افتضاح افتضاح افتضاح واقعا هر چی بگم از بدی های این شرکت کم گفتم. منابع انسانی تعطیل مدیریت تعطیل عدم پرداخت حقوق پرسنل شده تا چنند ماه اصلا اهمیتی به پرسنل نمیدن مدیر منابع انسانیش واقعا یه کیف کشه که فقط دنبال دم اون مدیران ناکارامد میدوه مواظب باشید وارد این شرکت بشید با چیزی جز اعصاب خورد روبرو نمیشید
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
دوست دارم با نگاهی واقعبینانه و آرام، تجربهام را روایت کنم: از نظر من تیم مدیریتی باید سریعتر زیرساختهای لازم را فراهم کند. فضای کارگاهی اینجا راکد و سرد به نظر میرسید؛ گویی محیطی خشک و شکننده بود. ارزشهای شرکت همواره نزولی به نظر میرسید و با شواهدی که داشتم، تغییرات مثبت به چشم نمیآمد. امیدوارم صاحبنظران بتوانند وضعیت ارز و تحویلها را بهتر مدیریت کنند. حقوق من تا سه ماه پرداخت نشده بود.
دوستان بنده مدت زیادی در این شرکت کار کردم.تمام فضای کاری شرکت متاسفانه محیط پلیسی داره مدیر عامل شرکت همه رو با دوربین و همچنین متاسفانه توسط انسانهای بی مایه و حقیری که گماشته خودش در شرکت هستند به طور مرتب کنترل و تحقیر میکند.نمونش مدیر دفترش که حدودا ده سال اونجا کارکرد و درنهایت جمعی رو با رفتنش راحت کرد.کارمندان غیر از یک سلام حق هیچ گونه صحبتی با همدیگر ندارند.چیزی به نام ساعت کاری مشخص به عنوان اتمام کار ندارد.بیگاری به تمام معنا هست.پرداخت عیدی هر سال در نیمه سال بعد انجام میشود.شرکت سنوات نمیدهد.از شما چک و شناسنامه میگیرند بادست میدهید با پا نمیتوانید پس بگیرید.به موقع بیمه نمیکند.در صورت مریضی اصلا مرخصی ندارید.اصولا مرخصی در این شرکت تعریف نشده است.به هیچ عنوان سمت این شرکت برای استخدام نرید که هم وقت هم انرژی و هم اعصاب و روان خود را درگیر کرده آید.با مدیر عامل این شرکت انسانهای انگشت شماری که شباهت زیادی به خودش دارند میتوانند کار کنند.به تمام معنا به اسارت گرفته میشوید.والسلام.
محیط پرحاشیه و سمی مدیر عامل ز.جن... و اون بسر ما.. جن.. اش توهم بهتر از ما کسی نیست رو دارن دانش ،اخلاق،انسانیت،معرفت صفر صفر بی شرف تر از این دو نفر دنیا به خودش ندید عین ... از همه کار می کشند بعضی ها هم عین .. براشون کار می کنند و قدردان اب و علفی که بهشون می ده هستند
Catastrophe! The story in the company novin leather in a nutshell:Impolite employer, lack discipline،waste of life،employees yokel ،I have experienced highly was an unmitigated disaster I Working all hours for nothing ،uncooperative They love klutz,lardass,hick,goose,oldbat,red neck،yokel
سلام ارادت خدمت دوستان اسنپی توجه داشته باشید در صورتی که مسافر شما خانم بود و حین سفر گفت پیاده میشم اصلا توقف نکنید مگه با پشتیبانی تماس بگیرید یا امنیت تا موضوع بررسی و تأیید و بعد توقف کنید حتی اگه خودش را انداخت پایین چون هر انگی به شما زده بشه پشتیبانی شما را محکوم میکنه و اگه طرف شکایت کنه که حتی ممکن سر از زندان در بیارید اینجاست که اثبات این مساله خیلی سخت میشه و دادگاه ممکنه تا رضایت مسافر شما را در زندان نگه داره هر توقفی حین مسیر با موافقت راننده و اعمال در اپلیکیشن باید انجام بشه حتی بدون بررسی بگند شما خارج مسیر رفتی دیگه بدتر هم مسدودی داره اونم بدون بررسی تازه اگه طرف شکایت کنه که کارت با کرامالکاتبینه .یادتون باشه سفر شما مشخصه یا تمامش کنید یا با تأیید مسافر با اسنپ پایان بزنید حتی لازم باشه با امنیت تماس بگیرید اگه دیدید مسافر نا آرامی میکنه یا بهانه تراشی میکنه چون تعلل در این کار میتونه عاقبت زندان داشته باشه .در این مورد هیچ پشتیبانی بهتون نمیشه اگه اون مسافر بلد باشه چه نقشی برای اسنپ بازی کنه پس انتخاب با خودتونه. در ضمن اینا را برای بد نامی اسنپ نگفتم واقعیته برا خودم هم اتفاق افتاده
از توانایی پرسنل به بهترین شکل جهت پیشرفت استفاده می کند حتی دپارتمان های مختلف همیشه جلسه هفتگی میگذارد و نقاط ضعف و قوت جهت بالا بردن بهروری به بهترین شکل صورت میگیرد
در اون محیط هرگز احساس امنیت و احترام نمیکردم و تصمیم گرفتم از کارفرما جدا بشم. اولین روزها فهمیدم برخوردها احساسی و آزاردهنده است و به وضوح مشخص بود که با شیوههای غیرحرفهای با کارمندان رفتار میشود، از جمله تحقیر در مورد ظاهر و سبک زندگی و فشار بیارتباط با عملکرد شغلی. گاهی بهطور مداوم به بهبود یا تمرکز کارمندان توجه نمیشد و جو کار به شکل تهاجمی و ناخوشایند بود. حقوقها هم به موقع پرداخت نمیشد و گاهی مبلغها خیلی پایینتر از تعرفههای اعلامشده بود و برای تاخیرهای کوچک جریمههای سنگین گزارش میشد. در برابر این رفتارها، کارفرما یا مدیر مربوطه پاسخ مناسب یا شفافی ارائه نمیداد و احساس میکردم که باید با زبان تهدید و فشار با کارکنان رفتار شود. محدودیتهای شدید برای مرخصی وجود داشت و حتی مرخصی استعلاجی بهطور واقعی اجرا نمیشد. فضای رابطه با همکاران هم مناسب نبود و در مصاحبهها بهطور صریح از سختیها و فشارهای موجود صحبت میشد؛ برخوردهای ناعادلانه و سطح پایین دانش مدیریت از مواردی بود که به چشم میخورد. بهطور کلی احساس میکردم که کار در چنین محیطی پایداری ندارد و به جای رشد، تنها فشار و بیاعتمادی افزایش مییافت. پس از تصمیم قطعی برای خروج، فرصت ادامه کار برای من از بین رفت و هنوز مشکلاتی در پرداختها و تعهدات مالی برطرف نشده بود. در نهایت تصمیم گرفتم از آنجا جدا شوم تا فرصت بهتری را پیدا کنم و با تجربهای منفی از محیط کار خارج شدم.
