در دوره آزمایشی مجموعه زند الکترونیک، با تیم منابع انسانی بهطور تماموقت همکاری کردم و مدت آن کمتر از یک سال بود؛ پایان همکاریام در سال ۱۳۹۹ بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای من برخورد خانم مدیر منابع انسانی که تجربه زیادی داشتند، بسیار پسندیده بود؛ هرچند من فقط برای پست نیمهوقت آمده بودم اما آنها به نیروی تماموقت نیاز داشتند. شرکت از نظر من منظم و با پرستیژ به نظر میرسید و واقعا دوست داشتم با تیمشان همکاری کنم.
با وجود حس خوب کار که تجربهام را شکل میدهد، در تیم مالی شرکت زند الکترونیک کلار سبز به صورت تماموقت و برای مدت سه تا پنج سال مشغول فعالیت هستم.
ورودی من به عنوان کارشناس مالی وقتی دعوت شدم برای مصاحبه، نخست با فضایی دوستانه و صمیمی روبهرو شدم که بین همکاران حاکم بود. اشتیاق زیادی داشتم که عضو این شرکت شوم و در عین حال مصاحبهای حرفهای، سخت و پر از چالش داشت. رفتار مدیران شرکت کاملا محترمانه و صمیمانه بود و فضای کار را به طور کلی مثبت نشان میداد.
در مصاحبهی Help Desk با شرکت زیرک، رفتاری که از یکی از مصاحبهکنندهها دیدم واقعا ناگوار بود. یک جا به من گفت اگر کسی در شرکت بهتو توهین کرد و فحش رکیک داد، چه واکنشی نشان میدهی و چرا نباید به فحش پاسخ داد؟ دوم اینکه سنگینتر از این بود که هر روز بیست و چهار کیلو کیس را بردارم و بگذارم زمین؛ پرسید آیا میتوانم این کار را انجام دهم. همچنین سؤال کرد اگر کارآموزی قبولم شوند و بعد بگویند نمیخواهمت و من از کار قبلی استعفا داده باشم، چه اتفاقی میافتد؟ جای دیگری به شدت صحبت را بد برداشت و حتى مسخرهام کرد که شاید پاسخهایم از شاتل یاد گرفتهام و اگر مشکلی ایجاد شود چه کنم. بعد با استرس من را تحت فشار قرار داد و در نهایت گفت ببخشید، بد حرف زدم؛ میخواستم ببینم عصبانی میشوی یا استرس میگیری چه واکنشی نشان میدهی. بهواقع رفتار مصاحبهکننده پویا و بیپایه بود و به تصویر حرفهای یک شرکت ضربه میزد؛ با وجود اینکه خودم علاقه داشتم در این مجموعه کار کنم، این تجربه نظر من را نسبت به همکاری با آنها تغییر داد. همیشه تصور میکردم کافهدارها و ایدههای من دربارهی محیط کار با اینجا مطابقت دارد، اما این ملاقات یعنی ایدهام را خراب کرد. بهگفتهای از آشنایان، آموزشدهی در شرکت وجود دارد و رفتار فرد برایشان مهم است، اما از دید من واقعا اینطور نبود و لیست نیازهای Help Desk و NOC ترکیبی بهنظر میرسید؛ انگار همهچیز در یک لیست گنجانده شده بود، در حالی که جای دیگری هم میشد مسئولیتهای Help Desk را داشت. اگر قصد دارید در چنین محیطی پذیرفته شوید، به نظر میرسد که باید از مواجهه با چنین توهینهایی پرهیز کنید.
روزهای اولی که رزومهام را فرستادم، زنگ زدند و گفتند باید بیایم بررسی اولیه. وقتی رسیدم، فرم استخدام را پر کردم و از من چند تست روانشناختی گرفتند که هوش هیجانی و بعضی ویژگیهای رفتاری را ارزیابی میکردند؛ نتیجهها را داخل یک پاکت دادند و گفتند بعدا با مدیر مربوطه مصاحبه دارم. شرکت زر ماکارون خیلی بزرگ است و اگر بدون راهنما بیایید ممکن است گم شوید؛ من هم به هر حال مسیر را پیدا کردم و رفتم. در طول مصاحبه مقداری پرسش درباره کارهای فعلیام مطرح شد و بعد به سوالات تخصصی رسیدند. واکنششان به پاسخها چندان رضایتبخش نبود و انگار از بعضی جوابها مثل نمیدانم خوشحال میشدند. در کل رفتار مدیری که با من مصاحبه کرد چندان دلچسب نبود.
