وقتی از علوم سبز صحبت میکنم، اول باید بگویم پروژههای خوبی میگیرن اما تیم فنی و برنامهنویسها که طراحی و پیادهسازی رو به عهده دارن، کمترین حقوق و مزایا رو دارن و با استرس زیادی مواجه میشن. مشکلات تولید، عقبافتادگی زمانبندی و فشار از طرف بخش طراحی با بخش فنی درگیر است و پاداشها و مزایا برای سایر بخشها بهتر است. نیروهای انسانی بیشترین حمایت رو دارن اما واقعا گروهی از همتیمیها نیستن که بتونن نقش مفیدی ایفا کنن و بعضیها از اعضای فنی حقوق بالاتری میگیرن بدون اینکه نتیجهی مشخصی ارائه بدن. خدمات شرکت هم به راحتی در رفتوآمد اتاقها دیده میشه؛ نمونهای که میبینی اینه که خدماتی روی صندلی بچههای فنی مینشینن و میخوابن و وقتی فنیها بخواهند موضوعی رو به مدیر ارائه کنن، مدیر مربوطه سریعا میره و به نیرو میگه که فلانی گفته کار رو انجام داده. به نظر من کل مجموعه علوم سبز باید بهبود پیدا کنه. اگر برای کار میخواین فقط وارد بخش منابع انسانی بشین، به هیچ عنوان کاری انجام ندین؛ بیمه میفرسته و ادعاهای بیدلیل میزنن، وام هم فقط برای مدیران و بخش منابع انسانی و خدماته. فنی نه ارتقا میگیره، نه چیز دیگهای. ادعا میکنن که بهترین شرکتاند، اما اکثر همکاران پول ندارن تا موتور ماشینشونو عوض کنن یا حتی برای خرید لاستیک. بعضی از کسانی هم که کارشون پروژههای بیرونیه، با حقوق شرکت نمیتونن بهصرفه زندگی کنن. جلو شرکت انگار مثل جایی مربوط به پیک موتوریهاست؛ همه موتور دارن و مثل پیک حقوق میگیرن، و تنها اسمشون را با عنوان مهندس یا دکتر مینویسن.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام و وقت بخیر در اکثر پیام ها همکاران دقیقا به مشکل اصلی مجموعه یعنی مدیر نالایق و بی شخصیت مجموعه اشاره کردند. این بشر آنقدر شخص ضعیفی ست که حتی برای حفظ جایگاه خودش دست به هر رفتار غیر انسانی و بدور از شرافت میزند. عمده افرادی که برای پست ها انتخاب میکند بایستی چشم قربان گو و مطیع امر و مثل خودش زیرآب زن باشد.در سال های اخیر این آقا چندین تیم را به بهانه های مختلف جمع کرده و دوباره تحت عناوین مختلف و تحت هدایت نوچه های خود دوباره احیا کرده است. تقریبا همه همکاران قدیمی به مشکلات اخلاقی که دوستان نوشته اند واقف هستند و برخی از آنها حتی مستندات مربوطه را دارند. این مسائل آنقدر بلد شد که حتی افرادی بودند که واحد منابع انسانی را از این قضایا مطلع ساختند ولی متاسفانه مالکان شرکت مشخص نیست چه گیری پیش این بشر دارند که علی رغم این همه رسوایی تا حالا دست به اقدام اساسی برای برکناری آن نزده اند. بر خلاف آن چیزی که بعضا در رسانه ها و فضای مجازی تبلیغ می کنند، چیزی که بنده در مدت این چند سال خودم شاهد بودم این بوده که این شرکت با پرداخت حقوق نسبتا خوب افراد نخبه را جذب می کند ولی متاسفانه فاسد بودن سیستم و لو لول بودن کارها، مدیریت کوتوله ای باعث شده که افراد قطع همکاری کنند. سلامت باشین
من از فروردین 1401 تا تیر 1403 در این شرکت بودم. یعنی دوسال و چهار ماه حقوق دادن به پرسنل براشون اصلا مهم نیست. حتی میشد که چهار ماه هم هیچ حقوقی ندهند. الان که دارم این رو مینویسم تاریخ 19 آذر 1403 است و بعد از شش ماه نه تسویه رو دادن و نه قصد دارن بدن. الان اداره کار شکایت کردم و منتظر نتیجه هستم. مدیر به شدت به شدت خاله زنک و به شدت بکن طوریکه هدف داشت تمام تغذیه روزانه مدیر توسط کارمند تامین بشه. دخالت مدیر در کوچکترین مسائل خانوادگی که هیچ ربطی به شرکت و کار ندارد. طوریکه دوبار از طریق واسط مستقیما تذکر دادم، که متاسفانه فقط برای مدت کوتاهی تاثیر میداشت.
