چیزی که در طول این مصاحبه بیشتر به نظر می رسه شرکتی تقریبا همه روزهای سال در همه سایت های کاریابی آگهی میزنه قصدش تبلیغ و مطرح کردن نام شرکت هست با یک سرچ در هر سایت کاریابی می تونید صحت این موضوع رو تایید کنید.
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
مصاحبه بنده با توجه به دوران کرونا بود و در ابتدا بایستی یکسری سوالات تست هوش به صورت آنلاین ، پاسخگو باشید بعد یه مصاحبه تلفنی درخصوص سوالات اس کیو ال پرسیده شد، که تا حدودی تونستم جواب بدم بعد یه مصاحبه آنلاین دیگه داشتم که بصورت آنلاین انجام شد ، و اونجا هم سوالات فنی پرسیده شد که من کمی استرس گرفته بود. تقریبا بعد از دو روز باهام تماس گرفتم برم برای همکاری . این شرکت یه دوره ی آموزش در خصوص بیزینس خودش داره که بیمه است، که برای هر قسمت هم مدرس داره ، من که چیزی از بیزینس نمیدونستم خیلی خوب متوجه شدم ، واقعا مدرس این بخش خیلی کمکم کرد. خیلی خوب راه افتادم هم در بخش بیزینس هم در بخش فنی ، واقعا رفتاری هم خوب بودند محیط اموزش هم خیلی دوستانه تر از محیط تیمی هست که در حال حاضر مشغول شدم . اگر برای سمت پشتیبان یا برنامه نویس میخواین مصاحبه کنید حتما آمادگی فنی داشته باشید. هر زمان حتی اگر صبح ساعت ۹ هم زنگ میزنن برای مصاحبه ، اول بسم اله شروع میکنن به سوالات فنی آماده باشید 🙂 ویژگیهایی که براشون مهم بود: دقت ، هوش، رفتاری
من هیچ وقت درخواست مصاحبه برای این شرکت نداشتم و حتی به صورت داوطلب هم ایمیلی از طرف آنها دریافت نکردم. ناگهان آنها بدون شناخت از من با من تماس گرفتند و با ارسال شش فایل پیوست، دقیقا همان روز اول متوجه شدم چه قدر فرمها و آزمونهای زیادی وجود دارد. در ابتدای کار فکر میکردم فقط دو فایل لازم است، اما آنها دو فایل را بهعنوان نمونه و چهار فایل دیگر شامل تصاویر لوگو و یک نامه همکاری را فرستاده بودند که تنها صرف باز کردنشان بیفایده به نظر میرسید. پس از دو روز پژوهش در شبکههای اجتماعی و بررسی وبسایت شرکت، تصمیم گرفتم پاسخ ایمیل را بدهم. وقتی فایل اول را باز کردم، دیدم ۱۲۵ سوال روانشناسی وجود دارد که پاسخهای بله یا خیر داشت و سریع پاسخ دادم. سپس فرم استخدام را در فایل پیدیاف بعدی باز کردم و با کمال تعجب دیدم هر باکسی که پر میکنم، حروف بههم میریزد و به صورت غیرمنطقی نمایش داده میشود؛ مثلا واژه مدیریت پروژه به صورت بیمعنی هژورپلرتنک نوشته شده بود. فکر کردم باکس ایراد دارد و به باکس بعدی رفتم و همان مشکل ادامه داشت. سپس سعی کردم انگلیسی پر کنم اما باز هم با فاصلهها روبهرو شدم و فایل پیدیاف قابل ویرایش نبود. در توضیحات نامه همکاری آمده بود اگر سوالی دارید با منابع انسانی تماس بگیرید، اما چون شنبه بود فرصت تماس نبود و من قرار شد در روز بعد پیگیر شوم. روز شنبه با منابع انسانی تماس گرفتم و خانمی به نام مظلومی گفت که دوباره فایل پیدیاف را میفرستند، و اشاره کرد که قبلا هم چنین مشکلی وجود داشته و فایلهای پیدیاف ایراد دارند. با اعتراض من در مورد این که چرا شش فایل فرستادهاند اما در واقع فقط دو فایل وجود دارد، گفتند که فرمت اداری لازم است و دوباره دو فایل را درست بفرستند تا باقیها پیشکش شوند. گفتم اگر دوباره مشکل داشت، WORD بفرستید تا نیازی به زنگ زدن نباشد. آنها دوباره فایلها را فرستادند و دیدم همان پیدیاف قبلی است و باکسهای فایل WORD هم به هم ریختهاند؛ بهطوری که اگر بخواهد با من تایپ کنم، همه چیز به هم میریزد. تصمیم گرفتم بهطور دستی پر کنم و اسکنش را بفرستم. پیش از این هم گفتم که اگر لازم است با شماره تماس پاسخ دهم تا این مشکل را اطلاع بدهم که به صورت دستی پر کنم، اما باز هم به من گفتند اگر از این کار خسته شدهاید اصلا ارسال نکنید. در نهایت تصمیم گرفتم فرم را به صورت چاپی پر کنم و اسکن کنم، اما پشیمان شدم چون شرکتی که به منابع انسانی اهمیت نمیدهد و کار را با این سطح از اشتباهات مدیریت میکند، برای همکاری ارزش ندارد. خوشحال بودم که از همان ابتدا با شرکت با این سطح از بیمسئولیتی همکاری و حتی مصاحبه را ادامه ندادم.
