کار کردن در شرکت فرینه فناور تجربهای است که با ساعات کار شناور آغاز میشود؛ در واقع حساسیت چندانی نسبت به بدون تأخیر رسیدن به زمانهای کاری ندارند و بیشتر به مدل کارگزار تسکبیس متکیاند تا تفکر سنتی حضور تماموقت. در رابطه با تحصیل همزمان با کار، شرکت با برنامههای آموزشی افراد یا دورههای دیگری مانند کلاس زبان مشکلی ندارد و با آنها همراهی میکند. همکاران، در کل افراد فوقالعادهای هستند و فضایی دوستانه حاکم است. ارتباطها به واقع صمیمانه است و جو کار گروهی نسبتا خوب است. با این حال اخیرا حضور برخی از همکاران کاهش یافته است و جو دوستانه به شکل محدودتری میان پرسنل حفظ میشود.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
اقا چرا خودتونو خسته میکنید یک کلام ((اگر پارتی داری برو سداد رشتتم نامرتبط باشه بهت حقوق خوب میدن لازمم نیست کار کنی)) اگر مدیرت مرده باهاش لاس بزن و از زیر میز پاتو بمال به پاش و...(یکی همینجوری مدیرشد) اگر زنه براش خبرچینی کن.سقف پاداش 3ماهه هم بهت میدن اگر پارتی نداری نرو چون کارت به قرص اعصاب میکشه طرف هیچی بارش نبود برای تولد بچه تیم لید و بچه ابدارچی کادو میخرید برا خودش سلطنت راه انداخته بود اون اقایی هم که authority نداشت رو ول کن طفلک همه جا با پارتی میره بعد چندماهم پرتش میکنن بیرون الانم به زباله دان تاریخ پیوسته.حیوونی فقط 4تا کلمه تونسته حفظ کنه انتظار بیشتری ازش نیست فقط مغز فندوقیایی که انتظار دارن مدیر عامل فعلی معجزه کنه ها ها ها واقعا با نمکید
تنها چیزی که میتونم بگم و به دردتون هزار درصد میخوره اینه که تو مدیریت کارت توسن (یعنی با مدیر فعلیش) به هیج عنوان نرید، مدیرش آدم درست و حسابی نیست، خیلی از بچه ها هم ازش شاکین، ولی خب دیگه .. ایشون در اصل گرافیک کار بوده، و تو توسن دات نت میزد! یهویی شد مدیر پروژه های جاوایی مثل ما، ما که سواد درست و حسابی ازش ندیدیم ولی برنامه نویس یک توسن هست! و باید توضیح بهش بدید کار رو !!! .. تا بفهمه .. (البته شاید چون بنده خدا جاوا کار نکرده بود) البته همون دات نت هم فکر نکنم درست بلد باشه .. با صدای بلند و تیز هم میاد باهاتون حرف میزنه هر وقت مودش بود و وقتی کم میاره و خییییلی به چشم گفتن علاقه داره .. جلوش خم بشید و قربان و سرورم بگید حال میکنه .. ولی انصافا حال گروه های دیگه مثل تست و گروه های دلوپ مدیریت های دیگه و تحلیل که کارتون وابسته هست بهشون و انجام ندادن و دور زدن و انداختن سمت شمل رو راحت میگیره، اینش خیلی خوبه! چون تو توسن خیلی از بچه ها فقط با رابطه و دوست بازی کارتو انجام میدن و بدون دلیل هم اگه کارشون رو درست انجام ندن میندازن تقصیر شما که گروه دیگه هستی، سرپرستتون هم اگه با سرپرست اون گروه رفیق باشه عملا طرف اون گروه رو میگیره! و شما میمونید و کار چند تا گروه رو انجام دادید و تهشم زیرتون کشیده شده! خیییلی دیدم اینو. خلاصه به خودتون رحم کنید و مدیریت کارت نرید .. یک خانومه اسمش شبنم ر. سرپرست همونجاست، کار تیمش به مدیریت کارت ربطی نداره ولی هیچ مدیریتی فکر نکنم قبول کنه خودشو تیمشو، این مدیره خودش هم کردتش سرپرست! مدیره خیلی هواشو داشت اون تیمه هم نرید به هیچ عنوان، کل توسن بپرسید بچه هایی که میشناسن حرف منو تایید میکنند. دختره پاچه میگیره و حمله میکنه و حسادت و زیر آب زنی رو به بهترین شکل ممکن بازی میکنه .. مدیره هم اینجور رفتارها رو انگار دوست داره!
