وویکی‌تجربهجستجو

تجربه‌های کاری و مصاحبه شرکت‌ها

۵۸۶ تجربه منتشرشده · صفحه ۹ از ۳۰
پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۴ دی ۱۴۰۴
۱.۰

متوجه شدم که تجربه‌ام از کار در پرگاس طب خیلی ناگوار بود و هنوز هم اثرش را احساس می‌کنم. در ابتدا به من و همکارانم قول‌هایی داده شد که واقعیت ندارد و ما را فریب دادند. بعد از آن با وضعیتی رو‌به‌رو شدیم که از لحاظ پرداختی با مشکل مواجه شدیم و حتی یک بار هم پولمان را کامل نگرفتیم و بخشی از حقوق‌ها عقب افتاد. قول دادند شعبه‌ها را به پخش بدهند تا بدهی‌ها و حقوق عقب افتاده را جبران کنند، اما این حرف هم تحقق پیدا نکرد و همچنان سه ماه حقوق عقب مانده است. علاوه بر این، نزدیک زمان پرداخت حقوق هم مبلغی از حقوق به حساب برداشت شده و به ارزی که تهیه کرده بودند اختصاص یافت. آن‌ها به هر بهانه‌ای اضافه‌کاری‌ها را صفر کردند تا حقوق کمتری بدهند و آن هم به موقع پرداخت نشد. به نظر می‌رسد در شرکت افراد معتبر زیادی باقی نمانده‌اند و تنها فردی که نماینده‌ای واقعی بود، حتی نتوانست یک سال دوام بیاورد و از شرکت رفت. چرا این چنین وضعی می‌شود و چرا ما همچنان نسبت به این رفتارها بی‌تفاوت می‌مانیم؟ با وجود وعده‌های بی‌ثمر، هنوز نمی‌دانم حقوقمان چگونه و چه زمانی پرداخت می‌شود و هر چند وقت یک‌بار با تاخیر مواجه است. همواره در کنار ما حکم بردگی برای این مدیران وجود داشت و حقوق به عنوان آخرین هزینه‌ها محسوب می‌شد و گاهی گفتند که در این ماه حقوق را نمی‌دهند. با وجود این، مدیران ارشد همچنان با عباراتی بزرگوارانه صحبت می‌کنند و سعی می‌کنند ما را فریب بدهند. از همه چیز خسته‌ام و در لحظه‌ای که فکر می‌کنم اوضاع کمی بهتر می‌شود، می‌بینم که همچنان حقوقمان در خطر است. از درون کمک لازم دارم و به خدا توکل می‌کنم.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·ستادی·۱۱ دی ۱۴۰۴
۱.۰
ستادی

شرکت پرگاس طب تجربه‌ای از حضور ستادی بود که ادامه پیدا نکرد و نکته‌ای که در ذهنم ماند، بی‌انضباطی و بی‌برنامگی بود. پس از جنگ بیست و چهار ساعته، تعدادی از همکاران اخراج شدند و شعبه‌های شرکت در شهرهای بزرگ بسته شد. هنوز تسویه حقوقم انجام نشده و تاخیر سه ماهه پرداخت‌ها وجود داشت. منابع انسانی را مسئول جذب نیرو دانستن و اینکه گفتند کار دشواری ندارد، حقیقت را نداشت. برای خودم تاسف می‌خورم که چقدر منظم و متعهد بودم در این شرکت اما نتیجه چیزی بود که انتظارش را نداشتم.

آریا بنیز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۹ دی ۱۴۰۴
۱.۰

هر چه از بدی‌های این شرکت بگویی باز هم کم است و باز چیز جدیدی پیدا می‌شود. با وجود همه بی‌انضباطی‌ها، تنها فردی که به‌نظر می‌رسد با انصاف برخورد می‌کند آقای فلاح است که خدمات شرکتی را قبول دارد و بقیه هی می‌گویند درد و بلات مدیرعامل که حقوق ما را هر سه ماه یک‌بار می‌دهند، با اینکه واقعا اینجا زحمت می‌کشیم. اگر بخواهی حقوقی را که حق مسلم تو است بگیری باید فرم مساعده پر کنی، که انصافا جالب نیست. هر هفته حداقل دو جلسه با حضور مدیران بی‌کفایت داریم که تنها هدفشان این است مدیرعامل بتواند کم‌وکم به آنها گند بزند و عقده‌هایشان را خالی کنند و در نهایت در صورتجلسه فقط تاریخ جلسه بعدی مشخص می‌شود. واحد مهندسی خروجی ندارد و اندازه یک واحد کارگری بی‌سواد است؛ هر هفته یا مدیر عوض می‌شود یا کارشناس، و اگر خروجی سالمی از این واحد دیدی باید جایزه بدهی. مدت‌هاست که اینقدر فشار می‌آورند که بالاخره مدیرعامل آمد و مدیر واحد شد، اما او هم دید که اوضاع خیلی خرابه و به سراغ فرد دیگری فرستادند. برای اینکه مدیرعامل بتواند به راحتی پول‌ها را چاپ کند، سه چهار تا جانشین مدیرعامل و معاونت عوض کردند که فقط پول بگیرند و هیچ کار مفیدی انجام ندهند؛ آخرین نفر هم با رگ گردن بیرون زده است و به کارمندانی که کار می‌کنند بی‌رحمانه بی‌احترامی می‌کند. واحد برنامه‌ریزی هم کمترین کار را انجام می‌دهد و دائم در حال دروغ گفتن و فریب کارفرماست. در جلسات با کارفرما راست و دروغ را با هم تحویل می‌دهند. از شوخی‌های شرکت این است که وقتی حقوق‌ها معوق می‌شود، هر کس به نحوی خودش را به کتف می‌زند، یکی ۹ یکی ۱۰ و یکی ظهر می‌آید. مدیرعامل با برخوردی بعضا محبت‌آمیز و گاهی صبح‌های بارانی با لابه‌لای حرف‌هایش نفوذ می‌کند و با شیوه‌ای شوخ‌طبعانه بچه‌ها را متفرق می‌کند. برخی مواقع حتی مدیران ارشد هم از این موقعیت استفاده می‌کنند و به‌طور فاجعه‌باری اوضاع را کنار می‌گذارند؛ نتیجه این است که نیمی از نیرو‌های شرکت نمی‌آیند و با این وجود اتفاقی نمی‌افتد، چون مدیرعامل تنها دغدغه‌اش این است که هرکس در ساعت ۸:۰۱ حاضر شود بهتر است نیاید، حقوق چهار ماه عقب‌افتاده و بیمه برای مدت دو ماه عقب مانده است و این خرابی شرکت از بدیهیات است. از این بازی‌های مسخره زیاد است؛ برای نمونه یک‌روز در کافی‌شاپ را می‌بندند، یک‌روز می‌گویند سیگار نکشید و روزی هم می‌گویند کسی به اتاق مدیرعامل نرود، اما هیچ‌وقت نگفتند حقوق‌ها تا شش ماه پرداخت نشده است. در همین حال مدیرعامل هر روز صبح با لبخند به همه سلام می‌کند و فریب می‌دهد: سلام بچه‌ها! امروز رفتی خانه و فردا دوباره به شرکت برگشتی، احتمالا مدیر شما همان فرد قبلی است و این یعنی وضعیت ناپایدار است. اگر بخواهی اینجا بمانی باید مثل من کار کنی، غیر از این باشه دیوانه می‌شوی؛ این را واقعا می‌گویم. الان کسانی که هنوز اینجا مانده‌اند، چنین استایلی را دارند: به مشکلات می‌خندند و تماما به دنبال یک راه فرار نیستند بلکه به‌نوعی با وضعیت کنار می‌آیند. هیچ‌وقت پایان این ماجرا مشخص نیست و اینجا برای کسی که ۱ سال و اندی در این خراب‌شده بوده، هنوز هم مثل همیشه است

صنایع سپهر پدیده کاوه
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·طراح گرافیک·۹ دی ۱۴۰۴
۵.۰
طراح گرافیک

یک سال و نیم در این شرکت به عنوان طراح گرافیک فعالیت کردم و تجربه‌ی ارزشمندی بود. فضای کار به شدت همفکری‌محور بود و مدیران و اعضای تیم با هم به تصمیم‌گیری می‌پرداختند، نتیجه‌اش رشد شخصی و حرفه‌ای برای همه و به‌ویژه برای من بود چون پیشنهادها و بازخوردهای همکارانم در طراحی‌ها به من کمک می‌کرد. با وجود اینکه حجم سفارش‌ها بالا بود و کار روزانه طاقت‌فرسا بود، حس رضایت داشت چون تجربه‌های گوناگونی کسب کردم و مهارت‌هایم را تقویت کردم. دلیل خروج از شرکت از سوی همسرم به دلیل توصیه‌ی او مبنی بر تمرکز روی زندگی خانوادگی بود. همواره آرزو دارم دوباره به این شرکت ملحق شوم تا دوباره با تیم همکاری کنم و رزومه‌ام را قوی‌تر کنم.