فقط میتونم بگم خدا لعنت شون کنه اگه وارد این شرکت میخواهید بشین، تصور کنید قراره فی سبيل الله کار کنید خبری از حقوق و مزایا نیست حتی بیمه رو هم به موقع نمیدن و ممکنه برین دکتر و بهت بگن بیمه نداری باید آزاد پرداخت کنی
من چند ماهی با وطن زرین مروارید آسیا کار میکردم و اوضاع شرکت را از نزدیک دیدم. در ابتدای کار فهمیدم که مشکلات زیادی از جمله نبود هماهنگی میان بخشها وجود دارد و مدیران منطقه و شعبهها به نظر میرسد عملکرد مطلوبی ندارند و بیشتر حرف میزنند تا کار کنند. در توضیحات همکاران شنیدم که پیشرفت شغلی تنها با چاپلوسی و رانت میتواند رقم بخورد و حقوق بهموقع پرداخت نمیشود، چه برای حقوق ماهانه و چه برای عیدی و سنوات. حضور تیم ارشد بهویژه مشاوران و روانشناسان در سطحهای بالا به جای حل مشکلات، به احساس ناامنی منجر میشد و گاهی به نظر میرسید که برای حفظ جایگاه خودشان برخی مسائل را به جای کارگران و پرسنل تشدید میکنند. بحث حقوق و مزایا هم نکتهای بود که بارها به چشم دیدم یا از همکاران شنیدم: حقوق دیر پرداخت میشود، گاهی نگذاشتهاند کودن به موقع پرداخت شود و این به باوری منجر شده که مدیریت هیچگاه نتوانسته تعهدات مالی را به انجام برساند. از طرفی مشکلات مالی شرکت هم منجر شده تا گاه حقوق تیمهای توزیع و لجستیک هم بهطور کامل پرداخت نشود و شرکت گاه کرایه و قراردادهای توزیع را تغییر داده تا مدت بیشتری دوام بیاورد. بسیاری از کارکنان برای تسویهحسابها با گذشت چندین ماه تا یادگیری حقوقشان مجبور به پیگیری قانونی میشوند تا به حقوق خود برسند. در چنین فضایی به نظر میرسد که حضور برخی افراد با وظیفه مشاوره و روانشناسی هم نتوانست به مشکلات پایهای شرکت پاسخ دهد و گاهی با وجود تمام مشکلات مالی، مدیران بیکار و بیبرنامه به نظر میرسیدند، بدون مسیر روشن برای پیشرفت شغلی. هر ماه به بهانههای مختلف حقوق پرسنل بهموقع پرداخت نمیشود و این سوال را ایجاد میکند که چگونه شرکتی با چنین وضعیتی به حیات خود ادامه میدهد. کارگرانی که برای پیوستن به شرکت فرم استخدام میگیرند، اغلب درک درستی از وضعیت ندارند و به نظر میرسد شرکت در برخی مباحث ساختار پاداش و پرداخت را بهخوبی مدیریت نمیکند. در مجموع، وضع شرکت بیصاحب و بیپیکر بهنظر میرسید و من خودم را در وضعیتی دیدم که باید تصمیمی میگرفتم.
