باورم نمیشه که چنین رفتاری از مدیریت با پرسنل مثل برده صورت میگیره و ارزش و احترام زیادی برای کارکنان قائل نمیشه. حقوقی که از وزارت کار میگیرن، ده برابر انتظاره و از من انتظار دارن که بسیار بیشتر از حد کار کنم. متأسفم بر این که برای چنین مدیری بیلیاقت کار کردم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
تازهترین تجربهام از کار در شرکت توسعه ارتباطات الکترونیک تجارت ایرانیان را با حال و هوای مثبتی به خاطر میآورم، چون میخواهم صرفا از زاویهی دید خودم روایت کنم. از سالها پیش که وارد دنیای برنامهنویسی شدم، خیلی به تغییر شغل عادت داشتم و اغلب هر چند ماه یکبار مسیرم را عوض میکردم. در برخی تجربهها به دلیل حقوق نگرفتن یا محیطهای غیرپویا و بدون پیشرفت تصمیم به ترک گرفته بودم. اما این شرکت را دو سال قبل از طریق یکی از دوستانم شناختم و بهار ۹۹ برای مصاحبه آمدم. هم روند مصاحبه هم کار در تیم به نظر من عالی بود. مصاحبهها به طرز هنرمندانهای نبودند که از اینترنت سوال بپرسند یا بر مبنای کارهای غیرواقعی ارزیابی کنند؛ اتفاقا سوالها متناسب با دانستهها و کاربردشان در کار بود و با وجود اینکه به آنها بهطور کامل مسلط نبودم، دست رد نخوردم. اکنون همکاران فعلیم به خاطر روحیه و تحمل بالایم من را برای این کار مناسب دیدند، حتی با وجود این که سنم بالای ۴۰ است و به چشم خودم هم شاید در جایگاه فعلیم نبودم، اما آنها باور داشتند که میتوانم موفق باشم. طی حدود یکماه و نیم فرآیند مصاحبه انجام شد و در نهایت رضایت مثبت تیم را گرفتم؛ همکاری با تیمی که در آن هستم، یکی از بهترین تجربههای زندگیم است. همکارانی شاد، فعال و خودمانی دارم و سرپرستی هم داریم که گاهی با گویش دلنشینش از خاطرات جالب یا فیلمهایی که دیده تعریف میکند. در شش ماه گذشته خیلی چیزها یاد گرفتهام و احساس اعتمادی که نسبت به من شده برایم ارزشمند است؛ گاهی به خودم میترسم که مبادا کار ارزشمندم را خراب کنم. از همان روز اول به من گفتند تا زمانی که خودم تصمیم به رفتن ندهم، اینجا میمانم و تا بازنشستگی اینجا حضور دارم مگر اینکه خودم استعفا بدهم. از مزایا هم راضیام: هر سه ماه کارانه، پارکینگ طبقاتی رایگان نزدیک شرکت، پرداخت نصف حق بیمه تکمیلی، تا ساعت ۳ بعد از ظهر کار میکنم از آغاز شیوع کرونا تا امروز، دورکاری ۵۰ درصد، و فشار کمتر برای ثبت لاگهای کاری و مواردی اینچنینی. به خاطر این امکانات و فضای کار، قصد تغییر شرکت را ندارم.
در نخستین روزها فهمیدم که نوبیتکس، شرکتی در حال رشد با روند تقاضای بالا برای جذب نیروست. هر چه زمان میگذشت، تیمها افزایش پیدا میکردند و تعداد همکاران به مرور بیشتر شد. با وجود فشارها و استرسهای روزانه، برخورد دوستانه همکاران و مدیران همواره مشوقم بود و فضای کار، سرشار از انرژی مثبت به نظر میرسید.
