شرکت ویولا را تجربه کردم و نتیجهاش را بهصورت واقعبینانه روایت میکنم. در برخورد اول، وارد بخش پروژههای نیروگاهی شدم تا کارآموزی را آغاز کنم؛ مسیرش پر از موانع بود و از همان ابتدای کار پرسیدند معرفم کیست چون بدون معرفی نمیگرفتند. پس از فارغالتحصیل شدن تماس گرفتند و گفتند برای منابع انسانی به نیرو پارهوقت نیاز دارند، اما در مصاحبه گفتند به دلیل نداشتن سابقه نمیشود، حال آنکه میدانستند رزومهام را دیده بودند. حدود یک سال بعد، پس از کار در جای دیگری، دوباره با همان شرکت تماس گرفتند و گفتند به دنبال دستیار معاونت تماموقت هستند؛ با داشتن تجربه، مصاحبه اول نسبتا خوب پیش رفت و سوالهای نرمافزاری و تخصصی زیادی مطرح شد و حتی چند سوال روانشناسی هم مطرح شد. مدیر واحد هم بعداً با من ملاقات کرد و رفتار خوبی از او دیدم؛ گفتند آزمون عملی و کمیته استخدام در انتظارم است، اما پس از یک ماه خبری نشد و وقتی پیگیری کردم گفتند از بالا تصمیم گرفتهاند که فرد قبلی را بگیرند و فعلاً جذب نداریم. چهار ماه بعد دوباره با من تماس گرفتند برای پوزیشن دیگری؛ در مصاحبه با یک دکتر حضور داشتم و برخوردش خوب بود، آزمون کتبی هم گرفتم و از کارم راضی بودم، اما باز گفتند مناسب این پوزیشن نیستم و پیگیریهایم را که کردم، گمان کردم دارند من را سر کار میگذارند. در نهایت حس میکردم شرکت ادعا میکند شایستهسالاری وجود دارد، اما واقعاً وقت و اعصاب داوطلبها را هدر میدهند. تنها نکتهی مثبت، رفتار مصاحبهکنندهها و نظم در زمانبندی و روندها بود، اما در عمل همه چیز بسادگی فقط فرمالیت بود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سلام. میخواهم تجربهای از زمانی در گروه ای اچ جی اچ را بازگو کنم که به نظرم نشاندهنده فاصله بین تصویر بیرونی شرکت و واقعیت داخلی بود. هرچند همکارم میگفت نظرات خوانده میشود و هدف چیزی جز منحرف کردن ذهنها نیست، اما واقعاً دیده بودم که فضای کارگاه و کارخانه از جو دفتر مرکزی تفاوت زیادی دارد. بنابراین با اعتمادبهنفس، نباید از اوضاع مجموعه تعریف کلی کرد و گفت همه چیز رو به راه است؛ چرا که وضعیت به این شکل نیست. اگر تا آن موقع واقعیتها را دقیق درک میکردم، متوجه میشدم قائممقام مجموعه بهخاطر چند نفر از همکاران که همگی مشخصاند چهطور تغییر کرده و در حال حاضر یک معاون جدید روی کار آمده است. از مزایای کار هم به جز نوشیدنی رایگان چیز خاصی نبود.
تجربه شخصی من از کار در این شرکت چندان مثبت نبود و به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. مهمترین اتفاقی که برای من افتاد، مربوط به تسویهحساب پایان همکاری بود. مبلغ تسویهحساب من از طریق چک پرداخت شد، اما چکها ثبت نشده بودند و همین موضوع باعث شد برای دریافت حق و حقوق قانونی خود مجبور شوم از طریق مراجع قضایی اقدام کنم. در نهایت، پس از پیگیریهای حقوقی، موفق شدم مطالباتم را دریافت کنم. این تجربه باعث شد اعتمادم به مدیران ارشد شرکت از بین برود. توصیه میکنم اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، تمام توافقها، پرداختها و تعهدات را بهصورت مکتوب و قابل استناد دریافت کنید و پیش از امضا یا پذیرش هرگونه توافق، از ثبت و اعتبار اسناد مالی اطمینان حاصل کنید. همچنین از همان روزهای ابتدایی مدیران مجموعه درباره برخی از کارکنان قدیمی در حضور نیروهای جدید صحبتهای منفی میکردند. این موضوع از نظر من فضای همکاری و اعتماد را تضعیف میکرد و باعث ایجاد شکاف بین نیروهای جدید و قدیمی میشد. در پرداخت پاداشها، پورسانتها و حتی فرصتهای ارتقای شغلی، شفافیت کافی وجود نداشت و برخی افراد نسبت به سایر کارکنان در موقعیت بهتری قرار میگرفتند. همچنین جابهجایی مدیران بین واحدهای کاملاً متفاوت، بدون اینکه ارتباط تخصصی روشنی بین مسئولیتها وجود داشته باشد، برای من عجیب بود و این موضوع در تصمیمگیریها و عملکرد سازمان تأثیرگذار به نظر میرسید. فضای کاری نیز، حرفهای و ساختارمند نبود و گاهی رفتارها و شیوه مدیریت بیشتر شبیه یک محیط غیررسمی بود تا یک سازمان حرفهای. یکی دیگر از مواردی که برای من ناامیدکننده بود، تفاوت بین آگهی استخدام و شرایط واقعی شرکت بود. در آگهی استخدام به ارائه صبحانه و ناهار اشاره شده بود، اما در مدت حضور من چنین مزایایی ارائه نمیشد. در طول همکاریام امنیت شغلی چندان بالا نبود و حتی کارکنانی که سالها با تعهد در شرکت فعالیت کرده بودند، ممکن بود بدون قدردانی یا توضیح کافی از مجموعه جدا شوند. این موضوع باعث شد احساس کنم ارزش کافی برای سرمایه انسانی قائل نمیشوند. همچنین با وجود اینکه واحد منابع انسانی از نظر تعداد مدیران و کارشناسان گسترده به نظر میرسید، تجربه من این بود که پیگیری درخواستها و مسائل کارکنان با سرعت و اثربخشی مناسبی انجام نمیشد و برخی درخواستها بدون پاسخ باقی میماند. اینها صرفاً تجربه و برداشت شخصی من از دوران همکاری در این شرکت است و ممکن است تجربه سایر افراد متفاوت باشد.
