معمولا با وجود تجربهای که دارم میگم، محیط شرکت واقعا قابل قبول بود و تیم فنی و مهندسانش از سطح بالایی برخوردار بودند. حقوق نسبتا مناسب دریافت میشد و فضای کار بههمسویی و دوستانه بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مدت یک سال در این شرکت فرصت همکاری داشتم و به دلیل مهاجرت، کار را ترک کردم. به نسبت نقدها، به نظر میرسد بیشتر از حالت تحلیلی به احساسات و کینهای بودن اشاره میشود تا بررسی دقیق نقاط ضعف شرکت. در واحد دادهکاوی فعال بودم؛ رئیس واحد و تیمش از نظر فنی اغلب در سطح بالایی بودن و از نظر اخلاقی نیز مشکلی نبود. به طور کلی معاونت نرمافزار جای نامناسبی هم نبود. برای کسی که دنبال ماندن بلندمدت است، شرایط مناسب است اما پر از جابهجاییها و ترکهای شغلی میتواند آزاردهنده باشد. نقطه ضعف شرکت را میتوان در گستره بزرگ بودن آن دید؛ قوانینی که برای هجوم پاسخگویی به نیازهای حدود ۱٬۵۰۰ نفر تدوین میشود، باعث میشود هر درخواست برای مدت زیادی طول بکشد.
خیلی شخمی شخمی بود چارگون به خصوص سرکار خانم سمانه آبدارباشی و جناب آقای امید شریفی
مواجههی من در شرکت آریانیک تجربهای پرتنش بود که با وجود حقوق نسبتا مناسب، فضای کاری به شدت استرسآور و ناخوشایند مینمود. مدیرعامل با لحن تند و رفتار خشن، حتی وقتی کارهای سادهای مثل یادآوری مسائل شخصیاش هم به من محول میشد، احساس میکرد که همه برای خدمت به او هستند و انتظار اطاعت مطلق داشت. ارتباط با رئیس مستقیم هم به گونهای نبود که همگانی و همدلانه باشد و به نظر میرسید رویکردی مرموز و کنترلگرانه دارد. در کل حس میکردم آرامش و امنیت شغلی وجود ندارد و هر روز با فشار و نگرانی دربارهی برخوردهایی همراه بودم. وقتی از محیط خارج شدم، انگار از بند رها شده بودم. با وجود اینکه پرداختی نسبتا مطلوب بود، اجبار برای تحمل بیاحترامی و استرسهای مداوم، ارزش آن تجربه را پایین میآورد.
تجربهای واقعی دارم در نقش کارشناس استقرار. مدیران شرکت در گذشته کارمندانی بودند که برای استقرار SAP دوره دیدند و وقتی زمان شروع به کار آنها فرا رسید، به توگا توهین کردند و شرکت خود را ثبت کردند. این رفتار نشان میدهد که افراد سودجو و بهرهبردار با کارکنان و زیردستانی که شایستهی فرصتهای بهتر هستند چگونه عمل میکنند. با وجود این که توگا به کارکنانش احترام میگذارد و شرایط کاری مناسبی فراهم میکند، آنها به توگا خیانت کردند و برای خودشان کار نکردند، اما انتظار دارند کارمندان با وجود شرایط کاری نامطلوب در شرکت بمانند و به وظایفشان پایبند باشند. به طور کلی باید گفت: یا رب روا مدار که گدا معتبر شود گر معتبر شود زخدا بی خبر شود.
شرکت پیام آوا پردازش را تجربه کردم. به عنوان طراح و پشتیبان سایت با یک شرکت خانوادگی مواجه شدم که اعضای آن عبارتاند از آقای پ.ن و همسرش، و هیچوقت حقوق کارمندان را پرداخت نمیکردند. رفتارهای آنها با مشتریان همواره به دروغ و فریب تبدیل میشد تا پولی که دریافت کردهاند، گردآوری و به سبک نامناسبی خرج شود و هیچ تعهدی را انجام نمیدادند. از نظر اخلاقی و حرفهای کاملا بیاعتماد و غیرقابل اتکا بودند. نکته عجیب این بود که برای ساختن و تقویت برند، کوچکترین تلاش و تلاش فعال را انجام نمیدادند. شرکت از نظر من پر از پروندههای حقوقی و شکایات مشتریان و کارکنان بود و مشکلات مرتبط با بیمه و پرونده مالیاتی نیز داشتند.
