به نظر میرسید مسیر استخدام در شرکتی با حدود صد نفر پرسنل هم بازتابی از کاستیهایی داشته باشد و من ترجیح میدادم دربارهاش با وضوح بنویسم تا دیگران بتوانند از تجربهام درس بگیرند. من قصد نداشتم بهصورت خام از شرکت یا افراد بدگویی کنم، بلکه توضیح میدادم که چه اتفاقاتی افتاد و چه نکاتی را بهعنوان نقاط قوت و ضعف دیدم. اول ماجرا این بود که از روند مصاحبه مشخص بود که چندین مرحله وجود دارد و برخی موارد در حین فرایند ممکن است برای داوطلبان دشوار باشد. روز اول مصاحبه تقریبا یک ساعت طول کشید و با تاخیر نیمساعتی آغاز شد، دلیل آن هم پر کردن فرمهایی با سوالات شخصی بود. منابع انسانی پس از چند دقیقه وارد شدند و تقریبا بیست دقیقه از زمان موعد اعلامشده گذشت. گفتوگو ابتدا حالتی نسبتا محترمانه داشت اما با شدت کمتری در برخوردهای بعدی همراه شد. در ادامه گفتند که برای مصاحبه فنی آماده باشم و بعد از ارزیابی ابتدایی، تیم به برخی سوالات ساده پرداخت. حدود یک هفته بعد از مصاحبه با من تماس گرفتند تا درباره تستها بیایم. وقتی رفتم، از من تستهای هوش و شخصیت گرفته شد و سپس به سرپرست ارجاع داده شدم تا آزمون دیگری بدهیم که نتیجهاش متوسط بود. مقداری دادههای کوچک از شرکت در اختیار من قرار گرفت و چند تسک هوش مصنوعی ارائه شد که بخشی از آنها پروژه شرکت نبود و در ادامه تغییر جهت دادند تا به نیازهای شرکت واکنش نشان داده شود. برداشت من این بود که ممکن است با هدف ارزیابی این باشد که آیا میتوانم کارها را به جریان بیاندازم یا نه. برخی طرفداران این دیدگاه میگفتند شاید انجام برخی تسکها برای شرکت سودمند نباشد چون کار رایگان محسوب میشود. قضاوت با شما است. پس از آن یک پروژه تعریف شد که نمیشد گفت صرفا برای تست است و میتوانست برای شرکت کارآمد باشد. قصد داشتند با دادههای شرکت، هوش مصنوعی را فاینتیون کنم. لازم به ذکر است من برای کارآموزی هوش درخواست داده بودم، اما در میانه مصاحبه گفتند که استخدام به صورت قرارداد کاری است و من هم پذیرفتم. به این ترتیب شروع کردم به فاینتیون کردن، هرچند سرپرست من در واقع نرمافزار مهندس بود و تمرکز اصلیاش روی توسعه نرمافزار بود، گرچه هوش هم بلد بود. من کار روی فاینتیون را پیش بردم و سرپرست تنها مشکلات تیم پشتیبانی و برخی مسائل فنی را حل میکرد و بعضی از کارهای هوش به عهده من افتاد. در طول هفته فقط من روی پروژه هوش کار میکردم و ارتباط مستقیم با دیگر اعضا کم بود. از بیرون، احتمالا این سوال مطرح میشد که آیا بهخاطر تازهکار بودن من کل کارها به یک نفر سپرده میشود یا نه. با مرور زمان، دیدگاه من درباره همکاری تغییر کرد و با دیدن قرارداد متوجه شدم که مصالحهای وجود ندارد و بیشتر به ضرر من تمام میشود. در قراردادهایی که به من ارائه شد، چند بند قابلتوجه وجود داشت: - امکان استعفا بهطور کامل سلب نشده