نگرش اولیهام نسبت به بازار سرمایه، با تجربهای نسبتا خوب در این شرکت تغییر کرد و تصمیم گرفتم با وجود فشارها و توقعات متفاوت، مسیر خودم را ادامه بدهم. مدت کوتاهی در نقش برنامهنویس بودم و هرچند تجربه نسبتا مطلوبی کسب کردم، اما تصور من از بازار سرمایه چیز دیگری بود که خوشایندم نیفتاد. برای کسانی که قصد دارند تجربه بازار سرمایه را به دست بیاورند، این محیط میتواند گزینهای مناسب به نظر برسد.
بیشتر از ۲ سال داخل این شرکت بودم با توجه مشتریی هایی که داره تجربه های زیادی در مورد پروژه ها بدست آوردم. و از این بابت خیلی پیشرفت خوبی بود و باعث یادگیریم شد. محیط شرکت بد نبود و از سرکار اومدنم حس بدی نداشتم. بیشتر همکارها حاشیه نداشتند. چند وقت بعد از اتمام همکاری همه حساب کتاب هام رو تسویه کردند. درکل تجربه خوبی داشتم.
بیشتر از ۲ سال داخل این شرکت بودم با توجه مشتریی هایی که داره تجربه های زیادی در مورد پروژه ها بدست آوردم. و از این بابت خیلی پیشرفت خوبی بود و باعث یادگیریم شد. محیط شرکت بد نبود و از سرکار اومدنم حس بدی نداشتم. بیشتر همکارها حاشیه نداشتند. چند وقت بعد از اتمام همکاری همه حساب کتاب هام رو تسویه کردند. درکل تجربه خوبی داشتم.
جو توسن خیییلی زیرآب زنی هست .. همکار و مدیر .. اوووف، نخاله بدجور خییلی داره .. خدا نیاره برای کسی .. جز چند تا تیم، خیلی هاشون به درد نخورن.
در شرکت صحرا به عنوان یک برنامهنویس فعالیت میکردم. صحرا زیرمجموعهای از تأمین سرمایه تمدن است و در بازه سالهای ۱۳۹۶ تا ۱۳۹۹، تحت مدیریت خواجه نصیر، با جذب نیروهای ماهر توانست Ibshop و صندوقهای خود را گسترش بدهد و حتی استارتاپهای موفقی راهاندازی کند. با وجود تغییرات مکرر مدیریتی در تمدن، روند رو به رشد تا حدی حفظ شد، اما تمدن بعدها دچار افول شد و شرکت صحرا نیز تحت تاثیر این وضعیت قرار گرفت. با این حال تا حدی توانست محیطی نسبتا آرام و بدون جنجال فراهم کند و برای افراد تازهکار که به دنبال کسب تجربه در بازار سرمایه هستند، مکان مناسبی بود. امکان استفاده از تجربیات همکاران برای رشد فردی هم وجود داشت و من خودم پیگیر ایدههایم بودم و از شرکت جدا شدم. تجربههای کاری آنجا تا حدودی به من کمک کرد و در نهایت نظرم این بود که بازار سرمایه ایران فضای رقابتی نسبتا دشواری دارد و معمولا تدبیر و رایان از تکنولوژیهای قدیمی استفاده میکنند و تمرکز بیشتری روی کار با کسبوکار است تا فناوری.
به خاطر تجربه من از کار در بادبادک هفت آسمان میخواهم صریح بگویم که رابطهام با این شرکت اصلا رضایتبخش نبود و ترک کار به نظرم بهتر از ماندن بود. فضای شرکت به شدت بینظم به نظر میرسید: اختلاف نظرهای داخلی، بیبرنامهگی و گروهبندیهای داخلی که همهجا پخش بود و حس ناامنی شغلی را افزایش میداد. اوضاع آنقدر آشفته بود که حتی در پیگیریهای پزشکی هم اثر منفی میگذاشت و بارها به این نتیجه میرسیدم که شاید تغییر محیط کار، بهترین راه باشد. از آن تجربه فهمیدم که باید برای حفظ سلامت روانیام به دنبال جایگاهی با ثباتتر باشم. شرکت بهنوعی مانند یک اتوبوس عمل میکرد؛ عدهای سوار میشدند و عدهای پیوسته پیاده میشدند و این رفتوآمد مداوم، حس ثبات را از کارم کم میکرد. در پرداختها هم مشکلاتی وجود داشت؛ حقوق و مزایا معمولا با تاخیر یا در فرایند تسویهحساب کامل پرداخت نمیشد و اغلب با ایجاد تنش و بحث و دعوا از طرف کارفرما یا واحد مالی مواجه میشدیم. بسیاری از همکاران هم در نتیجه این فشارها از شرکت جدا شدند. همانطور که در صحبتهای دیگران نیز شنیده میشد، این شرکت سابقهای مشابه با برخی اصلاحات ناموفق داشت؛ نامی که اخیرا به عنوان برند انتخاب شده بود، در گذشته با سیاستهای خاص و وضعیتهای داخلی مرتبط با ثبت بهعنوان شرکت دانشبنیان و استفاده از امتیازات مالیاتی مطرح بود و برخی از این رویدادها باعث شهرت کمرنگ برند شد. در کل، آن تجربه برای من عبرتآموز بود و باعث شد به ارزشهای کار با ثبات و حفظ سلامت کارمندان بیشتر توجه کنم.