آریا بنیز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۶ دی ۱۴۰۴
۱.۰

من با این وجودی که شرکت ادعا می‌کند هیچ سفارشی از رانت نمی‌گیرد، و بهینه و چابک است تا جایگاه یکی از سه شرکت برتر دنیا را هدف بگیرد، تجربه‌ای کاملا متفاوت داشتم. در واقع همه چیز به گواهی من با بی‌نظمی‌های سازمانی آغاز می‌شود: تاخیرهای متعدد پروژه‌ها، کم‌کاری‌ها و نبود هماهنگی، حقوق و بیمه‌های عقب‌افتاده و به طور کلی رفتارهایی که به نظر من حاصل تفکری مدیریتی مشابه اداره یک کشور است. مدیرعامل به صورت روزانه تصمیمات تندی می‌گیرد، هر ماه ساختار سازمانی را تغییر می‌دهد، روال‌ها را دگرگون می‌کند و مدیران واحد را عوض می‌کند. مدیران فصلی که تنها چند ماه کنار هم می‌مانند و شاید از جاینامشان بی‌اطلاع‌اند، و به دلیل ضعف‌های شخصی و بی‌کفایتی انتخاب می‌شوند. کارشناسان هم با فشار برای افزایش حقوق‌های ناچیز دست به کارهای وحشت‌آور می‌شوند تا خودشان را بالا ببرند. به طور کلی کارگران و کارشناس‌ها در حال جمع‌آوری کارها هستند و برای افزایش ناچیز حقوقشان با کارهایی که هیچ ارتباطی به بهبود شرایط ندارد، سروکله می‌زنند. مدیرعامل به نظر می‌رسد زیرساختی در سازمان ندارد و یا به آن بی‌میل است. به عمد کارها را لنگ می‌گذاری، گاه هر چندوقت یکبار به واحدها می‌روی تا اوضاع را به هم بریزی و نیروها را خسته کنی تا از پشت پرده چیزی فهمیده نشود. پول‌های عظیم ورودی به سمت پروژه‌ها نمی‌رود و حقوق پرسنل کم و عقب مانده باقی می‌ماند. از پرداخت حقوق تا به حال فراتر از این می‌گذری و بیمه نیروها را هم در چند ماه به تعویق می‌اندازی. چگونه می‌خواهی این فاجعه را جمع و جور کنی؟ البته که تو در این زمینه از ترفندهایت استفاده می‌کنی که به همه القا کنی پولی نیست در حالی که واقعا پول هست و برای تو هم خوب است. حقوق را به اندازه زیاد تاخیر می‌زنی تا کارکنان در دست‌کم نیازهایشان بمانند و بتوانی کنترلشان کنی. حالا هم با ساخت فضای امنیتی در شرکت و گذاشتن جاسوس‌ها فکر کرده‌ای موفق می‌شوی. به جای پاسخگویی و عذرخواهی از نیروهای انسانی، با لحن بی‌پروا می‌گویی همینی که هست و انتظار بیشتری از کسی که با رانت و لابی پروژه می‌گیرد، نمی‌رود. در نهایت همه می‌دانند چه می‌گذرد. کارکنان را احمق فرض نکنید و بازی با آنها را تمام کنید. حالا دیگر می‌شود حدس زد که وضعیت کار در این سازمان چگونه است و چرا هیچ چیز درست نمی‌شود و نیروی انسانی همواره اولویت آخر است. حتی در میان رانندگان یا سایر کارکنان نیز تا حدودی آبرو کم شده و به کارفرما و تأمین‌کننده‌ها صدماتی وارد شده است. پ.ن: این شرکت دیگر هیچ چیز برای از دست دادن ندارد.

آفاق خودرو موتور
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·منابع انسانی·۴ دی ۱۴۰۴
۱.۰
منابع انسانی

در این شرکت تعهدات مالی و مدیریتی به‌طور قابل توجهی نامنظم است و وضعیتی آشفته حکم‌فرماست. پرداخت حقوق با تاخیر دوماهه انجام می‌شود و جابه‌جایی نیروها هر ماه تکرار می‌شود؛ از طرفی تعداد آگهی‌های استخدامی بالا است که نشان از وضعیت بد سازمان دارد. گاه بدون دلیل مشخصی برخی کارکنان اخراج می‌شوند و کسانی که از شرکت جدا می‌شوند معمولا تسویه مطالبات یا پرداخت‌های معوقشان انجام نمی‌شود. از نظر بهداشت و نظافت و سایر جنبه‌های مربوطه وضعیت مطلوبی وجود ندارد و از طرفی ملزومات ضروری خریداری نمی‌شود تا در اختیار کارکنان تازه‌وارد قرار بگیرد.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲ دی ۱۴۰۴
۳.۰

اگر از خودم بخواهند دقیقا تجربه را به شیوه‌ای تازه و طبیعی بازنویسی کنم، این‌طور نیست که به صورت صریح به یک شرکت به عنوان کلاهبردار یا متخلف بنویسم؛ به گفته‌ی این کاربر، برخی رفتارهای منفی و بحران‌های داخلی شرکت را مطرح می‌کنم تا حس ناخوشایند تجربه را منتقل کنم. در آروا با چند رویه نامطلوب روبه‌رو شدم: به نظر می‌رسد مدیریت منابع انسانی به شکلی زیرآب‌زنی با قائم مقام شرکت برخورد می‌کردند و این رفتارها به شدت ناامیدکننده بود. جایی که برخی تصمیم‌ها و اقدامات از دید من به گونه‌ای بود که به کارایی تیم و روحیه همکاران لطمه می‌زد. نکته‌ی قابل توجه این است که گاه کسانی که باید بهبودها را پیگیری کنند برای خودشان بازخوردهای مثبت از خارج منتشر می‌کردند و به افراد خاصی تعارف می‌نوشتند که این هم به من و همکارانم احساس بی‌اعتمادی می‌داد. واقعا تأسف‌بار است و امیدوارم که در آینده وضعیت بهتری شکل بگیرد و کارمندان بتوانند در فضایی سالم و با فرصت‌های مناسب کار و پیشرفت نمایند تا هر چه سریع‌تر از این شرکت خارج شوند.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲ دی ۱۴۰۴
۱.۰

