در یک کلام افتضااااح، انقدر نیرو اضافه کردن که همه اونجا بیکار هستند، و این بیکاری بسیار آزاردهنده هست چون شما بخاطر زیرنظر شدید هیچ کار دیگه ای هم نمیتونید انجام بدید و ساعت کاری خیلی بالا هست،حتی یک یخچال درست تو شرکت نیست، بین ۷ طبقه فقط یک مایکروفر هست با یه هیتر که اونم افتضاحهه، موقع گرم کردن غذا یک ساعت باید تو صف باشی، واقعا خیلی زشته انقدر کارمند استخدام کنند امکانات نذارند مگه مردم برده شما هستند، انقدر نیرو زیاده که تو یه سالن جای نفس کشیدن نیست، فقط نیروهای که یخورده سابقه دارند سرپرست کردند که اونجا بمونن، اونم هیچ سواد مرتبطی ندارند و همش تو رقابت و حسودی باهم هستند که فشار روحیش به کارمند وارد میشه
تجربههای کاری و مصاحبه شرکتها
برای مصاحبه رفتم مصاحبه کننده بسیار انسان آروم و متین بود و خیلی سریع میشد باهاش اوکی شد بیشتر در مورد ماهیت کار صحبت کرد که خیلی رک فرمودند کار در انبار خیلی سنگین و فیزیکی میباشد و خیلی وقتها تکراری و خسته کننده فقط موردی که باعث شد بنده از این شغل و شرکت نامید بشم ساعات کاری خیلی بالا و اضافه کاری های زیاد حتی روزهای تعطیل رسمی سال که تعادل کار و زندگی رو بهم میریزد عملا کل زندگی فقط تو کار کردن خلاصه میشه شیفت های 12 ساعته روز و یا شب
سلام،این تجربه چندساله من از شرکت عبیدی هست،جایی هست ک مدیرانش بیش ازحد مغرور م متکبر هستند و ب زیر دستاشون بعنوان ابزار پیشترفت خودشون نگاه میکنن،واقعا همه چی پول نیست انسان شخصیت حتی کارگرش.
به نظر من، فضای کار در هاکوپیان به هیچ وجه خوب نیست و از نظر رفتاری هم سطح حرفهای بودن پایین است. منابع انسانی شرکت را بیاعتماد و بیسواد میدانم و حس میکنم رفتارهای جناحی و زیرآبزنی در workplace رایج است. افراد مشخصی با سابقه طولانی در این شرکت حضور دارند و به نظر میرسد حضورشان بیشتر به دلیل روابط و پاچهخواری است تا عملکرد واقعی. امنیت شغلی هم برای من مفهوم مشخصی ندارد و از محیط کار حرفهای خبری نیست. به همه توصیه میکنم با شک و تردید به برند شرکت نگاه کنند و فریب ظاهر و نام برند را نخورند. گاهی اوقات به نظر میرسد که خروجی نهایی کار از دید کارمندانی که در شرکت نیستند بهتر و دقیقتر است تا خروجیهای داخلی تیمهایی مثل واحد دوربین که به نظر میرسد از بیرون هم تاثیرگذارتر عمل میکنند.
من سالها در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان کار میکنم و حالا میخواهم تجربهام را بیان کنم. در طول بیش از بیست و شش سال سابقهام، با وجود تلاشهای فراوان، حس کردم که مسیر حرفهایام در این شرکت به نتیجه مطلوبی نرسید. به عقیده من، مجموعهای با روابط و رفتارهای گروهی و سهمیهای وجود دارد که بر فضای کار تأثیر منفی میگذارد و انگیزهها را پایین میآورد. مدیریت که از سمت آقای هاکوپیان است، به نظرم فردی بود با سطح تحصیلی پایین و گاهی بیپروایی گفتاری که موجب سوءبرداشاتی میشد. در طول دوران کار من، شمار قابل توجهی همکار وارد شرکت شدند و بعد از مدت کوتاهی خارج شدند و این اتفاق باعث ایجاد احساس عدم امنیت شغلی در برخی از کارکنان شد. قراردادهای پرسنلی اغلب به صورت سهماهه تنظیم میشد و به نظر میرسید که کار مانند کارگرانی بدون حق و حقوق مشخص انجام میشود. در مسائل مربوط به خرید مواد اولیه، به خصوص پارچهها، به نظر میرسد که واردات عمدهای از خارج وجود دارد و ممکن است برخی از رفتارهای سوداگرانه یا بازی با اطلاعات موجب نگرانی شود. از اینکه وضعیتی چنین پیچیده وجود دارد تأسف خوردهام و امیدوارم که مسئولان اجرایی به واقعیتها توجه کافی نشان دهند.
از وقتی وارد شرکت شدم فهمیدم که اضافهکاری وجود ندارد و قرارداد بهطور دقیق با پایه حقوق نوشته شده بود، اما حقوق دریافتی خیلی بالاتر از اونچه در قرارداد بود صحبت میشد. کار از ساعت هشت صبح آغاز میشد تا هر وقت کار تمام میشد، بدون اینکه من همواره از حقوق اضافه مطلع باشم. بعد از مدتی فهمیدم تنها یک روز مرخصی در هر ماه برایمان در نظر گرفتهاند و دلیلش این بود که پروژه به پایان رسیده و پول خوبی میدهند. با وجود این وعده، دو سال بعد بدون اطلاع قبلی ما را تعدیل کردند. برای تسویه رفتم اما کمتر از نیمی از حق و حقوق به من پرداخت شد. وقتی موضوع را پیگیری کردم، مشخص شد به دلیل پرداختهای نقدی در سال اخیر و ثبت قرارداد پایه حقوق، شکایت آنطور که انتظار میرفت نتیجه نمیدهد. در حالی که شرکت همچنان با ارائه دهها آگهی استخدام در سایتهای معتبر، به دنبال جذب نیروست.
