من در بوت کمپ مپصا تجربهای دارم که گویی با دورههای آموزشی آنلاین و ویدیویی ترکیب شده بود. وقتی دوره تمام میشود و میروم سراغ پروژهزدن، پر از سوال و ارور هستم و به من کمککنندهای که ارور را بلد باشد وجود ندارد، مگر اینکه خوششانس باشم و یکی از همکلاسیهایم خیلی مسلط باشد. از این دورهها نباید انتظار معجزه داشت. میشود این دورهها را به جای یک فشرده بودن، در مدت زمان طولانی و با هزینهای نصف قیمت در آموزشگاههای دیگر هم گذراند. همچنین بیشتر تبلیغاتشان درباره آموزشی پروژهمحور است، اما در واقع در پایان فقط یک موضوع پروژه را به عهدهی خودم میگذارند و باید خودم آن را انجام دهم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در مصاحبهای حضوری که دوباره هماهنگ شده بود و به دلیل غیبت مدیر منابع انسانی با تأخیر افتاد، حقوق توافق شد و گفتند مشکلی نیست، اما وقتی برای قرارداد اقدام کردم فهمیدم دوسوم حقوق را در قرارداد نوشتهاند و باقیاش را به صورت کارانه میدهند که در سه ماه یکبار میان ۶۰ تا ۱۰۰ درصد حقوق پایه را شامل میشد. این نخستین شوک بود؛ دومین شوک مربوط به سمتی بود که قرار بود در آن مشغول به کار شوم. فهمیدم مدیر واحد توهماتی دارد و فکر میکرد میتواند واحدی را زیر مجموعهاش ایجاد کند، اما ابتدا نیرو جذب کرده و بعد نتوانست نقشهاش را عملی کند و واحد را به زیرمجموعهاش اضافه کند. این دومین شوک بود. در واحد به طور کلی هیچ کاری برای انجام نبود و همگی دنبال کارهای خود بودند. مدیر این واحد به طور کامل غایب بود، یک دستورالعمل انگلیسی میداد، یکی ترجمه میکرد، دوباره همان را میداد و دیگری انگلیسی میکرد؛ تمام تلاشش این بود که تعداد نیروها را بیشتر کند. از نظر من بیسوادترین و بیعرضهترین فردی بود که در این سمت دیده بودم. جو کار بسیار ناامن بود و به شدت به جنسیت نگاه میشد؛ همه خانمها از سمت این مدیر تهدید میشدند. واحد حراست هم این موضوع را میدانست اما کار خاصی انجام نمیداد. به مرور همه خانمها از آن واحد کنار زده شدند چون هیچکسی از آنها به مدیر احساس رضایت نمیداد. حقوق با تاخیر پرداخت میشد و کارانه یا یک بار داده میشد یا اصلا داده نمیشد. مدیرعامل بدون ضابطه، افراد فامیلهای خودش را هم استخدام کرده بود و حتی کسانی که کارشان ارتباطی با سازمان نداشت با آنها قرارداد مشاوره بسته بود. فضا به شدت مسموم بود. به هیچوجه به افراد تازهوارد در این شرکتهای با فضای ناسالم و بدون تخصص توصیه نمیکنم وارد شوند.
من تجربهای واقعی از کار در شرکتی را دارم که با نام پارسترونیک معرفی شده بود و در جایگاه مهندس الکترونیک کار میکردم. در این تجربه، فردی به نام رامین امیری و همسرش فرزانه جواهری را بهعنوان عوامل منفی گزارش میکنم؛ هر دو را بهعنوان افراد با رفتار کلاهبردار توصیف میکنند. توضیح داده شده که رامین امیری بهعنوان کارفرمایی با سابقه بد در ایران شناخته میشد و با استفاده از موقعیت شرکت خود، به نحوی نامناسب با گروهی متشکل از صد نفر یا بیشتر کارمندان، همراه با دخالت همسر و خواهر همسرش، به منافع شخصی دست یافت. در کل از نگرانیهای من این است که محیط کار کمی پرتعارف و بهنوعی فریبآمیز به نظر برسد و باید مراقب چنین رفتارهایی باشید.
