برای من به عنوان کارمند دیدگاه اصلی این شرکت این طور بود که نابسامانیهای مدیریتی و رفتار غیرحرفهای منابع انسانی بارزترین نکتهها بودند. حقوقی که میدادند به شدت کمتر از عرف بازار بود و تیم فنی تا حدی خوب به نظر میرسید، بهخصوص تیم نرمافزار اما تیم دیتا خیلی بیهدف و درجا زدن به نظر میرسید. مدیران بیشتر به ترک سیگار اهمیت میدادند تا به ارزشهای کارکنان، به طوری که ممکن بود بهمحض بروز کمترین مشکل کارتان را از دست دهید چون شرکت ترجیح میداد کارآموز با حقوقی یک سوم شما را جذب کند؛ چون خودش هم مشخص نبود چه میخواهد. منابع انسانی واقعا وضعیت افتضاحی داشت و کارهای ساده نیاز به پیگیری طولانی داشتند چون تیپ و استایل برایشان اهمیت داشت. مدیر منابع انسانی بهشدت به قیافه و غرورش میبالید و تیم فنی هم با او ارتباط خوبی نداشتند، اما از آنجا که ظاهرا همهچی در شرکت به نظر میرسید، مجبور بودند این حس را ابراز نکنند چون قدرت او از اکثر اعضای فنی بیشتر بود و به راحتی میتوانستند را از شرکت بیرون بندازد. شرکت سه مدیر داشت که دو نفرشان به سیگار کشیدن عادت داشتند و هر ساعت باید به سمت سیگار میرفتند. تیم فنی هم در این فضای مسموم کمکم به آن alied میشد و احساس میکرد تنها راه ماندن این است که بیش از پنجاه و پنج ساعت در هفته کار کنند و همین هم واقعا اتفاق میافتاد؛ حتی اگر جمعهای سر کار نبریم، به عنوان کمکاری انگاشته میشدیم در حالی که حقوق فعلی معمولا نصف مبلغی بود که انتظار میرفت بگیریم. فضای کار برای تیم فنی هم به تدریج آلوده میشد، انگار به تدریج به این شرایط عادت میکردند. به طور کلی کار در این مجموعه جز پوچی، عدم پیشرفت، احساس حقارت، حقوق کم و فضای مسموم چیزی به همراه ندارد و من حتی با سه ماه حضور هم بسیار پشیمان شدم.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
من eight یا نه سالی است که در این مجموعه با نیروهای مختلف کار میکنم و با وجود خواندن نظرات برخی دوستان، خیلی از گفتهها دور از واقعیت بهنظر میرسد و بهنوعی بدبینی است. مشکلات در هر شرکت هست و ممکن است با سلیقهی فردی جور نباشد، اما بهطور کلی این مجموعه نسبت به بسیاری از همردههایش عملکرد بهتری دارد و با استانداردهای روز، با پرسنل همراهی میکند.
من نزدیک به یک دهه است که با این مجموعه همکاری میکنم و با دیدی واقعگرایانه به مسائل نگاه میکنم. خیلی از دیدگاههایی که درباره این شرکت مطرح میکنند، با واقعیت همسو نیستند و گاه حالتی بدبینانه دارد. هر سازمانی با چالشهایی روبهرو است و این مسائل ممکن است سلیقهای به نظر برسد؛ با این حال، در کل این مجموعه نسبت به خیلی از شرکتهای مشابه عملکرد بهتری دارد و با استانداردهای روز مطابقت میکند و با کارکنان همکاری مثبت و پیوستهای دارد.
برای من تجربهی کاری در این مجموعه، به عنوان یه برنامهنویس، تجربهای نسبتا تیره نیست اما نقاط ضعف و کاستیهایی هم داره که باید بهش اشاره کنم. من حدود هشت تا نه ساله که با این شرکت همکاری میکنم و دیدم برخی نظرات منتشرشده واقعبینانه نیستند و خیلیها بدون دیدن جزئیات، بدبینانه حرف میزنند. هر شرکتی مشکلات خودش رو داره و نمیشه زور داشت که با معیارهای هرکس همسو بود. با این حال، در مقابل خیلی از شرکتهای همرده، اینجا عملکرد بهتری ارائه میشه و با استانداردهای روز بازار سازگاری داره و با اعضای تیم خوب همکاری میکنم.
