من دوسال توی این شرکت مشغول به کار بودم. مهمترین و بهترین ویژگی فرهنگ سازمانی خوبه اونجاست. مخصوصا اگر تازه وارد بازار کار بخواید بشید تجربه خوبیه و خیلی فرهنگش روی آینده کاری شما تاثیر میزاره. توی بخش پشتیبانی میتونم بگم بدترین موضوع حجم کاری زیاد و یک level بودن حقوق همه بچه هاست. یعنی اگر خیلی خیلی بهتر کار کنید هم نهایتا پاداشتون (که سه ماه یک بار پرداخت میشه) 500 تومن با بقیه اختلاف داره. نه بیشتر و کمتر و بدیش اینه که شما حتی روزهای تعطیل ممکنه کلاس آموزشی و آزمون داشته باشید. شیوه پرداخت اینجوریه که حقوق پایه ای که هر ماه پرداخت میشه مبلغش پایینه، و مبلغی با عنوان کارانه هر 3 ماه پرداخت میشه که به اسم کارانه هست ولی در واقع همون تتمه حقوق خودتونه که هر جا برید کار کنید همینو بهتون میدن. و با این شرایط تورم اصلا اینطور کار کردن به صرفه نیست مگر اینکه تازه کار باشید و بخواید تجربه کسب کنید. ویژگی بد دیگه ای که من دیدم این بود که اگر بخواید بین تیم ها جابه جا شید 99 درصد باهاتون موافقت نمیکنن و تا آخر باید بمونید توی همون جایگاه پشتیبانی و خیلی سخت و در واقع شانسی هر دو سال یک بار یک نفر ممکنه به تیم محصول یا تیم های دیگه منتقل شه... اگر از این شرکت بخواید برید بیرون و قطع همکاری کنید هم انگار که بهشون توهین شده(طبق تجربه من با مدیر پشتیبانی تهران) اصلا براشون قابل قبول نیست و توجیهی نداره که شما بخواید برید، و این هم اضافه کنم، کارانه آخر که در واقع حقوق خودتون هست رو در زمان قطع همکاری پرداخت نمیکنن و یک جور بازی دادن حساب میشه (چون لزومی به پاداش در زمان تسویه نیست ولی اون چیزی که اسمشو پاداش میزارن و سه ماه یک بار پرداخت میکنن حقوق خودتونه ، چون حقوق پایه خیلی کمه ) اگر خیلی براتون مبلغ دریافتی و حجم کاری مهم نیست و فقط دوست دارید توی یک محیط سالم کار کنید خیلی خوبه، یا اینکه تازه کار هستید و میخواید تجربه خوب کسب کنید خیلی خوبه، در غیر این صورت من توصیه نمیکنم...
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در یک سال اخیر در گروه آراد مشغول به کارم و از فضای مثبت شرکت و رفتار دوستانه تیم راضیام؛ اما با وجود اینکه پروژهها با استانداردهای روز دنیا پیش میروند و مدیریت پروژهها به سبک اسکرام انجام میشود، دستمزدها همسطح بازار داخلی است نه جهانی. مزیتهای حال حاضر شامل رفتار محترمانه و مودبانه همکاران و همچنین برخورد مناسب مدیران با تیم است، و خوشبختانه خبری از شعار اینکه “ما یک خانوادهایم” نیست، که نکتهای مثبت بهشمار میآید. علاوه بر این، امکاناتی مثل اتاق استراحت، نوشیدنی رایگان، برگزاری کارگاههای آموزشی و بازیهای گروهی دورهای و محل مناسب با پارکینگ از دیگر نکات مثبت به شمار میرود. از طرفی معایبی هم وجود دارد؛ پروژههای سنگین و کنترل کیفیت تازهکار که با سختیهای سیستم اسکرام ایرانیزه شده و با نرمافزار جیرا وقتی بهخوبی همسرعت انجام میشود، توازن میان حقوق و کار طاقتفرسا به خطر میافتد. در مجموع با وجود اینکه افراد متخصص زیادی در این مجموعه حضور دارند، محیط فنی مناسبی برای پیشرفت فراهم است؛ هرچند باید سختی کار را هم در نظر گرفت. تجربههای دیگر همکارانم را هم از نزدیک دیدهام و از آن استفاده کردهام.
