با تدبیر هوشمندانه مدیرعامل بانک مسکن، افرادی که محیط ناواکو رو فشل بی مقدار و پرحاشیه می دونن ولی نمی دونم چرا هستن و خودشون دارن خرابکاری و دزدی بیشتری می کنند ! کثافت کاری و فساد بطور عیان انجام می شه
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من در واحد آی تی مشغول بکار بودم که خدا رو شکر بهترین تصمیم رو گرفتم و دراومدم. محیط در ظاهر بسیار شیک و تمیز و مرتبه و بخاطر آزادی پوشش خانم ها در ظاهر شبیه شرکت های خارجیه ولی در باطن محیط بسیار سمی و استرس آوریه. حتی وقتی کار درستی هم طبق okr انجام میدی، بازم فیدبک منفی ممکنه بگیری و کلا همیشه بازخواست میشی. حجم کار بسیار بالاست و اصلا تایم زندگی و کار معنی خاصی ندارد. بدتر از همه اینکه اصلا کارهات دیده نمیشه و هیچ پیشرفت و ارتقایی وجود ندارد. وعده و وعید اولش که میخوام جذبت کنند میدن ولی در عمل هیچ کدوم را عملی نمیکنن. مدیریت CTO نه تنها که مدیریت بلد نیست، بلکه مهارت های نرم و سختش هم بسیار ضعیفه و همیشه فقط از خودش تعریف میکنه و وقتی از مشکلاتی که در کار دارید صحبت کنید، اصلا براش راهکاری ندارد. فضای بین تیمی هم رقابتیه تا رفاقتی... بدترین استرس هم عدم امنیت شغلیه که قراردادها سه ماهه است و هیچ تضمینی برای ادامه همکاری وجود ندارد!! امیدوارم ثبت تجربه ام راهگشا باشه.
کاریزما یک شرکت با ظاهر خوب و شیک هستش بر خلاف ظاهرش فوق العاده مدیران کوچک و جو بد داره جالبه بعد از اتمام کارهاش راحت قطع همکاری می کند و تعدیل، یک مدیر منابع انسانی کوچیک مثل خانم گ.ط گذاشتن جلو حتی فهم و درکی از مصاحبه خروج نداره فقط یک مشت پاچه خوار و چاپلوس دور خودش جمع کرده که کسی جاشو نگیره ، وقتی منافعش به خطر میوفته اورژانس باید بیاد احیاش کنه صد سال هم این شرکت به گرد پای مفید، آگاه ، فارابی و... نمیرسه
شرکت پرداخت الکترونیک پاسارگاد را تجربه کردم، اما محیط مالیش با وجود مزیتهای گسترده، پر از مشکلات مدیریتی و عدم کفایت بود. همکاران رده بالای بخش مالی ظاهر متفاوتی از چیزی که انتظار میرفت نشان میدادند؛ مدیران رده بالا گاهی به جای تمرکز روی اصول حرفهای، به تبلیغات از خود و جاهطلبی بیش از حد میپرداختند و این رفتارها بر کار تیم اثر منفی میگذاشت. یکی از مدیران مالی هم بیش از حد به حواشی میپرداخت و به نظر نمیرسید که به اندازه کافی تخصص و تجربه لازم را داشته باشد؛ به رغم تحصیلات نسبتا پایین، به دلیل نفوذ و پارتیبازی در پست مدیر مالی نشسته بود. وظیفه اصلی مدیر مالی همواره بستن حسابهاست اما روند کار به درستی پیش نمیرفت و گاهی مجبور میشدیم برخی نکات را برای حسابرس توضیح دهیم تا حسابها روشن بماند. اگرچه از سطح فردی انتظار میرود که با کوشش و تجربه، کار را بهبود بدهد، به نظر میرسید که فاصله زیادی تا این هدف وجود دارد و با وجود نیروهای متخصص، محیطی سمی و ناکارآمد باقی مانده بود. امیدوارم در آینده با افزایش شایستهسالاری و کاهش صرفا پارتیبازی، فضای کار بهتری برای تیم مالی فراهم شود.
