشتری هست و بحثی هم نداره ، اما خدمات خوب رضایت به دنبال داره نه فقط قیمت پایین. خدمات خوب هزینه بالایی هم داره. مشکل تیم اسنپ اینه هیچ شناختی نسبت به حمل و نقل نداره. اینکه اسنپ ، بر پایه خودروهای تک سرنشین که به محل کارشون میرفتن تونست قیمت های مسافربری را پایین بیاره، نمیتونه پایه باربری هم بشه. چون کسی که وانت سبک یا سنگین میرونه شغل اصلیش رانندگیه . هم تعرفه ها را داره و هم اصول کار را و هم اصول اخلاقی و غیر اخلاقی را. اسنپ بار را که بارنامه نمی کنه و خسارت هم به مشتری نمیده که این خودش باعث میشه هر باری را نتونه بگیره. یعنی آدم عاقل بارش را به اسنپ نمیده. راننده هم که فوق ناراضیه و باعث هزار جور اتفاق خواسته و ناخواسته میشه کارهای نو آورانه هم که نداره بستر اینترنت هم که فضای مناسبی برای مسیریابی و رزور و . . . برای قسمت باربری وجود نداره و حتی فیلتر هم هست. اسنپ باکس فقط در حد همون پیک موتوری داخل شهری کاربرد داره اونم هزارو یک اما و اگر داره ولی واقعا میشد خیلی کارها انجام داد. شاید چندتا شرکت خارجی مثل اوبر میومدن و فعالیت میکردن ، اصول حرفه ای کار را به اسنپ یاد میدادن.
من برا خودم فریلنسری کار میکردم تا اینکه اولین تجربه کاری حضوری من توی آکاف شروع شد و خیلی خوشحالم که اولین تجربه ام را اونجا داشتم. واقعا اونجا کار جدی هست :)) یک تیم تست سه لایه بعد از برنامه نویسی ما وجود داشت که همه باگ های احتمالی رو بیرون میکشید! باگ هایی که شاید خیلی جاها اصلا بهش باگ نمی گین تو ایران :)) با یک وسواس و حساسیتی به جزئیات توجه می شدو خوب من مدلم جوری بود که دوست داشتم کار خوب انجام بدم
دو مرحله مصاحبه داشتم. اولی مجازی برای آشنایی بیشتر با خانمی که مدیر تیم بودند و بعد از اون مرحله بعد حضوری و فنی. یکی از غیر حرفه ای ترین مصاحبه های فنی که تاحالا رفته بودم بود واقعا. دو نفر اقا وارد جلسه شدند و سوالات فنی مربوطه رو میپرسیدن. از این جهت غیر حرفه ای که تمسخر امیز برخورد میکردند اگر جواب سوالو نمیدونستم و حتی وقتی جوابای درستم میدادند سعی داشتند بگن نه تو اشتباه داری جواب میدی و بلد نیستی. به شکل مضحکیم این کارو میکردن. خلاصه که دنبال زیر بغل مار بودند از جوابام که ایراد بگیرن فقط و سوالات مسخره ی غیر کاربردی هم کم پرسیده نشد. کاملا بنظر عقده ای و بی ادب بودند و سواد خیلی بالاییم نداشتند خودشون و کاملا متوسط بود دانششون. سوالاتم که شفاهی مطرح میشد و بعضا پای تخته هم با ماژیک شرحش میدادند. شکر خدا بعد این جلسه فهمیدم جای درست و حسابی نیست از نظر فنی و جو همکاراش. وقتی ادمای توش اینقدر دانش کمی دارند و مجبورن برای اینکه غلط بگیرن ازت تا بگن ما بیشتر از تو بلدیم، ایراد لغوی حتی بگیرن از جوابات!!