بود، اما بهطور دقیقتر بنا بر متن قرارداد، ممکن بود بهزعم کارفرما این حق محدود شود. - حق اعتراض برای کارمند بهطور کامل در نظر گرفته نمیشد. - در صورت بروز اختلاف، شورای داخلی شرکت تصمیم میگرفت و پیشبینی میشد که نتیجه به نفع شرکت باشد. - قرارداد به مدت دو سال بود و در طول این مدت، مبلغ حقوقی اعلام میشد که اکثرا حداقل حقوق وزارت کار بود و قرارداد شفاف نبود درباره امکان افزایش یا تغییر
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
'متخصص هوش مصنوعیاحتمالا مناینو هم تو بخش تایگر بذارم هم دی کامپیوتر چون یکین. کسی ضرر نکنه. اول از همه بگم شرکتی که ۱۰۰ نفر ادم داره و اینجا هم ۶۰ نظر منفی، ادم عاقل مسیری که برای استخدام این رو اومده برمیگرده. نکته ی بعدی اینه من قصد ندارم شما بیکار بمونید ولی بیکاری بهتر قرارداد و محیط کاری بده. من قرار بود به عنوان برنامه نویس هوش مصنوعی استخدام بشم. روندی که رخ داد رو میگم قصد تخریب ندارم و اسیبی ندیدم از این عزیزان. (صد البته قصد اسیب روانی داشت تیم حقوقی و عزیزی که فکر کرد قرارداد خوبیه با اون بندهای قرارداد ،که بهش خواهیم پرداخت، ولی شانسی جا خالی دادم) روز اول مصاحبه تو یه ساعتی مصاحبه بود حدود نیم ساعت با تاخیر برگزار شد. ۱۵ دقیقه بخاطر پر کردن فرم (که خیلی مسائل شخصی مثل شغل پدر توش بود که خب سوال میشه به تو چه؟ ولی خب نوشتم). دادم خب منابع انسانی هم بعد ۵ دقیقه اومد. میشه گفت یه ۲۰ دقیقه از زمان اعلام شده گذشته بود. بعدش مصاحبه شروع شد که نوع دیالوگ منابع انسانی از اندکی موضع قدرت و اندکی هجومی بود. مثلا گفتم یه چند لحظه فکر کنم گفتش میخوای اصلا جمع کنیم بریم؟ و... بعدش گفتم تکنیکال اماده ام گفتن باشه عزیزی رو اوردن چندتا سوال پرسید که ساده بودن. بعد یه هفته زنگ گفتن بیا تست. رفتم تست ازم ازمون هوش و شخصیت گرفتن. بعدش منو به سرپرستم نشون دادن و یه ازمون گرفت که متوسط بود. یه دیتای کوچیک شرکت رو دادن چندتا تسک هوش مصنوعی که پروژه شرکت نبود داد و بعدش وسطش عوض کرد تبدیلش کرد به چیزی که بکار شرکت میتونه بیاد شاید با این نیت که بررسی بشه من میتونم کارای شرکت رو راه بندازم یا نه. ممکنه بعضیا هم بگن که چیزی که به نفع شرکته نباید تو تست انجام بشه چون مثلا کار رایگان محسوب میشه. قضاوت با خودتون. بعدش فردا یک پروژه ای تعریف شد که قطعا نمیشه گفت تست خالی بود. قطعا به کار شرکت میومد ولی خب شاید با این رویکرد بوده که قراره همکار بشیم رو داد گفت بیا با این داده ی شرکت هوش مصنوعی فاین تیون کن. لازم به توجه هست که من برای کاراموزی هوش درخواست داده بودم ولی وسط مصاحبه گفتن ن, استخدام میکنیم با قرارداد کاری (نه کاراموزی) و منم گفتم اوکیخیلیم عالی. خلاصه شروع کردم به فاین تیون کردن. اینجوری بود که سرپرست من در واقع صرفا هوش مصنوعی کار