در یک واحد قالبسازی کار میکردم که شرکتی نسبتا بزرگ با تعداد پرسنل بین هفتصد تا هزار و پانصد نفر است و به تولید انواع هواکش میپردازد. این شرکت بهطور مرتب جذب نیرو دارد، چراکه هر روز تعدادی درخواست استخدام میآید و در عوض تعدادی از کارمندان تصمیم به ترک کار میکنند. شیفتها به صورت دو شیفت است: از هفت صبح تا هفت غروب و از هفت شب تا هفت صبح. حقوق کارکنان کارخانه نسبتا پایین است و بهطور معمول لیستی از غذای ناهار، شام، صبحانه و میانوعدهها ارائه میشود که کیفیت نسبتا مناسبی دارد. اکثر افراد در خطوط تولید و فرآیندهای سری کار میکنند و تولید روزانه با آمار بالا همراه است. نظام شرکت دقیق و سختگیرانه است و مقررات و نظم و انضباط در سطح بالایی رعایت میشود. اکثر دستگاهها قدیمی و فرسودهاند. برای جذب نیروی جدید کار چندان دشوار نیست؛ فقط کافیست به درب شرکت مراجعه کنید. در برخورد با افراد، بیشتر کار با سرپرست بخش است و نوع برخورد او بستگی به شخصیتش دارد، اما روال معمول این است که هر روز آمار خروجی یا تولیدی بالاتر رود. تقریبا هر دو ماه یک بار شاهد تلفات انسانی در بخش دایکست و پرس هستیم که یا به دلیل فرسودگی دستگاهها یا به دلیل بالا بودن آمار تولید اتفاق میافتد. برای استخدام در کارخانه کار چندانی دشوار نیست و حقوقی که با توافق مشخص میکنید، به طور کامل پرداخت میشود.
برای من عجین شده با برخورد گرم و صمیمی مدیرعامل همراه با جو کار حضوری دلچسب است، اما واقعیت این است که با ورود به شرکت همواره با رفتاری بیادب و مستقیم از طرف مدیرعامل مواجه شدم و دخالت او در زندگی شخصیام به حدی بود که به هیچ رابطهای ارتباطی نداشت. اگر واقعا تصمیم به همکاری با این شرکت گرفتید، توصیه میکنم حتما نسخهای از قرارداد را بهطور کامل دریافت کنید و برای هر چیزی که در اختیارشان میگذارید، رسیدی با اثر انگشت ارائه دهید.
من دو سال تمام به صورت تماموقت در این شرکت کار کردم؛ شرکتی کوچک با تیم مهندسی که فقط سه نفر بودند. درباره پروژهها، دو پروژه وجود داشت که یکی ESPL بود؛ مجموعهای از مستندهای کپیشده از فرایند توسعه نرمافزار است که هیچ نسخه پایداری ندارد و هیچیک از مراحلی که ذکر شد به طور کامل ادغام یا آزمایش نشدهاند. پروژه دیگر EPTS بود که مربوط به توسعه نرمافزار ماشینهای خودمختار بود، اما کلا کنار گذاشته شد و هماکنون خبری از آن نیست. تمام تلاش شرکت بر حفظ حضور در چین متمرکز است؛ در آنجا با هر قیمتی سهام میفروشند و قصد دارند محصولی را از چین وارد ایران کنند. بهطور کلی بخش مهندسی یا حقوق مناسب ندارد و هم پروژهها به اندازه کافی جدی نیستند. تنها دلیل جذب و باقی ماندن برخی همکاران، قولهای ناواقعی موفقیت و ثروت است که مدیرعامل بهطور شخصی میدهد و اغلب حرفهای دروغ است. در نهایت توصیه میکنم قبل از ورود کامل خوب تحقیق کنید و زمان خود را اینجا هدر ندهید.
خواهشا قبل از گرفتن هر تصمیمی بابت ورود به این شرکت ابتدا با افرادی که قبلا انجا کار کرده اند صحبتی داشته باشید و تصمیم عجولانه نگیرید، میتونید از طریق لینکدین این افراد را پیدا کنید. در کل شرکت هیچ پروژه ی فعالی ندارد، البته خودشون میگن که داریم ولی صرفا نیرو استخدام میکنن به عنوان سیاهی لشگر برای جذب سرمایه از سرمایه گذار. پرداختی ها عموما به موقع نیست و نسبت به شرکت های مشابه تا ۷۰ درصد کمتر از توانایی طرف پرداختی دارند، هیچگونه اضفه کاری هم به کارمند تعلق نمیگیرد و در بدو ورود باید برگه ایی امضا کنید برای همین موضوع. هیچ امکان رفاهی هم ندارد و از نظر بالانس زندگی و کار تغریبا تمام فکر و ذکر شما را درگیر کار میکند.
سال ۱۴۰۰ با شروع قراردادم با شرکت اروا ، بهدلیل بی برنامه گی ، شرایط پیشرفت و آسیبهای روحی که از طرف مدیران مدیریت بهم وارد شده که فقط کارشون خورد کردن افراد وایین تر از خودشون بود، قراردادم هم یک ماه یک ماه میبیتن. لازم به ذکره که این شرکت من رو بیمه نکرده بود و بالاجبار بیمه خویشفرما گرفته بودم.