اینجا چهرمین محل کارمه. اولش سه جلسه مصاحبه رفتم. هر سه محترمانه و دقیق بود. جلسه اول مصاحبه فنی بود. سوالاشون جالب بود یک جورایی راه حل محور بودند. جلسه دوم و سوم منابع انسانی و حقوق بود. تو مصاحبه خیلی روی ساعت کار و اضافه کار و... تاکید کردند ولی الان که نزدیک 5 ساله اینجا هستم اصلا اینطوری نیست. باید تجربه کنید. میگن شناوری ندارند ولی عملا دارن جالبه! حقوق خوبه ولی در کلی دفعه های مختلف پرداخت میشه. یک پایه داری که اولش تو ذوقت میزنه بعد هی پرداختهای جانبی به اسمهای مختلف راستشو بگم من هنوز اسم همشون رو نمیدونم ولی اخر سال که واریزیهای حسابتو جمع کنی عدد خوبی میشه من که راضیم. حجم کار سبکه همه جای شرکت همینه. شرکت بزرگ و کلی پروژه و محصول وخدمات داره. مدیریت تسک و اینا هم جوری که با یک حجم کار متوسط جزو بهترینها میشی. تکنولوژی قدیم و جدید زیاد دارند. انصافا من خیلی یاد گرفتمو تجربه بدست اوردم. اغلب گروه هایی که دیدم دوستانه و ارومند. ولی بعضی وقتها هم یک عده الکی شلوغ بازی در میارند که تو چشم باشن. فقط بگم داخل دعوای بانکی ها و ... نشید. بعضی ها دنبال حاشیه هستند و بانکی و شرکتی میکنند اونا اغلب توخالی هستن و برای منافع خودشون اب رو گل الوده می کنن. اگه مثل من دنبال پیشرفت تخصصی هستید وارد بازی اونها نشید. خوبیهای شرکت: - یادگیری و پیشرفت - محیط دوستانه و اروم - حقوق و پرداختی به موقع - موقعیت مکانی غرب (برای من) بدیها: - کاغذ بازی - دور کاری ندارند - فضای اداره شلوغه - امکانت معمولی مثل اسموک روم هم ندارن
قبول دانشجو و دادن مرخصی هفتگی جهت شرکت در کلاسها متناسب بودن حقوق و کار درخواستی محیط امن و آرام برای خانمها در صبح(۸تا۱۷) یادگیری فن مشاوره یادگیری کامل نظام آموزشی ایران در تمام مقاطع یادگیری انتخاب رشته و .... بخوام از سختیاش بگم، استرس تماس، توی سال شاید روزایی باشه که بیشتر وقتت رو تو تماسی ولی اکثر روزای حدود نصف بیشتر تایمی که سرکاری تماس نیستی و میتونی به مطالعه و اضافه کردن به دانشت بپردازی
من یکی از کارمندای سودا هستم و تاحالا با سهامدارای محترم کاریزما صحبت نکردم. ولی راستش به نظرم توی کاریزما اکثر تصمیمای مهم پای سیخ ،سنجاق و افیون گرفته میشه. شرکت ما که قبلا مدیرش، مدیر فناوری اطلاعات همراه اول بود (خ.و)، حالا به دست یه حسابدار مدیر عامل (ح.و)، یه زن واقعا بیسواد مدیر فنی (چ.ع) و یه مدیر محصول (اسمش نمی گم الکی معروف نشه!) که قبلا خبرنگار بود، افتاده. برای اینکه بدونید اوضاع چجوریه، مدیر فنی جدید حتی نمیدونست گیت چیه (بعد از یه سال کار با ما هم نمیدونم فهمیده یا نه!) و فرق دواپس و هلپ دسک رو نمیدونست. با این شرایط، تقریبا همه تیم شرکت رو ترک کردن. وقتی به اینکه اینجا کار میکنم فکر میکنم، از خودم خجالت میکشم و نگران آیندهم میشم. متاسفانه برای جابجایی شغلی مشکل دارم، الان از شما سهامدارای عزیز خواهش میکنم که یه فکری برای این وضعیت بکنید. به جون بچهم قسم، الان یه دانشجوی ترم اول کامپیوتر بیشتر از مجموع مدیرعامل، مدیر فنی و مدیر محصول این شرکت سواد داره. این چه ظلم و تحقیریه که شما به ما روا میکنید؟
درود و وقت بخیر خدمت همگی من برای مهاجرت کاری به آلمان به این شرکت مراجعه کردم. مراحل رو بهخوبی توضیح داد کارشناسشون و بهخوبی پیگیر کارم بودن.
کار با این شرکت اصلا رضایتبخش نیست. در تجربهام دیدم که پرداخت حقوق به موقع انجام نمیشود، حتی وعدهی پرداخت در روزهای همزمان با ماه آینده هم در عمل محقق نمیشد و معمولا با تاخیرهای دو تا سه ماهه روبهرو بودم. مزایای قابل توجهی وجود ندارد و فرصتهای رشد هم کمتر دیده میشود. در مجموع، فضای کار برای من آزاردهنده و بیمتولی بود.
همه چی خوب و از روی برنامه تا امروز پیشرفته و امیدوارم تا آخر هم همچنانراضی کننده باشد.همه چی خوب و از روی برنامه تا امروز پیشرفته و امیدوارم تا آخر هم همچنانراضی کننده باشد
تجربه کار در این شرکت برای من فوقالعاده بوده است. فضای کاری دوستانه و حمایتهای بیوقفه از جانب مدیریت و همکاران، باعث شده است که هر روز با انگیزه و انرژی بیشتر به سرکار بیایم. این شرکت نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای من اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری نیز توجه ویژهای دارد. از امکانات رفاهی گرفته تا فرصتهای آموزشی، همه چیز به گونهای طراحی شده که کارکنان بتوانند بهترین نسخه از خود را در محیط کار نشان دهند. احساس میکنم در اینجا به عنوان یک عضو ارزشمند دیده میشوم و این موجب افزایش اعتماد به نفس و انگیزه من شده است.
