به گفتهی کاربر، شرکت بینالمللی کارجویان کاربین و مجموعهای تحت مدیریت افراد مشخص شده، به گمان او با کلاهبرداری در ارتباط است و از نظر او با بیانصافی رفتار میکند و سرمایه و زمان افراد را هدر میدهد.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
سالها همکاری با دیجیآلفا برای من تجربهای پر از یادگیری و چالشهای سازنده بوده است. چیزی که این مجموعه را متمایز میکند، روحیهی همکاری، احترام متقابل و نگاه بلندمدت به رشد تیم است.
بسیار برایم جالب است که عزیزانی به هر عنوان سعی در مثبت جلوه دادن فضای کار در این شرکت را دارند، به نظر شما عزیزان این که مبلغی را بدون اطلاع شما و پس از گذشت دو سال به حساب شما واریز کنند چه معنایی جز وجود یک سیستم به شدت کند و بیمار و بی خبر از قوانین کار و تامین اجتماعی دارد؟!!!! به نظر شما این مورد که در این شرکت مدتی مسئول دفتر مدیر عامل افغانستانی باشد و بدون برقراری بیمه تامین اجتماعی کار کند هر زمان که دلش خواست به آبدارخانه برود و مشغول خوردن بیسکویت و آبمیوه ای که با پول شرکت برای برگزاری جلسات خریداری شده است شود درست است؟ و در صورتی که خدماتی بنده خدا مانع از این دزدی او شود او را تهدید کند نشان دهنده فضای کاری صمیمانه است؟!!! به نظر شما این مورد که برای گرفتن یک مساعده می بایستی شنونده درد دل و انتقادهای کارمندانی باشی که هیچ کاری نمی توانی برایشان انجام دهی دردناک نیست؟!!! این که برای گرفتن یک کاردکس کارکرد دو هفته انتظار بکشی شامل کمی تفکر نمی شود؟!!! دوستی نوشته که یک سال برای پیشرفت خودش با شرکت همکاری کرده، این چگونه پیشرفتی بود که استمرار نداشت و ایشان پس از یک سال شرکت را ترک کرد؟!!! موارد بسیار دیگری برای گفتن هست که در این مقال نمی گنجد.
دوره حضور من در شرکت نوین چرم با وجود مشکلات اقتصادی که بازتابی گسترده در شرکتهای بزرگ دارد، تجربهای بود که دورنگری مدیریتی را به خوبی نشان میدهد؛ به رغم بحرانها، شرکت حتی در شرایط بحرانی به کار خود ادامه داد و هیچیک از افراد را تعدیل نکرد. برخی از صحبتهایی که در بارهی افرادی که به شرکت آسیب زدهاند یا کسانی که شرایطشان به پروژه مربوط نمیشد مطرح شده بود، اما واقعا مشخص نیست چه چیزی پشت این ادعاها بوده و آیا مشکلی جسمی یا روانی در رزومهی این افراد وجود داشت یا خیر. از تجربهی من مشخص است که وقتی به من برای یک سال همکاری ارائه شد، با توجه به بحث حقوق و تاخیرهای مربوط به آن، با تصمیم خودم برای پیشرفت شخصی، همکاری را پذیرفتم و باور دارم که روابط بین افراد زمانی موفق است که هم انگیزه و هم جهت با تیم وجود داشته باشد و این دیدگاه در شرکت بهنوعی پذیرفته میشود، مانند اکثر سازمانها. فضای کاری ناسالم وقتی وارد میشود که افراد جدید به دنبال تخریب باشند، اما در آغاز ورود هر کارمند، شرایط به گونهای است که همواره باید با بازتابی مشابه مقابله کرد. از این تجربه تنها خواهشی که دارم این است که با تفکر بیشتری به موضوع نگاه شود.
به جز پول و حقوق و مزایا تقریبا این سازمان هیچ مزیت دیگری ندارد. نه به صورت حرفهای کار میکنند. نه بستر رشد و یادگیری دارد. نه حتی احترام و ارزشمندی نیروی انسانی وجود دارد. تقریبا هیچ و هر چیزی که از بیرون به نظر میرسد کاملا نمایشی است.
مدت زیادی که در این شرکت کار میکردم، همه چیز با مدیری مشتاق و منظم آغاز شد و پس از او وضع متزلزلتر شد. پرداختیها بهروز بود و مزایا همچون وام بانکی و دریافتهای مختلف وجود داشت، اما واقعا هیچکدامشان ارزش کار در محیطی ناسالم و پرتنش را نداشت. با اداره منابع انسانی و تیم تحت مدیریتشان بههیچ عنوان کنار نمیآمدم؛ رفتارشان به شدت بیسوادی، بینظمی و بیتربیتی بود. برخی همکاران خاص، مثل افراد یوسفـی، حاج رحمیی و مهدیزاده، به نظر من یکی از بیشرمترین آدمهایی بودند که ممکن بود روزی با آنها روبهرو شوم.