با سلام این تجربه رو امروز با نهایت عصبانیت ثبت میکنم بعد از ندادن حقوقم ار 18 دی تا اول اسفند به دلیل فسخ یک طرفه شرکت شکایت کردم و امروز بعد ار حدود 4 ماه رای اومد .بماند که به دلیل رانتی که دارن میتونن هر کاری بکنن فقط سنوات و عیدی منو رای دادن که بدن که شده یود مبلغ 74 تومن با رای وزارت کار. نیروی حقوقی زنگ زده به من میگه که ما حساب کردیم شده 50 میلیون می خوای بیا بگیر و گرنه اعتراض میزنیم میره تا 6 ماه دیگه 74 میلیونت دیگه هیچ ارزشی نداره. هرکی می خواد اعصاب و روانش متلاشی شه بره این شرکت
محل این شرکت یک ساختمان نو نیم و بی نشان بود یک دفتر کوچیک تو در تو ۹۰ متری بوی غذا سوخته پیچیده بود همه جا مصاحبه با سرپرست جذب استخدام شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشیدشون ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های درخور میدادم چون کار خودم تحصصی این هست راحت تفاوت کسی که خبره هست تا کسی که تازه کاره رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن این افراد در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مشتعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر مردن یه جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست
مصاحبه با آقایی که سرپرست جذب استخدام بود شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشید ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های مناسب بدم چون کار خودم تخصصی این فیلد هست راحت تفاوت کسی که خبره هست با یک تازه کار رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن این افراد در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مستعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر کردن یه جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست
شرکت نوآوران راه سعادت را با تجربهای ناخوشایند از کار در پست بکاند نویسنده تجربه کردهام. اوضاع خیلی افتضاح بود و ضعفهای زیادی در همهجا مشاهده میشد. بهعکس انتظار، برخی از سینیورها حقوقی کمتر از جونیورها دریافت میکردند که نشان از بیعدالتی داشت. نگرش مدیران نسبت به تیم فنی سنتی و قدیمی بود و به نظر میرسید که به دهههای گذشته بازگشتهاند. احساس همیشگی زیر نظر بودن وجود داشت، زیرا نظارت همواره بود و تصمیمها اغلب ناپایدار و اشتباه به نظر میرسیدند. در مجموع تجربه خیلی منفی و ناخرسندکنندهای بود.
شرکت اسکیل آپ برای من تجربهای سریع و سطحی بود. به محض ورود، مصاحبه کوتاه و بیجزئیاتی داشتیم و هیچ توضیحی درباره شرکت یا پروژه به من داده نشد. وقتی وارد پروژه شدم، تازه با مجموعهای از فناوریها آشنا شدم و انتظار داشتم راهنمایی کافی دریافت کنم، اما حمایتی وجود نداشت و چند توصیه هم بهنظر اشتباه میآمدند؛ به مرور توضیحاتی که میگرفتم، روشن نبود که اینها اشتباهاند یا بهخاطر کماطلاعی بودهاند. تصمیم گرفتم از شرکت بیرون بروم، چون محیط برایم دیگر قابلتحمل نبود. بدترین بخش وقتی بود که قرار بود جدا شویم و مدیر حتی یک جمله خداحافظی هم نگفت و دلیل ترک من را نپرسید یا برای جلوگیری از تکرار اشتباهات کمکی نکرد. بعد از قطع همکاری هم مدیرعامل من را بلاک کرد. البته برخی ادعا میکنند که همه دوستانه رفتار میکنند، ولی واقعیت چیز دیگری است. با این حال دوستهای خوبی در میان همکارانم داشتم و اگر بخواهم از نکات مثبت بگویم، این است که شرکت نسبتاً بهروز کار میکند و محیط و امکانات نسبتاً مناسبی داشت.
