اغلب حرفهای بالا بنظرم غیر واقعیه و کار یک نفره! بنظرم کارمند ناراضی باشه که اومده اینجا جبران کنه! من 3 سال با این شرکت کار کردم. اولین مصاحبه ام رو مدیرمنابع انسانی و مصاحبه دومم رو خود مدیرعامل شخصا با من انجام داد. نزدیک به 1 ساعت وقت گذاشت و همه جزئیات و شرائط کار در شرکت رو توضیح داد. در این 5 سالی که در جاهای دیگه کار کردم، ندیدم مدیرعامل یا حتی مدیر ارشدی اینطوری وقت بذاره برای کارآموز نه حتی کارمند!! راستش من یک کارآموز بودم. مدیرعامل بمن توضیح داد که استراتژی منابع انسانی ما در 25 سال گذشته جذب نیروی کارآموز و تربیت اونهاست به شکلی که با فرهنگ ما جور بشه. گفت که در این سالها اغلب نیروی زیر 20 سال گرفتیم و پرورش دادیم و الان اغلبشون در جاهای خوب مشغولند. در مورد خود من که واقعا این اتفاق افتاد شرکت 6-7 محصول داره که یکی از اونها واقعا قدیمی ه ولی چون بیزنس تلکام رو خوب مدیریت میکنه و مشتری زیادی داره، نمیشه بازنویسیش کرد. اما بقیه محصولات (که خود مدیرعامل شخصا در توسعه و تولیدش نقش اصلی داشته) بروز هستند و در خیلی از شرکتهای بزرگ استفاده میشن. تجربه شخصی من از این شرکت اینه: - محیط خیلی ساده است. انتظار یک محیط پیشرفته پر از قوانین دست و پاگیر رو نداشته باشید. شاید به همین دلیله که اون دوستمون گفته هیاتی - خانوادگی بودن شرکت بنظرم یک مزیته. تا حدودی کارمندان هم جزو خانواده محسوب میشن و خودمونی ه. احساس محل کار نمیکنی خیلی - خود مدیرعامل واقعا آدم دانشمندیه. بقیه برادرها چنگی بدل نمیزنن - حقوق ها همیشه 25 ام هر ماه پرداخت میشه. عیدی هم بهمن میدن. کلا هیچوقت دغدغه حقوق نداری - کمی بی نظمی داره البته. بعضی وقتها حس میکنی همه تو پای همن! در کل برای کسی که اولین تجربه کاری رو داره، میتونه 2-3 سال محیط جذابی باشه. و واقعا توش خیلی چیزا یاد میگیرید. اعتبار خوبی هم در بازار داره بخاطر مدیرعاملش و برای رزومه جای خوبیه
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای شرکت پارمیس تجربهای داشتم که مانند یک شوک بود و ترجیح دادم لحنش رو مستقیم و منطبق با واقعیت بازگو کنم. وقتی وارد اتاق شدم، با رفتاری سرد و فاصلهدار از طرف واحد منابع انسانی مواجه شدم که حس کردم هدفش متقاعد کردن من به اینکه همهجا اوکی است. حرکاتش و نگاهش طوری بود که شخصیتش رو از روی زبان بدنش میشد تشخیص داد. بعد از دیدن نظرات و برداشتها، به راهم برای اطمینان از وضعیت شرکت ایمان آوردم و متوجه شدم تجربهام با توصیفهای ابتدایی تفاوت زیادی دارد.
شركت داناپرداز قشم محيط سالم و رو به پيشرفت و پويايي داره حقوق به موقع پرداخت ميشه جو بچه ها خيلي صميمي و دوستانه هست .كار استرس داره مدير عامل مثل مدير عامل تمامي شركتها با توجه به سختي كار تو اين مملكت استرس خودشو داره .هيچ جايي بدون حاشيه و كم و كاستي نيست داناپرداز هم به نوبه خودش ولي كار تو داناپرداز حس امنيت داره
در کل یک سری آدم نا لایق و ناشایست توی این شرکت در حال مدیریت هستند. واقعا محیط سمی و اصفهانی بودن خودشونو نشون میدن. ح.ن بسیار انسان شل و ماستی هست که بخاطر یسری مسائل مجبورا نگهش داشتن و اسمش رو گذاشتن مدیییییر
طبق تجربه ای که با این شرکت داشتیم با کلی زبون ریختن و جلب اعتماد و ارزو فروشی شرکت ما تصمیم گرفت تا به این تیم پروژه ای تقدیم کند. یک سورس اماده رو که ۹ماه طول کشید تحویلمون بدن وقتی ام تحویل دادن پر از ایراد بود سورس. بعد مجبور کردن که شکایت کنیم و کار به دادگاه کشید و به کارشناس ارجاع داده شد. طبق نظر کارشناس هم کلا ایراد در اومد و محکوم شدن. هر قرار دادی با این شرکت بستید ۲ سال باید در نظر داشته باشید که کار انجام بدن با دادگاه سه سالم طول کشید.