انسانی بر قله خرد ایستاده است که مسئولیت کارهای خود را بپذیرد ... سیاست تفرقه بنداز و پادشاهی کن در منشور سیمین توسط مدیر عامل پیاده میشد اما جناب آقای نو..ری هم سیاست زیرآب زنی خودش را داشت ایشون به واسطه ضعف فنی که داشت که در کامنت های دیگه هم اشاره شده که به ممد باگ و ممد اکسپشن معروف بودن هر جا احساس خطر میکردند زیرآب میزدنند حتی مورد داشتیم زیرآب یک نفر را به خاطر اینکه تایم نهار با ایشون نمیرفت و با یکی دیگه از بچه ها که صمیمی تر بود و میرفت و آقای نو..ری با اون شخص دشمنی داشت زده بودن و روز آخر دلیل اینکه زیرآبش زده بود بهش گفته بود هر چند که هر عملی را عکس العملی است، زمین گرد است و نتیجه کارهایمان به خودمان بازمیگردد جناب نو..ری نکته جالب اینجاست که دختر خانم؟/آغا پسر؟ (نوشتن آقا با غ معنی دارد) هر چه آقای نو..ری گذاشته گویا او برداشته و تربیتش ترکیبی از پدر و آقای نو..ری هست شما در منشور یک کارمند بلاتکلیف هستید نمیدانید کارهای واگذاری شده توسط مدیر عامل را انجام دهید یا کارهای دختر خانم/آغا پسر شایسته مدیر عامل و فقط شما در ضررهای وارده به شرکت مقصر هستید نه این بلاتکلیفی بی انتها و تصمیم گیری های عجیب این دو شخص کار کردن در منشور به این صورت است که شما توسط دوربین کنترل میشوید، توسط دختر خانم؟/آغای پسر مدیر عامل کنترل میشوید، توسط خود مدیر عامل کنترل می شوید و کاملا موقع رفتن میتوانید فیلم سینمایی یا سریال خودتان را از شرکت دریافت کنید به کارگردانی گردانندگان منشور سیمین
من از اوایل مرداد تا پایان شهریور همان سال، در دفتر قائممقام مدیرعامل بودم و با فضایی پرالتهاب روبهرو شدم. جایی که حجم کارها به شدت بالا بود، اما نتیجهگیری مطلوب نبود و بهدلیل بیانضباطی در سایر واحدها و ناتوانی در پرداخت بهموقع حقوق و مزایا، انگیزهی همکاران هم کاهش میافتاد. قائممقام مدیرعامل بیشتر به کنترل همهچیز میپرداخت و حتی به کارهای کوچک و بیربط هم ورود میکرد، که این موضوع باعث میشد فرصت کافی برای رفع مشکلات اصلی سازمان باقی نماند. روزهای معمول با جلسات پرشمار مدیران همراه بود که خروجیشان اغلب عبارت از مصوبات بلندپرواز اما بدون اجرای مؤثر بود. در طول روز با حجم زیادی از تماسهای گوناگون روبهرو میشدم و باید همزمان به امور مربوط به صورتجلسات و یادداشتها رسیدگی میکردم، در حالی که نتیجهای ملموس دریافت نمیکردیم. کارها غیر مرتبط با نقش دفتر نیز فراری میبودند؛ از جمله کارهای جانبی مانند هماهنگی اسنپ برای پرسنل یا پیگیری امور مربوط به مجوزها و فروشها و رسیدگی به شکایات مشتریان که هیچکس متولی مشخصی برای آنها نبود. تهیه لیست مساعدهگیران، مدیریت خروج کالاها که باید امضای قائممقام میگرفت، پیگیری دستورپرداختهای مالی، و رسیدگی به مسائل مربوط به فرودگاه یا جوازها همگی بهنوعی با هم تداخل داشتند و هر روز با مشکلات تازهای همراه بود. همچنین با دخالتهای غیرضروری مدیران دیگر، ناتوانی بخش منابع انسانی، اختلاف وظایف و کندی سیستم موجود برای دریافت وسایل اداری از انبار روبهرو شدم؛ بهطوری که مجبور شدم از لوازم شخصیام استفاده کنم و هیچ فضای بایگانی مناسبی برای پروندههای قائممقام وجود نداشت. در نهایت این فشارها به قدری بود که تصمیم گرفتم مسیرم را عوض کنم و از آن موقعیت خارج شدم.
بهدست آوردن حقوق بالا تنها مزیت شرکت است و حتی آن هم عادلانه به همه تعلق نمیگیرد؛ باید به خوبی تسلط داشت تا دیده شوی. مدیران واقعا بیرحماند اما اغلب اعضای تیم نسبتا خوب هستند؛ دو سه نفر هم بیکفایتاند که همیشه حضور دارند. محیط کار با همان حال و هوای فضاهای غذاخوری بین شهرهای دورافتاده فرقی ندارد. پرداختیها هم طبق میلشان صورت میگیرد و گاهی در زمانهای مختلف، بدون سازوکار مشخص واریز میشود. اگر یک سال آنجا کار کنید و دقیقا بدانید حقوقتان چقدر است، میشود گفت اتفاقی شگفت است. داستانهای زیادی وجود دارد و خلاصه اگر جای دیگری پیدا نکردید و خیابان بودید، شاید اینجا گزینهای باشد.