یکی از گروهای واحد تحقیق و توسعه که هیچکی راجع بهش صحبتی نمیکنه گروه کلاستر هستش. گروه معروف به کره شمالی. تجربه چند سال کار توی این گروه هیچ وقت فراموشم نمیشه. اصلا یه لیگ دیگه بود. رییس این گروه یه آدم واقعا بی سواد و مرموز بود که تنها دلیل استخدامش تو شرکت سرقت یه سری سورس کد از شرکت قبلیش بود. بشدت پنهان کار، دیکتاتور و عشق ریاست. یه آدم خشک و بی روح و سواستفاده چی و غیرقابل اعتماد که تنها کارش گرفتن آمار نیروها و کار کشیدن ازشون بود. بدون اینکه ذره ای حمایتشون کنه یا واسه رشد و ارتقا اونا کاری بکنه. بسیار دو رو بود جلوت یه چیزی میگفت پشت سرت یه چیز دیگه. استاد سیاسی بازی و خاله زنک بازی مخفیانه. دو دقیقه میرفتی پیش همکارت به یه بهونه ای زنگ میزد میگفت بیا دفتر من تا آمارت و بگیره ببینه چرا از پشت میزت پا شدی. کلا کارش گرفتن غلط املایی از داکیومنتها بود و هر وقت میرفتی تو اتاقش اکسلش باز بود دنبال یه چیزی میگشت تا بهت گیر بده و ثابت کنه کارت و درست انجام ندادی. استاد محول کردن کارهای بیخود و گل. جالب اینجاست با اینکه کلی نارضایتی ازش بود و بارها این نارضایتی ها به مدیران بالاتر گفته شده بود و حتی تو نظرسنجی که یبار انجام شد فیدبکهای لازم داده شد نه تنها باهاش برخوردی نشد تازه ارتقا هم گرفت رفت یه سمت بالاتر توی گروه بیزنس یونیت! یعنی سیرک واقعا یه چیز جالبی که هست جدیدا بخاطر مهاجرت خیلی از بچههای قدیمی به شرکتهای خارجی آمار خیلی چیزا زود در میاد. خبر دار شدم یه سفر دو هفته ای رفته بود آلمان واسه بررسی یه موقعیت شغلی توی شرکت کانتیننتال. بابا زرنگ کی بودی تو؟ اینور و سفت چسبیدی به هیچکس راه نمیدی همزمان آمار اونور هم میگیری؟
من احساس کردم که در این شرکت با مشکلاتی در رفتار برخی مدیران حقوقی و نحوه برخورد با همکاران روبهرو هستم، و این مسائل به شدت بر تجربه کاریم تأثیر گذاشت. در ابتدا، موقعیت شغلی من به عنوان کارشناس حقوقی بود و به خاطر اولویتهایی که برای پروندههای شخصی افراد قائل میشدند، گاهی به نظر میرسید کارم صرفا بهعنوان پشتیبانی برای یک فرد یا گروه خاص انجام میشود نه بهطور عمومی. خواستههای شخصی آنها از من و همکاران بیشتر بود تا وظایف حقوقی عمومی، و گاهی با رفتارهای کلامی نامناسب و شوخیهایی نامناسب همراه میشد. اگر فارغالتحصیلان خوب از دانشگاه یا کارآموزان وکالت باشید، احتمالا با تمسخر یا کمتوجهی مواجه میشوید؛ به نظر میرسید که برخی مدیران یا همکاران به دنبال تخریب یا تخفیف ارزش دیگران هستند. از نظر من، بهدلیل مسائل حافظه و ساختار کار، برخی وظایف به شکل ناعادلانه به کارشناسان محول میشد و مرخصیها به سختی و با توضیح دلیل همراه بود و گاهی باید از سمت تیم منابع انسانی پیگیری میشد. همچنین آرشیو دعاوی شرکت برای بازبینی به خاطر سپرده میشود و گاهی درخواست دسترسی مجدد به آرشیوها مطرح میشد. نکتهای که در محیط کار میتواند آزاردهنده باشد، نحوه برخورد با همکاران زن بود که در طول زمان رفتار مناسبی از طرف برخی مدیران دیده نمیشد. تاکنون، سه کارشناس حقوقی با تجربه کمتری باقی ماندهاند و دلایل خروجشان عمدتا به رفتار نامناسبی مربوط میشد که از جانب مدیر یا همکاران وجود داشت. این موضوعها با واحد منابع انسانی هم مطرح شده بود، اما تغییر ملموسی دیده نشد. از نظر من، مدیران شرکت خوب هستند اما در فرآیند انتخاب مدیر حقوقی دقت کافی به کار گرفته نشده است.
برای من تجربه کار در سما سامانه به عنوان پشتیبان آغاز شد و به شکل قابل توجهی ناامیدکننده بود. مدیریت پشتیبانی با رفتار و گفتار نسبتا غیرقابل درک و آذری زبان بود که احساس نمیکردم از او حمایت واقعی دریافت کنم. همچنین مدیرعامل شرکت فردی بدبین و تا حدی دور از واقعیت به نظر میرسید. در پیگیریهای داخلی متوجه شدم یکی از کارمندان که شفافیت را به کار گرفته بود، اطلاعاتی را در اختیار من گذاشت که به وجود قرارداد بزرگی به ارزش ده میلیارد تومان با وزارت بهداشت در سال هزار و چهارصد و دو اشاره میکرد. شنیدن این چیزها باعث شد اعتمادم نسبت به شرکت کاهش پیدا کند، زیرا با توجه به حقوق پایین در آنجا، چنین قراردادهایی به راحتی منعقد میشدند که این موضوع سوالاتی را درباره نحوهی انجام آنها ایجاد میکرد. در نهایت، عدهای از برنامهنویسان از شرکت جدا شدند و به نظر میرسید که فشارهای داخلی و روابط پیچیده در مجموعه باعث بیثباتی شده بود. مدیران سطح بالا نیز به شکلی پنهانی و با لبخند، استدلالهایی برای اخذ وامهای گوناگون داشتند تا شرکت را جلو ببرند.
