وب وان را پیشنهاد میکنم چون فضای آرامی دارد و اگر از کارتان راضی باشند، میشود سالها روی همکاری با این شرکت حساب کرد. محصولهای موفقی ارائه میدهد و سرعت رشد خوبی دارد و مسیر مطلوبی در پیش دارد. برای موفقیتهای آینده آرزوی بهترینها دارم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
شرکت گرایش تازه کیش همواره محیطی پرتنش و پرشوک در اختیار میگذارد، به خصوص برای تازهکارها که احساس فشار و محدودیت میکنند. گاهی به نظر میرسد رهبران سازمان هم تمایل دارند شرکت را به همین شکل نگه دارند. کارکنانی کهنسال آنجا بهگونهای رفتار میکنند که گویی برای افراد جدید امکان رشد نیست؛ اگر کسی تصمیم به خروج از شرکت بگیرد و به جای دیگری برود، گویی از مسیر همیشگی فرار کرده است. منابع انسانی هم به نظر میرسد حضور ثابت و پایداری ندارد؛ پس از تلاشهای زیاد برای جذب، فردی معرفی میشود اما بهسرعت از شرکت میرود. با این حال واحد اداری همچنان به عنوان واحد منابع انسانی شناخته میشود. مدیران گاه از سطح کیفیت لازم بهرهمند نیستند؛ به خصوص مدیر منابع انسانی تازه که با تغییرات مدیریتی اخیر، جنگهای قدرتی بین مدیران به وجود آمده است. هر کدام از مدیران تابع تیم و دوستان خود را وارد میکند و کمکم افراد بیتجربه و بیتعهد با دستمزدهای بالا به تیم افزوده میشوند و انتظار دارند حقوق کارکنان قدیمی نیز افزایش یابد.
موردی که توی این شرکت خیلی چشمگیره این هست که مدیران برای ارتقا پرسنل خودشون واقعا تلاش می کنن و برای زحماتی که برای شرکت می کشید ارزش قائل هستن، هم مادی و هم معنوی جبران می کنن و کاری می کنن که آدم فکر می کنه برای خودش داره کار می کنه. نکته دیگه که برای من خیلی مهم بود وقتی متوجه می شن جایی مشکلی هست که کارکنان شرکت رو ناراحت می کنه همه دست به کار می شن تا اون مشکل حل بشه، نظم و انضباط براشون مهمه و تا زمانیکه خارج از مقررات حرکت نکنید و موارد رو رعایت کنید و وظایفی که محول شده به درستی انجام بدین کسی با شما کاری نداره و نکته آخری که بخوام بگم اگر علاقه به کار نشون بدین و متوجه بشن که مسئولیت پذیر هستین جای رشد و پیشرفت هست و اجازه میدن ترقی کنید. امیدوارم شما هم از شغلتون راضی باشین.
یکی از بدترین تجربه های کاری رو تو این موسسه داشتم. اول اینکه همون موقع استخدام بهتون دروغ میگن راجع به حقوق و شرایط شرکت مثلا میگن که ۱۰ میلیون ثابت بهتون میدن ولی هیچ وقت همچین حقوقی رو به شما نمیدن بعد اینکه اصلا برخورد سرپرستا و مسئولای این شرکت با بچهها اصلا خوب نیست و احترام و شأنشون حفظ نمیشه و واقعا این شرکت کلاهبرداریه والکی مکالمه رو با مردم بیچاره کش میدن که پول بیشتری رو بگیرند و اطلاعات درست و حسابی هم ندارند. فشار کاریش خیلی بالاست مسئولا و سرپرستهای این شرکت اصلا سلامت روان ندارند و بعید میدونم کسی که سالمه تو اون محیط بتونه دوام بیاره .یک سری قانون من درآوردی دارند و اگه بخوای استعفا بدی باید تا اون تاریخی که اونا میگن تو تو اون محیط کار کنی و پولتو که نمیدن هیچ واسه گرفتن سفته و مدارک دیگه کلا باید بدویی.
دوستان سلام من از طرف تیم مارکتینگ هلدینگ میخوام بهتون بگم که خوندن کامنتهای اینجا برای ما جزو روتین هر روزمون شده بود تقریبا یک هفته هست از کاریزما جدا شدم و بیشتر کامنتهای اینجارو به چشم توی کار دیدم و نهایتا نتونستم تحمل کنم و اومدم بیرون یه کار جالبی که بعد از این بازخوردای منفی کردن این بود که کارت های هدیه ۱ میلیون تومانی بدن به کسایی که تو لینکداین فالوور زیاد دارن که پست بزارن و تعریف بکنن شاید جلوه کاریزما درستشه جالبترش اینکه دنبال حل مشکل نبودن و نیستن واقعا انگار یه آدم عاقل دور و ور مدیرا نیست که رک و روراست بهشون بگه تیمهارو سپردین دست آدمایی که از کارشناسها کمتر میفهمن و ایده هاشونو اول رد میکنن بعد تو جلسات با مدیران بعنوان ایده خوشون مطرحش میکنن پیشنهاد میکنم افراد خلاق و جوان اینجا نیان، اینجا جای آدمهایی با تفکر پیر و قدیمی هست، فرهنگ سازمان هم بسیار عقب افتاده
با سلام،من حدود یکسال هست در شرکت موج پژوه البرز کار میکنم و چشمگیر ترین نکته و مزیت در این مجموعه برای من شرایط ایده آل برای پیشرفت کردن هست،و بستر بسیار خوبی هم برای آموزش و یادگیری و هم برای پیشرفت شغلی وجود داره یکی دیگه از نکات مهم برای من در این مجموعه سطح علمی و تخصصی هست بطوری که مدیرعامل و مدیران ارشد شرکت از نخبه ها و افراد درجه یک در کشور هستن،این نکته در مورد تمامی پرسنل شرکت هم قابل مشاهده هست و همین مطلب باعث متمایز کردن این شرکت از شرکت های دیگه هست نکته مهم دیگه نظم و انضباط در مجموعه هست که به طور جدی از سوی مدیران شرکت پیگیری میشه من در این مجموعه به لطف خدا و با اعتماد و تشویق مدیران شرکت تجربه پیشرفت و ترقی در مجموعه رو داشتم که واقعا برای من انگیزه دوچندانی برای ادامه کار در این شرکت محترم رو داشته با آرزوی موفقیت برای مجموعه محترم موج پژوه البرز
برای من هم مثل چیزی که دوستان میگفتن، اوضاع حقوق خیلی به کندی پرداخت میشود و حقوقها اغلب با تأخیر میآیند اما فضای رشد در شرکت وجود داشت. محیط کاری از ندانمکاری مدیران به شدت تحت فشار بود در حالی که همکاران خوبی در تیم وجود داشتند. به نظر میرسد مدیران بیشتر به جای مدیریت، درگیر دعواهای داخلی هستند و شرکت نیاز به یک مدیرعامل مستقل داشت نه اینکه از میان سهامداران مدیری انتخاب شود. در کل تجربه برایم ناخوشایند نبود اما رفتار دوگانه با کارکنان کاملا واضح بود. حضور مدیر در اتاق توسعهدهندگان هم تجربهی نامطلوبی بود. برخورد مدیر با افراد بسیار سرد و بیتفاوت است و اگر پروژهای باکیفیت هم ارائه بدهی، هیچ تشویقی دریافت نمیکنی. اگر باگی رخ بدهد و تو نورچشمی نباشی، برخورد سختی میبینی و برای نورچشمیها حتی بدترین باگ هم بیاثر میشود. حقوق به مقدار کمی کسر میشود و قول میدهند بعد از پایان کار پرداخت میکنند به علاوه سفته. قراردادها طولانیمدت هستند و وقتی پایان قرارداد برسد باید دنبال پولت بگردی، علاوه بر دوماهی که از آنها طلب داری. خیلی عجیب است که آن دسته از کارکنانی که به شرکت امتیاز بالایی دادهاند، معمولا راضی نیستند. حجم کار بالا بود و گاهی تا ساعات ده یا یازده شب باید میماندی و استخدام نیرو جدید انجام نمیشد.