امروز فهمیدم که در زمان ورودم به بهسازان ملت، فشار روانی زیادی تحمل کردم و الان هم پشت سر گذاشتن این مدت از نظر روانی تأثیر زیادی بر من گذاشته است. در طول این سالها که هشت سال است در همین مجموعه هستم، تجربههای روحی و روانی زیادی دیدهام و اگر آن موقع داوطلبانه یا با بررسی دقیق اتفاقات رخ بدهد، شاید بهطور کامل آرامش میگرفتم یا کمتر تحت فشار بودم. یکی از همکاران قدیمی که مسئول اتوماسیون بود، اخیرا کارمند جدیدی را تحتتأثیر شدید قرار داده و اتفاق فوتی و فشار شدید روانی ایجاد کرده است؛ من هم بهعنوان یکی از همکاران احساس میکنم که جو کار خیلی روانی است و به دلیل فشارهای گروهی و پارتیبازیها، ممکن است به سلامت روان صدمه بخورد. از دید من، محیطی که در آن همکاران بهخاطر انگیزههای گروهی و باندبازی تحت فشار قرار بگیرند، به سلامت روانی نیروها آسیب میزند و این بهسازان ملت را به همپیوندی نگرانکنندهای میکشاند. من و همکار جدیدمان نهایتا تصمیم به قطع همکاری گرفتیم تا از این فشارها دور شویم و سلامت روانیمان حفظ شود؛ امیدوارم مدیران به اهمیت سلامت روان تیمها توجه بیشتری نشان بدهند و از ایجاد فضای توأم با فشار و سوءاستفاده خودداری کنند.
تعریف من از این تجربه اینه که وضع شغلیم با شرکت پرگاس طب خیلی بحرانی بود؛ حقوقم را پنج ماه عقب میانداختن و حتی هزینه رفت و آمد هم نمیدادن. ساعات کاری خارج از حد قانونی بود و با کارگر قانون کار همخوانی ندارد. مزایا هم هیچکدام نبود و تنها نکتهای که به چشم میخورد، کمبود توجه به کارکنان بود. با این وضعیت، نمیتونم ازش چیزی به عنوان محیط مناسب کاری تصور کنم و به نظر من بهتره که به تجربهام از اینجا فکر نکنم و زمانم را در این شرکت سپری نکنم.
ناواکو شرکت نرم افزاری بانک مسکن است منتها از نظر نرم افزاری از 10 در حد 2 می باشد چون تیم برنامه نویسان معاونت نرم افزار بسیار ضعیف و فسیل هستند و در واقع همگی قبلا پشتیبان بودن بعد برنامه نویسی PL/SQL و کمی NET. بصورت ابتدایی و غیر حرفه ای یاد گرفتند و یک سیستم هایی تولید کردن که خیلی زیر سطح استاندارد ایران هست که البته بانک مسکن هم بانک خوب و مدرن و به روزی نیست! یعنی ناواکو و بانک مسکن به هم میان. در واقع اکثر نیروها جز تعداد معدودی با سفارش از بانک به این شرکت وارد شده اند و دارن حقوق مفت می گیرن البته آدم های شایسته و کاری و خوب هم در ناواکو وجود دارد .... الان هم که مدیر عامل جدید ناواکو و مدیر بانک مسکن همه افراد مسن بازنشسته و دوستان خود را به عنوان مشاور وارد ناواکو کرده و دور هم خوش هستن دیگه .... امیدوارم در آینده افراد متخصص و شایسته وارد ناواکو بشن که البته خیلی بعیده .... البته گمان نمی کنم سایر شرکت های دولتی هم بهتر از این باشند!