اول لازم میدونم در مورد هیوا بنویسم هیوا برای من نه تنها یه فضای کاری عالی بود، بلکه تبدیل به یک تجربه ارزشمند و آموزنده شد... در طول همکاری، نه تنها مهارتهای جدیدی یاد گرفتم بلکه از حمایت و راهنماییهای تیم مدیریتی و همکاران نیز بهرهمند شدم. تمامی مسائل مالی و حقوقی به موقع و با دقت رسیدگی میشد و این باعث میشد همیشه احساس آرامش و اطمینان داشته باشم. دوم اینکه از همه مسئولین و همکاران هیوا برای این تجربه حرفهای و مثبت سپاسگزارم
سلام، بنده بیشتر از دوازده سال تجربه کاری دارم که نه سالش رو کروز بودم. تجربه نه ساله من در کروز درسته همراه با سختی بوده ولی دستاورد زیادی هم داشته و مهمترینش، سالهای طولانی تلاش برای اصلاح ساختار مدیریتی واحد خودمون بود. خلاصه کنم، یک سیستم مافیایی که بر ارزش های مادی برپا شده. متاسفانه خیلی دیر متوجه این امر شدم که مقصر وضعیت تاسف بار منابع انسانی کروز ، غریبه بودن با واژه ای بنام شرافت انسانی است. روزی اگر در جایگاهی قرار بگیرم که بخواهم مدیری انتخاب کنم، شرافت رو به هر چیزی اولویت خواهم داد.
در این شرکت تجربهای کاری به عنوان مدیر داشتم که یک حوزه مشخص از مدیریت منابع انسانی را به چالش میکشید. نرخ حفظ نیروی انسانی در بازه زمانی۹ تا ۱۲ ماهی بود و مدیر مجموعه به تعهداتی که در روز مصاحبه قول میدهد، پایبند نبود. در آغاز کار افراد با حقوقی پایین استخدام میشوند و از همان ابتدا رفتارهای توهینآمیز، بیاخلاقی و بیاعتمادی به وعدهها مشاهده میشود که در نهایت منجر به استعفای نیروها میشود. او نه تنها به عنوان نیروی کار، بلکه به عنوان یک انسان نیز با کارکنان برخورد احترامآمیز ندارد و بیشتر به دنبال وعدههای دروغین و تبلیغاتی است. همچنین بیمه تکمیلی توسط کارکنان پرداخت میشود و شرکت هیچ مزایای جانبی قابل توجهی به نیروها ارائه نمیدهد.
خواستم فقط یک نکته را به دوستانی که این صفحه را مطالعه می کنند بگویم و اون اینکه افراد به دلایل زیادی می تونن از یک مجموعه کینه به دل بگیرند و یا تلقی های نادرستی از مدیریت و کار در یک مجموعه داشته باشند. من پس از چند سال در این مجموعه خلاف واقع های زیادی را در متون این صفحه دیدم. همین!