بعد از دیدن آگهی شرکت به دلیل شرایط وعده داده شده تصمیم گرفتم مصاحبه را بروم و پس از قبولی از کار قبلیم استعفا دادم. اما کمتر از دو ماه، بسیاری از نیروهای استخدامشده و حتی تعدادی از کارکنان قدیمی را به دلیل وضعیت مالی بد و تصمیمات مدیریتی اخراج کردند. به واقعیت که گفتند نمیخواهیم، هیچ دلیل مشخصی ارائه نشد و این موضوع برایم کاملا نامفهوم بود؛ گویی با وجود جذب نیرو، دوباره آنان را کنار میگذاشتند. در کنار این سردرگمی، صحبت از پناهندگی هم مطرح شد و اینکه ورودشان برای برخی ممکن است اتفاق بیفتد، اما معنای دقیقش روشن نبود. در مجموع بیدلیل ۲۸ نفر حذف شدند و من تنها در این تجربه بودم که امیدوار بودم ای کاش یکی به من میگفت قبل از رفتن چه پیامدهایی ممکن است باشد تا بتوانم به تصمیم بهتری رسیده و شاید به یکی دیگر کمک کنم تا زندگیش دچار نابسامانی نشود.
برای مصاحبه به سازمان رایورز رفتم و در کل، تجربهی فنی خوبی از مصاحبه داشتم. بخش منابع انسانی هم مطلب خاصی نداشت؛ تست شخصیت و دو آزمون دیگر گرفتند که به گمانم نتیجهی تست MBTI با قبل از آنها همخوانی نداشت. اما چالش اصلی مربوط به مصاحبه با مدیرعامل بود که انگار به صورت محاکمهای بود و هر سوال به جزییات شرکتهایی که قبلا با آنها کار کردهام کشیده میشد. آنها در نهایت درباره تمامی جنبههای زندگی کاری من اظهارنظر کردند و من گفتم نمیشود از روی مواردی که فقط روی کاغت و رزومه نوشته شده، زندگی و تصمیمات یک فرد را قضاوت کرد؛ عوامل زیادی در تصمیمگیریهای شخص وجود دارد که فراتر از رزومه است. بحث حقوق درخواستی من هم نکتهای مهم بود که باید صرفا از همان ابتدای گفتوگو روشن میشد تا وقت ارزشمندم به صرف بحث طولانی دربارهی حقوق تلف نشود. تصور میکردم شرکت میتواند حقوقی متناسب با موقعیت کارشناس FULL‑STACK در سال ۱۴۰۳ را ارائه کند، اما به جای توضیح منطقی، تمرکز بر باقیماندهی تجربیات و دانش من شد و این مطلب حس شد که برای پاسخ به این سوال، اولویت به چانهزنی دربارهی مبلغ نیست. همچنین دریافتم که شرکت مزایای قابل توجهی به کارمندان ارائه نمیدهد. از دید من، نحوهی برخورد و استدلال مدیرعامل خیلی سطحی بود و اگر پرداختی درخواستی نبوده یا برایشان قابل توجیه اقتصادی نباشد، بهتر است بهجای زیر سؤال بردن شخصیت و زندگی کاری طرف مقابل از روشهای محترمانهتر برای پاسخ دادن استفاده شود؛ روشهای مناسبتری هم وجود دارند تا درخواست حقوق را به شیوهای حرفهای رد کنند.
باز یک تعریف بیجا از شرکت توسط یکی از چاپلوسان شرکت... تشویق یکی از مؤثرترین راهکارها جهت ترغیب افراد به فعالیتها و اعمال و رفتار مثبت است، اما آنگاه که این تشویق تبدیل به ستایشهای افراطی شد، آفاتی را برای فرد مورد تشویق در پی خواهد داشت که شامل مواردی همچون خودبرتربینی، کبر، غرور و خودشیفتگی است. به این ترتیب شخص تمجید و تعریفشده پیش خود فکر مىکند که سرآمد افراد جامعه است و همه باید به او احترام بگذارند و در برابر او سکوت کنند. مثل جمهوری اسلامی هستید.
من به عنوان کسی که چندین شرکت در این حوزه کار کردم بدون قضاوت میگم... اولا حرمت سفره نگه دارید و همیشه با شرافت زندگی کنید...اونقدر ترسو و بزدل نباشید که بیاید اینجا اینطوری حرف بزنید و آبرو بری کنید..برید تو صندوق انتقادات حرفاتونو بزنید یا به مدیران خیلی صریح بگید...من مطمنم بخش اعظمی از افرادی که اینجا این حرفا رو بر علیه شرکت میزنن همونایی هستن که جلوی مدیران تا کمر خم میشن...توی همین شرکت خیلی از نیرو ها کار بلد نبود الان مهندس خبره شدن... خیلی ها ازدواج کردن...خیلی ها خونه خریدن...ماشین خریدن...لطفا به سطح تخصصتون و سوادتونم نگاه کنید... همین خونه هایی که دوستان ازش به عنوان لونه مرغ یاد کردن بخدا که حتی ۱۰ مترشم نمیتونید اجاره کنید تو اون محل... این شرکت مدیران خوب و با شرافتی مثل مدیر عامل و مدیر فنی داره...تمام خشم و عقده هاتونو درست نیست اینجا خالی میکنید... کار که بهتون یاد میدن...کوتاهی در کاراتونو که چشم پوشی میکنن...با شرافت زندگی کنید همیشه
برای من مسیر آشنایی با فرآیندهای سوپرپایپ و نگاه دقیق به سیستمهای منظم آن واقعا الهامبخش بود. این شرکت با استانداردهای بالا و تمرکز بر کیفیت محصولات، جایگاه ویژهای در صنعت تاسیسات دارد و محیط کار حرفهای و فرصتهای رشد فردی را هم فراهم میکند. از نزدیک با روندها و اصول کاریشان آشنا شدم و تحت تأثیر تعهد کارمندان و ارزشهای شرکت قرار گرفتم. با اینکه در مصاحبه اول موفق به پیوستن نشدم، این تجربه با انگیزهای مضاعف برای بهبود مهارتهایم همراه شد تا در آینده بتوانم عضوی از تیمشان باشم. داشتن هدفی روشن برای پیوستن به مجموعهای با این فرهنگ قوی از نظر من ارزشمند است و به تلاش جدیام برای رسیدن به آن ادامه میدهم. همچنین باور دارم که گاهی انتشار برخی مطالب منفی درباره این شرکت از روی حسادت یا کماطلاعی است و این چیزها را واقعیتهای درباره شرکت نمیدانم.
سالها در سوپرپایپ اینترنشنال کار کردم و در طول این مدت، با مجموعهای از همتیمیها کار کردم که فرهنگ سازمانی بر پایه احترام متقابل و فضایی شاد و پویا بنا شده بود. این شرکت نه تنها برای همکارانش رزومهای قوی میسازد، بلکه کارها به شیوهای تخصصی و حرفهای اجرا میشوند. حقوق و مزایا همواره بهطور بهموقع پرداخت میشد و در تمام سالها حتی یک روز تأخیر در پرداخت وجود نداشت. فرایند جذب و استخدام در این مجموعه با دقت و حرفهای بودن انجام میشد و ورود به چنین سازمان معتبری، مانند بسیاری از شرکتهای بزرگ جهان، نیازمند طی کردن مراحل مختلف و دقیق است. همسویی نیروهای جدید با فرهنگ سازمانی و هماهنگی آنها با تیمهای موجود در شرکت به خوبی صورت میگرفت. افتخار داشتم در چنین مجموعه بزرگی کار کنم و به این تجربه میبالم. برای کسانی که به دنبال کار در هر سازمانی هستند، توصیه میکنم بررسیهای دقیقتری انجام دهند. به عنوان مثال با افرادی که تجربه کاری واقعی در شرکتهای موردنظر دارند از طریق منابع معتبر مانند لینکدین گفتوگو کنند تا از صحت و سقم مطالب مطمئن شوند.