برای مصاحبه رفتم و با اینکه کلا ۱ ساعت تو محیط بودم ولی با خوندن کامنت بقیه میتونم تایید کنم سعی کردن جو حاکم رو مشابه دولتیا کنن یعنی کار رو بزرگ جلوه بدن خودشونو برتر نشون بدن ولی در اصل ملوم نیست کی داره چکار میکنه یا اصلا کسی کار میکنه یا نه بیشتر تو نقش دولتی ها فرو رفتن فکر میکنن آسمون باز شده این ها افتادن بقیه بیسوادو ناچیزن ولی برعکسه معمولا این جو ها کاملا سمی هستن حداقل ۳-۴ ماه طول میکشه تا وضعیت مصاحبه یک نفر مشخص بشه نمیگن یه نفر ممکنه فرصت های بعدیو از دست بده اخرم شاید تایید بشه شاید نشه این اداها و مدل کار کردن اصلا تو شرکت خصوصی قابل قبول نیست و پدر منابع انسانیو در میارن ولی اچ ار اینجا هتله انگار کار نمیکنن اصلا نمیدونم چه مدلی کار میکنن عجیبه
همونطوری که هر شرکتی نکات مثبت و همینطور منفی داره، این شرکت هم از این قائده مستثنا نیست نکات مثبت شرکت • شرکت دانش بنیانه و سابقه فعالیت قابل قبولی داره • محیط شرکت بیشتر شبیه استارتاپه • همکاران در کل ادم های خوبی هستن • فشار کاری و استرس مستقیم زیادی وارد نمیشه • در زمینه ی مرخصی و زمان بندی انعطاف پذیرن • سخت گیری افراطی در انجام کار وجود نداره • با وجود توقعات بالا معمولا ادم های اسون گیرین و فضای خیلی سخت و نظامی ندارن نکات منفی شرکت • کارها بیشتر انفرادیه تا تیمی • برنامه ریزی مشخص و اصولی وجود نداره • کمیت مهم تر از کیفیته، فقط انجام شدن کار اهمیت داره • سطح فنی شرکت پایینه • کار باکیفیت و تلاش بیشتر دیده نمیشه • تلاش برای ارائه خروجی حرفه ای ارزش گذاری نمیشه • این فضا باعث بی انگیزگی و عدم رشد فنی افراد میشه • مهارت های ارتباطی (نه لزوما حرفه ای) اولویت بالاتری نسبت به توان فنی دارن • قوانین برای همه یکسان اجرا نمیشه • با اینکه شرکت کوچیکه، حاشیه و چنددستگی وجود داره • حقوق ها پایینه • در طول یکسال ۷ نفر استعفا دادن که خب برای شرکتی که کلا ۲۰ نفر نیرو داره زیاد جالب نیست جمعبندی نهایی • اگر سیستم مدیریتی اصلاح شه، • اگر جلوی جو سمی، تبعیض و چندگانگی گرفته شه، • و اگر رشد فنی و کیفیت کار (نه فقط انجام شدن تسک) اهمیت پیدا کنه، این شرکت میتونه جای بسیار بهتری برای کار باشه در حال حاضر اما، برای افرادی که به رشد حرفهای، کیفیت و عدالت سازمانی اهمیت میدن، گزینهی مناسبی نیست. امیدوارم که در آینده موفقتر عمل کنن
این شرکت یه مجموعه خانوادگی با مدیریت ضعیفه. رفتار مدیریت حرفهای نیست و بهجای تمرکز روی رشد شرکت، بیشتر درگیر کنترل، حاشیه و ایجاد تنشه. حتی دوربین های شرکت هم مدام چک میشن و کارمندها حس میکنن همیشه زیر نظرن. جو شرکت کاملاً سمیه.تقریباً هر ماه یه حاشیه یا دعوای جدید پیش میاد. فضای زیر آب زنی و بی اعتمادی کاملاً حس میشه و در بعضی برخوردهای مدیریت با همکاران خانم هم مرزبندی حرفهای رعایت نمیشه. تو کمتر از دو سال، ۱۴ نفر از شرکت رفتن. اون هم تو شرکتی که معمولاً به زور ۱۰ نفر کارمند داره. این آمار خودش گویای شرایط مجموعه هست. از نظر فنی هم شرکت به شدت ضعیفه و بعد از مدتی حس میکنی داری پسرفت میکنی. با این حال خودشون رو با شرکتهایی مثل گوگل مقایسه میکنن :) حقوق هم نسبت به شرایط کاری بسیار پایینه. در کل، کار کردن اینجا از نظر روحی و ذهنی واقعاً فرسایشی و انرژی بره.
به یه مجموعه تماس گرفتم و با یک خانم صحبت کردم تا بپرسم کارمند اداری لازم دارن یا نه. خیلی سریع گفتن نیازی به نیرو ندارن. بعد یعنی وقتی رفتم سایتهای کاریابی رو دیدم، آگهی کارمند اداری رو اونجا دیدم اما حتی یک بار هم رشمو نگرفتن. این برخورد رو نمیفهمم؛ من فقط میخواستم رزومهمو بفرستنم.
هر چند سالی رو با گروه نرمافزاری پیمودهام و تجربهای نسبتاً مثبت ازش گرفتم. فضای کار حرفهای بود و نظم مجموعه قابل دفاعی داشت. مسئولیتها روشن و مشخص بود و رفتار همکاران با احترام و ادب همراه بود. از نظر یادگیری هم موقعیت خوبی وجود داشت؛ بهخصوص اگر به پیگیری خودت ادامه بدی. پروژهها متنوع بودند و همین تنوع، با چالشهای مختلف روبهرو میکرد و فرصت یادگیری میداد. حقوق و مزایا نسبت به بازار در سطح معقولی بود، هرچند همیشه جای بهبود وجود دارد. در کل تجربه مفیدی بود؛ هم از نظر تخصصی و هم در کار گروهی پیشرفتم. اگر دنبال محیطی نسبتاً پایدار با تیمی قدرتمند میگردی، این مجموعه ارزش بررسی دارد.