دوستان عزیز در خصوص این شرکت حتما کامنت سایر همکاران ما را مطالعه کنید و اصلا تصور نکنید ذره ای در ان اغراق شده است و تنها باید این تجربه تلخ را داشته باشید تا بدانید وقتی در مورد این تجربیات یک نفر به قلم می افتد چه رنجی را پشت سر می گذارد. در این شرکت همه چیز بر مبنی سود و منفعت مدیران پیش می رود ، نفرات کارشناس HR که الان به دلیل روابطشان مدیر شده اند که حیف از اسم مدیر برای ایشان (برای خانم خ ) باید از این همه نارضایتی خجالت بکشد و استعفا دهند. در این شرکت مدیران کوته بین و رابطه ای! به وفور دیده می شوند. هر چقدر در این شرکت تلاش کنید با هم دیده نمی شوید و تنها با روابط خاص!! می توانید به نتیجه برسید که البته همه ی افراد زیر بار این جور اقدامات نمی روند.. از آقای ن.. که مدیری دارد که با روابط پنهانی و خاص قدیمی ایشان را نگه داشته و همچنان نیز اعتقاد داشت باید مدیرش باشد که البته همه از روابط با خ ا... اطلاع داشتند فقط به روی خود نمی اوردند. اما در مورد بخش وزین HR، که اندازه ی کتاب ها می توان صحبت کرد ... این بخش با حضور با ارزش خانم خ اداره می شود البته اداره برای خودشان برای برنامه های صبحانه های تیمی؛ نهار های تیمی؛ قهوه هایی که وقت و بی وقت در حال صرف شدن هست و می توان گفت این تیم هیچ وقتی برای اعضای سازمان ندارند و تنها منافع و امنیت و ارامش خودشان مهم است. این تیم تقریبا هیچ نقشی در سازمان و بهبود وضعیت پرسنل در مدت حضور بنده نداشتند و فقط خود را پروتکت می کردن. لطفا لطفا قبل از حضور حتما بررس های لازم را داشته باشید و بنده به عنوان یک دوست که زمانی را در این شرکت تلف کردم اصلا این شرکت را توصیه نمی کنم.
من برای مهاجرت کاری به آلمان به این شرکت مراجعه کردم، یکی از چیزهایی که خیلی برام مهم بود این بود که تمام مراحل کار برام واضح توضیح داده بشه. هیچ وقت حس نکردم که چیزی پنهانه. میدونستم چیکار باید بکنم و این کمک کرد که احساس راحتی بیشتری در روند کار داشته باشم.
رایانکار برای من تجربه کوتاه مدتی بود که ارزش یادگیری داشت اما ماندن در آنجا بهصرفه نبود. این دیدگاه تنها از من نیست؛ در مدت کمتر از دو سالی که آنجا بودم، بیش از سی نفر به شرکت پیوستند و پس از مدتی شرکت را ترک کردند و خروج چنین تعدادی از نیرو در چنین اندازهای کار عادی نیست و نشان از نقصی در ساختار شرکت دارد. امکان دورکاری وجود دارد و حقوق نسبتا خوب و بهموقعی پرداخت میشود و اکثریت همکاران افراد بااخلاق و محترمی هستند. تنها مسئله، که کوچک هم نیست، تصمیمات نادرست مدیریت و اشتیاق بیش از حد مدیران به کنترل همه حوزههاست. حضور مدیر در هر سطحی از شرکت دیده میشود؛ از نهایی کردن یک ویام برای حسابداری گرفته تا نحوه کابلکشی یک دستگاه یا طراحی UI و کدهای دیتابیس تا امور منابع انسانی؛ کوچکترین کار هم باید با تأیید ایشان انجام شود، بههمین دلیل کارها جلو نمیرود و همه کارکنان در مسیر خودشان میچرخند چون هر چیزی باید با نظر مدیریت تطبیق یابد. مشکلاتی که در بدو ورود با آن روبهرو شدم، در زمان خروج هم همچنان با دهها مشکل جدید همراه بود، چون مدیر پی در پی به جزئیات و نیازمندیهای بیشتری بر یک مسئله ساده اضافه میکرد که ارتباطی با اهداف شرکت و پروژههایش نداشت.