نبوده و software engineer بود که اونجا گذاشتنش و خودش تاکید داشت تخصصش نرم افزاره (و البته خیلی چیزای دیگه) ولی هوش هم بلده. موقع فاین تیون کردن مدل رو خودم استارتش رو زدم ولی خب من، روی فاین تیون کار میکردم و سرپرست من (که جفتمون تو تیم هوش بودیم) مشکلات تیم پشتیبانی رو حل میکرد و برخی مسائل فنی که من بهش میخوردم (مثلا نت قطع میشد یا فضا کم میومد یا ابزار مشکل داشت و...) وارد کد زدن هوش با من نشد و تمام هفته رو صرفا من کد هوش زدم. یکی از بیرون نگاه کنه ممکنه بگه خب شما که تو یه تیم هستید چرا فقط یه نفر روی پروژه کار میکنه؟ ایا بخاطر تازه کاری کل کارا روت افتاده با حقوق حداقل وزارت کار قراره تمام مدت کل پروژه های هوش مصنوعی شرکت رو یه تنه انجام بدی یا اینا تسته و قراره با هم دوتایی رو پروژه ها کار کنید وقتی تست تموم شد؟ نمیدونم سرپرست من ادم خوبی بنظر رسید تو اون یه هفته ولی خب اشنایی ما در حد یک هفته بود. نگاه بالا به پایین سعی کرد نداشته باشه و جوری که از هم یاد بگیریم. ولی خب به همکاری منجر نشد چون وقتی قرارداد رو دیدم دیدم تماما به ضرر منه. چیا توش بود؟ حق استعفا نداری (دقیقترش طبق متن قرارداد میشه حق استعفا سلب میشه مگر با رضایت کارفرما که کاملا بدیهیه نظر کارفرما چی خواهد بود). حق اعتراض از شما سلب میشه. اگه با شرکت به مشکل خوردین منبع حل اختلاف قراره شورای داخلی شرکت باشه (که معلومه به نفع کی رای قراره داده بشه). علاوه بر اون قرارداد دوساله است کهتوی اون دو سال شما قراره حداقل حقوق وزارت کار رو بگیرید فارغ از سطحتون و روز مصاحبه گفته میشه میزان حقوق رو ما تعیین میکنیم طبق توانمندی هاتون. توی قرارداد بندی برای احتمال ایجاد تغییر در این قرارداد نیومده. یعنی کل اون دو سال قراره حداقل حقوق از نظر قانونی به شما داده بشه اگه بیشتر از اون درخواست کنین اوکی هم بدن بگن باشه و پول بیشتری بدن اون پول اضافه هیچ پشتوانه ی قانونی نداره اگه کم بدن نمیتونین شکایت کنین بگین دارن کم میدن. و یه نسخه از قرارداد که ۱ ساله است رو میدن دست شما و ۴تا ۳ ماهه رو نگه میدارن دست خودشون و خودشون هر ۳ ماه اونو امضا میزنن که واضحه میخوان هرموقع خواستن دکمه ی شمارو بزنن. اگر اون سال اول گذشت یدونه ۱ ساله میبندن. حالا اینا کنار هم چه تصویری رو میسازه؟ شما بهتون کم حقوق بدن (مثلا توافق کردید ۱۸ بعد یه مدت به هر علتی ۱۵ بدن) ولی بیشتر از وزارت کار، برید شکایت کنین میگن ببین تو قرارداد نوشته حداقل کارگری که به شما هم داده شده پس باطله:) این قضیه قراره ۲ سال ادامه داشته باشه :) حالا فرض کنید قاضی نگه گفتید حداقل وزارت کار پس باطل... بیاد بگه برید پیش منبع قانونی حل اختلاف که توی قرارداد معلوم شده. قاضی حل اختلاف خود شرکته و خب حدس بزنید قراره به نفع کی تموم بشه:) حالا با این شرایط مواجهید که کم بهتون حقوق میدن و نمیتونید کاری کنید میخواید برید؟ حق استعفا رو دادید رفت تو قرارداد :) رسما زندانی شدید و ازتون دارن بهره کشی میکنن بدون هیچ حق اعتراضی. حالا فرض کنید اون سرپرست من ادمی بود (تو یک هفته نمیشه گفت بود یا نبود) که همه کارو بندازه رو من و فشار بیاره علاوه بر حقوق درست حسابی ندادن و اینکه تک تک سایت هایی که نگاه میکنید بررسی میشه و تمام لحظاتی که داخل شرکت هستید توسط دوربین ضبط و ثبت میشه همراه با صدا! (تصویر در لحظه ای رو به چشم دیدم ولی صدا رو نمیدونم بر اساس نظرات قبلی نوشتم) فقط دستشویی دوربین نداره. و تمام اینا کنار هم میفهمید چرا ۶۰ نظر منفی وجود داره وقتی خود شرکت ۱۰۰ پرسنل داره. و من واقعا عزیزان این سایت نجاتم دادن که معنی و نتیجه ی این بندها چی میتونه باشه. و قرارداد رو شانس اوردم امضا نکردم. من حقیقت میگفتم من برای امریه که نمیخوام از شرکت برم پس حق استعفا رو بدم مشکلی ایجاد نمیکنه من که میخوام بمونم... ولی بعد خوندن نظرات اینجا فهمیدم ضررش خیلی بیشتر از سودشه. اره خلاصه عزیزی که داری اینو میخونی... صادقانه بگم... نرو... شرکتی که همچین قراردادی رو اوکی بدونه و بذاره جلوت همکاری باهاش معلومه بی داستان نخواهد بود. حالا من یه سری بندهارو نگفتم مثلا بعد خروج از شرکت عضو شرکت های رقیب و دوست دیگه نشید به مدت ۲ سال و... (گفتن این قانون نمیشه پیگیری حقوقی کرد چون تعریف شرکت رقیب معلوم نیست خب اصلا چرا اونجاست؟ اگه تاثیری نداره چرا مخالف حذف کردنش هستید؟) خیلی غیر منطقیه و کلا قرارداد کاملا یه طرفه به نفع کارفرما نوشته شده ۹۹ درصد بندها حقوق شما در قبال کارفرما رو نوشته انگار قرار نیست شما در مقابل کارفرما حقوقی چیزی داشته باشین و به حالت های به اجرا گذاشتن سفته ی ۱۰۰ میلیونی پرداخته شده. تاکید میکنم هیچکدوم از اینایی که گفتم سیاه نمایی نیست. برخی کامنت مثبت وجود داره که دقت کنید مثلا اونی که این سایت پر از افراد عصبی هست و دارید فرصت از دست میدید و... هیچ علتی نیاورده که نقطه نظرات رو رد کنه. مطمئن باشید هیچ شخصی با پذیرفتن اون قرارداد استثماری راضی نخواهد بود. بندهای قرارداد رو که گفتم براتون. خلاصه نمیدونم.... خوب بنظر میرسید همه چی اعم از شخصیت و اخلاق سرپرست و نوع برخورد و... تا قرارداد رو دیدم (و علاوه بر اون فکر میکردم اون دوربین اونجاست اگه چیزی دزدیده شد برن فیلم رو بررسی کنن نه در لحظه تا اینکه دیدم تمام اینا داره در لحظه چک میشه! احتمالا کامنت ها راجب اینکه با دوربین نگاه میکنن زنگ میزنن جریمه میکنن درست باشه البته من تو این یه هفته همچین چیزی رو ندیدم ولی خب چرا باید در لحظه وقت بذارن خیره بشن اگه قرار نیست اقدامی بعدش بشه؟). اگه قرارداد کمتر استثماری بود احتمالا فرصت همکاری فراهم میشد. ولی خب نشد. پیروز و حواس جمع باشید.