در این شرکت دسترسی به حقوق منظم و مزایا وجود ندارد و حتی حقوقها دیر پرداخت میشود. در یکی از کارگاهها با بخشهایی مثل فرزکاری سیانسی روبهرو هستم و فضای کار مثل پادگان است، همچنین نمیتوان گوشی همراه آورد. سرویس رفتوآمد هم جای کمی دارد و باید تا خود شرکت بایستی ایستاده باشید. تغذیه در اول کار بدون توضیح هزینهای دارد؛ پس از استخدام مشخص میشود که هر روز برای غذا حدود سی تومان باید پرداخت کنید و اگر در مرخصی بروید یا به موقع مراتب را اطلاع ندهید، با جریمهای مانند بیست و پنج تومان یا در برخی موارد هشتاد تومان مواجه میشوید و هزینه غذاتان هم کاهش مییابد. ساعات کاری طولانی است و پنجشنبهها ظاهرا تعطیل است اما از شما میخواهند بیایید؛ اگر قصد دارید اینجا شرکت کنید، به حرفهای من اعتماد نکنید.
در یکی از کامنت ها به Onboarding اشاره شده کاملا به درست مطرح شده اگر اومدی خدمات انفورماتیک Onboarding نداره دنبالش نگرد و حالا تصور کن Kpi هم مثلا دارند البته مثلا ! یکی نیست بگه وقتی آموزشی نیست شاخص کلیدی عملکرد بر مبنای چی هست نیروهای جدید اینجا نابود میشن مگر پررو باشند و از پس قدیمی ها بر بیایی
مدیر عامل جدید این شرکت کلا به تئوری توطئه خیلی علاقمند هست از روزی که اومده کلی از نفرات رو بی دلیل یا بیرون کرد یا سمتشون رو ازشون گرفت حالا هم شایعه شده تعدیل نیروی 30 درصدی میخواد انجام بده واقعا تأسف بار هست
نسبت به بقیه شرکت های ایرانی تجربه خوبی بود ولی همیشه باگ ها و نکات ریز رابط کاربری رو به عنوان باگ تو جیرا میزدمد که باعث میشد به پروژه که مثلا تو سه ماه زدی تا چهار ماه بعدش فقط باگ گیری کنی و ریزه کاری هاشو جمع کنی ، دیگه توان ادامه دادن نداشتم ولی کلا اوکی بود تجربه
افتضاح _ اضافه کاری وحشتناک حتی چند روز پشت سر هم _ حقوق کم و وعده های سرخرمن مثل فروش و پاداش و ویزیت _ تعدد کار بالا در فروشگاه که همه به دوش شماست ( صندوقداری، تحویل بار، خالی کردن بار، چینش بار، لیبل گیری اجناس، نظافت، واریزی بانک، کارهای سیستمی مانند موجودی، کارکرد بچه ها، ویزیتوری، حتی رانندگی و...) _ سیستم نادرست ( دسترسی نداشتن به موجودی کامل فروشگاه، سیستم کارکرد خراب، مشکلات صندوق و...) _ توقعات بیجا با وجود تعدد کار بالا و سختی کار _ عدم توانایی انسان برای کوچکترین کارهای روزانه _ ایجاد هزینه جانی، مالی و روانی برای کارکنان که از همه بدتره
من سال ۱۴۰۳ فروردین ماه مصاحبه کردم با یه خانم با عنوان مدیر منابع انسانی و مدیر فنی. اول اصلا متوجه نشدم مصاحبه فنی هست یا منابع انسانی. دلایل خروج من از شرکت رو پرسیدن و گفتم با ارزش های شرکت قبلی سازگار نیستم و با وجود اینکه تک لید هستم به توافق برای یه سری مسایل نرسیدم. خیلی زیاد سین جیم کردن که چرا و ی لحظه حس کردم درحال بازپرسی هستن. گفتم من نمیتونم پشت سر کارکنان اونجا حرف بزنم. کارجو ممکنه به دلایلی مجبور باشه یه سال جایی کار کنه که زیاد با محیطش سازگار نباشه و در اسرع وقت خارج بشه. نباید از طرف اعتراف اجباری بگیرید مبنی بر اینکه طرف یا محیط دارای ضعف هستن یا مثلا من کارجو دارم ناشکری میکنم یا هرچی. خانم منابع انسانی اینقدر از اینکه جلوش درومد ناراحت بود که قیافش یه جوری شد که انگار حالت تهوع داره. واقعا تجربه بد و توهین آمیزی بود. به نظرم گروه ادایی بودن
من تهران حسابدار بودم بعد تو فروشگاه افق کوروش شهر خودمون کار پیدا کردم گفتن بیا صندوق دار و فروشندگی کن من با خوشحالی و اعتماد به نفس رفتم سرصب بار اومد گفتن بیا خالی من خالی کردم گفتم مشکل نداره کاره بلاغره بعد یه کامیون دیگه اومد گفتم فایده نداره بی سرو صدا زدم بیرون تنها جایی که تکلیفت مشخص نیست
برای شش سال در این شرکت کار کردم و به شدت احساس میکنم که سودجویی و سوءاستفاده از موقعیت وجود دارد، روابط نامناسب رایج است و تعادل زندگی و کار بههم خورده است. مدیرعامل را بیسواد میدانم و باور دارم که گاه از جان انسانها هم به سود خود استفاده میشود. پیشنهاد میکنم که اگر به آیندهتان فکر میکنید، اینجا گزینه مناسبی نیست. به طور کلی برای کسانی که به دنبال کار جمعی و صحبتهای بیهدف هستند، شاید فضا مناسب باشد؛ اما برای رشد و امنیت شغلی منصفانه نیست.