وقتی به من فرصت کار در محیطی که با شرکت مهنا هممسیر بود، داده شد، احساس هیجان زیادی داشتم. آشنایی با نرمافزارهای GIS و سیستمهای مراکز تماس CRM برای من خیلی جذاب بود و به سرعت توانستم اطلاعات زیادی کسب کنم. توانستم با وجود شرایطی که دارم، برای خودم محیط کاری مناسب بسازم، مخصوصا از آنجا که امکان دورکاری هم وجود داشت و میتونستم حضور فیزیکی را به شکل متناسب با وضعیت خودم تنظیم کنم.
در محیطی آرام و صمیمی کار میکردم که انعطافپذیری بالا داشت و امکان دورکاری هم فراهم بود. از روز اول بیمه به من تعلق گرفت و جلسات روزانه بهصورت منظم برگزار میشد. ارتباطی مستقیم با شرکتهای بزرگ سراسر کشور داشتم که فرصت رشد برای کارکنان فراهم میکرد. تجربهام بهعنوان برنامهنویس در شرکت هرمزان نیروی ایرانیان (مهنا) شکل گرفت.
خیلی تجربه بدی بود . خیلی راحت و ساده بهت توهین و بی ادبی و بی احترامی میکنند و تو جلسه جلوی همه افراد بد دهنی میکنند و اصلا اجازه توضیح هم بهت نمیدن اگر خیلی بخوای برای دفاع از خودت پا فشاری کنی هرچی روی میز مدیرعامل هست ممکنه تو سر و صورتت پرتاب بشه واقعا میدون جنگه خیلی ترسناک تر از چیزی که فکر کنید و فحش هم راحت اونجا داده میشه به آدم اصلا محیط با تبلیغاتی که میکنند زمین تا آسمون متفاوته
قرارداد شرکت یک طرفه و تماما به نفع کارفرما بسته میشه. باید حداقل 100 میلیون سفته سفید جهت حسن انجام کار بدید. حقوق با تاخیر پرداخت میشه و کمتر از رنج بازار هستش. محیط شرکت بسیار قدیمی و بوگندو هستش و بد مسیر. امکانات خاصی نداره شرکت و بیمه تامین اجتماعی رو به زور میدن بهت! بهتر بگم سم خالص هستش این شرکت و تا یادم نرفته اضافه کار هم بگم که پرداخت نمیشه و سرش رو هم میاره!!!! موفق باشید
بیتردید، مدیریت و تیم زیرمجموعه شرکت مهنا با نگاه حرفهای و آیندهنگری به رشد و ارتقای توانمندیهای من و همکارانم اهتمام ورزیدهاند و فرصتهای شغلی برای پیشرفت فردی و سازمانی را فراهم میکنند. انجام بهموقع امور بیمهای و رعایت دقیق تعهدات سازمانی، جلوهای از نظم و مسئولیتپذیری نسبت به سرمایه انسانی است که همواره موجب قدردانی من بوده است. امیدوارم با تداوم این مسیر ارزشمند، شرکت مهنا روزبهروز شکوفاتر شود و موفقیتهای بیشتری نصیب همه اعضا گردد. با این حال، توصیه میکنم که هر گونه نقد یا بازخورد سازنده بهصورت حرفهای و با رعایت احترام به همه افراد مطرح شود تا فضای کار مثبت و سازنده باقی بماند.
برای مدت حدود هشت تا نه سال در این مجموعه همکاری دارم و دیدم که برخوردها و نظراتی که خیلیها مطرح میکنند، اغلب با واقعیت فاصله دارد و شاید مقداری بدبینانه باشد. هر سازمانی مشکلات خاص خودش را دارد و اینجا هم با وجود چالشها، به نسبت خیلی از شرکتهای مشابه عملکرد بهتری نشان میدهد و با استانداردهای روز همخوان است. در کنار این مزایا، برخی مسائل وجود دارد که با همکاران تلاش میکنیم تا آنها را بهبود ببخشیم و فضای کاری مطلوبتر بسازیم.
دلم میخواست توضیح بده با وجود اینکه در این شرکت احساس امنیت نکردم، اما اکنون از تجربهام نوشتم تا روشن شود چه بر من گذشته است. وقتی از کندا ایده جدا شدم فهمیدم چقدر فشار روانی تحمل کردهام؛ مدیران کوچکند و با انواع تحقیرها سعی میکردن مانع رشد کارکنان شوند و همین رفتارها موجب میشد حتی حقوق هم بهموقع پرداخت نشود. اضافهکاری به اجبار نگاه داشته میشود اما پاداش یا تشویقی در کار نبود و هر چیز ارزشمند با تحقیر تعریف میشد. خدا را شکر میکنم که از آنجا خارج شدم، چون از نظر دانش مهندسی سطح پایینی داشتند و پروژههای واقعی و کارآمدی وجود نداشت. به همین دلیل تجربه خاصی یاد نگرفتم و بعدها وقتی با شرکتهای دیگر همکاری کردم، نکتههای تازه زیادی به دست آوردم و فهمیدم آنچه در این مجموعه به کارمندها میدادند ظلمی بزرگ بود.