منابع انسانی بی سواد بی تجربه و بد دهن متاسفم برای انتخاب این افراد وقتی منابع انسانی یک سازمان انقدر غیر حرفه ای باشند وای به حال ااباقی افراد سازمان
شرکتی که الگوی خارجی دارد و تمام تعاملات صمیمانه انجام میشود. هریک از اعضا وظایف مشخصی دارند و هیچگونه کار خارج از وظایفی از کسی خواسته نمیشود. و همه چیز شسته و رفته است. سمینارهای جذابی هم برگزار میکنند که حسابی سروصدا کرده.
اولین چیزی که توی آیکن به چشم میاد محیط گرم و صمیمیش هست، کلا جای پیشرفت خوبی داره، یکی از چیزهایی که من در بدو ورود دیدم و برام جالب بود این بود که یکی از بچه های استقرار و پشتیبانی تو ارتقا شغلیش عضو تیم تولید شده بود و خب برام خیلی دل انگیز بود اینکه فضا لازم برای پیشرفت رو به افراد میدن، بودجه ورزشی خوبی داره به نسبت بقیه جاهایی که من بودم و اصلا همچین چیزی وجود نداشت با اینکه من قبلا توی یکی از بزرگترین استارتاپ ها بودم (سال ۱۴۰۲ بودجه اش تقریبایک، یک و نیم اینا بود) . نیروهای شرکت اکثرا جوون هستن و جو خوبی داره، هیات مدیرش بسیار همراه هستند و خیلی آدم احساس خوبی داره در کنارشون.افزایش حقوق امسال خیلی خوب بود و بچه ها خیلی راضی هستن. از معایب شرکت میتونه ساختمون قدیمی شرکت باشه، در مجموع من خیلی از حضور توی آیکن راضی هستم ، کامنت دوستان رو خوندم واقعا شوکه شدم بهترین حالت که آدم میتونه متصور بشه که این مسائل دروغ و ... نیست اینه که شاید در زمان های دور شرکت معضلاتی داشته ولی الان قطعا این مسایل نیستند.
برای من وضعیت پرداختیهای شرکت خیلی مبهم بود و هیچ زمانی دقیق نمیتونستم بگم کی حقوقم رو میگیرم. مدیران شرکت هیچ ارزشی برای نیروها قائل نبودند و شعارهای تکراری مثل اینکه ما یک خانواده هستیم رو خیلی شنیدم. تمرکز روی کار برام سخت بود، چون همیشه باید با مطالبات مالی دست و پنجه نرم میکردیم.
برای من کار کردن در کهکشان نور به شکل پیگیری مداوم برای دریافت حقوق و با دو بخش متفاوت حقوقی بود که هر دو قسمت نیازمند تکرار و پیگیریهای مکرر میشد. کار تیمی همواره با کمترین هماهنگی همراه بود و این موضوع به شدت روی کیفیت و همسو بودن اعضا اثر میگذاشت. محیط کاری به گونهای نبود که احساس آرامش، تمرکز یا انگیزه برای انجام وظایف احساس شود؛ به دلیل نبود ارزشگذاری و اهمیت دادن به نیروی انسانی از سوی مدیریت.
