در محیط کاری شرکت اتاقک احساس تضاد و فضای سرد حاکم بود؛ گروه پشتیبانی وضعیت خوبی نداشتند و مدیری به کار گرفته شده بود که با رفتارهای زیرآبی و حرفهای بیاعتبار برای جلب اعتماد همکاران رسیدن به جایگاهی که دارد. تجربهی من از آنجا چیزی جز کارکردن با ماسک دوختن در دوران کرونا نبود و به هیچوجه توصیه نمیکنم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
روی تاخیر ورود/خروج خیلی حساس هستن. حقوق خوبی داده میشه. اگر با افراد تعامل داشته باشی نکات خوبی یاد میگیری. محیط کاری و جای قدم زدن خوبی داره. بخش اداری کمی خشک برخورد میکنن تیم توسعه اکثرا افراد جوان و خوش برخورد هستن ولی تیم اداری بیشتر از بازنشستهها استفاده میشه دوستانی که برای چند سال در شرکت ماندن خیلی سریع رشد میکنن نکته جذاب برای من تنوع شغلی در حوزه نرمافزار و سخت افزار بودش در ۱-۲ سال اخیر من یادم نمییاد که حقوق را با تاخیر داده باشن برای ارتباط گرفتن برای حوزه های کاری دیگه به نظرم خیلی مناسبه ابزارهای استاندارد توسعه هم به نظرم جالب بود
ایرادات و محاسن مختلفی دارد. حجم کاری زیاد، تنوع یادگیری، حقوق منظم، بیمه تکمیلی، جلسات وقتگیر، محیط کاری مناسب، گاها موعدهای سنگین زمان کاری قبلا شناور نبوده است ولی اخیرا شناوری را تا حدی قبول میکنند. بیمه تکمیلی واقعا خوبی دارد. به نظرم امکان بهتر از تیم واقعا وجود دارد.
بنده بالای ۴۵ سال سن و حدود ۲۰ سال سابقه فعالیت دارم که بعد از ۶ سال کار در این شرکت در سمت کارشناس و کارشناس ارشد نظر خود را برای اطلاع رسانی و آگاهی بیشتر افراد متقاضی ثبت میکنم. در این شرکت فساد مالی بیداد میکند. رئیس هیئت مدیره فردی بسیار بی ادب، بد اخلاق و بی سواد است که بواسطه سابقه ایثارگری در بانک استخدام و به این مقام رسیده. به دلیل بی سواد بودن زیر سلطه رییس اداره نرم افزار است و غلام حقله بگوش زنی که مشکل روانی دارد. اینگروه در همه ادارت نفرات خود را به زور وارد کردن تا بتوانند اخبار و اطلاعات جمع کنند و هر صدای شکایتی را خفه کنند. سطح حقوق در این شرکت برای کسانی که پارتی دارند خوب و برای سایر نفرات متوسط رو به پایین است. بطور مثال همین خانم رییس نرم افزار شخصی را که از شرکت استعفا داده و رفته را بعد از ۳ماه مجددا استخدام کرده با حقوق ۲ برابر اونم برای سمتی در اداره منابع انسانی که اینسمت تا این تاریخ اصلا وجود نداشته جالبه که این حقوق از حقوق معاونین ادارات فنی و کارشناسان ارشد فنی این شرکت بالاتر می باشد. این استخدام جز این است که فرد مستخدم آشنای صمیمی خانم بیمار است؟! شرکتم که در حال حاضر مدیر عامل ندارد و سرپرست موقت شرکت هم که از بانک معرفی شده در تیم همین ۲ نفر است. ای کاش مسئولین کشوری و مخصوصا بانک کشاورزی یه فکری در خصوص مدیران ارشد این شرکت میکردند. هرچند میشه گفت سگ زرد برادر شغاله. محیط کاری شرکت گذشته از این تبعیض ها خوب و سالمه. پوشش پرسنل، آداب معاشرت و سطح فرهنگ پرسنل شرکت شکر خدا خوبه و پرداختی ها سر وقت انجاممیشه ولی باند بازی به همون دلیلی که اول گفتم وجود داره. در کل اگر تو سیستم بانک کشاورزی وصل باشی و پارتی داشته باشی این شرکت گلستانه وگرنه مجبوری مثل خیلیا که بعد ۳ یا ۴ ماه از شرکت میرن بری دنبال ارزوهات.
برای شروع کار خوبی است ولی رشد و یادگیری در اینجا به شدت محدود است و بیشتر بر روابط داخلی و تعریف مدیران تکیه میشود. به گفتهی من، حقوق بر پایه توانایی واقعی شما پرداخت نمیشود و به جای آن ارزش افراد براساس صحبتهایشان با مدیران سنجیده میشود. مدیرعاملها معمولا با درک فنی از نرمافزار کم آگاهاند و تمرکز بیشترشان روی مدیریت است تا تکنیک. اغلب مواقع بیکار میمانید و فرصت یادگیری تازهای نصیبتان نمیشود؛ وظیفهی شما بیشتر توسعهی فریمورکهای قدیمی است و منافع شرکت محور است. اگر دنبال یادگیری ابتدایی هستید، جای مناسبی است، اما برای ارتقای مهارتهای شخصی مناسب نیست. در کل به عنوان تجربهای که برای شروع کار خوب است مطرح میکنم و توصیه نمیکنم.