به دلیل مشکلات مدیریتی و فشار کمهزینهای در اجرای کار، تجربه من از کار در فروشگاه جانبو اینطور رقم خورد که باید همیشه جابهجایی بین فروشگاهها انجام میدادم، جایی که نظم کار به شکل مطلوبی وجود نداشت. پیادهسازی چیدمان جعبهها بهصورت مرتب، زمانگیر بود و باید از منافع کارفرما برای جابهجایی اجناس از پشت به جلوی قفسهها استفاده میکردند. در نتیجه، ساعات کار به طور نامناسبی تنظیم میشد و تعطیلات ساعات پایانی در برخی روزها با طولانی شدن کارها همراه بود. کارگران کم بودند و این به معنا بود که از صبح تا نیمههای شب باید کار میکردیم و اضافهکاری بهطور مشخص ارائه نمیشد. وظایف شامل بستن صندوق، ارائه تخفیفها و هدایت مشتریان بهطور مرتب بود و فشار برداشت بارهای خالی و انجام عملیات مختلف فروشگاهی همواره وجود داشت. در کل تجربهای با چالشهای مدیریتی و ساعات کاری نامتعادل بود.
هلدینگ آریا بنیز از چند شرکت مختلف با اهداف مختلف تشکیل شده است. شرکت در طبقه 13 برج کیان، در خیابان ولیعصر، جنب کوچه ناصری میباشد. در بدو ورود، شما با یک شرکت شیک، با دیزاین عالی که تقریبا سه چهارم یک طبقه برج رو اجاره کرده مواجه میشین. این یکی از هوشمندانهترین کارهای هلدینگ است. این فضا به فرد مراجعه کننده حس اعتماد رو القا میکنه. اما حقیقت یک چیز دیگر است. فرقی نداره شما در کدوم شرکت هلدینگ مشغول به کار شید، یک چیز رو همیشه در نظر داشته باشد، هیچ وقت معلوم نیست دریافتی بعدیتون کی باشه. شرکت هیچ تعهدی به پرداخت به موقع حقوق کارمندان نداره. این امر در مورد بیمه هم صادق هست. بیمه با تاخیر ارسال میشه. ممکنه بعضی از ماهها بیمهتون اصلا رد نشه. حواستون باید باشه. مدیرهایی که در راس شرکتها قرار دارن آدمهای کار بلدی نیستند. توانایی خاصی ندارند. دانشی هم که دارند به واسطه کاری هست که در این مدت در آریابنیز آموختن، که دانش خاصی نیست. راحت بگم، بیسوادن. در چند وقتی که در این شرکت مشغول به کار بودم متوجه شدم پر زیانترین شرکت، آریابنیز کولینگتاور هست، دقیقا همون شرکتی که هلدینگ باهاش شناخته میشه. درآمد اصلی شرکت تامین قطعه و واردات هست. مدیر هلدینگ،****** که سهام عمده شرکتها رو هم در اختیار دارد، هیچ احترامی برای نیروهایی که در این هلدینگ کار میکنند قائل نیست. در سخنرانیهای دورهای، که معمولا خارج وقت اداری انجام میشود، این مسئله به شما گوشزد میشود که در راستا اهداف هلدینگ باید اهتمام بورزید و این شمایید که باید با سودرسانی به شرکت، به این نقطه شرکت رو برسونید تا به شما حقوق سر وقت بده. در پایان این سخنرانیها هم چکیده کلام اینه که "همینی که هست. هر کس ناراحته از شرکت بره". به همین دلیل نیروهایی که در هلدینگ هستند زود به زود تغییر میکنند و شاید بیشتر از ۴ ماه نمونن. فرآیند تسویه حساب ممکنه ۶ تا ۹ ماه طول بکشه. بعضا همراه با قهر و شکایت در وزارت کار همراه هست. خیلی وقتها هم ممکنه اون مبلغی که مد نظرتون هست رو نگیرید. برای این هلدینگ کار نکنید. تجربه من از این هلدینگ بسیار بد بود. حس بی ارزش بودن برای یک سیستم از هر حسی بدتره.