تو این شرکت کلی به خاطر کار آدمو نگه میدارن حتی روزهای تعطیل بعد خیلی راحت حق و حقوق آدمو نمیدن.برادران مدیر انشالله که هر حقی که ناحق کردین مرض بشه تو جون بچه هاتون
در این شرکت با وجود سابقهای که دارم، به پیشنهاد یکی از آشنایان وارد همکاری شدم و تجربهای که به دست آوردنم به بدترین شکل مشهور شد. فضای کار به گونهای بود که هر کس به نوعی به رقابتهای مخفی و زیرآبزنی میپرداخت و حتی مدیر فنی هم با این رفتارها کنار میآمد و برخوردی از بالا به پایین داشت. به صورت سنتی میگفتند گاهی اعتبار فرد با جایگاهش مشخص میشود و متأسفانه قوانین داخلی برای کارکنان سختگیرانه و محدود بود اما برای مدیران و خانوادهشان استثناهایی وجود داشت. در اینجا به نظر میرسید حدود نیمی از فعالیتها جنبههای علمی داشت و باقی موارد بیشتر جنبههای حاشیهای بود؛ هر چه بیشتر رقبتی برای چاپلوسی و زیرآب زدن نشان میدادند، جایگاه بهتری پیدا میکردند. با وجود چنین رفتارهای رانتی و منابع مالیای که به شکل قابل توجهی در اختیار رئیس بود و به نیروها به صورت محدود پرداخت میشد، به نظر میرسید که پرداختها پایین و نامتعارف است. در نتیجه اگر دنبال کار علمی هستید، اینجا محل مناسبی نیست.
سلام من دو سال در انبار دیجی کالا کار کردم متاسفانه مجبور بودم کار کنم چون پولشو لازم داشتم و باید بگم که بدترین دو سال زندگیم بود من در قسمت های مختلف انبار کار کردم از جمع آوری بگیر تا بسته بندی یه چیزی توی همشون مشترکه و اون دائما سرپا بودن هستش و آمار ساعتی توی مخی هر روز وقتی میومدم خونه پاهام و کمرم درد میکرد واقعا خسته کننده بود حقوق ناچیز بود و حتی ناهار هم نمیدادن خودمون باید غذا میاوردیم همش یه پونزده دقیقه تایم چایی داشتیم یاد اون روزا میفتم بغض میکنم حتی تعریف کردنش هم برام سخته من نمیدونم اخه چرا دو سال اونجا موندم ! شاید تنها دلیلش وجود دختر ها بودش بنظرم مدیریت شرکت از قصد دخترای بی حجاب رو ریختن اونجا که پسرا تحریک بشن بیان سرکار این اشتباه رو نکنید و اصلا سمت دیجی کالا نرید فقط به درد کسی میخوره که به اخر خط رسیده و چاره ی دیگه ای نداره برای خودتون ارزش قائل بشید اینم بگم هم موقع ورود به انبار هم موقع خروج حراست شمارو میگرده و تحقیر میشید واسه یه دستشویی هم باید صف وایسید نکنید اقا نکنید اینکارو سمت انبار دیجی کالا نرید موفق باشید
از ساعت 7 صبح تا ساعت 12 شب توی روز اول ساعت کاری داشت و بهش میگفتن آموزشی در حالیکه حمالی خالصه چندین تن بار را توی یک روز جابه جا کردیم واقعا کارش سخت بود و محیط بدی داشت جدا از اون کسایی که از قدیم اونجا کار میکردن هم ساعت کاریشون همینقدر بود و همون قدر واستادن نه تایم ناهاری داشت نه استراحتی یعنی خونوادتو هفتگی شاید میدیدی چون شب ها که بری خونه بیهوش میشی سمتشم نرید که جز بیماری چیزی نداره.
به دلیل سوءمدیریت از سوی مدیران ارشد، شرکت جهان پیمان با چالشهای جدی روبهرو شده و به نظر میرسد مسیرش به سمت افت است. امیدوارم مدیرعامل با بهرهگیری از مشاوران کارآمد، وضعیت شرکت را به سمت بهبود هدایت کند و از بحران عبور کند. پرداخت حقوق به موقع انجام نمیشود احترام به کارکنان به اندازه کافی رعایت نمیشود شعارها بیعملی و سطحیاند شفافیت درون سازمان وجود ندارد نیازهای اولیه کارکنان به درستی پوشش داده نمیشود دستورالعمل پشتیبانی مناسبی از سوی مدیرعامل برای اعضای تیم وجود ندارد
سلام دوستان اصلا به نظرات مثبت توجه نکنید... نهایتا بعد از یک الی 3 ماه متوجه میشید چه اشتباه بزرگی رو مرتکب شدید. توی واریز به شدت ضعیف عمل میکنن و بهونه های الکی میارن تا حقوق رو ندن و یا کمتر بدن و چون شرکت توی ترکیه اس و قرارداد محکمی باهاتون ندارن و کاملا میتونن دور بزننتون و نهایت هم کسی با حقوق کمتر راضی بشه کار کنه شما رو هرچند متخصص باشید میزارن کنار و من اوایل فکر میکردم کسانی که از شرکت میرن بیرون واقعا کار تحویل نمیدن و میزارنشون کنار و اونموقع هم یادم هست که حقوق های اون هایی که میگفتن نیان رو دیگه نمیدادن/ واقعا اگر آگهی استخدامشون رو دیدید فقط فرار کنید چون خودتون خیلی زود به حرف من میرسید کار نکردن بهتر از کار کردن تو این شرکت هست
در موقعیت فعلی، احساس میکنم مدیران به ارزش کارمندان توجه چندانی ندارند و رفتاری محترمانه با آنها صورت نمیگیرد. وضع شرکت هر روز با وجود این رفتارها بحرانیتر و ناامیدکنندهتر میشود.