شرکت گروه صنایع غذایی سولیکو (کاله) را تجربه کردم. به نظرم شدت وابستگی به بخش و مدیری که با او کار میکنید در این سازمان عظیم بیشتر مشخص میشود. اگر بخواهم از معایب بگویم، گردش مدیران یکی از نکات منفی است که با آن مواجه شدم. در بخشی که من حضور داشتم، فضای فرهنگی نسبتا مناسب است و خوشبختانه درگیری و حاشیه میان همکاران کم است؛ این شرایط به Leadership بستگی دارد، چراکه وقتی سال گذشته در تیم دیگری بودم، حاشیه و زیرآبزنی زیادی وجود داشت. الان در تیم جدید تقریبا با شایستهسالاری پیش میروم و مشکلی از این بابت ندارم. پیش از پیوستن به تیمی که با آن همکار میشوید، خوب است که با دقت بررسی و تحقیق کنید.
باور نکردنی بود که چنین فضایی تا این حد بینظم و پر از حاشیه باشد؛ از تجربهام میخواهم نمونهای روشن از فضای کار را بازگو کنم. فرهنگ کار خیلی ضعیف است و به نظر میرسد پرداختن به آن بیثمر باشد اگر قبل از ورود تحقیق نشده باشد. در این محیط ارتباطات در سطحی غیرحرفهای دنبال میشود و رعایت سلسلهمراتب تقریبا وجود ندارد. پروژهها بدون برنامهریزی دقیق پیش میروند و تصمیمات مدیران در لحظه عوض میشود؛ حتی چند بار همان تصمیم به صورت ناگهانی لغو میشود، و این موضوع باعث میشود اضافهکاری مداوم و انتظار برای ماندن تا ساعات پایانی شب تبدیل به چالش معمول شود. در یکی از روزها با تصمیم یکباره مدیران مجبور شدم تا شب با تیم بمانم تا پروژه را اجرا کنیم. بحثهای داخلی بین مدیران خیلی بالا است و معمولا درباره مسائل جدید صحبتهای پنهانی رد و بدل میشود. این تجربه من از کار در تیم آیتی همین شرکت بوده است. تسویهحساب با کارکنان ترکشده به نظر بینظم میآید و مواردی از گم شدن تسویهحساب دو نفر از آشنایانم وجود داشت؛ در صورت پیگیری، احتمال اینکه پولتان را دریافت نکنید وجود دارد. پس از شش ماه هم مجبور شدم با جدیترین فشارها حقوقم را بگیرم و در نهایت با مقاومت پشتسر همکارانم به دست آوردیم. این تجربه برای من به طور عمیق ناخوشایند بود و امیدوارم برای هیچکس تکرار نشود. در نهایت ناچار شدم با رضایت کامل از شرکت جدا شوم.
من تجربهای کاری از گروه آراد دارم که به طرزافتادهای با مدیریتی رو به آینده اداره میشود. در طول پنج سال گذشته این شرکت رشدی عمیق و قابل توجه از نظر من داشته و همچنان هم مسیر مثبتی با شیبی رو به بالا را دنبال میکند. از دیگر ویژگیهای برجسته این تیم میتوان به فضایی خلاق و آرام، جو دوستانه و صمیمی، برگزاری رویدادها و دورهمیهای جذاب، برخورد با چالشهای تازه، و تمایل به پیادهسازی فناوریهای بهروز اشاره کرد.