در اربعین و برای اهانت کننده روزی خور نا عادل ، که متهم کند در خفاء و حکم می دهد در تاریکی ، قطعه ایی از مناجات خواجه عبدالله انصاری را می گذارم شاید بیدار شود و به جای توهین و ارائه ذلت از فرصت این سایت که قطعا مدیران شرکت سری به آن میزنند ، ارائه پیشنهاد دهد و بگوید از آنها چه میخواهد و تشکر می کنم از آنکه پیشنهادات رفاهی نوشت و در ادامه + الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آنکس که تو خواهی. الهی یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی،اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزز بتاج کبریایی، بتو رسد ملک خدایی. و دانایی بر نهان انسان بد نهاد ، کینه توز ، الهی تو دوستان را بدشمنان می نمایی، درویشان را غم و اندوه دهی، بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی، از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی، سعاداتش بر سر دیوان کنی و بفردوس او را میهمان کنی، مجلسش روضهی رضوان کنی، نا خوردن گندم با وی پیمان کنی، و خوردن آن در علم غیب پنهان کنی، آنکه او را زندان کنی و سالها گریان کنی، جباری تو کار جباران کنی، خداوند تو کار خداوندان کنی، تو عتاب و جنگ همه با دوستان کنی. الهی ای سزای کرم و ای نوازندهی عالم، نه بآخر شادیست نه با یاد تو غم، خصمی و شفیعی و گواهی و حکم.الهی ای دور نظر وای نیکو حضر و ای نیکو کار نیک منظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سر گشته،ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرندهی هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده. که نا آدمان بجانمان افتاده اند و حسودان بر توهین پافشاری می کنند و نا روزی خوران و خود بزرگ بینان بر طبل دشمنی و تخریب میزنند ، الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی. ،
بجای زیر آب زدن و اشاعه فرهنگ توهین در این سایت و همکار زنی : گفتم مسائل رفاهی را یاد آوری کنیم تا به مدیران و منابع انسانی .... کمک کرده باشیم و یاد بدهیم ، البته که هر شرکتی میتواند برای جبران خدمات همکاران و لطفی نماید البته لطف منظورم بود ، با توجه به بالا بودن هزینههای درمانی، بیمههای تکمیلی هزینههایی که مازاد بر تعرفه بیمههای پایه (تأمین اجتماعی، خدمات درمانی، بیمه نیروهای مسلح و ….) را پوشش میدهند و اهمیت زیادی برای کارکنان و خانواده آنها دارند.. یمه عمر و سرمایه گذاری در واقع یک سرمایه گذاری مطمئن با سود تضمینی است که علاوه بر پرداخت سود علی الحساب به سپرده گذاری، شامل پوششهای بیمهای بسیار زیادی میباشد.... اعطاء وام به کارکنان میتوان از سه راهکاری کلی ، اول استفاده از منابع شرکت، مذاکره با یک بانک، ایجاد صندوق وام در شرکت،ایجاد صندوق مشترک خرید ، مذاکره و امتیاز خرید با تخفیف ، از امور رفاهی دیگر مانند بن کارتهای سفر کارکنان و تورهای مسافرتی و محل اقامت ، ایجاد فضای تماشای گروهی فیلم با یک ساعت مرخصی تشویقی ، استفاده از خدمات تفریحی و ورزشی مانند استخر، پارک آبی، شهربازی، سالنهای ورزشی با تعریف صحیح بودجه و اختصاص شفاف آن بجای رفتارهای غیر شفاف ، کمک هزینه شفاف نهار به اختیار بدون سیاسی بازی ، استفاده صحیح از ابزار مرخصی تشویقی ، اضافه کار تشویقی ،برگزاری دورههای آموزشی و کوچینگ برای همه بدون در نظر گرفتن ملاحضات نا برابرانه ،دعوت از پزشک سازمانی بصورت ماهانه ، اعلامیه تبریک اتفاقات خوب در زندگی کارکنان البته با درنظر گرفتن بودجه برای فرزند آوری ، شاگرد اول شدن فرزند ،عروسی و........ ارسال دسته گل و یا هدیه به محل مراسم برای عروسی و عزا و فرزند ، کمک هزینه تحصیلی برای فرزندان پرسنل با ارائه لوح تقدیر مدیریت ، برگزاری مسابقات ورزشی و مسابقات مجازی و بازیهای رایانه ایی و..... در ساعات تشویقی مرخصی و دیدن هزینه و حضور همگروهی ها در تشویق همکار در ساعت اداری و استفاده از سالنهای ورزشی خارج سازمان با در نظر گرفتن ساعت صبح و عصر همکار ، حمایت عاطفی از خانواده همکاران با برگزاری اردو های خانوادگی و سبد دوره ایی مشخص و مستمر و سبد هدایای مناسبتی با تعریف از پیش ، نظر سنجی از کارکنان بپرسید چگونه از آنها قدردانی کنید و آنها چه دوست دارند ، کانون و کمیته رفاهی کارکنان را با حضور نمایند گان آنان شکل دهید ، روز قدردانی از کارکنان و تشکر از آنها را برای هر سال مشخص کنید و ضوابط پاداش گیران را مکتوب ارائه کنید تا افراد برای آن آماده شوند . تعطیلات تابستانی داشته باشید و مرخصی کارکنان را هدف قرار ندهید ، باداشهای دوره ایی و شش ماهه و سالانه خارج از ضوابط اداره کار در نظر بگیرید ، گردونه شانس در شرکت قرار دهید و اجازه بدهید هفتگی همکاران یک گروه به قید قرعه آن را بچرخانند و جایزه ارزشمند در آنها قرار دهید ،جشن تولد همکاران را در ماه روز (یک روز در ماه یک ساعت )جشن بگیرید و بصورت پیامک پیام تولد ارسال کنید ، خلاقیت را تشویق کنید و صندوق پیشنهادات خلاقانه در حافظ راه اندازی کنید و اعضای کمیته انتخاب را مشخص کنید و خلاقیتهای کاربردی را پاس بدارید ،جلسات ماهانه مدیریت و منابع انسانی را در پایان هر ماه برای کارکنان برگزار کنید و مدیریت مواردی را که میتواند انجام دهد شفاف کند ، مسیر موفقیت و رشد هر فرد را در هر گروه ترسیم کنید انوقت انتظار داشته باشید که آنها به دنبال فرصت های شغلی در جای دیگری نباشند. البته اینها را کیا می نویسد، اشتباه بود ، اینها را چه کسانی می نویسند مهمتر است
در جواب همکار عزیز تجربیاتی که چوب حراج به شرکت رادین و سالها توسعه و مهارت و تخصصش زده ، نان حلال از رادین میبرد و در کمال آرامش میل میکند و در مورد سواد نگارنده لفاظی کرده (( اولا انگار سواد درستی هم ندارید که صخره می نویسید:)) صخره به معنای سنگ بلند نوشته ، حکاکی بر روی سنگ آست و سخره معنای به بیگاری گرفتن ، بی مزد از کسی کار کشیدن ، البته در زبان عوام به اشتباه به معنای مسخره کردن استفاده می شود در حالیکه سخره کردن معنای استهزاء می دهد. و قس علی هذا ، البته امیدوارم به ادبیات شما در گروه آموزشی تجربیات رادین کمک کرده باشم ، راستی به نظر شما معنی کلمه خائن ، روزی خور بد عهد چیست و املای کلمه درست است؟