مدت دو سالی است که صنعت ترجمه با ضربههای زیادی روبهرو شده و این وضعیت اثرات منفی زیادی روی کیفیت کار و حجم سفارشها گذاشته است. ورود ابزارهای ترجمه ماشینی بخشی از این مشکلات است و باعث کاهش کیفیت آثار و کاهش تقاضای کار مترجمان حرفهای شده. همچنین پس از حملهای که به ایران صورت گرفت بازار نشر به شدت رکود گرفت و نوسانات ارزی هم تصمیم ناشران برای پذیرش آثار جدید را تحت تاثیر قرار داد؛ چه ترجمه باشد و چه تألیف. اغلب برای حضور در این حوزه یا باید با هزینههای شخصی اثر خود را ثبت و منتشر کرد یا از فرصتهای کمتر پیشنهاد شده استفاده کرد. بهخصوص من افتخار میکردم که با شبکه مترجمین ایران همکاری دارم، ولی با توجه به شرایط اخیر، مقدار سفارشها بهشکل چشمگیری کاهش یافته و این موسسه تصمیم به تعدیل نیرو گرفته تا بتواند هزینههای اجاره دفتر و حقوق کارمندان باقیمانده را بپردازد. در زمانهای خوبی بازار بهقدر کافی پر بود که فرصتهای فراوانی داشتیم و بهراحتی میشد همه سفارشها را بپذیریم، ارزیابی سفارشها تکیه بر سلیقه و تجربه ارزیاب داشت و شاید اصول ارزیابی دقیق اجرایی نمیشد. اما در دو سال اخیر اوضاع مالی ترجمه بهطور چشمگیری سخت شده و سه بار مدیران این موسسه تغییر کردهاند. برای آینده، نباید به ادامه کار در حوزه ترجمه فکر کرد. شبکه مترجمین که گواهینامه ایزو در حوزه ترجمه دارد و گاه تنها دارنده این گواهی در ایران محسوب میشود، به چنین وضعی افتاده است؛ این وضعیت، هشدار به سایرین هم هست.
با سلام ما برای آموزش به قسمت بادامک انبار دیجی کالا که اون روز تقریبا ۱۰ تا ۱۲ نفر بودیم و اصلا اون چیزی که توی مصاحبه اعلام کرده بودن زمین تا آسمان فرق میکرد ۴ روز کار که یه روزش اف باشه اصلا نبود حقوقش به ۲۰ تومن هم نمیرسید و ما فسخ قرار داد کردیم اون گروهی که رفته بودیم و برای گرفتن سفته گفتن باید ۳ ماه باید منتظر باشید در کل گول کار در شرکتهای دیجی کالا و انبار اسنپ رو اصلا نخورید .
در یکی از شرکتهای خدمترسان الکترونیکی آدونیس تجربه میکنم. من بهعنوان کارشناس در محیطی کار میکنم که خصوصیبودن با میزان کمی از حضور دولتی در آن همزمان است و ساختار سلسلهمراتبی غالب است. افرادی که هنوز در اینجا هستند، با پذیرش برخی واقعیتها کنار آمدهاند. با این حال، فضای کار فعالی و نسبتا سالمی نسبت به سایر شرکتهای بانکی وجود دارد، هرچند پرداختیها رضایت من را کاملا تامین نمیکند.
مدیران بی سواد و بیشعوری دارن مرخصی به سختی بهت میدن یعنی اگه مریضم بشی بهت ی ساعت مرخصی نمیدن همیشه شلوغه و بیشتراز ظرفیت ازت کار میکشن و باماشین حساب میسنجنت یعنی حتی بلد نیستن کی پی ای بگیرن از کار احترام به کارمند صفر این بیمه و تکمیلی و پرداخت به موقع مزایا نبست وظیفه شرکته که میزنه تو سر کارکناش برای دستشویی رفتن باید تو نوبت بمونی کلا مزخرف هستن
برای من تجربهای از این شرکت بود که انتظارها و سطح توسعه علمی و آموزشی کارکنان به خوبی برآورده نمیشد. گام الکترونیک به نظر میرسید که ظرفیت گسترش کارهای بزرگ را دارد اما این فرصتها از دست میرفت. به رغم چالشهای فعلی، اخیرا با ابتکار مدیر منابع انسانی فضایی برای آموزش مجازی فراهم شد و از طریق مدیریت او بستههای آموزشی الکترونیکی در حوزههای گوناگون فنی و علمی تهیه و در اختیار من قرار گرفت و بعدها فهمیدم برای تمامی کارکنان چنین اقداماتی انجام شده است. این تجربه ارائه آموزش غیرحضوری را به عنوان شاخصی برای انگیزهبخشی به کارکنان به حساب میآورد و ضمن قدردانی از ایشان و سایر دستاندرکاران، انتظار میرود این نوع فعالیتها ادامه پیدا کند و برای سایر شرکتها نیز به عنوان نمونهای موفق معرفی شود.