به مدت یک ماه به عنوان کارآموز طراحی وب در اینجا مشغول بودم و واقعا فضای ناسالم و جو منفی شرکت هم برای من قابل تحمل نبود. مدیری پرادعا و بیادبی که بیشتر تنها کاری که بلده مقایسه تاریخ ثبت دامین با گوگل و به رخ کشیدن آن است، وجود داشت. شیوه کار اینجا طوری بود که همیشه کارآموزها میگرفتند و پروژهها را به رایگان و بدون حقوق ازشان میکشیدند، و ظاهرا الان هم وضع به همین منوال است چون دائم در حال آگهی برای جذب نیرو و کارآموز هستند و هیچکس برای مدت طولانی ماندگار نمیشود. کمتر از ده روز فهمیدم دیگر نمیتوانم در این فضای پراز کار و سمی باقی بمانم و به محض اتمام دوره کارآموزی از شرکت جدا شدم. یک نکته مثبت کوچیک هم داشت برایم: یکی از اعضای قدیمی شرکت در آن مدت حالم را داشت و در همان ماه کوتاه، از نظر کدنویسی فرانتاند پیشرفتم داد. همین.
شاتل برای شروع کار تجربه نسبتا مناسبی به نظر میرسد، اما بسته به ویژگیهای شخصیتیتون ممکنه در بلندمدت با مدیران و مجموعه دچار چالش بشین. از دید من، اونها دنبال کسانی هستند که به صرف تأیید نظراتشون بسنده کنن و نکات منفی یا نقاط ضعفشون رو بهرنگ مثبت نزارن؛ کوچکترین مخالفت هم تحمل نمیشن. حجم کار واقعا سنگین است و اگر بتونید دوستان و همکاران خوبی توی شرکت پیدا کنید، تحمل شرایط کار آسانتر میشه. واحدهای شاتل اضافهکار تعریف میکنن، اما توی بخش فروش اینطور نیست؛ پس اگر اضافهکار موندن، انتظار دریافت وجهی بابتش نداشته باشید. متأسفانه پیشرفت در شاتل به کندی صورت میگیره و ممکنه سالها طول بکشه تا به سرگروهی یا مدیریتی برسید. گاهی هم تصمیم میگیرن برای یک واحد از خارج شرکت افراد مدیریتی استخدام کنن که نتیجه سالها تلاش شما رو زیر سوال میبره. حقوق نسبت به حجم کار منصفانه نیست. در مواقعی که شرکت با بحرانهای مالی مواجه میشد، افراد با سابقه رو بهراحتی کنار میگذاشتن و ما بارها شاهد از دست رفتن همکارانی بودیم که سالها تجربه و دانش داشتن. شرکت برای جذب و استخدام کارشناسان زمان، انرژی و هزینه صرف میکرد، اما وقتی موضوع نگهداشتن اونها به میان میآمد، انگار هیچ تلاشی صورت نمیگرفت. نتیجه اون آگهیهای استخدام روشن و بیوقفه شاتل است؛ اگر توجه کنید همیشه بهنوعی در حال جستوجو برای پر کردن سمتهای مختلف هستن. تنها چیزی که میتونه تحمل تمامی نکات منفی شاتل رو توجیه کنه، داشتن دوستان خوبیه که اونجا پیدا کردیم. انصاف نیست اگر درباره سیستم و فرآیند داخلی سازمان صحبت نشه؛ روالهای مشخصی وجود دارن که حاصل تلاش سالهای افراد داخل سازمان است و باعث میشود همه چیز مستند باشه، چیزی که ممکن است توی سازمانهای دیگه کمتر دیده بشه. اگر مدیران شاتل در رفتار و عملکرد خودشون بازنگری میکردن، شاتل میتونست جای بهتری برای کار کردن باشه.
در دیتاک، یادگیری و رشد با سرعت بالایی اتفاق میافتد و همکاران نسبتا دوستانه و همراهاند. محیط کار ساده و بیحاشیه است و کسی که انتظار آرامش مطلق دارد، شاید با اینجا سازگار نباشد؛ باید روحیه کار تیمی و انگیزهای برای کار در فضای استارتاپی داشت. افراد اهل چالش و حل مسئله برای این شرکت مناسباند، اما بیحوصلگی و بیانگیزگی به کار پاسخ نمیدهد.