پرگاس طب یا همون لافارر بدترین شرکتی که میتونید توش کار کنید. 3ماه اول بیمه نمیکنند. حقوق معوق دارن. سفته میگیرن. عدد قرارداد با عدد واقعی فرق داره. بیمه عدد واقعی نیست استعفا بدی سفته ها رو نمیدن حقوقت رو هم نمیدن سنوات و عیدی که هیچی من به بدبختی اداره کار و بیمه دادگستری تونستم حق حقوقم بگیرم و اصلا اصلا براشون شکایت مهم نیست . فاقد مزایا سرتاسر معایب
این شرکت در ابتدا فعالیت خود و تا اواسط سال ۹۷ در دسته شرکت های کوچک با امکانات معمولی بود. که پس از آن با استخدام بی رویه و غیر اصولی و عدم تطابق استاندارد ها منابع انسانی با منابع شرکت ؛ شرکت دچار چالش های بزرگمنابع انسانی؛ مالی و گردید به نحوی که تعداد پرسنل مستعفی و اخراجی این شرکت بسیار زیاد است و میزان نارضايتي کارمندان بسیار بالاست. اکثر پرسنل مستعفی و اخراجی این شرکت پس از ماه ها و فقط از طریق قانونی به حقوق خود میرسند. این شرکت حقوق معوق بین ۲تا ۳ماه دارد و هیچ مزایای خاصی ندارد. ساعت کاری هفتگی این شرکت ۵۰ ساعت در هفته می باشد که بالاتر از ۴۴ ساعت قانونی میباشد. فقط کافیست سری به سایت های استخدامی بزنید و از این میزان آگهی استخدامی این شرکت شگفت زده شوید. رکورد دار پرونده شکایت در اداره کار شمیرانات متعلق به شرکت پرگاس طب است. شرکتی که حق حقوق پرسنل خود را بدرستی پرداخت نمیکند و ارزشی برای منابع انسانی خود قائل نیست. بنده سابقه ۴ سال کار در این شرکت را داشتم که عمرم را تلف کردند. شاید بپرسید چرا ۴سال در همچین شرکتی کار کردی جوابی ندارم جز حماقت و اشتباه و البته وعده های پوشالی مدیرعامل. البته این شرکت برای چاپلوسان مزایای خوبی دارد با تشکر
برای موسس مجموعه و سهامداران متأسفم که واحد منابع انسانی هولدینگ استیل البرز و هفت الماس حقوق خودش را از زمان صرف شده دیگران و مصاحبههای بیهوده میگیره، بار دومه که با روشهای غیر استاندارد و پرسشهای خصوصی و شخصی وقت من را میگرفتهاند.
من با شرکتی خانوادگی با چهار مدیر مواجه بودم که بینشان اختلافات فرایشی وجود داشت و به شدت حقوق کارکنان را تحت فشار میگذاشتند. قراردادهای کوتاه یکماهه بهطور مداوم تمدید یا بهطور ناگهانی پایان میافتاد و این روند عملا اخراج به شمار میآمد. کار مبلمان وظیفهای فصلی است و هر سال در ایام اوج کار، نیرو جذب میکردند و شش ماه بعد قراردادها را تمدید نمیکردند. مدت شش ماه در دورهی اوج کار، مسئولیت پست مدیریتی را بر عهده داشتم و با وجود رضایت کلامی مدیران، به دلیل سیاستهای کاری و افت سطح کار، قرارداد من تمدید نشد. مدتی بعد دوباره آگهی کار منتشر کردند و این روند طی سه سال در سایتهای کاریابی قابل مشاهده بود. این شرکت ظاهری مطلوب دارد اما خلف باطنیاش قابل اشاره است؛ از نیروهای با تجربه به طور واضح و ناموجه سوءاستفاده میکردند. ساعات کاری و روزهای کار ذکرشده در آگهیهای استخدامی نیز کاملا خلاف واقع بود.
به گفتهی من، کار در این مجموعه وضعیتی منفی بود و احساس میکردم زمانم تنها هدر میرود. امنیت شغلی وجود ندارد و با من صداقت لازم را ندارند. رفتارها به گونهای بود که دائما از من سوء استفاده میکردند و نباید به نام برند فریب خورد. کارکردن در اینجا به نظر من اشتباه بزرگی بود.
شرکت واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان را تجربه کردم. در اینجا با مشکلی اصلی روبهرو بودیم: انشقاق و تفرقه میان کارکنان استخدامشده و درگیریهای مداوم بین آقای هاکوپیان و پسرش در تصمیمگیریهای شرکت. اگر بخشی از مجموعه یوریک باشید، به سرعت و با هیچ دلیل مشخصی کمتر از یک ماه کنار گذاشته میشوید. در چنین فضایی، زیرآبزنی، کشمشکلات فراوان و نسبت دادن اتهامات اخلاقی به همکاران به کرات دیده میشود.
من ۴ سال در این شرکت کار کردم و با اینکه بهترین عملکرد را در تیم داشتم ولی همیشه مورد خشم و توهین و تحقیرو پشت سر گویی های مدیر مربوطه بودم این شرکت ترکیه ای فقط برای ۴ تا مدیر ارشد جیره خوار خودش خوبه اصلا به کارمندای زیر دست اهمیت نمیدن با دادن وعده های دروغین و پروموت کردن تموم وقت و توان ادمو میگیرن و آخرش هم که میخوای حقتو بگیری و اعتراض کنی اخراجت میکنن .شرایط کاری سخت پر استرس و ساعت کار طولانی و تبعیض و زیراب زدن های نوچه ها و زیر پا گذاشتن عملکرد کاری و زیر سوال بردن شان انسانی و تبعیض جنسی ،آزار کلامی و حق خوری و بی سوادی و بی تجربگی مدیر و کارنابلد بودن و انداختن فشار کار روی کارمند ، اجازه ندادن برای استراحت و ناهار خوردن ، سیگار کشیدن مدیران در محل کار و اخراجهای پی در پی نیروها و استعفاهای مکرر افراد و ….از تجربه کار من در این شرکت بود .با شکایت به اداره کار بخاطر اخراج در اثنای کار تا حدودی به حقم رسیدم ولی هنوز بعد یکسال سفته های منو پس ندادند. جالب اینکه مدیر منابع انسانی بهمن گفت فقط شما در صورتی میتونی اعتراض کنی که مدیر به شما تعرض جنسی کرده باشه یعنی تو این شرکت هیچ حقی برای نیرو دیده نمیشود و فقط مدیر ارشد و چاپلوس و فریبکار براشون مهمه