شرکت رادین نماز خانه ایی کوچک دارد و هر روز بین 10 الی 15 نفر در آن نماز جماعت می خوانند ، و در آن باید شناخت نماز نما ها و نماز دلها را ، البته افرادی هم تنها نماز می خوانند، برخی هم در نماز خانه می خوابند ، برخی هم بارها در کنار نماز خانه سیگار می کشند و چای می نوشند و عده ایی در بیرون شرکت دنبال قهوه هستند و ..... ، در قرآن که محمد (ص) از سوی خدا به ارمغان آورد ، طرافداران راستی را از این گروه ها بر حذر نموده از منافقین ، از قاسطین آز مارقین و از ناکثین (قاسطین، ناکثین، مارقین. همان هایی بودند که جنگ جمل را راه انداختند) که به نام پیامبر بر علی دروغ بستند و دورو ، بودند، همان هایی که قرآن سر نیزه کردند و خورشید را سر شکافتند ، انها همان هایی بودند که روز بر جهد سجده و ساخت مسجد و همراهی اسلام دست بلند می کردند و شب بر سر تحقیر اسلام و برای شکست آن نقشه می کشیدن ، آنها همان هایی بودند که از سفره اسلام روزی خدا میخوردند و در مورد حلال و حرام فتوا می دادند ، آنها کسانی بودند که سالیان سال اسلام داشتند و حتی در مورد ادیان دیگر تحقیق نکرده و جز کفر تجربه نداشتند و خود را قاضی می دانستند ، آنها جرات سخن در مسجد و در میان جمع نداشتند ، شبنامه نوشته و علی ها را از قفا میزدند ، آنها مردان زنانه پوش پوشیه اندازی بودند که می ترسیدند چهره آنها دیده شود. آنها از بیت المال مسلمین هزینه می کردند و دیواره دو رویی می نگاشتند، و ای وای بر روزی خور ريا ، منافق ، دورو که خنجر از پشت می زند ، وای بر عالم، متخصص، مدعی بی عمل که خودش می داند چه مقدار کار می کند و در مورد حلال و حرام روزی دیگران سخن میگوید ، تنفر برای آنانی است پول می گیرند و معامله می کنند و قرا داد امضا میکنند و میگویند ما به اندازه دریافتی خود کار می کنیم و به بطالت وقت می گذرانند و راضی هستند و خود را مسلمان می دانند، آری مارقین ، ناکثین ، فاسدین ، منافقین و قاتلان حضرت ابا عبدالله هم نماز می خواندند و همه تصویر وجاهت و حق یدک میکشیدند ، مواظب باشید تاریخ شما را جای درست قرار دهد ، چون دنیا آینه است ، هرچه کنید روزی شما را در برگرفته و باز تابش بسوی شما خواهد بود .انشاالله
دیدم در مورد کلیله و دمنه نوشته شده گفتم یاد کنیم از قلعه حیوانات : داستان با توصیف شبی شروع میشود که خوکی به نام میجر پیر (به انگلیسی: Old Major) حیوانات را جمع کرده و از ظلمی که انسان بر حیوانات روا داشته برای آنان سخن میگوید و حیوانات را به شورش علیه انسان دعوت میکند. وی سپس یک سرود قدیمی به نام جانوران انگلستان را به آنان یاد میدهد که بعدا به سرودی انقلابی در بین حیوانات مزرعه تبدیل میشود. پس از چندی حیوانات در پی شورشی مالک مزرعه به نام آقای جونز را از مزرعه بیرون کرده و خود اداره آن را به دست میگیرند. پس از این انقلاب حیوانی، خوکها (که از هوش بالاتری نسبت به سایر حیوانات برخوردارند) نقش رهبری حیوانات مزرعه را به دست میگیرند. اما پس از چندی در بین خود حیوانات یک سری توطئه و کودتا انجام میگیرد؛ ناپلئون که یکی از دو خوک پرنفوذ مزرعه است با استفاده از سگهای درندهای که مخفیانه تربیت کرده بود، اسنوبال، دیگر خوک پرنفوذ مزرعه، را فراری داده و خود به رهبر بلامنازع مزرعه تبدیل میشود. پس از آن اسنوبال عامل جونز معرفی شده و تمام اتفاقات بد و خرابکاریهایی که در مزرعه صورت میگیرد به وی یا عوامل او در داخل مزرعه نسبت داده میشود و به فرمان ناپلئون عده زیادی از حیوانات به جرم همکاری با اسنوبال توسط سگها اعدام میشوند. در ادامه داستان، خوکها بهتدریج تمامی قوانین حیوانات را زیر پا میگذارند. قانون اساسی حیوانات معروف به «هفت فرمان» به تدریج محو و تحریف میشود، خواندن سرود جانوران انگلستان قدغن میگردد، حیوانات با غذای روزانه کم مجبور به کار زیاد میشوند، در حالی که خوکها فقط فرمانروایی میکنند و غذای زیادی میخورند و از تمام امکانات رفاهی استفاده میکنند و حتی یاد میگیرند که چطور روی دوپا راه بروند و با انسانها معامله کنند. از جمله برنامههای ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اسنوبال طرحریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمیخیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی میگیرد اما به دلیل بیکفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمیرود. در پایان، ساخته شدن این آسیاب، که با فداکاریها و زجر و تحمل فراوان حیوانات مزرعه امکانپذیر میشود، نه تنها به بهبود وضعیت زندگی حیوانات منجر نمیشود، که خود به اسبابی برای بهرهکشی بیشتر از حیوانات بدل میگردد... خوب بس است برید کتاب رو خودتون مطالعه کنید ...
یکی از مجموعه های دانش و حکمت به نام کتاب کلیله و دمنه میباشد که توسط مردمان خردمند قدیم« به هرگونه زبانی» جمع آوری شده است. کتاب کلیله حکمت عملی و آداب زندگی و زبان را می آموزد و در تکمیل حکایت شیر و سوسک ..... .شیر مورچه را اخراج نمود ، این شیر رو ، این مورچه ، و این اخراج ، چند مورد در شرکت اتفاق افتاده که شما خبر داری ما خبر نداریم . لطفا مستند ارائه کنید ..... وگرنه با این مطالب که در تجربه باغ وحش رادین وجود داره ، الان باید شرکت خالی از سکنه باشه و لی ما شاا.... بیش از 115 عزیز سر سفره شرم روزی میل می کنند و متاسفانه کارشان شده # (زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت و دایم در حال شکوه و گلایه از سیستم بوجود امده بود....) و صد البته اگر به واحد های تخصصی نیم نگاهی بکنیم مثلا سیستم سازی و یا ..... معلوم است چند نفر سر کار هستند البته به ما و شما حسود چه ، پولش را سرمایه گذار می دهد ، شما چرا ناراحتی ، مگر نانش را تو به او داده ایی بخیل ، بذار افراد بیشتر سرکار بیایند و بیکاری در جامعه کمتر شود ، جوانها تازه فارغ التحصیل شده برق و مکانیک وکامپیوتر و صنایع وعمران ومعماری وحسابدارو.....بیایند و مهارت کسب کنند و به عدالت نان بخورند، ضمنا برای دیدن مورچها بهتر است سری بزنید به کارخانه ها .... ، عزیزم ، زالو ها هستند که یکجا چسبیده و جایی نمی روند ، اگر خیلی مورچه متعهد و کار آمد، کار آشنایی هستی و در کلونی های دیگر درآمد بیشتری داری ، خوب جاهای بهتر از رادین هست و تو میشناسی .... حتما شما مورچه صبوری هستی... و این قسمت را از مطلب موچه کارگر به عاریه زینت بخش می کنم (واقعا این هست حکایت این روزهای شرکت رادین با تاسف ، باغ وحش رادین با سیستم اداری عریض و طویل ....)
اندر حکایت در مورد باغ وحش رادین و بازار تجربیات که بسیار است ، لیکن بهترین پیام را مهمان باشید ازکلیله و دمنه که احوال روزگار رادین را نصر ا... منشی قلم زده قورباغهای در همسایگی ماری لانه داشت، هرگاه قورباغه بچهای به دنیا میآورد، مار آمدی و بخوردی. قورباغه با خرچنگی دوست بود. به پیش خرچنگ رفت و گفت: ای برادر! تدبیری اندیش که مرا خصمی قوی و دشمنی بی رحم است. نه در برابرش مقاومت میتوانم کرد و نه توان مهاجرت دارم، چرا که اینجا مکانی است خرم و زیبا، در نهایت آسایش. خرچنگ گفت: قوی پنجگان توانا را جز با مکر نتوان شکست داد. در این اطراف راسویی زندگی میکند، چند ماهی بگیر و بکش و از جلوی خانهی راسو تا لانهی مار بیفکن، راسو یکی یکی میخورد و چون به مار رسد او را هم میبلعد و تو را از رنج میرهاند. قورباغه با این حیله مار را هلاک کرد. چند روزی بگذشت، راسو دوباره هوس ماهی کرد، بار دیگر به دنبال ماهی در آن مسیر راهی شد، پس قورباغه و همهی بچه هایش را خورد. این افسانه گفته شد تا بدانیم که حیله و مکر بسیار بر خلق خدا موجب هلاکت است. البته در انتها برای اینکه این سایت هم آموزش داشته باشد بدانیم که که کلیله و دمنه کتابی است که در قرن ششم نوشته شده و اصول و قوانین حکومتی و اخلاقی را توأمان در قالب حکایت تبیین کرده است. این اثر علاوه بر جنبه های ادبی، آموزه های اخلاقی و مدیریتی بی شماری دارد. نصرا.... منشی به بسیاری از اصول اخلاق مدیریتی اشاره کرده است که با بررسی و به کارگیری آن می توان بسیار استفاده کرد. از میان این اصول اخلاقی- مدیریتی، ده اصل بسیار چشم نواز است.
وب وان را پیشنهاد میکنم چون فضای آرامی دارد و اگر از کارتان راضی باشند، میشود سالها روی همکاری با این شرکت حساب کرد. محصولهای موفقی ارائه میدهد و سرعت رشد خوبی دارد و مسیر مطلوبی در پیش دارد. برای موفقیتهای آینده آرزوی بهترینها دارم.