تقریبا ۴۰ روز پیش تو تدبیر کیش ویرا استخدام شدم،تو مصاحبه مدیرعامل شون گفت ۳ ماه به طور آزمایشی کار میکنید با ماهی ۳ تومن حقوق،از ماه دوم بیمه هم میکنیم ، بیمه تکمیلی، از صب تا شب از ادم کارمیکشن آخر سر هیچی،بخاطر کرونا دورکاری کردن ۸صبح باید آنلاین باشی تا ۱۲ شب،همش چک میکننن که آنلاینی یا نه،الکی میگن کار شرکت پنجشنبه تاظهر هستش،پنج شنبه تا ۱۲ شب و جمعه هم باید کاری کنی،خیلی هم بدرفتاری میکنن پیگیر چیزی هم نیستن،تعداد برنامهنویس هاشون خیلی کمه الکی تظاهر به زیاد میکنن، کدنویسی شون هم خیلی Deirty Code هستش،من به عنوان کارآموز واقعا موندم مدیر عامل شون چطور این کدهای کثیف رو قبول میکنه!!! البته برا مدیرعامل شون فقط پول مد نظر هستش که فقط کاربکشه و کدها اصلا مهم نیستن،بهرحال بعد ۴۰ روز که پیگیر حقوق شدم که از شرکت بیام بیرون،مدیر عامل شون گفت من اصلا مبلغ تعیین نکردم بهتون حقوق بدم،اصلا ۴۰ روز هم نشده، خدارو شکر بیکار نموندم خیلی زود مشغول به کار شدم، ولی این شرکت برا استخدامی و پیشرفت اصلا خوب نیست،فقط ازت کار میکشن حق هم نداری از خودت دفاع کنی.
من وقتی این شرکت رو برای کار انتخاب کردم، یه برداشت تند و تیز اول داشتم و بعد کمکم اوضاع عادی شد. واقعیت اینه که شاید همه چیز عالی به نظر نرسه و در برخی جنبهها متوسط باشه، اما هر روز میتونم احساس کنم که همتیمیهها برای بهتر شدن تلاش میکنن. نکتهی مثبت اینجا اینه که هیچ کس تو شرکت نقش بازی نمیکنه و اگر از چیزی خوشم نیاد بهوضوح مطرحش میکنم؛ گاهی اوقات ممکنه تداخل وظایف پیش بیاد که معمولا با گفتوگو سریع رفع میشه. از طرفی گاهی به خاطر حفظ استاندارد و کیفیت کار، محصول با تاخیر وارد بازار میشه. یکی دیگه از نکات مثبت اینجاست که احساس میکنی همه پشتت رو دارن و سعی میکنن سریعتر تو شرکت جا بیفتی. کلن حالم خوب بود تو این شرکت.
تجربهای که از این شرکت داشتم، به من آموخت که در مسیر شغلیم باید با دقت بیشتری انتخاب کنم. در طول تقریبا یک سال حضورم، با تلاش خودم چیزهای زیادی یاد گرفتم و پیشرفتم را تا حدی احساس کردم، هرچند اگر در مدیریت شرکت تغییراتی بود، شاید مسیر یادگیری ام کاملتر میشد. در اینجا هیچ تعریف روشنای از وظایف تیمها وجود نداشت و اکثر اعضا در انجام تسکها سردرگم بودند. وقتی سوال یا مشکلی پیش میآمد، جوابها معمولا از یکی به دیگری پاسکاری میشد و پاسخ قطعی ارائه نمیشد. ساعت کار از شنبه تا پنجشنبه، از هشت صبح تا پنج بعد از ظهر بود، یعنی نه ساعت کار روزانه و نه تعطیلی هفته به شیوهای که انتظار میرفت. بهعلاوه، اضافهکاریای که انجام میدادیم با وجود طولانی بودن ساعات کار، پرداخت نمیشد. در عین حال یک ساعت ناهار داخل روز بود که جزو حضور در شرکت محسوب نمیشد و این با قوانین کار همخوانی ندارد. برداشت مدیریتی شرکت به نظر من از بالا به پایین بود و گاه حس میکردم حریم شخصی افراد جدی گرفته نمیشود. از نظر مالی، شرکت وضع خوبی داشت اما رفتارها به گونهای بود که به نظر میآمد با یک چارچوب محدود و فقر مدیریتی روبهرو هستیم. من به مدت مدیدی با سیستمی کار کردم که مدیر همان واحد اعتراف کرده بود با آن سیستم هیچ روزی کار نکرده است؛ چون استفاده از آن سیستم قدیمی و کند بود. این مسئله برای همه کارمندانی که مانند من در شرکت کار میکردند مشکل ساز شده بود، در حالی که مدیران سطح بالایی سیستمهای نسبتا بهتری داشتند. در زمان جدا شدن با روال معمول تامین اجتماعی، با مشکلاتی مواجه شدم و حتی توهینی هم دیدم. در مصاحبه، از من درباره مبلغ دریافتی سؤال شد و من رقم نهایی را با کسورات مطابقت دادم، اما آن مبلغ به عنوان کل محاسبه شد و کسورات از آن کم گردید؛ احساس کردم حقم خورده شد. در پایان، به نظر من این شرکت برای کسب تجربه یا آموزش حرفهای هم گزینه مناسبی نبود.