سلام شرکت کاملا بی تجربه هست و از مشتریاشون هم کلاه برداری میکنن. دوستانی که با این شرکت به مشکل میخورن برن اصناف شکایت کنن و کارشون رو راه بندازن. من واقعا یه مشکلی داشتم باهاشون که کاملا اذییت میکردن. گوشی در نیارید. چایی نخورید. هر وقتم بیایید بیرون یه چک 7ماهه میدن میگن خدافز. من نمیدونم با این لول پایینشون مشتریان چجوری به این شرکت اعتماد میکنن پول میدن. اخر سر چک کردیم بیمه ها هم پرداخت نشده بود😐. انقدر دروغ میگن ادم خسته میشه بین حسابدار پاسکاری میشید حسابدار اذییت میکنه و ... و....
شرکت پرگاسیران را بهخاطر میخواهم توضیح بدهم که زمینهاش در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی است و خصوصی بودن آن را میگویم. این شرکت در سال هزار و سیصد و شصت تاسیس شده و فعالیت جدی خودش را با ساخت شناورهای دریایی آغاز کرد. در دهههای آخر دهه نود شمسی، وارد حوزه ساخت مخازن تحت فشار شد. کارخانه در بابلسر قرار دارد و دفتر مرکزیاش در تهران است. سالها دفتر مرکزی در خیابان سهروردی بود، اما از اوایل سال هزار و چهارصد و سه، علاوه بر ساختمان سهروردی، بخشهای اصلی شرکت به ساختمانی در قیطریه هم منتقل شدند.
برای من همون روزها که باهاشون صحبت کردم، تصمیم گرفتم از حضور در این شرکت صرفنظر کنم چون رفتارشون با من خیلی نامناسب بود و احساس کردم تعهدی وجود نداره. من در مصاحبه گفتم که میتونم از دو هفته بعد شروع کنم چون فعلا مشغول کار فعلی هستم. فردای مصاحبه تماس گرفتند و گفتند میتونم برای همکاری بیام، من هم تأکید کردم همان تاریخی که اعلام کردم میتونم شروع کنم. قرار شد برای هماهنگی باهام تماس بگیرند، اما هیچ خبری نشد. به مدیر سابق کارم گفتم نمیتونم بیام. دوباره با شرکت تماس گرفتم و گفتم از شنبه میتونم بیام، اما گفتند عجله داشتند و فردی دیگه رو استخدام کردن و از ماجرای اطلاعرسانی هم بیاطلاعی داشتند. در پاسخ پرسیدم چرا خبرم نکردید؛ خیلی سرد گفتند نمیدانند.
من شرکت تهویه رو توی مقایسه با بقیه شرکتهای حوزه HVAC شرکت نسبتا بزرگی میدونم، اما نکات منفیای هم هست که باید بهش اشاره کنم. حقوق و دستمزد نه بهطور منظم و دقیق و نه به طور کامل بینظمیهای زیادی داره. سیستم مدیریت شبهدولتی شرکت باعث میشه تصمیمات مدیریتی سطح پایین زیادی بیمعنا و احمقانه به وجود بیارن. مثل خیلی از شرکتها، اونها هم به نیروهای بااستعداد اهمیت زیادی نمیدن و خیلی راحت از کار بر میدارن. نفوذ رابطهها و باندبازی در بالا رفتن یک نفر و پیشرفت شغلیاش خیلی بیشتر از معیارهایی مثل سواد و صلاحیت اثرگذار میشه؛ در واقع اکثر تصمیمگیرندگان بیسواد صنعتی تهویه مطبوع نیستن و سواد کافی ندارن. باید به دیدن صحنههایی که توی این شرکت پیرمردها و بازنشستهها بدون اطلاع اداره کار مشغول کارن عادت کنم. گاه به گاه احساس میکردم مانند پارک ملت است. در طول پانزده سال اخیر از تولیدات باکیفیت به سمتی حرکت کردهاند تا ادعا کنند همه چیز رو میسازن؛ کیفیت مدارک فنی و مهندسی و همچنین محصولات قربانی تعدد محصول شده و هر کار رو انگار به شکل ناقص و سطحی انجام میدن. بهترین تعبیر برای وضعش ناخنکزدن است: شرکت به هر محصولی یک ناخنک میزند و بعد سراغ محصول بعدی میرود. تیم تحقیقات و توسعه بیشتر شبیه تیمی برای آماده کردن کارها است تا یک تیم آکادمیک.
