برای شغل مدیریت پشتیبانی تصمیمگیری در نستله واترز ایرانیان، از طریق سایت ایرانتلنت درخواست دادم و بهطور خودکار رد شدم بدون اینکه دلیل دقیق ریجکت مشخص باشد. به همین دلیل تصور میکردم فرصت مصاحبه ندارم تا اینکه آنها با من تماس گرفتند. ابتدا حدود نیم ساعت با یک نفر از منابع انسانی به صورت تلفنی صحبت کردم که رفتارش خیلی خشک و چندان مطلوب نبود. سپس برای مصاحبه اسکایپی با مدیر مالی مجموعه هماهنگی شد و در مصاحبه تصویری جو گرم و برخوردی دوستانه داشتند، سوالات تخصصی و کاربردی مطرح کردند که برخلاف تجربههای معمول من در خیلی از شرکتهای ایرانی بود. دو هفته بعد دوباره همان فرد با من تماس گرفت و مصاحبهای تلفنی برگزار شد که سوالات معمول منابع انسانی را شامل میشد و بخشهایی هم به انگلیسی انجام شد که از الزامات استخدام در نستله ایران است. کل روند همچنان با لحن سرد و بدبینانه دنبال شد. نهایتا من را ریجکت کردند و ایمیلی مبنی بر این نتیجه دریافت کردم، اما دلیل خاصی ارائه نشد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
در اولین ملاقات، خلاقیت و توان نویسندگیام با توجه کافی ارزیابی شد و گفتگوی صمیمانهای بین ما شکل گرفت. در جلسه دوم، تمرکز بیشتری روی جنبههای رفتاری من بود و میزان تحملپذیریام بررسی شد. سه نفری که با آنها صحبت کردم، به لحاظ روانی سالم نشان میدادند و احترامی که در گفتگوها از آنها میدیدم مثالزدنی بود؛ تنها در دومین جلسه احساس میکردم سوالها از روی برگه است و اگر اینطور نبود، صمیمیت بیشتری احساس میکردم. مسئولان جلسه با دقت و پیگیری نشان دادند که در همان زمان جلسه به قرارداد و حقوقم آگاهی پیدا کنم که این نکته فوقالعاده بود. صداقت نکتهای کلیدی بود و اینکه خودتان را تا حد امکان بشناسید. عواملی که برایشان اهمیت داشتند عبارت بودند از عادتها و ویژگیهای شخصیتی و همچنین همدلی.
در کل تجربهام از مصاحبه با شرکت نوار را اینطور به یاد میآورم که در مرحله اول، با مدیر بازاریابی گفتگو کردم و بیشتر روی توانایی نگارش، خلاقیت، ایدهها و دانش بازاریابی سؤال شد. اوایل خیلی خوب بود و من برای مرحله دوم دعوت شدم. در مرحله دوم با مدیر منابع انسانی روبهرو شدم و همان سؤالهای کلاسیک شخصیتشناسی که منابع انسانیها همیشه میپرسن را مطرح کردند. از روی چهرهشان نمیشد بهروشنی نتیجه را فهمید. اما مشکل اصلی من از آن به بعد شروع شد: دیگر هیچ تماس یا خبری در مورد نتیجه مصاحبه نگرفتم تا بدانم وضعیت آن چیست. حتی پیام هم فرستادم چون از شرکت خوشم آمده بود و میخواستم اگر من را برای مصاحبههای آینده قبول میکنند، جای دیگری را نیاورم. اما جواب پیامم را هم ندادند. به نظر من این رفتار کاملا غیرحرفهای بود. به همین دلایل من توصیهای در مورد این شرکت ندارم چون عدم اعلام نتیجه به طور مداوم و بیاعتماد بودن در ارتباط، به شدت حرفهای نبود.