اینو من تجربهام رو میگم: در بازه سالهای ۹۷ تا ۹۸ کارمند برنامهنویس بودم و متأسفانه تا الان تغییری در مدیریت شرکت رخ ندیده انگار همچنان همون تیم قبلی حضور داره. میخواهم صادقانه مزایا و معایب رو بیان کنم تا تصمیم با خودتون باشه. مزایا: - با توجه به اینکه من تازه وارد دنیای کدنویسی بودم، این شغل به تقویت مهارت دیباگ کمکی قابل توجه کرد چون پروژهها پر از باگ بود. - هدیه تولد برای کارکنان میدادن. - واقعا چیز خاص دیگهای به ذهنم نمیرسه. معایب: - مدیریت بهشدت بچگانه است و رفتارهای کودکان گونهای مثل قهر و لجاجت و کنترل نشدن اعصاب وجود داره. - محیط کار خیلی استرسزا است. - ساختار شرکت مشخص نیست و مسائل مالی و انسانی بهطور واضح تعریف نشده؛ بیشتر تصمیمها با حرف اول و آخر مدیریت است. - کار با مدیری که دانش فنی ندارد و بدون تخصص با تیم همراه میشود. - کمبود روحیه کار تیمی به چشم میخورد. - میان کار و زندگی فاصله زیادی وجود دارد و اضافهکاری تا دیر وقت الزامی است. - رفتار تحقیرآمیز، بهویژه وقتی کار شما غیر برنامهنویسی باشد یا اگر خانم باشید، دیده میشود. - حقوق مناسب نیست. - نبود کار تیمی منسجم. - روند دشوار دیپلوی پروژه. - حقوق و بیمه ماه آخر به موقع پرداخت نمیشود یا با تأخیرهای چندماهه پرداخت میشود. به همین شکل که الان میاندیشم، معایب به نسبت زیادی به ذهنم میرسد و نمیدانم کدام را بنویسم، اما همینها کافی است. به گفتهی من تجربهنگار، کسی که حداقل یک سال سابقه دارد در نگاه اول متوجه میشود که وضعیت چیست و تصمیم میگیرد که باقی بماند یا نه. نظر شخصی من این است که این شرکت شاید بدترین گزینه برای ادامه کار تا پایان عمر باشد…
در آغاز کار، تصمیم گرفتم از مسیر کارآموزی وارد شرکت شوم و تجربهای تازه در حوزه شبکههای اجتماعی آغاز کنم. برخورد مصاحبهکنندگان کاملا دوستانه بود و فضاء مصاحبه آرام و بدون استرس به نظر میرسید. در دوره سه ماهه، به تیم مارکتینگ ملحق شدم، تیمی که همدلی و همراهی در آن از هر چیز دیگری مهمتر به نظر میرسید. مسئول آموزش با نهایت دقت و حوصله کار را به من توضیح میداد و قدمبهقدم مراحل را برایم روشن میکرد تا بتوانم پیشرفت کنم و از هیچچیزی برای یادگیری دریغ نکرد. پس از اتمام دوره کارآموزی، بهطور رسمی و تماموقت به تیم مارکتینگ شرکت وارد شدم. طی چهار ماه حضورم در شرکت، فهمیدم فضای بزرگی برای رشد وجود دارد و همتیمیها و مدیران به من در مسیر پیشرفت کمک میکردند؛ تنها لازم بود انگیزه و تلاش کافی داشته باشی.