سلام خسته نباشید شوهر بنده ابان ماه به هزارو یک بدبختی تو اوضاع نا بسامان با یک بچه کوچیک که توی بدترین شرایط بودیم توی گلپخش بجنورد استخدام شد .گفتم تمام ۸ سال زجری که از بیکاری شوهرم کشیدم تموم شد.شب و روز دعا برای خانواده بزرگ گلرنگ و موسس بزرگ .شوهرم بسیار ادم دقیق و منظبط در کار هستن از ۶ صبح از خونه میزد بیرون تا ۸.۹ شب گاهی ۱۲ شب.کلی تلاش و زحمت کشید برای کارش اما متاسفانه نمیدونیم چرا اواخر فروردین همسرم رو از کار بیکار کردن فرم استعفارو گذاشتن جلوش گفتن باید امضا کنی دقیقا تایمی که رییس عوض شد و رییس جدید اومد همه چیز شده پارتی بازی چون سابقه کاریش کم بود بیرون کردنش راحت تر بود شاید همسر بنده چیزهایی رو دید که نباید میدید اما کدوم قانون کدوم دلیل کدوم انسانیت. همکارانتون تماس گرفتن دلیل استعفارو خواستن و همسرم گفتن و گفتن کاری از دستشون بر نمیاد .قانون کجاس؟عدالت کجاس شوهر بنده دم عید از رو ماشین پخش افتاد و قفسه سینش موی کردو زانوش به طور فجیحی اسیب دید کلی زحمت کشید برای این شرکت .الان حق منو بچه هام چی میشه.به همین راحتی بندازن بیرون . کاشکی یکی رسیدگی به این مساعل رو میکرد پیگیر بود.متاسفم برای شدکت به این بزرگی که قانون نداره
مجموع همکاری من با اروا بیشتر از 1.5 سال بوده است. تجربه ای سخت و جذاب سخت از منظر حضور در یک سازمان عملگرا و جذاب به جهت همکاری با مدیران بزرگ بسیاری از تجربیات کارکنان اروا این تجربه را داشته اند . مسیر سخت ، آدمهای سخت می سازد و انسانهای صبور میخواهد. اروا طی دو سال اخیر رشد فوق العاده ای روتجربهکرده است.این موفقیت با برخی چالش ها هم همراه بوده است . حضور نفرات جدید و توانمند و خروج انسانهایی که نتوانسته اند علیرغم تلاش سازمان، همپای سازمان رشد کنند . فعالیت و حضور در این تیم برایم علیرغم تمام سختی ها و چالشهایش فوق العاده اثربخش بوده است
پس از مدت همکاری با این شرکت، تجربهای خوب و مثبت داشتم. مدیران با حس مسئولیتپذیری قابل توجهی در حوزه کاری من حضور داشتند و به همسویی و پشتیبانی میکردند. فضایی امن و با فرهنگی سازگار برای بانوان وجود داشت که برای من خیلی دلگرمکننده بود. امکان رشد و ارتقا در واحدهای مختلف وجود داشت و تصمیمگیریهای مربوط به این امر به تلاش و توانایی هر فرد بستگی داشت. نکات مثبت ریز و قابل توجهی در این شرکت دیده میشد که در بسیاری از شرکتها به چشم نمیخورد و توجه بیشتری میطلبید. معمولا افرادی که از اینجا میرفتند، تمایل دوباره برای بازگشت را داشتند.
تعداد مدیر خیلی زیاد ، فرهنگ خواص خودشه داره مثلا پشت سر هم غیبت میکنن و این یک چیز عادی تو این شرکته ،و با هم که رو در رو میشن قربون صدقه هم میشن،مدیر ها سعی میکن تا اونجا که میتون رابطه بچه ها رو با هم بد کنن . حرفی هم که میزن در مورد کار ، اگر به مشکل خورد کاملا زیر حرفشون میزن ، اگرتخصص کم هستش و مدیر های بیسود بهت هر چی بگن بگی چشم به نظرم جای خوبی چون اصلا براشون مهم نیست تخصص ، فقط براشون مهم که ازشون تعریف کنید
همانطور که مشخص بود خبر رسیده که: دکتر س و دکتر ز، 40 50 % ساختمون نگین رو امسال تعدیل گردن. به همین خاطر ☝ دکتر "ر" هم در پردازش مالی کاریزما سیاست کثیف بلوکه کردن 10 درصد حقوق و فروش سهام خود شرکت رو به پرسنل در پیش گرفته تا کف گیر ته دیگ خورده رو جمع کنه. ولی نقشه شون در مورد توفیق اجباری فروش سهام خودشون نقش بر آب شد. بدجوری ..... شما ببین چرا مدیر عامل به اسم اینکه سرش شلوغه از پاسخ گویی فرار میکنه؟!؟! کاملا مشخصه. امسال هم یه وعده پوشالی دادن که بعد از تایید مدیر محصول و مدیر فنی و مدیر منابع انسانی و تیم لید و (دیگه کی مونده آها شاید بقال سرکوچه) میخواهیم شاید اضافه کار بدیم؟!؟!؟! 🙄 شما سه ساله فقط دارین وعده وعید دروغ میدین. شما حقوق چندرغاز سر وقت بده بقیه پیشکش. بعدش جالب تر اینکه شرکت بعد از ظهر زودتر تعطیل میکنن پس چه اضافه کاری؟!؟! شما تیم هایی که به جای کار فقط روی فوتبال دستی خیمه زدن برو جمع کن. مشت نمونه خروار . مثل جامعه. شما رو به حداقل راضی میکنن. تا صدایی درنیاد. نمونه اش رو دیدین. تا یه شخصی گفت چرا حقوق پرداخت نمیکنین(بعد از 48 روز) به بزرگواران خیلی فشار اومد. همه ماشین شاسی بلند و مگان و سوناتا ندارن. بعدش یه عده "مربا آلوهویچ زردآلو با اسانس شلغم" اومدن تشکر به خاطر پرداخت حقوق معوقه کردن!!!!!! از ماست که برماست. الان باز میان یه پیشنهاد آخر هفته رومانتیک میدن!!!!!