در مصاحبه با مدیر فناوری اطلاعات، برخوردشان بسیار آرام و حرفهای بود. از نظراتم درباره سایت پرسیدند و من چند تا انتقاد مطرح کردم؛ آنها هیچگونه عصبانیت نشان ندادند و رفتارشان کاملا حرفهای بود. درباره کارهایی که به عنوان کارشناس سئو قرار است انجام بدهم، ازم پرسیدن و روند کار را میخواستن با جزئیات بدانن؛ من برخی مهارتها را بلد بودم اما بخش تئوریای که مطرح شد باید در عمل تجربه کنم تا قابلاجرا باشد. سپس مدیر مجموعه هم با من مصاحبه کرد که برخوردشون خیلی خوشبرخورد بود. حتی همان جلسه، کار بهطور کامل انجام شد و دو روز بعد قرارداد بسته شد. تلاش کنید آرام باشید و استرسی نداشته باشید؛ بیشتر به قابلیتهای اجرایی صحبت شود تا سابقههای گذشته.
در جلسهی ورود به موسسه زبان ایران اروپا با فرم پر شدن اطلاعات شخصی آغاز کردم و بعد از آن وارد مرحلهای شدم که پاسخ دادن به پرسشهای تخصصی در آن الزامی بود؛ پس از تکمیل فرم، من را به مدیر منابع انسانی و مدیر آموزش ارجاع دادند تا مصاحبهای مشترک برگزار شود. این مصاحبه سخت بود و پاسخگویی به بسیاری از پرسشها برایم خیلی دشوار شد. بیشتر سؤالها به روشها و اصول تدریس مربوط میشدند و انتظار داشتند مدرسها بهطور کامل نسبت به کتابهای Teaching تسلط داشته باشند. برای داوطلبانی که قصد حضور در مصاحبه دارند، پیشنهاد میکنم حتما سری کتابهای How to Teach و Teaching Principles را به طور جامع مطالعه کنند. در آغاز مصاحبه پرسشها آسان به نظر میرسید اما با پیش رفتن، سطح آنها به شکل چشمگیری بالا میرفت و چند سؤال آخر را نتوانستم پاسخ بدهم؛ به گفتهی مدیر منابع انسانی، دقیقا خوب است که هر چیزی که نمیدانم را با صراحت بگویم و پاسخهای نامطمئن ندهم. پس از مصاحبه اعلام کردند باید یک Demo ارائه دهم. برای این کار از کتاب Four Corners 4 یک درس را کپی کردند و برای روز بعد از مصاحبه زمانی را برای Demo تعیین کردند. از من خواسته شد برای همان درس یک Lesson Plan بنویسم و آن را ارائه کنم. شنیده بودم که در جلسات Demo سختگیرانه برخورد میشود و استرس زیادی دارم. روز Demo سه نفر در کلاس حضور داشتند: مدیر آموزش، مدیر منابع انسانی و مدیر دپارتمان بزرگسالان (حدس میزنم بهخاطر هدف من برای تدریس بزرگسالان بود). Demo من حدود بیست تا سی دقیقه طول کشید و در طول آن بهطور کامل از زوایای گوناگون ارزیابی شدم؛ اوضاع به قدری چالشبرانگیز بود که نفس کشیدنم هم سخت میشد. دو روز بعد با من تماس گرفتند تا با مدیرعامل موسسه صحبت کنم و قرارداد را نهایی کنم. برای پذیرش، باید اطلاعات کامل ارائه میشد و صداقت در پاسخها حفظ میگردید؛ همچنین انتظار داشتند که حداقل سه تا چهار سال سابقه تدریس داشته باشم و در صورت ندانستن سوالی، بهجای پاسخدهی اشتباه، صادقانه بگویم و برای Demo آمادهسازی کامل انجام داده باشم. از ویژگیهای مهمی که برایشان اهمیت داشتند، برخورداری از خلق خوب و صبور بودن بود.