اگرچه مرحلهی اول با مدیر بازاریابی خیلی خوب بود و به تواناییها، خلاقیت و دانش بازاریابیام میپرداخت، اما نهایتا نتیجه معلوم نشد. در قالب پرسشهای اول، از من دربارهی نوشتن، ایدهها و توانمندیهای بازاریابی پرسیدند و من احساس کردم پاسخهایم خوب پیش رفت. مرحلهی بعدی با مدیر منابع انسانی بود و همان سوالات کلاسیک شخصیتشناسی که معمولا در این مرحلهها مطرح میکنند پرسیدند. تشخیص نتیجه از روی چهرهشان چندان امکانپذیر نبود و به همین دلیل اطمینانی دربارهی پایان کار دست نمیدادم. پس از پایان مصاحبه هیچ خبری دریافت نکردم تا بدانم نتیجه چگونه است. حتی با وجود تمایل به ادامه همکاری و پیام فرستادن برای اطلاع از وضعیت، پاسخی نگرفتم. این بیخبری در عین حال که ناامیدکننده بود، برای من حرفهای هم به نظر نمیرسید. با توجه به این تجربه، توصیه میکنم که شرکتها نتیجه را واضح و بهسرعت با داوطلبان در میان بگذارند.
من برای کار در حوزه دیتا وارد مصاحبه شدم، اما بهزودی فهمیدم که سوالها از بخشهای دوآپس و بکاند بود و نقش دقیق شرکت واقعا مشخص نبود. سوالاتی پرسیده میشد که حتی در رزوم من هم نوشته نشده بود و رابطهای با فضای کاری من نداشت. به نظر میرسید که از من میخواستند یک آچار فرانسه باشم، که این تصور نشان میداد چنین جاهایی را برای کارگزینی انتخاب نکنم تا در آینده به مشکل برنخورم. اگر بخواهم راهنمایی کنم، به کسی که میخواهد به مصاحبه برود پیشنهاد میکنم قبل از مصاحبه با تماس کامل آماده شود و هرگز در صورت امکان این مسیر را انتخاب نکند.
در نخستین نشست با مسئول برق و همتای ایشان توضیحاتی کلی درباره کارهای انجام شده ارائه دادم و پس از آن مصاحبهای فنی و حرفهای را پشت سر گذاشتم که شامل سوالات متنوع و نقشهخوانی میشد. در پایان، یک آزمون کتبی برگزار شد که سوالاتش تنها جنبه دانشگاهی نبود و جنبههای فنی هم داشت. پس از مرحله نخست مصاحبه، دعوت شدم برای مصاحبه دوم و با مدیر مهندسی کل شرکت گفتگوی بیشتری داشتم که بیشتر جنبه شخصیتی داشت. در ادامه ایشان مرا به واحد منابع انسانی ارجاع دادند و مزایا، حقوق دقیق، ساعات کار و نقش من در شرکت را به دقت تشریح کردند.
در نگاه من، وقتی وارد شرکت شدم با terlebih از ظاهر بیرونی خیال میکردم جای خوبی است اما داخل مجموعه واقعا تفاوت داشت. سالن و اتاقها از نظر من خیلی نامرتب و کثیف به نظر میرسیدند که این را یکی از نشانههای رویکرد مدیریتی میدانم. برای مصاحبه مرا به اتاق کنفرانس راهنمایی کردند و در آنجا فردی به خواب بود که ناچارا بیدار شد. برای سوالها هم به خاطر آشنایی قبلی با شرکت، سوالات بیشتر حول این بود که آنها چه کاری انجام میدهند و اینجا چگونه کار میکنند. من برای موقعیت دیگری درخواست داده بودم، اما برای پست دیگری دعوت به مصاحبه شده بودم، به همین دلیل اطلاعات من بیشتر شنیداری بود تا عملی. فرایند مصاحبه نسبتا طولانی بود و شامل حضور سرپرست، مدیر و منابع انسانی میشد؛ در حال حاضر در قدم نخست قرار دارم. مسیر رفتوآمد هم صرفا با ماشین است و گزینههای استفاده از تاکسی یا مترو ندارم؛ این نکته هم برای من محدودیت ایجاد میکند. شرکت در مقابل پارک قیطریه واقع است که این موقعیت برای من چالش دیگری به شمار میآید.