افتضاح افتضاح افتضاح واقعا هر چی بگم از بدی های این شرکت کم گفتم. منابع انسانی تعطیل مدیریت تعطیل عدم پرداخت حقوق پرسنل شده تا چنند ماه اصلا اهمیتی به پرسنل نمیدن مدیر منابع انسانیش واقعا یه کیف کشه که فقط دنبال دم اون مدیران ناکارامد میدوه مواظب باشید وارد این شرکت بشید با چیزی جز اعصاب خورد روبرو نمیشید
دوست دارم با نگاهی واقعبینانه و آرام، تجربهام را روایت کنم: از نظر من تیم مدیریتی باید سریعتر زیرساختهای لازم را فراهم کند. فضای کارگاهی اینجا راکد و سرد به نظر میرسید؛ گویی محیطی خشک و شکننده بود. ارزشهای شرکت همواره نزولی به نظر میرسید و با شواهدی که داشتم، تغییرات مثبت به چشم نمیآمد. امیدوارم صاحبنظران بتوانند وضعیت ارز و تحویلها را بهتر مدیریت کنند. حقوق من تا سه ماه پرداخت نشده بود.
دوستان بنده مدت زیادی در این شرکت کار کردم.تمام فضای کاری شرکت متاسفانه محیط پلیسی داره مدیر عامل شرکت همه رو با دوربین و همچنین متاسفانه توسط انسانهای بی مایه و حقیری که گماشته خودش در شرکت هستند به طور مرتب کنترل و تحقیر میکند.نمونش مدیر دفترش که حدودا ده سال اونجا کارکرد و درنهایت جمعی رو با رفتنش راحت کرد.کارمندان غیر از یک سلام حق هیچ گونه صحبتی با همدیگر ندارند.چیزی به نام ساعت کاری مشخص به عنوان اتمام کار ندارد.بیگاری به تمام معنا هست.پرداخت عیدی هر سال در نیمه سال بعد انجام میشود.شرکت سنوات نمیدهد.از شما چک و شناسنامه میگیرند بادست میدهید با پا نمیتوانید پس بگیرید.به موقع بیمه نمیکند.در صورت مریضی اصلا مرخصی ندارید.اصولا مرخصی در این شرکت تعریف نشده است.به هیچ عنوان سمت این شرکت برای استخدام نرید که هم وقت هم انرژی و هم اعصاب و روان خود را درگیر کرده آید.با مدیر عامل این شرکت انسانهای انگشت شماری که شباهت زیادی به خودش دارند میتوانند کار کنند.به تمام معنا به اسارت گرفته میشوید.والسلام.
محیط پرحاشیه و سمی مدیر عامل ز.جن... و اون بسر ما.. جن.. اش توهم بهتر از ما کسی نیست رو دارن دانش ،اخلاق،انسانیت،معرفت صفر صفر بی شرف تر از این دو نفر دنیا به خودش ندید عین ... از همه کار می کشند بعضی ها هم عین .. براشون کار می کنند و قدردان اب و علفی که بهشون می ده هستند
Catastrophe! The story in the company novin leather in a nutshell:Impolite employer, lack discipline،waste of life،employees yokel ،I have experienced highly was an unmitigated disaster I Working all hours for nothing ،uncooperative They love klutz,lardass,hick,goose,oldbat,red neck،yokel
سلام ارادت خدمت دوستان اسنپی توجه داشته باشید در صورتی که مسافر شما خانم بود و حین سفر گفت پیاده میشم اصلا توقف نکنید مگه با پشتیبانی تماس بگیرید یا امنیت تا موضوع بررسی و تأیید و بعد توقف کنید حتی اگه خودش را انداخت پایین چون هر انگی به شما زده بشه پشتیبانی شما را محکوم میکنه و اگه طرف شکایت کنه که حتی ممکن سر از زندان در بیارید اینجاست که اثبات این مساله خیلی سخت میشه و دادگاه ممکنه تا رضایت مسافر شما را در زندان نگه داره هر توقفی حین مسیر با موافقت راننده و اعمال در اپلیکیشن باید انجام بشه حتی بدون بررسی بگند شما خارج مسیر رفتی دیگه بدتر هم مسدودی داره اونم بدون بررسی تازه اگه طرف شکایت کنه که کارت با کرامالکاتبینه .یادتون باشه سفر شما مشخصه یا تمامش کنید یا با تأیید مسافر با اسنپ پایان بزنید حتی لازم باشه با امنیت تماس بگیرید اگه دیدید مسافر نا آرامی میکنه یا بهانه تراشی میکنه چون تعلل در این کار میتونه عاقبت زندان داشته باشه .در این مورد هیچ پشتیبانی بهتون نمیشه اگه اون مسافر بلد باشه چه نقشی برای اسنپ بازی کنه پس انتخاب با خودتونه. در ضمن اینا را برای بد نامی اسنپ نگفتم واقعیته برا خودم هم اتفاق افتاده
از توانایی پرسنل به بهترین شکل جهت پیشرفت استفاده می کند حتی دپارتمان های مختلف همیشه جلسه هفتگی میگذارد و نقاط ضعف و قوت جهت بالا بردن بهروری به بهترین شکل صورت میگیرد
در اون محیط هرگز احساس امنیت و احترام نمیکردم و تصمیم گرفتم از کارفرما جدا بشم. اولین روزها فهمیدم برخوردها احساسی و آزاردهنده است و به وضوح مشخص بود که با شیوههای غیرحرفهای با کارمندان رفتار میشود، از جمله تحقیر در مورد ظاهر و سبک زندگی و فشار بیارتباط با عملکرد شغلی. گاهی بهطور مداوم به بهبود یا تمرکز کارمندان توجه نمیشد و جو کار به شکل تهاجمی و ناخوشایند بود. حقوقها هم به موقع پرداخت نمیشد و گاهی مبلغها خیلی پایینتر از تعرفههای اعلامشده بود و برای تاخیرهای کوچک جریمههای سنگین گزارش میشد. در برابر این رفتارها، کارفرما یا مدیر مربوطه پاسخ مناسب یا شفافی ارائه نمیداد و احساس میکردم که باید با زبان تهدید و فشار با کارکنان رفتار شود. محدودیتهای شدید برای مرخصی وجود داشت و حتی مرخصی استعلاجی بهطور واقعی اجرا نمیشد. فضای رابطه با همکاران هم مناسب نبود و در مصاحبهها بهطور صریح از سختیها و فشارهای موجود صحبت میشد؛ برخوردهای ناعادلانه و سطح پایین دانش مدیریت از مواردی بود که به چشم میخورد. بهطور کلی احساس میکردم که کار در چنین محیطی پایداری ندارد و به جای رشد، تنها فشار و بیاعتمادی افزایش مییافت. پس از تصمیم قطعی برای خروج، فرصت ادامه کار برای من از بین رفت و هنوز مشکلاتی در پرداختها و تعهدات مالی برطرف نشده بود. در نهایت تصمیم گرفتم از آنجا جدا شوم تا فرصت بهتری را پیدا کنم و با تجربهای منفی از محیط کار خارج شدم.