کار را به این شکل شروع میکنم که حالا دیگه به عنوان سابقهای واقعی از کار با گاج مینویسم. شش ماه در این شرکت به عنوان دیزاینی از بکاند و فرانت کار کردم. تیم ما با مدیر مستقیممان واقعا خوب بود و جو دوستانهای داشتیم، بهطوری که همکاری ثمربخش و روانی داشتیم. اما از نظر سطحبالتری که در سازمان وجود داشت، دید برنامهنویسی چندان وجود نداشت و مدیران ارشد شرکت هم نگاه نرمافزاری مشخصی نشان نمیدادند. در همچنان که بیمه پایه از طرف اداره کار به حساب میآمد، با وجودی که در صحبتهای اولیه قرارداد را سختگیرانه میدانستم، انتظار داشتند که نسخهای از قرارداد به من تحویل نشود و این موضوع باعث پایان همکاری من شد چرا که در پاسخ به این درخواست مقاومت کردم. ساعات کار اضافی نداشتیم و به موقع به خانه برمیگشتیم. پنجشنبهها هم تعطیل بودیم و کارمان نسبتا سنگین نبود. با جابهجایی گاج از تئاتر شهر به چیتگر، بخش زیادی از تیم توسعه را ترک کردند و به نظر میرسید که فضایی برای برنامهنویسها ایجاد نمیشد. به اعتقاد من میشد یک ساختمان کوچک برای تیمهای فنی فراهم شود تا راحتتر فعالیت کنند.
با اینکه توی موج صنعت کرانه به عنوان برنامهنویس ویندوز کار میکردم، تجربهام رو با حس و حال خودم توضیح میدم. یادگیری اصلی شیگرایی رو تا حد زیادی اینجا به دست آوردم و میتونم بگم بخش عمدهای از ابزار و اصولش رو از اینجا فهمیدم. مدیرعامل و مدیر مستقیم خودم آدمهای بااخلاق و مهربانی بودن و اغلب همکاران هم انرژی مثبتی داشتند. به طور کلی فضای کار نسبتا خشک و روالمحور بود و با این شرایط من مجبور بودم اکثر روزها اضافهکاری کنم چون حجم کار زیاد بود. وقتی زودتر از موعد میرفتم، اوضاع انگار آرامتر بود. حقوق بهنسبت پایین به نظر میرسید و اکثر همکاران ساکت، فقط مشغول کار بودن و من غالبا دقیقا هشت ساعت کار میکردم که این موضوع من را خسته میکرد. رفتار تیمی هم بیشتر رسمی و قانونی بود. اما خوبیش این بود که پنجشنبهها بعد از کار سالن فوتسال داشتیم و حتی با وجود کار، مدیرعامل میآمد و میگفت کار تمام شده و برویم فوتبال. هنوز با این شرکت ارتباط دارم و دوست دارم این ارتباط پابرجا بماند. اگر خیلی فراغتی فراهم شود، باهاشون فوتسال را ادامه میدهم و کرونا از بین رفتن همایش را هم دوست دارم دوباره تجربه کنم.
در فرابین فقط به خودم بستگی دارم که چقدر رشد کنم و باور دارم اگر مهارت کافی داشته باشم و با تیم دوستانه شرکت ارتباط خوبی برقرار کنم، در مدت کوتاهی به سطحی میرسم که برای خودم هم غیرقابل باور است. متأسفانه بیشتر شرکتهای بزرگ اجازهی پیشرفت بالا را به کارمندها نمیدهند تا آنها را محدود نگه دارند، اما فرابین بهخوبی میفهمد که پیشرفت کارکنان برابر با پیشرفت شرکت است. خوشبختانه فضای رشد برای افراد وجود دارد و این موضوع کاملا به من بستگی دارد که از این فرصت استفاده کنم یا نه. اگر از این فضای رشد استفاده نکنم و به حاشیهها بپردازم، نه در فرابین و نه در هیچ جای دیگری آیندهی خوبی در انتظارم نخواهد بود. فرابین دو محصول با پتانسیل بالای رشد دارد و روز به روز هم بهتر میشوند. خوشبختانه تیمها همه حرفهای هستند و از تعامل با آنان میتوان خیلی چیزها یاد گرفت. من در این مدت تلاش کردم با پیشرفتم به حرکت رو به جلوی شرکت کمک کنم و تأثیر این تلاش را بهوضوح دیدم.
داروخانه دکتر عبیدی برای من تجربه کاری جالبی به همراه داشت. از همان ابتدای ورود، از حمایت همهجانبهم احساس میکردم و تیم منابع انسانی واقعا با توجه و پشتیبانی کارمندان را در نظر میگرفت. مدیران ارشد شرکت که صاحبان کسبوکار هستند، رفتارشان ساده و انساندوستانه بود و با وجدان کامل عمل میکردند. پرداخت حقوق و پاداشهای عملکرد بهموقع انجام میشد و سطح دستمزد و مزایا نیز قابل قبول بود. تعادل مناسبی بین کار و زندگی هم برقرار بود. در زمینه رشد حرفهای هم جای کار برای پیشرفت بهوضوح وجود داشت و فرصتهای توسعهای متنوعی ارائه میشد. فضای کار به کلی از باندبازی و هر گونه رفتار نامناسب دور بود و این موضوع برای من خیلی مثبت بود.