دعوت به مصاحبه برای کارشناس فنی و مهندسی در شرکت زر ماکارون بسیار منظم و حرفهای بود. روند مصاحبه گام به گام و با معیارهای حرفهای پیش رفت. پرسشها عادی و نسبتا ساده به نظر میرسیدند زیرا معمولا با چنین مباحثی درگیر بودم. ساعات کاری طولانی و نیاز به دانش بالا از ویژگیهای این تجربه بود. من هشت سال سابقه کار داشتم.
من سالهاست که بهطور تماموقت در شرکت زر ماکارون فعالیت میکنم و بیش از یک دهه است که در آنجا حضور دارم.
بعد از مصاحبه برای کارشناس آمار، به سراغ پالایشگاه غلات رفتم تا فرم استخدام را تکمیل کنم و با همان مدارک داخل پاکت، به کارخانه آرد برای مصاحبه تحویل دادم. در جلسه، پرسشهای عمومی در زمینه مهندسی صنایع، مدیریت موجودی و ویژگیهای اخلاقی مطرح شد. آنها گفتند به جز ساعات استاندارد کار از هشت تا پنج، باید ماهی دستکم پنجاه ساعت اضافهکاری انجام دهم تا حقوقی معادل سه و نیم به من پیشنهاد شود. همچنین توضیح دادند که کار سخت و تا حدودی عادی است و ممکن است روزهای پنجشنبه، جمعه و تعطیلات هم لازم باشد بیایم. در نهایت همان فرم را پر کردند و از من خواستند دوباره به پالایشگاه غلات بازگردم.
در یک روز دو مصاحبه برای کارشناس بازرگانی داشتیم که سوالات و انتظارها یه جور دیگه بود و مشخص نبود دقیقا چه نقشی میخوان: بازرگانی و بازاریار یا توسعه بازار و یا فعال دیجیتال مارکتینگ. آخرش هم نه درباره حقوق صحبت شد و نه مزایا. رفتار حرفهای وجود نداشت و برنامهای برای مصاحبه ارائه نشده بود. کل تجربه خوب نبود و نتیجه هم بعد از دو ماه مشخص نشد. آیا با تجربهای در بازاریابی شبکهای آشنا بود؟ ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت پیگیری و تلاش بود.
با وجود تبلیغ برند معتبر، تجربه من از کار در زر فروکتوز نشان میدهد که فرایند مصاحبهها به شکل نامنظم و پر از ابهام پیش میرفت. من چند فرصت خوب را به خاطر این شرکت از دست دادم و در نهایت دوباره پشیمان شدم. رزومهام را فرستادم اما همراستایی واضحی بین نیازهای شغلی و توضیحات کارفرما نبود؛ مشخص نبود کدام نقش دقیقا منظورشان است و چگونه مراحل ارزیابی پیش میرود. در هر مرحله از فرایند، به نظر میرسید که برنامهریزی چندان مشخصی وجود ندارد و تصمیمات بهطور ناگهانی تغییر میکرد. برای کسانی که قصد شرکت در مصاحبه دارند، بهتر است زمانشان را به دقت مدیریت کنند و انتظار معجزه از این شرکت نداشته باشند. به نظر میرسد ارتباط با داوطلبان بیش از هر چیز به رابطه دوستانه یا پارتیبازی وابسته است و اینکه تا چه حد با شما سازگاری دارند. در بخش ارزیابی هم دیدن درخواستهای نامتعارف از نظر روانشناسی وجود داشت و واقعا احساس ناخوشایندی ایجاد میکرد. نکتهای که بهعنوان نکته منفی میشود برشمرد این است که برخی از وظایف و معیارهای انتخابی بیشتر به ظاهر و تیپ فرد وابسته بود تا به توانمندیهای واقعی کاری. در نتیجه، برند یا شهرت شرکت به هیچوجه جای اعتماد کامل را نمیدهد.
در مصاحبه با تیم بیزنس آنالیست یکتانت با رفتاری نسبت به من روبهرو شدم که به شدت توهینآمیز و از بالا به پایین بود. مصاحبهکننده به شدت با ادبیات خاصی صحبت میکرد و رفتار تحقیرآمیز داشت. من برای مصاحبه با مدیر تیم تکنولوژی ملاقات کردم و سوالاتی که پرسید چندان ربطی به کار نبودند و اغلب بیربط به نظر میرسیدند. به نظر میرسید رزومه را به درستی بررسی نکرده بود و با تمسخر به برخی نکات اشاره میکرد. نتیجهاش هم این بود که تجربهام نسبتا ناراضی و بد بود. برای دستیابی به پاسخگویی، از من درباره توزیع پواسون سوال کردند، هرچند من بلد بودم اما فکر نمیکنم در مجموعهی کارهایشان تا به حال از این مفهوم استفاده شده باشد.