من حدودا 5 ماهه دارم تو تیم پشتیبانی کار میکنم، کار تو این شرکت خیلی جدی گرفته میشه و بچه ها واقعا زحمت میکشن که کاربرارو راضی نگه دارن. این با تجربیان کاری قبلی من که شاید روزی یک ساعتم وقت مفید کاری نداشتم خیلی متفاوته و خب سختی های خودشم داره. تیم HR هر دو سه ماه حداقل یکبار با همه پرسنل جلسه میزاره و هم فیدبک میگیره و هم پرسنل تشوق به پیشرفت فنی یا سازمانی میکنه که این واقعا برای من مفید بوده. مهمترین ضعف از نظر من اینه که الان پشتیبانی دورکاریه در حالی که واقعا بچه ها باید با هم خیلی در ارتباط باشن و فیزیکی دسترسی نداشتن به همدیگه باعث میشه یادگیری شدید بیاد پائین ولی مدیریت بیخیال دور کاری نمیشه.
در ابتدا وارد این مجموعه شدم و تجربهی اول کارم بود. در کل، تجربهام در این شرکت بهعنوان نخستین شغل، زیاد بد نبود. به همکاران با توجه به تواناییشون تا حد قابل قبولی پاداش داده میشد تا بتوانند نظراتشان را درباره کار بیان کنند و روشی که به نظرشان درست میرسید را اجرا کنند. حقوق معمولا با تاخیر پرداخت میشد و اغلب بعد از بیست و ام هر ماه واریز میشد، اما بیمه بهطور کامل برقرار بود. صبحهای کاری یک ساعت شناوری وجود داشت. وعده افزایش حقوق دو بار داده شد، اما فقط در بار اول عملی شد. برخی کارها با فشار و حضور در جلسات فراوان انجام میشد، اما یا پس از انجام به کارگیری نمیشد یا مدتی بعد اعلام میکردند غیر فعال شدهاند. در دوران کرونا اغلب بهصورت دورکاری کار میکردیم.
اخلاقا مدت کوتاهی در این شرکت حضور داشتم و تصمیم گرفتم تجربهام را از تیمهای مختلف بازگو کنم. تیم فنی فرابین را گروه خوبی میدانم که اخیرا مدیر فنی جدیدی به جمعشان اضافه شده، هرچند مدتهایی بدون مدیر فنی دوام آورده بودند. اعضای تیم همگی بااخلاصاند و کارشان را درست انجام میکنند. تیم طراحی فعلی فرابین وضعیت مطلوبی ندارد ولی همچنان قابل قبول است و در مقایسه با گذشته، از نظر کیفی تغییراتی دیده میشود. پیش از این، تیم طراحی قویتری در شرکت وجود داشت. تیم بازاریابی به شکل گسترده فعال نیست و در حال حاضر چند نفر از اعضای تیم محتوا و یک مدیر دیجیتال مارکتر مسئول تمامی کارهای بازاریابی برای دو محصول شرکت هستند. اما مسئله اصلی این شرکت تیم پروداکت است. به نظر میرسد کمتجربگی در این بخش، برای پروژههای مختلف مشکلآفرین شده و یکی از دو محصول کلیدی شرکت به دست یکی از اعضای نسبتا بیتجربه افتاد که این موضوع خروج تعداد زیادی از نیروهای کلیدی را به همراه داشت. در نتیجه عدم هماهنگی و کمتجربگی و کمبود اعتمادبهنفس باعث شده کار تیم پروداکت مانع پیشبرد کار سایر تیمها شود. برای نمونه، ممکن است فیچری را ماهها توسعه بدهید و در نهایت مشخص شود که نیازی به آنFeature نیست. همچنین به دلیل عدم توانایی گفتن نه به سهامداران، گاهی به تعهد به گزینههایی میرسند که باعث فشار و ناامیدی دیگران میشود. مشکل دیگر، نبود منابع انسانی کارآمد است. فردی که به انجام کارهای شخصی مدیر مجموعه میپردازد و اصطلاحا دستیار مدیرعامل محسوب میشود، اما در روال منابع انسانی جای میگیرد. در مواقعی با پنهانکاری مشکلاتی ایجاد کردهاند، و این موضوعات بهطور مکرر تکرار میشود. در رابطه با مدیر مجموعه نیز به دلیل حساسیت موقعیت، ترجیح میدهم مسائل را بهطور مستقیم بیان نکنم تا تیمها تحت تأثیر تصمیمات حضوری ناخواسته قرار نگیرند. بههمین خاطر ترجیح میدهم درباره برخی جنبهها نظری ارائه نکنم تا بهانهای برای تغییر یا برگزاری جلسات غیرهدف پیدا نشود.
