مصاحبه من انلاین بود و من با واتس اپ با مسئول مصاحبه ، مصاحبه کردم . خوش برخورد بود ولی خیلی سوال پرسیدن . یعنی از هر دری پرسیدن . یه سری چیزا رو پرسیدن که شاید اصلا لازم نباشه بدونی و بدون دونستن اونها هم کارت به راحتی پیش میره . اینجوری بگم که در حد ۱۰۰ میپرسن ولی چیزی که در واقع میخوان شاید ۶۰ – ۷۰ باشه. کلا همه جا همینجوریه . کلا باید با اعتماد به نفس بری جلو وگرنه قافیه رو میبازی
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
بعد از سه روز ارسال رزومه از طریق سایت کاریابی با تماس گرفته شد.گفتند ۴ مرحله مصاحبه دارند و نتیجه تا ۴۸ ساعت ایمیل میشه.روند مصاحبه ها طولانی بود و بین هر مصاحبه بیش از یک هفته زمان میبرد که در صورت قبولی تو اون مرحله ایمیل اطلاع رسانی ارسال نشد و تماس میگرفتند برای مرحله بعدی.روی سروقت حاضر شدن خیلی تاکید داشتند که در صورت تاخیر بدون توجه به کیفیت مصاحبه رد میشین .(درحالیکه خودشان به موقع ایمیل اطلاع رسانی نمیفرستادن!!!!!!!!!!) سه مرحله اول پذیرفته شدم و مرحله آخر رد شدم .۱۰ روز بعد ایمیل ریجکشن ارسال کردند. درکل در مصاحبه های آنلاین که دو مرحله بود زمان کمتر و برخورد عالی داشتند ولی دو مصاحبه حضوری برخورد خوبی نداشتند نگاه از بالا به پایین داشتند و تاکید کردند شخصیت متناسب با اونجارو استخدام میکنند و دانش فنی براشون اهمیتی نداره! با اینکه دو مصاحبه فنی داشت ولی هیچ سوال تخصصی در زمینه دیجیتال مارکتینگ نپرسیدند. از نظر مسیر برای من رفت و آمد سختی داشت که وقتی برای مصاحبه حضوری رفتم دو دل بودم که اگه قبول شدم برم یا نه ! ولی در کل شرکت مرتب و شیکی بود و به نظرم فرصت خوبی برای کسی که بخواد پیشرفت کنه داره ، چون سابقه کار هم واسشون زیاد مهم نیست.ولی خیلی ادعا دارند و درحد ادعاشون نیستند .
برای من تجربه استخدام در این شرکت به شکل خیلی خوب و بدون استرس بود. خیلی زود با من تماس گرفتند و بعد از ارسال رزومه، برای هماهنگی مصاحبه دو تاریخ و زمان پیشنهادی ارائه شد و امکان پیشنهاد دیگری هم وجود داشت. جلسه اول با سرپرست تیم برگزار شد و درباره سوابق کاریام سوال شد؛ توضیحاتم را به شکل کامل ارائه دادم و فضای گفتوگو نسبتا دوستانه بود. سپس مسئول منابع انسانی مراجعه کرد تا درباره شرکت و عملکردش توضیح بدهد. در جلسه دوم با مدیر فنی، فضایی صمیمی حاکم بود و یک بازنگری تحلیلی از سوابق من و آینده مسیر حرفهایام ارائه شد؛ در مورد تکنولوژیهای روز هم صحبت کردیم. پس از آن دوباره با همکاران منابع انسانی جلسه داشتم تا برآوردهای حقوقی را بشنوم و نظر من را بپرسم. قرار شد پس از جمعبندی، پیشنهاد نهایی ارسال شود. جو همهجا آرام و مهربان بود و امروز اولین روز کاری من در این شرکت است.