شرکت توسعه اعتبارسنجی شهر را تجربه کردم و میخواهم از نگاه خودم برایتان بازگو کنم. گمان میکنم این مجموعه که به خانه سالمندان شباهت دارد، وظیفه اعتبارسنجی مشتریان بانک شهر را بر عهده میگیرد. بخش بنیانی شرکت را افرادی تشکیل میدهند که پیش از این بازنشستهاند و از بانک ملت آمدهاند. بسیاری از همکارانی که سالها سی سال در بانک ملت کار کرده بودند و با مدیرعامل رابطه داشتند، حالا با پروژههای این شرکت همکاری میکنند و به نظر میرسد حقوق و مزایایشان نسبت به دوران بانک تضاعف شده است؛ درست مانند اینکه از دو راه تأمین میشوند: از حقوق قبلی در بانک و از مزایای شرکت. از منظر مزایا، وامهای کلان، تسهیلات رفاهی و سفرها با هتلهای مختلف فراهم است و برای پرسنل به نظر میرسد ساعات کاری و حجم کار هم کمتر شده باشد. اما واقعیت نحوه کار به این صورت بود که زمان کاری معمول پرسنل با کارهای غیر مرتبط و صحبتهای تلفنی، گاهی با نوشتن و مکالمههای بیربط سپری میشد و گاهی هم با فاصله گرفتن از وظایف اصلی، کار به انجام میرسید. در چنین فضایی، کسانی که تمایل داشتند کار با وجدان حرفهای انجام دهند، با مشکلاتی روبهرو میشدند و به نظر میرسید که جو بررسی و ارزیابی عملکرد به صورت خشک و غیرشفاف باشد. ارتباط بین مدیران و کارکنان به گونهای بود که گفتن واقعیت به نظر میرسید محدود باشد و برخی از همکاران به دلیل نزدیکی با مدیرعامل، از پاسخگویی معاف بودند. خلاصه اینکه مدیران شرکت به نظر میرسیدند در برخی مواقع به سرعت از خط قرمزهای حرفهای عبور میکردند و رفتارهای توهینآمیز و تبعیضآمیز نسبت به پرسنل به وقوع میپیوندد؛ این مسائل از طرق گوناگون و با فشارهای مختلف مطرح میشد و من احساس میکردم در چنین محیطی حمایت و پاسخگویی وجود ندارد.
پس از تجربه کار در کال سنتر آگاه، احساس فشار روانی و بیعدالتی زیادی داشتم که باعث شد به مشورت با روانشناس و در برخی مواقع روانپزشک فکر کنم. این تجربه، از نظر من، به شدت دشوارترین کار بود که تاکنون داشتم.
میبینم که چهار تا چهار تا نیرو ها دارن میرن...بنازم به مدیریتتون...ماهم میریم ...سر سال ایشالااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا......................................................
شرکت وطن زرین با برند پنبه ریز از کجاش باید گفت اگه تنبلی و حال کار کردن نداری و حقوق برات زیاد مهم نیست خوبه ! حقوق ها هیچ وقت به موقع پرداخت نمیشه همیشه مشکل مالی برای پرسنل دارند . شرکت از مدیران مناطق بی سواد از روی ناچاری و پارتی بازی از اونها استفاده میکنند از طرفی دیگه اونها هم دنبال کار دوم خودشون هستند . مدیران شعبه از بالایی ها بدتر حتی زورشون میاد یک ساعت دفتر باشند چه برسه به کار کردن مشاور آوردن برای حل مشکلات اون خانم قشنگ به حرف پرسنل گوش میکنه بعد به مدیران مافوق اعلام میکنه و در نهایت اخراج میکنند تا صدای اعتراضی از کسی در نیاد بعد خودش هم دیگه راحت میشینه و مشکلات حل میشه . هیچ برنامه ریزی خاصی هم در شرکت ندارند یک تارگت بالا بهت میدن و فقط میگن بفرش بفروش حالا هر نوعی که شده با داد و بیداد چون میخوان به کارهای شخصی شون برسند . مهمتر از همه خوب شو میکنند و الکی خودشون رو بزرگ جلوه میدهند تا مدیرعامل خوشحال بشه همیشه هم خودشون رو در آمار اول جلوه میدهند از این بهتر چی میخوای . شرکت رو هوا*******
شرکت میهمان شو را تجربه کردم و توضیح میدهم که چرا از وضعیت内部 ناراضی بودم. در طول حضورم فهمیدم که شرکت پس از خروج افراد کلیدی، جایگزینهایی بدون سابقه یا تخصص مناسب را قبول میکند. شگفتآور است که ببینید هیچیک از نیروهای تازه جذبشده دارای تجربه یا مهارت لازم نیستند، و سهامدار شرکت هم در کار با نرمافزارها و مجموعه آفیس تسلط کافی ندارد. یکی از کارشناسان کیفیت که از سازمانی دیگر اخراج شده بود، بهواسطه روابطی غیرمرتبط وارد تیم شد و به پستی مدیر مرکز تماس ترفیع یافت. به نظر میرسد که با چنین سیاستی، شرکت بدون داشتن نیروی متخصص، مسیر خود را پیش میبرد و خبری از مدیر منابع انسانی یا حتی کارشناسان منابع انسانی نیست. مدیر مرکز تماس با تجربه، مدیر بازاریابی، یا مدیر دیجیتال مارکیتینگ وجود ندارند و تنها افراد با عنوان کارشناسان مرکز تماس و فروش در تیم حضور دارند. در این ساختار، جایگاه رشد و پیشرفت بهطور قابلتوجهی محدود شده و چارچوب فعلی فرصتهای توسعه را نمیدهد، که برای من ناامیدکننده بود.
شرکت امن پردازان کویر برای من تجربهای منفی بود و همواره بهعنوان هشدار قبلی هم گفته میشد. کار اینجا بیشتر شبیه کار عملیاتی در حوزه امنیت به نظر میرسید و اثر قابل توجهی احساس نمیشد. برخی از افراد در سازمان فکر میکنند خیلی باهوشند، اما با سیستم مدیریتی ضعیف، گرفتار وضعیت فعلی خود هستند. مدیریت ضعف زیادی دارد و این را سالهاست گویی گفتوگو میکنند. ادعاها زیاد است اما در عمل پول بهاندازه و بهموقع پرداخت نمیشود و همیشه میگویند که وصولی ندارند. امیدوارم روزی جای مناسبی بیابم که در آن راستگو و بینیرنگ باشند.