طی چند سالی که در این شرکت بودم چیز های زیادی رو تجربه کردم و روزی که مدیریت قبلی اخراج شد روز عید بچه ها بود و جشن بزرگی همه گرفتن البته ناگفته نماند اشخاص زیادی و بعضی نیرو ها زنگ میزدن نرید شرکت ولی به جز نیرو های بدرد نخور همه تو شرکت حاضر شدن. سیستم قبلی بر اساس چابلوسی و زیراب زدن افراد بود و افراد لایق از شرکت میرفتن و واقعا افراد بی کفایت با حقوق های کلان میموندن شرکت که دست اوردشون تموم کردن سریال قهوه تلخ در دو روز و گرفتن رشوه برای مرخصی بود و اصلا به ظرفیت نیرو ها توجه نمی شد اگر با نیرو ها حال میکردن بهشون فضا میدادن اگر نه هر روز سرکار برای نیرو های دیگه کابوس میشد. خداروشکر با رفتن چندین نفر از شرکت حداقل اصول شرکت داری رعایت میشه و حداقلش به نیرو ها احترام گذاشته میشه با اینکه شرکت هنوز خیلی راه داره برای بهتر شدن ولی شرایط برای گرفتن مرخصی و حتی پاداش ها با اینکه جا داره بازم بهتر بشه، بهتر شده و برای بدست اوردن مرخصی که حق نیرو هست لازم به دادن رشوه نیست اگر فضای صمیمی و دوستانه شرکت نبود واقعا شرکت منحل میشد که خداروشکر بعد رفتن مدیریت قبلی پیوند بچه ها هم بیشتر شده.
برای من خیلی واضح است که واحد پشتیبانی و فروش در این شرکت با مدیریت جدید به نظر میرسد که تنها دیدگاه خودشان را مدنظر میگیرند و به حل مشکلات تیم پشتیبانی توجه چندانی ندارند. من چندین سال در این واحد فعال بودهام و شاهد بودم که برخی از همکاران پشتیبانی رزومه میسازند و پس از مدتی اخراج میشوند. همچنین با وجود کارمندانی پرانرژی و توانمند در زمینه مؤدیان و نرمافزار که به حل مسائل همکاران میپرداختند، به راحتی از کار اخراج شدند و مدیریتی که به این موضوعات اهمیت نمیدهد، همچنان از کنار آنها عبور میکند. به نظر میرسد که واحد پشتیبانی برای مدیران فعلی چندان اهمیت ندارد و جایگاهی برای پیشرفت در اینجا فراهم نمیشود؛ شاید به این دلیل که برخی فکر میکنند این افراد خیلی حرفهای یا مطرح میشوند.
همیشه دوست دارم با دیدی روشن از اول کارها رو بسنجیم و اتفاقاتی که میافتن رو دقیق به اشتراک بذارم. برخورد با این شرکت برای من خیلی ناامیدکننده بود: شام و نهار من رو نمیدن، در تصورم یک تجربه استخدام اولیه خوب بود اما واقعیت فرق میکرد. نخست با تیم منابع انسانی مصاحبه داشتم و موفق شدم، بعد با مدیر واحد مربوطه دوباره مصاحبه کردم و اون هم تأیید شد. واقعا تمایل داشتم باهاشون همکاری کنم. جلسه حضوری ترتیب دادن، آموزش دادن و فرصت شغلی رو از دست دادم چون بعد از اون هیچ خبری نشد. حتی باهاشون تماس هم گرفتم اما پاسخگو نبودن و به عقب کشیدن. فقط به نظر میرسید وقت من رو میگیرن و در ادامه برای وظایف، چیزهایی رو اضافه یا تغییر میدن. به هیچ وجه نباید فریب نام برخی شرکتها رو خورد. یادمه وقتی نیروهای منابع انسانی داشت با من مصاحبه میکردن، احساس استرس زیادی داشت و کنترل جلسه رو از دست داده بود.