بدون غرض مینویسم و دوست دارم واقعیتها رو خوب یا بد بگم مزایا: پرداختهای شرکت همیشه به موقع بود برای مناسبتهایی مثل شب یلدا و عید نوروز و ماه رمضان سبدهای کالای خوبی به پرسنل میدادن سفر دسته جمعی چند بار با همکارا از سمت شرکت فرستادنمون که باحال بود فرصت یادگیری برای همه همیشه وجود داشت و به شدت همکارا علاقه مند به پیشرفت در مباحث فنی بودن و به هم تو این مسیر کمک میکردن چند بار شرکت تو دو سال گذشته جدای افزایش آخر قرارداد افزایش حقوق وسط سال داشت (دو بار شهریور ماه و یک ماه بار بهمن ماه) و سعی کرد با بازار کار رنج حقوقش رو منطبق کنه گرچه این انطباق حقوقی در لایه افراد senior و midlevel بیشتر بود تا برای افراد junior یه کارت خرید هم دادن که هر از چند گاهی شارژ میشد و باهاش همه جا میشد خرید کرد هدیه تولد میدادن (البته هدیه شون جنبه معنویش بیشتر به چشم می اومد تا مالیش) پاداشهای موردی میدادن که این مبلغش خوب بود اما برای همه نبود باید حتما یه کار خاصی میکردی تا شاملش میشدی (فکر میکنم تو دو سال به چهار یا پنج نفر دادن) تعادل بین زندگی و کار دست کم برای بچههای تحقیق و توسعه به طور کلی وجود داشت و اکثریت همون ساعت ۵ میرفتن بیمه تکمیلیشون عالی بود گرچه بديش این بود که فقط شهریور ماه امکان ثبت نام داشتن نه همه ماه های سال ولی امکاناتش خوب بود معایب : مقاومت عجیبی در مقابل دورکاری و شناوری داشتن (شناوری نیم ساعت) دورکاری هم بدون دلیل خیلی محکم نمیدادن (مثلا کرونا هم کافی نبود باید حتما یه موجی راه میفتاد یه عده مریض میشدن تا میذاشتن دورکاری کنیم) منابع انسانی شرکت سنتی بود نکات کلی: محل استقرار بچه های تحقیق و توسعه داخل دانشگاه شریف بود و این موضوع یه سری مزایا و معایب خودش رو داشت مزیتش این بود که خب فضا دلباز و بززگ و سرسبز بود میشد قدم زد تو دانشگاه و انواع و اقسام رستورانها و غذاخوریهای ارزون و گرون دم دست بود عیبشم این بود که کل قوانین دانشگاه سوای قوانین شرکت به ما هم اعمال میشد مثلا برای یه سیگار کشیدن مجبور بودی بری یه جای خلوت پیدا کنی که دانشگاه گیر نده (البته چنین فضایی وجود داشت اما قاچاقی بودنش تو اعصاب بود) یا بین خانوما بحث حجاب تو محیط دانشگاه براشون اجباری بود در کل به نظرم این شرکت جای خوبی برای کاره و من تجربه خوبی داشتم و به نظرم رو به رشده و دارن در زمینه هایی که دست خودشونه بهترم میشن
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.