شرکت آروا تجربه‌ای پرتنش را برایم رقم زد؛ احساس می‌کردم روح و روانم در مسیر تحلیل رفتن است. دو روز مانده به پایان ماه ناگهان اعلام شد که دیگر جایی در سازمان ندارم و این تصمیم با وجود ادعاهایی ضد و نقیض درباره مدیر منابع انسانی و رفتارهای توهین‌آمیز رقم خورد. گفته می‌شد که اتاق من همیشه در اختیار همه است، اما واقعیت این بود که با بی‌احترامی با من برخورد می‌کردند و به موقع هم اطلاع نمی‌دادند تا به دنبال کار بگردم. یکی از همکاران با عنوان کارشناس دست‌اندرکار، ظاهرا جایگاه منشی را برای خود دست‌پاگیر کرده و با اقدامات غیرکارشناسانه به ایفای نقش می‌پرداخت. متأسفانه کسی که به نظر می‌رسد کمترین دانش را دارد، مدیر منابع انسانی از او مشورت می‌گرفت و برای آینده شغلی دیگران نظرات نا مناسب می‌داد، در حالی که خودش به اندازه کافی توانمند نبود. با وجود اینکه به عنوان کارشناس منابع انسانی به صحبت‌های سایرین گوش نمی‌داد تا به مدیران منتقل کند، اما به‌خاطر کینه‌ورزی با بقیه، تا کنون باعث اخراج تعداد زیادی از هم‌کاران شده است. من شخصا هیچوقت از رفتارش راضی نشده و نمی‌بخشم، زیرا وقتی روزی با مدیر منابع انسانی صحبت کردم، با لحن نامناسب گفت که بعدا بیایم و من را از مسیرم خارج کردند. برخلاف این رویکرد، آقای علی‌نادر علیان واقعا عمل‌گرا و نسبت به حال کارمندان خودشان مراقبت بیشتری داشتند. از نظر حقوقی، پرداختی‌ها به‌موقع نبود و تا بیست روز تأخیر وجود داشت. بیمه تکمیلی هم به دروغ قول داده می‌شد که وجود دارد، اما راستی‌آزمایی نشان می‌داد که چنین خدماتی به‌طور کامل ارائه نمی‌شد و تنها مکانی که دوربین نداشت، سرویس بهداشتی بود.

آریا بنیز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱ دی ۱۴۰۴
۱.۰

من تنها حدود یک سال و نیم در این شرکت تجربه کار کردم و واقعا از بی‌سروته بودنش عقب مانده بودم. هیچ‌کس مشخص نمی‌کرد چه کار باید کنیم و نتیجه‌ای هم از کار نمی‌دیدیم؛ فقط وقتی از شرکت می‌خواستی حقوق و بیمه‌های معوق را پس بگیری، باید با بحث و دعوا پیش می‌رفتی. به نظر من این شرکت در یک پروژه در حال افتادن بود و به خاطر مدیرعاملش این وضعیت ادامه داشت، وگرنه بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی خیلی زود آشکار می‌شد چون سایر شرکت‌های زیرمجموعه هم ضرر می‌کردند و مدیران‌شان پول‌ها را برای خود می‌بردند. به طور کل، شرکت به‌نوعی به خانوادگی تبدیل شده بود: مدیرعامل در یک گوشه نشسته و فقط با گیم‌زنی و دوستان و آشنایان سرگرم می‌شد، و سر ماه هیچ‌کس حقوق نمی‌گرفت مگر اقوام. روابط پشت پرده هم چیز دیگری است که نمی‌توان به آن بی‌تفاوت بود. واقعا شرکت را می‌شد گفت مدیرانش ۸۰ درصد را می‌بردند و کارشناس تنها ۲۰ درصد سهمی داشت که همان ۲۰ درصد هم اغلب کارها را انجام می‌دادند و بخش کوچکی از مدیران هم حقوق می‌گرفتند. در کل تجربه‌ام از این شرکت خیلی ناامیدکننده بود و اوضاع به‌قدری بهم ریخته بود که حتی با بازبینی کوتاه یک هفته‌ای از کار می‌فهمیدی کارها به‌هم ریخته‌اند و هر نیروی جدید تا سر ماه نمی‌ماند و می‌رفت. شرکت استعداد عجیبی در نگه داشتن نیروهای چاپلوس دارد و آن‌هایی هم که می‌مانند با حقوق بالا، هر هفته مدیرعامل را می‌دیدند که قهوه‌شان را می‌نوشید. مدیرعامل بی‌احترامی عجیبی داشت و انگار در دنیای دیگری زندگی می‌کرد. پول‌های پیش‌پرداخت پروژه‌ها را می‌گرفت و به خارج می‌برد و کارکنان جایگزین باید به‌طور معوق طول می‌کشیدند تا پرداخت‌ها انجام شود. واحد مالی هم مشکلاتی داشت و خیلی عقب بود؛ هر سال یک سال عقب می‌افتاد و هیچ دغدغه‌ای از نظر مالی احساس نمی‌کرد. خلاصه‌ای از حسن‌های شرکت را هم اگر بخواهم بگویم، بچه‌های تیم خود شرکت بودند که به‌جز مدیران، واقعا خوب بودند و دلیل کمی برای ماندن پیدا می‌کردند. اگر احیانا دیدید کنار خیابان بنر آریابنیز با پارتی و تبلیغاتی، خیلی زود از آن فاصله بگیرید؛ به نظر من از افراد و شرکت‌های مرتبط با این تبلیغات دوری کنید.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·ندارد·۲۹ آذر ۱۴۰۴
۱.۰
ندارد

وقتی به آروا فکر می‌کنم، رفتار نامناسبی که با من و همکاران داشتند را به چشم می‌بیندم و باور راضیات از کار در آنجا را نمی‌پذیرم. دلیل کینه‌ای که از فردی در سطح پایین‌تر دیدم، برام روشن نیست و دفاعی که به نظر می‌رسید شده بود، به چشم خود او برمی‌گشت. هرگاه آینده‌ای در این شرکت اتفاقی افتد و شرایط تغییر کند، آن زمان می‌شود که جو کار بهتری شکل بگیرد؛ تا آن موقع به نظر من تنها یک واحد کوچک تجاری در حسن‌آباد است و تفاوت زیادی با دیگر مؤسسات ندارد.

صنایع غذایی بدر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۶ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

باور کنید که هر روز از شش صبح تا هشت شب کار می‌کردم و فقط برای حقوقی ناقابل پانزده تومن می‌گرفتم. اگر حضوری بیایید کارخانه را سر بزنید، شاید حقوق‌تان بیشتر باشد؛ اما برای من همان پانزده تومن شد، هرچند سابقه کارم را هم در نظر می‌گرفتند، بنظر نمی‌رسید تفاوت زیادی باشد. اخلاقا گفتن چنین حقیقتی هم سخت است و واقعا رفتار مناسبی نیست. با وجود این، چنین وضعی انگار در همه‌جا رایج است و اکثر کارگاه‌های اطراف چنین بردداری نوینی را تجربه می‌کنند.

پارسیان ترمز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·...·۲۶ آذر ۱۴۰۴
۱.۰
...

در این کارخونه صدا به قدری بالاست که چند هفته هم که بگذرد، تنها با مصرف قرص سردرد می‌توان رو غرور دوام آورد. درآمد زیر خطخاب وزارت کار است و با این سطح حقوق نمی‌شود زندگی کرد. مصاحبه‌های فراوان انجام می‌شود اما استخدام اتفاق نمی‌افتد؛ فقط مردم را می‌کشونن آنجا و بعد رد می‌کنند. کارگران به‌سرعت دوچار جابجایی می‌شوند و امنیت شغلی وجود ندارد؛ حقوق مأخوذ هم فقط حدود پانزده میلیون تومان است. اعضای بالا‌دستی که پشت شیشه نشسته‌اند، اخلاقشان چندان خوب نیست و به‌طور کلی فضاهای کارخانه‌ها به نوعی برده‌داری‌شان را نشان می‌دهد. تصمیم با خودتان است که چطور دوست دارید؛ بنظرم بهتر است کسب‌وکار خودتان را به دست بگیرید.

مادیران
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مدیر·۲۴ آذر ۱۴۰۴
۱.۰
مدیر

کاش تجربه‌ام را از مادیران چنین روایت کنم که با وجود نام معتبر شرکت، فضای کاری واقعا ناسالمی را تجربه کردم. چندین سال در این مجموعه کار کردم و با سه مدیرعامل مختلف همکاری داشتم، اما متأسفانه به تدریج اتفاقاتی دیدم که من را نسبت به حرفه‌ای بودن سازمان دچار تردید کرد. اگر دنبال کار در این شرکت هستید، توصیه نمی‌کنم به هیچ عنوان برای کار انگشت‌شمار کردن مسیرتان را امتحان کنید. آخرین مدیرعاملی که با او کار کردم نامش کاظمی بود و از نظر رفتار حرفه‌ای و پایبندی به اصول اخلاقی، شرایط پایداری وجود نداشت. عملکرد شرکت به نظر من بیشتر به سو استفاده از نیروها شباهت داشت تا همکاری منظم و سالم.