به جد خدمت دوستان عارض هستم که یکی از سمی ترین و ناامن ترین فضاهای کاری شرکت پردازش کاریزما داره من چند ماه اونجا مشغول بودم و اومدم شرکت بورسی دیگه ابعاد مختلف براتون میگم: 1- فنی تون مطمئن باشید که بیسواد تر میشید چون نون تیم لید ها ایجاد انحصار هست و این که اصلا به شما اجازه رشد فنی داده نمیشه و عاشق این هستن که ازشون مدام سوال بپرسین حتی خدا شاهده اگر چیزی رو بلد باشین در جا میگن من میدونستم وشخصیت شمارو هدف میگیرن(مدیر حقیر که میگن اونجا به وفور میبینید) 2- عزت نفس تون به شدت مورد هجمه قرار میدن از سمت تیم لید بیسواد دوزاری گرفته تا مدیر محصول سفارشی تا منابع انسانی 3- به زور شما رو مجبور به تایید و تمجید از مدیرها میکنن 4- مباحث مالی هم صحه میذارم به صحبت های سایر دوستان چون دو قسطی حقوق پرداخت میشه و نظم در پرداخت ندارن به معنی واقعی کلمه به خاک سیاه میشینید 5- هیچ امنیت شغلی وجود نداره چون به شدت جو زیراب زنی رایج هست در همه رده های شغلی 6- متاسفانه فضای شرکت شبیه مهد کودک هست تا یک شرکت توسعه نرم افزار 7- برخی موارد هم شرم دارم که بیان کنم 8- شما یک محصول نمیبینید داشته باشن بیشتر حالت رزومه سازی برای مدیرهای بی سابقه دوزاری و سفارش شده دارن
افتضاح به معنای واقعی کلمه. این که گفتن از این که تو هوای شرکت تنفس میکنین باید از خداتونم باشه کاملا درسته. یه چک میگیرن به مبلغ یک سال حقوقتون به خاطر این که در یک شرکت بین المللی کار میکنین. روزی ۹ ساعت و نیم کاره که واقعا زیاده. انقدرم نیروهای خوب کم میرن سمتشون که بچه ها و فک و فامیلای خودشونو آوردن سر کار. برای اثباتش کافیه نام اعضای هیات مدیره رو ببینین و بعدش برین تو لینکدین ببینین چند تا مشابه اونو می بینین. من خودم هر دو مقطع دولتی برتر امیرکبیر و تربیت مدرس بودم و واقعا و عملا به دانشگاه آزادیا و امثالشون توهین میکنن. برای اثبات جعلی بودن نظرات مثبت هم کافیه به توالیشون که همه مال یکی دو ماه اخیرن دقت کنین. تازه یکیشون تو مزایا زده دسترس پذیری خوب!! آخه پونک دسترس پذیریش کجاش خوبه؟! نظر جعلی ایجاد میکنین بیشتر دقت کنین
شرکت همانند پادگانه به ریش صورت گیر میدن میگن همیشه باید با صفر بزنی اخه به شما چ مربوطه ؟ هرکی ریش بزاره از نظرشون مشکل داره .. ااضافه کاری اجباری داره ساعت ناهار 11:30 ... کلا همه چی اجباره .. من که تن به فلاکت ندادم و تو یه هفته استفا دادم
شرکت کارگزاری آگاه را تجربه کردم و به عنوان کارشناس تماس در آنجا مشغول بودم. در ابتدای کار همه چیز عادی بود، اما به مرور فشارها و بینظمیها افزایش یافت و تیم اجرا رفتارهای نامتناسب و آزاردهندهای از themselves نشان میداد. سرگروهها خیلی بیرحم و پر از جوش و خروش شدند و عزتنفس من به من اجازه نداد که در چنین فضایی بمانم.
سها از اون دسته شرکتهاست که بستگی داره توی کدوم تیم باشی به گفته یکی از مدیران که باهاشون صحبت کردم من در بدترین و بی نظمترین تیم ها جذب شده بودم که متاسفانه اینو نمیدونستم مدیرمون به شدت انسان بی انصافی بود اصلا زحمات رو نمیدید و اگر 10000 تا تسک را doneمیکردی اما دوتا به اسپرینت بعدی منتقل میشد در حقوق پایان سالت تاثیر داشت.من شوکه شدم واقعا از شنیدن این جمله همه برنامه نویسا با مفهوم Rubber duck debugging اشنا هستند.یه روز من در حدمرگ حالم بد بود و کارفرما منتظر رفع باگ بود من هرکاری کردم نتونستم تمرکز کنم از مدیرم خاستم ریموت بزنه و کد رو ببینه.کدی که فرد دیگه زده بود و با حال بدم متوجه نمشدم چرا همچین کاریو کرده از مدیرم خاستم بیاد ببینه شاید اون دلیل بیزینسیشو بدونه همین ریموت زدن رو بعدها به عنوان نکته منفی عملکرم بهم گفت واقعا شوکه شده بودم ما هرروز کد میزدیم دو روز بعدش تغییرات میومد همش در حال اعمال تغییرات بودیم ولی شکایت نمیکردم اخرش خوب حقمونو دادن خوووووووووووووب من که استعفا دادم ولی بهتونن پیشنهاد میکنم هرجا رفتید ولی رد فلگ دیدید ادامه ندید مدیری که حوصله توضیح دادن بیزینس نداره.اولین تسکتو تسک عملیاتی میده تشکر نخاستیم تحقیر و توهین میکنه برای یه کمک گرفتن واقعا ارزش هم کلامی نداره چه برسه به همکاری رنج حقوقی خیلی پایینتر از شرکتهای دیگست من حقوقم 3برابر شد توی کار جدیدم دورکاری دارند ولی قوانین من دراوردی در سوزوندن مرخصیها هم دارند من خاطره خیلی خیلی بدی دارم بخاطر مدیر فنی بی وجدان.بیسواد و بی انصافی که داشتم از سها دارم امیدوارم برای دوستان دیگه اینطور نباشه
کار کردن در توربین مپنا (توگا) را با وجود برخی مشکلات تجربه کردم. اگر آدم بیقید و بند و بینظم بودی، احتمالا در مسیر صعود شغلی راحتتری داشتی. حقوق پایه در اینجا به شدت پایین است و بهروزرسانی حقوق در سالهای اخیر صورت نگرفته است. از نظر سطح فنی، فرصتها و حمایتهای فنی مقداری کمبود دارد و به نسبت متوسط، پایینتر است. من خودم از کار استعفا دادم و به هیچکس توصیه نمیکنم که به این شرکت برود.