من تجربهای از پارس حیات دارم که ترجیح میدهم بهطور روشن و بیپرده بیان کنم، هرچند واقعیت تلخی را روایت میکند. وقتی وارد واحد منابع انسانی شدم، به سرعت متوجه فضای فرار از پاسخگویی و روابط خانوادگی-وابستگی شدم. در آنجا باندبازی بود و برخی از اعضای تیمهای مالی و منابع انسانی دوستان و شناختههای یکدیگر بودند. بهعنوان همرده زیر دست، متوجه شدم که مدیر من با یکی از کارمندانش ارتباط خانوادگی دارد و این مسئله تصمیمگیریها را تحتتأثیر میگذاشت. گاهی بدون اطلاع من برای آن کارمند مرخصی صادر میشد و من وقتی به تشخیص و بازخواست کمکاری او میخواستم بپردازم، با موانع ناشی از این آشناییها روبهرو میشدم. علاوه بر این، کارمند را بدون نظر من استخدام میکردند، که فضای کار را ناعادلانه میکرد. فاجعه بود اما من تصمیم گرفتم حذف شوم یا از آنجا فاصله بگیرم. در دوره بودجهبندی، برای دو هفته کمو بیش سه تا چهار روز تا ساعت چهار صبح در شرکت میماندیم، تا نهایتا به جایی رسید که خانوادهام هم تحتتأثیر قرار گرفت و فشارها افزایش یافت. مدیر من با لحن طلبکارانه، حضور کارمند تا این ساعات طولانی را حق مدیر میدانست و این وضعیت را تحمل میکردم. به هر حال، کار در واحد منابع انسانی و مالی پارس حیات را به هیچ وجه توصیه نمیکنم و خوشحال هستم که از آن فرار کردم.
سه سال حضورم در بهار سامانه شرق پر از پیشرفت و فرصتهای متنوع بود و خیلی از تواناییهایم را گسترش داد. از کار با این تیم راضی و خوشحال بودم و احساس میکردم در محیطی حمایتی و پرانرژی کار میکنم. فضای کار دوستانه و صمیمی باعث میشد هر روز با اشتیاق بیشتری به وظایفم بپردازم.
یک ماه اونجا کار کردم اما به اندازه یک سال گذشت از بس بد و مزخرف بود. با اینکه تعداد پرسنل زیادهو خودشونم زیر مجموعه هلندینگ بزرگی هستن بسیار بسیار زیاد همه چیز رو هواست! اون تایمی که من بودم واحد منابع انسانی نداشتن و من توی اون یک ماه نه قرار دادی بستم و نه کسی حتی یک فتوکپی کارت ملی از من خواست!! من فقط با یه خانم بی تجربه و خام و بچه سال که بعد از رفتن مدیر هنریشون یک شبه مسوول تیم طراحی کرده بودنش مصاحبه کردم و فقط هم با همون تا آخر طرف بودم. از همون روز اول از پچ پچ بچه ها فهمیدم سه ماهه حقوق نگرفتن و تازه سیستم حقوق دادنشونم به این شکله که حقوق وزارت کاررو هر دو سه ماه یکبار واریز میکنن الباقیش رو میبرن مشمول کی پی آی میکنن و در نهایت تو دوسوم حقوقی که توافق کردیو میگیری، اونهم خورد خورد، اونهم با تاخیر چند ماهه. از طراح گرافیک هاشون انتظار داشتند تا دیر وقت بمونن تا پروموشنی که ساعت چهار بعد از ظهر تصمیم گرفتن رو آماده کنن. بسیار بی برنامه و بی درو پیکر بود. من بعد از دو ماه با دعوا حقوقم رو گرفتم اون هم ساعتی!! درصورتیکه من ساعتی باهاشون طی نکرده بودم، من یه مبلغیو ماهانه باهاشون صحبت کرده بودم اما بعد دوماه ، پشت تلفن تقویمو برام میخوندن که تو این مدت فلان روز اومدی سرکار ضربدر هشت ساعت میشه فلان!!!! و خیلی کمتر از چیزی که باید بهم میدادنو ریختن،دلیلشونم این بود که شما قراردادی نبودی و ساعتی بودی!! و من گفتم خب شما با من قرارداد نبستید مگه من خودم خواستم؟!!! درکل اگه میخواید اعصاب راحت و آرامشتون رو از دست بدید حتما برید مدیسه