برای مصاحبهای که با نماوا داشتم، اولین تماس برای یک مصاحبه تلفنی گرفته شد و روز مشخصی تعیین شد. در جلسه تلفنی سوالات زیادی پرسیده شد که بیشتر روی دانش جاوااسکریپت و سپس ریاکت تمرکز داشت. در پایان گفتند که برای مصاحبه حضوری تماس خواهند گرفت و یک هفته بعد تماس گرفتم تا برم مصاحبه. ساختمون بسیار شیک و تمیز بود و پرسنل با برخوردی عالی پذیرای من شدند. یکی از مصاحبهکنندگان با دانش زیادی که داشت حدود یک ساعت عمیق به سوالات مفهومی پرداخت و برخوردش واقعا خوب بود و استرسم را خیلی کم کرد. در میانه مصاحبه فرد دیگری هم آمد و درباره کار شرکت صحبت کرد و من هم درباره بیمه و حقوق صحبت نمودم. گفتند شرکت ما چارچوبی کانسپچوال دارد و وظیفهمحور نیستیم؛ اگر کاری را انجام میدهیم باید بدانیم چرا انجام میدهیم و همه چیز را بهطور مفهومی یاد بگیریم و … در پایان منشی پنج برگه شامل مشخصات فردی و سوالات روانشناسی آورد که آنها را هم باید پر میکردم. در کل یکی از بهترین تجربههای مصاحبهام بود و نکات زیادی از همان جلسه یاد گرفتم. بر مفاهیم تکیه کن. دانش جاوااسکریپتت باید قوی باشه و ریکت هم بلد باشی، اما جاوا اسکریپت از همه چیز مهمتره. اعتماد به نفس داشته باش.
من برای شرکت نماوا در آزمون سئو شرکت کردم. در جلسه مصاحبه سه نفر حضور داشتند: مدیر بازاریابی، مدیر بخش توسعه و فردی دیگر با سمتی نامشخص. پیش از این، رزومهام را برای شاتل فرستاده بودم اما متوجه شدم آنها برای نماوا دنبال نیرو هستند. در جلسه درباره چالشها و راهکارهای مختلف برای افزایش ترافیک سایت صحبت شد و درباره کار و سابقه کار قبلم هم بحث شد. بخش عمدهای از گفتوگو به واژگان تخصصی سئو اختصاص داشت و برای هر اصطلاح، توضیح و معنی مربوط را پرسیدند. در پایان، سوال مرتبط با حقوق مطرح شد. به نظر میرسید مبلغی که من در نظر داشتم از سمت آنها کمی دور بود و به اندازهای که انتظار داشتند پرداخت نمیکردند. برخوردها نسبتا خشک و برخی پاسخها هم کمتر از محترمانه بود. آنها از من پرسیدند که واقعا قصد تغییر شغل دارم یا فقط میخواهم قیمت را بالا ببرم. نتیجه تماس یا ارتباطی بعد از مصاحبه نگرفتم و خودم هم علاقهای به پیگیری نداشتم چون احساس خوبی از آنجا نگرفتم. تجربهام از این مصاحبه و شنیدهها از دیگران نشان میدهد که شهرتی در کار کردن با آنها وجود ندارد؛ علاوه بر حقوق پایین، فضای کاری هم پرتنش است و جذابیتی ندارد. اگر قصد رفتن به مصاحبه دارید، حتما روی مهارتهای تخصصیتان مسلط باشید.