میخوام تجربه خودم رو از فرایند افتضاح و مزخرف شرکت دیجی کالا بگم: به عنوان Senior Software Engineer قرار بود برم دیجی پشمکی کالا اون واحد HR ش که باید درش تخته کنن: خانم فازش معلوم نبود یا کرونا داشت یا آنفولانزا یا روز مصاحبه رو مدام عوض میکرد یا موضوع جلسه رو واروونه میگفت!!!!!! خدا وکیلی کلاه تون هم سمت شرکت دیجی پشمکی افتاد نرین، بیخود نیست که عاشق تعدیل هستن حالا بریم مصاحبه فنی که فقط باید فحش نثارشون کرد: طبق اراجیف اون خانم HR گفتن موضوع مثلا فلان هست، یه بچه دهه 80 اومد واسه مصاحبه که کنار خودش ChatGPT باز کرده داشت سوال با اون طرح میکرد که باید گفت ...... بعد به بچه گفتم کلاسی که نیاز شمارو رفع میکنه یادم رفته باید یه سرچ کنم. گفت به هیچ عنوان!!!!! منم همون لحظه گفتم آقا جمعشون کن این مصاحبه مسخره رو دیجی پشمکی
من تجربهای رو از اینوآپ دارم که با هدف پرورش نیروی انسانی کار میکنه و وعدههایی مثل تضمین اشتغال میده، اما واقعیت چیزی فراتر از این بود. در واقع با اسم کارآموزی، آگهیهای اشتغال تو سایتهای کاریابی ثبت میکنن و برای مصاحبهها دو جلسه برگزار میشد: یکی حضوری و دیگری آنلاین، که در هر دو جلسه کارشناس فروش به حضور میآمد نه کارشناس منابع انسانی. اجرای جذب کارآموزی همچنان در کار نبود و هدف بیشتر ارائهی دورههای آموزشی با وعده اشتغال پس از پایان دوره بود. از نکات فرعی این مصاحبهها این بود که ما چند نفر از داوطلبها رو به بانک معرفی میکردن تا برای وام درخواست بدیم؛ اگر مبلغ پیش از پرداخت نمیشد، افراد دیگری جایگزین میشدند تا تسهیلات وام بگیرند. در عوض، پس از پایان دوره، ما رو برای معرفی به شرکتها آماده میکردن و مدرک رسمی دانشگاه تهران هم صادر میشد. اینکه جلسه مصاحبه در محیط دانشگاه تهران برگزار میشد، به ما کمی دلگرمی میداد که مجموعهای قابل اعتماد است. اما حدود پنج ماه از پایان دوره آموزشی گذشته بود و ما آمادگی کار تخصصی داشتیم که ناگهان پکیج جدیدی رو مطرح کردن؛ باید مبلغی پرداخت میکردیم تا معرفی بشیم، چیزی که در جلسه مصاحبه ازش حرفی زده نشده بود. گفتن تا قبل از عید ۱۴۰۴ مدرک رسمی دانشگاه تهران آماده میشود، اما اکنون هشت ماه از آن زمان میگذرد و هیچ مدرکی ارائه نشده. هیچ توضیحی هم برای این تأخیر وجود ندارد. امیدوارم هیچکس دیگهای قربانی این نوع بیزینسهای پشت پرده نشه.
دو بار برای مصاحبه دعوت شدم، اما نتیجه آن چندان حرفهای نبود. در کل جمع کارکنان، به صحبتهای من گوش میدادند و در یک فضای جمعی سوال میپرسیدند. مصاحبهکننده بیشتر درباره شرکتهایی که قبلا در آنها کار کردم پرسوجو میکرد، انگار میخواست از این مسیر اطلاعاتی درباره من به دست آورد تا توانمندیها و اهدافم را بسنجند.
برای من تجربهای دلچسب بود از ابتدای ورود تا پایان مصاحبه؛ برخورد دوستان حراست تا مدیرعامل نمونه یک شرکت دانشبنیان، همهچیز بهخصوص و اخلاقمدارانه بود. مصاحبهکنندهها حرفهای رفتار کردند و بازخوردهای سازندهای پس از آزمون ارائه دادند. مزیتهایش واقعا قابل توجه بود و تیم شرکت واقعا انسانهای شریف بودند؛ بهنظراتی که درباره شرکت میدهند، جفایی ندارد. برای همه آرزوی موفقیت دارم.