شرکت گرایش تازه کیش همواره محیطی پرتنش و پرشوک در اختیار میگذارد، به خصوص برای تازهکارها که احساس فشار و محدودیت میکنند. گاهی به نظر میرسد رهبران سازمان هم تمایل دارند شرکت را به همین شکل نگه دارند. کارکنانی کهنسال آنجا بهگونهای رفتار میکنند که گویی برای افراد جدید امکان رشد نیست؛ اگر کسی تصمیم به خروج از شرکت بگیرد و به جای دیگری برود، گویی از مسیر همیشگی فرار کرده است. منابع انسانی هم به نظر میرسد حضور ثابت و پایداری ندارد؛ پس از تلاشهای زیاد برای جذب، فردی معرفی میشود اما بهسرعت از شرکت میرود. با این حال واحد اداری همچنان به عنوان واحد منابع انسانی شناخته میشود. مدیران گاه از سطح کیفیت لازم بهرهمند نیستند؛ به خصوص مدیر منابع انسانی تازه که با تغییرات مدیریتی اخیر، جنگهای قدرتی بین مدیران به وجود آمده است. هر کدام از مدیران تابع تیم و دوستان خود را وارد میکند و کمکم افراد بیتجربه و بیتعهد با دستمزدهای بالا به تیم افزوده میشوند و انتظار دارند حقوق کارکنان قدیمی نیز افزایش یابد.
موردی که توی این شرکت خیلی چشمگیره این هست که مدیران برای ارتقا پرسنل خودشون واقعا تلاش می کنن و برای زحماتی که برای شرکت می کشید ارزش قائل هستن، هم مادی و هم معنوی جبران می کنن و کاری می کنن که آدم فکر می کنه برای خودش داره کار می کنه. نکته دیگه که برای من خیلی مهم بود وقتی متوجه می شن جایی مشکلی هست که کارکنان شرکت رو ناراحت می کنه همه دست به کار می شن تا اون مشکل حل بشه، نظم و انضباط براشون مهمه و تا زمانیکه خارج از مقررات حرکت نکنید و موارد رو رعایت کنید و وظایفی که محول شده به درستی انجام بدین کسی با شما کاری نداره و نکته آخری که بخوام بگم اگر علاقه به کار نشون بدین و متوجه بشن که مسئولیت پذیر هستین جای رشد و پیشرفت هست و اجازه میدن ترقی کنید. امیدوارم شما هم از شغلتون راضی باشین.
یکی از بدترین تجربه های کاری رو تو این موسسه داشتم. اول اینکه همون موقع استخدام بهتون دروغ میگن راجع به حقوق و شرایط شرکت مثلا میگن که ۱۰ میلیون ثابت بهتون میدن ولی هیچ وقت همچین حقوقی رو به شما نمیدن بعد اینکه اصلا برخورد سرپرستا و مسئولای این شرکت با بچهها اصلا خوب نیست و احترام و شأنشون حفظ نمیشه و واقعا این شرکت کلاهبرداریه والکی مکالمه رو با مردم بیچاره کش میدن که پول بیشتری رو بگیرند و اطلاعات درست و حسابی هم ندارند. فشار کاریش خیلی بالاست مسئولا و سرپرستهای این شرکت اصلا سلامت روان ندارند و بعید میدونم کسی که سالمه تو اون محیط بتونه دوام بیاره .یک سری قانون من درآوردی دارند و اگه بخوای استعفا بدی باید تا اون تاریخی که اونا میگن تو تو اون محیط کار کنی و پولتو که نمیدن هیچ واسه گرفتن سفته و مدارک دیگه کلا باید بدویی.
دوستان سلام من از طرف تیم مارکتینگ هلدینگ میخوام بهتون بگم که خوندن کامنتهای اینجا برای ما جزو روتین هر روزمون شده بود تقریبا یک هفته هست از کاریزما جدا شدم و بیشتر کامنتهای اینجارو به چشم توی کار دیدم و نهایتا نتونستم تحمل کنم و اومدم بیرون یه کار جالبی که بعد از این بازخوردای منفی کردن این بود که کارت های هدیه ۱ میلیون تومانی بدن به کسایی که تو لینکداین فالوور زیاد دارن که پست بزارن و تعریف بکنن شاید جلوه کاریزما درستشه جالبترش اینکه دنبال حل مشکل نبودن و نیستن واقعا انگار یه آدم عاقل دور و ور مدیرا نیست که رک و روراست بهشون بگه تیمهارو سپردین دست آدمایی که از کارشناسها کمتر میفهمن و ایده هاشونو اول رد میکنن بعد تو جلسات با مدیران بعنوان ایده خوشون مطرحش میکنن پیشنهاد میکنم افراد خلاق و جوان اینجا نیان، اینجا جای آدمهایی با تفکر پیر و قدیمی هست، فرهنگ سازمان هم بسیار عقب افتاده
با سلام،من حدود یکسال هست در شرکت موج پژوه البرز کار میکنم و چشمگیر ترین نکته و مزیت در این مجموعه برای من شرایط ایده آل برای پیشرفت کردن هست،و بستر بسیار خوبی هم برای آموزش و یادگیری و هم برای پیشرفت شغلی وجود داره یکی دیگه از نکات مهم برای من در این مجموعه سطح علمی و تخصصی هست بطوری که مدیرعامل و مدیران ارشد شرکت از نخبه ها و افراد درجه یک در کشور هستن،این نکته در مورد تمامی پرسنل شرکت هم قابل مشاهده هست و همین مطلب باعث متمایز کردن این شرکت از شرکت های دیگه هست نکته مهم دیگه نظم و انضباط در مجموعه هست که به طور جدی از سوی مدیران شرکت پیگیری میشه من در این مجموعه به لطف خدا و با اعتماد و تشویق مدیران شرکت تجربه پیشرفت و ترقی در مجموعه رو داشتم که واقعا برای من انگیزه دوچندانی برای ادامه کار در این شرکت محترم رو داشته با آرزوی موفقیت برای مجموعه محترم موج پژوه البرز
برای من هم مثل چیزی که دوستان میگفتن، اوضاع حقوق خیلی به کندی پرداخت میشود و حقوقها اغلب با تأخیر میآیند اما فضای رشد در شرکت وجود داشت. محیط کاری از ندانمکاری مدیران به شدت تحت فشار بود در حالی که همکاران خوبی در تیم وجود داشتند. به نظر میرسد مدیران بیشتر به جای مدیریت، درگیر دعواهای داخلی هستند و شرکت نیاز به یک مدیرعامل مستقل داشت نه اینکه از میان سهامداران مدیری انتخاب شود. در کل تجربه برایم ناخوشایند نبود اما رفتار دوگانه با کارکنان کاملا واضح بود. حضور مدیر در اتاق توسعهدهندگان هم تجربهی نامطلوبی بود. برخورد مدیر با افراد بسیار سرد و بیتفاوت است و اگر پروژهای باکیفیت هم ارائه بدهی، هیچ تشویقی دریافت نمیکنی. اگر باگی رخ بدهد و تو نورچشمی نباشی، برخورد سختی میبینی و برای نورچشمیها حتی بدترین باگ هم بیاثر میشود. حقوق به مقدار کمی کسر میشود و قول میدهند بعد از پایان کار پرداخت میکنند به علاوه سفته. قراردادها طولانیمدت هستند و وقتی پایان قرارداد برسد باید دنبال پولت بگردی، علاوه بر دوماهی که از آنها طلب داری. خیلی عجیب است که آن دسته از کارکنانی که به شرکت امتیاز بالایی دادهاند، معمولا راضی نیستند. حجم کار بالا بود و گاهی تا ساعات ده یا یازده شب باید میماندی و استخدام نیرو جدید انجام نمیشد.
بعد از دیدن آگهی شرکت به دلیل شرایط وعده داده شده تصمیم گرفتم مصاحبه را بروم و پس از قبولی از کار قبلیم استعفا دادم. اما کمتر از دو ماه، بسیاری از نیروهای استخدامشده و حتی تعدادی از کارکنان قدیمی را به دلیل وضعیت مالی بد و تصمیمات مدیریتی اخراج کردند. به واقعیت که گفتند نمیخواهیم، هیچ دلیل مشخصی ارائه نشد و این موضوع برایم کاملا نامفهوم بود؛ گویی با وجود جذب نیرو، دوباره آنان را کنار میگذاشتند. در کنار این سردرگمی، صحبت از پناهندگی هم مطرح شد و اینکه ورودشان برای برخی ممکن است اتفاق بیفتد، اما معنای دقیقش روشن نبود. در مجموع بیدلیل ۲۸ نفر حذف شدند و من تنها در این تجربه بودم که امیدوار بودم ای کاش یکی به من میگفت قبل از رفتن چه پیامدهایی ممکن است باشد تا بتوانم به تصمیم بهتری رسیده و شاید به یکی دیگر کمک کنم تا زندگیش دچار نابسامانی نشود.