من کمتر از یک سال توسن بودم. تجریه ی خوب و بد ش به شدت بستگی به تیمی داره که کار میکنی تو تیمی که من همکاری میکردم ، خیلی راضی بودم. هم تیمی های عالی و سرپرست فوق العاده حامی. اگر خودت اهل پیشرفت و تلاش باشی امکان نداره توجه نکنن. حداقل سرپرست من که اینطوری بود و کلی برای اینکه پیشرفت کنم و به مصاحبه ارتقا برسم وقت میذاشت ولی متاسفانه به خاطر اتفاق اخیر ریموت ش حذف شده و برای من که شهرستان هستم ، نمیتونم ادامه همکاری بدم معمولا مصاحبه هاش سخته و کتاب خوندن زیاد داره، اوایل اذیت میشدم ولی به مرور واقعا به این نتیجه رسیدم که کتاب باعث میشه خیلی به detail مفاهیم رو یاد بگیری. مدیر پروژه ی خوبی هم داشتیم. یه مزیت دیگه ش لول بندی حقوق هست. درسته که شاید واقعا با لول بندی سطح سواد معلوم نشه و دو نفر که هر دو لول 4 هستن یکی خیلی کار کنه و یکی کمتر، ولی برای اون هم یه چیزایی در نظر گرفتن. مثلا سرپرست اگه ازت راضی باشه میتونه بهت + بده که حدود دو تومن رو حقوق ت میره. یا سر یک سال و نیم بفرستت واسه ارتقا. در حالیکه اگه راضی نباشه زمان ارتقا ت رو دیرتر اعلام میکنه. و همه اینا باز بسته به تیمی هست که کار میکنی. در مورد زمان ارتقا هم به این صورت هست که حداقل هر یک سال و نیم میتونی (اگه دلت بخواد) تو مصاحبه ارتقا شرکت کنی و هر ارتقا فکر میکنم حدود هشت تومن به حقوق ت اضافه میکنه(البته بستگی داره از چه لولی به چه لولی بری) من تو یکی از تیم های core بودم و واقعا از شرایط کاری م خیلی راضی بودم. حیف که ریموت برداشته شد :( در مورد پاداش آخر سال ش هم خیلی تعریف میکنن:) در کل برای من خیلی رضایت بخش بود و امکان پیشرفت خیلی زیادی داشت.
با سلام از نظر مدیر عامل این شرکت برنامه نویس عمله هستش. بله "عمله". به گفته ی خودش تو سر هر حیوانی بزنی PHP بلده. میگه برنامه نویس مثل کارگر اتباع میمونه ! واقعا این حرفا رو میزنه. هر نیروی قدیمی که اونجا کار کرده با دعوا و هزار تا داستان از اونجا رفته بخاطر قرارداد های زوری و سفته گرفتن اینا. حقوق = کمتر از کارگر ساختمان. فشار کاری = 100 % عقل مدیر عامل = یاه کریم اگر تو سر هر حیوانی بزنی PHP بلده پس تو سر شما کی زده که کل محصولاتت کپی هستش؟ CSS هم بلد نیست مدیر این شرکت یه محصول از این شرکت اگه تونستی پیدا کنی که کپی پیست نباشه جایزه داری. برادرای آقا ماهی 60 70 میلیون میگیرن بعد صبح تا شب چایی میخورن تو گروه اینو اونو منشن میکنن (بماند که دانش کافی برای فهمیدن کد را ندارن !). اونوقت برنامه نویس مملکت با کلی استعداد و آرزو میاد اونجا بدبختی میکشه از نیروی خدماتی اون شرکت کمتر حقوق میگیره. 1-کل محصولات کپی یعنی نمیخوام نام ببرم چی به چیه ولی همش کپی پیست شده. 2-حقوق که خبری نیست دورشو خط بکش هر چی در میاری باید بدی راننده تاکسی. 3-یادگیری و پیشرفت در این شرکت وجود نداره چون ورژن زبان های محصولاتشون برای زمان قرقلک میرزا هستش ! 4-فشار کاری بسیار بالا (یعنی ساعت 2 شب هم اگه بگن پاشو کار داریم باید پاشی) 24 ساعته آن باش به گفته ی خودش 5-سیاست شرکت "زیراب زنی" هستش. یعنی یه نفر اون پایین هست که کلمه به کلمه میرسونه به گوش مدیران شرکت بابتش هم 500 هزار تومن اضافه تر میگیره سر ماه. خلاصه بگم برادر من خواهر من برو تو خیابون چادر بزن از نداری ولی برای 4 نفر که تازه از قم به تهران نقل مکان کردن کار نکن. امیدوارم این کامنت من درس بشه برای یه نفر .