از تجربه کاری خودم تو این کلینیک راضی هستم تا الان هم حقوق ها تمام و کمال دریافت شده به اطرافیان خودم هم معرفی کردم که شاغل بشن
در این شرکت، با وجود عنوان کارشناس، اوضاع کنترل داخلی و پذیرش آنلاین به شدت نابسامان بود و فضای کاری خانوادگی و فامیلی غالب بود. سیستم مشخصی برای ارزیابی عملکرد یا شایستهسالاری وجود نداشت و منابع انسانی هم به طور واضح تعریف نشده بود.
شرکت زر ماکارون به من پیشنهاد شغلی مدیر انبار داد و با دریافت آن، از کار قبلیم استعفا دادم؛ اما پس از ترک، با وجود وعدههای قبلی، از من خواستند سفتهای به مبلغ پنجصد میلیون تومان بدهند تا به عنوان حسن انجام کار به من بدهند، و حتی رسیدی هم ارائه نکردند. من تصمیم گرفتم بیخیال قضیه شوم و نروم، چرا که این کار باعث شد از شغل قبلیم استعفا داده و زندگیام دچار مشکلاتی شود. واحد منابع انسانی به هیچوجه با من راستگو نبوده و به نظر میرسد به دروغگویی متوسل میشوند.
یک شرکت با جو صمیمی من متاسفم برای اون کاربری که خودش رو بعنوان برنامه نویس تمام وقت ادصاب معرفی کرده و اون نظرات رو نوشته، قطعا ایشون جزو پرسنل شاغل ادصاب نیست و احتمالا کسی هست که خودش مشکل داشته و از شرکت رفته و هرجایی هم که میتونه نظراتی میزاره که متاسفانه همشون هم دروغه! اینجا یک جو صمیمی حاکم هست که حدود 40 نفر کنار هم دارن باهم قبل از کار کردن زندگی میکنن، پس شاید بهتره گفت خانواده ادصاب، من این نظر رو گذاشتم بدلیل ایکنه دیگرانی که دارن این نظرات رو میخونن با اطلاعات اشتباه قضاوت نابجا نکنن! ضمن تاسف مجدد برای اون کاربر قبلی موارد زیر رو در کمال صداقت عنوان میکنم: 1- اینجا اصلا گازی وجود نداره که بشه روی اون با ماهی تابه (نه مای تابه) غذا گرم کرد. 2- بدلیل دروغی که در خصوص ماهی تابه گفته بودند مشخصه که معده کسی هم مشکل پیدا نکرده. 3- آشپزخانه اینجا 10 متر نیست و 20 متره و کسی هم داخلش غذا نمیخوره. 4- ما اینجا در یک اتاق مجزا از سایر اتاقها و آشپزخانه غذا میخوریم که اتفاقا شرکت میتونست این اتاق رو هم بعنوان اتاق کار در نظر بگیره که مثل خیلی جاهای دیگه پشت میزمون غذا بخوریم و این کار رو نکرده. 5- در زمان غذا خوردن مدیران شرکت به دلیل راحتی پرسنل در کنار ما نیستند که بدونن ما کی قراره نون بخریم پس این هم یک دروغه دیگه بود که عنوان شد. 6 - اینجا در مصرف دستمال و سایر ملزومات مصرفی محدودیتی نیست چون ما خودمون اینقدر فرهنگ داریم که بدونیم چطور باید از ملزومات مصرفی استفاده کنیم. در نهایت من میخوام دعوت کنم از هرکسی که براش مهمه که بیاد و محیط شرکت مارو از نزدیک ببینه و واقعیت های عینی رو با چشمش مشاهده کنه تا مشخص بشه که واقعیت چیه. امیدوارم حال همه همیشه اینقدر خوب باشه که نخوان با دروغ خودشون رو آروم کنن. با آرزوی موفقیت برای همه دوستان
تجربه خوبی را در مدت همکاری با حامی سیستم داشتم محیط سالم و دوستانه و مدیران و همکاران با تجربه. همیشه کسانی هستند که شنوای صحبت هایم باشند. قبل از ورودم به حامی کامنت های بدی شنیده بودم و تردید داشتم برای همکاری. وقتی وارد شدم خیلی متفاوت تر از چیزهایی بود که شنیده بودم و خوشحالم که با این شرکت همکاری داشتم
