اولین تماس تلفنی از من پرسیدن که آیا تمایل دارم مصاحبه را انجام بدهم یا نه و من هم گفتم که حتماً علاقهمندم. آدرس را گفتند، اما ایمیلی ارسال نکردند و اینکه دقیقاً با چه فردی مصاحبه دارم را توضیح ندادند که خودش حس عجیبی ایجاد کرد. روز مصاحبه که رسیدم، نگهبان برای پیدا کردنم نزدیک دو تا سه ردیف منتظر ماند تا کسی را بیاورد، و بعد وارد اتاق شدم. دو نفر وارد شدند و روند و مراحل مصاحبه را توضیح دادند، اما خودشان را معرفی نکردند و من نفهمیدم چرا وجود دارند. یکیشان گفت عضو تیم اندروید است، اما من هیچ اطلاعی از سمت یا مسئولیتش نداشتم. سوالها بیشتر کلی و پراکنده بود تا منظم و هدفمند؛ دربارهٔ componentهای اندروید سوالی مطرح نشد. در عوض دربارهٔ dagger، Rx و design pattern پرسیدند. به طور کلی ارزیابی مشخصی از نحوهٔ ارزیابی ارائه نشد، اما رفتارشان محترمانه بود و این ظاهر بخش از تجربه را به یکی از نقاط مثبت تبدیل کرد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی یا فشار نکردم و فضای مصاحبه بیشتر شبیه گفتوگویی دوستانه بود. پس از گذراندن مرحلهٔ اول، برای مصاحبهٔ دوم دعوت شدم، جایی که دربارهٔ کارهای پیشینم، 회사های قبلیم و دلیل ترک شرکتها صحبت کردیم و به جزئیات بیشتری رسیدیم. سوالاتی که داشتم را پرسیدم و رفتار تیم پذیرش خیلی محترمانه پاسخ داد.
در قدم اول اصلا با حراست برج مصاحبه هماهنگ نشده بود و حراست تماس هم نمیگرفت بالاخره با ایمیل ثابت کردم که مصاحبه دارم و گذاشت برم بالا وارد شرکت که شدم هیچ منابع انسانی نیمد که راهنمایی کنه و یک کارشناس مرکز تماس آخر پرسید چیکار دارم و مدیری که قرار بود با من مصاحبه کنه روبه روی من نشسته بود ولی اصلا توجه نکرد و اون کارشناس رفت به منابع انسانی گفت ولی بازم منابع انسانی نیمد بالاخره بعد گذشت 10 دقیقه یک اتاق جلسه خالی شد و وارد اتاق شدم تازه خدمات داشت صندلی هایی که از اتاق برده بودن رو میاورد بعد گذشت 10 مین دیگه یه چایی و آب آوردن ولی هنوز هیچکس نیمده بود خلاصه مصاحبه با این همه تاخیر برگزار شد منابع انسانی و مدیر واحد ، وارد اتاق شدن که منابع انسانی انگار به زور آورده بودنش خلاصه ای از فعالیت های خودم گفتم که مدیر واحد شروعکزد به سوال پرسیدن و جالب اینه که مدیر منابع انسانی هم سوالات منابع انسانی نمی پرسید برای جو دادن به مدیر سوالات تخصصی می پرسید مدیر سوالاتی میپرسید و وقتی سوال پاسخ میدادیم فقط نیت تخریب داشت و خودش هم خیلی چیزها رو اشتباه میگفت ولی قبول نمیکرد کارهایی رو میخواست که نه تو عنوان شغلی بود نه تو تسک های اون شغل و سازمان و خودتون رو تخریب میکرد جای منابع انسانی هم گلدون قرار میدادن فرقی نداشت هیچ تاثیری نداشت حتی در مورد سازمان هم توضیح نداد یک اتاق گرم ، فضای با انرژی منفی ، مدیر بی ادب و علاقه مند به تخریب فعالیت های گذشته و منابع انسانی که نه استایل مرتبی داشت نه وظایفش اومدم بیرون با یک تحقیق که کاش قبل مصاحبه میکردم فهمیدم که جای من نیست
برای من خیلی بهظاهر جذاب نبود که بهخاطر یک پیشنهاد دیگه از تصمیمم منصرف شدم؛ اما نهایتاً رفتم جلسه حضوری تا ببینم قضیه چیست. وقتی صحبتها را شنیدم و برخورد مدیر را دیدم، متوجه شدم اونجا عملاً فرصت زیادی برای رشد وجود ندارد. به نظر میرسید بیشتر دنبال افراد همسو و همفکر هستند تا افراد باهوش و متخصص. حس کردم که ارزش تحمل سختیها و شنیدن حرفهای آدمهای کوچک و عقدهای را ندارد. از طرفی شرکت بزرگ بود، حقوق بهموقع پرداخت میشد و نهار هم ارائه میدادند، اما هیچ مزیت واضحی نسبت به سایر شرکتها نداشت که آن را از دیگران متمایز کند. برای ما برنامهنویسها، تجربه و کار عملی اهمیت بیشتری دارد؛ تازه برای جونیورها هم در تهران فرصتهای کاری فراوان است.