واسه مصاحبه به شرکت مراجعه کردم، حدودا یک ساعت زودتر رسیده بودم ولی قبلش تماس گرفتم که اگه امکانش هست زودتر بیام که گفتن مشکلی نداره و میتونید زودتر مراجعه کنید اولین برخورد توی شرکت، منشی برام یه لیوان آب آورد که در نوع خودش جالب بود بعد ۱۰ دقیقه یه ربع انتظار خانمی که گویا مسئول HR بودن شروع به گپ و گفت و پرسش و پاسخ کردن که سوالاتشون منطقی و در راستای استخدام بود. بعدش هم گفتن که نتیجه رو بهتون اطلاع میدیم که هنوز همچین اتفاقی نیفتاده
من این شرکت رو به واسطه اینکه خواهرم در صنعت مخابرات مشغول هست کم و بیش میشناختم و حدود دو سال پیش هم برای مصاحبه رفته بودم ولی بعد از مصاحبه تماسی نگرفتند برای نتیجه! بریم سر مصاحبه: اول که تماس گرفتن تاریخ مصاحبه آنلاین(به خاطر کرونا) رو بهم گفتند خانمی که زنگ زد گفت مصاحبه روز … ساعت ۲:۳۰ که تو تقویم هم حتی همینو زده بود و برای من به همراه لینک ورود به سامانه مصاحبه ایمیل کرد من روز مصاحبه خودمو برای ۲:۳۰ آماده بودم که ساعت ۲:۱۰ تماس گرفتند که ما منتظر شما هستیم که بعد گفتند ما مصاحبه رو برای ساعت ۲تا۲:۳۰ گذاشته بودیم!!!!!!!در صورتی که هم تو تقویم هم پای تلفن گفتند ساعت ۲!ا(اینم بگم مصاحبه دوسال پیششون که حضوری رفتم حدود ۲۰ دقیقه طول کشید از ساعتی که تعیین کرده بودند تا بتونن اتاق کنفرانس خالی کنند برا مصاحبه!!!) بعد از اون وارد پنل مصاحبه اختصاصی شرکتشون شدم. آقایی که مدیر PMO بودند و دو خانم نسبتا جوون از واحد منابع انسانی و یه واحد دیگه به صورت آنلاین که مصاحبه رو شروع کردند!البته ناگفته نماند که این بار بر خلاف ۲ سال پیش خودشونو ملزم دونستند در ابتدای مصاحبه معرفی کنن البته خیلی سریع ! ولی بازم جای پیشرفت داشت که حداقل بدون مقدمه شروع نکردند بگن از خودتون بگید:) !بعد گفتن چون وقت کمه خیلی سریع از خودتون بگید و من شروع کردم سوابق شغلی و تحصیلیمو گفتم و مدیر PMO یادداشت برداری میکرد از حرفام بعد گفتند شما قبلا اینجا مصاحبه اومدی اسم و چهره ات آشناست که گفتم بله! گفتند اون دفعه چی شد گفتم والا اصن تماسی نگرفتن نتیجه اعلام کنند !(یعنی کاملا غیر حرفه ای تو این قسمت برخورد میکنند بر خلاف ادعای به روز بودنشون تو سواد و دانش ارتباطی حداقل هستند!خلاصه معرفیم که تموم شد اون آقا گفت دقیقا کارتون تو اون بخش چی بود و فلان و اینا که منم مسئولیت هامو گفتم که به عنوان یه کارشناس کنترل پروژه دقیقا مسئولیت هام گزارش دادن به کارفرما و مدیر پرژه و ارتباط با اونها و شرکت در جلسات پیشرفت پروژه میشد(کسانی که با سابقه کاری زیر ۵ سال تو این حوزه کار میکنند میدوند عمده مسئولیت های کارشناس کنترل پروژه البته اگه شرکت حرفه ای باشه و مسئولیت های منشی رو هم از کارشناس کنترل پروژه نخواد همیناست!!)بعد گفتند با توجه به سابق کاریو تجربه کمتون فکر میکنید جای ما بودید استخدام میکردید که منم خیلی محکم جواب دادم من از خودم و دانشم مطمانم(دوره ای که من گذروندم ۲۴۰ ساعت حدودا ۹ ماه طول کشید و توسط نماینده ایرانی یک شرکت بین المللی بوده که در انتها دوره آزمون سختی داشتیم برای اخذ مدرک و من رتبه اول کلاس رو برای دوره شبیه سازی پروژه در محیط واقعی گرفتم ) بعد گفتم تجربه هم به هر حال تجربیاتی داشتم و این که کم هست مطابق با سنم هست و ادعایی ندارم و اینکه شما رزومه منو دیده بودید که فرستادم و توضیحات وتجربیاتمم دقیقا بر اساس رزومه ام هست و