در یک کلام افتضااااح، انقدر نیرو اضافه کردن که همه اونجا بیکار هستند، و این بیکاری بسیار آزاردهنده هست چون شما بخاطر زیرنظر شدید هیچ کار دیگه ای هم نمیتونید انجام بدید و ساعت کاری خیلی بالا هست،حتی یک یخچال درست تو شرکت نیست، بین ۷ طبقه فقط یک مایکروفر هست با یه هیتر که اونم افتضاحهه، موقع گرم کردن غذا یک ساعت باید تو صف باشی، واقعا خیلی زشته انقدر کارمند استخدام کنند امکانات نذارند مگه مردم برده شما هستند، انقدر نیرو زیاده که تو یه سالن جای نفس کشیدن نیست، فقط نیروهای که یخورده سابقه دارند سرپرست کردند که اونجا بمونن، اونم هیچ سواد مرتبطی ندارند و همش تو رقابت و حسودی باهم هستند که فشار روحیش به کارمند وارد میشه
برای مصاحبه رفتم مصاحبه کننده بسیار انسان آروم و متین بود و خیلی سریع میشد باهاش اوکی شد بیشتر در مورد ماهیت کار صحبت کرد که خیلی رک فرمودند کار در انبار خیلی سنگین و فیزیکی میباشد و خیلی وقتها تکراری و خسته کننده فقط موردی که باعث شد بنده از این شغل و شرکت نامید بشم ساعات کاری خیلی بالا و اضافه کاری های زیاد حتی روزهای تعطیل رسمی سال که تعادل کار و زندگی رو بهم میریزد عملا کل زندگی فقط تو کار کردن خلاصه میشه شیفت های 12 ساعته روز و یا شب
سلام،این تجربه چندساله من از شرکت عبیدی هست،جایی هست ک مدیرانش بیش ازحد مغرور م متکبر هستند و ب زیر دستاشون بعنوان ابزار پیشترفت خودشون نگاه میکنن،واقعا همه چی پول نیست انسان شخصیت حتی کارگرش.
به نظر من، فضای کار در هاکوپیان به هیچ وجه خوب نیست و از نظر رفتاری هم سطح حرفهای بودن پایین است. منابع انسانی شرکت را بیاعتماد و بیسواد میدانم و حس میکنم رفتارهای جناحی و زیرآبزنی در workplace رایج است. افراد مشخصی با سابقه طولانی در این شرکت حضور دارند و به نظر میرسد حضورشان بیشتر به دلیل روابط و پاچهخواری است تا عملکرد واقعی. امنیت شغلی هم برای من مفهوم مشخصی ندارد و از محیط کار حرفهای خبری نیست. به همه توصیه میکنم با شک و تردید به برند شرکت نگاه کنند و فریب ظاهر و نام برند را نخورند. گاهی اوقات به نظر میرسد که خروجی نهایی کار از دید کارمندانی که در شرکت نیستند بهتر و دقیقتر است تا خروجیهای داخلی تیمهایی مثل واحد دوربین که به نظر میرسد از بیرون هم تاثیرگذارتر عمل میکنند.
من سالها در واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان کار میکنم و حالا میخواهم تجربهام را بیان کنم. در طول بیش از بیست و شش سال سابقهام، با وجود تلاشهای فراوان، حس کردم که مسیر حرفهایام در این شرکت به نتیجه مطلوبی نرسید. به عقیده من، مجموعهای با روابط و رفتارهای گروهی و سهمیهای وجود دارد که بر فضای کار تأثیر منفی میگذارد و انگیزهها را پایین میآورد. مدیریت که از سمت آقای هاکوپیان است، به نظرم فردی بود با سطح تحصیلی پایین و گاهی بیپروایی گفتاری که موجب سوءبرداشاتی میشد. در طول دوران کار من، شمار قابل توجهی همکار وارد شرکت شدند و بعد از مدت کوتاهی خارج شدند و این اتفاق باعث ایجاد احساس عدم امنیت شغلی در برخی از کارکنان شد. قراردادهای پرسنلی اغلب به صورت سهماهه تنظیم میشد و به نظر میرسید که کار مانند کارگرانی بدون حق و حقوق مشخص انجام میشود. در مسائل مربوط به خرید مواد اولیه، به خصوص پارچهها، به نظر میرسد که واردات عمدهای از خارج وجود دارد و ممکن است برخی از رفتارهای سوداگرانه یا بازی با اطلاعات موجب نگرانی شود. از اینکه وضعیتی چنین پیچیده وجود دارد تأسف خوردهام و امیدوارم که مسئولان اجرایی به واقعیتها توجه کافی نشان دهند.
از وقتی وارد شرکت شدم فهمیدم که اضافهکاری وجود ندارد و قرارداد بهطور دقیق با پایه حقوق نوشته شده بود، اما حقوق دریافتی خیلی بالاتر از اونچه در قرارداد بود صحبت میشد. کار از ساعت هشت صبح آغاز میشد تا هر وقت کار تمام میشد، بدون اینکه من همواره از حقوق اضافه مطلع باشم. بعد از مدتی فهمیدم تنها یک روز مرخصی در هر ماه برایمان در نظر گرفتهاند و دلیلش این بود که پروژه به پایان رسیده و پول خوبی میدهند. با وجود این وعده، دو سال بعد بدون اطلاع قبلی ما را تعدیل کردند. برای تسویه رفتم اما کمتر از نیمی از حق و حقوق به من پرداخت شد. وقتی موضوع را پیگیری کردم، مشخص شد به دلیل پرداختهای نقدی در سال اخیر و ثبت قرارداد پایه حقوق، شکایت آنطور که انتظار میرفت نتیجه نمیدهد. در حالی که شرکت همچنان با ارائه دهها آگهی استخدام در سایتهای معتبر، به دنبال جذب نیروست.