وقتی مدیر فروش جدید را در شرکت بیژن دیدم، متوجه شدم که فاصلهای که با سایر همکاران داشت نه تنها کمکی به تیم نمیکند بلکه جو کار را نیز ناخوشایند کرده بود. او همیشه به سیگار پناه میبرد و این رفتار همکاران را آزار میداد؛ از ادب یا رفتار حرفهای مشخصی در برخورد با تیم خبری نبود. شخصیتش هم به نظر نمیرسید با موقعیت شغلی همخوانی داشته باشد. سابقهاش نشان میدهد در چند شرکت دیگر هم کار کرده اما تنها یک هفته کنار هر کسی مینشست تا بفهمد کارش نیست؛ بهجز توهین و سیگارکشیدن چیز دیگری از او دیده نشد. نتیجه این وضع باعث شد روحیه و تمرکز تیم در استان به شکل ملموسی تحت فشار قرار بگیرد.
سلام واقعا کلمات عاجز ان از داغون بودن اش مدت کوتاهی بودم و فرار کردم ۱- هر چی تو مزایا تو مصاحبه می گن اکثرا دروغه از پاداش افزایش حقوق بعد مدت ازمایشی و . . . مثلا حقوق دریافتی رو می گن اوکی ولی موقع پرداخت کمه می ری اعتراض می کنی مگن بن کارت + پایه حقوق + کارانه ( که بخشی از حقوق هست ) که بعد سه ماه می دن مثلا اول مهر بری اول دی ولی اول دی نمی دن که می گن از یکم تا سی ام بعد با این ها هم دیدم همه چند تومن کمتر می گیرن تهش این بود که تمام مزایا از کارت تولد بگیر تا پاداش و شارژ کارت استخر و هزینه سفر و اینها همه و همه بخشی از حقوق که باید یک سال باشی تا پرداخت بشه نقدی و غیر نقدی ولی با اینها باز کمی کمتر از حقوقی که بسته بودم باز کمتر بود هر چند این اخری ها ادعا می کردن که ماهی ۴ که نیست در واقع شرکت هیچ مزایایی نداره همه رو از حقوق خودت بهت می دن به یه اسم دیگه ۲- جو مسموم ۳- جو کاملا رسمی و اداری و خشک انگار وارد ادارات دولتی شدی صندل با جوراب ۴- اگه مثلا مهر رفتی و اسفند رفتی یه کارانه می گیری و سه ماه کارانه دوم ات که بخشی از حقوقه پر ۴ - خلاصه اینکه اگه می خوای یه جا بری که همه جوره بد باشه برو فناوران اطلاعات آرمان و بقیه موارد رو گفتن دوستان و نیازی به تکرار مکررات نیست ولی مواردی دیگه ای هم هست که به نظرم نیاز نیست کسی که با این همه توضیحات بنده و سایر دوستان بخواد بره اونجا با بقیه دلایلی هم که بخوام بنویسم خواهد رفت موفق باشید
هرجا سخنی از ویژگی ها و مزایای مثبت این سازمان به غیر از خود مدیر عامل که ایشان اصلا با شرکت کاری ندارند و قائم مقامشون(برادرشون) همه کاره شرکت هست باشد یعنی پیام از طرف شرکت هست و میخواهند کتمان واقعیت کنند و اگر ذره ای انسانیت داشتند اینجا به دروغ دم از ویژگی های مثبت نداشته این سازمان نمیزدند که حداقل انسان دیگری این خطا را نکند و به مشکلات شخصیتی بسیار دچار نشود. خیلی جالب هست که در پیام های پایین تر که به دفاع آمده اندو خدا را گواه میگیرم که به دروغ مینویسند و از طرف شرکت هستند در این پیام هم دارند باز محکوم میکنند و مشکلات شرکت که فقط و فقط ناشی از بی سوادی کسانی است که دستور العمل مینویسند رو از ما بازخواست میکنند در این شرکت از کوچکترین سمت سازمانی تا قبل از چاپلوسان دست چپ و راست برادر مدیرعامل در هر حوزه ای اگر غیر از دستور العمل نوشته شده حرکت کنند به طرز فجیعی افراد تخریب شخصیت میشوند در تمام حوزه ها هم استاندارد و دستور العمل نوشته شده حتی حوزه منابع انسانی. و این نکته هم شایان ذکر است که چاپلوسان دست چپ و دست راست بی سواد وارد این شرکت شدند و در حال حاضر برای حفظ اعتبار شرکت دارند با پول مدرک میخرند.
برایم پیش آمده که فشار کاری اینجا به شکل مداوم بالا باشد و تصمیمها به صورت پراکنده و بدون یک روند مشخص گرفته میشود. وجود نوسان زیاد در فشار کار به وضوح هنگام صحبت و حتی در بازی هم احساس میشود.