در محیط کاری من با مدیریتی بیسواد و بیمسئولیت روبهرو شدم که ساختار IT را به صورت نامنظم اداره میکرد. واقعا تجربه عجیبی بود و فقط شعارهای بیمحتوا از طرف آنها شنیدم. حقوق و دستمزد هم پایین بود و در کنار آن انتظارات غیرمنطقی و زیاد از من داشتند.
مدیران خیلی ضعیفی داره، اگر دنبال پیشرفت هستید اصلا وارد این جهنم نشید، چون اگر خیلی خوب تلاش کنید نسبت بهتون حس حسادت و تنگ نظری می گیرن نمیزارن مسیر خودتونو برید، و اگر اعتراض کنید، ذره بین روتون میزارن که با تهمت و هر چیزی که بتونن ازتون ایراد میگیرن و میگن به خاطر این بهانه های مسخرمون نمیزاریم پیشرفت کنید، محیطش پر از ناکامیه، جلوی چشمتون حقتون رو ضایع می کنن و هیچ کس هم نمیبینه، اگر اعتراض کنید هم مستقیم میگن برات پاپوش درست می کنیم و ببرونت می کنیم که تا اخر عمرت نتونی جایی سره کار بری
باسلام، میخواهم از تجربه عالی خودم در همکاری با شرکت هیوا صحبت کنم. در طول مدت همکاری، از نحوه مدیریت تا واریز حقوق و بیمه همه چیز به صورت کاملا حرفهای و سر وقت انجام شد. علاوه بر این، مسئولین شرکت همیشه پاسخگو و مهربان بودند و محیطی بسیار مثبت و آموزشی فراهم کرده بودند. من از این فرصت بهره بردم و تجربیات جدیدی کسب کردم که قطعا در آینده به کارم خواهد آمد. از همه تیم محترم علم و فن شهریار بابت این تجربه خوب و آموزنده تشکر میکنم. با احترام، مهدی زاده
سلام من الان سربازم و حین تحصیلم ۴سال هیوا کار کردم.این ۴سال هرماه حقوقمون سرماه پرداخت شده و هرسال عیدی و برای کاریکه وظیفه مون بوده درست انحام بدیم پاداش میگرفتیم توی این مدت مشکلی برای مرخصی نداشتم چون دیدم نوشتن مرخصی نمیدن میگمچون تایم کار ما تا یک شب بود اخر وقت سرویس هم داشتیم که راحت بریم خونه.هر کاری سختی خودشو داره مخصوصا مشاوره که یه نسخه ثابت نمیتونی برای همه بپیچی و ادما شرایطشون متفاوته.به عنوان کسیکه ۴سال هیوا بودم لازم بود منم نظرمو بگم که بدونین خیلیا غیرمنصفانه دارن نظر میدن والسلام
برای من کندا ایده محیطی بوده که مدیرانش همیشه در دسترساند و این موضوع از روز اول برایم جذاب بود. من تجربههای زیادی داشتم و خیلی جاها برای رسیدن به مدیرعامل باید کلی دردسر به جان میخریدی، اما اینجا این نزدیکی رویکردی عادی نبود؛ مدیران به راحتی با من در ارتباط بودند و این صراحتی که در کار وجود دارد، هیچ وقت به بطالت یا بازیکاری منجر نمیشود. با وجود این که جوان بودن تیم کمی ممکن است مشکلاتی به همراه بیاورد، اما واقعا این ارتباط مستقیم و شفاف به خوبی عمل میکند و هیچ نشانی از بیحالی و بینظمی در کار نیست. شرکت محیطی آرام و گرم دارد و وقتی وارد میشوی ممکن است از فضای ساکت و تمرکز بالای همکاران کمی تعجب کنی، چون همه مشغول کار خود هستند. این سکوت گاهی نقطه ضعفی به چشم میآید اما به شخص بستگی دارد و من خودم راضی بودم. سطح دانش تیم بالا است و همگی تجربه و آگاهی لازم برای صحبتهای تخصصی را دارند. حقوق به موقع پرداخت میشود و مسئلهای از بابت بیمه و مالیات نیست؛ این موارد هم همانند حقوق مشخص و شفاف اعلام میشوند و ارزشمندند. برای تسویهحساب هم با احترام و بهنحو مناسب انجام میشود؛ تنها نکته این است که پرداخت دو روز دیرتر از زمان اعلامی انجام شد.