مدیری دروغگو و بسیار حسود. مانع پیشرفت و بسیار مایکرومنیجمنت. از روز نخست ورود به شرکت قول بیمه دادن و هرگز بیمه نکردن و بخاطر اینکه فهمیدن شرکت های مشابه درخواست مصاحبه به من دادند، قراردادم رو یکطرفه نقض کردند. هرگز حتی یک روز اجازه استفاده از مرخصی هام رو ندادند.
از همان ابتدای ورود به شرکت احساس میکردم که چیزی در اینجا درست نیست: خارج از فضای خصوصی بودن ادعا میشود اما واقعاً دولتی رفتار میکند. جو کاری پر از فشار و پشتپازدن است و به هر کسی که دنبال کار حرفهای است، با شروط ناگفتهای روبهرو میشود. گاهی با نامههای نامعتبر و اتهامات بیپایه، به بازرسیها و اعتراضهای مالی میپردازند. تیم حفاظت هم بهطور مستقل عمل میکند و ممکن است رفتارهایی غیرمنصفانه با افراد انجام دهند؛ دفعاتی در بخشها حضور پیدا کردند و در مورد مسائل پوشش و حجاب حرف و بحث به وجود آوردند. ساختمان محدود است و فضاها کوچکاند، در حالی که برخی اتاقهای حفاظت کوچکتر را به کار گرفتهاند و با رفتارهای نظارت شدید و پیگیریهای مداوم، مثل فرمان دادن برای کارهای ساده ایجاد فشار میشود. بهطور کلی رفتارها سطحی است، با کلیگویی و ترکیبی از بیسوادی و بیکلاسی؛ در مجموع وضعیت تأسفبار به نظر میرسد.
روزها تا وقتی که از این شرکت جدا شدم، همیشه با احساس نارضایتی همراه بود. در نگاه من، فضای کار همواره پر از بیاعتمادی و فشار است و این جو به شدت روی کیفیت کار تاثیر میذاره. معتقدم در این کشور تبعیض و سهمیهبندی وجود داره و همین مسئله اینجا هم به شکل بارزی دیده میشه. مدیران و مسئولانی که به نظر میرسه تخصص لازم رو ندارند، باز هم تصمیمات کلیدی میگیرند و این عدم کارآمدی به وضوح محسوسه. واقعاً جای تأسفه که تعداد زیادی از افراد واجد شرایط و متخصص، به دلیل رفاقتها و عادات غیر شفاف از مسیر درست کنار گذاشته میشن.
با تجربه دوسال کاری در این مرکز میتونم بگم که تو سالهایی که من کار میکردم موارد فاجعه باری رو دیدم. مشکلات اخلاقی زیادی رو من اونجا دیدم و با اعتراضات زیاد هم مشکل بدتر میشد و خود افراد اخراج میشدن تا این که محیط سالم بشه. حقوق اصلا کافی نبود و کارانه ای هم که به افراد تعلق میگرفت کاملا مرتبط به محبوبیتشون در اون کلینیک بود. در نهایت هم من به دلیل محیط بسیار کثیف و ناسالم و اخراج افراد درست و حسابی و تبعیض حقوقی بین سوگلی ها و دیگران از اون محیط خارج شدم. امیدوارم که محیط رو بتونن سالم و تمیز کنن. متاسفانه بی فرهنگی تو این کلینیک بیداد میکنه
واقعا فکر میکردم شرکت های وابسته به کوبل دارو بهترین شکل ممکن فرایند رو پیش میبرن الان 1 ماهه رزومه فرستادم برای سنیور رکرویتمنت شرکت فارما آپریشنز اما اصلا رزومه من باز نشده و پیش نبردن مگه تایم تو فیل ندارین؟ خدا شاهده اگه ما اینجوری کار میکردیم حتما تو ارزیابی عملکرد جریمه میشدیم چجوریه مدل اینجا انگار این شرکتا از دور فقط خوبن اسم در کردن دوستان جذب استخدام استراحت مطلق هستن گویا
با عوض شدن مدیرعامل برای حضور در شرکت به درخواست مدیرعامل رفتم اونجا ... حدود یک ماه و نیم بعد چیزی که برای من به دست اومد این بود که در نهایت بدون حقوق و ... گفتن در فرایند ورود شما مشکلاتی هست و نمیتونیم میزبان شما باشیم!
در این شرکت احساس میکنم اولویت با ظاهر و شایستگیهای سطحی است تا تواناییهای واقعی افراد. اگر گفتنِ بر اساس شایستهسالاری بود، میتوانست بهتر باشد، اما به نظر میرسد بیشتر جنبهی نمایشی دارد. این احساس به ویژه در تیمهای تست، پشتیبانی و پروداکت تقویت میشود. به باور من، بخشی از آن به دلیل وجود مدیران مرد سریعالتحرک است که هم مصاحبه میکنند و هم کارشناساند، و در نتیجه واقعاً سردرگم میشویم که چه اقدامی درست است.