برای من بیشترین تمرکز در مصاحبه روی سابقههای کاری و مهارتهاییم بود، و توضیح دقیق چرایی اینکه چرا فکر میکنم میتوانم به تیم کمک کنم. با اعتمادبهنفـس و قطعیت صحبت میکردم و مهارتهایم را به صورت روشن و منظم ارائه دادم.
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که باعث شد بیش از یک ساعت و نیم معطل و منتظر باشیم. با اینکه تمام اطلاعات لازم در رزومه درج شده بود بازهم مجبور شدم فرمی پر کنم و جالبی قضیه اینجاست که در جلسه مدیرعامل همون فرم یا رزومه هم در اختیار ایشان نبود و سوالات رو مجدد پرسیدن و داخل سررسید یادداشت کردن!!!! در تمام تایم انتظار از هیچ یک از مراجعین پذیرایی حتی با یک لیوان آب انجام نشد. امیدوارم مدیریت هرچه سریع تر نسبت به سیستم سازی شرکت و تغییر رفتار و نگاه بالا به پایین شان تجدید نظر کنند
دو بار بهعنوان داوطلب استخدام برای شرکت کالکتور پذیرش شدم، اما روند کار خیلی حرفهای به نظر نمیرسید. جلسه مصاحبه در جمع کارکنان واحد برگزار شد و من و سایرین کنار هم به صحبتهایم گوش میدادیم که احساس آرامش نسبی به من نمیداد. مصاحبهکننده بیشتر به سابقه کار قبلیم میپرداخت و گویی هدفش جمعآوری اطلاعات از آن دوره بود تا ارزیابی توانمندیها یا اهداف من.
از طریق جاب ویژن رزومه ارسال کردم. بعد دو هفته برای یک ایمیل اومد. یک نظرسنجی که مواردی که داخل رزومه شخصی و رزومه جاب ویژنم بود توش پرسیده شده بود. از طریق ایمیل ارسال شد. در پاسخ ایمیل تشکرم پاسخی دریافت نکردم. ده روز بعد تماس گرفته شد برای مصاحبه. روز مصاحبه متوجه شدم این اولین مرحله مصاحبه هست و با منابع انسانی هست. مصاحبه با وبکم خاموش مسئول منابع انسانی بود و بعد از اشاره به وبکم خاموش باز هم همون روند ادامه دار بود. بعدش هم تماسی با من گرفته تشد یا اطلاع رسانی نشد برای اعلام قبولی یا ردی. در جاب ویژنم اطلاعی داده نشد. مصاحبه گویا سه مرحله ای بود.
برای ی مصاحبه حدودا ۳ ساعت وقت صرف َشد.مصاحبه که نه ی جورایی شبیه ب بازجویی بود،مدیر منابع انسانی تمایل داشتن اسم افراد بستگان آدم هم بدونن که فکر کنم اگه غیر مستقیم بحث عوض نمیشد ،ایشون تمایل شدید برای کنکاش در زندگی خصوصی افراد دارن ...از کشف سلیقه و طرز فکرو موارد دیگه اِبایی نداشتن.ی ساعت کلا پرزنت کردیم...بعد حدودا ۲ ساعت منتظر موندن ی مدیر جدید دیگه اومدن ب اضافه نفرات قبل مصاحبه کننده و ازمن خواسته شد مجددا همه چیز رو از اول توضیح بدم..ی جوری برخورد شد که اصلا برای چی اومدی اینجا،؟برای چی میخوای برای ما کار کنی؟چرا معرف نداری؟استرس گرفته بودم ،ب محض اینکه گفتن پاشو برو نفهمیدم چطوری از اون ساختمون اومدم بیرون!!!..