در یک واحد قالبسازی کار میکردم که شرکتی نسبتا بزرگ با تعداد پرسنل بین هفتصد تا هزار و پانصد نفر است و به تولید انواع هواکش میپردازد. این شرکت بهطور مرتب جذب نیرو دارد، چراکه هر روز تعدادی درخواست استخدام میآید و در عوض تعدادی از کارمندان تصمیم به ترک کار میکنند. شیفتها به صورت دو شیفت است: از هفت صبح تا هفت غروب و از هفت شب تا هفت صبح. حقوق کارکنان کارخانه نسبتا پایین است و بهطور معمول لیستی از غذای ناهار، شام، صبحانه و میانوعدهها ارائه میشود که کیفیت نسبتا مناسبی دارد. اکثر افراد در خطوط تولید و فرآیندهای سری کار میکنند و تولید روزانه با آمار بالا همراه است. نظام شرکت دقیق و سختگیرانه است و مقررات و نظم و انضباط در سطح بالایی رعایت میشود. اکثر دستگاهها قدیمی و فرسودهاند. برای جذب نیروی جدید کار چندان دشوار نیست؛ فقط کافیست به درب شرکت مراجعه کنید. در برخورد با افراد، بیشتر کار با سرپرست بخش است و نوع برخورد او بستگی به شخصیتش دارد، اما روال معمول این است که هر روز آمار خروجی یا تولیدی بالاتر رود. تقریبا هر دو ماه یک بار شاهد تلفات انسانی در بخش دایکست و پرس هستیم که یا به دلیل فرسودگی دستگاهها یا به دلیل بالا بودن آمار تولید اتفاق میافتد. برای استخدام در کارخانه کار چندانی دشوار نیست و حقوقی که با توافق مشخص میکنید، به طور کامل پرداخت میشود.
برای من عجین شده با برخورد گرم و صمیمی مدیرعامل همراه با جو کار حضوری دلچسب است، اما واقعیت این است که با ورود به شرکت همواره با رفتاری بیادب و مستقیم از طرف مدیرعامل مواجه شدم و دخالت او در زندگی شخصیام به حدی بود که به هیچ رابطهای ارتباطی نداشت. اگر واقعا تصمیم به همکاری با این شرکت گرفتید، توصیه میکنم حتما نسخهای از قرارداد را بهطور کامل دریافت کنید و برای هر چیزی که در اختیارشان میگذارید، رسیدی با اثر انگشت ارائه دهید.
من دو سال تمام به صورت تماموقت در این شرکت کار کردم؛ شرکتی کوچک با تیم مهندسی که فقط سه نفر بودند. درباره پروژهها، دو پروژه وجود داشت که یکی ESPL بود؛ مجموعهای از مستندهای کپیشده از فرایند توسعه نرمافزار است که هیچ نسخه پایداری ندارد و هیچیک از مراحلی که ذکر شد به طور کامل ادغام یا آزمایش نشدهاند. پروژه دیگر EPTS بود که مربوط به توسعه نرمافزار ماشینهای خودمختار بود، اما کلا کنار گذاشته شد و هماکنون خبری از آن نیست. تمام تلاش شرکت بر حفظ حضور در چین متمرکز است؛ در آنجا با هر قیمتی سهام میفروشند و قصد دارند محصولی را از چین وارد ایران کنند. بهطور کلی بخش مهندسی یا حقوق مناسب ندارد و هم پروژهها به اندازه کافی جدی نیستند. تنها دلیل جذب و باقی ماندن برخی همکاران، قولهای ناواقعی موفقیت و ثروت است که مدیرعامل بهطور شخصی میدهد و اغلب حرفهای دروغ است. در نهایت توصیه میکنم قبل از ورود کامل خوب تحقیق کنید و زمان خود را اینجا هدر ندهید.
خواهشا قبل از گرفتن هر تصمیمی بابت ورود به این شرکت ابتدا با افرادی که قبلا انجا کار کرده اند صحبتی داشته باشید و تصمیم عجولانه نگیرید، میتونید از طریق لینکدین این افراد را پیدا کنید. در کل شرکت هیچ پروژه ی فعالی ندارد، البته خودشون میگن که داریم ولی صرفا نیرو استخدام میکنن به عنوان سیاهی لشگر برای جذب سرمایه از سرمایه گذار. پرداختی ها عموما به موقع نیست و نسبت به شرکت های مشابه تا ۷۰ درصد کمتر از توانایی طرف پرداختی دارند، هیچگونه اضفه کاری هم به کارمند تعلق نمیگیرد و در بدو ورود باید برگه ایی امضا کنید برای همین موضوع. هیچ امکان رفاهی هم ندارد و از نظر بالانس زندگی و کار تغریبا تمام فکر و ذکر شما را درگیر کار میکند.
سال ۱۴۰۰ با شروع قراردادم با شرکت اروا ، بهدلیل بی برنامه گی ، شرایط پیشرفت و آسیبهای روحی که از طرف مدیران مدیریت بهم وارد شده که فقط کارشون خورد کردن افراد وایین تر از خودشون بود، قراردادم هم یک ماه یک ماه میبیتن. لازم به ذکره که این شرکت من رو بیمه نکرده بود و بالاجبار بیمه خویشفرما گرفته بودم.