در اولین مصاحبه برای موقعیت BI و IT Generalist در شرکت یکتانت، فرایند آغازین با آزمون GMAT حدود بیست دقیقه طول کشید. سپس مدتی طول کشید تا منابع انسانی پاسخ بدهند و در طول این انتظار، حس کردنی پرتوقفی و بینظمی حاکم است. زمانی که بالاخره سوالات ارائه شد، تمرکز اصلی بر نقاط قوت و ضعف، دلیل انتخاب رشته و اهداف شغلی بود و هرگز درباره مهارتهای فنی پرسشی مطرح نشد. واکنش تیم مصاحبهکننده تا حدودی مغرورانه به نظر میرسید و رفتار آنها هم مناسب نبود. از ابتدای کار انتظار داشتم برگه سوالی به دستم برسد، اما به نظر میرسید هماهنگی لازم بین مراحل وجود ندارد.
مصاحبه برای من با مدیرعامل برگزار شد و فضایی آرام و پر از تجربه بود که حس خوبی به من منتقل شد. در برخی جاهای دیگر مصاحبهها را دیده بودم که سوالهای تخصصی بیربط با کارشون مطرح میکردند، اما اینبار بیشتر درباره مشکلات کار قبلیم و وضعیت کار جدید صحبت شد. به نظرم روند استخدام در این شرکت خیلی سریع انجام شد و احتمالا کمتر از یک هفته طول کشید.
من تجربهای از شرکت یکتانت در فرایند مصاحبه بکاند دارم. در مرحله نخست، تعدادی سوال هوش مطرح شد و برای پاسخگویی به این سوالات حدود بیست دقیقه وقت داشتم؛ سوالاتشان جذاب بودند و مهارتهای مختلفی را میسنجادند، و نمونههای مشابهشان را میتوان در منابعی مثل کتابهای جیمز پیدا کرد. پس از آن با مدیرعامل جلسهای داشتم و سوالات مختلفی از من پرسیده شد. از اهداف شغلیم پرسیدند و بعد نیز درباره اطلاعات فنیام بررسی کردند. در نهایت پیشنهاد دادند به جای کار بکاند به عنوان اکانت منیجر با آنها همکاری کنم، اما با توجه به اهداف شغلیم گفتم این نقش برای من مناسب نیست. در ادامه از من پرسیدند که آیا سوالی دارم و من چند سوال آماده کرده بودم که پاسخ دادند. سپس جلسهای دیگر با یکی از بنیانگذاران شرکت داشتیم و با هم صحبت کردیم و سوالات متنوعی پرسیده شد. چیزی که مدتی بعد ایمیل کردند این بود که در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد و برای آینده آرزوی موفقیت کردند. برای آماده بودن در حوزه کسبوکار تبلیغات، توصیه کرده بودند که با آمادگی و پرسشهای از پیشتهیئهشده وارد شوند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند عبارت بودند از کنجکاوی، داشتن هدف و علاقهمندی به یادگیری.
در اولین برخورد با شرکت یکتانت، برگهای با ده سوال و بیست دقیقه زمان در اختیارم گذاشتن تا پاسخ بدم. سوالات نسبتا ساده بود و تعدادی محاسبه ساده داشت و دو تا از آنها مربوط به دیجیتال مارکتینگ بود. در پاسخهای مرحله اول گفتم که نقطه قوت و نقطه ضعفی دارم، و در مورد اینکه در صورت تاخیر در مهلت چه کار میکنم صحبت کردم. همچنین پرسیدم چگونه با حقوق کمتر از کار قبلی کنار میآیم و مهمترین مهارتی که در کارم یاد گرفتم چیست را بیان کردم. توضیح دادم کدام مهارت در شرکت ما میتواند برای کار مفید باشد و اینکه اگر به گذشته برگردم چه کاری را انجام نمیدادم یا چه کاری را انجام میدادم. پرسیدند چه شرکتهای دیگری برای من ایجاد علاقه کردهاند و از نظر من نقاط قوت یکتا نت چیست. سوال دیگری این بود که چه سوالی از آنها دارم و انتظارم از محیط کار چیست. درباره فرهنگ سازمانیشان هم پرسیدم که تا چه حد با آن آشنایی دارم و آیا تحقیق قبلی انجام دادهام. قبل از مصاحبه باور داشتم که درباره شرکت و فرهنگشان اطلاعات خوبی دارم و به همین دلیل فکر میکردم مطرح کردن نکات مربوط به فرهنگ و شرکت برایم مزیت است. تنها اشتباهی که در مصاحبه اول مرتکب شدم این بود که ساعت کاری را نپرسیدم؛ در مصاحبه دوم متوجه شدم پنجشنبهها هم روز کاری است که در نهایت من قبول نکردم آن روز بجای کار بروم.