سه سال در تحقیق و توسعه کار کردم و مجموعه تحقیق و توسعه محیطی باند بازی است که توسط مدیر فاسد آن به غلط هدایت میشود و مدیر آن سیستم نوچه پروری دارد که البته قبلا دو نوچه داشت که یکی رفت و الان یک نوچه آن همواره پابرجاست که به لطف مدیر مجموعه به نون و نوایی رسیده. مدیر تحقیق و توسعه فردی بسیار بی ادب و بد دهن و به قول خودش لاتی هست که فرق محیط مهندسی را با محیط چاله میدانی نمیداند و هر مدلی که شایسته خودش هست با پرسنل رفتار میکند.چه افراد توانمندی که از مجموعه فرار کردند و الان چه رییس های بی سوادی که وجود دارند.تمام این نظرات منفی در مورد واحد تحقیق و توسعه بخاطر مدیر فاسد آن است. در آن مجموعه افراد چاپلوس و لمپن مثل خود مدیر آن رشد میکنند و مابقی که ارتباطی با مدیر ندارند عقب نگه داشته میشوند.مدیر تحقیق و توسعه بارها عیان شده که مشکل فساد اخلاقی دارد اما هیچ کاری نشده لااقل تا آن زمان که من بودم اونجا.
شرکت کاوش پردازان برسا را تجربه کردم و به شدت بینظم بودن روندها را احساس کردم. قائممقام به شکل یکپارچه تمام مصاحبههای منابع انسانی، اداری، فنی و تخصصی را در یک جلسه کمتر از یک ساعت انجام میداد که این مسئله برای من نشان میداد جلسهای تخصصی برای ارزیابی نیرو وجود ندارد و کمتر از آن انتظار میرفت. بعد از شروع کار، از من امضای متعددی خواسته شد که به نظر نمیرسید بر پایهی روال مدیریتی درستی باشد. برای آغاز کار باید طب کار انجام میدادم که از منظر IT جزو اصول حرفهای محسوب نمیشد و مشخص شد سازمان بیشتر به عنوان یک مجموعه خدماتی عمل میکند. در شرکت همواره با دوربینها شنود میشدیم و حریم خصوصی معنی مشخصی نداشت. ورود و خروج فقط از طریق درب واحد و با اثر انگشت امکانپذیر بود و ترددها به صورت شدید کنترل میشد و اگر بیش از دو بار خروج در روز ثبت میشد، حقوق کسر میشد. برای استراحت یا سیگار کشیدن زمانی در اختیار نبود که برای کارکنان تخصصی لازم و ضروری به نظر میرسید و نبود این فرصت گاهی آزاردهنده بود. بر اساس گفتههای شرکت، گواهینامهای ایزو مد نظر بود، اما فرایندهای سازمان مطابق استانداردهای ایزو سری ۹۰۰۰ یا بالاتر نبود و صرفا نامی بر روی سازمان بود. مدت زمان اجرای آزمایشی بیش از یک ماه بود که برای نیروی تخصصی قابل توجهی آزاردهنده است؛ حتی پس از سه ماه هم این مدت از سوی شرکت تمدید میشد به دلیل فشار مالی شدید که شرکت با آن مواجه بود، تا حدی که در خرید ملزومات سازمان هم قصور وجود داشت. شرکت فاقد آزمایشگاه برای تست و آمادهسازی بود و آموزش فقط به شکل فردی انجام میشد و نقش سازمان در این فرآیند کم بود. این مشکل به اندازهای بزرگ بود که قرار بود کلاس آموزشی برای یک سازمان دولتی برگزار شود اما ابزار لازم برای آموزش وجود نداشت و از ابزار شخصی برای برگزاری کلاس استفاده شد. لپتاپهای موجود پاسخگوی کار سازمان نبودند. شبکه