شرکت قاصدک سامانه را نسبتا خوب پیدا کردم، اما واقعیتها و احساس من از اونجا با هم تفاوت داشت. چند وقتی که اینجا بودم احساس فشار زیادی داشتم و به شدت نامطمئن بودم وقتی مدیرعامل هر روز با حرفهای تشویقی درباره خودش از من میخواست که همزمان با سایر تیمها کار کنم. اگر یکی روز با این مدیرعامل کار کنی، مطمئن باش که با منطق خودش صدای کاملا متفاوتی از گفتگوهایی که اینجا درباره او میشنوی تجربه میکنی. از همتیمیهایی که پایینتر از او بودن هم گاهی درگیریهایی پیش میومد، چه در گفتار و چه در رفتار، که گاهی به نحوه پذیرایی از نیروها در وعده ناهار هم رسید. بعضا شنیده میشد که بعضی همکاران برای شرکت کار میکردند و منابع انسانی هم به حساب شرکت پرداختیها را بررسی میکرد. سایر همکاران با تجربه هم به مرور از شرکت رفتند یا به دنبال مسیرهای دیگری رفتند. در یکی دو مورد حقوقهای مانده هم به تأخیر افتاد و گاهی از کار بیرون رفتن، و بعدها به برخی رویدادهای خانوادگی هم نسبت داده شد. در حال حاضر، مقداری از حقوقها به شکل نامطلوبی دور گردن اطرافیانی شد که ارتباطات نزدیک با مدیر داشتند. روزهایی هم بود که آن فرد به سفر میرفت و در این فاصله رفتار و تصمیماتش به نظر میرسید ترکیبی از رفتارهای سنتی و مذهبی را دنبال میکند، اما من در نهایت درباره معیارهایی که برای نماز یا باورهای شخصی مدیر مطرح میشود، نظر قطعیای ندارم و تلاش میکنم روی عملکرد و جنبههای حرفهای کار تمرکز کنم. با این وجود، از هرچه میگویند و نوشته میشود، آنچه برای من در تجربه کاری اهمیت داشت، شفافیت در پرداخت حقوق، رفتار حرفهای با نیروها و امکان ادامه مسیر شغلی معقول بود.