در ابتدای مصاحبه فرمهایی داده بودند که تمام رزومهام را دوباره در آنها وارد کنم و پس از آن سه دور آزمون واحد از واحد منابع انسانی درخواست شد که کامل کنم؛ بیش از چهل دقیقه طول کشید. بعضی سوالات بیربط بود مثل اینکه هفته قبل سردرد داشتید یا نه و غیره. پرینتر به لپتاپ وصل نمیشد و چهارساعته معطل بودم تا کسی که نمیدانم سمتشان چیست مشکل را حل کند؛ هر قدر هم همکارشان گفت لطفا این را بررسی کنید، توجهی نمیشد و فقط با دست خودشان رفتار میکردند. واقعا بینظم به نظر میرسیدند. مصاحبه هم حدود چهل تا پنجاه دقیقه طول کشید و سوال فنی خاصی مطرح نشد. مدیر منابع انسانی با لطافت رفتار میکرد اما مدیر فناوری رفتاری نسبتا نامطلوب داشت؛ به دیوار خیره بود، دستها و پاها را تکان میداد و مدام به گوشی خود چشم میدوخت. راستش اگر خودم رزومهام را ارسال نکرده بودم معلوم نبود رفتارشان چگونه بود. آنها خودشان هم سوال میپرسیدند و وقتی داشتم توضیح میدادم، خیلی وسط حرفم میپریدند. اصرار زیادی داشتند نشان بدهند اینجا فقط ایشان رئیسی است و هیچ کس دیگری حق حرف زدن ندارد. به عنوان نمونه میگفتند باید شش صبح اینجا حاضر باشی و یا تا هر زمان که کار ادامه دارد بمانید؛ مدیریتی که به نظر میرسید پادگانی است. همه دنبال نیرویی بودند که طولانیمدت بماند و ایشان هم در همان اول میگفتند دو سال دیگر که بروید، کلی کار یاد میگیرید؛ اگر من کار را دوست ندارم یا انجام نمیدهم، اینجا چنین کارهایی وجود ندارد. احساس من این بود که نیروها همواره باید سکوت و چشمبهراه باشند و به حرفها پاسخ ندهند. تعادل بین کار و زندگی در این شرکت ارزش چندانی ندارد؛ کارکنانشان هم تا هفت یا هشت شب میماندند و احساس میکردم اضافهکاری اجباری است. به طور کلی توصیه نمیکنم.
در تجربهام از این شرکت حس بدی نسبت به فضای مصاحبه داشتم و به این نتیجه رسیدم که باید از رفتن به آنجا اجتناب کنم. در مصاحبه با مدیر منابع انسانی و یکی از همکاران فعلا شاغل در همان بخش، حال و هوای سنگین و برخوردی پایینبهبالا تجربه کردم. مدیر منابع انسانی نگاه تحقیرآمیزی داشت و همکاران تحت امرش رفتارشان به گونهای بود که تحمل حضور آنها در اطرافشان سخت میکرد. روزی که برای استخدام رفتم، افراد زیادی برای تسویهحساب و پایان همکاری آمده بودند، اما آنجا به من گفتند برای استخدام باید ضمانت و سفته ارائه دهم. در مرحله دوم آزمون، کارمندی با سمت آقا مسئول تستهای اکسل و حضور و غیاب رفتار توهینآمیز داشت و با وجود اینکه میدانست مشکل از سیستم قدیمیشان است، به جای پذیرش واقعیت، تقصیر را به من نسبت میداد و رفتار با من به گونهای بود که حس میکردم از سطح تحصیلات و شعور بالایی برخوردارند در حالی که به نظر من سطح سواد و رفتارشان بسیار پایین بود. به طور کلی پیشنهاد میکنم برای حفظ عزت نفس و احترام خودتان، یا دستکم بررسی دقیق فضای کار قبل از تصمیمگیری، از رفتن به این شرکت صرفنظر کنید؛ ممکن است پشیمان شوید.
شرکت حلوای عقاب برای من تجربهایواره بود. مصاحبه برای کارشناس بازاریابی و تحقیقات بازار خیلی سخت آغاز شد؛ ابتدا تماس تلفنی گرفتند و از من خواستند طرحی برایشان آماده کنم تا در مصاحبه حضوری که فقط دو ساعت بعد از تماس بود، به همراه ببرم. طول نکشید شمار معطلی زیاد تا مسئول منابع انسانی به همراه تیم به جلسه برسند. سه نفر در اتاق حضور داشتند و به طور مداوم با گوشیهایشان صحبت میکردند، تلفن میرفت و افراد با سرعت از کنار هم رد میشدند. در حدود هشتاد درصد سوالها را پاسخ دادم اما گفتند تجربه ندارم و اگر بخواهم چیزی یاد بگیرم و پیشرفت کنم، اینجا جای خوبی برای آن است اما نه برای من. به طور صریح نگفتند چه، اما برداشت من این بود که نه برای ماست. حتی تماس من را هم نگرفتند و دلیل رد شدن را توضیح ندادند. با وجود اینکه رشته و سابقه کارم مرتبط بود و زبان انگلیسی هم بلد بودم، وقت من فقط تلف شد.