برای من واقعا ناامیدکننده بود که با سطح مدیریتی شرکت به شدت ضعیف روبهرو شدم؛ وقتی مشکلاتی پیش میآمد، به چشم میآید که نوع پاسخ به سرعت و کیفیت مطلوب نیست. در ابتدا انتظار داشتم که وظایف مربوط به پاسخگویی سریعتر و کارآمدتر انجام شود، هرچند دیدم که جمعی از همکاران هم از این وضعیت راضی نیستند و من هم به خاطر تجربهام تصمیم گرفتم نظر مستقلی بنویسم تا دیگران هم بتوانند از رفتارهای مشابه باخبر شوند. در مجموع، شاکیهای متعددی وجود دارند و به نظر میرسد ارائه پاسخ مناسب در زمان کوتاه، امری است که باید بهبود یابد.
من هیچ وقت حاضر نیستم وقتی با کادر حرفهای روبهرو میشوم، احساس کنم که فریب شدهام. آن تجربه برایم خیلی ناگوار بود چون وعدههای اولیه بدون واقعیت ماند و نهایتا با مشکلات عود کرد. در ابتدای تماس، صحبتها درباره تأیید قبلی عکس و امکان انجام کاشت بدون حضور من بود، اما وقتی مسئله به مراحل بعدی رسید، نظر دیگری مطرح شد و مدعی شدند که با وجود درخواست من، برخی نکات لحاظ نشده است. در نهایت اعلام کردند که برای واریز بیعانه باید همین مقدار کمراهی پرداخت شود و حتی با تأیید از سمت خودشان یک بخش از هزینه کسر شد، که فاصله زمانی و سردرگمی زیادی ایجاد کرد. این تجربه باعث شد که احساس کنم فرایند منظم و شفاف نیست و من همچنان نسبت به اقدامات بعدی این کلینیک محتاط بمانم و از هر کس که قصد پیگیری دارد، آگاهانه اطلاع رسانی کنم.
به شدددددددت نظر "تمام وقت ۱۴۰۳/۱۱/۱۰" رو تایید میکنم فقط تیمی که من عضوش هستم به شدت علاقه داره از تکنولوژی جدید استفاده کنه بیمورد...الکی میکروسرویس مینویسیم...الکی از متدولوژیهای پیچیده استفاده میکنیم که بعدا در جلسات بگیم ما خیلی به روزیم...مدیرمون شعورش نمیرسه که ساده کد زدن خودش یه هنره و لقمه رو دور سر چرخوندن کار ....
اصلا پشتیبانی خیلی ضعیفی داره هر موقع زنگ زدم جوابگو نیستن بنظرم شرکت میاره نه بدرد رستوران دارها میخوره و نه سفیران پیک متوری شرکت خیلی مزخرفی هستش
سالها کارم در ترجمیک رو ماجرایی آرام میدیدم که با وجود سختیهای کوچیک، تجربهی خوبی داشت. حدود سیزده ماه در بخش پشتیبانی مشتریان بودم و تصمیم گرفتم تجربهم رو برای دیگران بازگو کنم. در ابتدای همکاری با دانشجوها خوب بودم و باهاشون هماهنگی کردم، اما به مرور، برای مرخصیها که با افزایش کار شرکت همزمان میشد، با محدودیتهایی روبهرو میشدم. حقوق بهطور منظم میرسید، ولی نسبت به انتظار من کافی نبود و شاید برای برخی با شرایط منطقپذیر همخوانی داشت. برای مرخصی، باید سه تا چهار روز قبل هماهنگی انجام میدادم و امکان تغییر شیفت در این بازه وجود نداشت؛ شیفتی که کار را از ابتدا شروع کرده بودم، تا پایان باید ادامه میدادم. بقیه جنبهها هم همواره معمولی بود. محیط کار نسبتا آرام بود و اجازه میداد درس بخوانم و فشار یا درگیری شدید کاری را تجربه نکنم؛ چنین وضعیتی فرصت میداد تا کنار کار درس هم پیش برود.