من متاسفانه در سال 1390 در حال سرچ برای کار در فنلاند در دام این شرکت افتادم. با تبلیغ و وعده های زیاد از جمله اینکه با 65000 دلار در مدت 8 تا 10 ماه جاب آفر برام میگیرن و حتی حقوق هم مشخص کرده بودن و مانور زیادی روی مجوز اداره تعاون دارن میدادن. بعد از 2 سال یه برگه پذیرش فرصت مطالعاتی برام گرفته بودن از طریق شخصی به نام دکتر که خودش رئیس مرکز کار ایران و دبیر نمایشگاههای بینالمللی مرتبط با اشتغال و فناوریهای نوین رو داره و این فرصت مطالعاتی در اصل مجانی هست گرفتنش. اینقدر به من فشار آوردن که ویزاتون به زودی میاد که من برای تسویه حساب خونم رو فروختم و دادمشون. الان دو ساله درگیر دادگاه هستم و مالک این موسسه فقط یک 206 به نامش هست که به خوبی نشون میده شخصی با این حجم مبادلات چطور فقط یه 206 مدل 89 به نامشه. حتی آدرس و تلفنش در همه سامانه ها آدرس شرکتش هست و بیشتر ایام سال در ترکیه در حال خوش گذرونی هست. دوستان مراقب کلاه بردار ها باشید. همه مستندات رو هم دارم از روز اول تا الان اگر کسی خواست براش میفرستم ببینه. حتما حتما از طریق وکیل قانونی اقدام کنید و گول این بیماران روانی رو نخوردیدو زندگیتون رو نابود نکنید. این شخص همه ی زندگی منو نابود کرد. امیدوارم به سزای اعمال پلید و شیطانیش برسه راستی توی سایت عدالت علی میتونید میزان شکایات بر علیه این شخص و خواهرش رو بررسی کنید . ای کاش چنین سایتی رو من قبل از بستن قرارداد میدیدم
بدترین و مزخرفترین تجربه ای که تو کل زندگیم داشتم. فقط کسایی میتونن توی این شرکت بمونن که جای دیگه ای نمیتونن کار پیدا کنن!! اگر اهل کار باشی اصلا نمی تونی هیچ گونه پیشرفتی داشته باشی! چون مبنای پیشرفت فقط و فقط پاچه خواری و مجیزگوییه! بی برنامگی و بی نظمی وحشتناکه، هیچ وقت هیچ پروژه ای به نتیجه نمی رسه چون فقط سلیقه های شخصی اعمال می شود. حقوق اصلاااا منظم نیست، چه توی پرگاس طب چه فرتاک، همشون یه شکل هستن. احترام به کارمند اصلا وجود نداره، انگار که کارمندان برده و رعیت هستن، حتی مقابل حرفهای بی منطقشون هم باید فقط چشم بشنون! سرپرست منابع انسانی بسیار بی ادب و گستاخ هست، یه سری از سرپرستای واحدهاش حتی تحصیلات دانشگاهیشون رو هم تموم نکردن، تجربه کاری هم که ندارن و بسیار بی سواد و غیرحرفه ای رفتار میکنن! اما به خاطر پاچه خواری از همه بیشتر حقوق میگیرن و پست گرفتن! خلاصه اگر میخواید وارد شرکت بشید که تجدید نظر بکنید، هیچ فرقی هم نمیکنه چه پرگاس طب باشه چه فرتاک، اگر هم که اونجا هستید و آرامش و سلامت روان و اعصابتون براتون مهمه، جونتون رو وردارید و در برید!!
بدترین و مزخرفترین تجربه ای که تو کل زندگیم داشتم. فقط کسایی میتونن توی این شرکت بمونن که جای دیگه ای نمیتونن کار پیدا کنن!! اگر اهل کار باشی اصلا نمی تونی هیچ گونه پیشرفتی داشته باشی! چون مبنای پیشرفت فقط و فقط پاچه خواری و مجیزگوییه! بی برنامگی و بی نظمی وحشتناکه، هیچ وقت هیچ پروژه ای به نتیجه نمی رسه چون فقط سلیقه های شخصی اعمال می شود. حقوق اصلاااا منظم نیست، چه توی پرگاس طب چه فرتاک، همشون یه شکل هستن. احترام به کارمند اصلا وجود نداره، انگار که کارمندان برده و رعیت هستن، حتی مقابل حرفهای بی منطقشون هم باید فقط چشم بشنون! سرپرست منابع انسانی بسیار بی ادب و گستاخ هست، یه سری از سرپرستای واحدهاش حتی تحصیلات دانشگاهیشون رو هم تموم نکردن، تجربه کاری هم که ندارن و بسیار بی سواد و غیرحرفه ای رفتار میکنن! اما به خاطر پاچه خواری از همه بیشتر حقوق میگیرن و پست گرفتن! خلاصه اگر میخواید وارد شرکت بشید که تجدید نظر بکنید، هیچ فرقی هم نمیکنه چه پرگاس طب باشه چه فرتاک، اگر هم که اونجا هستید و آرامش و سلامت روان و اعصابتون براتون مهمه، جونتون رو وردارید و در برید!!
مدیرعامل در فضای مجازی به شکلی نامطلوب عمل میکند و از افراد حاضر در شرکت برای رسیدن به منافع شخصی خانوادگی استفاده میکند. برادر مدیرعامل دروغگو است و علیه فرزند مدیرعامل فعالیت میکند، و عمو هم از این کارها حمایت میکند. من به عنوان کارمند تجربهای از تعارض و سوءاستفاده درونی شرکت دارم که وجود چنین رفتارهایی میتواند جو کاری را مخدوش کند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.