به حضور شرکت پارسیان ترمز به عنوان تجربهای واقعی از یک داوطلب در فرایند مصاحبه اشاره میکنم. در این تجربه احساس کردم که برگزاری مصاحبهها تنها جنبه ظاهری دارد و رفتار برخی از اعضای کارخانه همواره تحقیرآمیز و پاییننگری بود. در مراحل اولیه، دعوت به مصاحبه به ظاهر مثبت اعلام میشد اما وقتی به محل میرفتم، برخوردها بسیار نامناسب و با نگاهی بالا به پایین بود. متنفر شدم از نحوه رفتار با رزومههایی که ارسال میشد؛ وقتی فرایند دعوت به مصاحبه انجام شد، برخی از مسؤلان تماس گرفتند و گفتند بیایید برای مصاحبه، اما در عمل هیچ نتیجهای در پی نداشت و گفتند در دو هفته آینده اگر نیاز بود با من تماس میگیرند. همچنین با من و سایر داوطلبان برای همان شغل در کنار هم حضور داشتیم و همه بدون نتیجه رها شدیم. به طور کلی حس کردم که دعوتنامهها فقط جنبه نمایشی دارد و نه واقعا قصد همکاری است. تصمیم گرفتم از ادامه همکاری و حضور در چنین فرایندهایی صرفنظر کنم، زیرا تجربه فشرده و ناهمسو با انتظارها بود و از نظر من به کار در چنین محیطی نه تنها علاقهای ندارم بلکه انرژی من را هم میگیرد.
با من تماس گرفتند و گفتند که ساعات کار شرکت از هشت تا شانزده است و این یعنی بیش از چهلم ساعت کار موظف هر کارگر. همچنین گفته شد بیمه تأمین اجتماعی جزء مزایای رفاهی شرکت نیست و بیمه تکمیلی تنها در سه ماه اول حضور ارائه میشود. به نظر من هر جایی که به شما بگویند تأمین اجتماعی جزو مزایاست، بهتر است با احتیاط رفتار کنید، چون معمولا حقوق پایه و مزایای قانونی کارگران از این موارد جداست و بیمه تأمین اجتماعی جزو تعهدات قانونی شرکتهاست و نمیتواند جزو مزایا محسوب شود. بهتصادف برای انجام مصاحبه رفتم و وقتی با مسئول منابع انسانی صحبت کردم، نحوهی برخوردشان به من خوشایند نبود و سؤالات شخصی ناخوشایندی پرسیدند که برخی از آنها به نظرم خارج از حدود حرفهای بود. واقعا از چنین تجربهای متأسفم و فکر میکنم شرکتهایی که چنین شیوهای را در استخدام به کار میگیرند، رفتار حرفهای درستی ندارند.
در مصاحبهای که با شرکت تامین کالا نیلا داشتم، از ۱۷:۱۵ تا حدود ۱۸:۳۰ منتظر ماندیم و نهایتا چهار نفر مثل من وارد جلسه شدیم. جلسه که آغاز شد، مديرعامل بهطور یکطرفه صحبت میکرد و تقریبا تا ساعت ۲۰ ادامه پیدا کرد. در پایان، برای مصاحبه تأیید شدم و مدارک لازم را تحویل گرفتم؛ یکی از مدارک مورد نیاز سفتهای به مبلغ پنج میلیارد ریال بود. فردای همان روز فهمیدم که این مبلغ برای دوره آزمایشی یک ماهه است و پس از آن با افزایش به پنجاه میلیارد ریال تغییر میکند. در دوره آزمایشی قرارداد بسته نمیشود و به جای آن فاکتوری در قبال سفته صادر میگردد که برداشت من این است که شرکت بعدها برای نقدکردن سفته، راحتتر بتواند ادعا کند که کالا را به من فروخته و من سفته دادهام. به هیچوجه نکته مثبتی از رفتار در مصاحبه و بهطور کلی از فرایند استخدام دیده نشد. بنابر این توصیه میکنم در ارتباط با این شرکت و شرکتهای مشابه با احتیاط رفتار کنید.