سلام، هر شرکتی پستی و بلندی هایی داره خوبی این شرکت ۱-پرداخت به موقع حقوق اونم توی دو پارت اول ماه و وسط ماه هست ۲-پرداخت بیمه کامل از سمت شرکت ۳-نهار ۴-بیمه تکمیلی از ضعف این شرکت بخوام بگم ۱- وجود مدیریت ضعیف، بهتون تسک میدن و تحلیل ندارن و بعد پیاده سازی اگر مشکل از برنامه نویس باشه شرایط بد روانی براش ایجاد میکنن و اگر مشکل از مدیریت باشه باز این برنامه نویسه که از نظر مدیر اشتباه کرده، من بارها این مشکل رو داشتم مدیریت هر وقت حالش خوب باشه با بچه ها شوخی میکنه، گاهی بچه ها رو جمع میکنه و تهدید میکنه مدیریت به افراد بی کفایت ولی زیبا ارزش بیشتری میدن ۲- مدیریت یکی از اعضای خانوادشو آورده اونجا، واگر شما چالشی باهاش داشته باشی مدیریت هیچ وقت حق رو به شما نمیده اکثر پیامهای قشنگی که میبینید،پیامهایی هست که این شخص مینویسه و اصلا درست نیست. یعنی شما اصلا نمیدونید دارید کار میکنید یا باید با این افراد چالش داشته باشید ۳- شرکت لحظه به لحظه با اینکه درآمد دلاری داره حقوق بچه ها رو کمتر میکنه، غذا رو از جایی میگیرن که کیفیت نداره، شرکت آبدارچی نداره و شما باید همیشه خودتون چایی بزارید، باید کارهای نظافتچی رو انجام بدید بدون تعارف ۴-کارمند وقتی میاد شرکت مشخص نیست که فردا هم شرکت باشه یا نه، بی دلیل اخراج میکنن 5-قبلا یه چیزی مناسبتی میدادن، مثلا آجیل شب عید، آجیل شب یلدا، ولی به دلیل فقر ذهنی هیچ چیزی به کارمند نمیدن
افتضاح به تمام معنا زبان پیش فرض خیلی تیم ها کردی هستش همه یا همشهری هستن یا خانواده درجه یک . اگه فامیل باشی رشد میکنی حقوق خوب میگیری بهت تسک خوب میرسه . اما اگه تازه به تیم اضافه بشی و جز اون ۲ دسته نباشی خودشون یه کاری میکنن که خیلی سریع استعفا بدی و خیلی راحت هم میپذیرن . تیم لید ها یا نیستن یا دارن کار خودشون رو میکنن و مدیریت رو سپردن دست زیر دست های خودشون که اونا هم ادم های فنی نیستن فقط تجربه کار تو آسا رو دارن . جواب سلام هم نمیدن چه برسه به اینکه بخواد نیرو رو آنبرد کنن یا شمارو جزیی از تیم ببینن . تکنولوژی های جدید و بروز استفاده نمیشه . تمام عشق و حالشون اینکه بیان پشت سیستمشون صبحونه بخورن بگن ما سرمون شلوغه . همش هم تو جلسه اید . در اخر هم اصلا و ابدا معلوم نیست حقوق رو چطوری حساب میکنن .