آریا بنیز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۳ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

وقتی وارد این شرکت شدم فهمیدم که وضعیت حقوقی و کار متزلزل است و باید خیلی محتاط بود. فضای کار نامنظم است و از نظر فرهنگ سازمانی مشکلات زیادی دیده می‌شود؛ بی‌اعتمادی بین تیم‌ها وجود دارد و گاه با وعده‌های بی‌پشتوانه روبه‌رو شدم. حقوق گاهی به صورت قابل توجهی متفاوت از وعده‌های اولیه اعلام می‌شود و تفاوت نرخ‌ها ممکن است کار را سخت کند. در کل احساس ناامیدی و بی‌ثباتی داشتم و دیدم که به جای توجه به تخصص و کار تیمی، به پول و روابط پشت صحنه اهمیت داده می‌شود. اگر دنبال محیطی با ثبات و سفارش‌های روشن هستی، اینجا احتمالا جای مناسبی برای ادامه نیست.

ایلیا استیل
تولید و صنایع · آذربایجان شرقی، تبریز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۲ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

من در دفتر مرکزی واقع در خیابان شریعتی مشغول به کار بودم و فضای کار بسیار پرتنش و فشار بالایی داشت. از نظر اخلاقی و رفتاری مدیرعامل، نقدهایی جدی دارم؛ به نظر من هم‌اکنون ارزش و جایگاه نیروهای انسانی برای‌شان چندان اهمیتی ندارد. محیط کار به دلیل ارتباط برخی از همکاران با مدیرعامل به شدت پرتنش بود. خلاصه اینکه تجربه من از این شرکت خیلی ناخوشایند بود و معتقدم هر کسی که وارد این مجموعه می‌شود، به خاطر این شرایط، بیش از شش ماه در واحد فروش دوام نمی‌آورد.

کولر هوایی آبان
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۲ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

ورودم به این شرکت همانند گام گذاشتن در باتلاق بود و به محض این که به خودم آمدم فهمیدم تصمیمم اشتباه بوده و سرمایه و زمانم را هدر داده‌ام. کارخانه در شیراز قرار دارد اما مدیرعامل شیرازی نیست و نکته‌ی مهم این است که او اهل دیزج از توابع شبستر است و به نحوی صرفه‌جویی زایدالوصفی دارد؛ به طوری که در هیچ مناسبتى حتی روز زن هم خبری از هدیه نیست و حتی یک شیرینی یا شاخه گل هم نمی‌دهند. اینها در کنار اینکه حقوق متعهد به پرداخت را هم نمی‌پردازند، مزایای جانبی را که بندهای قرارداد می‌طلبند هم در اختیار نمی‌گذارند. توافقات ارائه‌شده به تامین اجتماعی با حقوق دریافتی تفاوت دارد و در نتیجه عیدی، سنوات (که تا زمان خروج تسویه نمی‌شود)، اضافه‌کاری و سایر مأخذی که بر پایه‌ی پایه حقوق محاسبه می‌شود تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند و در نتیجه مدت همکاری‌ام به زیان کامل تبدیل شد. به هیچ وجه همکاری با این شرکت را توصیه نمی‌کنم.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مدیر تمام وقت·۲۲ آذر ۱۴۰۴
۳.۰
مدیر تمام وقت

با کسی که خود را مدیر خدمات معرفی کرده بودم، حرفی روشن می‌گویم: نکته اول این است که داده‌های ارائه‌شده از طرف او درست نیست و او همچنان در سازمان مشغول به کار است. نکته دوم از من هم‌عرصه با سازمان آروا این است که به عنوان کسی که حدود یک سال است در شرکت هستم و از آروا رضایت زیادی دارم، اجازه نمی‌دهم نفرات شرکت تخریب شوند. اگر نقدی درباره سطح سواد ایشان دارید، در یک جلسه حضوری با حضور سایر مدیران آروا بررسی خواهیم کرد تا سطح سواد و عملکرد شما و او به‌طور روشن ارزیابی شود. حتی اگر فرصت حضور ندارید، نام‌تان را بفرمایید تا بتوانیم عملکرد شما را بررسی کرده و در همین فضا به اشتراک بگذاریم. من خودم کارهای زیادی با ایشان دارم و به تجربه سایر افراد بیرونی حاضر در شرکت آروا همواره این تصور وجود دارد که او رزومه‌ی خوبی قبل از ورود به آروا داشته و هم از نظر سواد و هم از نظر عملکرد، متوسط یا مطلوب ارائه کرده است.

کولر هوایی آبان
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۵ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

برای من کولر هوایی آبان تجربه‌ای ناامیدکننده بود، با وجود اینکه با ورود نیروهای جدید، ناهمخوانی‌های مدیریتی هم بالا بود. بعد از یک دوره تلخ که با تاخیر در پرداخت حقوق روبه‌رو شدم، تصمیم گرفتم از شرکت جدا شوم؛ چراکه احساس کردم افق فکری مدیران به قاپیدن جیب کارمند شبیه است و فرصت رشد حقیقی وجود ندارد. کارخانه‌شان در شیراز، منطقه صدرا است و دفتر کوچکی هم در تهران داشتند، اما مدیرعامل و دو مدیر ارشد اصلی شرکت در شیراز مستقر بودند. به جز حقوق، هیچ مزیت جانبی دیگری ارائه نمی‌کردند و با وجود درآمد بالا، نه پاداشی داشتند و نه حتی در اعیاد یا مناسبت‌ها هدیه‌ای می‌دادند. پایه حقوق را برای کاهش دریافتی به کار می‌بستند و گاهی با تفسیرهای قانونی، حقوق جمعه را هم به شکل دقیق محاسبه نمی‌کردند؛ مثلا اگر سه روز در هفته کار می‌کردم، جمعه را نصف روز محسوب می‌کردند و در صورت غیبت یا مرخصی در کل هفته، جمعه هم به عنوان روز بدون حقوق در نظر گرفته می‌شد.

صنعت سازان کسری پرند (لیمون)
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۵ آذر ۱۴۰۴
۳.۰

درباره این شرکت تجربه خودم را چنین به خاطر دارم که چند ماه پیش تماس گرفتم تا رزومه‌ام را برای یکی از آگهی‌های شغلی بفرستم. اما هر بار که ارتباط برقرار می‌کردم، با فردی متفاوت وصل می‌شدم و پس از توضیح مفهوم کار، دوباره به شخص دیگری ارجاع می‌شدم. در نهایت آخرین تماس هم قطع شد و از کار کلا منصرف شدم. نمی‌دانم این تجربه چه خوبی یا بدی برای کار در کارخانه داشت، اما ترجیح می‌دهم با شما راجع بهش بررسی کنید. اگر حضوری هم بخواهید بیایید، من تصمیمم را گرفتم و دیگر پیگیری نمی‌کنم. شاید مشکل از خطوط تلفن بود یا ارتباط برخی افراد با هم درست نیست.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·فروش و مارکتینگ·۱۵ آذر ۱۴۰۴
۴.۰
فروش و مارکتینگ

مدت پنج ماه بود که حقوق نگرفتیم و با وجود این، رضایت کم‌رنگ اما موجود بود. من هفت سال است که اینجا کار می‌کنم و انگار یک جزیی کوچک از یک رودخانه برای کارمندانی با توقعات متوسط یا پایین ارائه می‌دهند؛ جایی که مزایا پاسخگوی نیازها نیست و سطح انتظار باید پایین نگه داشته شود تا به گزینه‌های دیگری دست پیدا نکنیم. در نهایت باید بگویم که تحمل برایم تاحدی وجود دارد، خدا را شکر.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۴ دی ۱۴۰۴
۱.۰