جلسه مصاحبه با حدود ۱ ساعت تاخیر شروع شد ، بر خلاف اینکه در آگهی قید شده بود کارشناس حسابداری حقوق و دستمزد، گفته شد که باید تمام کارهای مالی و انجام بدید سوالات مربوط به حوزه مالی درست جواب دادم اما شخص مصاحبه کننده تصمیم گرفت سوالات مربوط به بخش های دیگه رو بیشتر بپرسن خیلی جلسه متشنج و ایشون خیلی استرس میدادن جوری که همونجا حس کردم چقدر کار کردن با همچین آدمی سخته.
به نظرم انتظارم از جلسه مصاحبه برای یک موقعیت فنی در زمینه IT خیلی فراتر از چیزی بود که دیدم. نحوهی برگزاری و سطح تیم مصاحبهگرها آنقدر پایین بود که واقعاً ناامید شدم؛ انتظار داشتَم برای یک ارزیابی تخصصی با ابزار و تجهیزات مناسب صحبت کنن، نه اینکه بنشینن پشت تخته و با ماژیک تمرین کنن. واقعاً این اتلاف وقت، انرژی و منابع رو میفهمم و از این تجربه دلسرد شدم.
این شرکت پیمانکار حدود ۵۰ تا شرکت هست که در مجوع حدود ۸۰۰ تا پرسنل هستند این شرکت ها در تاریخ های مختلف کارکرد میدن، نیروهای غیر ایرانی هم دارند هر کدوم بلافاصله بعد از ارسال کارکردشون باید حقوق محاصبه بشه و بیمه مالیاتشون رد بشه ،در واقع انگار شما حسابدار حقوق ۵۰ تا شرکت هستید و بابت اینکار عدد حقوق ۳۵ و اعلام کردند ! هیچ مزایای خاصی هم ندارند . سایتشونو و که نگاه میکنید فک میکنید چه شرکت بزرگی هستن ولی دفتشون یک دفتر کوچک تو یک محله مسکونی و تو یک ساختمان مسکونی بود.
نفر قبلی که در این پوزیشن کار کرده بود استعفا داده بود دلیل استعفا به وضوح گفته نشد ، مدیر منابع انسانی به تازگی مدیر شده و به وضوح نابلد بود ،توانایی پرسش و سنجش نداشت ،در مصاحبه عنوان شد که به اجبار باید هر روز تا ساعت ۷ بعدازظهر اضافه کار بمونید، شرکت آشفته و بی نظم دیده میشد.
این شرکت یه مدیر پیر حرومزاده داره مثلا نماز میخونه روزه میگیره ولی تا دلتون بخواد حروم زادس در بطری تولید میکنن یه سر پرست خط داشت که ایشالا روز گارش سیاه باشه به نام پور علی که همه به خونش تشنه بودن یه جلاد حوس باز روانی خلاصه خواهران برادران نرید برای کار خونه که عمرتون هدر میره
چرا باید دو سه جلسه مصاحبه حضوری تکنیکال و منابع انسانی صورت بگیره؟ تسکهای واقعی داده بشه برای انجام از جنس استراتژی ۶ ماهه (!) و... آخرش هم بدون هیچ آفر پکیجی بگن با یکی دیگه ادامه میدن در صورتی که جز گزینههای خوب و مناسب اون پوزیشن بودی؟، دوباره یک ماهه بعد آگهیشون بالاست توی جاب ویژن :)) بعد لینکدین بخونی که مصاحبه فیک بوده و فقط برای جمع کردن ایدهست این روش کثیف (!). بماند که جلسه اول مصاحبه حضوری رو نیم ساعت قبل از کنسل شدنش خبر میدن :))) در حالی که شاید طرف مقابل از اون سر شهر داره میاد این سر شهر :))) عالی هستید، همینقدر که جابهجایی توی پوزیشنها ندارید و ۸- ۱۰ سال یک نفر یکجاست مشخصه شرکت چطوری اداره میشه :)) خیلی دوستانه جذب کنید چرا وقت و انرژی بقیه رو میگیرید و فکر میکنید زرنگ هم هستید؟!