خارج از اون نیست اگه واقعا تجربم کمه میتونستید بعد از بررسی رزومه تماس نگیرید برای مصاحبه(کاملا حرفه ای مثل شرکت همراه اول که بعد بررسی رزومه ایمیل زدند به من نوشته بودند رزومه شما رو تیم جذب و استخدام ما بررسی کردند به علت تجربه کاری کم متاسفانه نمیتونیم در خدمتتون باشیم و براتون آرزوی موفقیت داریم و امیدواریم که بتونیم در آینده از تجربیاتتون استفاده کنیم ! و من واقعا بعد اون ایمیل محترمانه حس خوبی گرفتم و بهم بر نخورد ولی اینجوری خیلی برخورنده بود این حرف تو مصاحبه ! و احساس کردم وقتم تلف شد !) بعد که اینو گفتم مدیر PMO گفت بله درست میگید ولی ما الان اولویت جذبمون برای افرادیه که تجربه زیاد ا==دارند و فرصت برای آموزش دادن به نیروهای تازه کار کم تجربه نداریم (اینم یه ضعف عمده برای این شرکت که نشون میده اصلا رو بخش آموزش و تربیت نیروهای تازه کار سرمایه گذاری نمیکنه در صورتی که شرکت ایرانسل با وجود اینکه در ابعاد خیلی بزرگ تر از این شرکت فعالیت داره و پروژه های بزرگی اجرا میکنه در بخش آموزش خیلی موفق تر عمل میکنه و دوره های کار آموزی برای دانشجویان سال آخر یا تازه فارغ التحصیل گذاشته حتی! (این وسط دوبار اینترنت قطع شد که من گفتم نمیدونم اینترنت من ضعیفه یا شما که گفتند ما که اینترنت شرکتی هستیم و عالیه برای شما مشکل داره در صورتی که بعدا که به خواهرم گفتم که شرکتشون پیمانکار شرکت NAK هست و جلسات آنلاین دارند باهاشون میگفت اینترنت قطع میشه هی وسطای جلسه!:)خلاصه گفتند شما سابقتون کمه مدرک PMP دارید که گفتم نه ولی دوره هایی که گذروندم بر اساس استاندارد PMBOK بوده(ناگفته نماند برای اخذ مدرک PMP باید حداقل سابقه کاری مرتبط چند ساله برابر با تعداد ساعت مشخص داشته باشید که بتونید بر اساس اون اقدام کنید برای آزمون که اونم بماند تو ایران تحریم هستیم مشمول کلی هزینه برای سفر و پرواز و آزمون میشه که در توان هر کسی نیست اونم با این قیمت دلار!!) بعد اومد اون آقا سوال بپرسه از EARN VALUE MANAGEMENT که گفت میدونی چیه گفتم بله که تو دوره آموزشی که من گذروندم یه COURSE 30 ساعته داشتیم که سوال پرسید شاخص هاش چیه که دوبازه اینترنت قطع شد و نتونستم جواب بدم !بعد دوباره اینترنت قطع شد و یکی از اون خانما بعد چند لحظه تماس گرفتند و گفتند ممنون از تماستون برای مصاحبه و خداحافظ کلا از برخورداشون حس خوبی به آدم انتقال نمیدن یه جوری همش میخوان بگن تو و عیب و ایراد داری در صورتی که خودشون بر خلاف ادعاشون هم تو دانش روز دنیا هم تو مهارت های ارتباطی هنوز خیلی جا برای پیشرفت دارند!:) و کلا بعد از این مصاحبه دیدم نسبت به این شرکت خیلی باز شد و فهمیدم الزاما یه دفتر کار شیک تو منطقه ونک تهران الزامی بر خوب بودن و به روز و شیک بودن دانش کارکنان اون شرکت نیست! کلا این شرکت مناسب افرادی هست که حداقل ۵ تا ۷ سال سابقه کاری دارند !اول باید سابقه کاری زیاد داشته باشید بعد رزومه بدید البته برای این پوزیشن نوشته بوند حداقل دو سال سابقه کار ولی به نظرم خیلی بیشتر از اینا انتظار میرفت و یه جوری به من گفتند که منظورشون این بود که چرا اصلا با سابقه کاری کمت برای ما شرکت خفن!!! رزومه دادید (بر فرض کار من اشتباه که بر اساس اون نیازمندی های شغلی که تو سایت درج شده بود و ۸۰ درصدشو داشتم اصلا کارم اشتباه نبود ! شما چرا قبول کردید ترتیب مصاحبه بدید وقتی از نظر شما من تجربه کم دارم !؟!!!!!!