شرکت ویولا را تجربه کردم و نتیجهاش را بهصورت واقعبینانه روایت میکنم. در برخورد اول، وارد بخش پروژههای نیروگاهی شدم تا کارآموزی را آغاز کنم؛ مسیرش پر از موانع بود و از همان ابتدای کار پرسیدند معرفم کیست چون بدون معرفی نمیگرفتند. پس از فارغالتحصیل شدن تماس گرفتند و گفتند برای منابع انسانی به نیرو پارهوقت نیاز دارند، اما در مصاحبه گفتند به دلیل نداشتن سابقه نمیشود، حال آنکه میدانستند رزومهام را دیده بودند. حدود یک سال بعد، پس از کار در جای دیگری، دوباره با همان شرکت تماس گرفتند و گفتند به دنبال دستیار معاونت تماموقت هستند؛ با داشتن تجربه، مصاحبه اول نسبتا خوب پیش رفت و سوالهای نرمافزاری و تخصصی زیادی مطرح شد و حتی چند سوال روانشناسی هم مطرح شد. مدیر واحد هم بعداً با من ملاقات کرد و رفتار خوبی از او دیدم؛ گفتند آزمون عملی و کمیته استخدام در انتظارم است، اما پس از یک ماه خبری نشد و وقتی پیگیری کردم گفتند از بالا تصمیم گرفتهاند که فرد قبلی را بگیرند و فعلاً جذب نداریم. چهار ماه بعد دوباره با من تماس گرفتند برای پوزیشن دیگری؛ در مصاحبه با یک دکتر حضور داشتم و برخوردش خوب بود، آزمون کتبی هم گرفتم و از کارم راضی بودم، اما باز گفتند مناسب این پوزیشن نیستم و پیگیریهایم را که کردم، گمان کردم دارند من را سر کار میگذارند. در نهایت حس میکردم شرکت ادعا میکند شایستهسالاری وجود دارد، اما واقعاً وقت و اعصاب داوطلبها را هدر میدهند. تنها نکتهی مثبت، رفتار مصاحبهکنندهها و نظم در زمانبندی و روندها بود، اما در عمل همه چیز بسادگی فقط فرمالیت بود.
سلام. میخواهم تجربهای از زمانی در گروه ای اچ جی اچ را بازگو کنم که به نظرم نشاندهنده فاصله بین تصویر بیرونی شرکت و واقعیت داخلی بود. هرچند همکارم میگفت نظرات خوانده میشود و هدف چیزی جز منحرف کردن ذهنها نیست، اما واقعاً دیده بودم که فضای کارگاه و کارخانه از جو دفتر مرکزی تفاوت زیادی دارد. بنابراین با اعتمادبهنفس، نباید از اوضاع مجموعه تعریف کلی کرد و گفت همه چیز رو به راه است؛ چرا که وضعیت به این شکل نیست. اگر تا آن موقع واقعیتها را دقیق درک میکردم، متوجه میشدم قائممقام مجموعه بهخاطر چند نفر از همکاران که همگی مشخصاند چهطور تغییر کرده و در حال حاضر یک معاون جدید روی کار آمده است. از مزایای کار هم به جز نوشیدنی رایگان چیز خاصی نبود.
تجربه شخصی من از کار در این شرکت چندان مثبت نبود و به همین دلیل تصمیم گرفتم آن را با دیگران به اشتراک بگذارم. مهمترین اتفاقی که برای من افتاد، مربوط به تسویهحساب پایان همکاری بود. مبلغ تسویهحساب من از طریق چک پرداخت شد، اما چکها ثبت نشده بودند و همین موضوع باعث شد برای دریافت حق و حقوق قانونی خود مجبور شوم از طریق مراجع قضایی اقدام کنم. در نهایت، پس از پیگیریهای حقوقی، موفق شدم مطالباتم را دریافت کنم. این تجربه باعث شد اعتمادم به مدیران ارشد شرکت از بین برود. توصیه میکنم اگر قصد همکاری با این مجموعه را دارید، تمام توافقها، پرداختها و تعهدات را بهصورت مکتوب و قابل استناد دریافت کنید و پیش از امضا یا پذیرش هرگونه توافق، از ثبت و اعتبار اسناد مالی اطمینان حاصل کنید. همچنین از همان روزهای ابتدایی مدیران مجموعه درباره برخی از کارکنان قدیمی در حضور نیروهای جدید صحبتهای منفی میکردند. این موضوع از نظر من فضای همکاری و اعتماد را تضعیف میکرد و باعث ایجاد شکاف بین نیروهای جدید و قدیمی میشد. در پرداخت پاداشها، پورسانتها و حتی فرصتهای ارتقای شغلی، شفافیت کافی وجود نداشت و برخی افراد نسبت به سایر کارکنان در موقعیت بهتری قرار میگرفتند. همچنین جابهجایی مدیران بین واحدهای کاملاً متفاوت، بدون اینکه ارتباط تخصصی روشنی بین مسئولیتها وجود داشته باشد، برای من عجیب بود و این موضوع در تصمیمگیریها و عملکرد سازمان تأثیرگذار به نظر میرسید. فضای کاری نیز، حرفهای و ساختارمند نبود و گاهی رفتارها و شیوه مدیریت بیشتر شبیه یک محیط غیررسمی بود تا یک سازمان حرفهای. یکی دیگر از مواردی که برای من ناامیدکننده بود، تفاوت بین آگهی استخدام و شرایط واقعی شرکت بود. در آگهی استخدام به ارائه صبحانه و ناهار اشاره شده بود، اما در مدت حضور من چنین مزایایی ارائه نمیشد. در طول همکاریام امنیت شغلی چندان بالا نبود و حتی کارکنانی که سالها با تعهد در شرکت فعالیت کرده بودند، ممکن بود بدون قدردانی یا توضیح کافی از مجموعه جدا شوند. این موضوع باعث شد احساس کنم ارزش کافی برای سرمایه انسانی قائل نمیشوند. همچنین با وجود اینکه واحد منابع انسانی از نظر تعداد مدیران و کارشناسان گسترده به نظر میرسید، تجربه من این بود که پیگیری درخواستها و مسائل کارکنان با سرعت و اثربخشی مناسبی انجام نمیشد و برخی درخواستها بدون پاسخ باقی میماند. اینها صرفاً تجربه و برداشت شخصی من از دوران همکاری در این شرکت است و ممکن است تجربه سایر افراد متفاوت باشد.