فقط اشکال شرکت توی پرداخت حقوقه که دوماه سه ماه و حداقل یک ماه دیر میدن منابع انسانیش هم ****** مکان و همکارها و مدیر ما خوب و دوست داشتنی هستن مدیذر عامل و یکی دوتا از معاونای شرکت با سواد و با تجربن. من راضیم توی همکارا بیشترشون راضین. حقوق بموقع بدن عالی میشه
در محیط کاری شرکت اتاقک احساس تضاد و فضای سرد حاکم بود؛ گروه پشتیبانی وضعیت خوبی نداشتند و مدیری به کار گرفته شده بود که با رفتارهای زیرآبی و حرفهای بیاعتبار برای جلب اعتماد همکاران رسیدن به جایگاهی که دارد. تجربهی من از آنجا چیزی جز کارکردن با ماسک دوختن در دوران کرونا نبود و به هیچوجه توصیه نمیکنم.
روی تاخیر ورود/خروج خیلی حساس هستن. حقوق خوبی داده میشه. اگر با افراد تعامل داشته باشی نکات خوبی یاد میگیری. محیط کاری و جای قدم زدن خوبی داره. بخش اداری کمی خشک برخورد میکنن تیم توسعه اکثرا افراد جوان و خوش برخورد هستن ولی تیم اداری بیشتر از بازنشستهها استفاده میشه دوستانی که برای چند سال در شرکت ماندن خیلی سریع رشد میکنن نکته جذاب برای من تنوع شغلی در حوزه نرمافزار و سخت افزار بودش در ۱-۲ سال اخیر من یادم نمییاد که حقوق را با تاخیر داده باشن برای ارتباط گرفتن برای حوزه های کاری دیگه به نظرم خیلی مناسبه ابزارهای استاندارد توسعه هم به نظرم جالب بود
ایرادات و محاسن مختلفی دارد. حجم کاری زیاد، تنوع یادگیری، حقوق منظم، بیمه تکمیلی، جلسات وقتگیر، محیط کاری مناسب، گاها موعدهای سنگین زمان کاری قبلا شناور نبوده است ولی اخیرا شناوری را تا حدی قبول میکنند. بیمه تکمیلی واقعا خوبی دارد. به نظرم امکان بهتر از تیم واقعا وجود دارد.
بنده بالای ۴۵ سال سن و حدود ۲۰ سال سابقه فعالیت دارم که بعد از ۶ سال کار در این شرکت در سمت کارشناس و کارشناس ارشد نظر خود را برای اطلاع رسانی و آگاهی بیشتر افراد متقاضی ثبت میکنم. در این شرکت فساد مالی بیداد میکند. رئیس هیئت مدیره فردی بسیار بی ادب، بد اخلاق و بی سواد است که بواسطه سابقه ایثارگری در بانک استخدام و به این مقام رسیده. به دلیل بی سواد بودن زیر سلطه رییس اداره نرم افزار است و غلام حقله بگوش زنی که مشکل روانی دارد. اینگروه در همه ادارت نفرات خود را به زور وارد کردن تا بتوانند اخبار و اطلاعات جمع کنند و هر صدای شکایتی را خفه کنند. سطح حقوق در این شرکت برای کسانی که پارتی دارند خوب و برای سایر نفرات متوسط رو به پایین است. بطور مثال همین خانم رییس نرم افزار شخصی را که از شرکت استعفا داده و رفته را بعد از ۳ماه مجددا استخدام کرده با حقوق ۲ برابر اونم برای سمتی در اداره منابع انسانی که اینسمت تا این تاریخ اصلا وجود نداشته جالبه که این حقوق از حقوق معاونین ادارات فنی و کارشناسان ارشد فنی این شرکت بالاتر می باشد. این استخدام جز این است که فرد مستخدم آشنای صمیمی خانم بیمار است؟! شرکتم که در حال حاضر مدیر عامل ندارد و سرپرست موقت شرکت هم که از بانک معرفی شده در تیم همین ۲ نفر است. ای کاش مسئولین کشوری و مخصوصا بانک کشاورزی یه فکری در خصوص مدیران ارشد این شرکت میکردند. هرچند میشه گفت سگ زرد برادر شغاله. محیط کاری شرکت گذشته از این تبعیض ها خوب و سالمه. پوشش پرسنل، آداب معاشرت و سطح فرهنگ پرسنل شرکت شکر خدا خوبه و پرداختی ها سر وقت انجاممیشه ولی باند بازی به همون دلیلی که اول گفتم وجود داره. در کل اگر تو سیستم بانک کشاورزی وصل باشی و پارتی داشته باشی این شرکت گلستانه وگرنه مجبوری مثل خیلیا که بعد ۳ یا ۴ ماه از شرکت میرن بری دنبال ارزوهات.
برای شروع کار خوبی است ولی رشد و یادگیری در اینجا به شدت محدود است و بیشتر بر روابط داخلی و تعریف مدیران تکیه میشود. به گفتهی من، حقوق بر پایه توانایی واقعی شما پرداخت نمیشود و به جای آن ارزش افراد براساس صحبتهایشان با مدیران سنجیده میشود. مدیرعاملها معمولا با درک فنی از نرمافزار کم آگاهاند و تمرکز بیشترشان روی مدیریت است تا تکنیک. اغلب مواقع بیکار میمانید و فرصت یادگیری تازهای نصیبتان نمیشود؛ وظیفهی شما بیشتر توسعهی فریمورکهای قدیمی است و منافع شرکت محور است. اگر دنبال یادگیری ابتدایی هستید، جای مناسبی است، اما برای ارتقای مهارتهای شخصی مناسب نیست. در کل به عنوان تجربهای که برای شروع کار خوب است مطرح میکنم و توصیه نمیکنم.