برای مصاحبه به سازمان رایورز رفتم و در کل، تجربهی فنی خوبی از مصاحبه داشتم. بخش منابع انسانی هم مطلب خاصی نداشت؛ تست شخصیت و دو آزمون دیگر گرفتند که به گمانم نتیجهی تست MBTI با قبل از آنها همخوانی نداشت. اما چالش اصلی مربوط به مصاحبه با مدیرعامل بود که انگار به صورت محاکمهای بود و هر سوال به جزییات شرکتهایی که قبلا با آنها کار کردهام کشیده میشد. آنها در نهایت درباره تمامی جنبههای زندگی کاری من اظهارنظر کردند و من گفتم نمیشود از روی مواردی که فقط روی کاغت و رزومه نوشته شده، زندگی و تصمیمات یک فرد را قضاوت کرد؛ عوامل زیادی در تصمیمگیریهای شخص وجود دارد که فراتر از رزومه است. بحث حقوق درخواستی من هم نکتهای مهم بود که باید صرفا از همان ابتدای گفتوگو روشن میشد تا وقت ارزشمندم به صرف بحث طولانی دربارهی حقوق تلف نشود. تصور میکردم شرکت میتواند حقوقی متناسب با موقعیت کارشناس FULL‑STACK در سال ۱۴۰۳ را ارائه کند، اما به جای توضیح منطقی، تمرکز بر باقیماندهی تجربیات و دانش من شد و این مطلب حس شد که برای پاسخ به این سوال، اولویت به چانهزنی دربارهی مبلغ نیست. همچنین دریافتم که شرکت مزایای قابل توجهی به کارمندان ارائه نمیدهد. از دید من، نحوهی برخورد و استدلال مدیرعامل خیلی سطحی بود و اگر پرداختی درخواستی نبوده یا برایشان قابل توجیه اقتصادی نباشد، بهتر است بهجای زیر سؤال بردن شخصیت و زندگی کاری طرف مقابل از روشهای محترمانهتر برای پاسخ دادن استفاده شود؛ روشهای مناسبتری هم وجود دارند تا درخواست حقوق را به شیوهای حرفهای رد کنند.
باز یک تعریف بیجا از شرکت توسط یکی از چاپلوسان شرکت... تشویق یکی از مؤثرترین راهکارها جهت ترغیب افراد به فعالیتها و اعمال و رفتار مثبت است، اما آنگاه که این تشویق تبدیل به ستایشهای افراطی شد، آفاتی را برای فرد مورد تشویق در پی خواهد داشت که شامل مواردی همچون خودبرتربینی، کبر، غرور و خودشیفتگی است. به این ترتیب شخص تمجید و تعریفشده پیش خود فکر مىکند که سرآمد افراد جامعه است و همه باید به او احترام بگذارند و در برابر او سکوت کنند. مثل جمهوری اسلامی هستید.
من به عنوان کسی که چندین شرکت در این حوزه کار کردم بدون قضاوت میگم... اولا حرمت سفره نگه دارید و همیشه با شرافت زندگی کنید...اونقدر ترسو و بزدل نباشید که بیاید اینجا اینطوری حرف بزنید و آبرو بری کنید..برید تو صندوق انتقادات حرفاتونو بزنید یا به مدیران خیلی صریح بگید...من مطمنم بخش اعظمی از افرادی که اینجا این حرفا رو بر علیه شرکت میزنن همونایی هستن که جلوی مدیران تا کمر خم میشن...توی همین شرکت خیلی از نیرو ها کار بلد نبود الان مهندس خبره شدن... خیلی ها ازدواج کردن...خیلی ها خونه خریدن...ماشین خریدن...لطفا به سطح تخصصتون و سوادتونم نگاه کنید... همین خونه هایی که دوستان ازش به عنوان لونه مرغ یاد کردن بخدا که حتی ۱۰ مترشم نمیتونید اجاره کنید تو اون محل... این شرکت مدیران خوب و با شرافتی مثل مدیر عامل و مدیر فنی داره...تمام خشم و عقده هاتونو درست نیست اینجا خالی میکنید... کار که بهتون یاد میدن...کوتاهی در کاراتونو که چشم پوشی میکنن...با شرافت زندگی کنید همیشه
برای من مسیر آشنایی با فرآیندهای سوپرپایپ و نگاه دقیق به سیستمهای منظم آن واقعا الهامبخش بود. این شرکت با استانداردهای بالا و تمرکز بر کیفیت محصولات، جایگاه ویژهای در صنعت تاسیسات دارد و محیط کار حرفهای و فرصتهای رشد فردی را هم فراهم میکند. از نزدیک با روندها و اصول کاریشان آشنا شدم و تحت تأثیر تعهد کارمندان و ارزشهای شرکت قرار گرفتم. با اینکه در مصاحبه اول موفق به پیوستن نشدم، این تجربه با انگیزهای مضاعف برای بهبود مهارتهایم همراه شد تا در آینده بتوانم عضوی از تیمشان باشم. داشتن هدفی روشن برای پیوستن به مجموعهای با این فرهنگ قوی از نظر من ارزشمند است و به تلاش جدیام برای رسیدن به آن ادامه میدهم. همچنین باور دارم که گاهی انتشار برخی مطالب منفی درباره این شرکت از روی حسادت یا کماطلاعی است و این چیزها را واقعیتهای درباره شرکت نمیدانم.
سالها در سوپرپایپ اینترنشنال کار کردم و در طول این مدت، با مجموعهای از همتیمیها کار کردم که فرهنگ سازمانی بر پایه احترام متقابل و فضایی شاد و پویا بنا شده بود. این شرکت نه تنها برای همکارانش رزومهای قوی میسازد، بلکه کارها به شیوهای تخصصی و حرفهای اجرا میشوند. حقوق و مزایا همواره بهطور بهموقع پرداخت میشد و در تمام سالها حتی یک روز تأخیر در پرداخت وجود نداشت. فرایند جذب و استخدام در این مجموعه با دقت و حرفهای بودن انجام میشد و ورود به چنین سازمان معتبری، مانند بسیاری از شرکتهای بزرگ جهان، نیازمند طی کردن مراحل مختلف و دقیق است. همسویی نیروهای جدید با فرهنگ سازمانی و هماهنگی آنها با تیمهای موجود در شرکت به خوبی صورت میگرفت. افتخار داشتم در چنین مجموعه بزرگی کار کنم و به این تجربه میبالم. برای کسانی که به دنبال کار در هر سازمانی هستند، توصیه میکنم بررسیهای دقیقتری انجام دهند. به عنوان مثال با افرادی که تجربه کاری واقعی در شرکتهای موردنظر دارند از طریق منابع معتبر مانند لینکدین گفتوگو کنند تا از صحت و سقم مطالب مطمئن شوند.