در این شرکت اوضاع خیلی ناسالم بود و من از همان ابتدا احساس کردم محیط فشرده و منفی است. ارتباط قائم مقام شرکت با سرپرست مالی به شکل نامناسبی مطرح میشد و این مسئله زمینهساز حواشی غیرقابل قبول بود. گاهی رفتارهایی از قبیل دخالتهای بیجا و کنترلهای مستقیم و غیرمتعارف با دوربین دیده میشد که حس ناامنی را تقویت میکرد. بیثباتی و سوءظن نسبت به کارکنان به طور مداوم وجود داشت و این جو من را ناارضایتی و نارضایتی را در سطح تیم بالا میبرد.
من با دیدی انتقادی به اتاقک نگاه میکنم و میگویم محیط کار این شرکت به شدت تحتتأثیر روابط است؛ مدیران به شکل مداوم از روابط شخصی برای انتخاب تیم استفاده میکنند و رویکرد بر پایه معنا و هدف روشن جای خودش را به حواشی میدهد. شب کار به شکل گروهی تبدیل میشود، و کارمندان بدون دلیل از کار اخراج میشوند. حقوق نسبتا پایین است و مدیری که فقط تجربهای در دوخت دارد وارد تیم پشتیبانی شده و تجربهای مناسب ندارد. هر ماه نیروها تغییر میکنند تا وقتی که به آرامی بفهمی چه کسی هستی، همه فرار میکنند و ثبات وجود ندارد. ایدههای کلیدی درباره بهبود روند کار کمرنگ است و توجه زیادی به مسائل حاشیهای میشود در عین حال به بهبود تجربه مشتری یا فرایندهای کاری کم توجهی میشود. برای رسیدن به نتایج با دوام، باید رابطه مثبت با مدیریت داشت تا بتوانی بدون انجام کار هم حقوق بودجهبندیشده را دریافت کرد؛ این مسئله نمونههای زیادی دارد. در کل اگر دنبال محیطی با شدت منفی و حاشیهپردازی هستید، اینجا ممکن است گزینهای باشد.
قرار داد بستم غلط کردم 😑 مشکلات مشتریان خود رو حل کنید. کاملا سایتی که دادین بالا نمیاد. پیامم جواب نمیدید. من بدبخت چیکار کنم. بدبخت شدم واقعا رفتم پیش وکیل میگن هر طور برید جلو طبق قرارداد بازنده اید🙂↕️
شرکتی که تجربهام را دربارهاش داشتم، سما سامانه بود. در آنجا احساس کردم تیمی از افراد با انگیزههای قدیمی و بدون بهروزرسانی وجود دارد که خیلی زود به منبع اطمینان و انعطافپذیری لازم دست پیدا نمیکردند. با وجود اینکه فضای کار قدیمی و تجهیزات فرسوده به چشم میخورد، به نظر میرسید که مدیریت با وجود پیچیدگیهای تجاری، به تحلیل و مستندسازی کافی توجه نکرده است. کدها بهنظر میرسید قدیمی باشند و هیچ بهروزرسانی عمدهای طی سالهای اخیر انجام نشده است، بهطوری که به نظر میرسید فرایندها بیشتر به جریان کارهای قدیمی تکیه دارد تا بهبودهای مدرن. اگر برایتان آرامش روانی مهم است، به نظر میرسد که محیط کار در آنجا چندان مناسب نیست. ساختمانی قدیمی با سیستمی کامپیوتری نسبتا کهنه و صندلیهایی که به خوبی پشتیبانی نمیکنند، جلوهای از کمبود سرمایهگذاری در زیرساختها دارد. بهطور کلی، نمیتوانم این شرکت را بهعنوان مکانی با استانداردهای روزافته معرفی کنم؛ زیرا در روز مصاحبه نیز، به نظر میرسید نظم و فضای کار به شکلی باشد که حرفهای بودن را به درستی منتقل نمیکند.