وقتی به این شرکت رفتم، از همان ابتدا احساس کردم وضعیت برای مصاحبه جدی نبود. با وجود اینکه رشتهام مرتبط بود و رزومه فرستاده بودم، چون تجربه مشخصی در زمینهی کار مطرح نبود، انتظار داشتم حداقل جلسهای حرفهای برگزار شود. مصاحبه با تاخیر طولانی آغاز شد و در مکانی ساده کنار میز مباحثه برگزار شد که خیلی از نظر حرفهای بودن فاصله داشت. مصاحبهکننده به نظر میآمد اطلاعات دقیقی از موقعیت شغلی ندارد و سوالاتش بیشتر حول سابقهام میگشت. در ابتدا فکر کردم فقط میخواهند سطح دانشم را بسنجند، اما به مرور احساس کردم ممکن است هدف نمایش دادن است و دنبال بهانهای برای نقدن رفتارم باشند. وقتی پاسخهای درست میدادم و گاهی نکتهای را نمیدانستم، با لبخند توهینآمیز یا اخم میگرفتند و سریع موضوع را عوض میکردند و این چرخه تکرار میشد. رفتار کارمند با سطحی از تحقیر همراه بود و از همان چند دقیقه اول مشخص بود که مصاحبه جدی نیست. اگر رزومهام قبل از دعوت بررسی شده بود، حضور حضوری اینقدر طولانی بیفایده نبود زیرا بسیاری از سوالات یا پاسخها در رزومه آمده بود. من هم صرفاً تا پایان تحملش کردم. فضا حرفهای به نظر نمیرسید؛ بهنظر میآید در ظاهر کسبوکار سنتی با ظاهری پر زرق و برق وجود دارد، اما در واقع حرفهای نیست. اگر واقعاً ناچار باشی و گزینهی بهتری نداری، شاید بد نباشه، اما اگر دنبال محیطی حرفهای و مصاحبهی معتبر هستی، به نظر من توصیه نمیکنم.
در مصاحبهای با شرکت مهدکودک قصر ستارهها شرکت کردم که مربوط به لجستیک و فروش بود. ابتدا احساس کردم برای موفقیت در این فرایند شانسی دارید و بدون ارتباط ویژهای هیچ شانسی ندارید. سوالاتی که مطرح شد به نظر میرسید ارتباط کمی با مسئولیتهای شغلی داشتند و بیشتر بیربط بود. به نظر میآمد که تیم مصاحبه تجربه کافی از روند استخدام ندارد و اطلاعات مربوط به تجهیزاتی که تازه وارد کردهاند هم بهطور دقیق روشن نبود. به طور کلی رفتار مصاحبهشون دوستانه و مهربان به نظر میگرفت، اما به شکل غیرواقعی و مصنوعی بود و بهنظر میرسید هدف از مصاحبه تنها استخدام نیست. بهاحتمال، رزومهام بهدرستی بررسی نشده یا حتی دانلود نشده بود. نتیجهاش این شد که بدون ارتباطات یا پارتی، شانس زیادی نبود و هیچ ویژگی خاصی از من برایشان اهمیت پیدا نکرد.
اششتباه محض واز عمق جان از خودم معذرت کیخوام
بسیار نامنظم دو ساعت معطل کردند تا نوبت مصاحبه برسه برخورد بسیار زننده نگاه بالا به پایین و سوالات غیر حرفهای
به پایینترین توقعِ من از یک کارشای حرفهای میخواستند پاسخ بده، و همین طور هم بود که مصاحبه را آغاز کردند. سوالهای کلی آغاز شد: چرا دورهات طول کشیده؟ دلیل تغییر رشتهات چه بود؟ وقتی برای اولین بار به سمینار رسیدی، آن روز چه اتفاقی را بهترین میدیدی و چه کسی بیشتر از دیگران صحبت کرد؟ آنها میگفتند هر کاندیدا باید خودش را به خوبی بشناسد، کمی صبور باشد و وسط حرف مصاحبهکننده نپرد. درباره معیارهای اصلیِ آنها چندان توضیح واضحی نمیدادند، اما حس میکردم مهم است که بتوانم با دیگران به خوبی تعامل کنم و در روابط اجتماعی کارآمد باشم. عقاید شخصی تقریبا برایشان چندان اهمیت ندارد. به طور کل، در این شرکت برخلاف برخی چیزها، روی روابط عمومی خیلی تأکید میکنند و اینکه آدم برخورد خوبی داشته باشد، برایشان اهمیت زیادی دارد.