برای شرکت یکتانت، تجربهی مصاحبهام با دو مرحله شروع شد و مرحله دوم شامل یک پروژه ساده بود که در چارچوب چهار ساعت باید انجامش میدادم. اگر از کار کردن با کارت و انجام کارهای ملموس لذت میبری، این محیط برایت مناسب است. عوامل کلیدیای که در ارزیابی اهمیت داشتند عبارت بودند از هوش و انگیزهی کاری.
اول از همه سوالات تست هوش دادن به مدت بیست دقیقه باید بهش پاسخ میدادم. بعد از اون مصاحبه اول با یکی از مسئولان منابع انسانی انجام شد و مصاحبه دوم رو چند روز بعد با مسئول واحد مربوطه انجام دادم. که مصاحبه خیلی عادی و خوب پیش رفت ولی بعدش فهمیدم که مصاحبه کننده دقیقا نمیدونسته چی از من کارجو میخواسته! مصاحبه و ورود خیلی خوب و ولکام همرام با احترام دارند ولی متاسفانه نباید به این دو مورد دل خوش کرد!! چون مصاحبه کننده ها مهارت درست در نحوه مصاحبه با کارجو را ندارند و بعد از مدت کوتاهی پس از شروع به کار اعلام عدم نیاز و خاتمه همکاری با شما رو میکنند! قبل از ورود به دوره ازمایشی مطمین بشید که از شما دقیقا چه انتظاری دارند و چقدر و چند ساعت در روز باید براشون کار کنید تا رضایتشون جلب بشه!!!
قبل از مصاحبه یه فرم تو مایه های تست هوش و سوالات جیمت دادن تکمیل کردم، ۲۰ دقیقه وقت داشت. بعد از اون هم حدودا یه ربع منتظر شدم تا مصاحبه کننده بیاد. یکی از کارشناسان منابع انسانیشون بودند. مصاحبه روتین و معمولی بود. یکتانت یک شرکت نوپاست که از ۹۵ تحت برند یکتانت شروع به کار کرده، قبل از اون هم بوده ولی خب با برند یکتانت نبوده. در واقع مثل استارتاپی هستن که در حال رشد هست و هنوز ساختار نهاییشون شکل نگرفته و تقریبا فشار و حجم کاری تو شرکتشون بالاست و دارند از نظر نیروی انسانی هم با سرعت بالایی رشد میکنند. گفتند که مثلا از نمایشگاه کار مهر ۹۷ تا بهمن ۹۷ که مصاحبه من بود حدودا دو برابر شدن.
یک روز بعد ارسال رزومه باهام تماس گرفتن و یه قرار مصاحبه با هم ست کردیم. موقع ست کردن قرار اصلا اجباری نداشتن که دقیقا همون تایمی که خودشون میگن بریم مصاحبه؛ خیلی به این توجه داشتن که منم بتونم و تایم با توافق طرفین ست شد. یه تست جیمت هم فرستادن که باید بهش جواب میدادم تا قبل مصاحبه؛ ۳۰ تا سوال بود که خیلی سخت نبودن به نظرم و اوکی بود. فقط ممکنه که وقت کم بیاد؛ ۲۰ دقیقه وقت داره. روز مصاحبه دو نفر از تیم hr باهام مصاحبه کردن؛ خیلی برخوردشون خوب بود و استرس اولیهم با برخورد خوبشون از بین رفت. مصاحبه خیلی خوب بود و سوال بیربط یا شخصیای ازم نپرسیدن و واقعا راضی بودم. بعد مصاحبه گفتن که تا یک هفته بعد جواب میدن و دقیقا یه هفته بعد در حالی که یه روز تعطیل بود زنگ زدن بهم و جواب دادن. سعی کنید سر زمان حاضر شید:) کلا آنتایم بودن باعث میشه که هر شرکت و فردی دید خوبی به شما داشته باشن. اگه انگیزه یادگیری و رشد دارید برای این شرکت اقدام کنید. خیلی براشون مهمه که شما توی شرکت از کارتون لذت ببرید؛ پس با انگیزه به مصاحبه برید و اگه علاقه ندارید به اون شغل براش رزومه نفرستید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: صداقت انگیزه یادگیری خلق ارزش رشد شخصی و سازمانی
در دوره آزمایشی مجموعه زند الکترونیک، با تیم منابع انسانی بهطور تماموقت همکاری کردم و مدت آن کمتر از یک سال بود؛ پایان همکاریام در سال ۱۳۹۹ بود.