سلام شرکت کاملا بی تجربه هست و از مشتریاشون هم کلاه برداری میکنن. دوستانی که با این شرکت به مشکل میخورن برن اصناف شکایت کنن و کارشون رو راه بندازن. من واقعا یه مشکلی داشتم باهاشون که کاملا اذییت میکردن. گوشی در نیارید. چایی نخورید. هر وقتم بیایید بیرون یه چک 7ماهه میدن میگن خدافز. من نمیدونم با این لول پایینشون مشتریان چجوری به این شرکت اعتماد میکنن پول میدن. اخر سر چک کردیم بیمه ها هم پرداخت نشده بود😐. انقدر دروغ میگن ادم خسته میشه بین حسابدار پاسکاری میشید حسابدار اذییت میکنه و ... و....
شرکت پرگاسیران را بهخاطر میخواهم توضیح بدهم که زمینهاش در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی است و خصوصی بودن آن را میگویم. این شرکت در سال هزار و سیصد و شصت تاسیس شده و فعالیت جدی خودش را با ساخت شناورهای دریایی آغاز کرد. در دهههای آخر دهه نود شمسی، وارد حوزه ساخت مخازن تحت فشار شد. کارخانه در بابلسر قرار دارد و دفتر مرکزیاش در تهران است. سالها دفتر مرکزی در خیابان سهروردی بود، اما از اوایل سال هزار و چهارصد و سه، علاوه بر ساختمان سهروردی، بخشهای اصلی شرکت به ساختمانی در قیطریه هم منتقل شدند.
برای من همون روزها که باهاشون صحبت کردم، تصمیم گرفتم از حضور در این شرکت صرفنظر کنم چون رفتارشون با من خیلی نامناسب بود و احساس کردم تعهدی وجود نداره. من در مصاحبه گفتم که میتونم از دو هفته بعد شروع کنم چون فعلا مشغول کار فعلی هستم. فردای مصاحبه تماس گرفتند و گفتند میتونم برای همکاری بیام، من هم تأکید کردم همان تاریخی که اعلام کردم میتونم شروع کنم. قرار شد برای هماهنگی باهام تماس بگیرند، اما هیچ خبری نشد. به مدیر سابق کارم گفتم نمیتونم بیام. دوباره با شرکت تماس گرفتم و گفتم از شنبه میتونم بیام، اما گفتند عجله داشتند و فردی دیگه رو استخدام کردن و از ماجرای اطلاعرسانی هم بیاطلاعی داشتند. در پاسخ پرسیدم چرا خبرم نکردید؛ خیلی سرد گفتند نمیدانند.
من شرکت تهویه رو توی مقایسه با بقیه شرکتهای حوزه HVAC شرکت نسبتا بزرگی میدونم، اما نکات منفیای هم هست که باید بهش اشاره کنم. حقوق و دستمزد نه بهطور منظم و دقیق و نه به طور کامل بینظمیهای زیادی داره. سیستم مدیریت شبهدولتی شرکت باعث میشه تصمیمات مدیریتی سطح پایین زیادی بیمعنا و احمقانه به وجود بیارن. مثل خیلی از شرکتها، اونها هم به نیروهای بااستعداد اهمیت زیادی نمیدن و خیلی راحت از کار بر میدارن. نفوذ رابطهها و باندبازی در بالا رفتن یک نفر و پیشرفت شغلیاش خیلی بیشتر از معیارهایی مثل سواد و صلاحیت اثرگذار میشه؛ در واقع اکثر تصمیمگیرندگان بیسواد صنعتی تهویه مطبوع نیستن و سواد کافی ندارن. باید به دیدن صحنههایی که توی این شرکت پیرمردها و بازنشستهها بدون اطلاع اداره کار مشغول کارن عادت کنم. گاه به گاه احساس میکردم مانند پارک ملت است. در طول پانزده سال اخیر از تولیدات باکیفیت به سمتی حرکت کردهاند تا ادعا کنند همه چیز رو میسازن؛ کیفیت مدارک فنی و مهندسی و همچنین محصولات قربانی تعدد محصول شده و هر کار رو انگار به شکل ناقص و سطحی انجام میدن. بهترین تعبیر برای وضعش ناخنکزدن است: شرکت به هر محصولی یک ناخنک میزند و بعد سراغ محصول بعدی میرود. تیم تحقیقات و توسعه بیشتر شبیه تیمی برای آماده کردن کارها است تا یک تیم آکادمیک.