در یک شرکت رو به ورشکستی که روند استخدامش طولانی و اغلب بیهدف به نظر میرسید، وارد شدم. ساختمان قدیمی و فرسودهای در اختیارشان بود و با وجود قولهای زیاد مبنی بر توانمندی، زیرساختها همچنان دچار مشکل بود؛ از جمله آسانسورهای معیوب و دستشوییهایی که در وضعیت نامطلوبی قرار داشتند. منابع انسانی شرکت کاملا ضعیف بود و به نظر میرسید در این حوزه کیفیت لازم وجود ندارد. حاشیههای کاری در شرکت به یک روال عادی تبدیل شده بود و فضای کار به جای تمرکز روی وظایف، پر از بحث و روابط غیرکاری بود. بعضی از کارکنان به درون شرکت پایدار مانده بودند و بخش اعظم دیگران همچنان در رفت و آمد بودند و ثبات خاصی نداشتند. برقراری ارتباط از طریق پارتی تاثیر زیادی میگذاشت: اگر از طریق آشنایی و روابط وارد میشدی، بیشترین تلاش برای نگهداشتن و ارتقای جایگاه تو انجام میشد؛ اما در فرایند مصاحبه، به نظر میرسید که تمرکز اصلی بر تقلب و زیرآب زدن است. برخی از افراد با دیدگاهی عقدهای مسئولیت میپذیرفتند و رفتارهایی از قبیل عربدهکشیدن و داد و بیداد را بهعنوان روشی برای پیشبرد کار میدیدند.
مدتی چهار سال در این شرکت فعالیت کردم و نیروهایی که دوستمان میگفتند را به کار گرفتند و من هم وظیفه آموزششان را بر عهده داشتم. هیچ شکی نیست که این نیروها واقعا توانمند هستند و وجودشان برای پایداری شرکت تا به امروز نقش داشته است، اما به خاطر بیاطلاعی مدیریت جدید، سرپرستی بدون سابقه به وجود آمد و با بدگویی و بیادبی شناخته شدند. با خروج بیش از پنج نفر از کارکنان قدیمی، دو نفر با تجربه کم یا بدون سابقه را جایگزین کردند و اکنون مدیران ادعا میکنند و برای خودشان پیام میگذارند.
برای رسیدن به ثبات فعلی شرکت، در شرایطی که نظر منفی ثبتشده در روز مصاحبه وجود داشت، به میهمان شو ملحق شدم و هماکنون در این شرکت مشغول به کارم. حواشی زیادی پشت سر شرکت مانده بود تا به وضعیت کنونی برسد. مدیرعامل و مدیر فروش سابق موضوع کاری را جدی نگرفته و به سود شخصیشان بیش از هر چیز اهمیت میدادند. تصور کنید هدیه شب عید آنها به نیروها، تنها یک خودکار بود! پس از اخراج شدن آن دو نفر و به همراهشان حضور بیفایده ستون پنجم، شرکت از آن حواشی فاصله گرفت و به روال عادی برگشت. با این حال نمیتوان از این که هنوز فاصلههای زیادی وجود دارد تا سازمان بهبود یابد، چشمپوشی کرد.
بهار سامانه شرق را تجربه کردم و نتیجهگیری من این بود که فضای شرکت از نظر من حرفهای نبود و بیشتر به محیطی شبیه مهدکودک میماند. میانگین سن نیروها کمتر از بیست سال است و شرایطی برای رشد حرفهای احساس نمیشد. معیاری مشخص برای استخدام وجود ندارد و معمولا افراد به صورت آزمونوخطا جذب میشوند. پروژهها اغلب به دانشجوها واگذار میشود و با وعده حقوق، بیمه و استخدام، افراد را به کار میگیرند اما در عمل تغییر خاصی در وضعیت کاری ایجاد نمیشد و من پیشنهاد نمیکنم.
به من گفتن به اندازه کافی آرام باشم تا بتونم دو تا مصاحبه پشت سر هم بگذرونم. در اولین مرحله، با بخش منابع انسانی روبهرو شدم که خیلی با من چانه میزد و در نهایت حقوق درخواستیام رو به شدت کاهش دادن. بعد که رفتم جلسه با مدیرعامل، گفتن سه ماه اول آزمایشی هست و در این مدت شاید بتونن تا بیست میلیون حقوق پایه بدن. از حق من سؤالی پرسیدن که آیا واقعا با ماهی بیست میلیون میشه یه برنامهنویس فول استک پیدا کرد؟ در نهایت هم تأکید کردن که در اون سه ماه بیمه خواهم داشت. ضمن این که با چند نفر از کارمندهاشون در لینکدین صحبت کردم و هیچکدوم رضایت نداشتن.
این شرکت با من به گونهای رفتار کرد که حس کردم بیش از اندازه از کارم میکشیدند و در ازای وعدههای ظاهری، واقعا از من حمایت نمیکردند و برخورد انسانی زیادی نشان نمیدادند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.