با سلام این تجربه رو امروز با نهایت عصبانیت ثبت میکنم بعد از ندادن حقوقم ار 18 دی تا اول اسفند به دلیل فسخ یک طرفه شرکت شکایت کردم و امروز بعد ار حدود 4 ماه رای اومد .بماند که به دلیل رانتی که دارن میتونن هر کاری بکنن فقط سنوات و عیدی منو رای دادن که بدن که شده یود مبلغ 74 تومن با رای وزارت کار. نیروی حقوقی زنگ زده به من میگه که ما حساب کردیم شده 50 میلیون می خوای بیا بگیر و گرنه اعتراض میزنیم میره تا 6 ماه دیگه 74 میلیونت دیگه هیچ ارزشی نداره. هرکی می خواد اعصاب و روانش متلاشی شه بره این شرکت
محل این شرکت یک ساختمان نو نیم و بی نشان بود یک دفتر کوچیک تو در تو ۹۰ متری بوی غذا سوخته پیچیده بود همه جا مصاحبه با سرپرست جذب استخدام شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشیدشون ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های درخور میدادم چون کار خودم تحصصی این هست راحت تفاوت کسی که خبره هست تا کسی که تازه کاره رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن این افراد در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مشتعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر مردن یه جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست
مصاحبه با آقایی که سرپرست جذب استخدام بود شروع شد خودشون تازه استخدام شده بودن ظاهرا جوان و کم تجربه و برای سرپرستی کمی زود و بیشتر در لول کارشناس معلومات و دانش داشتند سوال های بیس و سناریو من دراوردی مطرح کردن که هدفی در پی نداشت و مطمعنم نتیجه ای از این سوالا تو ذهن نداشتن انگار فقط باید میپرسیدن که نشون بدن چیزی تو چنته دارن ولی واقعا نداشتن و راحت میشد معلوماتشون رو به چالش کشید ولی قصد این کار رو نداشتم و سعی کردم جواب های مناسب بدم چون کار خودم تخصصی این فیلد هست راحت تفاوت کسی که خبره هست با یک تازه کار رو متوجه میشم و متاسفانه قرار گرفتن این افراد در این جایگاه استراتژیک باعث میشه افراد مستعد وارد این سازمان نشن و کوتوله پروری رواج داشته باشه بهتره برای انتصاب این سمت ها حساسیت بیشتری بکار برد نه صرفا پر کردن یه جای خالی مطمعنم ایشون هرجا برن برای مصاحبه فقط در لول کارشناسی با ارفاق پذیرفته میشن نه سرپرست
شرکت نوآوران راه سعادت را با تجربهای ناخوشایند از کار در پست بکاند نویسنده تجربه کردهام. اوضاع خیلی افتضاح بود و ضعفهای زیادی در همهجا مشاهده میشد. بهعکس انتظار، برخی از سینیورها حقوقی کمتر از جونیورها دریافت میکردند که نشان از بیعدالتی داشت. نگرش مدیران نسبت به تیم فنی سنتی و قدیمی بود و به نظر میرسید که به دهههای گذشته بازگشتهاند. احساس همیشگی زیر نظر بودن وجود داشت، زیرا نظارت همواره بود و تصمیمها اغلب ناپایدار و اشتباه به نظر میرسیدند. در مجموع تجربه خیلی منفی و ناخرسندکنندهای بود.
شرکت اسکیل آپ برای من تجربهای سریع و سطحی بود. به محض ورود، مصاحبه کوتاه و بیجزئیاتی داشتیم و هیچ توضیحی درباره شرکت یا پروژه به من داده نشد. وقتی وارد پروژه شدم، تازه با مجموعهای از فناوریها آشنا شدم و انتظار داشتم راهنمایی کافی دریافت کنم، اما حمایتی وجود نداشت و چند توصیه هم بهنظر اشتباه میآمدند؛ به مرور توضیحاتی که میگرفتم، روشن نبود که اینها اشتباهاند یا بهخاطر کماطلاعی بودهاند. تصمیم گرفتم از شرکت بیرون بروم، چون محیط برایم دیگر قابلتحمل نبود. بدترین بخش وقتی بود که قرار بود جدا شویم و مدیر حتی یک جمله خداحافظی هم نگفت و دلیل ترک من را نپرسید یا برای جلوگیری از تکرار اشتباهات کمکی نکرد. بعد از قطع همکاری هم مدیرعامل من را بلاک کرد. البته برخی ادعا میکنند که همه دوستانه رفتار میکنند، ولی واقعیت چیز دیگری است. با این حال دوستهای خوبی در میان همکارانم داشتم و اگر بخواهم از نکات مثبت بگویم، این است که شرکت نسبتاً بهروز کار میکند و محیط و امکانات نسبتاً مناسبی داشت.