متوجه شدم که تجربه‌ام از کار در پرگاس طب خیلی ناگوار بود و هنوز هم اثرش را احساس می‌کنم. در ابتدا به من و همکارانم قول‌هایی داده شد که واقعیت ندارد و ما را فریب دادند. بعد از آن با وضعیتی رو‌به‌رو شدیم که از لحاظ پرداختی با مشکل مواجه شدیم و حتی یک بار هم پولمان را کامل نگرفتیم و بخشی از حقوق‌ها عقب افتاد. قول دادند شعبه‌ها را به پخش بدهند تا بدهی‌ها و حقوق عقب افتاده را جبران کنند، اما این حرف هم تحقق پیدا نکرد و همچنان سه ماه حقوق عقب مانده است. علاوه بر این، نزدیک زمان پرداخت حقوق هم مبلغی از حقوق به حساب برداشت شده و به ارزی که تهیه کرده بودند اختصاص یافت. آن‌ها به هر بهانه‌ای اضافه‌کاری‌ها را صفر کردند تا حقوق کمتری بدهند و آن هم به موقع پرداخت نشد. به نظر می‌رسد در شرکت افراد معتبر زیادی باقی نمانده‌اند و تنها فردی که نماینده‌ای واقعی بود، حتی نتوانست یک سال دوام بیاورد و از شرکت رفت. چرا این چنین وضعی می‌شود و چرا ما همچنان نسبت به این رفتارها بی‌تفاوت می‌مانیم؟ با وجود وعده‌های بی‌ثمر، هنوز نمی‌دانم حقوقمان چگونه و چه زمانی پرداخت می‌شود و هر چند وقت یک‌بار با تاخیر مواجه است. همواره در کنار ما حکم بردگی برای این مدیران وجود داشت و حقوق به عنوان آخرین هزینه‌ها محسوب می‌شد و گاهی گفتند که در این ماه حقوق را نمی‌دهند. با وجود این، مدیران ارشد همچنان با عباراتی بزرگوارانه صحبت می‌کنند و سعی می‌کنند ما را فریب بدهند. از همه چیز خسته‌ام و در لحظه‌ای که فکر می‌کنم اوضاع کمی بهتر می‌شود، می‌بینم که همچنان حقوقمان در خطر است. از درون کمک لازم دارم و به خدا توکل می‌کنم.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·ستادی·۱۱ دی ۱۴۰۴
۱.۰
ستادی

شرکت پرگاس طب تجربه‌ای از حضور ستادی بود که ادامه پیدا نکرد و نکته‌ای که در ذهنم ماند، بی‌انضباطی و بی‌برنامگی بود. پس از جنگ بیست و چهار ساعته، تعدادی از همکاران اخراج شدند و شعبه‌های شرکت در شهرهای بزرگ بسته شد. هنوز تسویه حقوقم انجام نشده و تاخیر سه ماهه پرداخت‌ها وجود داشت. منابع انسانی را مسئول جذب نیرو دانستن و اینکه گفتند کار دشواری ندارد، حقیقت را نداشت. برای خودم تاسف می‌خورم که چقدر منظم و متعهد بودم در این شرکت اما نتیجه چیزی بود که انتظارش را نداشتم.

آریا بنیز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۹ دی ۱۴۰۴
۱.۰

هر چه از بدی‌های این شرکت بگویی باز هم کم است و باز چیز جدیدی پیدا می‌شود. با وجود همه بی‌انضباطی‌ها، تنها فردی که به‌نظر می‌رسد با انصاف برخورد می‌کند آقای فلاح است که خدمات شرکتی را قبول دارد و بقیه هی می‌گویند درد و بلات مدیرعامل که حقوق ما را هر سه ماه یک‌بار می‌دهند، با اینکه واقعا اینجا زحمت می‌کشیم. اگر بخواهی حقوقی را که حق مسلم تو است بگیری باید فرم مساعده پر کنی، که انصافا جالب نیست. هر هفته حداقل دو جلسه با حضور مدیران بی‌کفایت داریم که تنها هدفشان این است مدیرعامل بتواند کم‌وکم به آنها گند بزند و عقده‌هایشان را خالی کنند و در نهایت در صورتجلسه فقط تاریخ جلسه بعدی مشخص می‌شود. واحد مهندسی خروجی ندارد و اندازه یک واحد کارگری بی‌سواد است؛ هر هفته یا مدیر عوض می‌شود یا کارشناس، و اگر خروجی سالمی از این واحد دیدی باید جایزه بدهی. مدت‌هاست که اینقدر فشار می‌آورند که بالاخره مدیرعامل آمد و مدیر واحد شد، اما او هم دید که اوضاع خیلی خرابه و به سراغ فرد دیگری فرستادند. برای اینکه مدیرعامل بتواند به راحتی پول‌ها را چاپ کند، سه چهار تا جانشین مدیرعامل و معاونت عوض کردند که فقط پول بگیرند و هیچ کار مفیدی انجام ندهند؛ آخرین نفر هم با رگ گردن بیرون زده است و به کارمندانی که کار می‌کنند بی‌رحمانه بی‌احترامی می‌کند. واحد برنامه‌ریزی هم کمترین کار را انجام می‌دهد و دائم در حال دروغ گفتن و فریب کارفرماست. در جلسات با کارفرما راست و دروغ را با هم تحویل می‌دهند. از شوخی‌های شرکت این است که وقتی حقوق‌ها معوق می‌شود، هر کس به نحوی خودش را به کتف می‌زند، یکی ۹ یکی ۱۰ و یکی ظهر می‌آید. مدیرعامل با برخوردی بعضا محبت‌آمیز و گاهی صبح‌های بارانی با لابه‌لای حرف‌هایش نفوذ می‌کند و با شیوه‌ای شوخ‌طبعانه بچه‌ها را متفرق می‌کند. برخی مواقع حتی مدیران ارشد هم از این موقعیت استفاده می‌کنند و به‌طور فاجعه‌باری اوضاع را کنار می‌گذارند؛ نتیجه این است که نیمی از نیرو‌های شرکت نمی‌آیند و با این وجود اتفاقی نمی‌افتد، چون مدیرعامل تنها دغدغه‌اش این است که هرکس در ساعت ۸:۰۱ حاضر شود بهتر است نیاید، حقوق چهار ماه عقب‌افتاده و بیمه برای مدت دو ماه عقب مانده است و این خرابی شرکت از بدیهیات است. از این بازی‌های مسخره زیاد است؛ برای نمونه یک‌روز در کافی‌شاپ را می‌بندند، یک‌روز می‌گویند سیگار نکشید و روزی هم می‌گویند کسی به اتاق مدیرعامل نرود، اما هیچ‌وقت نگفتند حقوق‌ها تا شش ماه پرداخت نشده است. در همین حال مدیرعامل هر روز صبح با لبخند به همه سلام می‌کند و فریب می‌دهد: سلام بچه‌ها! امروز رفتی خانه و فردا دوباره به شرکت برگشتی، احتمالا مدیر شما همان فرد قبلی است و این یعنی وضعیت ناپایدار است. اگر بخواهی اینجا بمانی باید مثل من کار کنی، غیر از این باشه دیوانه می‌شوی؛ این را واقعا می‌گویم. الان کسانی که هنوز اینجا مانده‌اند، چنین استایلی را دارند: به مشکلات می‌خندند و تماما به دنبال یک راه فرار نیستند بلکه به‌نوعی با وضعیت کنار می‌آیند. هیچ‌وقت پایان این ماجرا مشخص نیست و اینجا برای کسی که ۱ سال و اندی در این خراب‌شده بوده، هنوز هم مثل همیشه است

صنایع سپهر پدیده کاوه
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·طراح گرافیک·۹ دی ۱۴۰۴
۵.۰
طراح گرافیک

یک سال و نیم در این شرکت به عنوان طراح گرافیک فعالیت کردم و تجربه‌ی ارزشمندی بود. فضای کار به شدت همفکری‌محور بود و مدیران و اعضای تیم با هم به تصمیم‌گیری می‌پرداختند، نتیجه‌اش رشد شخصی و حرفه‌ای برای همه و به‌ویژه برای من بود چون پیشنهادها و بازخوردهای همکارانم در طراحی‌ها به من کمک می‌کرد. با وجود اینکه حجم سفارش‌ها بالا بود و کار روزانه طاقت‌فرسا بود، حس رضایت داشت چون تجربه‌های گوناگونی کسب کردم و مهارت‌هایم را تقویت کردم. دلیل خروج از شرکت از سوی همسرم به دلیل توصیه‌ی او مبنی بر تمرکز روی زندگی خانوادگی بود. همواره آرزو دارم دوباره به این شرکت ملحق شوم تا دوباره با تیم همکاری کنم و رزومه‌ام را قوی‌تر کنم.