اگر تمایل دارید یکبار دیگه برگردید به دوران کودکی خود و مهدکودک رفتن تجربه کنید حتما حتما بهتون پیشنهاد میکنم با این شرکت همکاری کنید... از محیط سمی اونجا بگم براتون که حرف زیاده مثلا اونجا شرکت نرم افزاری و تو اینترنت رو سیستم نداری بخاطر امنیت بالای اونجا، مثلا نرم افزار ERP تولید میکنند ولی حتی خودکارمندا CRM ندارند و یه چیز مسخره هستش پر از باگ که خودشونم نمیدونن این چیزی که تولید کردن چطوری باید باگش برطرف کنند. اونجا اگر چاپلوسی هستی موفق میشی مثلا قربون دکتر بری (دکتر نیستنا ولی آرزوی دکتر بودن دارن و تمام امتحانات و حضور در کلاس توسط منشی انجام میشه) در عوض تمامی مواردی که اعلام کردم دوربین با پیکسل بالا و شنود عالی داره حتی جلوی در سرویس بهداشتی یعنی میخوام بهتون بگم چقدر تو تحت نظر هستی... به این صورته که حتی از شرکت میای بیرون حس میکنی یکی داره نگاهت میکنه... مثلا اونجا کلا آزادی بیان نداری چونکه نظری مخالف بدی پرت میشی بیرون... اهان اینو بگم فکر نکنید این عکسایی که میذارن واقعیه و مثلا تعداد پرسنل بالا ۵۰ نفرنا.... نههههه اصلا کلا ۲۰ نفرم نمیشن ولی این عکسایی که میذارن خانوادگیه چونکه بیزینسشون خانوادگیه... کلا محیط خاله زنکی داره که هیچ جا نمیتونی تجربش کنی باید بجای نرم افزار سبزی خرد کنی شماران بزنن موفقتر میشن... اونجا رو به موت هم باشی سلامتیت هیچ ارزشی نداره و باید بری سرکار و تنها چیزی که بهش اهمیت داده نمیشه حق و حقوق کارمنداس... هر کی میاد اونجا بعد چند ماه میره اوناییم که موندن کسایی هستن که بهشون بال و پر میدن و سوگلی هستن یا چاپلوس... انقدر بازی روانی راه میندازن که دوست داری اون شرکت و با تمام اون آدماش آتیش بزنی انقدر بهت فشار وارد میکنند... فقط شو هستند بخدا که طبل تو خالین حتی تو رویاشون همچین روزایی رو نمیدیدند... اگر بیکار هستید اگر تجربه کاری ندارید حتی فقط بخاطر روزمتون ، اونجا نرید چونکه حقوقتون طوری محاسبه میکنن و بیمتون کارگری رد میکنن که هیچ ارزشی نداره...
تو اون شرکت زیر پله ایی کسانی می رن که جای دیگه نمی تونن کار پیدا کن والا ادم درست و حسابی اونجا پیدا نمی شه دروغ گویی مدیر مدیر پشت سر بقیه غیبت می کنه،تهمت می زنه،گیرهای بیخود،باردار بشه اخراج می شه،محیط پرتنش،روابط جنسی در شرکت زیاد رخ می ده،محیط ناسالم برای زنان چه مجرد و چه متاهل. مدیر و پسرش ادم های منفعت طلبند فقط جنس برگشتی زیاد دارن اونا رو تعمیر می کنن و جای نو می فروشن.
خیلی برام جالب بود که بعد از این همه کامنتهایی که به حق از بدیهای شرکت گفتن، مدیران اون شرکت شروع کردن به کامنت فیک گذاشتن و از خوبیهایی که اصلا وجود خارجی نداره میگن!!! من تجربه ۶ ماه کار کردن در این شرکت رو براتون مینویسم. تقریبا مطمئنم هر کسی که وارد شرکت احمقان راه قهوهای شده فقط گول خورده و از روی سادگی دروغهایی که در معرفی شرکت گفتن رو باور کرده و وارد اونجا شده. این شرکت توسط سه برادر مدیریت میشه، که