برای من برخورد خانم مدیر منابع انسانی که تجربه زیادی داشتند، بسیار پسندیده بود؛ هرچند من فقط برای پست نیمهوقت آمده بودم اما آنها به نیروی تماموقت نیاز داشتند. شرکت از نظر من منظم و با پرستیژ به نظر میرسید و واقعا دوست داشتم با تیمشان همکاری کنم.
با وجود حس خوب کار که تجربهام را شکل میدهد، در تیم مالی شرکت زند الکترونیک کلار سبز به صورت تماموقت و برای مدت سه تا پنج سال مشغول فعالیت هستم.
ورودی من به عنوان کارشناس مالی وقتی دعوت شدم برای مصاحبه، نخست با فضایی دوستانه و صمیمی روبهرو شدم که بین همکاران حاکم بود. اشتیاق زیادی داشتم که عضو این شرکت شوم و در عین حال مصاحبهای حرفهای، سخت و پر از چالش داشت. رفتار مدیران شرکت کاملا محترمانه و صمیمانه بود و فضای کار را به طور کلی مثبت نشان میداد.
در مصاحبهی Help Desk با شرکت زیرک، رفتاری که از یکی از مصاحبهکنندهها دیدم واقعا ناگوار بود. یک جا به من گفت اگر کسی در شرکت بهتو توهین کرد و فحش رکیک داد، چه واکنشی نشان میدهی و چرا نباید به فحش پاسخ داد؟ دوم اینکه سنگینتر از این بود که هر روز بیست و چهار کیلو کیس را بردارم و بگذارم زمین؛ پرسید آیا میتوانم این کار را انجام دهم. همچنین سؤال کرد اگر کارآموزی قبولم شوند و بعد بگویند نمیخواهمت و من از کار قبلی استعفا داده باشم، چه اتفاقی میافتد؟ جای دیگری به شدت صحبت را بد برداشت و حتى مسخرهام کرد که شاید پاسخهایم از شاتل یاد گرفتهام و اگر مشکلی ایجاد شود چه کنم. بعد با استرس من را تحت فشار قرار داد و در نهایت گفت ببخشید، بد حرف زدم؛ میخواستم ببینم عصبانی میشوی یا استرس میگیری چه واکنشی نشان میدهی. بهواقع رفتار مصاحبهکننده پویا و بیپایه بود و به تصویر حرفهای یک شرکت ضربه میزد؛ با وجود اینکه خودم علاقه داشتم در این مجموعه کار کنم، این تجربه نظر من را نسبت به همکاری با آنها تغییر داد. همیشه تصور میکردم کافهدارها و ایدههای من دربارهی محیط کار با اینجا مطابقت دارد، اما این ملاقات یعنی ایدهام را خراب کرد. بهگفتهای از آشنایان، آموزشدهی در شرکت وجود دارد و رفتار فرد برایشان مهم است، اما از دید من واقعا اینطور نبود و لیست نیازهای Help Desk و NOC ترکیبی بهنظر میرسید؛ انگار همهچیز در یک لیست گنجانده شده بود، در حالی که جای دیگری هم میشد مسئولیتهای Help Desk را داشت. اگر قصد دارید در چنین محیطی پذیرفته شوید، به نظر میرسد که باید از مواجهه با چنین توهینهایی پرهیز کنید.
روزهای اولی که رزومهام را فرستادم، زنگ زدند و گفتند باید بیایم بررسی اولیه. وقتی رسیدم، فرم استخدام را پر کردم و از من چند تست روانشناختی گرفتند که هوش هیجانی و بعضی ویژگیهای رفتاری را ارزیابی میکردند؛ نتیجهها را داخل یک پاکت دادند و گفتند بعدا با مدیر مربوطه مصاحبه دارم. شرکت زر ماکارون خیلی بزرگ است و اگر بدون راهنما بیایید ممکن است گم شوید؛ من هم به هر حال مسیر را پیدا کردم و رفتم. در طول مصاحبه مقداری پرسش درباره کارهای فعلیام مطرح شد و بعد به سوالات تخصصی رسیدند. واکنششان به پاسخها چندان رضایتبخش نبود و انگار از بعضی جوابها مثل نمیدانم خوشحال میشدند. در کل رفتار مدیری که با من مصاحبه کرد چندان دلچسب نبود.