آریا بنیز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۶ دی ۱۴۰۴
۱.۰

من با این وجودی که شرکت ادعا می‌کند هیچ سفارشی از رانت نمی‌گیرد، و بهینه و چابک است تا جایگاه یکی از سه شرکت برتر دنیا را هدف بگیرد، تجربه‌ای کاملا متفاوت داشتم. در واقع همه چیز به گواهی من با بی‌نظمی‌های سازمانی آغاز می‌شود: تاخیرهای متعدد پروژه‌ها، کم‌کاری‌ها و نبود هماهنگی، حقوق و بیمه‌های عقب‌افتاده و به طور کلی رفتارهایی که به نظر من حاصل تفکری مدیریتی مشابه اداره یک کشور است. مدیرعامل به صورت روزانه تصمیمات تندی می‌گیرد، هر ماه ساختار سازمانی را تغییر می‌دهد، روال‌ها را دگرگون می‌کند و مدیران واحد را عوض می‌کند. مدیران فصلی که تنها چند ماه کنار هم می‌مانند و شاید از جاینامشان بی‌اطلاع‌اند، و به دلیل ضعف‌های شخصی و بی‌کفایتی انتخاب می‌شوند. کارشناسان هم با فشار برای افزایش حقوق‌های ناچیز دست به کارهای وحشت‌آور می‌شوند تا خودشان را بالا ببرند. به طور کلی کارگران و کارشناس‌ها در حال جمع‌آوری کارها هستند و برای افزایش ناچیز حقوقشان با کارهایی که هیچ ارتباطی به بهبود شرایط ندارد، سروکله می‌زنند. مدیرعامل به نظر می‌رسد زیرساختی در سازمان ندارد و یا به آن بی‌میل است. به عمد کارها را لنگ می‌گذاری، گاه هر چندوقت یکبار به واحدها می‌روی تا اوضاع را به هم بریزی و نیروها را خسته کنی تا از پشت پرده چیزی فهمیده نشود. پول‌های عظیم ورودی به سمت پروژه‌ها نمی‌رود و حقوق پرسنل کم و عقب مانده باقی می‌ماند. از پرداخت حقوق تا به حال فراتر از این می‌گذری و بیمه نیروها را هم در چند ماه به تعویق می‌اندازی. چگونه می‌خواهی این فاجعه را جمع و جور کنی؟ البته که تو در این زمینه از ترفندهایت استفاده می‌کنی که به همه القا کنی پولی نیست در حالی که واقعا پول هست و برای تو هم خوب است. حقوق را به اندازه زیاد تاخیر می‌زنی تا کارکنان در دست‌کم نیازهایشان بمانند و بتوانی کنترلشان کنی. حالا هم با ساخت فضای امنیتی در شرکت و گذاشتن جاسوس‌ها فکر کرده‌ای موفق می‌شوی. به جای پاسخگویی و عذرخواهی از نیروهای انسانی، با لحن بی‌پروا می‌گویی همینی که هست و انتظار بیشتری از کسی که با رانت و لابی پروژه می‌گیرد، نمی‌رود. در نهایت همه می‌دانند چه می‌گذرد. کارکنان را احمق فرض نکنید و بازی با آنها را تمام کنید. حالا دیگر می‌شود حدس زد که وضعیت کار در این سازمان چگونه است و چرا هیچ چیز درست نمی‌شود و نیروی انسانی همواره اولویت آخر است. حتی در میان رانندگان یا سایر کارکنان نیز تا حدودی آبرو کم شده و به کارفرما و تأمین‌کننده‌ها صدماتی وارد شده است. پ.ن: این شرکت دیگر هیچ چیز برای از دست دادن ندارد.

آفاق خودرو موتور
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·منابع انسانی·۴ دی ۱۴۰۴
۱.۰
منابع انسانی

در این شرکت تعهدات مالی و مدیریتی به‌طور قابل توجهی نامنظم است و وضعیتی آشفته حکم‌فرماست. پرداخت حقوق با تاخیر دوماهه انجام می‌شود و جابه‌جایی نیروها هر ماه تکرار می‌شود؛ از طرفی تعداد آگهی‌های استخدامی بالا است که نشان از وضعیت بد سازمان دارد. گاه بدون دلیل مشخصی برخی کارکنان اخراج می‌شوند و کسانی که از شرکت جدا می‌شوند معمولا تسویه مطالبات یا پرداخت‌های معوقشان انجام نمی‌شود. از نظر بهداشت و نظافت و سایر جنبه‌های مربوطه وضعیت مطلوبی وجود ندارد و از طرفی ملزومات ضروری خریداری نمی‌شود تا در اختیار کارکنان تازه‌وارد قرار بگیرد.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲ دی ۱۴۰۴
۳.۰

اگر از خودم بخواهند دقیقا تجربه را به شیوه‌ای تازه و طبیعی بازنویسی کنم، این‌طور نیست که به صورت صریح به یک شرکت به عنوان کلاهبردار یا متخلف بنویسم؛ به گفته‌ی این کاربر، برخی رفتارهای منفی و بحران‌های داخلی شرکت را مطرح می‌کنم تا حس ناخوشایند تجربه را منتقل کنم. در آروا با چند رویه نامطلوب روبه‌رو شدم: به نظر می‌رسد مدیریت منابع انسانی به شکلی زیرآب‌زنی با قائم مقام شرکت برخورد می‌کردند و این رفتارها به شدت ناامیدکننده بود. جایی که برخی تصمیم‌ها و اقدامات از دید من به گونه‌ای بود که به کارایی تیم و روحیه همکاران لطمه می‌زد. نکته‌ی قابل توجه این است که گاه کسانی که باید بهبودها را پیگیری کنند برای خودشان بازخوردهای مثبت از خارج منتشر می‌کردند و به افراد خاصی تعارف می‌نوشتند که این هم به من و همکارانم احساس بی‌اعتمادی می‌داد. واقعا تأسف‌بار است و امیدوارم که در آینده وضعیت بهتری شکل بگیرد و کارمندان بتوانند در فضایی سالم و با فرصت‌های مناسب کار و پیشرفت نمایند تا هر چه سریع‌تر از این شرکت خارج شوند.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲ دی ۱۴۰۴
۱.۰

شرکت آروا تجربه‌ای پرتنش را برایم رقم زد؛ احساس می‌کردم روح و روانم در مسیر تحلیل رفتن است. دو روز مانده به پایان ماه ناگهان اعلام شد که دیگر جایی در سازمان ندارم و این تصمیم با وجود ادعاهایی ضد و نقیض درباره مدیر منابع انسانی و رفتارهای توهین‌آمیز رقم خورد. گفته می‌شد که اتاق من همیشه در اختیار همه است، اما واقعیت این بود که با بی‌احترامی با من برخورد می‌کردند و به موقع هم اطلاع نمی‌دادند تا به دنبال کار بگردم. یکی از همکاران با عنوان کارشناس دست‌اندرکار، ظاهرا جایگاه منشی را برای خود دست‌پاگیر کرده و با اقدامات غیرکارشناسانه به ایفای نقش می‌پرداخت. متأسفانه کسی که به نظر می‌رسد کمترین دانش را دارد، مدیر منابع انسانی از او مشورت می‌گرفت و برای آینده شغلی دیگران نظرات نا مناسب می‌داد، در حالی که خودش به اندازه کافی توانمند نبود. با وجود اینکه به عنوان کارشناس منابع انسانی به صحبت‌های سایرین گوش نمی‌داد تا به مدیران منتقل کند، اما به‌خاطر کینه‌ورزی با بقیه، تا کنون باعث اخراج تعداد زیادی از هم‌کاران شده است. من شخصا هیچوقت از رفتارش راضی نشده و نمی‌بخشم، زیرا وقتی روزی با مدیر منابع انسانی صحبت کردم، با لحن نامناسب گفت که بعدا بیایم و من را از مسیرم خارج کردند. برخلاف این رویکرد، آقای علی‌نادر علیان واقعا عمل‌گرا و نسبت به حال کارمندان خودشان مراقبت بیشتری داشتند. از نظر حقوقی، پرداختی‌ها به‌موقع نبود و تا بیست روز تأخیر وجود داشت. بیمه تکمیلی هم به دروغ قول داده می‌شد که وجود دارد، اما راستی‌آزمایی نشان می‌داد که چنین خدماتی به‌طور کامل ارائه نمی‌شد و تنها مکانی که دوربین نداشت، سرویس بهداشتی بود.