برای مصاحبه رفتم و با اینکه کلا ۱ ساعت تو محیط بودم ولی با خوندن کامنت بقیه میتونم تایید کنم سعی کردن جو حاکم رو مشابه دولتیا کنن یعنی کار رو بزرگ جلوه بدن خودشونو برتر نشون بدن ولی در اصل ملوم نیست کی داره چکار میکنه یا اصلا کسی کار میکنه یا نه بیشتر تو نقش دولتی ها فرو رفتن فکر میکنن آسمون باز شده این ها افتادن بقیه بیسوادو ناچیزن ولی برعکسه معمولا این جو ها کاملا سمی هستن حداقل ۳-۴ ماه طول میکشه تا وضعیت مصاحبه یک نفر مشخص بشه نمیگن یه نفر ممکنه فرصت های بعدیو از دست بده اخرم شاید تایید بشه شاید نشه این اداها و مدل کار کردن اصلا تو شرکت خصوصی قابل قبول نیست و پدر منابع انسانیو در میارن ولی اچ ار اینجا هتله انگار کار نمیکنن اصلا نمیدونم چه مدلی کار میکنن عجیبه
همونطوری که هر شرکتی نکات مثبت و همینطور منفی داره، این شرکت هم از این قائده مستثنا نیست نکات مثبت شرکت • شرکت دانش بنیانه و سابقه فعالیت قابل قبولی داره • محیط شرکت بیشتر شبیه استارتاپه • همکاران در کل ادم های خوبی هستن • فشار کاری و استرس مستقیم زیادی وارد نمیشه • در زمینه ی مرخصی و زمان بندی انعطاف پذیرن • سخت گیری افراطی در انجام کار وجود نداره • با وجود توقعات بالا معمولا ادم های اسون گیرین و فضای خیلی سخت و نظامی ندارن نکات منفی شرکت • کارها بیشتر انفرادیه تا تیمی • برنامه ریزی مشخص و اصولی وجود نداره • کمیت مهم تر از کیفیته، فقط انجام شدن کار اهمیت داره • سطح فنی شرکت پایینه • کار باکیفیت و تلاش بیشتر دیده نمیشه • تلاش برای ارائه خروجی حرفه ای ارزش گذاری نمیشه • این فضا باعث بی انگیزگی و عدم رشد فنی افراد میشه • مهارت های ارتباطی (نه لزوما حرفه ای) اولویت بالاتری نسبت به توان فنی دارن • قوانین برای همه یکسان اجرا نمیشه • با اینکه شرکت کوچیکه، حاشیه و چنددستگی وجود داره • حقوق ها پایینه • در طول یکسال ۷ نفر استعفا دادن که خب برای شرکتی که کلا ۲۰ نفر نیرو داره زیاد جالب نیست جمعبندی نهایی • اگر سیستم مدیریتی اصلاح شه، • اگر جلوی جو سمی، تبعیض و چندگانگی گرفته شه، • و اگر رشد فنی و کیفیت کار (نه فقط انجام شدن تسک) اهمیت پیدا کنه، این شرکت میتونه جای بسیار بهتری برای کار باشه در حال حاضر اما، برای افرادی که به رشد حرفهای، کیفیت و عدالت سازمانی اهمیت میدن، گزینهی مناسبی نیست. امیدوارم که در آینده موفقتر عمل کنن
این شرکت یه مجموعه خانوادگی با مدیریت ضعیفه. رفتار مدیریت حرفهای نیست و بهجای تمرکز روی رشد شرکت، بیشتر درگیر کنترل، حاشیه و ایجاد تنشه. حتی دوربین های شرکت هم مدام چک میشن و کارمندها حس میکنن همیشه زیر نظرن. جو شرکت کاملاً سمیه.تقریباً هر ماه یه حاشیه یا دعوای جدید پیش میاد. فضای زیر آب زنی و بی اعتمادی کاملاً حس میشه و در بعضی برخوردهای مدیریت با همکاران خانم هم مرزبندی حرفهای رعایت نمیشه. تو کمتر از دو سال، ۱۴ نفر از شرکت رفتن. اون هم تو شرکتی که معمولاً به زور ۱۰ نفر کارمند داره. این آمار خودش گویای شرایط مجموعه هست. از نظر فنی هم شرکت به شدت ضعیفه و بعد از مدتی حس میکنی داری پسرفت میکنی. با این حال خودشون رو با شرکتهایی مثل گوگل مقایسه میکنن :) حقوق هم نسبت به شرایط کاری بسیار پایینه. در کل، کار کردن اینجا از نظر روحی و ذهنی واقعاً فرسایشی و انرژی بره.
به یه مجموعه تماس گرفتم و با یک خانم صحبت کردم تا بپرسم کارمند اداری لازم دارن یا نه. خیلی سریع گفتن نیازی به نیرو ندارن. بعد یعنی وقتی رفتم سایتهای کاریابی رو دیدم، آگهی کارمند اداری رو اونجا دیدم اما حتی یک بار هم رشمو نگرفتن. این برخورد رو نمیفهمم؛ من فقط میخواستم رزومهمو بفرستنم.
هر چند سالی رو با گروه نرمافزاری پیمودهام و تجربهای نسبتاً مثبت ازش گرفتم. فضای کار حرفهای بود و نظم مجموعه قابل دفاعی داشت. مسئولیتها روشن و مشخص بود و رفتار همکاران با احترام و ادب همراه بود. از نظر یادگیری هم موقعیت خوبی وجود داشت؛ بهخصوص اگر به پیگیری خودت ادامه بدی. پروژهها متنوع بودند و همین تنوع، با چالشهای مختلف روبهرو میکرد و فرصت یادگیری میداد. حقوق و مزایا نسبت به بازار در سطح معقولی بود، هرچند همیشه جای بهبود وجود دارد. در کل تجربه مفیدی بود؛ هم از نظر تخصصی و هم در کار گروهی پیشرفتم. اگر دنبال محیطی نسبتاً پایدار با تیمی قدرتمند میگردی، این مجموعه ارزش بررسی دارد.