به دلیل مشکلات مدیریتی و فشار کمهزینهای در اجرای کار، تجربه من از کار در فروشگاه جانبو اینطور رقم خورد که باید همیشه جابهجایی بین فروشگاهها انجام میدادم، جایی که نظم کار به شکل مطلوبی وجود نداشت. پیادهسازی چیدمان جعبهها بهصورت مرتب، زمانگیر بود و باید از منافع کارفرما برای جابهجایی اجناس از پشت به جلوی قفسهها استفاده میکردند. در نتیجه، ساعات کار به طور نامناسبی تنظیم میشد و تعطیلات ساعات پایانی در برخی روزها با طولانی شدن کارها همراه بود. کارگران کم بودند و این به معنا بود که از صبح تا نیمههای شب باید کار میکردیم و اضافهکاری بهطور مشخص ارائه نمیشد. وظایف شامل بستن صندوق، ارائه تخفیفها و هدایت مشتریان بهطور مرتب بود و فشار برداشت بارهای خالی و انجام عملیات مختلف فروشگاهی همواره وجود داشت. در کل تجربهای با چالشهای مدیریتی و ساعات کاری نامتعادل بود.
هلدینگ آریا بنیز از چند شرکت مختلف با اهداف مختلف تشکیل شده است. شرکت در طبقه 13 برج کیان، در خیابان ولیعصر، جنب کوچه ناصری میباشد. در بدو ورود، شما با یک شرکت شیک، با دیزاین عالی که تقریبا سه چهارم یک طبقه برج رو اجاره کرده مواجه میشین. این یکی از هوشمندانهترین کارهای هلدینگ است. این فضا به فرد مراجعه کننده حس اعتماد رو القا میکنه. اما حقیقت یک چیز دیگر است. فرقی نداره شما در کدوم شرکت هلدینگ مشغول به کار شید، یک چیز رو همیشه در نظر داشته باشد، هیچ وقت معلوم نیست دریافتی بعدیتون کی باشه. شرکت هیچ تعهدی به پرداخت به موقع حقوق کارمندان نداره. این امر در مورد بیمه هم صادق هست. بیمه با تاخیر ارسال میشه. ممکنه بعضی از ماهها بیمهتون اصلا رد نشه. حواستون باید باشه. مدیرهایی که در راس شرکتها قرار دارن آدمهای کار بلدی نیستند. توانایی خاصی ندارند. دانشی هم که دارند به واسطه کاری هست که در این مدت در آریابنیز آموختن، که دانش خاصی نیست. راحت بگم، بیسوادن. در چند وقتی که در این شرکت مشغول به کار بودم متوجه شدم پر زیانترین شرکت، آریابنیز کولینگتاور هست، دقیقا همون شرکتی که هلدینگ باهاش شناخته میشه. درآمد اصلی شرکت تامین قطعه و واردات هست. مدیر هلدینگ،****** که سهام عمده شرکتها رو هم در اختیار دارد، هیچ احترامی برای نیروهایی که در این هلدینگ کار میکنند قائل نیست. در سخنرانیهای دورهای، که معمولا خارج وقت اداری انجام میشود، این مسئله به شما گوشزد میشود که در راستا اهداف هلدینگ باید اهتمام بورزید و این شمایید که باید با سودرسانی به شرکت، به این نقطه شرکت رو برسونید تا به شما حقوق سر وقت بده. در پایان این سخنرانیها هم چکیده کلام اینه که "همینی که هست. هر کس ناراحته از شرکت بره". به همین دلیل نیروهایی که در هلدینگ هستند زود به زود تغییر میکنند و شاید بیشتر از ۴ ماه نمونن. فرآیند تسویه حساب ممکنه ۶ تا ۹ ماه طول بکشه. بعضا همراه با قهر و شکایت در وزارت کار همراه هست. خیلی وقتها هم ممکنه اون مبلغی که مد نظرتون هست رو نگیرید. برای این هلدینگ کار نکنید. تجربه من از این هلدینگ بسیار بد بود. حس بی ارزش بودن برای یک سیستم از هر حسی بدتره.