فقط میتونم بگم خدا لعنت شون کنه اگه وارد این شرکت میخواهید بشین، تصور کنید قراره فی سبيل الله کار کنید خبری از حقوق و مزایا نیست حتی بیمه رو هم به موقع نمیدن و ممکنه برین دکتر و بهت بگن بیمه نداری باید آزاد پرداخت کنی
من چند ماهی با وطن زرین مروارید آسیا کار میکردم و اوضاع شرکت را از نزدیک دیدم. در ابتدای کار فهمیدم که مشکلات زیادی از جمله نبود هماهنگی میان بخشها وجود دارد و مدیران منطقه و شعبهها به نظر میرسد عملکرد مطلوبی ندارند و بیشتر حرف میزنند تا کار کنند. در توضیحات همکاران شنیدم که پیشرفت شغلی تنها با چاپلوسی و رانت میتواند رقم بخورد و حقوق بهموقع پرداخت نمیشود، چه برای حقوق ماهانه و چه برای عیدی و سنوات. حضور تیم ارشد بهویژه مشاوران و روانشناسان در سطحهای بالا به جای حل مشکلات، به احساس ناامنی منجر میشد و گاهی به نظر میرسید که برای حفظ جایگاه خودشان برخی مسائل را به جای کارگران و پرسنل تشدید میکنند. بحث حقوق و مزایا هم نکتهای بود که بارها به چشم دیدم یا از همکاران شنیدم: حقوق دیر پرداخت میشود، گاهی نگذاشتهاند کودن به موقع پرداخت شود و این به باوری منجر شده که مدیریت هیچگاه نتوانسته تعهدات مالی را به انجام برساند. از طرفی مشکلات مالی شرکت هم منجر شده تا گاه حقوق تیمهای توزیع و لجستیک هم بهطور کامل پرداخت نشود و شرکت گاه کرایه و قراردادهای توزیع را تغییر داده تا مدت بیشتری دوام بیاورد. بسیاری از کارکنان برای تسویهحسابها با گذشت چندین ماه تا یادگیری حقوقشان مجبور به پیگیری قانونی میشوند تا به حقوق خود برسند. در چنین فضایی به نظر میرسد که حضور برخی افراد با وظیفه مشاوره و روانشناسی هم نتوانست به مشکلات پایهای شرکت پاسخ دهد و گاهی با وجود تمام مشکلات مالی، مدیران بیکار و بیبرنامه به نظر میرسیدند، بدون مسیر روشن برای پیشرفت شغلی. هر ماه به بهانههای مختلف حقوق پرسنل بهموقع پرداخت نمیشود و این سوال را ایجاد میکند که چگونه شرکتی با چنین وضعیتی به حیات خود ادامه میدهد. کارگرانی که برای پیوستن به شرکت فرم استخدام میگیرند، اغلب درک درستی از وضعیت ندارند و به نظر میرسد شرکت در برخی مباحث ساختار پاداش و پرداخت را بهخوبی مدیریت نمیکند. در مجموع، وضع شرکت بیصاحب و بیپیکر بهنظر میرسید و من خودم را در وضعیتی دیدم که باید تصمیمی میگرفتم.