نگفتههای پشت سر این شرکت در سایتها اغلب مغرضانه به نظر میرسید و من هم تا حدودی بهش فکر کرده بودم. اما روز مصاحبه کاملا متفاوت بود؛ یکی از بهترین تجربههای مصاحبهام را داشتم و به نظر میرسید که شانس قبولی دارم. فرد مصاحبهکنندهای که با او گفتوگو داشتم و همچنین تیم منابع انسانی خیلی محترم بودن و به نظر میرسیدند که دانش و اشراف خوبی دارند. امیدوارم هرچه که خیر است، رخ بدهد.
به شرکت فناوری و راه حلهای هوشمند سپهر علاقهمند بودم و ترجیح میدادم در مصاحبهها به صورت حرفهای رفتار شود. من برای موقعیت برنامه نویس بکاند رزروامو ارائه دادم و روز مصاحبه با فردی از نسل دهه هشتاد روبهرو شدم. در دقایق ابتدایی متوجه شدم هدف اصلی مصاحبه، ارزیابی پاسخهای من به مشکلات واقعی آنهاست و از همان لحظه تصمیم گرفتم مسیر را با دقت دنبال کنم. با اینکه تجربهام نشان میداد سطح انتظارات متفاوت است، سعی کردم با آرامش و خونسردی به موضوعات بپردازم تا نشان بدهم توانایی حل مسائل را دارم. در نهایت احساس کردم این نشست به من نشان میدهد که شرکت در حال بررسی تیملیدهای کارآمد برای پیشبرد پروژههایشان است و این نکته تنها بخش کوچکی از فضای تیمیشان بود.
به هیچ عنوان برای این شرکت آشغال رزومه ندین چون: - توی مصاحبه فقط دنبال این هستن که مشکلات جاری خودشون از شما بپرسن. - با حقوق بالا شوکه میشن. - با فریم ورک abp که به لعنت خدا نمیارزه کار میکنن. - افراد مصاحبه کننده دو زار سواد فنی و رزومه و ارزش حرف زدن ندارن. - روند کاری از واحد hr شون که تکلیفش اصلا معلوم نیست #آگهی_فیک #هوشمند_سپهر
سلام. آبان سال گذشته به دیجی کالا مراجعه کردم مصاحبهی حضوری بود و بعد منو فرستادند شهرک دانش برای تحویل سفته و تمام مدارک که خواسته بودند. روز اول آموزشی بود و یکی از پرسنل دیجی کالا بما آموزش میدادن از ساعت 7 تا 5 عصر اونجا آموزش بود و حتی یه استکان چای بما ندادند. کار وحشتناک سخت بود و اون فیلمی که روز اول مراجعه ام بما نشون دادن و فریب خوردیم مطابقت نداشت.من فردای اون روز رفتم و استعفا دادم
تجربه من برای مصاحبه با این شرکت زغال سنگی. به عنوان برنامه نویس ارشد دات نت رفتم مصاحبه 3 تا کاغذ آچار با خودکار آبی و قرمز بهم دادن که 45 تا سوال حل کنم و کد توی کاغذ بنویسم!!!!!!! مصاحبه. HR. که 240 تا سوال بهم دادن تا پر کنم!! بعد از یه ماه sms. زیر بهم دادن: جناب آقای ------ گرامی باسلام احتراما ؛ به استخضار می رساند ، جنابعالی با موفقیت آزمون فنی و مصاحبه HR را پشت سر گذاشتید . قرایند استخدام شما ، درمرحله مجوز استخدام - مدیریت عامل می باشد . از شکیبایی شما سپاسگزاریم معاونت نیروی انسانی وتامین زنجیره الان 8 ماه گذشته و هیج خبری نشده. خداوکیلی مريضین یا .... دارین که آدمارو آلاف میکنین
این شرکت اصلا تکلیفش با خودش معلوم نیست فقط جو میده که میخواد نیرو بگیره. آخه کثافتا واسه چی رزومه میگیری و یه مصاحبه .... که کاملا مشخصه هدفت نگرفتن نیرو هست!!!!! رزومه ندین به این شرکت آش....