در شرکت پویش آکس، محیط کار را خانوادگی میدانم و گاه feeling میکنم که سطح دانش مدیریتی پایین است. جلسات اغلب به نظر میرسید بیهدف و حاشیهای باشند و موضوعات مطرحشده به طور روشن حل نمیشدند. واحدها معمولا تمایل داشتند افراد با تجربه کمتر یا دانشجويان را جذب کنند و تمرکز مدیریت به سمت برونسپاری و کارهای غیرجدی میرفت. برای کسانی که دنبال پیشرفت و به دست آوردن جایگاه مناسب هستند، جایگاه مناسبی نبوده است.
برای من که وارد مجموعه شدم، تجربهای کاملا متفاوت از تصورم داشت. محیط کار به نظر میرسید اداری و رندانه کار میکند، اما مشکلات پایهای در مدیریت و ساختار وجود داشت. به گفتهی خودم، کارکنان جوانی که به سرعت وارد تیم شده بودند، بیشتر از همه به ظاهر و ادعاهای بزرگ توجه میکردند تا تخصص واقعی در زمینه IT. برخوردها گاهی به نظر میرسید گروهی و با رویکرد گلهای پیش میرود، بدون راهنمایی روشن و چارچوب مشخصی برای کارها. حقوق و مزایا نسبتا مطلوب بود، با این حال اگر برای شما موفقیت فردی، سلسلهمراتب واضح و فضای حرفهای با کلاس کاری مهم است، شاید اینجا مناسب نباشد.
امیدوارم نظراتی که اینجا هست با وجدان و اخلاق کامل نوشته شده باشه... چون من طبق نظرات شما دوستان که قبلا تو این شرکت کار کردید و در مجموع برایند نظراتتون منفی بود،از رفتن به این شرکت منصرف شدم... شاد و پایدار باشید یا حق
سداد در دو سال اخیر با خاک یکسان شده است و در چند ماه گذشته تبدیل به مخروبه شده، مدیران نالایق و بی سواد در واحد ای تی این شرکت روی کار اومدن که کلا در حاشیه هستن و هیچ کار تخصصی شما نمیتونید تو این شرکت انجام بدید و همان چیز هایی هم که بلدید و فراموش میکنید چون مدیرانی بشدت بیسواد الان ذوی کار هستن. پاچه خواری و دست بوسی موج میزنه بینشون و واحد کسب و کاری که چندتا بچه مدیرای اون شدن و به واسطه رابطه و ضابطه سمت گرفتن و در حال چپاول شرکت هستند. در مجموع برای کار حرفه ای و تخصصی بدرد نمیخوره و اگر استاد پاچه خواری و رابطه هستید وارد این شرکت شید. امیدوارم با حضور ****** سداد دوباره مثل سابق بتونه فضای رشد و پیشرفت و کار حرفه ای باشه.
عجب جای داغونی بود کاریزما. وجدانن فقط خاله زنک بازی و زیراب زنی. جالب این که من به خواسته اقای ....... که مثلا دوستم بود رفتم بعدش خودش زیراب من زد منکر میشد فک کرد من خرم. یه ساله نجات پیدا کردم حقوق و شرایط مالیشون که نوبره! راست میگن بچه ها که حقوق خیلی کمه دو قسطیه هیچوقت سر زمان مشخص نمیدن که بتونین برنامه ریزی کنین هیچ دورنمایی ندارن برای افراد فقط قول و حرف مفت از پول خود بچه ها برای بقیه بچه ها کادو میخریدن 😲 اصلا فضای کاری امنی نداره چون همیشه از اسکرام مستر گرفته تا لید تیم دارن زیراب میزنن دعا میکنم کلاتون سمت اون خراب شده کاریزما نیافته
نیایید که پشیمون میشید . اینجا جهنم سیستم بانکی هست و اداره کل عملیات شرکت توی پنج سال 4 تا رییس عوض کرده و ثبات نداره . پر از باند بازی و یارکشی .
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.