به نظر من مصاحبه با مایکت بیشتر به فرآیند و طرز فکر میپرداخت تا جزئیات معمولی. در جلسات با مدیر منابع انسانی و مدیرعامل، برخلاف برخی شرکتها که به دنبال اشکالیابی در پاسخها هستند، اینجا رویکرد کلنگرانه و حل مسئلهمحور غالب بود. جو جلسه کاملا دوستانه بود و استرس زیادی حس نمیشد. در نهایت فهمیدم که بهتر است پیش از حضور در مصاحبه، درباره شرکت، حوزه فعالیت، وضعیت بازار و اطلاعات مربوط به آن تحقیق کرده باشم تا بتوانم دید بهتری ارائه بدهم.
دقیقا در همان روز، با حضور همزمان منابع انسانی و تیم فنی برای یک موقعیت Senior Operation Admin، فرایند مصاحبه پشت سر هم برگزار شد. ابتدا توضیحاتی درباره شرکت و فرایندهای داخلی ارائه شد و درباره قوانین و حقوق درخواستی صحبت شد. سپس بخش فنی ملاقات آغاز شد و با توجه به عنوان شغلی و سابقه مربوطه، کارها و پروژههای مرتبط بررسی شدند. کل جلسه بهطور عادی و مطلوب پیش رفت و رفتار مصاحبهکنندهها هم دوستانه و حرفهای بود. نکتهای که برای من قابل توجه بود این بود که دوباره فرم مصاحبهای ندادم و از همان آغاز رزومهام بهطور مستقیم روی لپتاپ باز و بررسی میشد.
باور کنید همه چیز به دردسر میافتاد؛ در مصاحبه حقوقی منابع انسانی، به من حتی از مسائل غیر مرتبط هم سوال میکردند. من طراحی خوندم اما از آن اتاق هم پرسیدند که چگونه آن را طراحی میکردم و گفتند جلسه بعد طرحم را بیاورم تا برای این کار بررسی شود، در حالی که اصلا ارتباطی به کار مربوطه نداشت. بعد هم گفتند باید بروم و درباره کار مطالعه کنم و مثلا در مورد اکسل در جلسه سوم صحبت خواهند کرد؛ درنهایت نمیدانم چه پاسخ دهم. بارها تأکید کردند که میخواهند سخت گیر باشند و حتی صریح گفتند اگر بیایم، کارم به خطر میافتد و زبانم سرویس خواهد شد، که نشاندهنده سطح سختگیری بالا بود و اینکه مشخص نیست چگونه روند استخدام پیش میرود.
برای یک مصاحبه کار اندروید دولوپر رفتم و از طریق جابینجا رزومه فرستادم؛ چند روز بعد تماس گرفتن و تعیین کردند برای هفتهی بعد بیام شهر. وقتی وارد شرکت شدم، فرمی به من دادن و همان اطلاعاتی را که در رزومه نوشته بودم دوباره پر کردم. بعد از تقریبا نیم ساعت انتظار، با یکی از نفرهای فنی وحدت صحبت کردم و دربارهی پروژههای انجامشدهام صحبت کردیم. او هم از پروژههای شرکت سوال کرد و توضیحاتی ارائه داد. بعد از آن گفتند باید منتظر بمانم تا با نفر دیگری صحبت کنم؛ باز هم نیم ساعت تأخیر طول کشید و با شخص دیگری صحبت کردم، اما فهمیدم که ایشان مدیرعامل مجموعه بوده و لزوما هم نیرو فنی نبود. از من نمونهکار خواست و دربارهی برنامهای که به درستی اجرا میشد سوالاتی مطرح کرد و به نظر میرسید با برخی از جنبههای نرمافزار اندرویدی آشنا نیست یا درک درستی از نحوهی اجرا ندارد. سوالهای مکرری پرسیدند که آیا بلد هستم یا نه.