نسبت به تجربهای که داشتم، میخواهم بگویم در مصاحبه کیفیت شرکت حلوای عقاب با فرمهای زیادی رو به رو شدم و پاسخدهیهای اولیه چندان امیدوار کننده نبود. در حین جلسه، سوالات تخصصی مطرح شد اما به نظر من شیوه بیان و آمادگی کافی نبود و انتظار داشتم که به من بگویند آماده باشم. پس از مصاحبه هم خبری از خبر نهایی نشد و وقتی تماس نگرفتند، خودم پیگیر شدم تا دلیل رد شدن را بدانم، اما پاسخی دریافت نکردم. به طور کلی احساس کردم شرکتهای ایرانی اغلب به تجربیات یک نفر با سابقه اماکته کمتری، به جای توجه به تجربه طولانی افراد، نگاه میکنند و این نکته ناخوشایند بود.
در مصاحبه طولانی و خستهکنندهای شرکت کردم که نزدیک پنج ساعت طول کشید؛ دو ساعت با کارشناس شبکه و زیرساخت، دو ساعت با کارشناس منابع انسانی، یک ساعت هم با رئیس منابع انسانی گذشت و پرکردن فرم و دو آزمون روانشناسی هم اضافه شد. سوالها آنقدر متنوع بودند که به نظر میآمدند هدفشان یافتن ایراد باشد و کمتر به صلاحیتها و تواناییهای من در کار تیمی یا محیط کار توجه میشود. به عقیدهام، پروسهی مصاحبه و سابقههای مرتبط بهطور کلی در اولویت نیستند و بیشتر نگاه شخصی کارفرما مد نظر قرار میگیرد. اگر دقیق نگاه کنید، هر دو ماه فرصتهای استخدامی در ایران را میتوانید از طریق اعلانات ببینید و خودتان قضاوت کنید.
برای مصاحبه به من قول دادن که زمانش رو مشخص کنن و همین طور انتظار داشتم که دقیقا همون روز به کار پوشه برم. وقتی رسیدم، سه نفر رو بهعنوان حضور اولیه دیدم که نشسته بودن. از من خواستن فرم پر کنم؛ فرم روی میز پخش شده بود و پرش کردم و منتظر شدم تا نوبتم بشه. بعد که وارد مرحله مصاحبه شدم، سوالها رو پاسخ دادم و صدای آرامی از مصاحبهکننده شنیده میشد. به نظر میرسید که رضایت دارن و احتمالا فردا میتونم کار رو آغاز کنم. گفتن که تشریف بیارم و فردا تماس خواهند گرفت. چند روز بعد خودم تماس گرفتم و گفتن فعلا استخدام نیروی ندارند.
شرکت افق کوروش، فروشگاههای زنجیرهای در تجربهی کار من برای مصاحبه سرپرستی انبار، با مدیران منطقهای اصفهان و سرپرست این منطقه دیدار داشتم و مرحلهای هم با رئیس انبارهای اصفهان برگزار شد. آزمون بهصورت سوالهای چندگزینهای بود که با رایانه انجام شد.