اولین تماس تلفنی از من پرسیدن که آیا تمایل دارم مصاحبه را انجام بدهم یا نه و من هم گفتم که حتماً علاقهمندم. آدرس را گفتند، اما ایمیلی ارسال نکردند و اینکه دقیقاً با چه فردی مصاحبه دارم را توضیح ندادند که خودش حس عجیبی ایجاد کرد. روز مصاحبه که رسیدم، نگهبان برای پیدا کردنم نزدیک دو تا سه ردیف منتظر ماند تا کسی را بیاورد، و بعد وارد اتاق شدم. دو نفر وارد شدند و روند و مراحل مصاحبه را توضیح دادند، اما خودشان را معرفی نکردند و من نفهمیدم چرا وجود دارند. یکیشان گفت عضو تیم اندروید است، اما من هیچ اطلاعی از سمت یا مسئولیتش نداشتم. سوالها بیشتر کلی و پراکنده بود تا منظم و هدفمند؛ دربارهٔ componentهای اندروید سوالی مطرح نشد. در عوض دربارهٔ dagger، Rx و design pattern پرسیدند. به طور کلی ارزیابی مشخصی از نحوهٔ ارزیابی ارائه نشد، اما رفتارشان محترمانه بود و این ظاهر بخش از تجربه را به یکی از نقاط مثبت تبدیل کرد.
در جلسهٔ نخست، دربارهٔ شرکت و دستاوردهایش حرف زدیم و اینکه چند نفر در تیمش حضور دارند را مرور کردم؛ سپس با کار، وظایف و امکاناتی که ارائه میدهند آشنا شدم. خروجی از آن مصاحبه برایم خیلی دلچسب بود؛ به هیچوجه احساس خستگی یا فشار نکردم و فضای مصاحبه بیشتر شبیه گفتوگویی دوستانه بود. پس از گذراندن مرحلهٔ اول، برای مصاحبهٔ دوم دعوت شدم، جایی که دربارهٔ کارهای پیشینم، 회사های قبلیم و دلیل ترک شرکتها صحبت کردیم و به جزئیات بیشتری رسیدیم. سوالاتی که داشتم را پرسیدم و رفتار تیم پذیرش خیلی محترمانه پاسخ داد.
در قدم اول اصلا با حراست برج مصاحبه هماهنگ نشده بود و حراست تماس هم نمیگرفت بالاخره با ایمیل ثابت کردم که مصاحبه دارم و گذاشت برم بالا وارد شرکت که شدم هیچ منابع انسانی نیمد که راهنمایی کنه و یک کارشناس مرکز تماس آخر پرسید چیکار دارم و مدیری که قرار بود با من مصاحبه کنه روبه روی من نشسته بود ولی اصلا توجه نکرد و اون کارشناس رفت به منابع انسانی گفت ولی بازم منابع انسانی نیمد بالاخره بعد گذشت 10 دقیقه یک اتاق جلسه خالی شد و وارد اتاق شدم تازه خدمات داشت صندلی هایی که از اتاق برده بودن رو میاورد بعد گذشت 10 مین دیگه یه چایی و آب آوردن ولی هنوز هیچکس نیمده بود خلاصه مصاحبه با این همه تاخیر برگزار شد منابع انسانی و مدیر واحد ، وارد اتاق شدن که منابع انسانی انگار به زور آورده بودنش خلاصه ای از فعالیت های خودم گفتم که مدیر واحد شروعکزد به سوال پرسیدن و جالب اینه که مدیر منابع انسانی هم سوالات منابع انسانی نمی پرسید برای جو دادن به مدیر سوالات تخصصی می پرسید مدیر سوالاتی میپرسید و وقتی سوال پاسخ میدادیم فقط نیت تخریب داشت و خودش هم خیلی چیزها رو اشتباه میگفت ولی قبول نمیکرد کارهایی رو میخواست که نه تو عنوان شغلی بود نه تو تسک های اون شغل و سازمان و خودتون رو تخریب میکرد جای منابع انسانی هم گلدون قرار میدادن فرقی نداشت هیچ تاثیری نداشت حتی در مورد سازمان هم توضیح نداد یک اتاق گرم ، فضای با انرژی منفی ، مدیر بی ادب و علاقه مند به تخریب فعالیت های گذشته و منابع انسانی که نه استایل مرتبی داشت نه وظایفش اومدم بیرون با یک تحقیق که کاش قبل مصاحبه میکردم فهمیدم که جای من نیست
برای من خیلی بهظاهر جذاب نبود که بهخاطر یک پیشنهاد دیگه از تصمیمم منصرف شدم؛ اما نهایتاً رفتم جلسه حضوری تا ببینم قضیه چیست. وقتی صحبتها را شنیدم و برخورد مدیر را دیدم، متوجه شدم اونجا عملاً فرصت زیادی برای رشد وجود ندارد. به نظر میرسید بیشتر دنبال افراد همسو و همفکر هستند تا افراد باهوش و متخصص. حس کردم که ارزش تحمل سختیها و شنیدن حرفهای آدمهای کوچک و عقدهای را ندارد. از طرفی شرکت بزرگ بود، حقوق بهموقع پرداخت میشد و نهار هم ارائه میدادند، اما هیچ مزیت واضحی نسبت به سایر شرکتها نداشت که آن را از دیگران متمایز کند. برای ما برنامهنویسها، تجربه و کار عملی اهمیت بیشتری دارد؛ تازه برای جونیورها هم در تهران فرصتهای کاری فراوان است.