اینجا چهرمین محل کارمه. اولش سه جلسه مصاحبه رفتم. هر سه محترمانه و دقیق بود. جلسه اول مصاحبه فنی بود. سوالاشون جالب بود یک جورایی راه حل محور بودند. جلسه دوم و سوم منابع انسانی و حقوق بود. تو مصاحبه خیلی روی ساعت کار و اضافه کار و... تاکید کردند ولی الان که نزدیک 5 ساله اینجا هستم اصلا اینطوری نیست. باید تجربه کنید. میگن شناوری ندارند ولی عملا دارن جالبه! حقوق خوبه ولی در کلی دفعه های مختلف پرداخت میشه. یک پایه داری که اولش تو ذوقت میزنه بعد هی پرداختهای جانبی به اسمهای مختلف راستشو بگم من هنوز اسم همشون رو نمیدونم ولی اخر سال که واریزیهای حسابتو جمع کنی عدد خوبی میشه من که راضیم. حجم کار سبکه همه جای شرکت همینه. شرکت بزرگ و کلی پروژه و محصول وخدمات داره. مدیریت تسک و اینا هم جوری که با یک حجم کار متوسط جزو بهترینها میشی. تکنولوژی قدیم و جدید زیاد دارند. انصافا من خیلی یاد گرفتمو تجربه بدست اوردم. اغلب گروه هایی که دیدم دوستانه و ارومند. ولی بعضی وقتها هم یک عده الکی شلوغ بازی در میارند که تو چشم باشن. فقط بگم داخل دعوای بانکی ها و ... نشید. بعضی ها دنبال حاشیه هستند و بانکی و شرکتی میکنند اونا اغلب توخالی هستن و برای منافع خودشون اب رو گل الوده می کنن. اگه مثل من دنبال پیشرفت تخصصی هستید وارد بازی اونها نشید. خوبیهای شرکت: - یادگیری و پیشرفت - محیط دوستانه و اروم - حقوق و پرداختی به موقع - موقعیت مکانی غرب (برای من) بدیها: - کاغذ بازی - دور کاری ندارند - فضای اداره شلوغه - امکانت معمولی مثل اسموک روم هم ندارن
قبول دانشجو و دادن مرخصی هفتگی جهت شرکت در کلاسها متناسب بودن حقوق و کار درخواستی محیط امن و آرام برای خانمها در صبح(۸تا۱۷) یادگیری فن مشاوره یادگیری کامل نظام آموزشی ایران در تمام مقاطع یادگیری انتخاب رشته و .... بخوام از سختیاش بگم، استرس تماس، توی سال شاید روزایی باشه که بیشتر وقتت رو تو تماسی ولی اکثر روزای حدود نصف بیشتر تایمی که سرکاری تماس نیستی و میتونی به مطالعه و اضافه کردن به دانشت بپردازی
من یکی از کارمندای سودا هستم و تاحالا با سهامدارای محترم کاریزما صحبت نکردم. ولی راستش به نظرم توی کاریزما اکثر تصمیمای مهم پای سیخ ،سنجاق و افیون گرفته میشه. شرکت ما که قبلا مدیرش، مدیر فناوری اطلاعات همراه اول بود (خ.و)، حالا به دست یه حسابدار مدیر عامل (ح.و)، یه زن واقعا بیسواد مدیر فنی (چ.ع) و یه مدیر محصول (اسمش نمی گم الکی معروف نشه!) که قبلا خبرنگار بود، افتاده. برای اینکه بدونید اوضاع چجوریه، مدیر فنی جدید حتی نمیدونست گیت چیه (بعد از یه سال کار با ما هم نمیدونم فهمیده یا نه!) و فرق دواپس و هلپ دسک رو نمیدونست. با این شرایط، تقریبا همه تیم شرکت رو ترک کردن. وقتی به اینکه اینجا کار میکنم فکر میکنم، از خودم خجالت میکشم و نگران آیندهم میشم. متاسفانه برای جابجایی شغلی مشکل دارم، الان از شما سهامدارای عزیز خواهش میکنم که یه فکری برای این وضعیت بکنید. به جون بچهم قسم، الان یه دانشجوی ترم اول کامپیوتر بیشتر از مجموع مدیرعامل، مدیر فنی و مدیر محصول این شرکت سواد داره. این چه ظلم و تحقیریه که شما به ما روا میکنید؟
درود و وقت بخیر خدمت همگی من برای مهاجرت کاری به آلمان به این شرکت مراجعه کردم. مراحل رو بهخوبی توضیح داد کارشناسشون و بهخوبی پیگیر کارم بودن.
کار با این شرکت اصلا رضایتبخش نیست. در تجربهام دیدم که پرداخت حقوق به موقع انجام نمیشود، حتی وعدهی پرداخت در روزهای همزمان با ماه آینده هم در عمل محقق نمیشد و معمولا با تاخیرهای دو تا سه ماهه روبهرو بودم. مزایای قابل توجهی وجود ندارد و فرصتهای رشد هم کمتر دیده میشود. در مجموع، فضای کار برای من آزاردهنده و بیمتولی بود.
همه چی خوب و از روی برنامه تا امروز پیشرفته و امیدوارم تا آخر هم همچنانراضی کننده باشد.همه چی خوب و از روی برنامه تا امروز پیشرفته و امیدوارم تا آخر هم همچنانراضی کننده باشد
تجربه کار در این شرکت برای من فوقالعاده بوده است. فضای کاری دوستانه و حمایتهای بیوقفه از جانب مدیریت و همکاران، باعث شده است که هر روز با انگیزه و انرژی بیشتر به سرکار بیایم. این شرکت نه تنها به توسعه مهارتهای حرفهای من اهمیت میدهد، بلکه به بهبود کیفیت زندگی کاری نیز توجه ویژهای دارد. از امکانات رفاهی گرفته تا فرصتهای آموزشی، همه چیز به گونهای طراحی شده که کارکنان بتوانند بهترین نسخه از خود را در محیط کار نشان دهند. احساس میکنم در اینجا به عنوان یک عضو ارزشمند دیده میشوم و این موجب افزایش اعتماد به نفس و انگیزه من شده است.