خیلی برخورد خوبی داشتند سطح زبان انگلیسی سنجیده شد و تقریبا سوالای تخصصی رو انگلیسی پرسیدند فک میکنم من از نظر فنی میتونستم نیاز شرکت برابرده کنم ، ولی دلیل رد شدن رو اعلام نکردند. نهایتا خیلی خوب بود، چون با یه ایمیل به موقع اعلام کردند که ما کس دیگه ای رو جذب کردیم . ممنونم ازشون
سال من با شرکت ایمن افزار شایگان آغاز شد و در مصاحبه کار برای نقشه برنامهنویسی C#، درباره کارهای قبلی که انجام دادهام از من پرسیدند و سپس سوالاتی در زمینه مفاهیم پایه شیءگرا و روالهای معمول پاسخدادن به سوالات را مطرح کردند. بخشی هم بهطوری مختصر به SQL و کمی هم به جیکوئری اختصاص داشت. پس از آن، برای ارزیابی عملی دعوت شدم؛ یک سناریو کلی و مختصر داده میشد تا تنها با نحوه کدنویسی و معماری آشنا بودنم را بسنجند. چند روز بعد از آزمون عملی با من تماس گرفتند تا درباره آغاز همکاری صحبت کنند. مدیر واحد تولید همواره با تیم کنار میآمد و از نظر حقوق و پرداختها نسبتا نظم داشتند. اضافهکاری وجود نداشت و در صورت نیاز، با هماهنگی مدیر تولید انجام میشد.
من رفتم برای موقعیت شبکه، اما بعد از استخدام فهمیدم که از اول هدف کارگزار پشتیبانی نرمافزار بوده و به این بخش ارجاع شدم. کمکم معلوم شد اصلا کار شبکه وجود نداره و حتی حقوقی که در گفتگو با مدیرعامل در زمان مصاحبه توافق کرده بودم را محقق نکردند. وقتی برای خروج از شرکت تصمیم گرفتم، با اینکه تمام قوانین استعفا را رعایت کردم، حقوق و بیمه ماه آخر را ندادند و همچنان سفتههایم را تحویل ندادهاند. به شدت توصیه میکنم اگر قصد استخدام در این شرکت را دارید، همه توافقهایتان را دقیق داخل قرارداد درج کنید و مطمئن شوید اگر گفتند چون ماه اول حقوق پایینتر میگیریم قرارداد را به همان مقدار ببندید، در ماههای بعد هم همان مبلغ را پرداخت خواهند کرد و در نهایت با جرئت ادعا میکنند که قراردادی است که خودتان امضا کردهاید.
از خدمت من در شرکت ایمن افزار شایگان تجربهای ناخوشایند باقی مانده است، هرچند بهدلیل محدودیت زمان، مدت حضورم کمتر از یک سال بود و آخرین سال همکاریام برابر با سال هزار و چهارصد است. در نقش پشتیبان نرمافزار بهطور تماموقت کار میکردم و در نهایت این دوره را به پایان رساندم.