دعوت به مصاحبه برای کارشناس فنی و مهندسی در شرکت زر ماکارون بسیار منظم و حرفهای بود. روند مصاحبه گام به گام و با معیارهای حرفهای پیش رفت. پرسشها عادی و نسبتا ساده به نظر میرسیدند زیرا معمولا با چنین مباحثی درگیر بودم. ساعات کاری طولانی و نیاز به دانش بالا از ویژگیهای این تجربه بود. من هشت سال سابقه کار داشتم.
من سالهاست که بهطور تماموقت در شرکت زر ماکارون فعالیت میکنم و بیش از یک دهه است که در آنجا حضور دارم.
بعد از مصاحبه برای کارشناس آمار، به سراغ پالایشگاه غلات رفتم تا فرم استخدام را تکمیل کنم و با همان مدارک داخل پاکت، به کارخانه آرد برای مصاحبه تحویل دادم. در جلسه، پرسشهای عمومی در زمینه مهندسی صنایع، مدیریت موجودی و ویژگیهای اخلاقی مطرح شد. آنها گفتند به جز ساعات استاندارد کار از هشت تا پنج، باید ماهی دستکم پنجاه ساعت اضافهکاری انجام دهم تا حقوقی معادل سه و نیم به من پیشنهاد شود. همچنین توضیح دادند که کار سخت و تا حدودی عادی است و ممکن است روزهای پنجشنبه، جمعه و تعطیلات هم لازم باشد بیایم. در نهایت همان فرم را پر کردند و از من خواستند دوباره به پالایشگاه غلات بازگردم.
در یک روز دو مصاحبه برای کارشناس بازرگانی داشتیم که سوالات و انتظارها یه جور دیگه بود و مشخص نبود دقیقا چه نقشی میخوان: بازرگانی و بازاریار یا توسعه بازار و یا فعال دیجیتال مارکتینگ. آخرش هم نه درباره حقوق صحبت شد و نه مزایا. رفتار حرفهای وجود نداشت و برنامهای برای مصاحبه ارائه نشده بود. کل تجربه خوب نبود و نتیجه هم بعد از دو ماه مشخص نشد. آیا با تجربهای در بازاریابی شبکهای آشنا بود؟ ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت پیگیری و تلاش بود.
با وجود تبلیغ برند معتبر، تجربه من از کار در زر فروکتوز نشان میدهد که فرایند مصاحبهها به شکل نامنظم و پر از ابهام پیش میرفت. من چند فرصت خوب را به خاطر این شرکت از دست دادم و در نهایت دوباره پشیمان شدم. رزومهام را فرستادم اما همراستایی واضحی بین نیازهای شغلی و توضیحات کارفرما نبود؛ مشخص نبود کدام نقش دقیقا منظورشان است و چگونه مراحل ارزیابی پیش میرود. در هر مرحله از فرایند، به نظر میرسید که برنامهریزی چندان مشخصی وجود ندارد و تصمیمات بهطور ناگهانی تغییر میکرد. برای کسانی که قصد شرکت در مصاحبه دارند، بهتر است زمانشان را به دقت مدیریت کنند و انتظار معجزه از این شرکت نداشته باشند. به نظر میرسد ارتباط با داوطلبان بیش از هر چیز به رابطه دوستانه یا پارتیبازی وابسته است و اینکه تا چه حد با شما سازگاری دارند. در بخش ارزیابی هم دیدن درخواستهای نامتعارف از نظر روانشناسی وجود داشت و واقعا احساس ناخوشایندی ایجاد میکرد. نکتهای که بهعنوان نکته منفی میشود برشمرد این است که برخی از وظایف و معیارهای انتخابی بیشتر به ظاهر و تیپ فرد وابسته بود تا به توانمندیهای واقعی کاری. در نتیجه، برند یا شهرت شرکت به هیچوجه جای اعتماد کامل را نمیدهد.
در مصاحبه با تیم بیزنس آنالیست یکتانت با رفتاری نسبت به من روبهرو شدم که به شدت توهینآمیز و از بالا به پایین بود. مصاحبهکننده به شدت با ادبیات خاصی صحبت میکرد و رفتار تحقیرآمیز داشت. من برای مصاحبه با مدیر تیم تکنولوژی ملاقات کردم و سوالاتی که پرسید چندان ربطی به کار نبودند و اغلب بیربط به نظر میرسیدند. به نظر میرسید رزومه را به درستی بررسی نکرده بود و با تمسخر به برخی نکات اشاره میکرد. نتیجهاش هم این بود که تجربهام نسبتا ناراضی و بد بود. برای دستیابی به پاسخگویی، از من درباره توزیع پواسون سوال کردند، هرچند من بلد بودم اما فکر نمیکنم در مجموعهی کارهایشان تا به حال از این مفهوم استفاده شده باشد.