دو ماهی میشود که به بهانه خرابی سیستم و قطع بودن سرور، پاسخگوی تلفن نیستند و هر چه برای این موسسه کاریابی پول دادم نتیجهای نگرفتم. اینطور به نظر میآید که به سادگی از زیر بار مسئولیت در میروند و آدم را سر گول میزنند. هنوز نمیدانم چه باید گفت، امیدوارم پاسخگوی این رفتارها باشند و تاوان کارشان را بپردازند. این پولها را با زحمت و کار جمع کرده بودم و حالا به راحتی از دست دادم؛ خدا نکند به کسی دیگر همین بلا را سرش بیاورند.
در بین فضایی که در این شرکت تجربه کردم، بیش از هر چیز به محدودیتهای مدیریتی برخوردم که مانع رشد و یادگیری تیم میشد. کار با ابزارهای قدیمی ادامه داشت و مقاومت در برابر بهروزرسانیها همچنان بالا بود. حتی دسترسی به اینترنت برای توسعهدهندگان قطع بود تا از خروج سورس جلوگیری شود. با وجود این شرایط، برخی افراد که مورد اعتماد مدیریت بودند، سورس را خارج کرده و با تغییرات کم نسخهای تقریبا مشابه را وارد بازار کردند. مدیریت واحدی جایگزین شد و یکی از نیروهای قدیمی، بدون تجربه مدیریتی، بهعنوان مدیر جدید منصوب شد. رویکرد او از بالا به پایین بود و با برنامهنویسها برخوردهای ناخوشایند داشت؛ هیچگونه زمینهای برای پیشرفت فراهم نمیکرد—نه برای کسانی که سالها در شرکت بودند و نه برای نیروهای تازهوارد. فضای کاری بهطور فزایندهای بستهتر و غیرحرفهای شد و انگیزه برای یادگیری به مرور از بین رفت. یکی از اعضای متخصص و متعهد که توانست مدیر را متقاعد کند تا یکی از ابزارهای قدیمی را با گزینهای جدید جایگزین کنند، گامی مهم در مسیر بهبود برداشت. اما با وجود اثر مثبت، به دلیل رفتارهای نامناسب مدیر جدید ناچار به استعفا شد. اگر هدف شما محیطی حرفهای، پویا و مبتنی بر احترام است، این شرکت گزینهای مناسب نیست. فضای مدیریتی محدود، بیاعتمادی به تیم و رفتارهای غیرحرفهای موجب از دست رفتن انگیزه بسیاری از اعضا شده یا آنها را ترک کرده است. انتخاب این شرکت میتواند مانع جدی برای پیشرفت شغلی و یادگیری شما باشد.
شرکت فکور صنعت، تقریبا اکثر کارکنان به واسطه ارتباطات قبلی در این شرکت استخدام میشن حتی معاونت شرکت. رابطه خیلی ارجحیت داره به تخصص، هیچ احساس مسئولیتی در قبال کارکنانش نداره. تنها مزیتی که باعث شده ویترین جذابی داشته باشه پرداخت حقوق های بالا هست که اون هم چون امنیت شغلی برای غیر خودی ها نداره روش نمیشه حساب کرد. معاونت منابع انسانی ضعیفی داره.
شرکت فکور صنعت، تقریبا اکثر کارکنان به واسطه ارتباطات قبلی در این شرکت استخدام میشن حتی معاونت شرکت. رابطه خیلی ارجحیت داره به تخصص، هیچ احساس مسئولیتی در قبال کارکنانش نداره. تنها مزیتی که باعث شده ویترین جذابی داشته باشه پرداخت حقوق های بالا هست که اون هم چون امنیت شغلی برای غیر خودی ها نداره روش نمیشه حساب کرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.