اگر پدر مرحومشون این شرکت رو تاسیس نکرده بود، از فرط بیسوادی و بیخردی، این سه برادر باید تا کمر در سطل آشغالهای سر کوچه خم میشدن تا روزیشون رو به اون صورت درمیاوردن. معنای واقعی مدیریت تخریبی رو میتونید در این شرکت ببینید، برای مثال سرپرست بخش شبکه و زیرساخت، یک فرد مدعی اما به طور کامل پوچ و بیهوده بود، کمترین سواد حتی در مورد پایه و اساس شبکه رو نداشت ولی باز هم خوب بود که خیلی کامنت فلسفی نمیداد و برای خودش یه گوشهای رو اشغال کرده بود فقط. اما از اون طرف مدیر فنی که یکی از اون برادرا بود، در عین صفاحت و شیرین عقلی کامنتهایی میداد که هیچگونه دلیل و منطقی پشت اونها نبود و خیلی وقتها فکر میکردم ایشون در صحبتهای فنی به زبون چینی صحبت میکنه چون واقعا هیچی از حرفاش نمیفهمیدم. بیسوادی، بیاخلاقی، طلف کردن وقت دیگران، فضول و آمارگیر بودن و چشم ناپاکی از صفات بارز ایشان بود. سر آخر، از همهی اینها بدتر، مدیریت عامل که یکی دیگر از برادرا بود، فردی مشمئزکننده، دروغگو، قالتاق و فقط به دنبال حاشیه چون هیچ چیزی از مدیریت یک شرکت و الفبای کارورزی نمیدونست، در اوایل کار فکر میکردم که کلا شوخی میکنه و تمام حرفا و رفتاراش شوخیه اما بعدا فهمیدم که درگیر چه اوهاماتی هستش و ایشون فقط باید تحت درمان قرار بگیره و لاغیر. تقریبا تمام کامنتهایی که اینجا دیدم درست بودن به غیر از اونهایی که ۴-۵ ستاره داده بودن و با توجه به نوشتار و طنزهایی که اصلا با واقعیت همخونی نداشت حتما کار برادران بوده. بنده در این شرکت به معنای واقعی جون کندم، اشکالات بسیار جدی در سوییچینگ، روتینگ و فایروالهاشون بود، ۳-۴ ماه اول که بودم تقریبا تمامشون رو حل کردم و شبکه رو به حالت استیبلی رسوندم، اما وقتی دیدم در این شرکت هیچگونه خبری از اخلاق حرفهای، پرداخت درست و شفاف حقوق و حتی حریم شخصی نیست کاملا سرخورده شدم و شروع کردم به گذروندن روز تا فقط ۶ ماه پر کنم و از اونجا فرار کنم. بالاخره بعد از ۶ ماه در نهایت احترام با این شرکت خدافظی کردم و با اینهمه لطف و سودی که برای این شرکت داشتم، شرکت جدیدی که استخدام شده بودم، از این شرکت بیخود استعلام صلاحیت اخلاقی (نه حتی فنی، فقط اخلاقی) کرده بودن، که فقط برای ضرر زدن به من و از سر فرسودگی عقل و چشم تنگی هیچوقت به اون شرکت جواب ندادن. و جالب اینجا بود شرکت مقصد هم خودش فهمید و در آخر دبیرخانه اونجا به من گفت که حتما شرکت در پیتی هست که حتی نامه فیزیکی رو هم جواب نمیدن و شما هم ک فقط ۶ ماه اونجا بودی. در آخر روی صحبتم با مدیرانه این شرکته، من که همونجایی که این دوستان چشم نداشتن بنده برم، رفتم و استخدام شدم، بعد از اون هم که مهاجرت کردم، ولی ۶ ماه کار کردن توی این شرکت، عین نقطهی سیاهی توی رزومه کاری من شد، هر جور سلیقتونه شرکت اداره کنید ولی «دروغ نگید» اینجوری حداقل فحش آدمایی که برعکس شما وقتشنون براشون مهمه رو نمیخورید و کمتر لعن و نفرین میشید و کمتر مرض به جونتون میشینه.