من تجربهای از مصاحبه IOS گرفتم که بیشتر حول مسأله اخلاق و چشمانداز آینده کار بود. از ابزارها و نحوه استفاده آنها در کار آیندهام صحبت شد و مطمئن شدم که با پترنهای رایج برنامهنویسی آشنایی دارم یا خیر. توضیح دادند که شرکت زیرمجموعهای از نامینو بهنام ایلویه است و پروژههای در دست اجرای آنها را معرفی کردند، از جمله مسیریاب روتا که قرار است مشابه ویز عمل کند و باید پیادهسازی شود. پرسیدند که آیا میتوانی بخش مسیریاب را پیادهسازی کنی و نظر تو چیست؟ گفتند اگر تجربهای مشابه انجام داده باشی، خوب است، ولی چون این کارها جنبه پژوهشی دارد، باید زمانی برای تحقیق کنار گذاشت تا بحث هم با اصولش تطبیق پیدا کند؛ و ظاهرا با اطلاعات من قانع شدند. برخورد مصاحبهکننده آرام و منطقی بود و یکی از ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت تعهد کاری و اخلاق بود.
مصاحبه بسیار تخصصی بود و سوالات سختی مطرح شد. مصاحبهگر پرشور و حرفهای بود و به طور گستردهای درباره شرکت و کسب و کارشان سوال پرسید؛ بنابراین قبل از رفتن به جلسه حتما پژوهش لازم را انجام بدید. توصیه میکنم شرح وظایف را دقیق بخوانید؛ او از من پرسید که در این سمت به چه نوع فردی نیاز دارند. مهارت تحلیل برایش اهمیت بالایی داشت و به تخصص هم توجه خاصی شد. دانش و بهویژه سطح زبان انگلیسی مشخصههای کلیدی ارزیابی بودند.
در مصاحبه برای کارشناس توسعه کسب و کار، گفتم که تجربهی من در این حوزه به شکل عملی و ملموس جلوه میکند. در خلال گفتگوها به برنامههای عملیاتی و نحوهی بهبود فرآیندهای فروش اشاره نمودم و توضیح دادم چگونه میتوانم نقشهراهی برای رشد درآمدترکیبی شرکت طراحی کنم. از پروژههایی نام بردم که با تحلیل بازار و نیازهای مشتریان، فرصتهای جدید را تعیین کرده و به تیم کمک کرد تا اهداف فروش را تحقق بخشد. همچنین به چالشهای موجود اشاره کردم و راهکارهای مبتنی بر داده برای افزایش کارایی و افزایش سهم بازار پیشنهاد دادم. در پایان، بر اهمیت همکاری تیمی و ارتباط مؤثر با واحدهای مختلف سازمان برای پیشبرد استراتژیهای توسعه کسب و کار تأکید کردم.