در اربعین و برای اهانت کننده روزی خور نا عادل ، که متهم کند در خفاء و حکم می دهد در تاریکی ، قطعه ایی از مناجات خواجه عبدالله انصاری را می گذارم شاید بیدار شود و به جای توهین و ارائه ذلت از فرصت این سایت که قطعا مدیران شرکت سری به آن میزنند ، ارائه پیشنهاد دهد و بگوید از آنها چه میخواهد و تشکر می کنم از آنکه پیشنهادات رفاهی نوشت و در ادامه + الهی ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مومنان را گواهی، چه عزیز است آنکس که تو خواهی. الهی یکتای بی همتایی، قیوم توانایی، بر همه چیز بینایی، در همه حال دانایی، از عیب مصفایی، از شرک مبرایی،اصل هر دوایی، داروی دلهایی، شاهنشاه فرمانفرمایی، معزز بتاج کبریایی، بتو رسد ملک خدایی. و دانایی بر نهان انسان بد نهاد ، کینه توز ، الهی تو دوستان را بدشمنان می نمایی، درویشان را غم و اندوه دهی، بیمار کنی و خود بیمارستان کنی، درمانده کنی و خود درمان کنی، از خاک آدم کنی و با وی چندان احسان کنی، سعاداتش بر سر دیوان کنی و بفردوس او را میهمان کنی، مجلسش روضهی رضوان کنی، نا خوردن گندم با وی پیمان کنی، و خوردن آن در علم غیب پنهان کنی، آنکه او را زندان کنی و سالها گریان کنی، جباری تو کار جباران کنی، خداوند تو کار خداوندان کنی، تو عتاب و جنگ همه با دوستان کنی. الهی ای سزای کرم و ای نوازندهی عالم، نه بآخر شادیست نه با یاد تو غم، خصمی و شفیعی و گواهی و حکم.الهی ای دور نظر وای نیکو حضر و ای نیکو کار نیک منظر، ای دلیل هر برگشته، و ای راهنمای هر سر گشته،ای چاره ساز هر بیچاره و ای آرندهی هر آواره، ای جامع هر پراکنده و ای رافع هر افتاده دست ما گیر ای بخشنده بخشاینده. که نا آدمان بجانمان افتاده اند و حسودان بر توهین پافشاری می کنند و نا روزی خوران و خود بزرگ بینان بر طبل دشمنی و تخریب میزنند ، الهی به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی، دریاب که می توانی. ،
بجای زیر آب زدن و اشاعه فرهنگ توهین در این سایت و همکار زنی : گفتم مسائل رفاهی را یاد آوری کنیم تا به مدیران و منابع انسانی .... کمک کرده باشیم و یاد بدهیم ، البته که هر شرکتی میتواند برای جبران خدمات همکاران و لطفی نماید البته لطف منظورم بود ، با توجه به بالا بودن هزینههای درمانی، بیمههای تکمیلی هزینههایی که مازاد بر تعرفه بیمههای پایه (تأمین اجتماعی، خدمات درمانی، بیمه نیروهای مسلح و ….) را پوشش میدهند و اهمیت زیادی برای کارکنان و خانواده آنها دارند.. یمه عمر و سرمایه گذاری در واقع یک سرمایه گذاری مطمئن با سود تضمینی است که علاوه بر پرداخت سود علی الحساب به سپرده گذاری، شامل پوششهای بیمهای بسیار زیادی میباشد.... اعطاء وام به کارکنان میتوان از سه راهکاری کلی ، اول استفاده از منابع شرکت، مذاکره با یک بانک، ایجاد صندوق وام در شرکت،ایجاد صندوق مشترک خرید ، مذاکره و امتیاز خرید با تخفیف ، از امور رفاهی دیگر مانند بن کارتهای سفر کارکنان و تورهای مسافرتی و محل اقامت ، ایجاد فضای تماشای گروهی فیلم با یک ساعت مرخصی تشویقی ، استفاده از خدمات تفریحی و ورزشی مانند استخر، پارک آبی، شهربازی، سالنهای ورزشی با تعریف صحیح بودجه و اختصاص شفاف آن بجای رفتارهای غیر شفاف ، کمک هزینه شفاف نهار به اختیار بدون سیاسی بازی ، استفاده صحیح از ابزار مرخصی تشویقی ، اضافه کار تشویقی ،برگزاری دورههای آموزشی و کوچینگ برای همه بدون در نظر گرفتن ملاحضات نا برابرانه ،دعوت از پزشک سازمانی بصورت ماهانه ، اعلامیه تبریک اتفاقات خوب در زندگی کارکنان البته با درنظر گرفتن بودجه برای فرزند آوری ، شاگرد اول شدن فرزند ،عروسی و........ ارسال دسته گل و یا هدیه به محل مراسم برای عروسی و عزا و فرزند ، کمک هزینه تحصیلی برای فرزندان پرسنل با ارائه لوح تقدیر مدیریت ، برگزاری مسابقات ورزشی و مسابقات مجازی و بازیهای رایانه ایی و..... در ساعات تشویقی مرخصی و دیدن هزینه و حضور همگروهی ها در تشویق همکار در ساعت اداری و استفاده از سالنهای ورزشی خارج سازمان با در نظر گرفتن ساعت صبح و عصر همکار ، حمایت عاطفی از خانواده همکاران با برگزاری اردو های خانوادگی و سبد دوره ایی مشخص و مستمر و سبد هدایای مناسبتی با تعریف از پیش ، نظر سنجی از کارکنان بپرسید چگونه از آنها قدردانی کنید و آنها چه دوست دارند ، کانون و کمیته رفاهی کارکنان را با حضور نمایند گان آنان شکل دهید ، روز قدردانی از کارکنان و تشکر از آنها را برای هر سال مشخص کنید و ضوابط پاداش گیران را مکتوب ارائه کنید تا افراد برای آن آماده شوند . تعطیلات تابستانی داشته باشید و مرخصی کارکنان را هدف قرار ندهید ، باداشهای دوره ایی و شش ماهه و سالانه خارج از ضوابط اداره کار در نظر بگیرید ، گردونه شانس در شرکت قرار دهید و اجازه بدهید هفتگی همکاران یک گروه به قید قرعه آن را بچرخانند و جایزه ارزشمند در آنها قرار دهید ،جشن تولد همکاران را در ماه روز (یک روز در ماه یک ساعت )جشن بگیرید و بصورت پیامک پیام تولد ارسال کنید ، خلاقیت را تشویق کنید و صندوق پیشنهادات خلاقانه در حافظ راه اندازی کنید و اعضای کمیته انتخاب را مشخص کنید و خلاقیتهای کاربردی را پاس بدارید ،جلسات ماهانه مدیریت و منابع انسانی را در پایان هر ماه برای کارکنان برگزار کنید و مدیریت مواردی را که میتواند انجام دهد شفاف کند ، مسیر موفقیت و رشد هر فرد را در هر گروه ترسیم کنید انوقت انتظار داشته باشید که آنها به دنبال فرصت های شغلی در جای دیگری نباشند. البته اینها را کیا می نویسد، اشتباه بود ، اینها را چه کسانی می نویسند مهمتر است
در جواب همکار عزیز تجربیاتی که چوب حراج به شرکت رادین و سالها توسعه و مهارت و تخصصش زده ، نان حلال از رادین میبرد و در کمال آرامش میل میکند و در مورد سواد نگارنده لفاظی کرده (( اولا انگار سواد درستی هم ندارید که صخره می نویسید:)) صخره به معنای سنگ بلند نوشته ، حکاکی بر روی سنگ آست و سخره معنای به بیگاری گرفتن ، بی مزد از کسی کار کشیدن ، البته در زبان عوام به اشتباه به معنای مسخره کردن استفاده می شود در حالیکه سخره کردن معنای استهزاء می دهد. و قس علی هذا ، البته امیدوارم به ادبیات شما در گروه آموزشی تجربیات رادین کمک کرده باشم ، راستی به نظر شما معنی کلمه خائن ، روزی خور بد عهد چیست و املای کلمه درست است؟