اگر از جونتون. گردنتون. دستتون.جمعه ها بیرون رفتن با دوستا و خانوادتون. کلیه هاتون بخاطر عدم اجازه برای سرویس رفتن!! سیر شدین. تشریف ببرین رزومه بدین اسنپ فود ساعت ناهاری نیم ساعت که نصفش تو صفی. حقوق کم نسبت به کار.باگ برنامه که بخاطرش شما باید پاسخگوی هزاران ادم عصبی باشی و گزارش باگ هم بدی هیچ اصلاحی صورت نمیگیره و تو همچنان میمونی پاسخگوی یه سری افراد باشی. سفارش کم باشه میگن عملکردت ضعیفه! کیوسی مزخرف تر از خودش که به همه چی گیر میده.سرپرست و مدیرای از خود راضی. خاله زنک بازی و پخش شدن حرفایی ک اتفاقی ازتون شنیده بشه. مقصر شدن تو هر زمینه ای! قرارداد سه ماهه و تهدید شدن به یه ماهه شدن قرارداد بخاطر عملکردی که از کم بودن مشکلات سفارش به دست اومده.پاداشتم سر همین نمیدن نکنید به خودتون این ظلم رو نکنید! الان داری اینو میخونی میگی ممکنه یه سریا از همه چی ناراضی باشن. منم اینارو خوندم و توجه نکردم :) بعدش دیدم اینا واقعا راسته من دلخوش بودم الکی
من با وجود مدیران اجرایی در واحد پروژهها، احساس کردم رفتارها حرفهای نیست و برخی از تصمیمها با معیارهای انسانی همسو نمیشود. در نگاه کلی، فضای کار برای خانمها چندان مطلوب به نظر نمیرسد و گاهی به وجود فساد یا رفتارهای نامناسب اشاره میشود. تیم بازرسی و تولید نیز از نظر من بهطور یکپارچه زمانهی مطلوبی را ارائه نمیدهد و مشکلاتی در بهرهوری و عدالت برقرار است. با این وجود، نکتهای که بیش از هر چیز بیرون میچسبد، احساس رانت و فساد در مجموعه است که بهوضوح در برخی از بخشها دیده میشود. در مجموع، تجربهام از محیط کار به عنوان محلی که مشکلات ساختاری و بیعدالتی وجود دارد، توصیف میشود.
سلام بنده مدتی در میاره مشغول بکار بودم پس از چند روز متوجه شدم بنده را بابت سفری که از سوی خود خریداربنا به اظهار مسئول وال مارکت کنسل شده مبلغ پانزده میلیون ریال بدهکار کرده تند آنهم تحت عنوان جریمه عدم تحویل کالا . بنده چندین مرتبه به پشتیبانی میاره موضوع را اطلاع دادم درخواست رسیدگی کردم حتی دو سه مرتبه به وال مارکت مراجعه کردم چندین ایمیل با شرح کامل اتفاق برای میاره ارسال کردم اما دریغ از کوچکترین پاسخ ،رسیدگی یا تماسی از سوی میاره . الان هم که حسابم را باز میکنم بدهکاری همچنان در بالای صفحه به من دهن کجی میکند. اکنون با خواندن مطالبی که دوستان نوشته اند از اینکه بعضی ها تشکر کردن که میاره چقدر زیاد به مشکلات سفیران توجه دارد واقعا تعجب کردم . شاید هم بنده آدم بی ارزشی بودم و واقعا میاره به سفیرلنش توجه دارد .
بعد از گذشت حدود سه ماه از اشتغال در شرکت یکتانت، متاسفانه باید بگم که حرفهایی که راجع به نگاه از بالا به پایین زده میشه کاملا صحت داره، شاید یک ماه اول همه چیز اونطوری باشه که شما میخواین اما بعد از یکماه همه چیز تغییر میکنه و نگاه ازبالا به پایین کاملا حس میشه، علیرغم اینکه در جلستان مصاحبه و جلسه آنبوردینگ روز اول پرسنل منابع انسانی راجع به شناوری زمان صحبت می کنن، بعد از یک ماه حتی به زمان ناهاری که شما پشت میزت نبودی هم انتقاد میشه که چرا به جای نیم ساعت 40 دقیقه پشت میز نبودی، و هرکاری هم بکنید باز هم بازدهی و عملکرد شما رضایت بخش نخواهد بود، این شرکت فقط در حرف تسک محوره و در عمل کاملا سنتی عمل میشه، اتفاقی که برای من افتاد مثل این بود که انگار بعد از اینکه تخلیه اطلاعاتی شدی و کل پلنت رو برای سازمان ارائه دادی دیگه استفاده ای برای سازمان نداری و با شما خداحافظی میشه تا با اطلاعاتی که از شما دریافت شده کار رو پیش ببرن، موضوع دیگه اینه که صبر برای مدیران شرکت اصلا معنی نشده و تصورشون اینه که همه کار ها به راحتی و در سریع ترین زمان ممکن انجام میشه و اگر مشکلات مانع هایی برای انجام کار بوجود بیاد مشکل از شماس نه چیز دیگه.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.