شرکت توسعه اعتبارسنجی شهر را تجربه کردم و میخواهم از نگاه خودم برایتان بازگو کنم. گمان میکنم این مجموعه که به خانه سالمندان شباهت دارد، وظیفه اعتبارسنجی مشتریان بانک شهر را بر عهده میگیرد. بخش بنیانی شرکت را افرادی تشکیل میدهند که پیش از این بازنشستهاند و از بانک ملت آمدهاند. بسیاری از همکارانی که سالها سی سال در بانک ملت کار کرده بودند و با مدیرعامل رابطه داشتند، حالا با پروژههای این شرکت همکاری میکنند و به نظر میرسد حقوق و مزایایشان نسبت به دوران بانک تضاعف شده است؛ درست مانند اینکه از دو راه تأمین میشوند: از حقوق قبلی در بانک و از مزایای شرکت. از منظر مزایا، وامهای کلان، تسهیلات رفاهی و سفرها با هتلهای مختلف فراهم است و برای پرسنل به نظر میرسد ساعات کاری و حجم کار هم کمتر شده باشد. اما واقعیت نحوه کار به این صورت بود که زمان کاری معمول پرسنل با کارهای غیر مرتبط و صحبتهای تلفنی، گاهی با نوشتن و مکالمههای بیربط سپری میشد و گاهی هم با فاصله گرفتن از وظایف اصلی، کار به انجام میرسید. در چنین فضایی، کسانی که تمایل داشتند کار با وجدان حرفهای انجام دهند، با مشکلاتی روبهرو میشدند و به نظر میرسید که جو بررسی و ارزیابی عملکرد به صورت خشک و غیرشفاف باشد. ارتباط بین مدیران و کارکنان به گونهای بود که گفتن واقعیت به نظر میرسید محدود باشد و برخی از همکاران به دلیل نزدیکی با مدیرعامل، از پاسخگویی معاف بودند. خلاصه اینکه مدیران شرکت به نظر میرسیدند در برخی مواقع به سرعت از خط قرمزهای حرفهای عبور میکردند و رفتارهای توهینآمیز و تبعیضآمیز نسبت به پرسنل به وقوع میپیوندد؛ این مسائل از طرق گوناگون و با فشارهای مختلف مطرح میشد و من احساس میکردم در چنین محیطی حمایت و پاسخگویی وجود ندارد.
پس از تجربه کار در کال سنتر آگاه، احساس فشار روانی و بیعدالتی زیادی داشتم که باعث شد به مشورت با روانشناس و در برخی مواقع روانپزشک فکر کنم. این تجربه، از نظر من، به شدت دشوارترین کار بود که تاکنون داشتم.
میبینم که چهار تا چهار تا نیرو ها دارن میرن...بنازم به مدیریتتون...ماهم میریم ...سر سال ایشالااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا......................................................
شرکت وطن زرین با برند پنبه ریز از کجاش باید گفت اگه تنبلی و حال کار کردن نداری و حقوق برات زیاد مهم نیست خوبه ! حقوق ها هیچ وقت به موقع پرداخت نمیشه همیشه مشکل مالی برای پرسنل دارند . شرکت از مدیران مناطق بی سواد از روی ناچاری و پارتی بازی از اونها استفاده میکنند از طرفی دیگه اونها هم دنبال کار دوم خودشون هستند . مدیران شعبه از بالایی ها بدتر حتی زورشون میاد یک ساعت دفتر باشند چه برسه به کار کردن مشاور آوردن برای حل مشکلات اون خانم قشنگ به حرف پرسنل گوش میکنه بعد به مدیران مافوق اعلام میکنه و در نهایت اخراج میکنند تا صدای اعتراضی از کسی در نیاد بعد خودش هم دیگه راحت میشینه و مشکلات حل میشه . هیچ برنامه ریزی خاصی هم در شرکت ندارند یک تارگت بالا بهت میدن و فقط میگن بفرش بفروش حالا هر نوعی که شده با داد و بیداد چون میخوان به کارهای شخصی شون برسند . مهمتر از همه خوب شو میکنند و الکی خودشون رو بزرگ جلوه میدهند تا مدیرعامل خوشحال بشه همیشه هم خودشون رو در آمار اول جلوه میدهند از این بهتر چی میخوای . شرکت رو هوا*******
شرکت میهمان شو را تجربه کردم و توضیح میدهم که چرا از وضعیت内部 ناراضی بودم. در طول حضورم فهمیدم که شرکت پس از خروج افراد کلیدی، جایگزینهایی بدون سابقه یا تخصص مناسب را قبول میکند. شگفتآور است که ببینید هیچیک از نیروهای تازه جذبشده دارای تجربه یا مهارت لازم نیستند، و سهامدار شرکت هم در کار با نرمافزارها و مجموعه آفیس تسلط کافی ندارد. یکی از کارشناسان کیفیت که از سازمانی دیگر اخراج شده بود، بهواسطه روابطی غیرمرتبط وارد تیم شد و به پستی مدیر مرکز تماس ترفیع یافت. به نظر میرسد که با چنین سیاستی، شرکت بدون داشتن نیروی متخصص، مسیر خود را پیش میبرد و خبری از مدیر منابع انسانی یا حتی کارشناسان منابع انسانی نیست. مدیر مرکز تماس با تجربه، مدیر بازاریابی، یا مدیر دیجیتال مارکیتینگ وجود ندارند و تنها افراد با عنوان کارشناسان مرکز تماس و فروش در تیم حضور دارند. در این ساختار، جایگاه رشد و پیشرفت بهطور قابلتوجهی محدود شده و چارچوب فعلی فرصتهای توسعه را نمیدهد، که برای من ناامیدکننده بود.
شرکت امن پردازان کویر برای من تجربهای منفی بود و همواره بهعنوان هشدار قبلی هم گفته میشد. کار اینجا بیشتر شبیه کار عملیاتی در حوزه امنیت به نظر میرسید و اثر قابل توجهی احساس نمیشد. برخی از افراد در سازمان فکر میکنند خیلی باهوشند، اما با سیستم مدیریتی ضعیف، گرفتار وضعیت فعلی خود هستند. مدیریت ضعف زیادی دارد و این را سالهاست گویی گفتوگو میکنند. ادعاها زیاد است اما در عمل پول بهاندازه و بهموقع پرداخت نمیشود و همیشه میگویند که وصولی ندارند. امیدوارم روزی جای مناسبی بیابم که در آن راستگو و بینیرنگ باشند.