آقا یا خانم داتین شما مریضی که مدام توی لینکدین پست استخدام میذاری و توی جلسات مصاحبه این دلقک بازی مدیراتون دارن!!! بابا خجالت بکشین حال بهم زنگ هستین دقیقا مشخص شد هست که چرا هکرا داتبن هدف گرفتن چون یه مشت مدیر بیسواد الدنگ و ... اونجا نشستن دوستان اصلا برای این شرکت افتضاح و معلوم الحال رزومه ندین که شخصیت خودتون پایین میارین
شرکت فرینه فناور تجربهای از حضورم در مصاحبه را به اشتراک میگذارم که همچنان روی ذهنم مانده است. اولین ملاقات من برای موقعیت Backend Developer در ساعت ۸:۳۰ برگزار شد و فهمیدم هیچکس برای مصاحبهام حاضر نیست؛ تا ساعت ۸:۵۰ هم منتظر ماندم اما نهایتا از اتاق جلسات بیرون برده شدم. پس از یک هفته از سوی شرکت اعلام شد که باید یک مصاحبه عملی انجام بدهم و هیچ توضیحی داده نشد؛ گفتند هر چیزی که بلدم پیادهسازی کنم و در همان روز، وقت من را بیفایده تلف کردم. وقتی نتیجهای نگرفتم، با تیم منابع انسانی تماس گرفتم و با مردی به نام نگین راز صحبت کردم. رفتار ظاهرا بیقصد و غیرفعال و با جوابی مبهم همراه بود. دوباره برای مصاحبه سوم خبر دادند اما در راه رسیدن به ساختمان گفتند مصاحبه کنسل شده و قرار شد دوباره در اوایل هفته بعد هماهنگ شود؛ اما باز خبری نشد. دو هفته دیگر هم گذشته بود و من تماس گرفتم تا پیگیری کنم و سرانجام ایمیلی با این اخبار دریافت کردم. در نهایت، حس ناامیدی از بیمسئولیتی برخی اعضای شرکت را تجربه کردم. هر چند خدا را شکر میکنم که مسیرم را روشنتر دیدم، اما این تجربه مرا از نظر حرفهای و انسانی به تفکر و دقت بیشتری واداشت.
هرگز به داتین نروید هرگز، یعنی فاجعه ترین جایی که مصاحبه شدم یعنی فقط دلم می خواست بدونم این بی سواد ها که از مهدکودک فارغالتحصیل شدن دقیقا مبنای استخدام شون چی بوده تو این شرکت چی میگذره خدا میدونه ولی علت فجایع بزرگی که اول برای مردم بعدم برای سپه و پاسارگاد اتفاق افتاد تو اولین مصاحبه محرزه داتین تو مهدکودکی بیش نیستی واقعا جای تاسف داره
یکی از تجربههای من این بود که با وجود وعدههای صریح شرکت، در عمل به آنها پایبند نبودند و پس از چند مرحله مصاحبه بینتیجه کار را رها کردند؛ بهویژه از صرف وقت مخاطب استقبال نمیشد و ارزش وقتگذاشتن را برایم پایین آمد.
فضای شرکت خیلی دوستانه و مثبت بهنظر میرسید؛ همه افراد بخش منابع انسانی و مدیر مربوطه و حتی نگهبانان با برخوردی دوستانه و خوب از من استقبال کردند. سوالاتی که مطرح شد کاملا مرتبط و مناسب بود و تسلطم نسبت به مباحث هم تا حد زیادی خوبی بود. نکته مثبت این بود که با وجود تأخیر من در رسیدن به مصاحبه، روند مصاحبه همچنان برگزار شد و برخورد تیم نمونهگشایی عالی بود و همکاری خوبی داشتند تا من بتوانم مصاحبه را انجام بدهم.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.