مدت حدود چهار سال است که در این شرکت مشغول به کارم و از تجربهام کاملا راضیام. فکور را شرکتی بزرگ و با مزایای فراوان میدانم؛ در مناسبتهای مختلف هدایا میگیرم و تلاش میکنند تا کارکنان را خوشحال و راضی نگه دارند. حقوق نسبت به شرکتهای دیگر مناسب است و امنیت شغلی بالایی وجود دارد. با همکاران ماهر و با تجربهای آشنا میشوم که میتوانند در آیندهی کاری من اثرگذار باشند. به شدت توصیه میکنم مهارتهایتان را تقویت کنید تا بتوانید برای ورود به این شرکت آماده شوید.
من سه سالی میشود در شرکت فکور صنعت فعالیت دارم و به نظر من آنها به پرسنلشان اهمیت زیادی میدهند. هرچند کنترلهای داخل شرکت هم بعضی وقتها جدی است، اما اینجا همواره زمینههای حمایتی زیادی فراهم است. امکان استفاده از مشاوره روانشناسی به صورت رایگان وجود دارد و یک روز در هفته پزشک متخصص میآید؛ علاوه بر آن یک پرستار هم در شرکت حضور دارد و برای کسانی که مشکل جسمی یا آسیب دارند، متخصص آسیبشناسی هم حاضر است. جشن تولد داریم و شرکت هم یا به صورت نقدی هدیه میدهد یا هدیه فیزیکی. همچنین باشگاه ورزشی برای همه کارکنان قابل استفاده است و در کنار آن امکانات و امکانات متفاوت دیگری هم در اختیار ما است.
واقعا بعنوان نیروی قدیمی دوست دارم این اتوبوسی که اومده، با بارش بره، که بزودی امیدوارم اتفاق بیوفته!! اختلاف بخور بخور زیاده، خسته شدیم از این همه حاشیه
به شرکت گلدیران بپیوندم حس بدی از اولین تماس با تیم منابع انسانی داشتم و توضیح دادم که تجربهای عملی در همکاری با این مجموعه ندارم. در همان لحظه متوجه شدم فردی که برای مصاحبه اولیه تماس گرفت، برخلاف انتظار از سطح گفتار و رفتار حرفهای فاصله داشت و مکالمه تلفنی را به شکل نامناسبی انجام داد. با وجود اینکه من با سابقهای هش ساله رزومه کاری دارم، نحوه صحبت، بیادبی و بیاحترامی به کارجو را تجربه کردم و این موضوع خیلی نشان داد که چقدر در این سازمان به نیروها ارزش قائل نیستند. بهراستی فهمیدم که چنین فرهنگ سازمانی ناسالم و منفی وجود دارد و ممکن است در طول همکاری هم همین رفتار ادامه داشته باشد. بنابراین از وقت و انرژیام برای چنین فرآیندی صرف نکردم.
ما از اول کار فهمیدم که جو کار اونجا خیلی سخته و به مرور دیدم که مدیریت به شکلی فشارآور عمل میکنه. حقوق پایهای داشتم اما پاداشی که میگرفتیم فقط برای کنترل نیرو و تحقیر بود. برای هر تجربه، گروه تلگرامی اختصاصی با حضور فقط من و مدیرعامل ساخته میشد و هر اشتباهی که میکردم با هشدارهای مداوم مواجه میشدم. مدیرعامل برای هر اشتباه کوچک با هشتگی خاص شوخی نمیکرد و از پاداش کم میشد. لحظه به لحظه کار را زیر نظر داشتند و اگر گزارش من دو دقیقه دیر ارائه میشد، همان جا در گروه تذکر میگرفت. دائم هم تذکر میدادند که تعداد هشتگهای من زیاد است و این آرامش کار را از دست میداد.