مدیری دروغگو و بسیار حسود. مانع پیشرفت و بسیار مایکرومنیجمنت. از روز نخست ورود به شرکت قول بیمه دادن و هرگز بیمه نکردن و بخاطر اینکه فهمیدن شرکت های مشابه درخواست مصاحبه به من دادند، قراردادم رو یکطرفه نقض کردند. هرگز حتی یک روز اجازه استفاده از مرخصی هام رو ندادند.
از همان ابتدای ورود به شرکت احساس میکردم که چیزی در اینجا درست نیست: خارج از فضای خصوصی بودن ادعا میشود اما واقعاً دولتی رفتار میکند. جو کاری پر از فشار و پشتپازدن است و به هر کسی که دنبال کار حرفهای است، با شروط ناگفتهای روبهرو میشود. گاهی با نامههای نامعتبر و اتهامات بیپایه، به بازرسیها و اعتراضهای مالی میپردازند. تیم حفاظت هم بهطور مستقل عمل میکند و ممکن است رفتارهایی غیرمنصفانه با افراد انجام دهند؛ دفعاتی در بخشها حضور پیدا کردند و در مورد مسائل پوشش و حجاب حرف و بحث به وجود آوردند. ساختمان محدود است و فضاها کوچکاند، در حالی که برخی اتاقهای حفاظت کوچکتر را به کار گرفتهاند و با رفتارهای نظارت شدید و پیگیریهای مداوم، مثل فرمان دادن برای کارهای ساده ایجاد فشار میشود. بهطور کلی رفتارها سطحی است، با کلیگویی و ترکیبی از بیسوادی و بیکلاسی؛ در مجموع وضعیت تأسفبار به نظر میرسد.
روزها تا وقتی که از این شرکت جدا شدم، همیشه با احساس نارضایتی همراه بود. در نگاه من، فضای کار همواره پر از بیاعتمادی و فشار است و این جو به شدت روی کیفیت کار تاثیر میذاره. معتقدم در این کشور تبعیض و سهمیهبندی وجود داره و همین مسئله اینجا هم به شکل بارزی دیده میشه. مدیران و مسئولانی که به نظر میرسه تخصص لازم رو ندارند، باز هم تصمیمات کلیدی میگیرند و این عدم کارآمدی به وضوح محسوسه. واقعاً جای تأسفه که تعداد زیادی از افراد واجد شرایط و متخصص، به دلیل رفاقتها و عادات غیر شفاف از مسیر درست کنار گذاشته میشن.
با تجربه دوسال کاری در این مرکز میتونم بگم که تو سالهایی که من کار میکردم موارد فاجعه باری رو دیدم. مشکلات اخلاقی زیادی رو من اونجا دیدم و با اعتراضات زیاد هم مشکل بدتر میشد و خود افراد اخراج میشدن تا این که محیط سالم بشه. حقوق اصلا کافی نبود و کارانه ای هم که به افراد تعلق میگرفت کاملا مرتبط به محبوبیتشون در اون کلینیک بود. در نهایت هم من به دلیل محیط بسیار کثیف و ناسالم و اخراج افراد درست و حسابی و تبعیض حقوقی بین سوگلی ها و دیگران از اون محیط خارج شدم. امیدوارم که محیط رو بتونن سالم و تمیز کنن. متاسفانه بی فرهنگی تو این کلینیک بیداد میکنه
واقعا فکر میکردم شرکت های وابسته به کوبل دارو بهترین شکل ممکن فرایند رو پیش میبرن الان 1 ماهه رزومه فرستادم برای سنیور رکرویتمنت شرکت فارما آپریشنز اما اصلا رزومه من باز نشده و پیش نبردن مگه تایم تو فیل ندارین؟ خدا شاهده اگه ما اینجوری کار میکردیم حتما تو ارزیابی عملکرد جریمه میشدیم چجوریه مدل اینجا انگار این شرکتا از دور فقط خوبن اسم در کردن دوستان جذب استخدام استراحت مطلق هستن گویا
با عوض شدن مدیرعامل برای حضور در شرکت به درخواست مدیرعامل رفتم اونجا ... حدود یک ماه و نیم بعد چیزی که برای من به دست اومد این بود که در نهایت بدون حقوق و ... گفتن در فرایند ورود شما مشکلاتی هست و نمیتونیم میزبان شما باشیم!
در این شرکت احساس میکنم اولویت با ظاهر و شایستگیهای سطحی است تا تواناییهای واقعی افراد. اگر گفتنِ بر اساس شایستهسالاری بود، میتوانست بهتر باشد، اما به نظر میرسد بیشتر جنبهی نمایشی دارد. این احساس به ویژه در تیمهای تست، پشتیبانی و پروداکت تقویت میشود. به باور من، بخشی از آن به دلیل وجود مدیران مرد سریعالتحرک است که هم مصاحبه میکنند و هم کارشناساند، و در نتیجه واقعاً سردرگم میشویم که چه اقدامی درست است.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.