برای این شرکت، تجربهای ناخوشایند از فضای کاری داشتم که به شدت از مدیریت و رفتار تیم رنج میبردم. مجموعه به طور قابل توجهی ضعیف بود و حتی ارزش و احترام لازم برای افراد در موقعیتهای مختلف قائل نمیشدند. رفتارها اغلب به شکل فرمانبردارانه و خانوادگی بود و احساس میکردم که با نظم و ساختار مناسب کار نمیشود. تنها نکته مثبت، همکارانی بود که در سطح کارشناسی همدل بودند و علاقهمند به کارشان بودند؛ ولی متأسفانه فرصتی برای رشد و بهرهوری واقعی به دلیل مشکلات داخلی از بین میرفت.
تجربهام از کار در تسهیل گستر روال کار رو اونقدر روشن نکرد مگر اینکه بگم دوستان خوبی تو اونجا پیدا کردم؛ مزیت چندانی که بتونم ازش حرف بزنم وجود نداشت و واقعا تنها چیزی که از کار دیدم آموزشهایی بود که اجرا میشدن، هرچند اکثر مدرسهای آموزشی از شرکت رفته بودند و اون دورهها بهطور کامل بهدردبخشی نمیرسید. با این وجود، روابط دوستانه وجود داشت و در سطح آموزشی هم نکاتی میدیدم که ارزشمند بودنش بهندرت قابل تشخیص بود.
شرکت خدمات انفورماتیک امروز فاصله زیادی با دوران طلایی و اقتدار سابق خود دارد و کاهش سرمایه اجتماعی و انگیزه کارکنان در سراسر سازمان مشهود است. تصمیمات اخیر عمدتا شتابزده، بدون تحلیل اثرات راهبردی و ارزیابی ریسک سازمانی گرفته شدهاند، که باعث ناکارآمدی سیستمیک و کاهش انسجام سازمانی شده است. نباید به ساختارهای تثبیتشده و موفق سالهای گذشته دست زده شود؛ ایجاد مدیریتهای جدید الزما کار درستی نیست و میتواند تعادل داخلی، سرمایه شناختی و ثبات سازمانی را تضعیف کند. تغییرات شتابزده و مدیریتهای جدید میتوانند موجب **کاهش تعهد سازمانی**، تضعیف انگیزه، افزایش ریسک خروج نیروهای کلیدی و تخریب سرمایه انسانی شوند. برای اصلاح واقعی، نیاز است یک نظرسنجی سازمانی جامع و کمی برگزار شود تا شاخصهای کلیدی مانند موارد زیر ارزیابی شوند: رضایت شغلی و انگیزه کارکنان فشار محیط کار و سلامت روان سازمانی تحلیل نتایج این نظرسنجی میتواند مبنای طراحی اقدامات اصلاحی راهبردی و تحول سازمانی پیشرفته باشد، شامل: کاهش استرس و ارتقای سلامت روان سازمانی افزایش بهرهوری و کارایی سازمانی از طریق بهبود فرآیندها و تصمیمگیری راهبردی اگر شرکت تمرکز خود را روی نقاط قوت ساختار قدیمی حفظ کند و اصلاحات مبتنی بر دادههای واقعی و اصول مدیریت پیشرفته انجام دهد، میتواند دوباره پیشرو در خاورمیانه شود و اقتدار و مشروعیت سابق خود را بازگرداند.
وقتی به این مجموعه ملحق شدم، تفاوتی چشمگیر در فضای کار احساس کردم. فضای همدلی بالا و همفکری میان همکاران باعث شده کارها روانتر پیش بره و با انرژی بیشتری به وظایفم برسم. مدیریت شرکت به ایدهها و نظرات اهمیت میده و این موضوع باعث میشه احساس کنم حضورم ارزش دارد. برای من خیلی مهمه که بتونم هم وظیفهها را انجام بدم و هم در تصمیمگیریها سهمی داشته باشم. به طور کلی، این شرکت فقط یک محل کار نیست؛ جایی که میتونم یاد بگیرم، رشد کنم و مسیر حرفهایام را با آرامش دنبال کنم. این نکته موجب شده نسبت به آینده شغلیام امیدوار باشم. برای کارآموزها و تازهکارها فرصت رشد فراهم میشود و ریسک اشتباهات آنها را میپذیرد.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.