شرکت فرسوده و قدیمی بود و ارتقا شبکه اهمیتی نداشت زیرا ادمین از راه دور کار میکرد که به دلیل حقوق ناکافی بود. Helpdesk حضوری وجود نداشت و اکثر کارکنان قدیمی به دلیل ساختارهای ناکارآمد از شرکت جدا شده بودند. فردی با خودشیفتگی بهعنوان قائممقام مدیرعامل در رأس بود و فاقد درک از سازمان بود؛ همچنین مدیر فروش بدون تخصص بود و در طول حضور من فقط قرارداد تازهای امضا شد و حدود ده فقره فروش ثبت شد که کارنامه مناسبی نبود؛ روزی تقریبا بیست مناقصه برای بررسی فنی به دست من میرسید، اما شرکت قادر نبود ضمانت بانکی لازم را برای مناقصهها تامین کند و با شکست مواجه شد. در زمینه تامین قطعات، بدون توجه به PartNumber موردنیاز مشتری، اقدام به فروش میشد و بسیاری از درخواستهای مشتریان فعلی به دلیل عدم توانایی تامین قطعه رد میگردید که این نسبت به حدود هشتاد درصد درخواستها میرسید. در زمینه مرخصیها، همکاری لازم از سوی سازمان وجود نداشت. با این روند، به نظر من آیندهی این شرکت روشن نیست و اگر روال کاری تغییر نکند، مسیر نابودی را طی خواهد کرد.
تو این بخش دهنت سرویسه هر کالا یک آیتمه و باید تو ۳۳۰ آیتم در هر ساعت بزنی! وقت نمیکنی آبم بخوری، در کل دیجیکالا فقط برای پاره وقتا خوبه وگرنه جای باحالی نیست مخصوصا Sort
من در مکو کار میکردم و تجربهام رو چنین روایت میکنم که پنج سال پیش در کرج بودم و با حقوق کم روبهرو بودم؛ در واقع هر چیزی که میگرفتم فقط برای خرج زندگی بود و مزد پایین بود. با این حال بیمهی تکمیلی نسبتا خوب بود. محیط کار خیلی آلوده بود، هم پارتیبازی وجود داشت و هم رفتارهای جنسیتی به شدت دیده میشد. پنج سال قبل، حراست شش نفر را که همهشان متأهل بودند اما روابط نامتعارفی داشتند، شناسایی و اخراج کرد. از نظر شرایط زنان، احساس میکردم که لزومی به کار کردن نیست و بهقول برخی وظایف یکسانی داده میشد، اما حقوق پایه و کارانه بهطور دقیق مشخص نبود. کارانهها هم بسته به نظر مدیر بود.
- محیط به شدت سمی (از هر نظر). - برخی رئسای گروه و مدیران عقده ای. - در این شرکت با افرادی کار خواهید کرد که شارلاتان علمی هستند(معنی شارلاتان را جستجو کنید). - برخی از زن ها از موقعیت زن بودن خود سوءاستفاده و برای گرفتن امتیاز از "رئیس گروه" مرد یا مدیر مرد استفاده می کنند. - اگر با این زن ها به هر دلیلی به مشکل بخورید ، با تهمتهای جنسی مواجه خواهید شد(مثلا فلان آقا به من نظر داره). - حراست با اینگونه زنان برخورد نمی کند(توی این شرکت حراست برای مردها است). - اگر تازه وارد باشید بیشتر افراد به شما آموزش نمی دهند یا اطلاعات اشتباه می دهند(آنبوردینگ یک جک است). - برخی افراد قدیمی در این شرکت - زن و مرد هم ندارد - قلدری و گردن کلفتی می کنند(رسما لات مخفی هستند). - زد و بند و پارتی بازی بی داد می کند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.