در اولین مصاحبه برای موقعیت BI و IT Generalist در شرکت یکتانت، فرایند آغازین با آزمون GMAT حدود بیست دقیقه طول کشید. سپس مدتی طول کشید تا منابع انسانی پاسخ بدهند و در طول این انتظار، حس کردنی پرتوقفی و بینظمی حاکم است. زمانی که بالاخره سوالات ارائه شد، تمرکز اصلی بر نقاط قوت و ضعف، دلیل انتخاب رشته و اهداف شغلی بود و هرگز درباره مهارتهای فنی پرسشی مطرح نشد. واکنش تیم مصاحبهکننده تا حدودی مغرورانه به نظر میرسید و رفتار آنها هم مناسب نبود. از ابتدای کار انتظار داشتم برگه سوالی به دستم برسد، اما به نظر میرسید هماهنگی لازم بین مراحل وجود ندارد.
مصاحبه برای من با مدیرعامل برگزار شد و فضایی آرام و پر از تجربه بود که حس خوبی به من منتقل شد. در برخی جاهای دیگر مصاحبهها را دیده بودم که سوالهای تخصصی بیربط با کارشون مطرح میکردند، اما اینبار بیشتر درباره مشکلات کار قبلیم و وضعیت کار جدید صحبت شد. به نظرم روند استخدام در این شرکت خیلی سریع انجام شد و احتمالا کمتر از یک هفته طول کشید.
من تجربهای از شرکت یکتانت در فرایند مصاحبه بکاند دارم. در مرحله نخست، تعدادی سوال هوش مطرح شد و برای پاسخگویی به این سوالات حدود بیست دقیقه وقت داشتم؛ سوالاتشان جذاب بودند و مهارتهای مختلفی را میسنجادند، و نمونههای مشابهشان را میتوان در منابعی مثل کتابهای جیمز پیدا کرد. پس از آن با مدیرعامل جلسهای داشتم و سوالات مختلفی از من پرسیده شد. از اهداف شغلیم پرسیدند و بعد نیز درباره اطلاعات فنیام بررسی کردند. در نهایت پیشنهاد دادند به جای کار بکاند به عنوان اکانت منیجر با آنها همکاری کنم، اما با توجه به اهداف شغلیم گفتم این نقش برای من مناسب نیست. در ادامه از من پرسیدند که آیا سوالی دارم و من چند سوال آماده کرده بودم که پاسخ دادند. سپس جلسهای دیگر با یکی از بنیانگذاران شرکت داشتیم و با هم صحبت کردیم و سوالات متنوعی پرسیده شد. چیزی که مدتی بعد ایمیل کردند این بود که در حال حاضر امکان همکاری وجود ندارد و برای آینده آرزوی موفقیت کردند. برای آماده بودن در حوزه کسبوکار تبلیغات، توصیه کرده بودند که با آمادگی و پرسشهای از پیشتهیئهشده وارد شوند. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشتند عبارت بودند از کنجکاوی، داشتن هدف و علاقهمندی به یادگیری.
در اولین برخورد با شرکت یکتانت، برگهای با ده سوال و بیست دقیقه زمان در اختیارم گذاشتن تا پاسخ بدم. سوالات نسبتا ساده بود و تعدادی محاسبه ساده داشت و دو تا از آنها مربوط به دیجیتال مارکتینگ بود. در پاسخهای مرحله اول گفتم که نقطه قوت و نقطه ضعفی دارم، و در مورد اینکه در صورت تاخیر در مهلت چه کار میکنم صحبت کردم. همچنین پرسیدم چگونه با حقوق کمتر از کار قبلی کنار میآیم و مهمترین مهارتی که در کارم یاد گرفتم چیست را بیان کردم. توضیح دادم کدام مهارت در شرکت ما میتواند برای کار مفید باشد و اینکه اگر به گذشته برگردم چه کاری را انجام نمیدادم یا چه کاری را انجام میدادم. پرسیدند چه شرکتهای دیگری برای من ایجاد علاقه کردهاند و از نظر من نقاط قوت یکتا نت چیست. سوال دیگری این بود که چه سوالی از آنها دارم و انتظارم از محیط کار چیست. درباره فرهنگ سازمانیشان هم پرسیدم که تا چه حد با آن آشنایی دارم و آیا تحقیق قبلی انجام دادهام. قبل از مصاحبه باور داشتم که درباره شرکت و فرهنگشان اطلاعات خوبی دارم و به همین دلیل فکر میکردم مطرح کردن نکات مربوط به فرهنگ و شرکت برایم مزیت است. تنها اشتباهی که در مصاحبه اول مرتکب شدم این بود که ساعت کاری را نپرسیدم؛ در مصاحبه دوم متوجه شدم پنجشنبهها هم روز کاری است که در نهایت من قبول نکردم آن روز بجای کار بروم.