پرگاس طب یا همون لافارر بدترین شرکتی که میتونید توش کار کنید. 3ماه اول بیمه نمیکنند. حقوق معوق دارن. سفته میگیرن. عدد قرارداد با عدد واقعی فرق داره. بیمه عدد واقعی نیست استعفا بدی سفته ها رو نمیدن حقوقت رو هم نمیدن سنوات و عیدی که هیچی من به بدبختی اداره کار و بیمه دادگستری تونستم حق حقوقم بگیرم و اصلا اصلا براشون شکایت مهم نیست . فاقد مزایا سرتاسر معایب
این شرکت در ابتدا فعالیت خود و تا اواسط سال ۹۷ در دسته شرکت های کوچک با امکانات معمولی بود. که پس از آن با استخدام بی رویه و غیر اصولی و عدم تطابق استاندارد ها منابع انسانی با منابع شرکت ؛ شرکت دچار چالش های بزرگمنابع انسانی؛ مالی و گردید به نحوی که تعداد پرسنل مستعفی و اخراجی این شرکت بسیار زیاد است و میزان نارضايتي کارمندان بسیار بالاست. اکثر پرسنل مستعفی و اخراجی این شرکت پس از ماه ها و فقط از طریق قانونی به حقوق خود میرسند. این شرکت حقوق معوق بین ۲تا ۳ماه دارد و هیچ مزایای خاصی ندارد. ساعت کاری هفتگی این شرکت ۵۰ ساعت در هفته می باشد که بالاتر از ۴۴ ساعت قانونی میباشد. فقط کافیست سری به سایت های استخدامی بزنید و از این میزان آگهی استخدامی این شرکت شگفت زده شوید. رکورد دار پرونده شکایت در اداره کار شمیرانات متعلق به شرکت پرگاس طب است. شرکتی که حق حقوق پرسنل خود را بدرستی پرداخت نمیکند و ارزشی برای منابع انسانی خود قائل نیست. بنده سابقه ۴ سال کار در این شرکت را داشتم که عمرم را تلف کردند. شاید بپرسید چرا ۴سال در همچین شرکتی کار کردی جوابی ندارم جز حماقت و اشتباه و البته وعده های پوشالی مدیرعامل. البته این شرکت برای چاپلوسان مزایای خوبی دارد با تشکر
برای موسس مجموعه و سهامداران متأسفم که واحد منابع انسانی هولدینگ استیل البرز و هفت الماس حقوق خودش را از زمان صرف شده دیگران و مصاحبههای بیهوده میگیره، بار دومه که با روشهای غیر استاندارد و پرسشهای خصوصی و شخصی وقت من را میگرفتهاند.
من با شرکتی خانوادگی با چهار مدیر مواجه بودم که بینشان اختلافات فرایشی وجود داشت و به شدت حقوق کارکنان را تحت فشار میگذاشتند. قراردادهای کوتاه یکماهه بهطور مداوم تمدید یا بهطور ناگهانی پایان میافتاد و این روند عملا اخراج به شمار میآمد. کار مبلمان وظیفهای فصلی است و هر سال در ایام اوج کار، نیرو جذب میکردند و شش ماه بعد قراردادها را تمدید نمیکردند. مدت شش ماه در دورهی اوج کار، مسئولیت پست مدیریتی را بر عهده داشتم و با وجود رضایت کلامی مدیران، به دلیل سیاستهای کاری و افت سطح کار، قرارداد من تمدید نشد. مدتی بعد دوباره آگهی کار منتشر کردند و این روند طی سه سال در سایتهای کاریابی قابل مشاهده بود. این شرکت ظاهری مطلوب دارد اما خلف باطنیاش قابل اشاره است؛ از نیروهای با تجربه به طور واضح و ناموجه سوءاستفاده میکردند. ساعات کاری و روزهای کار ذکرشده در آگهیهای استخدامی نیز کاملا خلاف واقع بود.
به گفتهی من، کار در این مجموعه وضعیتی منفی بود و احساس میکردم زمانم تنها هدر میرود. امنیت شغلی وجود ندارد و با من صداقت لازم را ندارند. رفتارها به گونهای بود که دائما از من سوء استفاده میکردند و نباید به نام برند فریب خورد. کارکردن در اینجا به نظر من اشتباه بزرگی بود.
شرکت واحد صنعتی پوشاک هاکوپیان را تجربه کردم. در اینجا با مشکلی اصلی روبهرو بودیم: انشقاق و تفرقه میان کارکنان استخدامشده و درگیریهای مداوم بین آقای هاکوپیان و پسرش در تصمیمگیریهای شرکت. اگر بخشی از مجموعه یوریک باشید، به سرعت و با هیچ دلیل مشخصی کمتر از یک ماه کنار گذاشته میشوید. در چنین فضایی، زیرآبزنی، کشمشکلات فراوان و نسبت دادن اتهامات اخلاقی به همکاران به کرات دیده میشود.
من ۴ سال در این شرکت کار کردم و با اینکه بهترین عملکرد را در تیم داشتم ولی همیشه مورد خشم و توهین و تحقیرو پشت سر گویی های مدیر مربوطه بودم این شرکت ترکیه ای فقط برای ۴ تا مدیر ارشد جیره خوار خودش خوبه اصلا به کارمندای زیر دست اهمیت نمیدن با دادن وعده های دروغین و پروموت کردن تموم وقت و توان ادمو میگیرن و آخرش هم که میخوای حقتو بگیری و اعتراض کنی اخراجت میکنن .شرایط کاری سخت پر استرس و ساعت کار طولانی و تبعیض و زیراب زدن های نوچه ها و زیر پا گذاشتن عملکرد کاری و زیر سوال بردن شان انسانی و تبعیض جنسی ،آزار کلامی و حق خوری و بی سوادی و بی تجربگی مدیر و کارنابلد بودن و انداختن فشار کار روی کارمند ، اجازه ندادن برای استراحت و ناهار خوردن ، سیگار کشیدن مدیران در محل کار و اخراجهای پی در پی نیروها و استعفاهای مکرر افراد و ….از تجربه کار من در این شرکت بود .با شکایت به اداره کار بخاطر اخراج در اثنای کار تا حدودی به حقم رسیدم ولی هنوز بعد یکسال سفته های منو پس ندادند. جالب اینکه مدیر منابع انسانی بهمن گفت فقط شما در صورتی میتونی اعتراض کنی که مدیر به شما تعرض جنسی کرده باشه یعنی تو این شرکت هیچ حقی برای نیرو دیده نمیشود و فقط مدیر ارشد و چاپلوس و فریبکار براشون مهمه
تجربهات را در ویکیتجربه به اشتراک بگذار
چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.