برای من بیشترین تمرکز در مصاحبه روی سابقههای کاری و مهارتهاییم بود، و توضیح دقیق چرایی اینکه چرا فکر میکنم میتوانم به تیم کمک کنم. با اعتمادبهنفـس و قطعیت صحبت میکردم و مهارتهایم را به صورت روشن و منظم ارائه دادم.
یک جلسه با مدیر منابع انسانی و یک جلسه با مدیرعامل در دو روز با فاصله برگزار شد. در هر دو جلسه تاخیر زیاد برای شروع جلسه وجود داشت. در تعیین جلسه با مدیر عامل به همه ی متقاضیان گفته شده بود در یک ساعت حضور پیدا کنند که باعث شد بیش از یک ساعت و نیم معطل و منتظر باشیم. با اینکه تمام اطلاعات لازم در رزومه درج شده بود بازهم مجبور شدم فرمی پر کنم و جالبی قضیه اینجاست که در جلسه مدیرعامل همون فرم یا رزومه هم در اختیار ایشان نبود و سوالات رو مجدد پرسیدن و داخل سررسید یادداشت کردن!!!! در تمام تایم انتظار از هیچ یک از مراجعین پذیرایی حتی با یک لیوان آب انجام نشد. امیدوارم مدیریت هرچه سریع تر نسبت به سیستم سازی شرکت و تغییر رفتار و نگاه بالا به پایین شان تجدید نظر کنند
دو بار بهعنوان داوطلب استخدام برای شرکت کالکتور پذیرش شدم، اما روند کار خیلی حرفهای به نظر نمیرسید. جلسه مصاحبه در جمع کارکنان واحد برگزار شد و من و سایرین کنار هم به صحبتهایم گوش میدادیم که احساس آرامش نسبی به من نمیداد. مصاحبهکننده بیشتر به سابقه کار قبلیم میپرداخت و گویی هدفش جمعآوری اطلاعات از آن دوره بود تا ارزیابی توانمندیها یا اهداف من.
از طریق جاب ویژن رزومه ارسال کردم. بعد دو هفته برای یک ایمیل اومد. یک نظرسنجی که مواردی که داخل رزومه شخصی و رزومه جاب ویژنم بود توش پرسیده شده بود. از طریق ایمیل ارسال شد. در پاسخ ایمیل تشکرم پاسخی دریافت نکردم. ده روز بعد تماس گرفته شد برای مصاحبه. روز مصاحبه متوجه شدم این اولین مرحله مصاحبه هست و با منابع انسانی هست. مصاحبه با وبکم خاموش مسئول منابع انسانی بود و بعد از اشاره به وبکم خاموش باز هم همون روند ادامه دار بود. بعدش هم تماسی با من گرفته تشد یا اطلاع رسانی نشد برای اعلام قبولی یا ردی. در جاب ویژنم اطلاعی داده نشد. مصاحبه گویا سه مرحله ای بود.
برای ی مصاحبه حدودا ۳ ساعت وقت صرف َشد.مصاحبه که نه ی جورایی شبیه ب بازجویی بود،مدیر منابع انسانی تمایل داشتن اسم افراد بستگان آدم هم بدونن که فکر کنم اگه غیر مستقیم بحث عوض نمیشد ،ایشون تمایل شدید برای کنکاش در زندگی خصوصی افراد دارن ...از کشف سلیقه و طرز فکرو موارد دیگه اِبایی نداشتن.ی ساعت کلا پرزنت کردیم...بعد حدودا ۲ ساعت منتظر موندن ی مدیر جدید دیگه اومدن ب اضافه نفرات قبل مصاحبه کننده و ازمن خواسته شد مجددا همه چیز رو از اول توضیح بدم..ی جوری برخورد شد که اصلا برای چی اومدی اینجا،؟برای چی میخوای برای ما کار کنی؟چرا معرف نداری؟استرس گرفته بودم ،ب محض اینکه گفتن پاشو برو نفهمیدم چطوری از اون ساختمون اومدم بیرون!!!..