با منابع انسانیشون مصاحبه داشتم من نمی دونم طرف کارشناس جذب بود یا کارشناس دفع بسیار بد برخورد و بی ادب بود بسیار لحن بدی داشت اگر براش بد نمی شد اسمش رو هم می نوشتم اولین سوال از من پرسید این حقوقی که توی رزومتون درخواست دارین رو می خواین واقعا؟ منم گفتم الکی که ننوشتم می خوام گفت شرکت همچین حقوقی نمی ده اگه می خواین مصاحبه رو تموم کنیم منم گفتم کاش پشت تلفن می پرسیدیم روز پنجشنبه منو تا پارک وی نمی کشوندین واقعا پشیمانم که چرا اون روز به مدیر منابع انسانیشون نگفتم چون این برخورد زشت همیشه توی ذهنم می مونه اصلا نره شخصیت یک شرکت رو از منابع دنسانیش میشه شناخت من هرگز به اونجا نخواهم رفت
دوست داشتم تجربهام را با صدای صریحتری بیان کنم چون پیش آمدهایش برایم روشن بود. قرار بود رأس ساعت ده صبح برای مصاحبه به مرکز تماس این سوپرمارکت آنلاین بیایم و وقتی رسیدم، گروهی از کارکنان واحد منابع انسانی آنجا حضور داشتند. به من گفتند هماکنون بنشینم و فرمهای استخدام را که روی میز پخش پخش بود پر کنم؛ من هم تا حدودی پر کردم و منتظر شدم. حدودا چهل دقیقه طول کشید تا نوبتم بالا بیاید، و در نهایت متوجه شدم همراه من فرد دیگری نیز وارد اتاق مصاحبه شد چون زمان اجرای مصاحبه محدود بود و مراجعان بسیار بودند. هیچیک از موارد مطرحشده در رزومهام را دقیق بررسی نکردند. نه برای من و نه برای آن همراستای من سوالی درباره سابقه کار یا تحصیل مطرح نشد. به جای آن با توضیحاتی کلی آغاز کردند و گفتند اگر تمایل داشته باشم دو ساعت بهصورت تستی در مرکز تماس کار کنم و در صورت تأیید برای تکمیل مدارک با من تماس میگیرند. ساعات کاری هم بهطور کامل فولتایم بود و از صبح تا شب، بهصورت یک روز در میان. نتیجه این فرایند را باید ساده و صریح گفت: تجربهای تا حد زیادی غیرحرفهای بود.
به نظر میرسید آگهی شغلی، کارمند اداری را درخواست کرده، اما در جلسه فهمیدم که منظورشان مسئول دفتر است. پس از مصاحبه با کارشناس منابع انسانی تأیید شدم و گفتند باید تست شخصیت بدهم. من گفتم تمایلی به تبدیل شدن به مسئول دفتر ندارم و با توجه به اینکه آگهی با عنوان کارمند اداری منتشر شده بود، درخواست تغییر عنوان دادم.
بعد از اینکه فرمهای منابع انسانی را پر کردم، مستقیما با مدیر مالی مصاحبه کردم. حسی از نگاه از بالا به پایین داشتم و سوالها به شکل مبهم مطرح میشد. در پایان هم گفتند رزومهام کامل بررسی نشده و شاید به اشتباه با من تماس گرفته بودند.
دوست داشتم از روال مصاحبه این شرکت برداشت روشن و منصفانهای ارائه بدهم. روز بعد برای مصاحبه وقتی رسیدم، دوباره صدای تلفن از نوین چرم به همون روز میآمد و ظرف چند ساعت همان فرد یا فرد دیگری برای مصاحبه تماس گرفت. به نظر میرسید هماهنگی بین افراد برقرار نبود و هر کدام جدای از دیگری پیگیر کار بود. وقتی وارد ساختمون کوچیک و سادهحدود خیابان فردوسی شدم، بینظمی را لمس کردم. برخلاف تبلیغات و نمای فروشگاههای لوکس، دفتر مرکزی خیلی معمولی به نظر میآمد. بخش مالی مشخص نبود که چه کسی مسئول چه کاری است. رزومهای که فرستاده بودم، اطلاعات کامل داشت ولی به دستشان نمیرسید. دوباره همان برگههای فرمالیته را پر کردم. در ابتدا آقایی بهصورت شفاهی و در مدت کوتاهی از سابقه کارم سؤال کرد، سپس به اتاق مالی بردند که حدود ده نفر در اطراف کار میکردند. در بخش حقوق دستمزد، پرسشهای فرمالیتهای درباره ثبت سند و چگونگی کنترل حقوق دستمزد مطرح شد و همانجا چند عدد و مبلغ دادند و گفتند وارد اکسل کن. آمادگی لازم برای پرسیدن سوالی در آن لحظه را نداشتند و پاسخ من را هم بعدا کنترل نکردند. هنوز خروج نکرده بودم که ناگهان همانطور که من بیرون بودم، نفر دیگری رفت داخل. از یک کارشناس دیگر خواستند سال خزانهداری را بپرسم و من گفتم سابقهام بیشتر است و این بخش را هم میخواهم کار کنم. خداحافظ.