آریا بنیز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱ دی ۱۴۰۴
۱.۰

من تنها حدود یک سال و نیم در این شرکت تجربه کار کردم و واقعا از بی‌سروته بودنش عقب مانده بودم. هیچ‌کس مشخص نمی‌کرد چه کار باید کنیم و نتیجه‌ای هم از کار نمی‌دیدیم؛ فقط وقتی از شرکت می‌خواستی حقوق و بیمه‌های معوق را پس بگیری، باید با بحث و دعوا پیش می‌رفتی. به نظر من این شرکت در یک پروژه در حال افتادن بود و به خاطر مدیرعاملش این وضعیت ادامه داشت، وگرنه بی‌کفایتی و بی‌لیاقتی خیلی زود آشکار می‌شد چون سایر شرکت‌های زیرمجموعه هم ضرر می‌کردند و مدیران‌شان پول‌ها را برای خود می‌بردند. به طور کل، شرکت به‌نوعی به خانوادگی تبدیل شده بود: مدیرعامل در یک گوشه نشسته و فقط با گیم‌زنی و دوستان و آشنایان سرگرم می‌شد، و سر ماه هیچ‌کس حقوق نمی‌گرفت مگر اقوام. روابط پشت پرده هم چیز دیگری است که نمی‌توان به آن بی‌تفاوت بود. واقعا شرکت را می‌شد گفت مدیرانش ۸۰ درصد را می‌بردند و کارشناس تنها ۲۰ درصد سهمی داشت که همان ۲۰ درصد هم اغلب کارها را انجام می‌دادند و بخش کوچکی از مدیران هم حقوق می‌گرفتند. در کل تجربه‌ام از این شرکت خیلی ناامیدکننده بود و اوضاع به‌قدری بهم ریخته بود که حتی با بازبینی کوتاه یک هفته‌ای از کار می‌فهمیدی کارها به‌هم ریخته‌اند و هر نیروی جدید تا سر ماه نمی‌ماند و می‌رفت. شرکت استعداد عجیبی در نگه داشتن نیروهای چاپلوس دارد و آن‌هایی هم که می‌مانند با حقوق بالا، هر هفته مدیرعامل را می‌دیدند که قهوه‌شان را می‌نوشید. مدیرعامل بی‌احترامی عجیبی داشت و انگار در دنیای دیگری زندگی می‌کرد. پول‌های پیش‌پرداخت پروژه‌ها را می‌گرفت و به خارج می‌برد و کارکنان جایگزین باید به‌طور معوق طول می‌کشیدند تا پرداخت‌ها انجام شود. واحد مالی هم مشکلاتی داشت و خیلی عقب بود؛ هر سال یک سال عقب می‌افتاد و هیچ دغدغه‌ای از نظر مالی احساس نمی‌کرد. خلاصه‌ای از حسن‌های شرکت را هم اگر بخواهم بگویم، بچه‌های تیم خود شرکت بودند که به‌جز مدیران، واقعا خوب بودند و دلیل کمی برای ماندن پیدا می‌کردند. اگر احیانا دیدید کنار خیابان بنر آریابنیز با پارتی و تبلیغاتی، خیلی زود از آن فاصله بگیرید؛ به نظر من از افراد و شرکت‌های مرتبط با این تبلیغات دوری کنید.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·ندارد·۲۹ آذر ۱۴۰۴
۱.۰
ندارد

وقتی به آروا فکر می‌کنم، رفتار نامناسبی که با من و همکاران داشتند را به چشم می‌بیندم و باور راضیات از کار در آنجا را نمی‌پذیرم. دلیل کینه‌ای که از فردی در سطح پایین‌تر دیدم، برام روشن نیست و دفاعی که به نظر می‌رسید شده بود، به چشم خود او برمی‌گشت. هرگاه آینده‌ای در این شرکت اتفاقی افتد و شرایط تغییر کند، آن زمان می‌شود که جو کار بهتری شکل بگیرد؛ تا آن موقع به نظر من تنها یک واحد کوچک تجاری در حسن‌آباد است و تفاوت زیادی با دیگر مؤسسات ندارد.

صنایع غذایی بدر
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۶ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

باور کنید که هر روز از شش صبح تا هشت شب کار می‌کردم و فقط برای حقوقی ناقابل پانزده تومن می‌گرفتم. اگر حضوری بیایید کارخانه را سر بزنید، شاید حقوق‌تان بیشتر باشد؛ اما برای من همان پانزده تومن شد، هرچند سابقه کارم را هم در نظر می‌گرفتند، بنظر نمی‌رسید تفاوت زیادی باشد. اخلاقا گفتن چنین حقیقتی هم سخت است و واقعا رفتار مناسبی نیست. با وجود این، چنین وضعی انگار در همه‌جا رایج است و اکثر کارگاه‌های اطراف چنین بردداری نوینی را تجربه می‌کنند.

پارسیان ترمز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·...·۲۶ آذر ۱۴۰۴
۱.۰
...

در این کارخونه صدا به قدری بالاست که چند هفته هم که بگذرد، تنها با مصرف قرص سردرد می‌توان رو غرور دوام آورد. درآمد زیر خطخاب وزارت کار است و با این سطح حقوق نمی‌شود زندگی کرد. مصاحبه‌های فراوان انجام می‌شود اما استخدام اتفاق نمی‌افتد؛ فقط مردم را می‌کشونن آنجا و بعد رد می‌کنند. کارگران به‌سرعت دوچار جابجایی می‌شوند و امنیت شغلی وجود ندارد؛ حقوق مأخوذ هم فقط حدود پانزده میلیون تومان است. اعضای بالا‌دستی که پشت شیشه نشسته‌اند، اخلاقشان چندان خوب نیست و به‌طور کلی فضاهای کارخانه‌ها به نوعی برده‌داری‌شان را نشان می‌دهد. تصمیم با خودتان است که چطور دوست دارید؛ بنظرم بهتر است کسب‌وکار خودتان را به دست بگیرید.

مادیران
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مدیر·۲۴ آذر ۱۴۰۴
۱.۰
مدیر

کاش تجربه‌ام را از مادیران چنین روایت کنم که با وجود نام معتبر شرکت، فضای کاری واقعا ناسالمی را تجربه کردم. چندین سال در این مجموعه کار کردم و با سه مدیرعامل مختلف همکاری داشتم، اما متأسفانه به تدریج اتفاقاتی دیدم که من را نسبت به حرفه‌ای بودن سازمان دچار تردید کرد. اگر دنبال کار در این شرکت هستید، توصیه نمی‌کنم به هیچ عنوان برای کار انگشت‌شمار کردن مسیرتان را امتحان کنید. آخرین مدیرعاملی که با او کار کردم نامش کاظمی بود و از نظر رفتار حرفه‌ای و پایبندی به اصول اخلاقی، شرایط پایداری وجود نداشت. عملکرد شرکت به نظر من بیشتر به سو استفاده از نیروها شباهت داشت تا همکاری منظم و سالم.