جلسه مصاحبه با حدود ۱ ساعت تاخیر شروع شد ، بر خلاف اینکه در آگهی قید شده بود کارشناس حسابداری حقوق و دستمزد، گفته شد که باید تمام کارهای مالی و انجام بدید سوالات مربوط به حوزه مالی درست جواب دادم اما شخص مصاحبه کننده تصمیم گرفت سوالات مربوط به بخش های دیگه رو بیشتر بپرسن خیلی جلسه متشنج و ایشون خیلی استرس میدادن جوری که همونجا حس کردم چقدر کار کردن با همچین آدمی سخته.
به نظرم انتظارم از جلسه مصاحبه برای یک موقعیت فنی در زمینه IT خیلی فراتر از چیزی بود که دیدم. نحوهی برگزاری و سطح تیم مصاحبهگرها آنقدر پایین بود که واقعاً ناامید شدم؛ انتظار داشتَم برای یک ارزیابی تخصصی با ابزار و تجهیزات مناسب صحبت کنن، نه اینکه بنشینن پشت تخته و با ماژیک تمرین کنن. واقعاً این اتلاف وقت، انرژی و منابع رو میفهمم و از این تجربه دلسرد شدم.
این شرکت پیمانکار حدود ۵۰ تا شرکت هست که در مجوع حدود ۸۰۰ تا پرسنل هستند این شرکت ها در تاریخ های مختلف کارکرد میدن، نیروهای غیر ایرانی هم دارند هر کدوم بلافاصله بعد از ارسال کارکردشون باید حقوق محاصبه بشه و بیمه مالیاتشون رد بشه ،در واقع انگار شما حسابدار حقوق ۵۰ تا شرکت هستید و بابت اینکار عدد حقوق ۳۵ و اعلام کردند ! هیچ مزایای خاصی هم ندارند . سایتشونو و که نگاه میکنید فک میکنید چه شرکت بزرگی هستن ولی دفتشون یک دفتر کوچک تو یک محله مسکونی و تو یک ساختمان مسکونی بود.
نفر قبلی که در این پوزیشن کار کرده بود استعفا داده بود دلیل استعفا به وضوح گفته نشد ، مدیر منابع انسانی به تازگی مدیر شده و به وضوح نابلد بود ،توانایی پرسش و سنجش نداشت ،در مصاحبه عنوان شد که به اجبار باید هر روز تا ساعت ۷ بعدازظهر اضافه کار بمونید، شرکت آشفته و بی نظم دیده میشد.
این شرکت یه مدیر پیر حرومزاده داره مثلا نماز میخونه روزه میگیره ولی تا دلتون بخواد حروم زادس در بطری تولید میکنن یه سر پرست خط داشت که ایشالا روز گارش سیاه باشه به نام پور علی که همه به خونش تشنه بودن یه جلاد حوس باز روانی خلاصه خواهران برادران نرید برای کار خونه که عمرتون هدر میره
چرا باید دو سه جلسه مصاحبه حضوری تکنیکال و منابع انسانی صورت بگیره؟ تسکهای واقعی داده بشه برای انجام از جنس استراتژی ۶ ماهه (!) و... آخرش هم بدون هیچ آفر پکیجی بگن با یکی دیگه ادامه میدن در صورتی که جز گزینههای خوب و مناسب اون پوزیشن بودی؟، دوباره یک ماهه بعد آگهیشون بالاست توی جاب ویژن :)) بعد لینکدین بخونی که مصاحبه فیک بوده و فقط برای جمع کردن ایدهست این روش کثیف (!). بماند که جلسه اول مصاحبه حضوری رو نیم ساعت قبل از کنسل شدنش خبر میدن :))) در حالی که شاید طرف مقابل از اون سر شهر داره میاد این سر شهر :))) عالی هستید، همینقدر که جابهجایی توی پوزیشنها ندارید و ۸- ۱۰ سال یک نفر یکجاست مشخصه شرکت چطوری اداره میشه :)) خیلی دوستانه جذب کنید چرا وقت و انرژی بقیه رو میگیرید و فکر میکنید زرنگ هم هستید؟!