وقتی وارد این کار شدم، حس سردرگمی عمیقی داشتم و نمیفهمیدم هدف تیم چه بود. اوضاع شرکت بهطور کلی نامروس و بیبرنامه به نظر میرسید و افراد نامعتبر یا کمتجربه در موقعیتهای کلیدی حضور داشتند. من از وظیفهی اصلی طراحی رابط کاربری فراتر رفتم و مجبور شدم برای هماهنگیهای بنیادی، سیستم و میز کارشان را فراهم کنم تا خط سیر پروژه حفظ شود. در نهایت احساس کردم بیش از هر چیز مسئولیتهای مدیریتی و لجستیکی به من محول شد و بار اجرایی زیادی به عهدهام گذاشته شد.
در محیط کاری شرکت داده پرداز پویای شریف احساس میکنم فشار کار بالا و فضای کاری خیلی خشک است و گاهی مثل این است که از من انتظار میرود بیوقفه و بدون استراحت کار کنم. حتی حرف زدن کوتاه یا خوش و بش با همکاران به شدت نظارتشده است و اگر برخوردی با این رفتارها نداشته باشم، مدیران ناخشنود میشوند و با من برخورد میشود. در بعضی مواقع، تجربهی همکاران هم نشان میدهد که این نگرش از طرف مدیریت تقویت میشود و با کارمندانی که از این مسیر خارج میشوند، به صورت جدی و گاهی به شکل رفتار خشک و دقیق با آنها رفتار میشود. با این وجود، از نظر ساختار و نظم، شرکت در زمینه پیشبرد وظایف و انجام تسکها، نظم خوبی دارد و به نظر میرسد که چارچوبهای کاری به درستی رعایت میشود.
فضای کار در جیبیمو پر از انرژی و پویایی است و من در آن با اشتیاق به جلو حرکت میکنم. سختکوشی و پیگیری اهداف، همواره با همکاری تیمی دست به دست هم میدهند تا نتیجهای مطلوب به دست آید.
با وجود علاقه به همکاران حرفهای و فضای تیمی که در واحد بازاریابی دیدم، تجربهام با این مجموعه به فصل فراموشنشدنی رسید. در آغاز کار، ضعف مدیریتی در مجموعه به وضوح مشهود بود، هرچند حضور تیم باانگیزه باعث ماندنم شد. با شیوع کرونا و تصمیم مدیریت برای انجام امور به شکل دورکاری، از اوایل بهمن تا اواخر اسفندماه این وضعیت ادامه یافت. در روز بیست وپنجم اسفند پیامی مبنی بر عدم پرداخت حقوق اسفند صادر شد و به صورت مبهم گفته شد که در شش ماه آینده شاید فقط نیمی از آن پرداخت شود؛ موضوعی که با اعتراض جمعی روبهرو شد و اعلام شد همکاری با افراد معدودی ادامه پیدا میکند اما با نصف حقوق و به صورت دورکاری برای چهار ماه آینده پرداختی خواهند داشت. هیچکس این شرایط را قبول نکرد و گفته شد پولی به حسابها واریز نمیشود و بهتر است برای شکایت اقدام کنیم. همچنین لیست بیمه هم ارائه نشد و خوشبختانه اکثریت تصمیم به شکایت گرفتند. با توجه به سابقه شرکت در اداره کار، اکثر رایها به نفع ما کارمندان صادر شد. در نهایت توصیه میکنم به هیچ وجه با نامهای سیدوک یا موسسه حقوقی پارسه امین پایتخت بینالملل همکاری نکنید.