تجربهام در مصاحبه جونیور لینوکس برای شرکت آژانس بازاریابی نوین با وجود انتظارهای قبلی، کمی متفاوت از چیزی شد که تصور میکردم. به طور کلی مصاحبه منابع انسانی بهتر از آنچه فکر میکردم پیش رفت و مطابق انتظارم بود، اما رفتار مدیر یکی از بخشها به دلیل مشکلاتی که با یکی از آشنایان من در گذشته وجود داشت، روند کار را به طور کامل دستخوش تغییر کرد. در نهایت روند مصاحبه به کلی دستخوش تغییر نشد، اما نتیجهاش نسبت به آنچه انتظار داشتم، کمی نامعلوم به نظر رسید.
مصاحبه حدود یک ساعت طول کشید که با مدیر بازاریابی شرکت بود که نمی دونم چه ارتباطی به پوزیشن درخواستی من داشت واقعن! تو این یک ساعت هم نصفش به تعریف ایشون از خود و خط و نشون کشیدن و خاطره بلاهایی که سر افراد قبلی آورده بود گذشت .گفتن مدیر فعلیشون کلاه برداری کرده به نوعی و می خوان قطع همکاری کنن باهاش و مرحله بعد مصاحبه با مدیر عامله بعد که پیگیری کردم متوجه شدم مدیر عامل اصلا از این مصاحبه اطلاعی نداشته و ایشون سر خود دنبال جایگزین برای اون نفر بودن!!!و کلی هم از مزایای برند شرکتشون برای کم کردن میزان حقوق درخواستی من گفتن و حقوق درخواستیم رو زیاد می دونستن حتما اگر میتونید تحقیق کنید راجع به شخصی که الان تو پوزیشن درخواستیتون نشسته و علت قطع همکاریش رو جویا بشید و بدونید که میزان حقوق ها خیلی نزدیک به وزارت کاره
در آخرین روزهای تابستان ۹۶ مصاحبهای ظاهرا اداری برای مدیر دیجیتال مارکتینگ در ساختمانی کنار کوچه بالای سینما آزادی ترتیب داده بودم. بعد از مدتها انتظار در سالن، نهایتا فردی با سن کم ولی بهنظر نمیرسید مدیر مجموعه، وارد شد و در یک اتاق شیشهای با من گفتوگو کرد. بهدستآمده این بود که احتمالا او کارشناس در دسترس بوده و منشی شرکت برای فراهم کردن جلسه، او را معرفی کرده بود. نمیتوانم از چارچوب ادب فراتر بروم؛ اما میخواهم بگویم که این فرد بهنظر بیدقت و بیاحترامی بود. سوالات اولیه مصاحبه حول تعریف دیجیتال مارکتینگ و نام بردن کانالهای آن میگشت و در ادامه نیز گفتوگو با جملات بیربطی تکرار شد تا اینکه معلوم شد این آخرین تجربه من در آنجا بوده است.
در مصاحبه مدیریت محصول شرکت نتبرگ خیلی منتظر نگه داشتند و معطلم کردند، با این حال عذرخواهی هم کردند. مدیر منابع انسانی کار را انجام میداد و کنار ایشان، خانمی بود که کارشناس منابع انسانی بود و به حرفها گوش میداد. سوالهای زیادی درباره مدل کسبوکار پرسیدند که از سطحی بودن اطلاعاتشان مشخص بود و به همین خاطر پاسخهایم را به سختی میفهمیدند. از آنجا که حقوق را دیده بودند و از ارزشش خوششان نمیآمد، روند مصاحبه خیلی طول کشید و سریع پایان نیافت.
در یک گفتگوی تلفنی آغازین، از من سوالهای عمومی پرسیدند و گفتند که یک لینک به ایمیلم میفرستند تا تا فردا فرصت پاسخ دارم. آزمون دشوار بود و بخشهایی از سوالات به انگلیسی مطرح میشد. مسائل مطرحشده از هر دسته چند پرسش داشت و پس از دو روز با من تماس گرفتند تا مصاحبه حضوری برگزار شود. مصاحبه به طور کلی به زبان انگلیسی انجام شد: ابتدا از اطلاعاتی که درباره شرکت دارم پرسیدند، سپس درباره نقاط قوت و ضعفم و سوالات رایج مصاحبهها را مطرح کردند. از من خواستند سایت شرکت را بررسی کنم و با اطلاعات کامل پاسخ بدهم؛ حتی در مورد سال تاسیس شرکت و محل آن نیز سوال شد. در پایان به اهمیت اعتمادبهنفسم در مواجهه با مصاحبهها اشاره کردند.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.