باور کنید من از اول فکر نمیکردم به این شرکت بپیوندم، چراکه روال کار و فضایش به یکباره روشن نبود. مراجعهام برای مصاحبه سرپرست پشتیبانی خیلی ساده بهنظر میرسید، اما وقتی رسیدم نمیدانستم دقیق باید کجا بروم و چه کسی جوابگویم خواهد بود. فضای دفترشان مرتب و بهنظر میآمد اما پر از رفت و آمد افرادی بود که هدفشان بازاریابی میکردند. آنها خودشان فرایند کارشان را توضیح ندادند و من بهطور مکرر پرسیدم چه کارهایی انجام میدهند؛ به این نتیجه رسیدم که اگر روال کارشان را میدانستم شاید اصلا تقاضا نمیدادم. برخورد مصاحبه ساده بود و ظاهرشان نشان میداد راضیاند، اما دستمزدی که من انتظار داشتم برایشان بالا بود و ترجیح میدادند با پدیدار شدن رسانههای ارتباطی جبران کنند. جایی که این شرکت واقعا کار میکند بیشتر به یک سایت بازاریابی میخورد تا یک استارتاپ فناوری اطلاعات؛ کارهای بازاریابی حضوری و تلفنی عمدتا در اولویت قرار دارد و پورسانت نقش قابل توجهی در آن ایفا میکند. بهنظر من فضا خیلی رقابتی ناسالم است و ظاهر کار خیلی به سمت تبلیغات کشیده میشود. از نظر من مسیر شغلی هم روشن نیست و داشتن ماشین الزامی بهنظر میرسد. ویژگیهایی که برایشان اهمیت داشت از ظاهر و لباس تا زبان و رفتار بود و به این موارد تأکید میکردند.
شرکت توسعه الکترونیک هدفمند برای مصاحبه سبدگردان، وقتی رزومهام را فرستادم خیلی سریع تماس گرفتند و حضوری جلسه را تنظیم کردند. با توجه به شیوع کرونا و این که میدانستم در مصاحبههای نخست معمولا افراد زیادی رد میشوند، از آنها خواستم که نخستین مصاحبه را به صورت آنلاین یا تلفنی بگذارند، اما پاسخ دادند که این فرایند حضوری است. تصمیم گرفتم حضور پیدا نکنم. به نظرم هیچ چیز بدتر از این نیست که روزانه چندصد نفر به دلیل یک مریضی به خطر بیفتند و برخی شرکتها در انعطافپذیری نسبت به سفارشهای متقاضیان کمکار باشند. همچنین از این درخواست میتوان فهمید شرکت چقدر سنتی است و چقدر به رفاه و حال کارکنانش اهمیت میدهد.
برای مصاحبه android در هایپراستار ثبت نام کردم و رزومهام را فرستادم؛ دو روز بعد تماس گرفتند. مصاحبهکننده رفتار خوشبرخوردی داشت اما به نظر میرسید دانش برنامهنویسی زیادی ندارد و بیشتر از روی پرسشهای پیشروی روی سوالها پاسخ میگرفت. از میانهی جلسه به بعد تماما به زبان انگلیسی صحبت شد. تأکید داشت که فرایند مصاحبه چند مرحلهای است و در پایان هم خیلی خوب بود و گفتند در چند روز دو نفر خیلی توانستهاند نظرشان را جلب کنند و یکی از آنها من بودم؛ برخوردشان هم بسیار محترمانه بود. در نهایت گفتند قبول میشوی اما تماس نگرفتند با من. مصاحبهکنندهای که با من هممحور شد، از نظر دانشی قدری کمبود داشت ولی فردی باهوش بود. برایش اهمیت داشت که علاوه بر تجربه و کار، چقدر کنجکاو هستی و تا چه حد اطلاعات جانبی از حرفه داری. ویژگیهای مهم برایشان عبارت بود از محیط شرکت که بسیار باکلاس به نظر میرسید و هیچ نشانی از نگاههای ایدئولوژیک در محیط کاری احساس نمیشد.
در بهار کار با شرکت هایپراستار آشنایی با تیم استخدامی به من نشان داد که مهمتر از مهارت صرفا فنی، ظاهر و رفتار حرفهای هم وزن دارد. من، با وجود اینکه سطح ارشدم نسبت به نیازها کمی پایینتر بود، رزومه را فرستادم و دو روز بعد قرار مصاحبه را گذاشتند. مصاحبهگر از سطح دانش برنامهنویسی دقیقا جویا نمیشد و گاهی سوالها را از روی لپتاپش میخواند و با پاسخی که در جلسه بود، ارزیابی میکرد. با وجود این، برخورد مصاحبهگر دوستانه و باهوش بود و خودش درباره مباحثی از برنامهنویسی اندکی دیدگاه داشت. از نیمه مصاحبه به بعد، گفتگو به صورت انگلیسی ادامه پیدا کرد و گفتند که مرحلههای بعدی هم به زبان انگلیسی انجام میشود. او گفت که به من فرصت داده میشود و همچنان انتظار داشتند که گزینهای مناسب باشم، اما هیچ تماسی از جانب شرکت دریافت نکردم. به نظر میرسید که برای شرکت مهمترین عامل، برخورد مثبت و قیافهی آراسته است، و اکثر تیم هم همینطور به نظر میرسیدند. در نگاهشان هیچ حساسیت سختگیرانهای به عقاید من نداشتند و فضای شرکت بهویژه باکیفیت و باکلاس بود و جو کلی شاد و مثبت بود.