جیبیمو مکانی بود که برای آزمودن تواناییهایم عالی بود؛ جایی که جو استارتآپی پرانرژی حاکم است و کار فراوانی وجود دارد و پیشرفت هم نسبتا هموار به نظر میرسید. فضای کار، صمیمی و همبسته بود و همکاری تیمی حرف اول را میزد. علاوه بر جذابیتهای کار در یک استارتآپ، جیبیمو مزایای خوبی ارائه میکرد که با وجود ساختارش بهعنوان بخشی از یک هولدینگ بزرگ هم قابل دسترسی بود، از جمله بیمه تکمیلی و وعدههای غذایی میانوعده و ناهار.
اگر دنبال درآمد مناسب هستی، اینجا را توصیه نمیکنم. به نظر من مدیران بخشها آنطور که باید وظایف را به موعد مقرر نمیرسانند و بسیاری از پروژهها هنوز در وضعیت unreleased باقی میمانند.
همکاران سیستم فرصتی برای رشد و پیشرفت شمایی است که تازه قدم به بازار کار گذاشته اید. پر از چالش های جذاب و تغییر و تنوع و تکنولوژی اگر در آغاز زندگی کاری خود هستید حتما فرصت همکاری با این مجموعه را برای خود ایجاد کنید. شما با یک سال کار در اینجا با توجه به حجم کار یکساله به قدر سه سال قد میکشید :-) اما اگر از زندگی کاری شما چند سالی میگذرد اینجا برای شما به جذابیت گروه قبلی نیست.. حس میکنید دریافتی شما در مقابل حجم کارهایی که پیش میبرید کم است یا مسیر شغلی مشخصی برای رشد ندارید. سیستم حقوق همکاران قبلا به صورت مذاکره ای و وابسته به عملکرد شما بود اما الان چند سالی است که برای همه به صورت ثابت با عدد مشخص بدون در نظر گرفتن سایر موارد است. مدل حقوق و پاداش در این شرکت عمدتا برای اکثریت به صورت کارانه است. یعنی فرضا اگر توافق حقوق پایه با شما 1 میلیون تومان باشد این عدد را ماهانه دریافت میکنید و در پایان سه ماه پس از ارزیابی توسط مدیر یا سرپرستتان تا سقف 60 درصد این مبلغ را در ازای سه ماه پاداش میگیرید یعنی با فرض ارزیابی 100 درصد آخر سه ماه 1 میلیون و 800 پاداش یکجا دارید. پاداش ها با هدف اختصاص به افراد است و اگر واقعا خوب کار کنید این عدد دست یافتنی است. در همکاران سیستم تنوع و چالش های موضوعات جدید شما را مستعد نقش "آچار فرانسه" و غیر تخصصی بودن میکند و اگر میتوانید خودتان مسیر خود را بسازید و درگیر این موضوع نشوید اینجا مکان ایده آل کاری شماست. راه برای پیشنهاد ایده های جدید باز است و شما فرصت تجربه پروژه های مختلف را دارید اما ممکن است لزوما همه این موارد به مرحله اجرا نرسد. جا به جایی داخل سازمانی اندکی سخت اما با تلاش و پشتکار شدنی است. هماهنطور که از یک شرکت با این قدمت انتظار میرود در اینجا امکانات و مزایا که عموما شرکت ها دارند برای کارکنان فراهم است. از نظر من دوست داشتنی ترین قسمت در همکاران سیستم وجود فرهنگ سازمانی آن است. افراد عموما هم فکر هم طبقه و یک مدل هستند. کمتر حاشیه های محیط کاری در اینجا برای شما آزاردهنده است و جو و محیط مطلوبی برای کار دارد.
من تجربهای مثبت از همکاری با استادکار دارم تا وقتی کنار تیم بودم که امکان ارائه ایده و راهحلهای نو داشتم. تلاش و تلاشگرایی تیم کاملا نمایان بود و سعی میشد از فناوریهای برتر استفاده شود. با این حال، مدیریت کلی کمی ضعیف است و این میتواند به دلزدگی اعضا منجر شود؛ اما فضای فنیای که من در آن کار کردم، محیطی دوستانه داشت.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.