وقتی به این شرکت رفتم، از همان ابتدا احساس کردم وضعیت برای مصاحبه جدی نبود. با وجود اینکه رشتهام مرتبط بود و رزومه فرستاده بودم، چون تجربه مشخصی در زمینهی کار مطرح نبود، انتظار داشتم حداقل جلسهای حرفهای برگزار شود. مصاحبه با تاخیر طولانی آغاز شد و در مکانی ساده کنار میز مباحثه برگزار شد که خیلی از نظر حرفهای بودن فاصله داشت. مصاحبهکننده به نظر میآمد اطلاعات دقیقی از موقعیت شغلی ندارد و سوالاتش بیشتر حول سابقهام میگشت. در ابتدا فکر کردم فقط میخواهند سطح دانشم را بسنجند، اما به مرور احساس کردم ممکن است هدف نمایش دادن است و دنبال بهانهای برای نقدن رفتارم باشند. وقتی پاسخهای درست میدادم و گاهی نکتهای را نمیدانستم، با لبخند توهینآمیز یا اخم میگرفتند و سریع موضوع را عوض میکردند و این چرخه تکرار میشد. رفتار کارمند با سطحی از تحقیر همراه بود و از همان چند دقیقه اول مشخص بود که مصاحبه جدی نیست. اگر رزومهام قبل از دعوت بررسی شده بود، حضور حضوری اینقدر طولانی بیفایده نبود زیرا بسیاری از سوالات یا پاسخها در رزومه آمده بود. من هم صرفاً تا پایان تحملش کردم. فضا حرفهای به نظر نمیرسید؛ بهنظر میآید در ظاهر کسبوکار سنتی با ظاهری پر زرق و برق وجود دارد، اما در واقع حرفهای نیست. اگر واقعاً ناچار باشی و گزینهی بهتری نداری، شاید بد نباشه، اما اگر دنبال محیطی حرفهای و مصاحبهی معتبر هستی، به نظر من توصیه نمیکنم.
در مصاحبهای با شرکت مهدکودک قصر ستارهها شرکت کردم که مربوط به لجستیک و فروش بود. ابتدا احساس کردم برای موفقیت در این فرایند شانسی دارید و بدون ارتباط ویژهای هیچ شانسی ندارید. سوالاتی که مطرح شد به نظر میرسید ارتباط کمی با مسئولیتهای شغلی داشتند و بیشتر بیربط بود. به نظر میآمد که تیم مصاحبه تجربه کافی از روند استخدام ندارد و اطلاعات مربوط به تجهیزاتی که تازه وارد کردهاند هم بهطور دقیق روشن نبود. به طور کلی رفتار مصاحبهشون دوستانه و مهربان به نظر میگرفت، اما به شکل غیرواقعی و مصنوعی بود و بهنظر میرسید هدف از مصاحبه تنها استخدام نیست. بهاحتمال، رزومهام بهدرستی بررسی نشده یا حتی دانلود نشده بود. نتیجهاش این شد که بدون ارتباطات یا پارتی، شانس زیادی نبود و هیچ ویژگی خاصی از من برایشان اهمیت پیدا نکرد.
اششتباه محض واز عمق جان از خودم معذرت کیخوام
بسیار نامنظم دو ساعت معطل کردند تا نوبت مصاحبه برسه برخورد بسیار زننده نگاه بالا به پایین و سوالات غیر حرفهای
به پایینترین توقعِ من از یک کارشای حرفهای میخواستند پاسخ بده، و همین طور هم بود که مصاحبه را آغاز کردند. سوالهای کلی آغاز شد: چرا دورهات طول کشیده؟ دلیل تغییر رشتهات چه بود؟ وقتی برای اولین بار به سمینار رسیدی، آن روز چه اتفاقی را بهترین میدیدی و چه کسی بیشتر از دیگران صحبت کرد؟ آنها میگفتند هر کاندیدا باید خودش را به خوبی بشناسد، کمی صبور باشد و وسط حرف مصاحبهکننده نپرد. درباره معیارهای اصلیِ آنها چندان توضیح واضحی نمیدادند، اما حس میکردم مهم است که بتوانم با دیگران به خوبی تعامل کنم و در روابط اجتماعی کارآمد باشم. عقاید شخصی تقریبا برایشان چندان اهمیت ندارد. به طور کل، در این شرکت برخلاف برخی چیزها، روی روابط عمومی خیلی تأکید میکنند و اینکه آدم برخورد خوبی داشته باشد، برایشان اهمیت زیادی دارد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.