مدتی رو اینجا سپری کردم و میخواهم تجربهام را با صداقت بازگو کنم. اگر برای اولین بار وارد بازار کار میشوید، پیشنهاد من این است که به این مجموعه نروید؛ چون خروج از این کار خودش یک فرایند طولانی و دشوار است. وقتی تصمیم به ترک میگیرید باید ردیف سه ماه حقوق را هم کنار بگذارید. در مجموعه، اغلب مدیران ارشد و میانی سطحی قابل قبول از نظر اخلاقی و کارکرد نیستند و فضا بیش از هرچیز حول حاشیهها میچرخد. به لحاظ شخصیتی و حرفهای برای شما سرمایه یا تجربه قابل نتیجهای ایجاد نمیشود. همیشه باید پیگیر حقوقتان باشید و هر ماه هم تعدادی مدیر فروش تازه به تیم اضافه میشوند. فرهنگ سازمانی واقعا پایین است و در زمان قبل از شیوع کرونا اوضاع بهتر بود؛ اکنون شرایط تغییر کرده است.
من سالی است که در این شرکت مشغول به کارم و قصد دارم تجربهام را به زبان خودم بازگو کنم. به گفته این کاربر، همه چیز در این مجموعه با استانداردهای لازم انجام میشود و جذب نیروها براساس مصاحبه فنی و حرفهای صورت میگیرد، و پرداختها هم طبق پیشنهاد حقوقی ارائهشده به هر فرد تعیین میشود تا سقف و کف مشخصی رعایت بشود تا همگان از حرکت درست فرآیندها مطمئن باشند. ذکر میکند که دو تا سه ماه حقوق با تأخیر پرداخت شده، اما بابت این موضوع insists که مشکل از شرکت نیست و به دلیل تأخیری که از جانب هلدینگ بابت پرداخت قراردادها بوده است. فضای کار را کاملا دوستانه توصیف میکند و میگوید همکاران با یکدیگر رفیق هستند. در نهایت نتیجه میگیرد که شرکت خوب است و احترام بین همکاران در اولویت است. از وقتی که وقت گذاشته و متن را خواندهام، سپاسگزارم.
فضای کار در اینجا برای من تجربهای بینظیر بوده است. محیطی دوستانه و حمایتی از سمت مدیران و همکاران باعث میشود هر روز با انرژی و انگیزه بیشتری به سمت کار بروم. این شرکت نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای من اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری هم توجه میکند. از امکانات رفاهی تا فرصتهای آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده که بتوانم بهترین نسخه خودم را در محل کار ارائه دهم. احساس میکنم به عنوان عضوی ارزشمند دیده میشوم و این موضوع اعتماد به نفس و انگیزهام را افزایش داده است.
من در این شرکت تجربهای فوقالعاده داشتم؛ فضای کار دوستانه و پشتیبانی مداوم از طرف مدیران و همکاران، هر روز را با انگیزه و انرژی بیشتری آغاز میکردم. اینجا نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری هم نگاه ویژهای دارد. از امکانات رفاهی تا فرصتهای آموزشی، همه چیز طوری طراحی شده است که بتوانم بهترین نسخه از خودم را در محیط کار ارائه بدهم. احساس میکنم به عنوان عضو باارزشی دیده میشوم و این موضوع اعتمادبهنفس و انگیزهام را بیشتر کرده است.
در این تیم کار میکردم و دقیقا از همان روزهای نخست فهمیدم کارفرما و روابط کاری چگونه میخواهد باشد. فضای داخلی شرکت پر از بینظمی بود و مدیران میانی یا از اعضای خانواده مدیرعامل بودند یا با او دوستی میکردند، که هر روز برداشت جدیدی از وظایف به کارکنان ارائه میشد. با وجود همه اینها، برای آن اوضاع و شرایط تصمیم گرفتم تجربهای صادقانه بنویسم تا تصویر ملموسی از محیط کار ارائه شود. در عین حال، شرکت به عنوان مجموعهای مستقل از لحاظ ساختار سازمانی با ملاحظات خانوادگی حضور داشت؛ تصمیمگیریها گاه به سادگی به نظرات افراد نزدیک به مدیرعامل واگذار میشد و این مسئله روی روند کار اثر میگذاشت. از نظر فناوری، نرمافزارها اغلب باگ داشتند و پشتیبانی به شدت محدود بود؛ دسترسی به ابزارهای معمول مانند WinRAR یا سایر نرمافزارهای پایه در محیط کار دشوار بود و این محدودیتها کار را پیچیده میکرد. از سوی دیگر، فضای کار برای کسانی که روابط اجتماعی خوبی برقرار میکردند، به ظاهر قابلقبول بود و برخی از همکاران از این منظر احساس بهتری داشتند. با وجود اینها، فشار کاری و نظارت شدید بر کار کارکنان مشخص بود و گاهی تصور میشد که مدیریت درگیر دغدغههای خانوادگی است و این مسأله روی جنبههای حرفهای تاثیر میگذاشت. در مقایسه با محیطهای دیگر، مواردی مانند پرداخت حقوق تاخیر نداشت و دستمزدها معمولا در ابتدای ماه پرداخت میشد، حتی اگر تعطیلات یا مناسبتهای خاصی وجود داشت. در پایان باید گفت تجربه من نشان داد که اگر کسی قصد ورود به چنین محیطی را دارد، باید آمادگی مواجهه با سطح بالای روابط خانوادگی و مرزبندیهای غیرشفاف در تصمیمگیریها را داشته باشد. برای من شخصا، گذر از این تجربه به معنای درک بهتر از نوع روابط کارفرما-کارمند و نیاز به محیطی با ساختار روشن و پشتیبانی فناوری پایدار بود.