در اولین برخورد با شرکت، احساس کردم حرف کارشناس استخدام درباره دلیل تماس بیشتر ناشی از تفاوت حقوق درخواستیم با پوزیشن بود تا واقعیت شغل. روز مصاحبه اما از همان ابتدا با تجربهای ناخوشایند روبهرو شدم. در ورودی ساختمان قفل بود و نگهبان با بیحوصلهگی رفتار میکرد، انگار به دنبال تذکر دادن به من بود. از مسیر هم دلسنگی داشتم و وقتی فهمیدم ساختمان درست نزدیک شادآباد است، سردرگمیام بیشتر شد. نگهبان با بیاحترامی در ورودی را با ریموت باز کرد و با تمسخر گفت چرا با این لحن در زدنم. او ازم بهشدت طلب کرد تا سرم را پایین بیندازم تا بتونه اطلاعات ثبت کنم، انگار با یکی از اعضای فامیلش رفتار میکرد. خلاصه وقتی بالاخره وارد ساختمان شدم، حدود بیست دقیقه در اتاق انتظار نشستم تا مدیر هوش مصنوعی بیاید. در طول آن مدت یا با کسی صحبت میکردم یا با خودم حرف میزدم، چون صداش خیلی کم بود و ماسک میگذاشتند تا بلندتر صحبت نکنند. مرا درک نکردند که واقعا صدایشان را نمیشنوم. در جلسه متوجه شدم به دنبال فردی با تجربه از شرکتهای خدماتی آمریکایی هستند که بتواند همزمان همهچی فنی را داشته باشد و سطح انتظارشان از پوزیشن بسیار بالا بود. از من خواسته شد پروپوزالی مرتبط با شرکت قبلیم را بیاورم و ارائه بدهم، که این به معنای دسترسی به اطلاعات محرمانه شرکت قبلی بود و من از پاسخ به چنین پرسشهایی امتناع کردم. ناگهان آخر مصاحبه گفتند ۱۵ دقیقه استراحت بدهند تا از من تست بگیرند، در حالی که قبلا هیچ اطلاعی به من داده نشده بود و این کار را غیرحرفهای دانستم. هیچ توضیحی درباره ساعات کار یا پوزیشن به من ارائه نشد و با بیاحترامی بیشتری از من تقاضای پاسخ برای تست کردند و من از اتاق خارج شدم. این روند من را خیلی شوکه کرد چون در شرکتهای بزرگتری هم بودهام و تجربههای مصاحبه من این گونه نبود. حتی مسئول جذب، اطلاعات لازم درباره این مصاحبه را درست در اختیار نداشت که چه کسی را برای مصاحبه دعوت کند. روز پرتنشی بود و در نهایت هم بعد از مصاحبه، مسئول جذب با من تماس گرفت و گفت که رفتهام برای مصاحبه، اما ناگهان اعلام کردند از حضور در تست امتناع کردهام و محل شرکت را ترک کردهام. برای تجربهام به شما میگویم که گول برند را نخورید؛ این گاهی نقشی در شرایط کاری مناسب یا رفتار پرسنل ندارد. وقتی با کارشناس جذب تماس میگیرید، تأکید کنید رزومهتان به دقت مرور شود تا بفهمند چه سطحی از تجربه دارید و آیا واقعا برای آن موقعیت مناسب هستید یا نه، زیرا این فشار روانی و اعتمادبهنفس را تحتتأثیر قرار میدهد. نتیجه برای من این شد که در همان اولین برخورد متوجه شدم اشتباه کردم و نگاه من نسبت به شرکت کاملا تغییر کرد.
از روزی که رفتم تا روزی که بهم زنگ زدن یک هفته یا شاید کمتر طول کشید. در بدو ورود جو خیلی خوب و صمیمانه ای کارمندا داشتن. بهم ب فرم دادن و بعد کارشناس ارشد محتوا که ی آقایی بود و ی خانم باهام مصاحبه کردن. کم سوال پرسیدن اما عمقی. برخوردشون خیلی محترمانه بود و من حس خوبی گرفتم. ازم خواستن براشون نمونه کار بفرستم. چند ساعت بعد بهم زنگ زدن و ی تست خواستن که براشون فرستادم. فرداش باهام تماس گرفتن و خواستن که برای جلسه دوم شرکت کنم که خودم نتونستم حاضر بشم بنا بر دلایلی. در کل حرفه ای و خوب بود با اطلاعات برید. بهتره که از دانش کاری خودتون اطلاعات جدید داشته باشین نه روتین. متفاوت خودتونو بیان کنید. مطمئن حاضر باشید. نیازی به شواف نیست. چون مصاحبه کننده ها شخصیت شناسی خوبی دارن ویژگیهایی که براشون مهم بود: ذکر نشد
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.