وقتی مدیر فروش جدید را در شرکت بیژن دیدم، متوجه شدم که فاصلهای که با سایر همکاران داشت نه تنها کمکی به تیم نمیکند بلکه جو کار را نیز ناخوشایند کرده بود. او همیشه به سیگار پناه میبرد و این رفتار همکاران را آزار میداد؛ از ادب یا رفتار حرفهای مشخصی در برخورد با تیم خبری نبود. شخصیتش هم به نظر نمیرسید با موقعیت شغلی همخوانی داشته باشد. سابقهاش نشان میدهد در چند شرکت دیگر هم کار کرده اما تنها یک هفته کنار هر کسی مینشست تا بفهمد کارش نیست؛ بهجز توهین و سیگارکشیدن چیز دیگری از او دیده نشد. نتیجه این وضع باعث شد روحیه و تمرکز تیم در استان به شکل ملموسی تحت فشار قرار بگیرد.
سلام واقعا کلمات عاجز ان از داغون بودن اش مدت کوتاهی بودم و فرار کردم ۱- هر چی تو مزایا تو مصاحبه می گن اکثرا دروغه از پاداش افزایش حقوق بعد مدت ازمایشی و . . . مثلا حقوق دریافتی رو می گن اوکی ولی موقع پرداخت کمه می ری اعتراض می کنی مگن بن کارت + پایه حقوق + کارانه ( که بخشی از حقوق هست ) که بعد سه ماه می دن مثلا اول مهر بری اول دی ولی اول دی نمی دن که می گن از یکم تا سی ام بعد با این ها هم دیدم همه چند تومن کمتر می گیرن تهش این بود که تمام مزایا از کارت تولد بگیر تا پاداش و شارژ کارت استخر و هزینه سفر و اینها همه و همه بخشی از حقوق که باید یک سال باشی تا پرداخت بشه نقدی و غیر نقدی ولی با اینها باز کمی کمتر از حقوقی که بسته بودم باز کمتر بود هر چند این اخری ها ادعا می کردن که ماهی ۴ که نیست در واقع شرکت هیچ مزایایی نداره همه رو از حقوق خودت بهت می دن به یه اسم دیگه ۲- جو مسموم ۳- جو کاملا رسمی و اداری و خشک انگار وارد ادارات دولتی شدی صندل با جوراب ۴- اگه مثلا مهر رفتی و اسفند رفتی یه کارانه می گیری و سه ماه کارانه دوم ات که بخشی از حقوقه پر ۴ - خلاصه اینکه اگه می خوای یه جا بری که همه جوره بد باشه برو فناوران اطلاعات آرمان و بقیه موارد رو گفتن دوستان و نیازی به تکرار مکررات نیست ولی مواردی دیگه ای هم هست که به نظرم نیاز نیست کسی که با این همه توضیحات بنده و سایر دوستان بخواد بره اونجا با بقیه دلایلی هم که بخوام بنویسم خواهد رفت موفق باشید
هرجا سخنی از ویژگی ها و مزایای مثبت این سازمان به غیر از خود مدیر عامل که ایشان اصلا با شرکت کاری ندارند و قائم مقامشون(برادرشون) همه کاره شرکت هست باشد یعنی پیام از طرف شرکت هست و میخواهند کتمان واقعیت کنند و اگر ذره ای انسانیت داشتند اینجا به دروغ دم از ویژگی های مثبت نداشته این سازمان نمیزدند که حداقل انسان دیگری این خطا را نکند و به مشکلات شخصیتی بسیار دچار نشود. خیلی جالب هست که در پیام های پایین تر که به دفاع آمده اندو خدا را گواه میگیرم که به دروغ مینویسند و از طرف شرکت هستند در این پیام هم دارند باز محکوم میکنند و مشکلات شرکت که فقط و فقط ناشی از بی سوادی کسانی است که دستور العمل مینویسند رو از ما بازخواست میکنند در این شرکت از کوچکترین سمت سازمانی تا قبل از چاپلوسان دست چپ و راست برادر مدیرعامل در هر حوزه ای اگر غیر از دستور العمل نوشته شده حرکت کنند به طرز فجیعی افراد تخریب شخصیت میشوند در تمام حوزه ها هم استاندارد و دستور العمل نوشته شده حتی حوزه منابع انسانی. و این نکته هم شایان ذکر است که چاپلوسان دست چپ و دست راست بی سواد وارد این شرکت شدند و در حال حاضر برای حفظ اعتبار شرکت دارند با پول مدرک میخرند.
برایم پیش آمده که فشار کاری اینجا به شکل مداوم بالا باشد و تصمیمها به صورت پراکنده و بدون یک روند مشخص گرفته میشود. وجود نوسان زیاد در فشار کار به وضوح هنگام صحبت و حتی در بازی هم احساس میشود.
فقط اشکال شرکت توی پرداخت حقوقه که دوماه سه ماه و حداقل یک ماه دیر میدن منابع انسانیش هم ****** مکان و همکارها و مدیر ما خوب و دوست داشتنی هستن مدیذر عامل و یکی دوتا از معاونای شرکت با سواد و با تجربن. من راضیم توی همکارا بیشترشون راضین. حقوق بموقع بدن عالی میشه