برای موقعیت مدیریت فروش، پس از ده سال تجربه اجرایی تصمیم داشتم از شهرستان به تهران بیایم و شنبه صبح با ده جلسه دوره شروع کنم. گفته بودند خوابگاه و سایر امکانات برایم فراهم است. اما از شش صبح تا چهار عصر جمعه در فرودگاه معطل بودم تا مکان خوابگاه را مشخص کنند؛ در نهایت به ملارد و تهر کرج رفتم و خوابگاهی که معرفی شد هم کاملا روشن نبود. پشت تلفن جواب نمیدادند و من در حالت انتظار بودم تا سرنوشت مسیر رفتنم روشن شود. پس از نیم ساعت و تماسهای مکرر، گفتند ظرفیت ما تکمیل است و بالاخره با فشار و گلایههایی از سوی تیم پشتیبانی روبهرو شدم؛ به هیچ عنوان درباره هزینه پرواز چهار میلیون تومانی و بینظمیهای موجود صحبت نمیشد. در نهایت با حرفهای نامشخصی از پشت تلفن روبهرو شدم و آن را در خیابان ارزیابی کردند. همهی این وضعیت را بهگونهای روایت میکردند که افراد زیادی با همین تجربه روبهرو هستند و تنها من نیستم. از وعدههای حقوق بالا و امکاناتی که وعده داده شده بود، به نظر میرسید که فاصله زیادی وجود دارد و توضیح دقیقی ارائه نمیشد. از تجربهی اینجانب این نتیجه گرفتم که جلب اعتماد با ارائهی وعدههای غیرواقعی و بیثباتی در کار و محل اقامت بهراستی کارساز نیست و بهتر است حواسمان به واقعیتها باشد.
مدیران واحد شبکه فقط در اینجا به این سمت رسیدند و مطمعنا اگر از این شرکت جدا شوند ، اسنپ و تپ سی یا پیک موتوری با آغوشی باز آنها را استخدام میکنند . میتوانید به این شرکت بیایید تا حقیقت را با چشمان خود ببینید . بخصوص واحد امنیت و شبکه . امتحان کنید تا به یقین برسید
با سلام من بیشتر از 3 سال در این مجموعه کار کردم . مدیریت رایورز بسیار پیر و فرسوده هست برای همین افرادی که به عنوان تیم لید انتخاب کرده بسیار بی تجربه و کار نابلد هستن. و چون ضعف شخصیتی دارن اگر احساس کنن شرایط مالی شما بهتره یا مال اموال بیشتر دارین یا تجربه کاری بیشتر دارین یا چیزی بیشتر بلدین یا خوش تیپ ترین و ... شروع به اذیت کردن میکنن و سعی میکنن شخصیت شما رو تخریب کنن که حس کنید ضعیف بودین که مجبور شدین در این شرکت دست به کار بشین و این حقوق بی نهایت پایین رو دریافت میکنین. شخصی هست به نام (ع ف) که متاسفانه هر نیروی کاربلدی سر راهش باشه زیر آبشو میزنه و سعی کرده افرادی که زیر دستش هستن همه کارآموز باشن تا بتونه راحت تروماهای بچه گی ش رو به افرادی که جذب میکنه منتقل کنه . من خودم یک مورد رو از نزدیک دیدم که شخصی بود که تا اونجایی که من یادمه تجربه و علم نرم افزاری بالایی داشت و خود من بارها ازش کمک گرفته بودم و اون آقا با صدای بلند سعی به تخریب ایشون کرد که بتونه کاری کنه طرف اخراج بشه یا مجبور بشه استعفا بده که اون هم چون کار بلد بود با کمک بچه های دیگه جوابشو دادن و این شد که من تصمیم گرفتم بعد 3 سال از اونجا برم . مدیریت هم چون نمیتونه کسی رو جایگیزین