آریا بنیز
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۳ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

وقتی وارد این شرکت شدم فهمیدم که وضعیت حقوقی و کار متزلزل است و باید خیلی محتاط بود. فضای کار نامنظم است و از نظر فرهنگ سازمانی مشکلات زیادی دیده می‌شود؛ بی‌اعتمادی بین تیم‌ها وجود دارد و گاه با وعده‌های بی‌پشتوانه روبه‌رو شدم. حقوق گاهی به صورت قابل توجهی متفاوت از وعده‌های اولیه اعلام می‌شود و تفاوت نرخ‌ها ممکن است کار را سخت کند. در کل احساس ناامیدی و بی‌ثباتی داشتم و دیدم که به جای توجه به تخصص و کار تیمی، به پول و روابط پشت صحنه اهمیت داده می‌شود. اگر دنبال محیطی با ثبات و سفارش‌های روشن هستی، اینجا احتمالا جای مناسبی برای ادامه نیست.

ایلیا استیل
تولید و صنایع · آذربایجان شرقی، تبریز
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۲ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

من در دفتر مرکزی واقع در خیابان شریعتی مشغول به کار بودم و فضای کار بسیار پرتنش و فشار بالایی داشت. از نظر اخلاقی و رفتاری مدیرعامل، نقدهایی جدی دارم؛ به نظر من هم‌اکنون ارزش و جایگاه نیروهای انسانی برای‌شان چندان اهمیتی ندارد. محیط کار به دلیل ارتباط برخی از همکاران با مدیرعامل به شدت پرتنش بود. خلاصه اینکه تجربه من از این شرکت خیلی ناخوشایند بود و معتقدم هر کسی که وارد این مجموعه می‌شود، به خاطر این شرایط، بیش از شش ماه در واحد فروش دوام نمی‌آورد.

کولر هوایی آبان
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۲۲ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

ورودم به این شرکت همانند گام گذاشتن در باتلاق بود و به محض این که به خودم آمدم فهمیدم تصمیمم اشتباه بوده و سرمایه و زمانم را هدر داده‌ام. کارخانه در شیراز قرار دارد اما مدیرعامل شیرازی نیست و نکته‌ی مهم این است که او اهل دیزج از توابع شبستر است و به نحوی صرفه‌جویی زایدالوصفی دارد؛ به طوری که در هیچ مناسبتى حتی روز زن هم خبری از هدیه نیست و حتی یک شیرینی یا شاخه گل هم نمی‌دهند. اینها در کنار اینکه حقوق متعهد به پرداخت را هم نمی‌پردازند، مزایای جانبی را که بندهای قرارداد می‌طلبند هم در اختیار نمی‌گذارند. توافقات ارائه‌شده به تامین اجتماعی با حقوق دریافتی تفاوت دارد و در نتیجه عیدی، سنوات (که تا زمان خروج تسویه نمی‌شود)، اضافه‌کاری و سایر مأخذی که بر پایه‌ی پایه حقوق محاسبه می‌شود تحت‌تأثیر قرار می‌گیرند و در نتیجه مدت همکاری‌ام به زیان کامل تبدیل شد. به هیچ وجه همکاری با این شرکت را توصیه نمی‌کنم.

آروا
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·مدیر تمام وقت·۲۲ آذر ۱۴۰۴
۳.۰
مدیر تمام وقت

با کسی که خود را مدیر خدمات معرفی کرده بودم، حرفی روشن می‌گویم: نکته اول این است که داده‌های ارائه‌شده از طرف او درست نیست و او همچنان در سازمان مشغول به کار است. نکته دوم از من هم‌عرصه با سازمان آروا این است که به عنوان کسی که حدود یک سال است در شرکت هستم و از آروا رضایت زیادی دارم، اجازه نمی‌دهم نفرات شرکت تخریب شوند. اگر نقدی درباره سطح سواد ایشان دارید، در یک جلسه حضوری با حضور سایر مدیران آروا بررسی خواهیم کرد تا سطح سواد و عملکرد شما و او به‌طور روشن ارزیابی شود. حتی اگر فرصت حضور ندارید، نام‌تان را بفرمایید تا بتوانیم عملکرد شما را بررسی کرده و در همین فضا به اشتراک بگذاریم. من خودم کارهای زیادی با ایشان دارم و به تجربه سایر افراد بیرونی حاضر در شرکت آروا همواره این تصور وجود دارد که او رزومه‌ی خوبی قبل از ورود به آروا داشته و هم از نظر سواد و هم از نظر عملکرد، متوسط یا مطلوب ارائه کرده است.

کولر هوایی آبان
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۵ آذر ۱۴۰۴
۱.۰

برای من کولر هوایی آبان تجربه‌ای ناامیدکننده بود، با وجود اینکه با ورود نیروهای جدید، ناهمخوانی‌های مدیریتی هم بالا بود. بعد از یک دوره تلخ که با تاخیر در پرداخت حقوق روبه‌رو شدم، تصمیم گرفتم از شرکت جدا شوم؛ چراکه احساس کردم افق فکری مدیران به قاپیدن جیب کارمند شبیه است و فرصت رشد حقیقی وجود ندارد. کارخانه‌شان در شیراز، منطقه صدرا است و دفتر کوچکی هم در تهران داشتند، اما مدیرعامل و دو مدیر ارشد اصلی شرکت در شیراز مستقر بودند. به جز حقوق، هیچ مزیت جانبی دیگری ارائه نمی‌کردند و با وجود درآمد بالا، نه پاداشی داشتند و نه حتی در اعیاد یا مناسبت‌ها هدیه‌ای می‌دادند. پایه حقوق را برای کاهش دریافتی به کار می‌بستند و گاهی با تفسیرهای قانونی، حقوق جمعه را هم به شکل دقیق محاسبه نمی‌کردند؛ مثلا اگر سه روز در هفته کار می‌کردم، جمعه را نصف روز محسوب می‌کردند و در صورت غیبت یا مرخصی در کل هفته، جمعه هم به عنوان روز بدون حقوق در نظر گرفته می‌شد.

صنعت سازان کسری پرند (لیمون)
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·۱۵ آذر ۱۴۰۴
۳.۰

درباره این شرکت تجربه خودم را چنین به خاطر دارم که چند ماه پیش تماس گرفتم تا رزومه‌ام را برای یکی از آگهی‌های شغلی بفرستم. اما هر بار که ارتباط برقرار می‌کردم، با فردی متفاوت وصل می‌شدم و پس از توضیح مفهوم کار، دوباره به شخص دیگری ارجاع می‌شدم. در نهایت آخرین تماس هم قطع شد و از کار کلا منصرف شدم. نمی‌دانم این تجربه چه خوبی یا بدی برای کار در کارخانه داشت، اما ترجیح می‌دهم با شما راجع بهش بررسی کنید. اگر حضوری هم بخواهید بیایید، من تصمیمم را گرفتم و دیگر پیگیری نمی‌کنم. شاید مشکل از خطوط تلفن بود یا ارتباط برخی افراد با هم درست نیست.

پرگاس طب
تولید و صنایع · تهران
تجربه کاری
کاربر ناشناس·فروش و مارکتینگ·۱۵ آذر ۱۴۰۴
۴.۰
فروش و مارکتینگ

مدت پنج ماه بود که حقوق نگرفتیم و با وجود این، رضایت کم‌رنگ اما موجود بود. من هفت سال است که اینجا کار می‌کنم و انگار یک جزیی کوچک از یک رودخانه برای کارمندانی با توقعات متوسط یا پایین ارائه می‌دهند؛ جایی که مزایا پاسخگوی نیازها نیست و سطح انتظار باید پایین نگه داشته شود تا به گزینه‌های دیگری دست پیدا نکنیم. در نهایت باید بگویم که تحمل برایم تاحدی وجود دارد، خدا را شکر.

تجربه‌ات را در ویکی‌تجربه به اشتراک بگذار

چند دقیقه وقت بگذار و به هزاران نفر کمک کن تصمیم شغلی بهتری بگیرند — کاملا ناشناس.