شرکت رادین نماز خانه ایی کوچک دارد و هر روز بین 10 الی 15 نفر در آن نماز جماعت می خوانند ، و در آن باید شناخت نماز نما ها و نماز دلها را ، البته افرادی هم تنها نماز می خوانند، برخی هم در نماز خانه می خوابند ، برخی هم بارها در کنار نماز خانه سیگار می کشند و چای می نوشند و عده ایی در بیرون شرکت دنبال قهوه هستند و ..... ، در قرآن که محمد (ص) از سوی خدا به ارمغان آورد ، طرافداران راستی را از این گروه ها بر حذر نموده از منافقین ، از قاسطین آز مارقین و از ناکثین (قاسطین، ناکثین، مارقین. همان هایی بودند که جنگ جمل را راه انداختند) که به نام پیامبر بر علی دروغ بستند و دورو ، بودند، همان هایی که قرآن سر نیزه کردند و خورشید را سر شکافتند ، انها همان هایی بودند که روز بر جهد سجده و ساخت مسجد و همراهی اسلام دست بلند می کردند و شب بر سر تحقیر اسلام و برای شکست آن نقشه می کشیدن ، آنها همان هایی بودند که از سفره اسلام روزی خدا میخوردند و در مورد حلال و حرام فتوا می دادند ، آنها کسانی بودند که سالیان سال اسلام داشتند و حتی در مورد ادیان دیگر تحقیق نکرده و جز کفر تجربه نداشتند و خود را قاضی می دانستند ، آنها جرات سخن در مسجد و در میان جمع نداشتند ، شبنامه نوشته و علی ها را از قفا میزدند ، آنها مردان زنانه پوش پوشیه اندازی بودند که می ترسیدند چهره آنها دیده شود. آنها از بیت المال مسلمین هزینه می کردند و دیواره دو رویی می نگاشتند، و ای وای بر روزی خور ريا ، منافق ، دورو که خنجر از پشت می زند ، وای بر عالم، متخصص، مدعی بی عمل که خودش می داند چه مقدار کار می کند و در مورد حلال و حرام روزی دیگران سخن میگوید ، تنفر برای آنانی است پول می گیرند و معامله می کنند و قرا داد امضا میکنند و میگویند ما به اندازه دریافتی خود کار می کنیم و به بطالت وقت می گذرانند و راضی هستند و خود را مسلمان می دانند، آری مارقین ، ناکثین ، فاسدین ، منافقین و قاتلان حضرت ابا عبدالله هم نماز می خواندند و همه تصویر وجاهت و حق یدک میکشیدند ، مواظب باشید تاریخ شما را جای درست قرار دهد ، چون دنیا آینه است ، هرچه کنید روزی شما را در برگرفته و باز تابش بسوی شما خواهد بود .انشاالله
دیدم در مورد کلیله و دمنه نوشته شده گفتم یاد کنیم از قلعه حیوانات : داستان با توصیف شبی شروع میشود که خوکی به نام میجر پیر (به انگلیسی: Old Major) حیوانات را جمع کرده و از ظلمی که انسان بر حیوانات روا داشته برای آنان سخن میگوید و حیوانات را به شورش علیه انسان دعوت میکند. وی سپس یک سرود قدیمی به نام جانوران انگلستان را به آنان یاد میدهد که بعدا به سرودی انقلابی در بین حیوانات مزرعه تبدیل میشود. پس از چندی حیوانات در پی شورشی مالک مزرعه به نام آقای جونز را از مزرعه بیرون کرده و خود اداره آن را به دست میگیرند. پس از این انقلاب حیوانی، خوکها (که از هوش بالاتری نسبت به سایر حیوانات برخوردارند) نقش رهبری حیوانات مزرعه را به دست میگیرند. اما پس از چندی در بین خود حیوانات یک سری توطئه و کودتا انجام میگیرد؛ ناپلئون که یکی از دو خوک پرنفوذ مزرعه است با استفاده از سگهای درندهای که مخفیانه تربیت کرده بود، اسنوبال، دیگر خوک پرنفوذ مزرعه، را فراری داده و خود به رهبر بلامنازع مزرعه تبدیل میشود. پس از آن اسنوبال عامل جونز معرفی شده و تمام اتفاقات بد و خرابکاریهایی که در مزرعه صورت میگیرد به وی یا عوامل او در داخل مزرعه نسبت داده میشود و به فرمان ناپلئون عده زیادی از حیوانات به جرم همکاری با اسنوبال توسط سگها اعدام میشوند. در ادامه داستان، خوکها بهتدریج تمامی قوانین حیوانات را زیر پا میگذارند. قانون اساسی حیوانات معروف به «هفت فرمان» به تدریج محو و تحریف میشود، خواندن سرود جانوران انگلستان قدغن میگردد، حیوانات با غذای روزانه کم مجبور به کار زیاد میشوند، در حالی که خوکها فقط فرمانروایی میکنند و غذای زیادی میخورند و از تمام امکانات رفاهی استفاده میکنند و حتی یاد میگیرند که چطور روی دوپا راه بروند و با انسانها معامله کنند. از جمله برنامههای ناپلئون، ساخت «آسیاب بادی» است که قرار است برای بهبود کیفیت زندگی حیوانات ساخته شود. نقشه اولیه این آسیاب توسط اسنوبال طرحریزی شده بوده و در ابتدا ناپلئون به مخالفت با آن برمیخیزد ولی بعدتر با بیرون راندن اسنوبال، ایده ساخت آن را دوباره پی میگیرد اما به دلیل بیکفایتی ناپلئون، ساخت آن به شکل مطلوبی پیش نمیرود. در پایان، ساخته شدن این آسیاب، که با فداکاریها و زجر و تحمل فراوان حیوانات مزرعه امکانپذیر میشود، نه تنها به بهبود وضعیت زندگی حیوانات منجر نمیشود، که خود به اسبابی برای بهرهکشی بیشتر از حیوانات بدل میگردد... خوب بس است برید کتاب رو خودتون مطالعه کنید ...
یکی از مجموعه های دانش و حکمت به نام کتاب کلیله و دمنه میباشد که توسط مردمان خردمند قدیم« به هرگونه زبانی» جمع آوری شده است. کتاب کلیله حکمت عملی و آداب زندگی و زبان را می آموزد و در تکمیل حکایت شیر و سوسک ..... .شیر مورچه را اخراج نمود ، این شیر رو ، این مورچه ، و این اخراج ، چند مورد در شرکت اتفاق افتاده که شما خبر داری ما خبر نداریم . لطفا مستند ارائه کنید ..... وگرنه با این مطالب که در تجربه باغ وحش رادین وجود داره ، الان باید شرکت خالی از سکنه باشه و لی ما شاا.... بیش از 115 عزیز سر سفره شرم روزی میل می کنند و متاسفانه کارشان شده # (زیرا مورچه دیگر انگیزه ای برای کار نداشت و دایم در حال شکوه و گلایه از سیستم بوجود امده بود....) و صد البته اگر به واحد های تخصصی نیم نگاهی بکنیم مثلا سیستم سازی و یا ..... معلوم است چند نفر سر کار هستند البته به ما و شما حسود چه ، پولش را سرمایه گذار می دهد ، شما چرا ناراحتی ، مگر نانش را تو به او داده ایی بخیل ، بذار افراد بیشتر سرکار بیایند و بیکاری در جامعه کمتر شود ، جوانها تازه فارغ التحصیل شده برق و مکانیک وکامپیوتر و صنایع وعمران ومعماری وحسابدارو.....بیایند و مهارت کسب کنند و به عدالت نان بخورند، ضمنا برای دیدن مورچها بهتر است سری بزنید به کارخانه ها .... ، عزیزم ، زالو ها هستند که یکجا چسبیده و جایی نمی روند ، اگر خیلی مورچه متعهد و کار آمد، کار آشنایی هستی و در کلونی های دیگر درآمد بیشتری داری ، خوب جاهای بهتر از رادین هست و تو میشناسی .... حتما شما مورچه صبوری هستی... و این قسمت را از مطلب موچه کارگر به عاریه زینت بخش می کنم (واقعا این هست حکایت این روزهای شرکت رادین با تاسف ، باغ وحش رادین با سیستم اداری عریض و طویل ....)
اندر حکایت در مورد باغ وحش رادین و بازار تجربیات که بسیار است ، لیکن بهترین پیام را مهمان باشید ازکلیله و دمنه که احوال روزگار رادین را نصر ا... منشی قلم زده قورباغهای در همسایگی ماری لانه داشت، هرگاه قورباغه بچهای به دنیا میآورد، مار آمدی و بخوردی. قورباغه با خرچنگی دوست بود. به پیش خرچنگ رفت و گفت: ای برادر! تدبیری اندیش که مرا خصمی قوی و دشمنی بی رحم است. نه در برابرش مقاومت میتوانم کرد و نه توان مهاجرت دارم، چرا که اینجا مکانی است خرم و زیبا، در نهایت آسایش. خرچنگ گفت: قوی پنجگان توانا را جز با مکر نتوان شکست داد. در این اطراف راسویی زندگی میکند، چند ماهی بگیر و بکش و از جلوی خانهی راسو تا لانهی مار بیفکن، راسو یکی یکی میخورد و چون به مار رسد او را هم میبلعد و تو را از رنج میرهاند. قورباغه با این حیله مار را هلاک کرد. چند روزی بگذشت، راسو دوباره هوس ماهی کرد، بار دیگر به دنبال ماهی در آن مسیر راهی شد، پس قورباغه و همهی بچه هایش را خورد. این افسانه گفته شد تا بدانیم که حیله و مکر بسیار بر خلق خدا موجب هلاکت است. البته در انتها برای اینکه این سایت هم آموزش داشته باشد بدانیم که که کلیله و دمنه کتابی است که در قرن ششم نوشته شده و اصول و قوانین حکومتی و اخلاقی را توأمان در قالب حکایت تبیین کرده است. این اثر علاوه بر جنبه های ادبی، آموزه های اخلاقی و مدیریتی بی شماری دارد. نصرا.... منشی به بسیاری از اصول اخلاق مدیریتی اشاره کرده است که با بررسی و به کارگیری آن می توان بسیار استفاده کرد. از میان این اصول اخلاقی- مدیریتی، ده اصل بسیار چشم نواز است.