برای شرکت یکتانت، تجربهی مصاحبهام با دو مرحله شروع شد و مرحله دوم شامل یک پروژه ساده بود که در چارچوب چهار ساعت باید انجامش میدادم. اگر از کار کردن با کارت و انجام کارهای ملموس لذت میبری، این محیط برایت مناسب است. عوامل کلیدیای که در ارزیابی اهمیت داشتند عبارت بودند از هوش و انگیزهی کاری.
اول از همه سوالات تست هوش دادن به مدت بیست دقیقه باید بهش پاسخ میدادم. بعد از اون مصاحبه اول با یکی از مسئولان منابع انسانی انجام شد و مصاحبه دوم رو چند روز بعد با مسئول واحد مربوطه انجام دادم. که مصاحبه خیلی عادی و خوب پیش رفت ولی بعدش فهمیدم که مصاحبه کننده دقیقا نمیدونسته چی از من کارجو میخواسته! مصاحبه و ورود خیلی خوب و ولکام همرام با احترام دارند ولی متاسفانه نباید به این دو مورد دل خوش کرد!! چون مصاحبه کننده ها مهارت درست در نحوه مصاحبه با کارجو را ندارند و بعد از مدت کوتاهی پس از شروع به کار اعلام عدم نیاز و خاتمه همکاری با شما رو میکنند! قبل از ورود به دوره ازمایشی مطمین بشید که از شما دقیقا چه انتظاری دارند و چقدر و چند ساعت در روز باید براشون کار کنید تا رضایتشون جلب بشه!!!
قبل از مصاحبه یه فرم تو مایه های تست هوش و سوالات جیمت دادن تکمیل کردم، ۲۰ دقیقه وقت داشت. بعد از اون هم حدودا یه ربع منتظر شدم تا مصاحبه کننده بیاد. یکی از کارشناسان منابع انسانیشون بودند. مصاحبه روتین و معمولی بود. یکتانت یک شرکت نوپاست که از ۹۵ تحت برند یکتانت شروع به کار کرده، قبل از اون هم بوده ولی خب با برند یکتانت نبوده. در واقع مثل استارتاپی هستن که در حال رشد هست و هنوز ساختار نهاییشون شکل نگرفته و تقریبا فشار و حجم کاری تو شرکتشون بالاست و دارند از نظر نیروی انسانی هم با سرعت بالایی رشد میکنند. گفتند که مثلا از نمایشگاه کار مهر ۹۷ تا بهمن ۹۷ که مصاحبه من بود حدودا دو برابر شدن.
یک روز بعد ارسال رزومه باهام تماس گرفتن و یه قرار مصاحبه با هم ست کردیم. موقع ست کردن قرار اصلا اجباری نداشتن که دقیقا همون تایمی که خودشون میگن بریم مصاحبه؛ خیلی به این توجه داشتن که منم بتونم و تایم با توافق طرفین ست شد. یه تست جیمت هم فرستادن که باید بهش جواب میدادم تا قبل مصاحبه؛ ۳۰ تا سوال بود که خیلی سخت نبودن به نظرم و اوکی بود. فقط ممکنه که وقت کم بیاد؛ ۲۰ دقیقه وقت داره. روز مصاحبه دو نفر از تیم hr باهام مصاحبه کردن؛ خیلی برخوردشون خوب بود و استرس اولیهم با برخورد خوبشون از بین رفت. مصاحبه خیلی خوب بود و سوال بیربط یا شخصیای ازم نپرسیدن و واقعا راضی بودم. بعد مصاحبه گفتن که تا یک هفته بعد جواب میدن و دقیقا یه هفته بعد در حالی که یه روز تعطیل بود زنگ زدن بهم و جواب دادن. سعی کنید سر زمان حاضر شید:) کلا آنتایم بودن باعث میشه که هر شرکت و فردی دید خوبی به شما داشته باشن. اگه انگیزه یادگیری و رشد دارید برای این شرکت اقدام کنید. خیلی براشون مهمه که شما توی شرکت از کارتون لذت ببرید؛ پس با انگیزه به مصاحبه برید و اگه علاقه ندارید به اون شغل براش رزومه نفرستید. ویژگیهایی که براشون مهم بود: صداقت انگیزه یادگیری خلق ارزش رشد شخصی و سازمانی
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.