سالهاست که به عنوان کارشناس پشتیبانی فنی در پارس پک فعالیت میکنم و حس میکنم مسیر رشد در این شرکت برای همه کارکنان باز است؛ هر مقدار که تلاش بیشتری برای بهبود مهارتها و نمایش تواناییهایت بگذاری، بیشک دیده میشود و فرصتهای ترقی برایت فراهم میشود. در کنار اینها، کار تیمی در پارس پک یکی از اولویتهای اصلی است و به نظرم خیلی خوب است که با تیمهای مختلف به صورت مداوم همکاری میکنم.
فضای کار در اینجا خیلی دوستانه است و حس خوبی به آدم میدهد. از نظر من مدیران جوانی هستند که به کارمندان احترام میگذارند و به قولهایشان عمل میکنند. شرکت در مسیر رشد و پیشرفت است و من احساس میکنم با تداوم تلاش، به جایگاه بهتری خواهم رسید.
دو سالی را به عنوان فرانتاند کار در راشین گذراندم و محیطی بسیار شاد و آرام داشتیم. مدیریت شرکت انصافا خوب بود؛ با همه نیروها به یک اندازه رفتار میکرد و هیچ تفاوتی بینها قائل نمیشد. فشار کار عمدتا کم بود، مگر در مواقع خاص که ضربالاجل پیش میآمد. همچنین تعادل خوبی بین کار و زندگی شخصی احساس میکردم.
سالها پیش، شش ماه در این شرکت کار کردم و تجربهام واقعا من را با چالشهای زیادی روبهرو کرد. در همان دوره، وقتی به موقع حقوقم را دریافت نکردم و بیمهام هم رد نشد، متوجه شدم امنیت کاری وجود ندارد. حقوق و مزایا در کمترین حد ممکن بود و قرارداد هم وجود نداشت، بنابراین احساس امنیت شغلی صفر بود. در پایان دوره، با پیگیریهای فراوان بالاخره حقوق معوقهام را گرفتم و همان زمان بسیاری از همکاران من هم با چنین مشکلاتی روبهرو شدند. حتی برای هر دقیقه تاخیر ورود، جریمهای معادل چهار برابر حقوق اعمال میشد. نمیدانم اکنون وضعیتشان چگونه است، اما این تجربه واقعا بدترین دوره کاری من بود.
یکی از خوبی های زرینپال اینه که تو هم امنیت شغلی داری و هم کنار تیم فنی خوبی که داره باعث میشه تو هم رشد کنی که مزیت بزرگی هستش به نظر من، و تیم فنی همیشه از پیشرفت تو استقبال میکنه و باعث میشه توی شغلت پیشرفت کنی. از نقاط منفی اگه بخوام بگم مدیریت ناکارآمد و نداشتن دانش مدیریت توی زرینپال موج میزنه و این باعث پیش اومدن خیلی از مشکلات میشه و مورد دوم پرداخت بسیار نامنظم حقوق ماهانه و واریز حقوق به چند حساب بانکی هستش.
شرکت نبض افزار برای من تجربهای بود که با وجود تلاشهای متمرکز، مشکلاتی جدی را نشان میداد. اول از همه، احساس میکردم منابع انسانی به طور واقعی وجود ندارند و این بیثباتی در تصمیمگیریها و مدیریت منابع به وضوح مشهود بود. مرخصی ساده هم برای من و همکاران به سختی قابل دسترسی بود و انگار هیچ اصولی برای حقوق و مزایا وجود ندارد. حقوق و دستمزد نسبتا پایین بود و این موضوع انگیزه و رضایت شغلی را تحت تأثیر قرار میداد. با بالا رفتن تعداد جلسات، زمان کمتری برای کار عملی میماند و فشار روی تیمها زیاد بود. مدیریت منابع سازمانی هم به طور قابل توجهی نا کارآمد به نظر میرسید و نبود جهتگیری روشن در این حوزه باعث سردرگمی تیمها میشد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.