مصاحبه با شرکت هایپراستار را آغاز کردم و برخورد مصاحبهکننده آنقدر حرفهای بود که حس خوبی داشتم. فضای اتاقهای مصاحبه طوری چیده شده بود که تعدادی میز با پارتیشنهای کوتاه جدا شده بودند و صدای همدیگر را میفزود، به همین دلیل در شنیدن صحبتهای مصاحبهکننده کمی مشکل داشتم. در طول جلسه سوال غیرمنتظرهای مطرح نشد. این شرکت برای استخدام بیدرنگ به تجربه کار فراگیر در حوزههای مختلف منابع انسانی اهمیت بالایی میداد و دنبال فردی بودند که سابقه کار در جنبههای گوناگون منابع انسانی داشته باشد.
باور کنید که در نگاه من، مصاحبه با هایپراستار تجربهای روشن و حرفهای بود؛ در جلسه اول با بخش منابع انسانی راحت بودم و روند کار صحیح به نظر میرسید، و جلسه دوم که روز بعد با مدیر ارشد مرتبط برقرار شد، دقیق و جدی برگزار شد. به نظرم باید با صداقت کامل و همینطور با حضور واقعی خودتان در مصاحبه ظاهر شد.
در شرکت هایپر استار به عنوان کارشناس توسعه فروشگاهها به صورت تماموقت کار میکردم و کمتر از یک سال در تیم توسعه بازرگانی حضور داشتم؛ آخرین سال همکاری من سال ۱۳۹۹ بود.
در تجربه من با شرکت هاست ایران، به صورت تماموقت کار میکردم و بین یک تا سه سال در آنجا حضور داشتم؛ سال آخر همکاریام نیز برابر با سال ۱۳۹۹ بود.
مصاحبه خیلی سطحی بود، عجله داشتن زودتر مشغول بشم. فقط درباره ی کار قبلی ام صحبت کردیم. من با مدیر پروژه مصاحبه کردم، مدیرعامل ندارن و یه نفر مدیرعامل کل مجموعه استارت آپ هاست. ایشون خیلی مضطرب بودن. از صحبت هایی که موقع انتظار از کارمندان می شنیدم فهمیدم همه ی نیرو ها تو کمتر از شش ماه مدام دارن اخراج می شن . هیچ سوال فنی از من نشد. حدود یک ساعت هم منتظر بودم. نصف شرکت هم خالی بود متاسفانه به نظرم با تحقیقاتی که کردم و چیزایی که خودم دیدم و شنیدم، اصلا سمت این شرکت نرین. از اسم آپ برای استخدام استفاده می کنن ولی گویا اصلا ربطی به آپ ندارن.تا جایی که فهمیدم حقوق رو هم خیلی دیر بهشون پرداخت می کنن.
با توضیحاتی که از تجربه دارم، دیدگاه من این است که بخش تجربه کاری آنها بیشتر از حد به سابقه و تجربه عملی ارزش میدهد. چون بیشتر در فضای استارتاپی کار کردم، با سوالات کلاسیک آنها ارتباط برقرار نکردم و احساس کردم تجربهام برایشان اهمیتی بالاتر دارد. همچنین شنیدم از همکاران سابقشان نکات منفی مطرح شد؛ گفتهاند که قراردادها بهجا نمیرسند و سفته میگیرند.
ورودم به دفتر شرکت با دکوراسیون شیک و تمیز آغاز شد و پس از حدود یک ساعت انتظار، مرا به اتاقی بردند که در آن از من درباره خودم توضیح خواسته شد؛ پس از توضیحات، از صحبتها تشکر کردند و خداحافظی صورت گرفت. مصاحبه اصلا فنی نبود و نه ارزیابی منابع انسانی انجام شد، این تجربه تا کنون مشابه چیزی نبود که دیده باشم و کل فرایند در پنج دقیقه به پایان رسید. به نظر میرسید تصمیمی برای جذب وجود ندارد و رفتار حضوری بسیار نامناسب بود؛ به هیچ وجه توصیه نمیکنم برای چنین شکلی از مصاحبه اقدام کنید.
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملاً ناشناس.