ایشون کنه (به خاطر حقوق پایین کسی قبول نمیکنه) عملا نمیتونه حرفی به ایشون بزنه بگذریم ، در ابتدا حقوق رو در حد متوسط در نظر میگیرن ولی همینطور که پیش میرین سال به سال ارزشش رو کمتر میکنن و به حدی میرسونن که خجالت میکشین حتی به خونواده مقدارش رو بگین فشار کاری در شرکت زیاد نیست ولی قانون درستی در شرکت وجود نداره مثلا ممکنه به بعضی ها یک روز به درمیون دورکاری بدن و یه عده دیگه فقط دو روز در ماه دورکاری دارن. بستگی داره چقدر سطح علمیتون پایینتر باشه وچقدر دستمال تیم لید رو کشیده باشین . اگر کار بلد و با سواد باشین ممکنه دایما با تیم لید درگیر بشین چون این ترس رو داره که شما جای اون رو بگیرین. 2 روز در ماه برای برنامه نویس ها دورکاری گذاشتن که ممکنه در آینده همونم بردارن حقوق بسیار پایین دسترسی به اینترنت بسیار سخته و نمیتونین فایلی یا متنی رو از نت کپی کنین و در محیط برنامه نویسی استفاده کنین چون می ترسن کد هاشون رو بدزدین حقوق سر وقت همیشه واریز میشه مزایا صفرحتی یک سررسید هم نمی دن سالانه ساعت کاری تا 2 ساعت شناور داره محل شرکت توانیره و جاش خوبه راحت میشه رفت و آمد کرد منابع انسانی درستی نداره برای همین اعتراض شما به هیچ جایی نمیرسه یادگیری تقریبا نزدیک به صفره چون فریم ورک خودشو داره و باید با متد های موجود در فریم ورک کار کنین که بسیار طاقت فرساست در نهایت میگم در صورتی وارد این شرکت بشین که واقعا جای دیگری برای رفتن ندارین وگرنه حتما پشیمون میشین چون تا میتونن پول کم میدن و این پول به جایی نمیرسه و روانتون رو هم داغون میکنن.
من سالهاست که در شرکت رایان هم افزا مشغول به کار هستم شرکتی که توسط ۳ فرد باسواد مدیریت میشد و منابع انسانی در اون ارزشمند بودن حتی با رفتن مدیر عامل اصلی شرکت بعد سالها، بازم اوضاع اونقدی بد نبود اما از تیر ۴۰۳ با انتصاب تیم جدید شرکت از جو پویا به یک شرکت دولتی تبدیل شد و متاسفانه تیم جدید دانشی از بازار سرمایه ندارن و صرفا به روال شرکت های دولتی مشغول خودنمایی و تهیه گزارش های زمان بر و بی هدف و بورکراسی های الکی هستند و متاسفانه این عملکرد و مدیریت غلط باعث از دست دادن نیروهایی بسیار متخصصی شده که سالها به رایان وفادار بودند و بیشک یکی از مهترین دلایل موفقیت این شرکت هستند تیم جدید با ایجاد نقش های الکی عملا هر ماه مبلغ زیادی را بر شرکت وارد میکند، مشاوران و معاونینی که اصلا شایسته جایگاهی که هستند نمیباشند اما معاونت تولید این وسط واقعا یک فاجعه بزرگ است معاونتی که زمانی نبض تپنده شرکت بود متاسفانه درگیر مسایل و مشکلاتی شده که اصلا برازنده اش نیست رفتارهای غیر حرفه ای و غیر اخلاقی که دامن شرکت را گرفته، در حال حاضر با مدیریت فعلی اصلا این شرکت رو توصیه نمیکنم مگه اینکه مدیریت عوض شود و بلکه فرجی شود
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.