یکی از گروهای واحد تحقیق و توسعه که هیچکی راجع بهش صحبتی نمیکنه گروه کلاستر هستش. گروه معروف به کره شمالی. تجربه چند سال کار توی این گروه هیچ وقت فراموشم نمیشه. اصلا یه لیگ دیگه بود. رییس این گروه یه آدم واقعا بی سواد و مرموز بود که تنها دلیل استخدامش تو شرکت سرقت یه سری سورس کد از شرکت قبلیش بود. بشدت پنهان کار، دیکتاتور و عشق ریاست. یه آدم خشک و بی روح و سواستفاده چی و غیرقابل اعتماد که تنها کارش گرفتن آمار نیروها و کار کشیدن ازشون بود. بدون اینکه ذره ای حمایتشون کنه یا واسه رشد و ارتقا اونا کاری بکنه. بسیار دو رو بود جلوت یه چیزی میگفت پشت سرت یه چیز دیگه. استاد سیاسی بازی و خاله زنک بازی مخفیانه. دو دقیقه میرفتی پیش همکارت به یه بهونه ای زنگ میزد میگفت بیا دفتر من تا آمارت و بگیره ببینه چرا از پشت میزت پا شدی. کلا کارش گرفتن غلط املایی از داکیومنتها بود و هر وقت میرفتی تو اتاقش اکسلش باز بود دنبال یه چیزی میگشت تا بهت گیر بده و ثابت کنه کارت و درست انجام ندادی. استاد محول کردن کارهای بیخود و گل. جالب اینجاست با اینکه کلی نارضایتی ازش بود و بارها این نارضایتی ها به مدیران بالاتر گفته شده بود و حتی تو نظرسنجی که یبار انجام شد فیدبکهای لازم داده شد نه تنها باهاش برخوردی نشد تازه ارتقا هم گرفت رفت یه سمت بالاتر توی گروه بیزنس یونیت! یعنی سیرک واقعا یه چیز جالبی که هست جدیدا بخاطر مهاجرت خیلی از بچههای قدیمی به شرکتهای خارجی آمار خیلی چیزا زود در میاد. خبر دار شدم یه سفر دو هفته ای رفته بود آلمان واسه بررسی یه موقعیت شغلی توی شرکت کانتیننتال. بابا زرنگ کی بودی تو؟ اینور و سفت چسبیدی به هیچکس راه نمیدی همزمان آمار اونور هم میگیری؟
من احساس کردم که در این شرکت با مشکلاتی در رفتار برخی مدیران حقوقی و نحوه برخورد با همکاران روبهرو هستم، و این مسائل به شدت بر تجربه کاریم تأثیر گذاشت. در ابتدا، موقعیت شغلی من به عنوان کارشناس حقوقی بود و به خاطر اولویتهایی که برای پروندههای شخصی افراد قائل میشدند، گاهی به نظر میرسید کارم صرفا بهعنوان پشتیبانی برای یک فرد یا گروه خاص انجام میشود نه بهطور عمومی. خواستههای شخصی آنها از من و همکاران بیشتر بود تا وظایف حقوقی عمومی، و گاهی با رفتارهای کلامی نامناسب و شوخیهایی نامناسب همراه میشد. اگر فارغالتحصیلان خوب از دانشگاه یا کارآموزان وکالت باشید، احتمالا با تمسخر یا کمتوجهی مواجه میشوید؛ به نظر میرسید که برخی مدیران یا همکاران به دنبال تخریب یا تخفیف ارزش دیگران هستند. از نظر من، بهدلیل مسائل حافظه و ساختار کار، برخی وظایف به شکل ناعادلانه به کارشناسان محول میشد و مرخصیها به سختی و با توضیح دلیل همراه بود و گاهی باید از سمت تیم منابع انسانی پیگیری میشد. همچنین آرشیو دعاوی شرکت برای بازبینی به خاطر سپرده میشود و گاهی درخواست دسترسی مجدد به آرشیوها مطرح میشد. نکتهای که در محیط کار میتواند آزاردهنده باشد، نحوه برخورد با همکاران زن بود که در طول زمان رفتار مناسبی از طرف برخی مدیران دیده نمیشد. تاکنون، سه کارشناس حقوقی با تجربه کمتری باقی ماندهاند و دلایل خروجشان عمدتا به رفتار نامناسبی مربوط میشد که از جانب مدیر یا همکاران وجود داشت. این موضوعها با واحد منابع انسانی هم مطرح شده بود، اما تغییر ملموسی دیده نشد. از نظر من، مدیران شرکت خوب هستند اما در فرآیند انتخاب مدیر حقوقی دقت کافی به کار گرفته نشده است.
برای من تجربه کار در سما سامانه به عنوان پشتیبان آغاز شد و به شکل قابل توجهی ناامیدکننده بود. مدیریت پشتیبانی با رفتار و گفتار نسبتا غیرقابل درک و آذری زبان بود که احساس نمیکردم از او حمایت واقعی دریافت کنم. همچنین مدیرعامل شرکت فردی بدبین و تا حدی دور از واقعیت به نظر میرسید. در پیگیریهای داخلی متوجه شدم یکی از کارمندان که شفافیت را به کار گرفته بود، اطلاعاتی را در اختیار من گذاشت که به وجود قرارداد بزرگی به ارزش ده میلیارد تومان با وزارت بهداشت در سال هزار و چهارصد و دو اشاره میکرد. شنیدن این چیزها باعث شد اعتمادم نسبت به شرکت کاهش پیدا کند، زیرا با توجه به حقوق پایین در آنجا، چنین قراردادهایی به راحتی منعقد میشدند که این موضوع سوالاتی را درباره نحوهی انجام آنها ایجاد میکرد. در نهایت، عدهای از برنامهنویسان از شرکت جدا شدند و به نظر میرسید که فشارهای داخلی و روابط پیچیده در مجموعه باعث بیثباتی شده بود. مدیران سطح بالا نیز به شکلی پنهانی و با لبخند، استدلالهایی برای اخذ وامهای گوناگون داشتند تا شرکت را جلو ببرند.